روزهای خوبی که دوستشان دارید…
روزهای خوبی که دوستشان دارید…
خودتان را در موقعیتی تصور کنید که همه چیز برای اجرایی شدن تمام برنامه ریزیهای بلند و میان و کوتاه مدت زندگی برایتان بوجود آمده و قفل همه چیز باز شده است و سوار بر کشتی شدید که کشتی بان به همه پول، عشق، ثروت، زیبایی، شفا و تندرستی و هر آنچه که آرزوی شماست تقدیم می کند و موجهای نوازش و آرامش از هر سو از شما استقبال می کنند و نقشه های امید و حیات به شما هدیه می دهند.

خودتان را در موقعیتی تصور کنید که همه چیز برای اجرایی شدن تمام برنامه ریزیهای بلند و میان و کوتاه مدت زندگی برایتان بوجود آمده و قفل همه چیز باز شده است و سوار بر کشتی شدید که کشتی بان به همه پول، عشق، ثروت، زیبایی، شفا و تندرستی و هر آنچه که آرزوی شماست تقدیم می کند و موجهای نوازش و آرامش از هر سو از شما استقبال می کنند و نقشه های امید و حیات به شما هدیه می دهند.

حجم غیر قابل توصیفی از حقیقت های شیرینی که مدتها در انتظارش هستند سراشیبیهای سقوط از زندگی و کشور شما رخت بربسته و اصلاحات ساختاری در رویدادها و اتفاق های کارآمد و کلیدی برای مقابله با نارضایتیها و نامنی های عمومی بوجود آمده است. عوامل تاثیرگذاری در سطح عینی و کلان، تهدیدها و ناامنی ها، اختلافات،نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی، رانت خواری، تبعیضات حاکم بر جامعه و …. را از بین برده است.

حال با وجود این همه خوشبختی و رویدادهای خوب که دوست دارم بارها و بارها تکرار شوند و هیچ گاه به پایان نرسند تا مزه ی شیرین و قشنگ آنها همیشه یر زبان ما باشد و با تکرار آنها لبخند آشنایی بر لب هایمان تداعی شود. با وجود همه ی اینها روز خوبی را که دوست دارید دوباره تکرار شود چه روزیست؟

یکی از بازیگرای شهرم روز خوبی را که دوست دارد دوباره برایش تکرار شود را روزی می داند که برادر اسیرش از زندان عراق بعد سالها فراق و جدایی به آغوش خانواده بازگشته بود .

بعضی از لحظات را می توان با چیزهایی زیبا پر کنیم و خاص جلوه دهیم اگر چه صحنه های خاکستری و غمگین زیادی دارد. گاهی اوقات باید از تمام دلتنگیها، از اشک ها و شکایت ها بگذریم و اعترافهای روزهای خوب را بکنیم روزهایی که به ما حسرت میشوند و دلتگشان می شویم. من به عنوان یک دکتر دلتنگ روزی هستم که

بهترین روزهایی خوبی که دوست دارم تکرار شوند از زبان یک معلم روزهای پرشور کودکی است؛ روزهایی که بدون دلیل میخندیدم و با کوچکترین اتفاق شاد میشدم.آن روزها دنیا در چشمان من بسیار بزرگتر از ان چیزی بود که تصورش را می کردم.

فراموشی مسوولیت اجتماعی توسط صنایع
فراموشی مسوولیت اجتماعی توسط صنایع

روز خوبی که دوست دارم تکرار شود روزهای بی نظیر جوانی ام است سالمند مهربان انگار که به آن دوره برگشته باشد مشغول فکر کردن به روزهای گذشته اش میشود.

سرباز وظیفه کشورم روزخوبی که دلش میخواهد تکرار شود زنده شدن دوباره پدر و مادرش است که به فاصله ی یکسال هر دو را از دست داده است.

روز  خوبی را که دوست دارم تکرار شود روزی است که بر خلاف تصور همه ی فامیل که من در هیچ دانشگاهی قبول نمیشوم شاخ فامیل و خانواده شدم در دانشگاه دولتی مائده قبول شدم و دهان همه از تعجب بازماند چرا که همان زمان قبولی من؛ باز هم تکرار می کردند که کد قبولی شما ,اشتباه انتخاب شده است. شور و حال زیبایی داشتم که همه در حال تکاپو و فضولی که وافعا من دانشگاه قبول شدم یا نه و من در حسرت آغوش پدر که چند سالی بود از دست داده بودم. براستی که این اتفاق برای من بسیار مهم و دلنشین است.

