مباداکارتی برای شما زده شودوموجودی آن کافی نباشد
مباداکارتی برای شما زده شودوموجودی آن کافی نباشد
بخشندگی وهمدلی جزو زیباترین صفت هاست که در نهاد هر فردی این صفت از جانب پرودگار ذخیره شده است پس آگاه باید بود که خداوند درهیچ جا ,همچون انجا پرستش نمی شود که آدمی برای نیکی کردن به همنوعش گام برمی داردهرکس هر اندازه هم که فقیر باشد می تواند چیزی ببخشد اندیشه ی عشق ,واژه ای شیرین,لبخندی محبت آمیز,نغمه ای روح افزا دستی یاریگر یا هر آنچه ممکن است به قلبی شکسته آرامش دهد چرا که دنیایش به غیراز پول به عشق و همدلی نیاز دارد .

بخشندگی وهمدلی جزو زیباترین صفت هاست که در نهاد هر فردی این صفت از جانب پرودگار ذخیره شده است پس آگاه باید بود که خداوند درهیچ جا ,همچون انجا پرستش نمی شودکه آدمی برای نیکی کردن به همنوعش گام برمی داردهرکس هر اندازه هم که فقیر باشد می تواند چیزی ببخشد اندیشه ی عشق ,واژه ای شیرین,لبخندی محبت آمیز,نغمه ای روح افزا دستی یاریگر یا هر آنچه ممکن است به قلبی شکسته آرامش دهد چرا که دنیایش به غیراز پول به عشق و همدلی نیاز دارد .

هستی همه کائنات و موجودات در دستان خداوند است و نجات بخش تمامی انسان ها تنها خداست خدایی که با هر دم وبازدم جانی دوباره به انسان می بخشد و عالم را با نظمی مافوق تصور انسان آفریده است .

انسان را اشرف مخلوقات قرار داد و جهان را برای بهترین بندگانش خلق کرد و نعمت های بسیاری را به بندگان خود ارزانی بخشید روزهای بدی در زندگی آدم می رسد که هیچ کس حتی نمی پرسد “خوبی”؟ برای چنین روزهای بدی, نیاز به یگانه مهربان دلسوزی داری …..به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی و نامش چه زیباست “خدا”……ساده و پاک !صدای خدایش را در آن مراحل سخت زندگیش می شنود با چشمانی مطهر ,به خالقش نگاه می کند نگاهی به درون ,آرامش را در آغوش خداوند جستجو می کند لحظه ای سرشار از بوی خدا ! حالش عوض می شود و معجزه ای در حال رخ دادن ودر اوج توکل خودش را به او می سپارد و فریاد می زند از سر شوق که چقدر خوشبختم خدا جان که تو را دارم در تمام صفحه های ورق خورده زندگیش اثر انگشت اورا می بیند و از خالقش می خواهد که دستانی به او عطا فرماید که همواره همه چیز را برای او بخواهد.

ارازمحمد کر را می گویم کسی که همواره در گرفتارهایش, در لحظه های خیس نیایش, گاه با زبان گاه با اشک عقربه دلش را به سان قبله نما به سمت معبودش چرخاند و …..فرصتی دست داد تا پای صحبت ها و آموخته هایش از جانب خداوند بشینیم.

مباداکارتی برای شمازده شودوموجودی آن کافی نباشد
مباداکارتی برای شما زده شودوموجودی آن کافی نباشد

ارازمحمد در گفتگو با خبرنگار کسب و کار اینگونه هنرنمایی می کند: در این دنیا هیچ چیز متعلق به ما نیست و اگر این را بپذیریم طبیعتا راحتر از همه چیز دست می کشیم در سال ۷۹ زمانیکه خدمت سربازی را به پایان رساندم بعد ۶ ماه بیکار بودن از آنجایی که در یک خانوانده مستمند و فقیر بزرگ شدم و مادرم هم تحت پوشش کمیته امداد بود تصمیم گرفتم تقاضای یک موتورسه چرخ از کمیته امداد برای تامین امرار ومعاش زندگی و کمک به مادرم بدهم قرار شد در قبال گرفتن موتور سه چرخ یک چک ۷۵۰هزار تومانی به عنوان ضامن ارائه دهیم تا ۲ ماه کسی به ما اعتماد نکرد که چک را به ما قرض بدهد تا اینکه برادرم به اصرار مادرم چک ضمانت را داد و من هم سه چرخ را خریداری کردم و افتادم توی کار , همان زمان بود که با خدای خودم عهد کردم که صبر و تحمل مرا در مقابل مرارتها و سختی ها زیاد کند چرا که معتقد بودم من یک روزی به هیبت و بزرگی می رسم ۲۰ سال از آن زمان می گذرد سختیها و ورشکستگی های زیادی را تجربه کردم وبا همراهی خداوند نردبان موفقت را پله پله پیمودم نه با اسانسور , آرام و بی صدا نفس می کشیدم ودر مقابل سختی ها با خودم می گفتم : خدایا تو آنچنانی که من می خواهم مرا نیز چنان کن که تو می خواهی خدا را دوست داشتم اما بعد اتفاقات و سنگهایی که روزگار بر من زده بود خدا را بیشتر لمس و پیدا کرده بودم در واقع بهترین دوستم شد خدا , خدایی که مهربان , بزرگ و قدرتمند , صاحب و فرمانروای کل جهان هستی است خدایی که اگر یک گل به او تقدیم می کردم دسته گلی را به من تقدیم کرده است .

