دسته: اجتماعی

  • معرفی طالع زاری به عنوان عضو پیگیری کننده «سند ملی ارتقای نهاد وکالت» به وزارت دادگستری

    معرفی طالع زاری به عنوان عضو پیگیری کننده «سند ملی ارتقای نهاد وکالت» به وزارت دادگستری

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، بر اساس مصوبه هیأت عمومی اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران، علی طالع‌زاری، رئیس کانون وکلای دادگستری گلستان، به همراه آقایان ابراهیم کیانی‌هرچگانی سرپرست اسکودا و محمد شاه‌محمدی رئیس کانون وکلای مرکز به‌عنوان نمایندگان کانون‌های وکلای دادگستری درباره «سند ملی ارتقای نهاد وکالت در جمهوری اسلامی ایران» به وزارت دادگستری معرفی شدند.

    این مصوبه در پنجاه‌وهفتمین همایش هیأت عمومی اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران در لرستان به تصویب رسید و بر این اساس، نمایندگان معرفی‌شده مسئولیت پیگیری و مشارکت در مباحث مرتبط با سند ملی ارتقای نهاد وکالت را از سوی کانون‌های وکلای دادگستری بر عهده خواهند داشت.
    همچنین رییس کانون وکلای گلستان در آغاز همایش پنجاه و هفتم اسکودا به عنوان عضو کارگروه مذاکره کننده با قوه قضاییه در خصوص انتخابات اتحادیه ، گزارشی از اقدامات و رایزنی های انجام شده با مقامات قضایی و آخرین وضعیت مذاکرات را برای مدیران نهاد وکالت تشریح کرد.

  • نظارت، نه کنترل

    نظارت، نه کنترل

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: «گوشی‌ات را بده ببینم!» این جمله برای خیلی از ما پدر و مادرها آشناست. گاهی با نگرانی می‌گوییم، گاهی با عصبانیت و گاهی هم فقط برای اینکه خیالمان راحت شود. راستش را بخواهید، من هم بارها این وسوسه را داشته‌ام که برای مطمئن شدن از حال فرزندم، سرکی به دنیای او بکشم؛ ببینم چه چیزی می‌بیند، با چه کسی حرف می‌زند، چه چیزی جست‌وجو کرده و چه اتفاقی در آن طرف صفحه افتاده است.

    نگرانی برای ما پدر و مادرها غریبه نیست. وقتی پای فرزندمان و اینترنت وسط می‌آید، طبیعی است که بخواهیم حواسمان جمع باشد. اما شاید لازم باشد بین دو مفهوم تفاوت بگذاریم: «نظارت» و «کنترل». این دو، هرچند گاهی به‌جای هم استفاده می‌شوند، یکسان نیستند. کنترل معمولاً از جایی شروع می‌شود که می‌خواهیم همه‌چیز را خودمان تعیین کنیم؛ چه محتوایی ببیند، با چه کسی حرف بزند، چه زمانی گوشی را بردارد و چه زمانی کنار بگذارد.

    نظارت اما جنس دیگری دارد. نظارت یعنی بدانیم در زندگی رسانه‌ای فرزندمان چه می‌گذرد، نه اینکه بخواهیم تمام آن را به‌جای او زندگی کنیم. مثلاً ممکن است بدانیم فرزندمان بیشتر وقتش را در چه برنامه‌ای می‌گذراند، چه بازی‌هایی را دوست دارد، چه کسانی بخشی از دایره ارتباطی او هستند و چه چیزهایی برایش جذاب یا نگران‌کننده شده است. اما دانستن الزاماً به معنای دخالت دائمی نیست. این تفاوت کوچکی به نظر می‌رسد، اما در رابطه ما با فرزندمان اتفاق مهمی ایجاد می‌کند.

    وقتی فرزند ما احساس کند هر چیزی که بگوید، بلافاصله با یک دستور، بازخواست یا ممنوعیت روبه‌رو می‌شود، کم‌کم یاد می‌گیرد بعضی چیزها را نگوید. نه لزوماً چون کار اشتباهی انجام داده است؛ شاید فقط نمی‌خواهد وارد یک گفت‌وگوی سخت با نتیجه‌ای از پیش تعیین‌شده شود. اینجاست که یک خطر جدی‌تر شکل می‌گیرد و آن اینکه فرزند ما دیگر برای حل مسئله سراغ ما نمی‌آید.فرض کنیم نوجوانی در فضای مجازی با محتوایی روبه‌رو شده که برایش سؤال ایجاد کرده یا با کسی گفت‌وگویی داشته که حالا درباره‌اش احساس خوبی ندارد. اگر مطمئن باشد اولین واکنش والدش این است که گوشی را از او می‌گیرد، احتمال اینکه موضوع را با او در میان بگذارد، کمتر می‌شود.

    اما اگر تجربه کرده باشد که می‌تواند درباره اتفاق‌های مرتبط با زندگی‌اش در اینترنت، حتی وقتی اشتباهی کرده، با والدش حرف بزند، یک امکان مهم به وجود می‌آید: قبل از اینکه مسئله بزرگ شود، کمک می‌خواهد. به نظرم این یکی از مهم‌ترین هدف‌های نظارت است. نظارت فقط این نیست که بدانیم فرزندمان چه می‌کند؛ مهم‌تر این است که کاری کنیم وقتی با مسئله‌ای روبه‌رو شد، با ما گفت‌وگو کند. این دو با یکدیگر تفاوت دارند. در مورد اول، ما دائماً دنبال فرزندمان هستیم. در دومی، کودک می‌داند که می‌تواند ما را پیدا کند. البته این به معنای بی‌قانونی هم نیست. کودک و نوجوان به مرز نیاز دارد.

    زمان خواب، درس، بازی و استفاده از گوشی و اینترنت، همگی می‌توانند موضوع گفت‌وگو و توافق خانوادگی باشند. والد بودن یعنی گاهی «نه» گفتن و تعیین حدومرز. اما وضع قانون هم می‌تواند دو شکل داشته باشد. هم می‌توانیم بگوییم: «چون من می‌گویم، گوشی را کنار بگذار.» و هم می‌توانیم درباره این صحبت کنیم که چرا خواب، درس، رابطه با خانواده و زندگی بیرون از صفحه مهم است و بعد با هم به یک قاعده برسیم. در هر دو حالت، ممکن است گوشی کنار گذاشته شود، اما آنچه در ذهن کودک باقی می‌ماند، یکسان نیست. در شیوه اول، او فقط یک دستور را اجرا کرده، اما در راه دوم، فرصتی برای یاد گرفتن یک مهارت وجود دارد؛ اینکه چگونه برای خودش مرز بگذارد. شاید هدف نهایی والدگری رسانه‌ای دقیقاً همین باشد. قرار نیست تا همیشه کنار فرزندمان باشیم و هر انتخاب او را بررسی کنیم. قرار نیست یک عمر رمز عبور، فهرست دوستان، زمان استفاده و محتوای صفحه‌اش را زیر نظر داشته باشیم. کودک باید کم‌کم یاد بگیرد خودش انتخاب کند، خودش خطر را تشخیص دهد و اگر جایی مطمئن نبود، کمک بخواهد. این روزها وقتی می‌خواهم درباره استفاده فرزندم از ابزارهای دیجیتال و رسانه‌ها تصمیم بگیرم، یک سؤال را بیشتر از گذشته از خودم می‌پرسم: آیا کاری که دارم انجام می‌دهم، قانونی که می‌گذارم، فقط همین امروز او را مدیریت می‌کند یا دارد برای فردای او هم مهارتی می‌سازد؟

    اگر فقط گوشی یا تبلت را از دستش بگیریم، شاید مسئله امروز حل شود. اما اگر کمکش کنیم بفهمد چرا باید گاهی گوشی را کنار بگذارد، چگونه محتوای نامناسب را تشخیص دهد و چه زمانی باید از یک بزرگسال کمک بخواهد، چیزی بیشتر از یک محدودیت به او داده‌ایم.

    و شاید این همان تفاوت میان کنترل و نظارت باشد؛ کنترل می‌خواهد کودک و نوجوان را همیشه زیر نظر خودش نگه دارد، اما نظارت می‌خواهد او را برای روزی آماده کند که دیگر زیر نظر ما نیست.

  • بیمه سه هزار راننده تاکسی تا پایان سال/ نسخه جدید سامانه معاینه فنی در راه است

    بیمه سه هزار راننده تاکسی تا پایان سال/ نسخه جدید سامانه معاینه فنی در راه است

    به گزارش بازار کسب و کار، مسعود حق لطفی در پنجمین مجمع عمومی اتحادیه سازمان‌های مدیریت حمل‌ و نقل شهرداری‌های کشور افزود: طی سال‌های متوالی تعدادی از رانندگان تاکسی یا بازنشسته شدند یا از مدار این شغل خارج شدند که قاعدتا این افرادی که از مجموعه خارج شدند باید با افراد دیگری در صورت داشتن ضوابط بیمه‌ای جایگزین شوند.

    وی ادامه داد: این اقدام به صورت متمرکز در اتحادیه انجام می‌شود و به همه استان‌ها نامه ارسال کردیم و اطلاعات گرفتیم، بر این اساس افرادی که باید حذف می شدند را بر اساس اظهارات استان و شهرستان‌ها حذف و افراد جدید را معرفی کردیم.

    مدیر عامل اتحادیه سازمان‌های مدیریت حمل‌ونقل شهرداری‌های کشور خاطرنشان کرد: ما اسامی را به بیمه داده‌ایم و پس از آماده شدن و تکمیل مدارک آنها، تا پایان سال ۲ تا ۳ هزار نفر از رانندگان تاکسی فعال در سراسر کشور بیمه می‌شوند که ۵۰ درصد حق بیمه پایه را دولت و ۵۰ درصد را نیز خود راننده پرداخت می کند.

    نسخه جدید سامانه معاینه فنی خودرو در راه است

    حق لطفی درباره آخرین وضعیت سامانه معاینه فنی اظهار کرد: معاینه فنی در بستر سیمفا است ( پلتفرم آنلاین جامع که کارهای مربوط به معاینه فنی خودرو را پوشش می‌دهد) و ما در حال نگارش نسخه جدید این سامانه هستیم.

    وی افزود: البته نسخه ای تهیه شده بود و در حال حاضر فعال است اما نسخه سوم آنرا نوشته ایم و اصلاحات آن در حال انجام است.

    حق‌لطفی درباره ویژگی‌های نسخه جدید سامانه معاینه فنی، گفت: ویژگی‌های پایه آن مانند پایه نسخه قبلی است اما یک سری ایرادات داشت، در واقع طبق شرایط روز نسخه ها به اصلاحاتی نیاز داشتند که به روزتر شوند تا امکانات اتصال آنها به همدیگر و به پلیس آسان تر شود.

    مدیر عامل اتحادیه سازمان‌های مدیریت حمل‌ونقل شهرداری‌های کشور خاطرنشان کرد: البته هزینه معاینه فنی با نسخه جدید نسبت به نسخه قبلی تفاوت زیادی نکرده است.

    حق لطفی با اشاره به روند راه‌اندازی زیرساخت‌های مورد نیاز برای تجمیع سامانه‌ها، اظهار کرد: در کنار این موضوع تجهیزات سخت افزاری آن خریداری شده و امیدواریم که با فراهم شدن زیر ساخت های آن و تجمیع سامانه ها تا پایان امسال این موضوع جمع بندی و عملیاتی شود.

    مدیر امور اجرایی معاینه فنی و عوارض خودرویی کشور افزود: با تجمیع داده ها و هم افزایی و بارگذاری اطلاعات در نهایت می‌توانیم برآوردی از وضعیت آلودگی هوا، معاینه فنی ارتباط آن با آلودگی هوا و موضوعات مرتبط، تصادفات درون شهری و تحلیل آن و ارتباط همه موارد داشته باشیم و سامانه‌های حوزه حمل و نقل درون شهری تجمیع شوند.

    پنجمین مجمع عمومی اتحادیه سازمان‌های مدیریت حمل‌ونقل شهرداری‌های کشور اکنون درحال برگزاری است.

  • دستگیری مدعیان اعمال نفوذ در پرونده‌های قضایی در استان گلستان

    دستگیری مدعیان اعمال نفوذ در پرونده‌های قضایی در استان گلستان

    به گزارش بازار کسب و کار، محمود اسپانلو با اشاره به دستگیری مدعیان اعمال نفوذ در پرونده‌های قضایی در استان گلستان گفت: یکی از این متهمان با شناسایی خانواده متهمان که با احکام قضایی مواجه شده بودند، با آنان ارتباط برقرار می‌کرد و مدعی بود از طریق ارتباط با یک قاضی در تهران می‌تواند در روند پرونده‌ها اعمال نفوذ کرده و احکام صادر شده را تغییر دهد.

    رئیس کل دادگستری گلستان افزود: متهم در قبال این ادعا، مبالغ قابل توجهی از خانواده‌ها درخواست می‌کرد و در یکی از موارد نیز تعدادی سکه تمام بهار آزادی دریافت کرده بود که با هوشیاری و اقدامات اطلاعاتی و قضایی به موقع حفاظت و اطلاعات دادگستری استان، این فرد در گرگان شناسایی و دستگیر شد.

    اسپانلو افزود: با تلاش حفاظت و اطلاعات دادگستری استان متهم دوم نیز در تهران شناسایی، دستگیر و به گرگان منتقل شد.

    رئیس کل دادگستری گلستان گفت: در بازرسی از منزل این متهم، حکم جعلی نیز کشف شد که بر اساس آن، وی خود را به عنوان قاضی مجموعه دادگستری تهران معرفی می‌کرد و از این طریق افراد را فریب می‌داد.

    اسپانلو افزود: این دو نفر بازداشت هستند و پرونده در دادسرای گرگان در مرحله تحقیقات مقدماتی قرار دارد.

    رئیس کل دادگستری گلستان گفت: سامانه تلفنی ۱۲۷ حفاظت و اطلاعات دادگستری در طول شبانه روز آماده دریافت گزارش‌های مردم درباره کارچاق کن‌ها و افرادیست که با فریب مردم، وعده پیش بردن پرونده‌های قضایی از مسیرهای غیرقانونی را دارند.

  • غرش موتورسیکلت‌ها؛ وقتی تفریح خیابانی به هزینه اجتماعی تبدیل می‌شود

    غرش موتورسیکلت‌ها؛ وقتی تفریح خیابانی به هزینه اجتماعی تبدیل می‌شود

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، گزارشی که به تازگی خبرگزاری ایرنا از بیرجند منتشر کرده، نمونه‌ای از همین وضعیت را در بلوار پیامبر اعظم(ص) و برخی معابر اصلی این شهر روایت می‌کند؛ جایی که به گفته شهروندان، صدای موتورسیکلت‌هایی با اگزوزهای دستکاری‌شده و رفتارهایی مانند «کاتاف زدن» در ساعات پایانی شب، آرامش ساکنان مناطق مسکونی را مختل کرده است.

    بر اساس این گزارش، برخی شهروندان بیرجندی از تداوم صدای گوش‌خراش موتورسیکلت‌ها تا نیمه‌های شب گلایه دارند و معتقدند در شرایطی که حساسیت عمومی نسبت به صداهای ناگهانی افزایش یافته، برخورد با چنین رفتارهایی باید جدی‌تر شود. ایرنا همچنین به آثار صداهای ناگهانی بر آرامش روانی خانواده‌ها اشاره کرده و دیدگاه یک کارشناس روان‌شناسی اجتماعی را درباره افزایش تنش و تحریک سیستم عصبی در اثر قرار گرفتن مکرر در معرض صداهای شدید و ناگهانی منعکس کرده است.

    ۲۹۳۰ موتورسیکلت توقیف شد

    در همین گزارش، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خراسان جنوبی از توقیف ۲ هزار و ۹۳۰ دستگاه موتورسیکلت هنجارشکن و اعمال قانون برای ۷ هزار و یک مورد خبر داده است. به گفته سرهنگ محمدرضا خسروی، برخورد با موتورسواران هنجارشکن از اولویت‌های پلیس راهور است و توقیف موتورسیکلت، آموزش فرد متخلف، رفع نقص وسیله نقلیه و در موارد لازم معرفی متخلفان به مراجع قضایی از جمله اقدامات انجام‌شده عنوان شده است.

    این مقام انتظامی در عین حال تأکید کرده که جریمه به تنهایی بازدارندگی کافی ندارد و در مواردی که رفتار موتورسواران موجب برهم خوردن امنیت و آسایش عمومی می‌شود، ورود دستگاه قضایی می‌تواند در افزایش بازدارندگی مؤثر باشد. همچنین بر نقش خانواده‌ها، دستگاه‌های فرهنگی و سایر دستگاه‌های مسئول در کاهش رفتارهای پرخطر تأکید شده است.

    موضوع قابل توجه در اظهارات رئیس پلیس راهور خراسان جنوبی، اشاره به کمبود فضاهای مناسب برای تخلیه هیجانات و فعالیت‌های مرتبط با موتورسیکلت است. بر اساس این دیدگاه، ایجاد پیست و فضاهای ایمن برای علاقه‌مندان می‌تواند بخشی از رفتارهای پرخطر در معابر شهری را کاهش دهد.

    مسئله فقط بیرجند نیست

    با وجود اینکه گزارش ایرنا بر وضعیت بیرجند تمرکز دارد، مسئله صدای موتورسیکلت‌های دستکاری‌شده محدود به خراسان جنوبی نیست. در بسیاری از شهرهای کشور، به‌ویژه در مناطق پرتراکم و خیابان‌های اصلی، شهروندان با پدیده مشابهی مواجه هستند؛ موتورسیکلت‌هایی که با تغییر سیستم اگزوز، افزایش صدای موتور یا رفتارهایی مانند افزایش ناگهانی دور موتور، آرامش ساعات استراحت را مختل می‌کنند.