روزخوبی  را که دوست دارم تکرار شود تولد دخترم ملیکاست که در اوج نا امیدی و بدبختی خدا در گشایش را با تولد دخترم به روی من باز کرد و با آه و اشکهای مکرر ادامه می دهد که کاش روزهای خوش همیشگی باشند.

خیلی ها هم در مواجهه با این سوال که دوست دارند کدام روز خوب زندگیشان تکرار شود به یاد لحظاتی می افتند که اشتباه یا غلط بوده و از تک تک لحظات زندگی به خوبی لذت نبرده اند. اما ناگفته نماند زمان برای انتخاب خیلی اهمیت داردو اگر دوباره به همه ی ماها فرصت تکرار داده شود همان راه قبلی را در پیش می گیریم حتی اگر یک روز باشد.

و بازهم تکرار یک روز خوب  از زبان یک روانشناس, هیچ نوع حال و هوای بدی را تحمل نکن و در انتخاب افکارت قدرت را ببین، ایده هایت را داشته باش و جسارت اجرایی کردن آن را به خود بده.خوشبختی یک انتخاب است ، زندگی راحتی نگه داشتن همه نیست. در هر چیزی عشق را حس کن و تکرار همه ی اینها می شود روزهای خوبی که هستند و نیاز به تکرار ندارند

 همینطور کودکی که به خاطر طلاق از پدر و مادرش جدا افتاده و دلش میخواهد روزی را که با پدر و مادرش به پارک و شهربازی میرفت برایش تداعی و تکرار شود.

و پدری که با پول کاگری خود توانسته بود سرمایه ای و ملکی را فراهم کند و همه را سر ندانم کاری اعتیاد از دست داده بود . بعد از افسوس فراوان می گوید: ای کاش آن روز تاجر بودن من  دوباره تکرار شود .

و یک روز خوبی که اگر قرار بود تکرار شود از زبان کودک کار , روزی بود برای درمان بیماری ام عمو باقر , (عمویی که واقعی نبود اما کاش واقعی بود )پول عمل قلبم را پرداخت کرد و به من زندگی دوباره بخشید دوست دارم دوباره عمو باقر و ببینم….

یکی از سیاستمداران کشور عزیزم که سالیان سال است در پست ریاست در یکی از ارگانهای دولتی ایفای نقش می کند یکی از روزهای خوب زندگی اش را که دوست دارد دوباره برایش تکرار شود را روزی می داند که  برای اولین بار پست دولتی گرفته است و در آن دوران بی ریا و بدون ترس از چیزی  یا حس و حرکتی به نصیحت مادر خدابیامرزش  عمل کرده بود و مسئولیت قدرت را پذیرفته بود وپاسخگویی به مردم را جدی ومقدس می دانست و فکرش همیشه به سمت نفع مردم و عمرانی کشور بود .

یکی از این بعضیها هم می گوید ای کاش یک کنترل جادویی بود . کنترل جادویی که بتوان با آن لحظه های بدو اشتباهات گذشته را پاک کرد و با دکمه های عقب و جلو و توقف ,زندگی را با آن کنترل کرد.

خلاصه و در چند جمله کتاب زندگی را تندتند ورق نزنیم قبل از هر عمل کردنی گوش بدهیم، قبل از هر واکنش نشان دادنی فکر کنیم و قبل از خرج کردن بدست بیاوریم.. قبل از شما یک صبر، قبل از دعا کردن بخشش و قبل از دست کشیدن تلاش کنیم، هر روز را زندگی کنیم، خوشبختی روزها و لحظه هایی است که احساس می کنیم خدا کنارمان نشسته و به احترام خدا، از هر گناه و اشتباهی فاصله می گیریم

. به تمامِ اتفاقات خوبِ در راه مانده،به تمام روزهای شیرین نیامده , به لبخندی که یک روز بر دلمان می نشیند ,به اجابت دعاهایمان, به برآورده شدن آرزوهایمان , به محو دن غم های دیرینه مان …..من دلم روشن است ….روزی از راه می رسد و ما برای یک روز هم که شده , آن چنان که باید زندگی می کنیم ….من دلم روشن است .ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم، شاید رنگ مورد علاقۀ یک دیگر نباشیم، اما روزی برای کامل کردن نقاشیهایمان دنبال هم خواهیم گشت، بشرطی که هم دیگر را تا حد نابودی نتراشیم….

  • نویسنده : سهیلا علاالدین
  • منبع خبر : بازار کسب کار آنلاین