خدایی که سازنده ماست تا با نعمت ها والطافی که به من ارزانی داشته مرا متوجه این موضوع کند که آی بنده ی من بیشتر ازاینکه در پی تسلا دادن باشی به فکر تسلی یافتن باش .پی فهمیدن باش تا فهمیده شدن.

اشک وبغض صحبتهای اراز محمد را به قول خودش نورانی می کند و با همان ابهت و شگفتی که در کلامش موج می زند حالتش را عوض میکند: اگر ما به عنوان مغازه دار لباسی را در معرض فروش قرار می دهیم معمولا با اتکیت آن را به مشتری عرضه می کنیم خداوند هم برای ما اتکیتی گذاشته و از روح خودش در ما دمیده است و مارا اشرف مخلوقات و نزدیکترین و عزیزترین کس به خودش معرفی کرده است .

ترس و دلهره ها , همه دردها و مشکلات با وجود یک واژه خدا باعث شده که من خودم را پیدا کنم .وی سکوتی در حرفایش می اندازد و ادامه ی حرفایش را اینگونه بیان می کند: خدا آن حس زیبائیست که در تاریکی زمانی که هراس مرگ, آرامشت را می دزدد ترس از گمراهی و رذالت , حرص و طمع در تو پدیدار می شود یکی آهسته کتابی را به عنوان راه نجات تو پیش روی تو می گذارد ودر این کتاب آسمانی (قران کریم) دستورالعملها و آمیزه های را می گذارد که در مورد نحوه ی زندگی کردن توست .

یک گنج الهی از جانب خودش برای ما می فرستد برای نجات کل بشریت , برای نجات از یک دشمن بزرگ با نماد شیطان.

وی با بیان این نکته که: خداوند بی منت و بدون حساب به ما نعمت و برکات زیادی بخشیده است ما چطور باید جوابگوی خداوند باشیم . ما نحوه ی استفاده از اموالمان را از بعد خیر و شر آن نمی دانیم باید یاد بگیریم که صدقه و خیرا ت پلی است به سمت آرامش , به سمت شاد بودن , سعادت و خوشبختی.

اگر خداوند به ما مال و برکتی را عطا کرده در واقع مسئولیت ما را درقبال همنوعانمان بیشتر کرده است . زمانیکه ما زمینی را شخم می زنیم و ۲۰۰کیلو بذر می پاشیم در عوض ۲۰۰کیلو ۳یا ۴تن محصول برداشت می کنیم.

خداوند می فرمایدکه: من این همه نعمت و برکات به تو داده ام تو فقط درصدی از مال خودت را به همنوعان خود بذل و بخشش کن. ببینید خداوند چطور کل دنیا را برای آسایش و آرامش ما بسیج کرده است پس بهتر است ما برای توشه ی آخرت خود درصدی از حق و حقومان را ببخشیم که اگر توی آن دنیا کارتی برای ما کشیده شد خجالت زده و شرمنده از این نباشیم که موجودی مان کافی نمی باشد .

صحبت های ارازمحمد کر چه زیبا و دلنشین بود گرچه اشکهایش مجال حرف زدن را از گرفته است اما در پایان اضافه کرد: براستی زندگی تنها زمانی به سختی اش می ارزد که همسایه ی من سر گرسنه بربالین نگذارد.

خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود زمانی که با آن همه لطف و رحمت عده ای ازمفت خوری و دزدی و گوش بریدن این و آن در حال ترکیدن هستند و عده ای…..

  • نویسنده : سهیلا علاالدین
  • منبع خبر : بازار کسب کار