    به همین دلیل، تبدیل این موضوع به یک مسئله صرفاً انتظامی، احتمالاً بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد. برخورد قانونی با تخلف ضروری است، اما اگر قرار باشد هر شب همان مسئله در همان خیابان‌ها تکرار شود، باید درباره چرایی شکل‌گیری این رفتار نیز پرسش کرد.

    خیابان جای تخلیه هیجان نیست

    رشد شهرنشینی، افزایش تراکم جمعیت، محدود شدن فضاهای باز و عمومی و کمبود مراکز تفریحی و ورزشی در دسترس، باعث شده بخشی از اوقات فراغت جوانان به خیابان منتقل شود. در چنین شرایطی، برای برخی موتورسواران، خیابان و موتورسیکلت به محلی برای تفریح، هیجان و خودنمایی تبدیل می‌شود؛ رفتاری که اگرچه ممکن است برای فرد ایجاد سرگرمی کند، اما هزینه آن را خانواده‌ها و سایر شهروندان می‌پردازند.

    البته کمبود امکانات تفریحی نمی‌تواند توجیهی برای ایجاد مزاحمت صوتی، تخلف یا به خطر انداختن جان دیگران باشد. مسئله این است که سیاست‌گذاری شهری باید همزمان دو واقعیت را ببیند: حق شهروندان برای برخورداری از آرامش و حق جوانان برای دسترسی به فضاهای قانونی، ایمن و مناسب تفریح و تخلیه هیجان.

    اگر این دو موضوع از یکدیگر جدا دیده شوند، نتیجه معمولاً یا به برخوردهای مقطعی محدود می‌شود یا به بی‌توجهی به مطالبات ساکنان مناطق مسکونی می‌انجامد.

    آلودگی صوتی؛ هزینه‌ای که دیده نمی‌شود

    هزینه این پدیده نیز تنها به تعمیر یک موتورسیکلت یا جریمه یک راننده محدود نیست. اختلال در خواب، افزایش تنش و کاهش کیفیت زندگی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که آثار آن به محیط کار، تحصیل و روابط خانوادگی نیز منتقل شود.

    از سوی دیگر، دستکاری غیراصولی سیستم اگزوز و افزایش دور موتور برای تولید صدای بیشتر، می‌تواند هزینه تعمیر و نگهداری موتورسیکلت را نیز افزایش دهد. بنابراین بخشی از این رفتارها در نهایت می‌تواند به افزایش هزینه‌های خانوار و تحمیل هزینه‌های اجتماعی بیشتر منجر شود.

    در این میان، موضوع مهم‌تر آن است که آلودگی صوتی برخلاف بسیاری از هزینه‌های شهری، در بودجه‌های عمومی عدد مشخص و قابل مشاهده‌ای ندارد، اما اثر آن بر کیفیت زندگی قابل انکار نیست. هرچه شهرها متراکم‌تر می‌شوند، مدیریت این نوع آلودگی نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    برخورد هوشمندانه؛ نه فقط برخورد مقطعی

    راهکار مقابله با این پدیده می‌تواند ترکیبی از اقدامات انتظامی، قضایی، فرهنگی و شهری باشد. کنترل فنی موتورسیکلت‌های دارای اگزوز غیراستاندارد، اجرای طرح‌های هدفمند در ساعات پرتکرار تخلف، برخورد با تخلفات تکرارشونده، ساماندهی فروش و نصب قطعات غیراستاندارد و استفاده از ظرفیت قانونی دستگاه قضایی، بخشی از این مجموعه است.

    در کنار آن، شهرداری‌ها و دستگاه‌های مسئول حوزه جوانان و ورزش نیز باید درباره ایجاد فضاهای مناسب برای فعالیت‌های موتورسیکلت‌سواری، ورزش و تفریح پاسخگو باشند. ایجاد پیست‌های استاندارد و فضاهای کنترل‌شده می‌تواند امکان تخلیه هیجان را از خیابان به محیطی هدایت کند که هم ایمنی بیشتری داشته باشد و هم مزاحمتی برای ساکنان ایجاد نکند.

    از سوی دیگر، خانواده‌ها نیز در آموزش و نظارت بر رفتار نوجوانان و جوانانی که از موتورسیکلت استفاده می‌کنند نقش دارند. فروشندگان و تعمیرکاران موتورسیکلت نیز می‌توانند در جلوگیری از رواج تجهیزات غیراستاندارد و تغییرات پرخطر نقش مؤثری ایفا کنند.

    یک مطالبه شهری از مسئولان

    گزارش بیرجند نشان می‌دهد مسئله وجود دارد و پلیس نیز بخشی از ظرفیت خود را برای مقابله با آن به کار گرفته است؛ اما آمار توقیف و اعمال قانون به تنهایی نمی‌تواند پایان مسئله باشد. وقتی یک پدیده در شهرهای مختلف تکرار می‌شود، باید از برخورد موردی عبور کرد و برای آن سیاست مشخص شهری و ملی طراحی کرد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار این است که صدای یک موتورسیکلت در نیمه‌شب شاید در نگاه اول تنها چند ثانیه مزاحمت به نظر برسد، اما وقتی این صدا هر شب، در نقاط مختلف و برای هزاران خانواده تکرار شود، دیگر با یک تخلف ساده روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با مسئله‌ای مرتبط با کیفیت زندگی شهری، سلامت اجتماعی، اقتصاد خانوار و مدیریت اوقات فراغت مواجه هستیم.

    مطالبه اصلی نیز روشن است؛ پلیس باید با تخلف برخورد کند، دستگاه قضایی در موارد لازم از ظرفیت قانونی خود استفاده کند و همزمان مدیریت شهری و دستگاه‌های فرهنگی و ورزشی برای ایجاد فضاهای مناسب تفریحی و تخلیه هیجان وارد میدان شوند. آرامش شهروندان نباید قربانی تفریح عده‌ای شود و در مقابل، نیاز جوانان به نشاط و هیجان نیز نباید تنها با جریمه و توقیف پاسخ داده شود.

    بیرجند در گزارش ایرنا یک نمونه از این مسئله است؛ مسئله‌ای که برای حل آن، نسخه‌ای فراتر از یک طرح مقطعی پلیس و در مقیاس ملی مورد نیاز است.

  • «یک روز بدون خودرو» بدون زیرساخت، فقط یک توصیه است

    «یک روز بدون خودرو» بدون زیرساخت، فقط یک توصیه است

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، سال‌هاست توسعه دوچرخه در بسیاری از کلانشهرها به عنوان یکی از راهکارهای کاهش ترافیک و آلودگی هوا دنبال می‌شود، اما تجربه شاهرود نشان می‌دهد شهرهای متوسط نیز می‌توانند وارد مرحله‌ای شوند که دوچرخه از یک وسیله تفریحی به بخشی از شبکه حمل‌ونقل شهری تبدیل شود؛ البته به شرط آنکه زیرساخت لازم برای استفاده روزمره شهروندان فراهم باشد.

    وقتی خودرو در پارکینگ می‌ماند و دوچرخه ادامه مسیر را می‌رود

    شهردار شاهرود با اشاره به مطالعات انجام‌شده برای توسعه حمل‌ونقل پاک گفت: زیرساخت‌های ایجاد ایستگاه‌های دوچرخه‌های اشتراکی بررسی شده و طرح در مسیر تکمیل زیرساخت‌ها و دریافت گواهی بهره‌برداری از دبیرخانه شهر دوستدار دوچرخه قرار دارد.

    محسن احمدی با اشاره به الگوبرداری از تجربه مشهد افزود: هدف از اجرای طرح، فراهم کردن امکان ترکیب سفر با خودرو و دوچرخه است؛ به این شکل که شهروند بتواند خودرو را در پارکینگ مستقر کند و بخشی از مسیر را با دوچرخه ادامه دهد.

    این مدل حمل‌ونقل، اگر در نقاط پرتردد و مقصدهای اصلی سفر شهری توسعه پیدا کند، می‌تواند بخشی از سفرهای کوتاه با خودرو را حذف کند؛ سفری که شاید برای شهروند چند دقیقه بیشتر زمان نبرد، اما در مقیاس هزاران سفر روزانه، مصرف قابل توجهی از سوخت و ظرفیت معابر شهری را به خود اختصاص می‌دهد.

    مدیریت شهری شاهرود همچنین افزایش ایستگاه‌های دوچرخه اشتراکی در نقاط مختلف شهر، به‌ویژه اماکن گردشگری و مقصدهای پرتردد را در دستور کار قرار داده است.

    ۲۵ دوچرخه برای شروع یک تجربه شهری

    رئیس سازمان مدیریت حمل‌ونقل شهرداری شاهرود نیز اعلام کرد: طرح شهر دوستدار دوچرخه در پنج نقطه شهری برنامه‌ریزی شده و سه ایستگاه جدید در پارکینگ طبقاتی خیابان مصلی، خیابان امام(ره) و محدوده نزدیک شهرداری تا دهه فجر به بهره‌برداری می‌رسد.

    علیرضا اخوین گفت: در مرحله نخست ۲۵ دستگاه دوچرخه برای اجرای طرح تامین شده و در صورت استقبال شهروندان، تعداد دوچرخه‌ها افزایش خواهد یافت.

    بر اساس این برنامه، شهروندان پس از ثبت‌نام برخط در سامانه‌ای که همزمان با بهره‌برداری طرح معرفی خواهد شد، امکان استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی را خواهند داشت.

    «یک روز بدون خودرو» به تنهایی مصرف سوخت را تغییر نمی‌دهد

    به گزارش بازار کسب‌ و کار، تجربه شاهرود از یک جهت دیگر نیز قابل توجه است. در سال‌های گذشته موضوعاتی مانند «یک روز بدون خودرو» با هدف فرهنگ‌سازی برای کاهش استفاده از خودرو مطرح شده، اما فرهنگ‌سازی زمانی می‌تواند به تغییر رفتار پایدار منجر شود که شهروند برای انتخاب جایگزین نیز امکانات لازم را در اختیار داشته باشد.

    نمی‌توان از مردم خواست خودروهای شخصی را کنار بگذارند، اما در همان حال مسیر ایمن دوچرخه، ایستگاه اشتراکی، پارکینگ مناسب، حمل‌ونقل عمومی منظم و امکان ترکیب شیوه‌های مختلف سفر را توسعه نداد.

    شاهرود با قرار دادن ایستگاه‌های دوچرخه در کنار پارکینگ‌های طبقاتی، عملاً تلاش کرده بخشی از این زنجیره را شکل دهد؛ یعنی خودرو حذف نمی‌شود، بلکه برای بخشی از مسیر از چرخه سفر خارج می‌شود و دوچرخه جای آن را می‌گیرد.

    نسخه شاهرود برای شهرهای دیگر

    توسعه چنین طرح‌هایی فقط موضوع محیط‌زیست نیست. کاهش مصرف سوخت، کاهش استهلاک خودرو، کاهش فشار بر معابر، کاهش زمان تلف‌شده در ترافیک و استفاده بهتر از ظرفیت پارکینگ‌های شهری، همگی ابعاد اقتصادی این سیاست هستند.

    به همین دلیل، تجربه شاهرود می‌تواند برای شهرداران و مدیران ارشد دیگر شهرهای کشور نیز قابل بررسی باشد؛ به‌ویژه در شهرهایی که با وجود جمعیت کمتر از کلانشهرها، با ترافیک مرکز شهر، سفرهای کوتاه با خودرو و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل مواجه‌اند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار: اگر «یک روز بدون خودرو» قرار است از یک برنامه نمادین به یک رفتار پایدار شهری تبدیل شود، نقطه شروع آن نه صرفاً دعوت مردم به کنار گذاشتن خودرو، بلکه ساختن گزینه جایگزین است. دوچرخه‌های اشتراکی، ایستگاه‌های هوشمند، پارکینگ‌های طبقاتی و اتصال آنها به حمل‌ونقل عمومی می‌توانند بخشی از این زنجیره باشند؛ تجربه‌ای که اکنون شاهرود آن را در مقیاس شهری آزمایش می‌کند.

  • استثمار معلمان در مدارس غیردولتی

    استثمار معلمان در مدارس غیردولتی

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: «آقای وزیر، اگر اسم دیگری روی ما نمی‌گذارید، من با این حقوق به کجا شکایت کنم؟» این توییت یک معلم است که در پایین آن، عکسی از فیش حقوقی ۱۴ میلیون تومانی خود قرار داده است. شهریه مدارس غیردولتی در برخی مناطق به بالای ۲۰۰ میلیون تومان رسیده، اما معلمانی که ستون اصلی همین مدارس‌اند، با حقوقی کمتر از حداقل دستمزد کار می‌کنند. بیمه‌های ناقص، قراردادهای موقت و سفیدامضا و نبود امنیت شغلی، بخشی از روایت مشترک معلمانی است که سال‌هاست اعتراض می‌کنند، اما کسی صدایشان را نمی‌شنود و حقوق آنها را تضمین نمی‌کند. فعالان حوزه آموزش، دلیل این موضوع را نبود تشکل صنفی برای این معلمان و همچنین سودده‌بودن استثمار آنها می‌دانند؛ معلمانی که در گران‌ترین مدارس درس می‌دهند، اما سهمی از آن درآمد ندارند.

    معلمان مدارس غیردولتی سال‌هاست از شرایط خود ناراضی‌اند و به آن اعتراض دارند. ساعات و روزهای کاری این معلمان با معلمان رسمی تفاوتی ندارد، اما حقوق دریافتی‌شان بسته به استان و مدرسه، متفاوت و کمتر از حداقل حقوق مصوب است. حتی درباره این مسئله، کارزارهای متعددی از تهران و البرز تا ایلام به راه افتاده است تا توجه مردم و مسئولان به این موضوع جلب شود، اما هنوز هم در بر همان پاشنه می‌چرخد و تغییری در شرایط این معلمان به وجود نیامده است.

    حقوق معلم از حداقل وزارت کار هم کمتر است

    «فرناز» معلمی با ۲۱ سال سابقه کار است که در مدارس غیردولتی استان البرز کار می‌کند و شرایط معلمان این مدارس را فجیع توصیف می‌کند. او به «پیام ما» می‌گوید: «پارسال حقوق من فقط ۱۴ میلیون تومان بود، برای همین از آن مدرسه بیرون آمدم. اما الان به هر مدرسه‌ای می‌روم، آنها هم همان حقوق ۱۴ میلیونی پارسال را پیشنهاد می‌کنند. در بحث بیمه هم مدارس یا معلم‌ها را بیمه نمی‌کنند یا بیمه را ۱۰ یا ۲۰ روزه رد می‌کنند. تعداد مدارس غیردولتی‌ای که معلمان را بیمه ۳۰ روزه کنند، بسیار اندک است.»

    به گفته او، حقوق معلمان این مدارس از کف دستمزد نیز کمتر است. «امسال مبلغ حقوق را به ۲۰ میلیون تومان هم نرسانده‌اند. در نهایت ۱۴ تا ۱۵ میلیون تومان به معلم پول می‌دهند. حتی معلمان تازه‌کار یا کارآموز از این هم کمتر و در حد ۷ تا ۸ میلیون تومان حقوق می‌گیرند. من حاضرم بیکار بمانم، اما با این حقوق‌ها سر کار نروم.»

    او معتقد است این معلمان مدارس هستند که از صبح تا ساعت ۳ بعدازظهر زحمت می‌کشند و نحوه تدریس و آموزش آنهاست که یک مدرسه را برند می‌کند. «اما مدیران مدارس حقوق مکفی به آنها پرداخت نمی‌کنند.»

    چرا کسی بر شرایط ما نظارت نمی‌کند؟

    او شکایت خود را به آموزش‌وپرورش هم برده است. «وقتی من از آنها پرسیدم که چرا نظارتی بر مدارس غیردولتی وجود ندارد، پاسخ دادند که نظارت ما فقط در بخش آموزش است. برای حقوق و بیمه باید به اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی مراجعه کنید.» او ادامه می‌دهد: «من نمی‌دانم چگونه با اینکه بازرسان بیمه هرچند وقت یک‌بار به مدارس سر می‌زنند، متوجه نمی‌شوند که معلمان مدرسه بیمه نیستند.» فرناز درباره مبالغ هنگفت شهریه مدارس در استان البرز می‌گوید: «کف شهریه در سال گذشته ۴۰ میلیون تومان بود. در بعضی هنرستان‌ها حتی این شهریه به ۲۷۰ میلیون تومان هم می‌رسید. امسال نیز کمترین میزان شهریه از ۴۵ میلیون تومان شروع می‌شود و به بالای ۲۰۰ میلیون تومان می‌رسد. مدرسه‌ای در مهرشهر کرج، شهریه ۲۴۰ میلیون تومانی از دانش‌آموزان می‌گیرد، اما حقوقی که به معلم می‌دهد، ۲۰ میلیون تومان است.»

    معلم دیگری اهل ایلام و دارای ۱۱ سال سابقه کار است. «سوسن» میزان حقوق معلمان در مدارس غیردولتی را متفاوت می‌داند: «حدود دستمزد در سال گذشته بین ۶ تا نهایتاً ۱۲ میلیون تومان بوده است. فکر می‌کنم معلم مدرسه غیردولتی‌بودن، یکی از بدترین شغل‌هایی است که کسی می‌تواند داشته باشد. اما تحصیلات ما علوم تربیتی و روان‌شناسی است و خواه‌ناخواه وارد این شغل شده‌ایم و وقت خود را برای آن گذاشته‌ایم. برای همین، الان نه می‌توانیم از این کار خارج شویم و نه می‌توانیم با این شرایط ادامه دهیم. اعتراضات و تجمعات ما هم هیچ فایده‌ای نداشته است.»

