ساعتی بادختران کتاب فروش
ساعتی بادختران کتاب فروش
بار سنگین کوله، طراوت چهره‌اش را از پا انداخته اما لبخند از چهره‌اش نمی افتد، منتظر می‌ماند تا صحبت‌های تلفنی‌ام تمام شود تا شاید باز مشتری کتاب‌هایش شوم؛ حکایت دختران کولبر کتاب خراسان شمالی است که هر روز برای فروش کتاب در تلاش هستند.

بار سنگین کوله، طراوت چهره‌اش را از پا انداخته اما لبخند از چهره‌اش نمی افتد، منتظر می‌ماند تا صحبت‌های تلفنی‌ام تمام شود تا شاید باز مشتری کتاب‌هایش شوم؛ حکایت دختران کولبر کتاب خراسان شمالی است که هر روز برای فروش کتاب در تلاش هستند.

سرم را که خلوت می بیند، جلوتر می آید، کوله شکم داده‌اش را روی میزم می گذارد،  کتاب ها را یکی یکی روزی میز می چیند.  جز کوله، کیف کهنه ای بر دوشش دارد که تعدادی کتاب از زیپ پاره شده و بازش بیرون زده است.

صحبت هایش، گرم و صمیمی است، خودش را یار مهربان معرفی می کند،  مشتاقانه تلاش دارد تا کتابخوانت کند، یکی یکی کتاب ها را معرفی می کند،  در معرفی کتاب ها یک پا استاد شده است.

تخصصی هم در شناخت سلیقه مشتریان دارد، می گوید در این سال ها ذائقه مشتریان دستش آمده است.  

وقتی می گویم هفته کتاب و حضورش را به فال نیک می گیرم، درد دلش باز می شود، گویی نمک بر زخمش پاشیده باشی.  

می گوید حرف هایش مختص خودش نیست، هیچ کدام از کتاب فروشان سیار، از وضعیت راضی نیستند، می گوید با این مناسبت ها صنمی نداریم، یعنی فرصت این را نداریم تا از این دلخوشی ها داشته باشیم. از همراه بودن بر کتاب، کولبری اش برایمان مانده است.   

در شهر خودش، هم تجربه ای از کتاب فروشی داشته است اما راهش به دانشگاه در شهر بجنورد که باز شد، مجبور شد تا کتاب فروشی سیار را پیشه کند تا مخارجش تامین شود.

روزها ساعت های طولانی، با کوله پشتی اش و کیف روی دوشش، پیاده روها و خیابان ها را طی می کند،  کیلومترها پیاده روی می کند تا شاید کتابی، فروش برود.

روزها ساعت های طولانی، با کوله پشتی اش و کیف روی دوشش، پیاده روها و خیابان ها را طی می کند،  کیلومترها پیاده روی می کند تا شاید کتابی، فروش برود

به اداره ها و شرکت ها هم سر می زند، در برخی از این مکان ها مشتریان ثابت دارد.  برخی از کتاب ها را هم در خیابان به رهگذران و برخی را در ایستگاه های خط واحد و یا در اتوبوس فروخته است.  

ترکش های کرونا برای کولبران کتاب 

یکی از کولبران کتاب هم در این باره می گوید: حدود هشت سالی است که به کولبری کتاب مشغول هستم، مشکل اصلی ام، حقوق پایین و زحمت زیاد این کار است.  

وی که خواشت نامش ذکر نشود اظهار می دارد: درآمد این شیوه کتاب فروشی، بعضا خوب است، برخی ماه ها تا ۳۰ میلیون ریال درآمد داشته ام، اما اکنون درآمدها به شدت کاهش یافته، بویژه با شیوع کرونا فروش بسیار کم شده است.  

این کتاب فروش سیار که از گزند کرونا در امان نمانده می گوید،  با شیوعه کرونا، بازار ما هم کساد شد و خیلی از خانم ها، دیگر کتاب فروشی را ادامه ندادند،  برخی که مثل ما پوست کلفت بودند، مانده اند،  البته هرچقدر نیازمندتر باشی، سرسخت تر می شوی.  