    نظارت بر کار معلمان غیردولتی برعهده آموزش‌وپرورش است، اما دستمزد آنها نه

    به گفته او، آموزش‌وپرورش معلم‌های مدارس غیردولتی را جزو معلم‌ها حساب نمی‌کند، بلکه آنها را نیروی مشارکت مردمی در نظر می‌گیرد. «اما همین آموزش‌وپرورش نحوه کار ما را زیر نظر دارد؛ یعنی از نظر پوشش، ارتباط با دانش‌آموز و والدین و سبک آموزشی، ما را تحت نظر دارند. حتی اگر بخواهیم خلاقیتی داشته باشیم، مانع ما می‌شوند. اما مسئولیت پرداخت حقوق و رسمی‌شدن ما را به عهده نمی‌گیرند. ما از آنها خواستیم دست‌کم به ما کارت صلاحیت بدهند تا بتوانیم از اقامتگاه‌های مخصوص معلمان در شهرهای دیگر استفاده کنیم، اما آن را هم از ما دریغ کردند.»

    آموزش‌وپرورش نمی‌خواهد با مدارس غیردولتی درگیر شود

    این معلم پایه اول ابتدایی، دلیل این وضعیت را بی‌توجهی آموزش‌وپرورش به وضعیت معلم‌های مدارس غیردولتی می‌داند: «مدارس غیردولتی درآمد و سوددهی خوبی برای آموزش‌وپرورش دارند. برای همین، این نهاد بیشتر حامی مؤسسه‌هاست و رغبتی برای برخورد با آنها ندارد. حتی اداره کار به آنها گفته است که باید بیمه کامل برای ما رد شود، چون سختی کار داریم، اما تاکنون هیچ توجهی به این موضوع نشده است.»

    قراردادهای ما سفیدامضاست

    به گفته فرناز، بسیاری از اوقات قرارداد معلمان سفیدامضاست. «به معلم می‌گویند یا باید این قرارداد را امضا کنی یا خداحافظ. برای همین، ما مجبور به امضای آن می‌شویم. سپس در آن قرارداد حقوقی را مشخص کرده و آن را تحویل آموزش‌وپرورش می‌دهند، اما نصف حقوق مندرج در قرارداد را به معلم می‌دهند. ما در این مورد با آموزش‌وپرورش صحبت کرده‌ایم و حتی در مجلس هم مطرح شد، اما کسی آن را پیگیری نکرد.»

    معلمان مدارس غیردولتی استثمار می‌شوند

    یک معلم و پژوهشگر جامعه‌شناسی، این معلمان را در دسته بی‌ثبات‌کاران آموزشی قرار می‌دهد و به «پیام ما» می‌گوید: «مدارس غیردولتی از دوران پساجنگ ایران و عراق و هم‌زمان با سیاست‌های تعدیل ساختاری شروع به کار کردند و طبق آخرین آمار، تاکنون حدود ۱۵.۴ درصد مدارس کشور غیردولتی‌اند. معلم‌های مدارس غیردولتی آنجا هستند تا استثمار شوند و سود کلانی نصیب مالکان این مدارس کنند. بعضی اتفاقات، مانند آنلاین‌شدن مدارس در دوران جنگ، نیز به این سوددهی کمک کرد، زیرا هزینه‌های مدرسه حضوری از والدین گرفته شده بود و هیچ سازوکاری برای بازگشت این پول به خانواده‌ها ایجاد نشد.» او سازوکار استثمار معلمان را توضیح می‌دهد: «حقوق این معلمان تقریباً یک‌سوم دستمزد معلمان مدارس دولتی است. اگر میانگین حقوق معلمان مدارس دولتی ۲۵ میلیون تومان باشد، عموم این افراد دستمزدی حدود ۹ میلیون تومان می‌گیرند. برای بیمه هم قانونی وجود دارد که اگر معلمی بتواند ۳۰ ساعت در هفته تدریس کند، می‌تواند بیمه شود. اما پرکردن این ساعت در یک مدرسه تقریباً غیرممکن است. حتی اگر ممکن هم شود، مدیران و مالکان مدارس معمولاً معلمان را بیمه نمی‌کنند. اگر کسی هم بیمه شود، برای چند روز در ماه است.»

    هیچ‌کس به این معلمان قول رسمی‌شدن نداده است

    این پژوهشگر در پاسخ به این سؤال که چرا این معلمان تبدیل وضعیت نمی‌شوند، می‌گوید: «هیچ‌وقت به این معلمان قول رسمی‌شدن نداده‌اند. چنین موضوعی مربوط به معلمان حق‌التدریسی است که در مدارس دولتی درس می‌دهند و به این امید تدریس می‌کنند که بعد از سه یا چهار سال، به‌واسطه کمبود نیرو رسمی شوند.»

    اما به گفته او، معلم‌های مدارس غیردولتی کاملاً از حیطه دولت خارج‌اند. «سال ۱۳۹۵ هم اسم مدارس از غیرانتفاعی به غیردولتی تبدیل شد.»
    به گفته او، به همین دلیل است که معلمان این مدارس نمی‌توانند به جایی شکایت کنند. «اگر این معلم‌ها بخواهند شکایت کنند، بین شعب حقوق کار، تأمین اجتماعی و سازمان مدارس غیردولتی پاسکاری می‌شوند. مرجع مشخصی هم برای رسیدگی به شکایت این افراد وجود ندارد.»

    بدون وجود صنف یا انجمن، افراد از پیگیری حق خود ناتوان‌اند

    او معتقد است مسئله اصلی ناتوانی این معلمان در پیگیری حقوق خود، نداشتن هرگونه صنف، تشکل یا انجمن است. «برای همین نمی‌توانند به‌شکلی قانونی پیگیر حقوق خود باشند. در ۱۰ سال اخیر، این گروه نتوانسته است اعتراضاتی سازمان‌یافته ترتیب دهد. اعتراضات مقابل وزارتخانه توسط معلمان رسمی، حق‌التدریسی، طرح مهر و نهضت سوادآموزی انجام گرفته است. بیشتر کاری که معلمان مدارس غیردولتی انجام داده‌اند، در رسانه و به شکل دل‌نوشته و دردودل بوده است، اما کار سازمان‌یافته میدانی صورت نگرفته است.»

    رابطه معلمان مدارس غیردولتی با مدرسه تابع قواعد آمره قانون کار و تأمین اجتماعی است

    «فرشاد اسماعیلی»، حقوق‌دان، غیردولتی‌بودن مدرسه را به‌معنای غیردولتی‌شدن حقوق معلم نمی‌داند و به «پیام ما» می‌گوید: «معلم مدرسه غیردولتی نیروی کار است و رابطه او با مدرسه تابع قواعد آمره قانون کار و تأمین اجتماعی است. قانون اصلاح قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی در سال ۱۴۰۲، صریح‌تر از گذشته در این زمینه تعیین تکلیف کرده است. مطابق ماده ۲۵، معلمان و کارکنان تمام‌وقت فاقد پوشش بیمه‌ای مدارس غیردولتی از مزایای قانون تأمین اجتماعی برخوردار می‌شوند و برای کارکنان پاره‌وقت نیز حمایت بیمه‌ای متناسب با ساعات کار پیش‌بینی شده است. همچنین در اصلاحات جدید، ساعات فعالیت تمام‌وقت معلمان و کارکنان آموزشی غیررسمی مدارس غیردولتی، ۳۰ ساعت در هفته تعیین شده است.»

    به گفته او، اگر معلمی تمام‌وقت کار می‌کند، ردکردن بیمه ۱۰ یا ۲۰ روز در ماه برای او غیرقابل‌توجیه است. «مدرسه نمی‌تواند از معلم کار تمام‌وقت بگیرد، اما بیمه او را به‌شکل صوری به ۱۰ یا ۲۰ روز تقلیل دهد. معلمی با ساعات کاری قابل‌توجه، حقوقی در محدوده ۱۲ یا ۱۴ میلیون تومان و بیمه ناقص، ما را با مجموعه‌ای از سازوکارهای کاهش هزینه نیروی کار مواجه می‌کند که شامل دستمزد پایین، قرارداد موقت، بیمه ناقص و انتقال ریسک بیکاری به خود معلم است. این همان چیزی است که من از آن به‌عنوان ارزان‌سازی نیروی کار آموزشی یاد می‌کنم.»

    معلم باید حق خود را مطالبه کند

    به نظر او، در برابر این شرایط، اشتباه است که تصور کنیم معلم به‌دلیل نبود امنیت شغلی یا حاکمیت فضای سرکوب، فقط دو انتخاب، یعنی سکوت یا استعفا، را دارد. «قانون برای او مسیرهای رسمی مطالبه حق را پیش‌بینی کرده است. در مرحله اول، معلم باید رابطه کاری واقعی خودش را مستند کند؛ قرارداد، فیش حقوقی، واریز بانکی، برنامه هفتگی، حضور و غیاب، پیام‌های کاری، برنامه کلاس‌ها و هر مدرکی که نشان دهد واقعاً چه مقدار و با چه شرایطی برای مدرسه کار کرده است.» او ادامه می‌دهد: «برای مطالبات مزدی، حقوق و مزایای ناشی از رابطه کار، مسیر مراجعه به ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مراجع حل اختلاف کار وجود دارد. در مورد سوابق بیمه‌ای نیز باید موضوع از طریق سازمان تأمین اجتماعی پیگیری شود تا اگر کارکرد واقعی بیشتر از سابقه درج‌شده بوده، رابطه کار و میزان اشتغال بررسی و حق بیمه مربوط مطالبه شود.» به گفته اسماعیلی، پاسخ‌گویی نباید به شکایت فردی محدود شود، بلکه باید مسئله از یک اختلاف فردی به مطالبه‌ای صنفی تبدیل شود. «معلمان رسمی سابقه طولانی‌تری در مطالبه‌گری صنفی دارند، اما موقعیت معلمان غیررسمی مدارس غیردولتی متفاوت است. آنها می‌دانند ممکن است قراردادشان سال بعد تمدید نشود و هزینه بیشتری برای اعتراض و مطالبه‌گری بپردازند. بنابراین موقتی‌سازی قرارداد فقط امنیت شغلی را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌شکل غیرمستقیم قدرت تشکل‌یابی و چانه‌زنی جمعی را هم تضعیف می‌کند.» او راه‌حل را در سه سطح می‌بیند: «نخست، حق‌خواهی رسمی از طریق اداره کار، سازمان تأمین اجتماعی و در موارد لازم، مراجع قضایی و دیوان عدالت اداری. دوم، شفافیت قراردادی؛ یعنی معلم بداند دقیقاً با چه شرایطی استخدام شده، چند ساعت کار می‌کند، چه میزان حقوق می‌گیرد و چه میزان سابقه بیمه برای او ثبت می‌شود. سوم، تقویت تشکل‌یابی و مطالبه‌گری صنفی در میان معلمان غیررسمی.»

    قراردادهای سفیدامضا نشان‌دهنده نابرابری در قدرت است

    او درباره قراردادهای سفیدامضا توضیح می‌دهد: «این موضوع یکی از جدی‌ترین نشانه‌های نابرابری قدرت در رابطه کاری است. از نظر کیفری، صرف امضای سفید را نباید بدون تحقق شرایط قانونی، جرم قطعی تلقی کرد. اما سوءاستفاده از سفیدامضای گرفته‌شده، طبق ماده ۶۷۳ قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری شده است. بنابراین، اگر از سفیدامضای گرفته‌شده سوءاستفاده شود، موضوع می‌تواند وصف کیفری پیدا کند.»
    به اعتقاد اسماعیلی، مسئله مهم‌تر شرایطی است که معلم را به امضای سفید مجبور می‌کند: «اینجا باید به مسئله قدرت در رابطه کار توجه کنیم. از نظر صوری، دو طرف قرارداد آزادند، اما در عمل، وقتی یک طرف به شغل نیاز دارد و طرف دیگر اختیار تمدید یا عدم تمدید قرارداد را دارد، قدرت چانه‌زنی دو طرف برابر نیست. این همان جایی است که مسئله قرارداد سفیدامضا به بحث ارزان‌سازی نیروی کار وصل می‌شود.»

    او این اتفاقات را نتیجه خصوصی‌سازی آموزش می‌داند: «البته غیردولتی‌بودن مدارس الزاماً نتیجه منفی خصوصی‌سازی نیست. اما بحث این است که اگر خصوصی‌سازی بدون نظام قدرتمند تنظیم‌گری و حمایت اجتماعی اتفاق بیفتد، فشار کاهش هزینه‌ها به نیروی کار منتقل می‌شود.»

    به نظر او، چهار روند در اینجا دیده می‌شود: «یک، افزایش سهم بخش غیردولتی در ارائه خدمات آموزشی. دو، برون‌سپاری و انتقال بخشی از مسئولیت ارائه خدمات آموزشی از دولت به بازیگران بیرونی. سه، ارزان‌سازی نیروی کار. چهار، مقررات‌زدایی یا تسهیل مقررات؛ ایجاد امکان برای شکل‌های جدید ارائه آموزش، بدون اینکه الزاماً حمایت‌های اجتماعی و نظارت بر شرایط کار با همان سرعت توسعه پیدا کند.»

    مدارس گران و معلم ارزان؛ تناقضی که باید جدی گرفته شود

    این حقوق‌دان، آموزش را یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازتولید فرصت‌های اجتماعی می‌داند که اگر به توانایی اقتصادی خانواده وابسته شود، به بازتولید نابرابری کمک می‌کند. «در پایین همین ساختار، معلمی است که برای تأمین زندگی ناچار است شرایط کاری ناپایدار و دستمزد پایین را بپذیرد. بنابراین، از یک طرف آموزش برای خانواده‌ها گران‌تر و از طرف دیگر، نیروی تولیدکننده آموزش ارزان‌تر می‌شود. این تناقضی است که باید آن را جدی گرفت.» به اعتقاد او، در اینجا با نوعی سلسله‌مراتب در بازار کار آموزش مواجهیم: «یک معلم رسمی آموزش‌وپرورش از نظر امنیت شغلی و حمایت‌های اجتماعی، در موقعیت متفاوتی نسبت به یک معلم غیررسمی مدرسه غیردولتی قرار دارد. ضمن اینکه این ساختار یک بُعد جنسیتی هم دارد. اگر زنان سهم بالایی از نیروی آموزشی را تشکیل دهند، هر نوع توسعه اشتغال موقت و کم‌قدرت در بخش آموزش می‌تواند اثر جنسیتی داشته باشد؛ یعنی زنان بیشتر وارد بازار کار شوند، اما بخشی از این ورود از مسیر مشاغل کم‌ثبات‌تر و کم‌قدرت‌تر اتفاق بیفتد.»

  • ترازمندی سازمان تامین اجتماعی

    ترازمندی سازمان تامین اجتماعی

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: ناترازی صندوقهای بازنشستگی و از جمله سازمان تامین اجتماعی یکی از مسائل دیرپا و ابرچالش‌های کشور بوده و هست که طی دو دهه اخیر بر حوزه رفاه و تامین اجتماعی کشور سایه انداخته است و تاثیر و تاثرات آن پس از اجرای طرح تحول سلامت، ظهور تغییرات جمعیتی (مهاجرت، سالمندی، کاهش ازدواج و فرزندآوری)، بروز کرونا، تحریم‌ها و حصر اقتصادی ظالمانه، یک دهه تورم بالا و مزمن، جنگ۱۲ روزه، دوره پساجنگ و بحران امنیتی اخیر، جنگ چهل روزه و محاصره اقتصادی، شدت بیشتری یافته است.

    علاوه بر موارد فوق، بازنشستگی‌های زودرس، بیکاری، تحمیل سرریزهای حمایتی، عدم رعایت اصول، قواعد و محاسبات بیمه‌ای، فقدان نهاد تنظیم گر، تحمیل قوانین و مقررات فاقد بار مالی تعهدی و بین نسلی تضمین شده، عدم سرمایه‌گذاری به موقع و متناسب وعدم بازدهی بهینه اندوخته‌های بیمه‌ای، عدم رعایت چندجانبه گرایی، انجام مداخلات غیر اصولی و مغایر با اصول حکمرانی مطلوب در صندوق‌ها و مغایر با اصول حاکمیت شرکتی در توابع آن‌ها، قدمت قوانین و مقررات و عدم روزآمدسازی آن‌ها و نیز عدم سازگارسازی آن‌ها با پویایی‌های جمعیتی و کسب وکارها وابرورندها و روندهای اقتصادی و فناوری، افزایش سهم اقتصاد و مشاغل غیر رسمی، فضای مجازی و نیروی کار مجازی، عدم ایجاد و انباشت سرمایه‌گذاری طی یک دهه اخیر، عدم پرداخت نقدی و به موقع حق بیمه‌های جاری سهم دولت وعدم پرداخت بدهیهای بیمه‌ای معوقه دولت به صندوق‌ها، نیروی کار غیرمجاز خارجی، عدم طراحی و استقرار نظام تامین اجتماعی فراگیر وچندلایه (امدادی، حمایتی وبیمه‌ای) و چندسطحی درلایه بیمه‌ای (پایه، مازاد و مکمل) و…، شمه‌ای از علل و عوامل ناترازی صندوقهای بازنشستگی و سازمان تامین اجتماعی هستند.

    در حال حاضر حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور تحت پوشش بیمه بازنشستگی از طریق حدود ۱۸ سازمان و صندوق بیمه‌گر اجتماعی می‌باشند (سازمان تامین اجتماعی حدود ۵۰ درصد آن‌ها را پوشش داده است) که متوسط نسبت پشتیبانی (تعداد بیمه شده به مستمری بگیر) در این صندوق‌ها حدود ۲ است در حالی که این نسبت حداقل باید ۵ باشد (این نسبت در غالب صندوقهای کارمندی دولتی کمتر از یک است ودر صندوق بازنشستگی کشوری ۰.۵ ودر صندوق لشکری ۰.۸ و مهم‌تر از همه اینکه نسبت مزبور در سازمان تامین اجتماعی به ۳.۸ رسیده است) و بدین ترتیب صندوقهای کشوری، لشکری، فولاد، «واجا» و هما مدت‌ها است که نقش اداره پرداختهای انتقالی را ایفاء نموده و به توزیع اعتبارات دریافتی از دولت می‌پردازند و اعتبار دریافتی آن‌ها از دولت در سال ۱۳۹۷ به میزان ۵۷ همت بوده است در سال ۱۴۰۴ به ۷۷۷همت رسیده و در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ کل کشور قرار است به ۹۷۸ همت برسد و سهم منابع اعطایی به این صندوق‌ها از کل منابع عمومی که در سال ۱۳۹۶ به میزان ۱۱.۵ درصد بوده است، در سال ۱۴۰۴ به ۱۷.۱ درصد رسیده و این روند رو به تزاید است. 

    سایر صندوقهای کارمندی دولتی نیز از لحاظ شاخصهای بیمه‌ای وضعیت بهتری ندارند و فقط با استفاده دیرپا، وسیع و عمیق از اعتبارات، امتیازات و انحصارات دستگاه اجرایی و شرکت‌ها و موسسات بزرگ مقیاس دولتی مربوطه و تزریق منابع از راههای غیر بودجه‌ای فعلا سر پا مانده اند.

    چگونگی نیل به ترازمندی نقدی و تعهدی؟ 

    بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی در گذر زمان شکل گرفته است و خروج از آن نیز علاوه بر لزوم اتخاذ و اجرای تصمیمات متناسب و راهبردی، نیازمند صرف زمان لازم است مضافا به اینکه در اولویت‌بندی مسائل، اتخاذ و اجرای راهکارها و اعمال مداخلات توسعه‌ای و تحولی بایستی به ملاحظات انسانی و نیز شرایط و اقتضائات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی حال حاضر کشور توجه داشت.

    بر اساس تجارب علمی و عملی موفق دنیا و نیز اجماع رای و اتفاق نظر غالب صاحبنظران، شکل گیری نظام تامین اجتماعی فراگیر وچندلایه (امدادی، حمایتی وبیمه‌ای) و چندسطحی درلایه بیمه‌ای (پایه، مازاد و مکمل) اصلی‌ترین و محوری‌ترین راهکار لازم برای جلوگیری از بروز بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی و نیز خروج از بحران مزبور است امری که در سیاستهای کلی ابلاغی برنامه‌های توسعه ماضی و برنامه هفتم پیشرفت به آن اشاره شده بود، ولیکن شوربختانه از سوی دولت‌های مختلف تحقق نیافته است و در حال حاضر نیز بلحاظ مضایق مبتلابه دولت تحقق کامل آن دور از انتظار است.

    در آذرماه سال ۱۳۹۹ نیز موضوع شکل گیری نظام متمرکز تامین اجتماعی به عنوان ماموریت شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا تعیین و ابلاغ شد و همچنین در سیاستهای کلی تامین اجتماعی ابلاغی ۲۱/۱/۱۴۰۱نیز مبتنی بر آسیب‌شناسی مسائل و مشکلات مبتلابه صندوقهای بازنشستگی، احکام لازم برای رفع ناترازی صندوقهای بازنشستگی در قالب شکل گیری نظام تامین اجتماعی برای همگان و طراحی و استقرار نظام جامع، فراگیر و چندلایه و چند سطحی تامین اجتماعی ابلاغ گردید که متاسفانه علیرغم گذشت حدود ۵ سال از ابلاغ آن، هنوز اجرایی نشده و تحقق نیافته است.

    ترازمندی صندوقهای بازنشستگی و به ویژه سازمان تامین اجتماعی و پایداری مالی آن‌ها، مبتنی بر تنظیم ورودی هاو خروجی‌ها (بیمه شدگان و مستمری بگیران) و تعادل منابع و مصارف (حق بیمه‌های دریافتی و تعهدات بیمه‌ای پرداختی) براساس اصول، قواعد و محاسبات بیمه‌ای صورت می‌گیرد که همانطور که در مقدمه مختصرا برشمار شد، بنابر علل و عوامل گوناگون این تنظیمات برهم خورده است و برای برون رفت از این شرایط، نیازمند اعمال اصلاحات بیمه‌ای هستیم که شامل اصلاحات سامانه‌ای (سیستماتیک)، سنجه‌ای (پارامتریک) و فنی (بازمهندسی فرآیندها و بازآرایی ساختارها و سازوکارها) است ولیکن تصمیم گیری و اجرای آن‌ها نیازمند یک فضای متناسب در کشور است و بعضا در کوتاه مدت نمی‌توانند مشکل کسری نقدینگی سازمان را مرتفع سازند و این صلاحات دارای اثرات بلند مدت هستند. سازمان تامین اجتماعی اگر دولت تعهدات بیمه‌ای خود را نقدا و مستمرا و به ارزش واقعی روز بپردازد تا دو دهه دیگر ترازمندی نقدی دارد که متاسفانه دولت‌ها قائل به این وظیفه و تکلیف قانونی مصرح در بند ۴ سیاستهای کلی تامین اجتماعی، نیستند.

    به دیگر سخن یا باید با فشار به کارفرمایان حق بیمه‌های بالفعل بیشتری وصول نمود یا حق بیمه‌های بالقوه بیشتری را وضع و دریافت نمود (که شرایط حال حاضر اقتصاد و کسب و کارها اقتضاء نمی‌کند) و یا باید با فشار به مستمری بگیران و بیمه شدگان تلاش نمود که از مزایا و تعهدات بیمه‌ای کاست (که شرایط معیشتی جامعه و تورم مزمن و بالا اقتضاء نمی‌کند) و افزایش سودآوری و بازدهی سرمایه‌گذاری‌های سازمان و یا فروش آن‌ها نیز در شرایط حال حاضر بازار بورس وباتوجه به اختلاف فاحش ارزش ذاتی آن‌هابا ارزش تابلوی بورس و در شرایط جنگ و بینا جنگ و…چندان در دسترس و محتمل نیست فلذا نیاز به یک بسته سیاستی جامع با رویکرد اقتضایی داریم. بالنتیجه برای گذار از این شرایط نیازمند تامین نقدینگی و کسری منابع هستیم و بایستی یک دوره تنفس برای گذار تدریجی و مدیریت شده، فراهم کنیم.

    در کنار راهکارهای تامین مالی مبتنی بر ابزارهای نوین مالی، اهرمی‌سازی و مولدسازی دارائی‌ها و «بازارپذیر کردن» و «بانک‌پذیر کردن» مطالبات و بدهی‌ها و… می‌توان نسبت به ترویج و تعمیم پوشش‌های متنوع بیمه‌های اجتماعی مبتنی بر «ورودی متفاوت، خروجی متفاوت» براساس انتخاب و ترجیح و ائتلاف‌سازی اقدام نمود

    چه می‌توان کرد؟ 

    در حال حاضر بالغ بر ۳۰ درصد از افراد توانمند، شاغل و مددجویان قابل توانمندسازی دارندگان مشاغل خرد و خانگی، اشتغال ناقص، اشتغال پلتفرمی، پریکاریا و فریلنسرها، صاحبان کسب و کارها و…، فاقد پوشش بیمه بازنشستگی هستند که براساس صدر سیاستهای کلی تامین اجتماعی و بندهای ۱.۵ (جزء سه) آن ونیز بند ۵ سیاستهای کلی برنامه هفتم پیشرفت و بند الف ماده ۳۱ قانون برنامه هفتم، بایستی تحت پوشش قرار گیرند. جزء ۳ بند ۵ سیاستهای کلی تامین اجتماعی اشعار میدارد: «امور بیمه پایه برای آحاد جامعه متناسب با وضع آنان از محل حق بیمه سهم بیمه‌شدگان، کارفرمایان و دولت» فلذا باید متناسب با وضع استخدامی، توان درآمدی مزدی و غیر مزدی و…افراد سبد بیمه بازنشستگی پایه لازم ایجاد گردد و سازمان تامین اجتماعی میتواند در این مسیر پیشقدم شده و با ایجاد «راه حل میانه» (Buffer solution) و تشکیل یک حساب یا صندوق (مجازی، معین و انتظامی) این قشر را تحت پوشش بیمه پایه بازنشستگی قرار دهد. اعمال روش «میانگیری» (Buffering) میتواند این امکان را برای سازمان ایجاد کند که در کوتاه مدت کسری نقدینگی خود را جبران نماید و ضریب نفوذ بیمه‌ای خود را بالا ببرد ونسبت پشتیبانی خود را بهبود ببخشد، این افراد در گذر زمان با افزایش مهارت، توسعه کسب و کار و افزایش توان مالی و یا تغییر نوع استخدام به جرگه بیمه شدگان مشمول قانون کار و تامین اجتماعی و با پایه بیمه‌پردازی معادل ویا بالاتر از حداقل دستمزد مصوب خواهند پیوست. بدیهی است با توجه به اینکه افراد موصوف در این دوره موقت از شمول ماده ۱۱۱ تامین اجتماعی مستثنی بوده و بیمه سلامت پایه خود را از سازمان بیمه سلامت دریافت نموده و در مرحله مقدماتی بیمه‌پردازی هستند، فعلا برای سازمان مصارف بیمه‌ای ندارند (مگر اینکه در این دوره خدای نکرده فوت نموده و یا ازکارافتاده کلی شوند) ضمن اینکه این دوره بیمه‌پردازی آن‌ها با دوره بیمه‌پردازی کامل ممزوج و مخلوط نخواهد شد و از سازوکار مستمری جمع استفاده خواهد شد.

    تجربه تاریخی نشان داده است که غالب این افراد، بعدها ودر قالب تصمیمات دولت و مجلس با سن بالا و سابقه کم به سازمان تامین اجتماعی تحمیل شده یا می‌شوند مضافا به اینکه افراد با جابجایی جغرافیایی (مثلا مهاجرت از روستا به شهر) ویا تغییر تقسیمات کشوری و یا تغییرات شغلی به طور خودکار تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی در می‌آیند، فلذا چه بهتر که سازمان به جای رویکرد انفعالی (re active) به صورت فعال (pro active) با این موضوع برخورد نماید و «بیمه‌های خرد» (Micro insurance) و «بیمه‌های قابل حمل» (Portable insurance) را به سبد بیمه‌ای خود بیافزاید.

    ارائه پوشش بیمه‌ای در قالب «مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی»، «یارانه بیمه‌ای»، فعالیتهای خیر خواهانه و نیکوکارانه «نذر بیمه» و بیمه اتباع خارجی شاغل یا مقیم ایران نیز میتواند در قالب طرح ” بیمه بازنشستگی فراگیر مد نظر قرار گیرد.

    این پوشش بیمه‌ای براساس تنوع بخشی، منعطف‌سازی و متناسب‌سازی سبد بیمه‌ای با رویکرد ترجیحی، ترویجی، اختیاری و ائتلاف‌سازی و فارغ از مشارکت مالی دولت بنا شده است علیهذا، دولت می‌تواند در صورت تمایل و یا دارا بودن توان مالی تعهدی با اعطای یارانه بیمه‌ای براساس ارزیابی آزمون وسع (ایجاد مشوق‌ها و محرکهای اقتصادی لازم برای بیمه شده یا کارفرما ویا کارپذیر و یا تسهیلگر مربوطه)، اقشار و گروههای هدف را با تقبل تمام یا بخشی از حق بیمه متعلقه نزد سازمان تامین اجتماعی، بیمه نموده (مبنای بیمه‌پردازی فارغ از حداقل دستمزد مصوب) و سهم الشرکه دولت از طریق اعطای امتیاز پهنه‌های نفتی، گازی و معدنی و یا از طریق واگذاری مصادیق مولدسازی اموال دولت ویا واگذاری سهام شرکتهای متعلق به صندوقهای بازنشستگی ناتراز متکی به بودجه عمومی دولت ویاتعیین سهم از صندوق توسعه ملی، تامین گردد( با توجه به دوره حداقل ۱۰ساله شروع مصارف بیمه‌ای این قبیل بیمه شدگان، سازمان میتواند با سرمایه‌گذاری بر روی این دارائی‌ها، منابع لازم برای مصارف دهه بعدی این افراد را تمهید و تدارک نماید.

     

  • ۴۰۰ دانش‌آموز گلستانی بورسیه تحصیلی شدند/ تامین بیش از یک میلیون نوشت افزار در پویش سراسری« برای آینده سازان»

    ۴۰۰ دانش‌آموز گلستانی بورسیه تحصیلی شدند/ تامین بیش از یک میلیون نوشت افزار در پویش سراسری« برای آینده سازان»

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، محمد نوری زاده صبح امروز در نشست خبری با بیان اینکه این پویش با تجمیع کمک های مردمی و با هدف تامین نوشت افزار برای دانش آموزان کم برخودار و نیازمند اجرا می شود، اظهار کرد: سال گذشته با مشارکت گروه‌های مختلف، ۸۱۰ هزار و ۴۵۰ بسته نوشت‌افزار تأمین و در سراسر کشور توزیع شد و امسال پیش‌بینی اولیه ما تأمین بیش از یک میلیون بسته بود که با استقبال گسترده مردم و مجموعه‌های مختلف، این هدف افزایش یافت.

    وی افزود: اگر چه جنگ و تحریم بر کمک های مردمی هم کمی سایه انداخته است اما همچنان کمک های خیران اگر چه نسبت به سال گذشته کمتر شده باشد اما ادامه دارد .

    نوری زاده بیان کرد: امسال بسیج دانش‌آموزی، بنیاد علوی، سازمان داوطلبان هلال احمر، مجموعه‌های صنعتی و بنیادهای مختلف در کنار این پویش قرار گرفتند و با تشکیل شبکه‌ای منسجم، ظرفیت‌های بیشتری برای حمایت از دانش‌آموزان فراهم شد.

    وی از ایجاد یک زنجیره حمایتی در قالب ابن پویش برای حمایت از دانش اموزان کم برخودار و محروم سخن گفت و افزود: هر ساله تلاش میکنیم تا کمک های تحصیلی فقط معطوف به نوشت افرار و نباید و ، در حوزه تامبن لباس، کفش ، کیف و حتی بسته های معیشتی و نصب وسایل گرمایشی در خانه این دانش اموزان ورود کنیم.

    وی از بورسیه تحصیلی ۴۰۰ دانش‌آموز مستعد استان گلستان خبر داد و گفت: امسال تعدادی از دانش‌آموزان با استعداد استان گلستان که معدل بالای ۱۷ داشتند و پیگیر تحصیل بودند، با همکاری موسسه آموزشی و انتشاراتی مبتکران تحت پوشش بورسیه تحصیلی قرار گرفتند تا حمایت از آنان در طول سال ادامه داشته باشد.

    دبیر پویش سراسری آینده‌سازان همچنین از شکل‌گیری کمپین «همکلاسی» خبر داد و گفت: با مشارکت مردم در محلات و میادین شهرها، طرحی برای تأمین ۱۶۸ بسته در هر محله و میدان شکل گرفت که هدف آن رساندن تعداد بسته‌های حمایتی به یک میلیون و ۶۸۰ هزار بسته در کشور است.

    وی افزود: تمامی کول پشتی هایی که در این پویش برای کودکان نیازمند جمع آوری میش ود به شهر میناب منتقل و از انجا به یاد ۱۶۸ کودک محصل شهید به دیگر استان ها انتقال می یابد.

    نوری زاده افزود: گفت: هدف این است که هر فرد یا مجموعه‌ای متناسب با توان خود در این کار جمعی مشارکت کند؛ یک مجموعه ممکن است ۵۰ یا ۱۰۰ بسته تأمین کند و مجموعه دیگری تنها یک بسته، اما مجموع این کمک‌ها می‌تواند نیاز تعداد زیادی از دانش‌آموزان را برطرف کند.

    گفت: هدف این است که هر فرد یا مجموعه‌ای متناسب با توان خود در این کار جمعی مشارکت کند؛ یک مجموعه ممکن است ۵۰ یا ۱۰۰ بسته تأمین کند و مجموعه دیگری تنها یک بسته، اما مجموع این کمک‌ها می‌تواند نیاز تعداد زیادی از دانش‌آموزان را برطرف کند.

  • شهرها دیگر منتظر سیل نمی‌مانند، غافلگیرش می‌کنند

    شهرها دیگر منتظر سیل نمی‌مانند، غافلگیرش می‌کنند

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: سیستم‌های هشدار سریع سیل بر پایه هوش مصنوعی شبکه‌ای از سنسورها، دوربین‌ها و الگوریتم‌های پیشرفته هستند که به‌طور مداوم وضعیت آب‌وهوا، سطح آب و تردد شهری را پایش می‌کنند و خطر سیل را قبل از وقوع پیش‌بینی می‌کنند. این سیستم‌ها برخلاف روش‌های سنتی که تنها پس از وقوع سیل فعال می‌شدند، رویکردی پیش‌دستانه دارند و به شهروندان و مسئولان فرصت می‌دهند تا قبل از فاجعه اقدام کنند.

    این سیستم‌ها از چندین بخش کلیدی تشکیل شده‌اند: سنسورهای اینترنت اشیا که سطح آب در رودخانه‌ها، کانال‌ها و خیابان‌ها را اندازه‌گیری می‌کنند و داده‌ها را به‌طور لحظه‌ای به مرکز کنترل ارسال می‌کنند. دوربین‌های مدار بسته مجهز به هوش مصنوعی تصویری که تصاویر را تحلیل می‌کند و عمق آب، سرعت جریان و مناطق غرق‌شده را تشخیص می‌دهد. ایستگاه‌های هواشناسی محلی که داده‌های بارش، دما، رطوبت و سرعت باد را جمع‌آوری می‌کنند و الگوریتم‌های یادگیری ماشین که این داده‌ها را تحلیل می‌کنند و با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی، وقوع سیل را ۱۲ تا ۲۴ ساعت قبل اعلام می‌کنند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    سال ۲۰۲۶ نقطه عطفی در توسعه سیستم‌های هشدار سریع سیل است. ترکیب ال‌نینوی بی‌سابقه، پیشرفت‌های سریع در هوش مصنوعی و اینترنت اشیا و درس‌های گرفته‌شده از سیل‌های ویرانگر ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ موجب شد که شهرهای بزرگ میلیاردها دلار بر این فناوری سرمایه‌گذاری کنند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بازار جهانی سیستم‌های هشدار سیل هوشمند در ۲۰۲۶ به ۲.۸ میلیارد دلار رسیده است که ۴۵ درصد افزایش نسبت به ۲۰۲۴ دارد.