وی می افزاید: تمام فروشنده ها، خانم هستند، همه هم از روی ناچاری به این کار مشغول شده اند، یا سرپرست خانواده هستند، یا شوهر معتاد و بیکار دارند که خرجی نمی دهد،  یکی مستاجر است و از این راه می خواهد به درآمدزایی خانواده کمک کند و دیگری دانشجو است و ناتوانی خانواده اش به تامین مخارج، او را به این کار واداشته است.  

تمام فروشنده ها، خانم هستند، همه هم از روی ناچاری به این کار مشغول شده اند، یا سرپرست خانواده هستند، یا شوهر معتاد و بیکار دارند که خرجی نمی دهد،  یکی مستاجر است و از این راه می خواهد به درآمدزایی خانواده کمک کند و دیگری دانشجو است و ناتوانی خانواده اش به تامین مخارج، او را به این کار واداشته است

ساعتی بادختران کتاب فروش
ساعتی بادختران کتاب فروش

کولبری، بانوان را از کت و کول انداخته 

مریم، یکی از بانوانی است تجربه کولبری داشته است و اکنون مسوول تحویل کتاب ها به دختران کتاب فروش شده است.  

می گوید چهار پنج نفری با مرکز ما، همکاری دارند و به صورت سیار کتاب می فروشند، البته پیش از کرونا تعدادشان بیشتر بود، اما با کرونا که فروش کم شده دیگر کتاب فروشی هم برایشان سود نداشت، به همین خاطر خیلی ها دیگر ادامه ندادند.

وی اظهار می دارد: این کتاب فروشان سیار که همگی خانم هستند، هر روز صبح به مرکز مراجعه می کنند و کتاب ها را تحویل می گیرند تا با مراجعه به ادارات، شرکت ها و یا در خیابان، به فروش برسانند.  

وی می افزاید: درآمدشان درصدی است، به ازای فروش کتاب، دستمزد می گیرند، درآمد این شیوه کتاب فروشی زیاد نیست، اما در حدی هست که دستشان پیش کسی دراز نشود، بخشی از مخارج را تامین می کند.  

وی می گوید: خودم هم تا چند سال پیش، کوله بر کتاب بودم ساعت ها پیاده روی در خیابان ها با بار سنگین کتاب، زانوهایم را داغون کرده است، کمردرد و زانو درد دیگر همراه زندگی ام شده است.  

مریم اظهار می دارد که، کمردرد و زانو درد دیر یا زود، سراغ این کولبران می آید، وزن کتاب سنگین است، مگر توان زن چقدر است، چقدر می تواند در برابر این وزن تحمل داشته باشد؟  

کمردرد و زانو درد دیر یا زود، سراغ این کولبران می آید، وزن کتاب سنگین است، مگر توان زن چقدر است، چقدر می تواند در برابر این وزن تحمل داشته باشد؟

کتاب فروشی سیار مشکل قانونی دارد؟  

در میان تلاش هایی که این کولبران برای ترویج کتابخوانی دارند، برخی فعالیت این افراد را مجاز و برخی غیرمجاز می دانند.  

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان شمالی در این باره می گوید: این افراد در صورتی که زیر نظر کتابفروشی ها و مراکز توزیع کتاب دارای مجوز فعالیت داشته باشند، مشکلی ندارد و البته اقدامی برای ترویج کتابخوانی در جامعه است.  

حسین فرخنده اظهار داشت: برخی از کتاب فروشان سیار که به صورت غیرمجاز فعالیت داشتند، تذکر دریافت کرده اند.  

یکی ۲ جلد کتاب که از یار مهربان می خرم، کتاب ها را از روی میزم، جمع می کند و در کوله اش می چیند، بند کوله را که می چرخاند تا بار زندگی را بر پشت بگیرد، سنگینی وزنش را در چین و چروک صورتش احساس می کنم.  

کوله را به پشتش و کیفش را بر دوش می انداز و خداحافظی می کند.  در نگاه آخرش هم از لبخند دریغ نمی کند، مهربانی اش شاید به این خاطر است که یار مهربان بر دوش دارد.   

  • منبع خبر : ایرنا