    دولت هند در ۲۰۲۶-۲۰۲۵ برنامه مدیریت طوفان شهرهای هوشمند را با بودجه ۵۰۰ میلیون دلار اجرا کرد که شامل نصب سنسورهای اینترنت اشیا و دوربین‌های هوشمند در ۱۰۰ شهر است. اندونزی در چارچوب برنامه شهر هوشمند ناسانتارا ۲۰۰ میلیون دلار برای سیستم‌های هشدار سیل سرمایه‌گذاری کرد. کره جنوبی بودجه ۱۰۰ میلیون وون (۷۵ میلیون دلار) برای ارتقای سیستم‌های مدار بسته با هوش مصنوعی اختصاص داد. فیلیپین نیز در اوت ۲۰۲۶، یک میلیارد پزو (۱۸ میلیون دلار) برای سیستم هشدار سیل بر پایه هوش مصنوعی با نقشه‌برداری لیدار و مدل‌های یادگیری ماشین تخصیص داد.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    گوراکپور، هند؛ نخستین سیستم مدیریت سیل شهری هند با هوش مصنوعی

    گوراکپور، شهری با جمعیت ۶۷۰ هزار نفر در ایالت اوتار پرادش هند، هر سال با سیل‌های موسمی ویرانگری روبه‌رو می‌شود. این شهر در نزدیکی رودخانه راپتی واقع شده است و در فصل موسمی از ژوئن تا سپتامبر بارش‌های شدیدی را تجربه می‌کند. در ۲۰۲۴، سیل‌های گوراکپور بیش از ۵۰ کشته بر جای گذاشت و هزاران نفر را آواره کرد. سیستم‌های هشدار سنتی که تنها بر اساس داده‌های ایستگاه‌های هواشناسی دور عمل می‌کردند، نتوانستند سیل‌های ناگهانی را پیش‌بینی کنند و شهروندان چند دقیقه قبل از وقوع سیل مطلع ‌شدند.

    در آوریل ۲۰۲۶، شهرداری گوراکپور با همکاری اندیشکده برنامه‌ریزی دولت هند، نخستین سیستم مدیریت سیل شهری هند با هوش مصنوعی (UFMC) را راه‌اندازی کرد. این سیستم شامل ۵۰ سنسور اینترنت اشیا است که در رودخانه راپتی، کانال‌های شهری و مناطق مستعد سیل نصب شده‌اند و سطح آب، سرعت جریان و بارش را هر پنج دقیقه اندازه‌گیری می‌کنند. داده‌ها به‌طور لحظه‌ای به مرکز کنترل ارسال و توسط الگوریتم‌های یادگیری ماشین تحلیل می‌شوند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    الگوریتم‌های UFMC از شبکه‌های عصبی عمیق استفاده می‌کنند که با داده‌های تاریخی ۲۰ ساله بارش و سیل آموزش دیده‌اند. این مدل‌ها می‌توانند بارش و خطر سیل را تا ۲۴ ساعت قبل با دقت ۸۰ درصد پیش‌بینی کنند. هنگامی که خطر سیل تشخیص داده می‌شود، سیستم به‌طور خودکار پیام‌های هشدار را از طریق پیام، اپلیکیشن موبایل و بلندگوهای عمومی به شهروندان ارسال می‌کند. هم‌زمان، مسئولان شهری از طریق داشبورد مرکزی از وضعیت مطلع می‌شوند و می‌توانند پمپ‌ها، دریچه‌ها و موانع سیل را به‌طور خودکار یا دستی فعال کنند.

    این سیستم از زمان راه‌اندازی تاکنون، توانسته است ۱۵ سیل ناگهانی را ۲۴ ساعت قبل پیش‌بینی کند و برای ۳۰۰ هزار شهروند پیام هشدار ارسال کند. دقت پیش‌بینی‌ها نسبت به سیستم‌های سنتی بهبود قابل‌توجهی دارد. زمان پاسخگویی به شکایات آب‌گرفتگی از چهار تا شش ساعت به یک تا دو ساعت کاهش یافته که معادل بهبود ۶۵ درصدی است. در طول آزمایش سیستم، ۷۰ درصد از ۲۵۰ شکایت آب‌گرفتگی در عرض چند ساعت حل‌وفصل شده است.

    تعداد کشته‌های ناشی از سیل از ۵۰ نفر در ۲۰۲۴ به ۱۲ نفر در ۲۰۲۶ کاهش یافته است که نشان‌دهنده تأثیر مستقیم هشدارهای زودهنگام بر نجات جان انسان‌ها است. علاوه بر این، سیستم هوشمند هزینه‌های عملیاتی مدیریت سیل را ۳۰ درصد کاهش داده است، زیرا نیاز به گشت‌زنی‌های دستی و بازرسی‌های میدانی کمتر شده است. گوراکپور نشان داده است که شهرهای کوچک با منابع محدود نیز می‌توانند با هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، مقاومت خود را در برابر سیل افزایش دهند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    سئول، کره جنوبی؛ منطقه سوچو روی دوربین‌های عمومی

    سئول در سال‌های اخیر با سیل‌های ناگهانی ناشی از بارش‌های شدید روبه‌رو شده است. منطقه سوچو یکی از ۲۵ منطقه سئول با جمعیت ۴۲۰ هزار نفر، به‌طور خاص آسیب‌پذیر است زیرا در نزدیکی رودخانه هان واقع شده و دارای کانال‌های متعددی است. سیستم‌های هشدار سنتی که بر اساس سنسورهای سطح آب عمل می‌کردند، نمی‌توانستند عمق آب و سرعت جریان را به‌طور لحظه‌ای اندازه‌گیری کنند و هشدارها با تأخیر صادر می‌شد.

    در سپتامبر ۲۰۲۵، منطقه سوچو با همکاری شرکت‌های فناوری کره‌ای، سیستم اندازه‌گیری و هشدار سیل با هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرد. این سیستم از هوش مصنوعی تصویری روی ۱۰۰ دوربین مدار بسته عمومی استفاده می‌کند که در مناطق مستعد سیل نصب شده‌اند. دوربین‌ها تصاویر را هر ۱۰ ثانیه ضبط می‌کنند و الگوریتم‌های هوشمند این تصاویر را تحلیل می‎کنند و عمق آب، سرعت جریان، سطح آب رودخانه و مناطق غرق‌شده را تشخیص می‌دهند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    الگوریتم‌های هوشمند با میلیون‌ها تصویر از سیل‌های گذشته آموزش دیده‌اند. این مدل‌ها می‌توانند عمق آب را با دقت ۹۵ درصد و سرعت جریان را با دقت ۹۰ درصد اندازه‌گیری کنند. هنگامی که عمق آب یا سرعت جریان از آستانه ایمنی فراتر می‌رود، سیستم به‌طور خودکار وضعیت را به مسئولان اطلاع می‌دهد و موانع لیزری، چراغ‌های هشدار و بلندگوهای عمومی را فعال می‌کند. پیام‌های هشدار نیز از طریق پیام، اپلیکیشن موبایل و تابلوهای دیجیتال به شهروندان ارسال می‌شود.

    در فصل بارش‌های شدید ۲۰۲۶، این سیستم توانست ۲۰ مورد خطر سیل را به‌طور لحظه‌ای تشخیص دهد و به ۳۰۰ هزار شهروند هشدار دهد. دقت اندازه‌گیری عمق آب ۹۵ درصد و سرعت جریان ۹۰ درصد بود که نسبت به سنسورهای سنتی ۸۰ درصد بهبود قابل‌توجهی دارد. زمان پاسخگویی به سیل از ۴۵ دقیقه به ۱۰ دقیقه کاهش یافت که نشان‌دهنده موفقیت این سیستم است. این سیستم در سپتامبر ۲۰۲۶ جایزه وزیر کشور و ایمنی کره جنوبی را دریافت کرد و به‌عنوان یکی از بهترین نمونه‌های استفاده از دوربین‌های هوشمند در مدیریت بلایا شناخته شد.

  • تنظیم گری فضای مجازی تنها «فیلترینگ» نیست

    تنظیم گری فضای مجازی تنها «فیلترینگ» نیست

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، نشست خبری اولین همایش ملی تنظیم‌گری فضای مجازی، با تشریح اهداف و رویکردهای این همایش با حضور حسین بابایی مجرد، رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دبیر علمی همایش، و محمود کولیوند، دبیر اجرایی این رویداد در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

    حسین بابایی مجرد در این نشست با اشاره به سابقه فعالیت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در حوزه معرفت و سیاست‌پژوهی، اظهار داشت: هدف از تأسیس نهادهای سیاست‌پژوهی در سال‌های اخیر، اثرگذار کردن مطالعات نظری در فضای حاکمیتی بوده است. این همایش که برنامه‌ریزی آن از دوران حضور شهید رئیسی آغاز شده بود، با بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی از جمله برگزاری مدرسه زمستانه و تولید تألیفات جدید، اکنون به صورت بسته‌ای کامل و درخور ارائه می‌شود.

    رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه همایش‌ها شأن ترویجی دارند و باید ذهن کارشناسان را با مسائل واقعی کشور مماس کنند، گفت: متأسفانه مدتی است که موضوع حکمرانی و تنظیم‌گری به مسئله فیلترینگ تنزل پیدا کرده است؛ در حالی که هدف کلان و جدی ما فراتر از این موضوع است. تنظیم‌گری موضوعی نو است و متأسفانه تألیفات داخلی در این حوزه اندک بوده و نهادهای علمی تخصصی ما با نوعی «فقر معرفتی» مواجه‌اند. گاهی نیز هرگونه رفتار هدایتگرانه به اشتباه به عنوان تنظیم‌گری تلقی می‌شود.

    وی افزود: هدف ما رسیدن به یک انسجام نظری، بیانی و اصطلاحی از مفهوم تنظیم‌گری است. این همایش مقصد نیست، بلکه معبری است تا اصحاب این حوزه بتوانند در فضای دانشی و سیاستی از آن بهره ببرند و مقدمه‌ای برای آشنایی و تفاهمات اولیه باشد.

    بابایی مجرد با اشاره به تعدد نهادهای فعال در حوزه تنظیم‌گری خاطرنشان کرد: برخی از این نهادها صرفاً شأن سیاست‌گذاری دارند و شأن رگولاتوری (تنظیم‌گری) ندارند و گاهی میان آن‌ها تضاد و تباین وجود دارد. بر همین اساس، «مسئله‌مندسازی» نهادهای سیاست‌گذار و تنظیم‌گر از اهداف اصلی ما بوده که صورت‌بندی خاصی نیز برای آن در نظر گرفته‌ایم.

    وی در ادامه به موضوعاتی مانند «حسابرسی هوش مصنوعی» اشاره کرد و گفت: در برخی کشورهای غربی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ممنوع شده است، زیرا مانع تفکر و ایجاد امتناع ذهنی می‌شود. در این راستا، حسابرسی به معنای ممیزی و شناسایی کاربردهای سوء است.

    در ادامه این نشست، محمود کولیوند، دبیر اجرایی همایش، به تشریح جزئیات اجرایی این رویداد پرداخت و اعلام کرد: تاکنون ۵۰ مقاله در حوزه حکمرانی فضای مجازی به دبیرخانه همایش ارسال شده که از این تعداد، ۳۰ مقاله پس از داوری علمی پذیرش نهایی شده‌اند.

    کولیوند افزود: تاکنون ۱۹ پیش‌نشست تخصصی برگزار شده و در طول همایش اصلی نیز ۷ پنل تخصصی دایر خواهد شد. همچنین مجموعه‌ای از مقالات برتر منتشر شده و نشست‌های تخصصی جداگانه‌ای با ارائه‌دهندگان این مقالات برگزار می‌شود.

    دبیر اجرایی همایش ملی تنظیم‌گری فضای مجازی درباره بخش انتشارات نیز گفت: حدود ۳۰ تألیف در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این حوزه آماده شده که در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و در حاشیه همایش، از ۸ کتاب جدید به صورت رسمی رونمایی خواهد شد.

  • سرپرست تامین اجتماعی برای پزشک خانواده شرط گذاشت

    سرپرست تامین اجتماعی برای پزشک خانواده شرط گذاشت

    به گزارش بازار کسب و کار و به نقل از روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی، غلامحسین محمدی، سرپرست سازمان تأمین‌اجتماعی، در این جلسه ضمن تأکید بر پیگیری موضوعات اجرایی مربوط به طرح پزشکی خانواده و نظام ارجاع، بر ضرورت بررسی و تعیین تکلیف همه موارد مرتبط با این طرح از جمله هزینه‌های اجرایی مربوطه تأکید کرد.

    وی در ادامه، دستیابی به مدل همکاری و مشارکت سازمان تأمین اجتماعی در راستای اجرای طرح پزشکی خانواده و نظام ارجاع را مشروط به بررسی تمامی مسائل مربوطه دانست.

    در ادامه این نشست، موضوعات دریافت داده‌های سرویس انتساب از مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، جزئیات اطلاعات و داده‌های اجرای طرح پزشکی خانواده و نظام خانواده در شهرستان‌های پایلوت این طرح، هزینه‌های سرانه و چگونگی اجرای طرح در سطوح ۲ و ۳ و تفاهم‌نامه این سطوح بین سازمان تأمین‌اجتماعی و وزارت بهداشت، مطرح شد.

    همچنین در نشست مربوطه، استقرار برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع در سازمان تأمین‌اجتماعی و نحوه همکاری تأمین‌اجتماعی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در راستای اجرایی کردن این طرح مورد بررسی قرار گرفت

  • تعیین تکلیف اراضی وقفی/ صدور دستور برای رسیدگی ویژه به پرونده‌های این اراضی

    تعیین تکلیف اراضی وقفی/ صدور دستور برای رسیدگی ویژه به پرونده‌های این اراضی

    به گزارش بازار کسب و کار، حسن بابایی در سفر به استان گلستان همراه با رئیس‌کل دادگستری گلستان با حضور در مسجد امام‌حسین (ع) کوی طهماسبی گرگان با مردم دیدار کرد، مشکلات و مطالبات آنان را از نزدیک شنید.

    تعیین تکلیف اراضی وقفی به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اهالی مطرح شد و در همین رابطه رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دستورات لازم را برای رسیدگی ویژه به این پرونده‌ها صادر کرد.

    محمود اسپانلو رئیس‌کل دادگستری گلستان هم ضمن استماع مشکلات نمازگزاران، دستورات تلفنی برای پیگیری فوری بخشی از درخواست‌های مردمی از سوی مدیران دستگاه‌های اجرایی صادر کرد.

    رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک برای شرکت در نشست منطقه‌ای «اجرای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول» به گلستان سفر کرد.

    حضور در نشست شورای قضایی گلستان و افتتاح ساختمان جدید اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان گمیشان، از دیگر برنامه‌های سفر وی به این استان است.

  • مواجهه مدرسه و فناوری

    مواجهه مدرسه و فناوری

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مدرسه و کلاس درس را با پرسشی جدی مواجه کرده است؛ پرسشی که دیگر نمی‌توان پاسخ آن را به آینده موکول کرد: آیا باید استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی را ممنوع کرد؟ نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از ابزارهایی که می‌توانند در چند ثانیه متن تولید کنند، مسئله‌ای واقعی است؛ اما پاسخ به این نگرانی لزوماً نمی‌تواند ممنوعیت باشد. مسئله اساسی‌تر این است که نظام آموزشی چگونه می‌تواند دانش‌آموز را برای زندگی در جهانی آماده کند که هوش مصنوعی در آن بخشی از زندگی روزمره، تحصیل و آینده شغلی او خواهد بود.

    هوش مصنوعی اکنون دیگر صرفاً یک فناوری تخصصی نیست. دانش‌آموز می‌تواند از یک ابزار هوش مصنوعی برای توضیح یک مفهوم درسی، خلاصه‌کردن یک متن، حل یک مسئله، تولید ایده برای نوشتن یا حتی انجام کامل تکلیف استفاده کند. همین قابلیت دو چهره متفاوت از این فناوری را مقابل نظام آموزشی قرار می‌دهد: از یک سو ابزاری برای تسهیل و شخصی‌سازی یادگیری و از سوی دیگر وسیله‌ای که اگر بدون نظارت مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند خودِ فرایند یادگیری را کنار بزند.

    وقتی تکلیف جای یادگیری را می‌گیرد

    مهم‌ترین نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی، نه صرفاً تقلب، بلکه از بین رفتن فرصت یادگیری است. دانش‌آموزی که از هوش مصنوعی می‌خواهد انشا، تحقیق یا پاسخ یک مسئله را به‌طور کامل برای او تولید کند، ممکن است محصول نهایی قابل‌قبولی تحویل دهد، اما الزاماً مهارتی در او شکل نگرفته است.

    مدرسه فقط محل دریافت پاسخ صحیح نیست؛ بخش مهمی از کارکرد آن، تمرین فکرکردن، پرسیدن، اشتباه‌کردن، بازنویسی، استدلال و رسیدن به پاسخ است. اگر فناوری تمام این مراحل را به جای دانش‌آموز انجام دهد، ممکن است فاصله میان «انجام تکلیف» و «یادگیری» بیشتر شود.

     

    از این منظر، نگرانی معلمان قابل درک است. اگر دانش‌آموز بتواند تکالیف خود را با چند دستور به هوش مصنوعی بسپارد، شیوه‌های سنتی ارزیابی نیز کارایی خود را از دست می‌دهند. دیگر نمی‌توان صرفاً با یک تحقیق کتبی یا یک انشای تحویل‌داده‌شده فهمید که دانش‌آموز واقعاً چه چیزی آموخته است.

    اما این مسئله به همان اندازه که ضرورت نظارت را نشان می‌دهد، نیاز به تغییر روش‌های آموزشی و ارزیابی را نیز آشکار می‌کند.

    ممنوعیت، مسئله را حل می‌کند یا آن را پنهان؟

    ممنوعیت کامل هوش مصنوعی در مدرسه ممکن است در نگاه نخست راه‌حلی ساده به نظر برسد، اما اجرای آن با دشواری‌های جدی روبه‌رو است. دانش‌آموزان خارج از مدرسه همچنان به این ابزارها دسترسی خواهند داشت و بنابراین حذف هوش مصنوعی از کلاس لزوماً به معنای حذف آن از زندگی دانش‌آموز نیست.

    از سوی دیگر، اگر مدرسه درباره هوش مصنوعی سکوت کند، دانش‌آموز ممکن است استفاده از آن را بدون شناخت محدودیت‌ها و خطراتش بیاموزد. این در حالی است که یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای دانش‌آموزان، به جای حذف این فناوری، بر ایجاد توانایی‌هایی مانند قضاوت انتقادی درباره خروجی‌های هوش مصنوعی، شناخت ملاحظات اخلاقی و کسب دانش پایه درباره این فناوری تأکید کرده است. این چارچوب ۱۲ شایستگی را در چهار حوزه اصلی تعریف می‌کند و دانش‌آموز را نه فقط مصرف‌کننده، بلکه در نهایت «هم‌آفرین» فناوری می‌بیند.

    به بیان دیگر، شاید سؤال درست این نباشد که «چگونه دانش‌آموز را از هوش مصنوعی دور کنیم؟» بلکه باید پرسید «چگونه او را به کاربری تبدیل کنیم که هوش مصنوعی نتواند به جای او فکر کند؟»

     

    هوش مصنوعی می‌تواند معلم را هم توانمندتر کند

    وجه دیگر ماجرا، فرصت‌هایی است که استفاده درست از هوش مصنوعی می‌تواند در اختیار آموزش قرار دهد. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در توضیح دوباره یک مفهوم، تولید تمرین‌های متناسب با سطح دانش‌آموز، ارائه نمونه‌های بیشتر و کمک به دسترسی دانش‌آموزان به منابع آموزشی نقش داشته باشند.

    یونیسف نیز در راهنمای جدید خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، ضمن تأکید بر ضرورت حفاظت از کودکان، به فرصت‌هایی مانند پشتیبانی از یادگیری، افزایش دسترسی آموزشی برای کودکان دارای معلولیت، آموزش شخصی‌سازی‌شده و ارائه بازخورد اشاره کرده است. البته این سازمان تأکید می‌کند که استفاده از چنین سامانه‌هایی باید بر پایه شواهد، همراه با حفاظت از حریم خصوصی و رعایت حقوق کودک باشد.

    در چنین شرایطی، معلم نیز باید از نقش سنتی خود فاصله نگیرد، بلکه نقش او در هدایت یادگیری پررنگ‌تر شود. یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای معلمان، بر مهارت‌هایی از جمله اخلاق هوش مصنوعی، کاربردهای آن، روش‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی و استفاده حرفه‌ای از این فناوری تأکید کرده است.

    مواجهه مدرسه و فناوری

    مرز استفاده درست و نادرست کجاست؟

    شاید بتوان یک اصل ساده برای مدرسه تعریف کرد: هوش مصنوعی باید دستیار دانش‌آموز باشد، نه جایگزین دانش‌آموز.

    برای نمونه، اگر دانش‌آموز متنی را خودش نوشته و از هوش مصنوعی برای پیدا کردن ایرادهای نگارشی یا دریافت پیشنهادهای اصلاحی کمک بگیرد، ماهیت فرایند یادگیری با زمانی که تمام متن را به هوش مصنوعی می‌سپارد متفاوت است. اگر دانش‌آموز ابتدا مسئله ریاضی را حل کند و سپس از هوش مصنوعی بخواهد روش او را بررسی کند، استفاده از فناوری می‌تواند بخشی از یادگیری باشد؛ اما اگر تنها پاسخ نهایی را دریافت و بدون فهم آن ثبت کند، فناوری عملاً جای یادگیری را گرفته است.

    بنابراین، مدرسه به سیاستی نیاز دارد که دقیقاً مشخص کند استفاده از هوش مصنوعی در چه فعالیت‌هایی مجاز، در چه فعالیت‌هایی محدود و در چه مواردی ممنوع است. این سیاست همچنین باید به دانش‌آموز آموزش دهد که خروجی هوش مصنوعی الزاماً درست نیست، اطلاعات شخصی خود را در اختیار سامانه‌های ناشناخته قرار ندهد و محتوای تولیدشده را بررسی و ارزیابی کند.

    مواجهه مدرسه و فناوری

    به جای جنگ با فناوری، سواد هوش مصنوعی را آموزش دهیم

    واقعیت این است که نسل جدید احتمالاً در آینده‌ای وارد بازار کار خواهد شد که استفاده از هوش مصنوعی در بسیاری از مشاغل یک مهارت معمول محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، مدرسه‌ای که صرفاً ممنوعیت را انتخاب کند، ممکن است دانش‌آموز را از فناوری دور نگه دارد، اما لزوماً او را برای آینده آماده نمی‌کند.

    یونیسف نیز در راهنمای خود بر ضرورت آماده‌سازی کودکان برای تحولات فعلی و آینده هوش مصنوعی تأکید کرده و هم‌زمان حفاظت از ایمنی، حریم خصوصی، عدالت و رفاه کودکان را ضروری دانسته است.

    البته این به معنای رهاکردن دانش‌آموز در برابر هوش مصنوعی نیست. برعکس، هرچه ابزار قدرتمندتر می‌شود، نقش مدرسه در آموزش نحوه استفاده از آن مهم‌تر خواهد شد. دانش‌آموز باید بداند چه زمانی از هوش مصنوعی کمک بگیرد، چگونه پرسش درست مطرح کند، چگونه پاسخ آن را راستی‌آزمایی کند و مهم‌تر از همه، کدام بخش از فرایند باید همچنان حاصل تفکر و تلاش خودش باشد.

    در نهایت، ممنوعیت می‌تواند برای برخی فعالیت‌های مشخص و در سنین یا شرایط خاص ضروری باشد؛ اما ممنوعیت فراگیر، پاسخ پایداری برای مسئله هوش مصنوعی در آموزش نیست. آنچه نظام آموزشی به آن نیاز دارد، مجموعه‌ای از قواعد روشن، آموزش سواد هوش مصنوعی، توانمندسازی معلمان و بازطراحی شیوه‌های ارزیابی است.

    مدرسه اگر قرار است دانش‌آموز را برای آینده آماده کند، نمی‌تواند فناوری‌ای را که آینده را شکل می‌دهد نادیده بگیرد. مسئله اصلی این نیست که دانش‌آموز هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکند؛ مسئله این است که یاد بگیرد در حضور هوش مصنوعی همچنان خودش فکر کند.

  • چرا قربانیان «خشونت خانگی» سکوت می‌کنند؟

    چرا قربانیان «خشونت خانگی» سکوت می‌کنند؟

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، امیرمحمد واشقانی فراهانی با بیان اینکه خشونت خانگی یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین انواع خشونت در جامعه است، اظهار کرد: این نوع خشونت معمولاً در محیط خصوصی و پشت درهای بسته رخ می‌دهد و به دلایلی مانند ترس، وابستگی اقتصادی، فشارهای خانوادگی و فرهنگی و نگرانی از پیامدهای گزارش جرم، بسیاری از موارد آن هرگز گزارش نمی‌شود.

    وی افزود: خشونت خانگی می‌تواند در قالب خشونت فیزیکی، روانی، اقتصادی و کلامی بروز کند و آثار آن تنها متوجه قربانی نیست، بلکه کودکان، سایر اعضای خانواده و حتی ساختار اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    مداخله فوری پلیس برای حفظ جان قربانی

    این جرم‌شناس درباره اهمیت مداخله پلیس در موارد خشونت خانگی گفت: در مواردی که جرم مشهود باشد، پلیس وظیفه دارد برای حفظ امنیت و جلوگیری از ادامه جرم مداخله کند. این مداخله در وهله نخست با هدف حفاظت از جان و سلامت قربانی و کنترل وضعیت انجام می‌شود.

    واشقانی فراهانی ادامه داد: توقف خشونت، جلوگیری از تشدید درگیری، حفظ صحنه و آثار جرم و ثبت اظهارات اولیه قربانی و شاهدان از جمله اقدامات مهم در این مرحله است. حضور به‌موقع پلیس می‌تواند از ادامه خشونت و در موارد شدیدتر از تبدیل یک درگیری خانوادگی به آسیب‌های جبران‌ناپذیر جلوگیری کند.

    وی با اشاره به ارتباط میان خشونت‌های مستمر خانوادگی و برخی جرایم شدیدتر اظهار کرد: در برخی پرونده‌های قتل خانوادگی، پیش از وقوع قتل سابقه‌ای از خشونت، تهدید یا درگیری وجود داشته است. به همین دلیل نباید خشونت خانگی را صرفاً یک اختلاف خانوادگی تلقی کرد؛ بلکه در مواردی که امنیت و سلامت افراد در معرض خطر قرار دارد، موضوع باید جدی گرفته شود.

    مستندسازی؛ یکی از مهم‌ترین وظایف پلیس

    این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت ثبت دقیق آثار و ادله خشونت گفت: یکی از مشکلات پرونده‌های خشونت خانگی این است که قربانی ممکن است در مراحل بعدی تحت فشار قرار گرفته یا به دلیل ترس و وابستگی، از پیگیری موضوع منصرف شود. بنابراین مستندسازی اولیه اهمیت زیادی دارد.

    وی افزود: ثبت اظهارات قربانی و شاهدان، مستندسازی آثار آسیب، ثبت وضعیت محل، توجه به آثار تخریب یا درگیری و ارجاع قربانی به پزشکی قانونی در صورت ضرورت، می‌تواند به حفظ مسیر رسیدگی کمک کند.

    واشقانی فراهانی ادامه داد: در کنار ادله فیزیکی، پیام‌های تهدیدآمیز، تماس‌ها، پیامک‌ها و سایر ادله دیجیتال نیز در صورت وجود و با رعایت ضوابط قانونی می‌توانند در روشن شدن ابعاد پرونده مؤثر باشند.

    پلیس؛ نخستین حلقه حمایتی قربانی

    این جرم‌شناس با اشاره به وضعیت روحی قربانیان خشونت خانگی اظهار کرد: قربانی ممکن است در لحظه مراجعه به پلیس با ترس، اضطراب، شرم یا سردرگمی مواجه باشد و نحوه برخورد مأمور می‌تواند تأثیر زیادی بر تصمیم او برای ادامه پیگیری داشته باشد.

    وی گفت: پلیس باید ضمن تأمین امنیت، قربانی را در صورت نیاز به مراکز حمایتی، پزشکی قانونی یا اورژانس اجتماعی هدایت کند و اطلاعات لازم درباره مسیر قانونی پیگیری را در اختیار او قرار دهد.

    واشقانی فراهانی افزود: در مواردی که خطر ادامه خشونت وجود دارد، هماهنگی با مقام قضایی برای اتخاذ تصمیمات قانونی لازم نیز اهمیت دارد. هدف اصلی باید جلوگیری از تکرار خشونت و ایجاد امنیت برای قربانی باشد.

    ضرورت آموزش تخصصی مأموران

    وی با اشاره به تجربه برخی کشورها در ایجاد واحدهای تخصصی برای مقابله با خشونت خانگی اظهار کرد: رسیدگی به خشونت خانگی نیازمند آموزش تخصصی است. مأموری که با چنین پرونده‌ای مواجه می‌شود باید بداند چگونه با قربانی گفت‌وگو کند، چگونه اطلاعات را دریافت کند و چگونه بدون تشدید تنش، وضعیت را مدیریت کند.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: توسعه آموزش‌های تخصصی برای مأموران و تقویت همکاری میان پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی و نهادهای حمایتی می‌تواند به افزایش اثربخشی مداخلات در این حوزه کمک کند.

    کنترل فرد خشونت‌ورز باید متناسب با خطر باشد

    واشقانی فراهانی درباره نحوه برخورد پلیس با فرد خشونت‌ورز گفت: در مواردی که جرم مشهود است و شرایط قانونی فراهم باشد، پلیس می‌تواند مطابق قانون اقدامات لازم را انجام دهد. تشخیص نحوه برخورد نیز باید متناسب با میزان خطر، شرایط صحنه و دستورات مقام قضایی باشد.

    وی افزود: در شرایطی مانند وجود تهدید جدی علیه قربانی، احتمال ادامه خشونت، وجود سلاح یا سابقه رفتارهای خشونت‌آمیز، مدیریت سریع وضعیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هدف از مداخله پلیس، پیش از هر چیز، کنترل خطر و تأمین امنیت افراد است.

    پیشگیری فقط با برخورد قضایی ممکن نیست

    این جرم‌شناس با تأکید بر اینکه مقابله با خشونت خانگی تنها از مسیر برخورد قضایی امکان‌پذیر نیست، گفت: پیشگیری از این پدیده نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی است.

    وی ادامه داد: آموزش خانواده‌ها، افزایش آگاهی درباره مصادیق خشونت، اطلاع‌رسانی درباره راه‌های گزارش جرم، همکاری با اورژانس اجتماعی و مراکز حمایتی و شناسایی موقعیت‌های پرخطر می‌تواند در پیشگیری از تکرار خشونت مؤثر باشد.

    واشقانی فراهانی افزود: همچنین باید توجه داشت که برخی تهدیدها و اختلافات ممکن است ابتدا در فضای مجازی شکل بگیرند و سپس به خشونت در فضای واقعی منجر شوند؛ بنابراین توجه به تهدیدهای مجازی نیز بخشی از فرآیند پیشگیری است.

    رسانه‌ها؛ از آموزش تا حفظ حریم قربانی

    این استاد دانشگاه درباره نقش رسانه‌ها در مقابله با خشونت خانگی اظهار کرد: رسانه‌ها می‌توانند در افزایش آگاهی عمومی درباره این پدیده نقش مهمی داشته باشند. بسیاری از افراد ممکن است ندانند برخی رفتارها مصداق خشونت است یا ندانند برای دریافت حمایت و پیگیری قانونی باید به کجا مراجعه کنند.

    وی افزود: رسانه باید ضمن آموزش عمومی درباره پیامدهای خشونت و راه‌های گزارش آن، حریم خصوصی قربانیان را نیز رعایت کند. انتشار هویت یا تصاویر قربانی، بازنشر جزئیات آزاردهنده و پرداختن هیجانی به پرونده‌ها ممکن است آسیب‌های جدیدی ایجاد کند.

    واشقانی فراهانی تأکید کرد: رسانه‌ها باید به جای تمرکز صرف بر جنبه‌های خشونت‌آمیز یک پرونده، درباره علل وقوع، راه‌های پیشگیری، حقوق قربانیان و نقش نهادهای مسئول اطلاع‌رسانی کنند.

    چرا قربانیان خشونت خانگی سکوت می‌کنند؟

    این جرم‌شناس یکی از مهم‌ترین چالش‌های مقابله با خشونت خانگی را سکوت قربانیان دانست و گفت: ترس از فرد خشونت‌ورز، وابستگی مالی، نگرانی درباره فرزندان، فشار خانواده و نگاه اجتماعی از جمله عواملی است که می‌تواند مانع گزارش خشونت شود.

    وی ادامه داد: همین مسئله نشان می‌دهد که برخورد با خشونت خانگی نباید صرفاً به لحظه وقوع جرم محدود شود. قربانی باید احساس کند پس از گزارش خشونت نیز از حمایت برخوردار است و قرار نیست به دلیل گزارش خود با تهدید یا فشار بیشتری مواجه شود.

    واشقانی فراهانی افزود: تکرارشونده بودن خشونت نیز موضوع مهمی است. در بسیاری از موارد، یک حادثه خشونت‌آمیز منفرد نیست و در صورت نبود مداخله مؤثر ممکن است دوباره تکرار شود و شدت بیشتری پیدا کند.

    ضرورت همکاری پلیس، دستگاه قضایی و نهادهای حمایتی

    وی در پایان گفت: مقابله مؤثر با خشونت خانگی نیازمند همکاری میان پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی، اورژانس اجتماعی، مراکز حمایتی و رسانه‌هاست. پلیس در خط مقدم مواجهه با این پدیده قرار دارد، اما به تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد آن را مدیریت کند.

    این استاد دانشگاه تأکید کرد: آموزش تخصصی مأموران، تقویت واحدهای تخصصی، مستندسازی دقیق، مداخله سریع در شرایط پرخطر، حمایت از قربانی و افزایش آگاهی عمومی می‌تواند به کاهش خشونت خانگی کمک کند. مهم‌تر از همه این است که خشونت خانگی به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی و کیفری دیده شود، نه صرفاً یک اختلاف خصوصی خانوادگی.

  • دانش‌آموزانِ غایب

    دانش‌آموزانِ غایب

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: براساس داده‌های رسمی، شمار بازماندگان از تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ حدود ۹۹۲ هزار نفر اعلام شده است؛ حدود ۱۹۲ هزار نفر در دوره ابتدایی، ۲۱۴ هزار نفر در متوسطه اول و ۵۸۶ هزار نفر در متوسطه دوم. این عدد به‌تنهایی بسیار نگران‌کننده است. اما پرسش مهم‌تری وجود دارد: آیا این عدد تمام کودکانی را که در ایران از حق آموزش محروم مانده‌اند، دربرمی‌گیرد؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی باشد.

    برای فهم بهتر این مسئله می‌توان بازماندگی از تحصیل را در یک تقسیم‌بندی، به دو گروه «بازماندگی آشکار» و «بازماندگی پنهان» تقسیم کرد.

    کودکانی که در آمار دیده می‌شوند

    بازماندگی آشکار همان چیزی است که معمولاً در آمارهای رسمی با عنوان «بازمانده از تحصیل» می‌بینیم. در این وضعیت، کودک در سن تحصیل قرار دارد، اما در مدارس رسمی ثبت‌نام نشده است.

    یکی از مبناهای اصلی شناسایی این گروه، تطبیق اطلاعات جمعیتی و هویتی با اطلاعات ثبت‌نام دانش‌آموزان است. به زبان ساده، نظام آماری تلاش می‌کند مشخص کند از میان کودکانی که براساس اطلاعات موجود در سن تحصیل قرار دارند، چه تعداد در نظام آموزشی ثبت‌نام شده‌اند.

    این روش برای شناسایی بازماندگی آشکار ضروری است؛ اما یک محدودیت مهم دارد: این نظام ابتدا باید کودک را بشناسد تا بتواند غیبت او از مدرسه را تشخیص دهد. کودکی که در هیچ پایگاه اطلاعاتی وجود ندارد، بسیار دشوارتر شناسایی می‌شود.

    «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» مصوب ۱۳۹۹ نیز بازماندن کودک از تحصیل را به‌عنوان یکی از وضعیت‌های مخاطره‌آمیز شناسایی کرده و برای دستگاه‌های مختلف، تکالیفی در زمینه شناسایی، ثبت‌نام و حمایت از کودکان پیش‌بینی کرده است. بنابراین، بازماندگی آشکار، اگرچه مسئله‌ای بزرگ و جدی است، اما دست‌کم در بسیاری از موارد امکان شناسایی آماری دارد. مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که کودک در نظام آماری دیده نمی‌شود.
    کودکانی که در آمار نیستند

    گروه‌هایی از کودکان وجود دارند که ممکن است در آمار رسمی بازماندگان از تحصیل ظاهر نشوند، اما در عمل از حق آموزش محروم باشند. می‌توان این وضعیت را «بازماندگی پنهان از تحصیل» نامید.

    البته این اصطلاح یک طبقه‌بندی رسمی در نظام آماری کشور نیست؛ بلکه چارچوبی برای دیدن بخش‌هایی از مسئله است که در شمارش معمول بازماندگان از تحصیل کمتر دیده می‌شوند. این گروه دست‌کم شامل دو دسته مهم است: دسته نخست، کودکان بدون مدارک هویتی و دسته دوم، کودکانی که ثبت‌نام شده‌اند، اما سر کلاس نمی‌روند.

    کودکانی که مدارک هویتی ندارند

    یکی از مهم‌ترین گروه‌های در معرض بازماندگی پنهان، کودکانی هستند که شناسنامه، کد ملی یا سایر مدارک هویتی و اقامتی لازم برای ورود به چرخه رسمی خدمات عمومی، ازجمله آموزش، را ندارند. این گروه خود دو زیرمجموعه دارد: کودکانی که ایرانی‌اند، اما به‌دلایل مختلف اسناد هویتی ندارند و کودکانی که از خانواده‌های مهاجر و اتباع خارجی هستند و مدارک هویتی یا اقامتی لازم را در اختیار ندارند. مشکل بنیادین برای هر دو زیرمجموعه یکسان است.

    مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود. اگر نظام شناسایی کودک بر اطلاعات هویتی و ثبتی استوار باشد، کودکی که سند هویتی یا اقامتی ندارد، ممکن است پیش از آنکه به‌عنوان بازمانده از تحصیل شناسایی شود، اساساً از دایره شناسایی خارج باشد. در نتیجه، ممکن است در محله‌ای تعداد قابل‌توجهی کودک در سن تحصیل زندگی کنند، اما هیچ‌گاه در جدول رسمی کودکان بازمانده از تحصیل دیده نشوند. این مسئله به‌خصوص در مناطق حاشیه‌ای شهرها، سکونتگاه‌های غیررسمی، مناطق مرزی و مناطقی که جمعیت مهاجر بیشتری دارند، اهمیت پیدا می‌کند.

    قانون حمایت از اطفال و نوجوانان دقیقاً به همین مسئله توجه کرده است. بند «الف» ماده ۶ این قانون، «سازمان بهزیستی کشور» را مکلف کرده است با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط، اطفال و نوجوانان فاقد اسناد سجلی یا هویتی، اعم از ایرانی و غیرایرانی، را شناسایی و حسب مورد، به نهادهای حمایتی، آموزشی، درمانی یا قضایی معرفی کند. این موضوع نشان می‌دهد که قانون‌گذار نیز پذیرفته است کودک فاقد سند هویتی، فارغ از تابعیتش، می‌تواند از دایره شناسایی و حمایت خارج بماند.

    در سطح کلان سیاست‌گذاری نیز براساس دستور صادرشده در سال ۱۳۹۴، مبنی‌بر ثبت‌نام همه کودکان غیرایرانی مقیم ایران، اعم از دارای مدرک اقامتی معتبر و فاقد آن، و صدور «برگه حمایت تحصیلی» برای کودکان بدون مدرک از سال ۱۳۹۵، تلاش شده است این شکاف برای کودکان مهاجر پر شود.

    بااین‌حال، فاصله میان سیاست ابلاغی و اجرای کامل آن در سطح محلی، همچنان یکی از دلایل اصلی باقی‌ماندن بخشی از این کودکان در بازماندگی پنهان است.

    البته این مسئله به‌معنای آن نیست که تمام کودکان فاقد مدارک قطعاً در آمار رسمی غایب هستند؛ بلکه نکته اصلی این است که اتکا به داده‌های ثبتی، ذاتاً امکان از قلم افتادن کودکانی را افزایش می‌دهد که هنوز به‌طور کامل وارد چرخه ثبت رسمی نشده‌اند؛ چه ایرانی و چه مهاجر. به همین دلیل، شناسایی میدانی از سوی مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد، مددکاران اجتماعی، شوراهای محلی و سایر نهادهای اجتماعی می‌تواند مکمل مهمی برای آمارهای ثبتی باشد. در نتیجه، نمی‌توان صرفاً براساس تعداد کودکانی که کد ملی یا مدرک اقامتی آن‌ها در سامانه‌های رسمی وجود دارد، درباره ابعاد واقعی مسئله بازماندگی از تحصیل قضاوت کرد.

    کودکانی که سر کلاس نمی‌روند

    اما شاید مهم‌ترین بخش بازماندگی پنهان، گروهی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: کودکانی که در مدرسه ثبت‌نام شده‌اند، اما در عمل و به‌طور واقعی، سر کلاس نمی‌روند.

    این کودک در آمار «وزارت آموزش و پرورش» وجود دارد. پرونده دارد. نامش در دفتر کلاس ثبت شده است و در آمار پوشش تحصیلی نیز دانش‌آموز محسوب می‌شود. اما در واقعیت، این کودک در کلاس درس حضور ندارد.

    فرض کنیم کودکی به‌دلیل مشکلات یادگیری، افت شدید تحصیلی، مشکلات رفتاری یا هر دلیل دیگری نمی‌تواند با سطح آموزشی کلاس همراه شود. در چنین شرایطی، اگر مدرسه نتواند حمایت آموزشی و تخصصی لازم را برای او فراهم کند، ممکن است کودک و خانواده به‌تدریج از ادامه حضور در مدرسه ناامید شوند.

    یک مصداق واقعی از همین وضعیت، مربوط به کودکی است که با مشکل یادگیری مواجه بود. خانواده او نیز با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و امکان پیگیری مستقل و مستمر مسئله را نداشت. در این شرایط، به گفته خانواده، مشاور مدرسه به آن‌ها پیشنهاد کرد که دیگر کودک را به مدرسه نفرستند و بهتر است به‌جای ادامه تحصیل، به سر کار برود.

    این روایت، اگرچه یک مورد مشخص است و نمی‌توان آن را به همه مدارس یا مشاوران تعمیم داد، اما پرسشی جدی پیش روی ما می‌گذارد: وقتی مدرسه نمی‌تواند مسئله یادگیری یک کودک را حل کند، چه مسیری پیش روی او قرار می‌دهد؟

    اگر نتیجه، کنار گذاشتن تدریجی کودک از مدرسه و ورود او به بازار کار باشد، ممکن است در آمار رسمی حتی ترک‌تحصیل‌کرده هم محسوب نشود؛ چراکه ممکن است ثبت‌نام او همچنان برقرار باشد. اما واقعیت روشن است: کودکی که دیگر به کلاس نمی‌رود و به‌جای آن مشغول کار می‌شود، عملاً از آموزش خارج شده است.

    در اینجا تفاوت میان «دانش‌آموز بودن روی کاغذ» و «دانش‌آموز بودن در واقعیت» آشکار می‌شود.

    نتیجه عملی این وضعیت، دقیقاً همان چیزی است که برای یک کودک ترک‌تحصیل‌کرده یا هرگز ثبت‌نام‌نشده رخ می‌دهد: کودک از آموزش محروم است. تنها تفاوت، در وضعیت اداری و ثبتی اوست.

    در واقع، ازآنجاکه او در سامانه‌ها دانش‌آموز به حساب می‌آید، برخلاف یک کودک بازمانده آشکار، هرگز در آمار رسمی بازماندگان از تحصیل ظاهر نمی‌شود.
    ثبت‌نام با حضور در کلاس اشتباه گرفته می‌شود

    نظام آموزشی معمولاً برای سنجش پوشش تحصیلی، ناگزیر به استفاده از شاخص‌هایی مانند ثبت‌نام و ترک تحصیل رسمی است. اما همین شاخص‌ها یک وضعیت بینابینی را نادیده می‌گیرند: کودکی که نه ثبت‌نامش لغو شده و نه رسماً ترک تحصیل کرده، اما ماه‌هاست سر کلاس نرفته است.

    این وضعیت می‌تواند از مسیرهای مختلفی آغاز شود. ممکن است کودک به‌دلیل عقب‌ماندگی تحصیلی شدید، هر روز احساس شکست کند و رفته‌رفته غیبت‌هایش بیشتر شود. ممکن است به‌دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به کار شود و دیگر وقتی برای حضور در کلاس نداشته باشد. اما یک مسیر مهم دیگر نیز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود: وقتی خود مدرسه به‌جای ارائه آموزش جبرانی یا حمایت ویژه، کودکی با مشکلات یادگیری را از حضور در کلاس منصرف می‌کند، بدون آنکه ثبت‌نام او را لغو کند.

    در این حالت، ترک تحصیل رسمی هرگز ثبت نمی‌شود؛ چون کودک همچنان روی کاغذ دانش‌آموز است. اما در عمل، او دقیقاً همان جایی ایستاده است که یک کودک بازمانده آشکار ایستاده، با این تفاوت که آمار رسمی او را نمی‌بیند. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز صرفاً بر ثبت‌نام تمرکز نکرده است؛ این قانون و آیین‌نامه اجرایی آن بر شناسایی کودکان در معرض خطر، حمایت، مشاوره و مداخلات لازم برای جلوگیری از آسیب و خروج آنان از چرخه آموزش تأکید دارند.

    بنابراین، مسئله فقط این نیست که نام کودک امروز در فهرست مدرسه هست یا نیست. باید پرسید: آیا این کودک واقعاً سر کلاس می‌رود؟

    چرا این گروه‌ها کمتر دیده می‌شوند؟

    دسته نخست، یعنی کودکان فاقد مدارک هویتی یا اقامتی، معمولاً بیشتر موردتوجه سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه آموزش قرار می‌گیرد. فعالان اجتماعی می‌توانند با مراجعه به محله‌ها، مناطق حاشیه‌ای، کارگاه‌ها، محل‌های کار کودکان و سکونتگاه‌های کم‌برخوردار، کودکانی را شناسایی کنند که در مدرسه حضور ندارند.

    اما دسته دوم دشوارتر دیده می‌شود؛ زیرا این کودک روی کاغذ دانش‌آموز است. نامش در مدرسه ثبت شده و در آمار وجود دارد. به همین دلیل، تا وقتی ثبت‌نامش رسماً لغو نشود، در هیچ آماری به‌عنوان بازمانده از تحصیل ظاهر نمی‌شود؛ حتی اگر ماه‌ها یا حتی یک سال تحصیلی کامل، پایش به کلاس نرسیده باشد.

    این وضعیت معمولاً از یک نقطه مشخص آغاز می‌شود: افت شدید یادگیری، غیبت‌های پراکنده و در نهایت، ترغیب مستقیم یا غیرمستقیم از سوی مدرسه به نیامدن. اگر این نقطه آغاز را زودتر ببینیم، یعنی همان لحظه‌ای که کودک ثبت‌نام‌شده در عمل از رفتن به کلاس بازداشته می‌شود، شاید بتوانیم پیش از آنکه این وضعیت به بازماندگی کامل و پایدار تبدیل شود، مداخله کنیم.
    آمار رسمی مهم است؛ اما کافی نیست

    در سال‌های اخیر، آمار رسمی بازماندگی از تحصیل در ایران نگرانی جدی ایجاد کرده است. «مرکز آمار ایران» برای سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ حدود ۹۲۹ هزار و ۷۹۸ بازمانده از تحصیل را گزارش کرده بود. در داده‌های مربوط به سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ نیز رقمی نزدیک به یک میلیون نفر گزارش شده است.
    آمار جامع و رسمی سال‌های تحصیلی اخیرتر، یعنی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ و پس از آن، هنوز به‌صورت یک رقم واحد و کشوری از سوی مرکز آمار ایران منتشر نشده است؛ آنچه در دسترس است، داده‌های بخشی و پراکنده مقام‌های وزارت آموزش و پرورش است. برای نمونه، تنها برای دوره ابتدایی، رقم‌های متفاوتی از حدود ۱۴۸ تا ۲۱۶ هزار بازمانده از تحصیل در گزارش‌های مختلف ذکر شده است. نبود یک گزارش جامع و به‌روز که همه مقاطع را با یک روش‌شناسی واحد بسنجد، خود یکی از مصداق‌های همان تشتت آماری است که در ابتدای این نوشته به آن اشاره شد.

    این اعداد نشان می‌دهند که بازماندگی از تحصیل، مسئله‌ای حاشیه‌ای یا محدود به گروه کوچکی از کودکان نیست. اما همین آمار باید ما را به یک پرسش مهم‌تر برساند: اگر تقریباً یک میلیون کودک در آمار رسمی دیده می‌شوند، چند کودک اصلاً امکان دیده‌شدن در این آمار را ندارند؟ و مهم‌تر، چند کودک در آمار دانش‌آموزان هستند، اما در واقعیت از یادگیری بازمانده‌اند؟

    پاسخ دقیق به این دو سؤال، نیازمند توسعه نظام‌های شناسایی و پایش است؛ نظام‌هایی که فقط آمار ثبت‌نام را اندازه‌گیری نکنند، بلکه وضعیت حضور، یادگیری، پیشرفت تحصیلی، ترک تحصیل و عوامل خطر را نیز دنبال کنند.

    کودکان در معرض بازماندگی از تحصیل

    شاید لازم باشد نگاه خود را تغییر دهیم. به‌جای اینکه فقط کودکی را که مدرسه را ترک کرده است، بازمانده از تحصیل بدانیم، باید کودکانی را که در معرض ترک تحصیل قرار دارند نیز شناسایی کنیم:

    کودکی که افت تحصیلی شدید دارد، کودکی که مرتب غیبت می‌کند، کودکی که مجبور به کار است، کودکی که از فقر رنج می‌برد، کودکی که مشکلات خانوادگی جدی دارد، کودکی که زبان آموزشی مدرسه برای او مانع یادگیری است، کودکی که نیازمند آموزش جبرانی است و کودکی که به‌دلیل مشکلات اجتماعی یا رفتاری، به‌تدریج از مدرسه فاصله می‌گیرد.

    این کودکان هنوز بازمانده از تحصیل نیستند؛ اما اگر مداخله‌ای صورت نگیرد، ممکن است فردای آن‌ها دقیقاً همان جایی باشد که امروز آمار بازماندگان از تحصیل قرار دارد.

    آنچه باید اندازه‌گیری شود

    اصل ۳۰ «قانون اساسی» دولت را مکلف به فراهم‌کردن وسایل آموزش‌وپرورش رایگان برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه کرده است. اما تحقق این حق را نمی‌توان فقط با بازکردن درِ مدرسه سنجید. عدالت آموزشی به‌معنای حضور واقعی در کلاس برای همه است.
    اگر قرار است سیاست‌گذاری برای کاهش بازماندگی از تحصیل مؤثر باشد، لازم است نظام شناسایی کودکان دست‌کم این سطوح را از یکدیگر تفکیک کند:

    ۱. کودکانی که هرگز وارد مدرسه نشده‌اند؛
    ۲. کودکانی که وارد مدرسه شده‌اند، اما ترک تحصیل کرده‌اند؛
    ۳. کودکانی که به‌دلیل نداشتن اسناد هویتی یا مشکلات ثبت اطلاعات، در نظام رسمی شناسایی نشده‌اند؛
    ۴. کودکانی که در مدرسه ثبت‌نام شده‌اند، اما در معرض ترک تحصیل قرار دارند؛
    ۵. کودکانی که ثبت‌نام شده‌اند، اما در عمل، با ترغیب یا سکوت مدرسه یا به هر دلیل دیگری، سر کلاس نمی‌روند.

    در چنین صورتی است که می‌توان تصویری واقعی‌تر از وضعیت آموزش کودکان در کشور به دست آورد. کودک یک عدد در جدول ثبت‌نام نیست. پشت هر عدد، یک زندگی وجود دارد. وقتی درباره حدود یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل صحبت می‌کنیم، باید ببینیم این کودکان چه کسانی هستند، چند نفرند، کجا زندگی می‌کنند و چرا به مدرسه نمی‌روند.

  • امدادرسانی هلال احمر به ۳۶ خانوار آسیب دیده از آبگرفتگی در شرق گلستان

    امدادرسانی هلال احمر به ۳۶ خانوار آسیب دیده از آبگرفتگی در شرق گلستان

    به گزارش بازار کسب و کار، از جمعیت هلال احمر گلستان، مرتضی سلیمی افزود: در پی بارش‌های رگباری و نقطه‌ای پنجشنبه شب ۱۹ شهریور و وقوع آبگرفتگی در مناطق شهری و روستایی شرق گلستان، هشت تیم امدادی این جمعیت با ۲۸ نیرو به همراه تجهیزات امدادی وارد عمل شدند.

    وی اضافه کرد: امدادگران هلال احمر گلستان با استفاده از پنج دستگاه موتور آب و سه دستگاه کف‌کش، عملیات تخلیه آب در ۱۶ واحد مسکونی و ۲۰ معبر از معابر شهرهای گنبدکاووس، گالیکش و مینودشت را با موفقیت انجام دادند.

    سلیمی ادامه داد: در مجموع در این امدادرسانی‌ها به ۳۶ خانوار گرفتار در آبگرفتگی با جمعیت ۱۵۷ نفر خدمات رسانی شد.

    مدیرعامل جمعیت هلال‌ احمر گلستان همچنین با اشاره به حضور و تلاش مستمر تیم‌های عملیاتی این نهاد در مناطق متاثر از آبگرفتگی، از شهروندان خواست در زمان وقوع سیلاب از تردد در مسیرهای آب‌گرفته و نزدیک شدن به جریان‌های روان‌آب خودداری کنند و در صورت نیاز به خدمات امدادی، با سامانه ۱۱۲ جمعیت هلال‌احمر تماس بگیرند.

     

  • گلستان شهید دیگری تقدیم امنیت کشور کرد

    گلستان شهید دیگری تقدیم امنیت کشور کرد

    به گزارش بازار کسب و کار به نقل از روابط عمومی و تبلیغات سپاه نینوا گلستان: در آستانه برگزاری دومین کنگره ملی چهار هزار شهید استان، پاسدار شهید کیوان رامرودی از فرزندان غیور نگارستان ایران ظهر دیروز به فیض شهادت نائل آمد.

    شهید رامرودی از پاسداران نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قرارگاه قدس جنوب شرق کشور بود که در درگیری با یک تیم تروریستی در منطقه کورین زاهدان در استان سیستان و بلوچستان به شهادت رسید.

    شهادت این شهید والامقام در درگیری با اشرار مسلح بار دیگر نشان داد نیروهای مسلح ایران اسلامی علیرغم جنگ مستقیم با آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی، برای تامین امنیت پایدار مردم عزیز تا آخرین نفس ایستاده‌اند.

    جزئیات مراسم استقبال، وداع، تشییع و تدفین شهید رامرودی متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد.

  • ما در حل مسائل اجتماعی دچار مشکل هستیم

    ما در حل مسائل اجتماعی دچار مشکل هستیم

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، علی ربیعی عصر امروز در رویداد ملی فناوری‌های ورزشی و نوآوری اجتماعی در گرگان اظهار کرد: تعداد شرکت‌کنندگان در رویدادهای فناورانه مهم است اما مهم‌تر از آن حرکت به سمت حل مسائل، ایجاد اشتغال و افزایش صادرات است و اگر فعالیت‌های فناورانه و استارتاپی بتواند کیفیت زندگی مردم را ارتقا دهد قطعا موفق خواهد بود.

    وی ‌افزود: باید مسائل اصلی استان را به‌طور دقیق مشخص کنیم و سپس ظرفیت‌های فناورانه و استارتاپی را برای حل این مسائل به کار بگیریم.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور با تاکید بر ضرورت توجه همزمان به مسائل اجتماعی و ایده‌های خلاقانه گفت: پیشنهاد من این است که در کنار فهرست کردن مسائل مهم استان، ۱۰ ابرمساله اجتماعی شناسایی و برای آنها ۳۰ ایده استارتاپی مشخص شود. ابتدا ابرمساله‌ها را بشناسیم و سپس بررسی کنیم که برای حل هر کدام به چه نوع استارتاپ و ایده خلاقانه‌ای نیاز داریم.

    ربیعی ادامه داد: ما در حل مسائل اجتماعی دچار مشکل هستیم و این مشکل از فهم و درک مسائل اجتماعی آغاز می‌شود. پیش از هر اقدامی باید تغییرات اجتماعی و نسلی را به درستی بشناسیم و بر اساس آن برای حل مسائل برنامه‌ریزی کنیم.

    وی با بیان اینکه جامعه امروز با تحولات عمیق، سریع و گسترده مواجه است، افزود: چنین جامعه‌ای بیش از گذشته به نوآوری نیاز دارد و نوآوری پدیده عجیب و غریبی نیست، بلکه می‌تواند از کنار هم قرار دادن ظرفیت‌ها و ایده‌های موجود برای رسیدن به یک راه‌حل جدید شکل بگیرد.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور با تاکید بر اینکه حوزه اجتماعی بیش از بسیاری از حوزه‌های دیگر به نوآوری نیاز دارد، گفت: در کنار مسائل اقتصادی باید به مسائل اجتماعی نیز توجه کنیم و برای گروه‌های مختلف جامعه از جمله سالمندان، افراد دارای معلولیت و اقشار کم‌برخوردار، راهکارهای نوآورانه طراحی شود.

    ربیعی ورزش را یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نوآوری اجتماعی دانست و خاطرنشان کرد: ورزش هم موضوع نوآوری اجتماعی است و هم می‌تواند ابزار نوآوری اجتماعی باشد و آثار اجتماعی آن باید مورد توجه قرار گیرد.

    وی با اشاره به نقش ورزش در افزایش تاب‌آوری کودکان و نوجوانان افزود: بچه‌های امروز گاهی تحمل شکست و ناکامی را ندارند، در حالی که ورزش به ما یاد می‌دهد شکست می‌تواند مقدمه پیروزی باشد و فرد باید پس از شکست دوباره برای رسیدن به موفقیت تلاش کند.

    ربیعی گفت: ورزش می‌تواند با انزوای اجتماعی مقابله کند و زمینه ایجاد شبکه‌های جدید اجتماعی و توانمندسازی افراد را فراهم آورد از این رو باید ظرفیت ورزش را برای گروه‌هایی که کمتر امکان بهره‌مندی از آن را دارند، افزایش دهیم.

    وی با اشاره به ضرورت توجه به ورزش افراد معلول و اقشار کم‌برخوردار تاکید کرد: باید با طرح‌های نوآورانه برای افراد دارای معلولیت چاره‌اندیشی کنیم و برای فقرا نیز طرح‌هایی ارایه دهیم تا آنان بتوانند از ظرفیت‌های ورزش بهره‌مند شوند.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور همچنین ظرفیت ورزش برای تقویت روحیه ملی را مورد توجه قرار داد و گفت: ورزش کار دیگری نیز با جامعه می‌کند و آن افزایش روحیه ملی است به‌ویژه در کشورهایی که از جنگ بیرون می‌آیند، تقویت روحیه ملی اهمیت زیادی دارد و ورزش می‌تواند در این زمینه نقش‌آفرین باشد.

    ربیعی افزود: شاید اگر می‌خواستیم برای روشن کردن ذهنیت کودکان این سرزمین درباره اینکه دشمن چه می‌خواهد، میلیاردها دلار هزینه کنیم، باز هم به اندازه تجربه‌ای که در جریان جنگ اخیر به دست آمد، نمی‌توانستیم برخی واقعیت‌ها را برای آنان روشن کنیم؛ جنگ اخیر با وجود همه مشقت‌ها و سختی‌ها نشان داد که دشمن ایران کوچک‌شده می‌خواهد.

    وی ادامه داد: کسانی که در خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی برخاستند باید بدانند که اقدام آنها علیه ایران و ملت ایران است و نمی‌توانند ما را از ایران جدا کنند.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور با تاکید بر اهمیت ایران و آینده کشور بیان کرد: ما از این شرایط عبور خواهیم کرد و باید با تکیه بر ظرفیت‌های اجتماعی، امید، خلاقیت و توان نسل جوان، برای ساختن فردای ایران تلاش کنیم.

    ربیعی با اشاره به فشارهای واردشده بر زندگی مردم و تغییرات نسلی گفت: برای مواجهه با فشارهای زندگی و تغییرات نسلی، جامعه به تاب‌آوری، امیدواری، سخت‌کوشی و مدارا نیاز دارد و نوآوری می‌تواند بخشی از پاسخ به این نیازها باشد.

    وی با بیان اینکه توسعه تنها با ساخت کارخانه‌های بزرگ محقق نمی‌شود، افزود: توسعه را باید در کیفیت زندگی مردم جست‌وجو کرد؛ یک روستای شاد و توسعه‌یافته نیز نمونه‌ای از توسعه است و اگر بتوانیم یک محله یا روستا را به محیطی شاد، پویا و برخوردار تبدیل کنیم، در مسیر توسعه حرکت کرده‌ایم.

    دستیار اجتماعی رییس‌جمهور همچنین بر ضرورت نوآوری در نظام آموزشی تاکید کرد و گفت: مدارس نیز به نوآوری نیاز دارند و باید برای ایجاد محیط‌های شادتر و پویاتر برای کودکان و نوجوانان تلاش کنیم.

    ربیعی در پایان ابراز امیدواری کرد ظرفیت رویدادهای فناورانه و ورزشی به سمت حل مسائل واقعی مردم هدایت شود و گفت: باید از ظرفیت جوانان، دانشگاه‌ها، پارک‌های علم و فناوری، استارتاپ‌ها و مجموعه‌های خلاق برای حل مسائل اقتصادی و اجتماعی استفاده کنیم.

  • تشدید فعالیت سامانه بارشی در استان‌های شمالی کشور

    تشدید فعالیت سامانه بارشی در استان‌های شمالی کشور

    به گزارش بازار کسب و کار به نقل از سازمان مدیریت بحران، امید محترمی افزود: برای روزهای دوشنبه و سه‌شنبه (۱۶ و ۱۷ شهریور)، شاهد تشدید فعالیت سامانه بارشی در استان‌های شمالی کشور خواهیم بود.

    وی خاطرنشان کرد: در این استان‌ها احتمال رگبار باران و سیلابی شدن رودخانه‌ها، طغیان رودخانه‌های فصلی و مسیرها وجود دارد که این شرایط می‌تواند آبگرفتگی برخی از مناطق جمعیتی را نیز در پی داشته باشد.

    سخنگوی سازمان مدیریت بحران ادامه داد: برخی از مدل‌های هواشناسی بارش‌هایی حتی تا ۹۰ میلیمتر را برای برخی از مناطق استان‌های مازندران و گیلان پیش‌بینی کرده‌اند که این حجم باران در این فصل سال می‌تواند خسارات و خطراتی را برای مردم در پی داشته باشد همچنین در این مدت، دریای خزر طوفانی خواهد بود و ارتفاع موج در برخی از مناطق ساحلی به دو متر خواهد رسید و این شرایط در مناطق ساحلی و فراساحلی وجود خواهد داشت.

    محترمی از هموطنان درخواست کرد که در طول این مدت از تردد و اتراق در بستر رودخانه‌ها و حاشیه رودخانه‌ها به جد اجتناب کنند و حتماً در این مدت فعالیت کوهنوردی و طبیعت‌گردی را نداشته باشند همچنین شنا در دریای خزر و تردد شناورهای سبک ممنوع خواهد بود.

    وی گفت: ستادهای مدیریت بحران در استان‌های مازندران، گیلان، گلستان و اردبیل در حالت آماده‌باش خواهند بود و حدود ۲۸۰۰ تیم امدادی، عملیاتی، انتظامی و خدمات‌رسان در این استان‌ها به مردم جهت هرگونه اقدام خدمات‌رسانی خواهند کرد. از مردم درخواست داریم با همکاری در کنار اقداماتی که دستگاه‌های عضو ستاد مدیریت بحران خواهند داشت، این بارندگی به بهترین شکل مدیریت شود.

    هنگام بارش به رودخانه‌ها، مسیل‌ها، آبراهه‌ها و دره‌ها نزدیک نشوید. در بستر خشک رودخانه‌ها و حاشیه آنها چادر برپا نکنید. خودرو را در مسیر عبور آب یا زیر پل‌ها متوقف نکنید. از عبور پیاده یا با خودرو از جریان آب خودداری کنید. در زمان بارش در مناطق کوهستانی، از دره‌ها و مسیرهای سیلابی فاصله بگیرید.

    در صورت مشاهده افزایش ناگهانی سطح آب، به‌سرعت به نقاط مرتفع و امن بروید. هشدارهای رسمی را جدی بگیرید و اخبار را از مراجع معتبر پیگیری کنید.

    در شرایط اضطراری، موضوع را به نیروهای امدادی و دستگاه‌های مسئول اطلاع دهید.

    هرچند در هفته‌ها و ماه‌های اخیر بیشتر جریان‌های سیلابی در مسیر طبیعی رودخانه‌ها و مسیل‌ها مهار شده و طغیان خسارت‌بار گسترده‌ای گزارش نشده است، اما ماهیت ناگهانی بارش‌های رگباری ایجاب می‌کند شهروندان همچنان احتیاط کنند؛ زیرا پیشگیری از حادثه، ساده‌تر و کم‌هزینه‌تر از امدادرسانی پس از وقوع سیلاب است.

  • سرانه فضای سبز در محدوده مرکزی شهر مطلوب نیست

    سرانه فضای سبز در محدوده مرکزی شهر مطلوب نیست

    به گزارش بازار کسب و کار، مجید طاهری اظهار کرد: توسعه شهری گرگان باید از درون و با استفاده بهینه از عرصه‌های موجود دنبال شود، از این رو، تامین زمین و سرمایه‌گذاری برای ایجاد پارک‌ها و فضاهای سبز جدید، یکی از ضرورت‌های مدیریت شهری است.

    وی با اشاره به اهمیت اختصاص برخی اراضی دولتی به فضاهای عمومی، خاطرنشان کرد: ساختمان فرمانداری، مجموعه دخانیات و اراضی جهاد کشاورزی از جمله عرصه‌هایی هستند که می‌توانند در صورت طی مراحل قانونی، برای تامین سرانه‌های عمومی و توسعه فضای سبز شهر مورد استفاده قرار گیرند.

    شهردار گرگان ادامه داد: در شرایط اقتصادی کنونی، تامین زمین با ابعاد و مقیاس مناسب برای احداث پارک دشوار بوده و بنابراین همه دستگاه‌های تصمیم‌گیر در سطح شهری، استانی و ملی باید برای حفظ و افزایش سرانه‌های عمومی شهر همکاری کنند.

    طاهری یادآور شد: در ۱.۵ سال اخیر، چند طرح فرهنگی، اجتماعی و عمرانی در گرگان وارد مرحله اجرا یا بهره‌برداری شده و تلاش برای توسعه های این شهر ادامه دارد.

    شهردار گرگان با اشاره به آغاز عملیات اجرایی پارک‌موزه بهارستان، بیان کرد: این طرح در نتیجه توافق شهرداری با ورثه مرحوم حسین سلیمیان و در چارچوب ماده ۱۰۱ قانون شهرداری‌ها شکل گرفت و در این توافق، به جای دریافت صرفا نقدی سهم شهرداری، عرصه‌ای برای استفاده عمومی شهروندان اختصاص یافت.

    وی درباره ویژگی‌های پارک‌موزه بهارستان، افزود: در اجرای این طرح تلاش می‌شود درختان موجود، خانه‌های قدیمی، عناصر باغ و مسیر گردش آب حفظ و احیا شود. همچنین چاه و مسیر قنات موجود در این باغ، که از عناصر قدیمی آن به شمار می‌رود، با رعایت ضوابط فنی و تاریخی بازسازی خواهد شد.

    وی ادامه داد: نقشه‌ها و جزئیات اجرایی این مجموعه آماده شده و تلاش مدیریت شهری بر این است که پارک‌موزه بهارستان از یک پارک محله‌ای فراتر رفته و به فضایی فرامحله‌ای تبدیل شود.

    طاهری گفت: قرار گرفتن این پارک در هسته مرکزی شهر و در مجاورت محله‌های قزاق‌محله و بهارستان و همچنین نزدیکی به دانشگاه گلستان، ظرفیت مناسبی برای استفاده ساکنان محله، شهروندان گرگان و دانشجویان ایجاد کرده است.

    وی با تاکید بر نقش سرمایه‌گذاری عمومی و مشارکت شهروندان در توسعه فضاهای شهری افزود: حفظ باغ‌های تاریخی و تبدیل آن‌ها به پارک‌های عمومی، علاوه بر افزایش سرانه فضای سبز، به صیانت از هویت تاریخی گرگان و ایجاد فضاهای فرهنگی و اجتماعی کمک می‌کند.

    عضو شورای اسلامی شهر گرگان نیز گفت: در دوره فعلی مدیریت شهری بیش از ۵۰ هزار مترمربع زمین برای احداث پارک و توسعه فضای سبز در این شهر تملک شده و اجرای پارک‌موزه محله بهارستان، نخستین تجربه تملک ملک خصوصی در قالب ماده ۱۰۱ قانون شهرداری‌ها برای ایجاد فضای سبز عمومی است.

    عیسی مهری افزود: توسعه پارک‌ها و فضای سبز شهری از نیازهای اساسی شهر گرگان بوده و با توجه به محدودیت زمین در محدوده شهری، باید از ظرفیت عرصه‌های موجود برای تامین سرانه‌های عمومی استفاده شود.

    وی ادامه داد: پارک‌موزه محله بهارستان، نخستین ملک خصوصی است که در اجرای ماده ۱۰۱ قانون شهرداری‌ها برای ایجاد پارک و فضای سبز عمومی اختصاص یافته و این اقدام می‌تواند الگویی برای استفاده از ظرفیت قانونی و مشارکت بخش خصوصی در توسعه فضاهای عمومی شهر باشد.

    مهری با اشاره به اهمیت اجرای طرح‌های منطبق با الگوی شهرسازی ایرانی ـ اسلامی، گفت: باغ ایرانی، حضور درختان، جریان آب و حفظ عناصر طبیعی، از مهم‌ترین نمادهای این الگو به شمار می‌رود و امیدواریم این ویژگی‌ها در طراحی و اجرای پارک‌موزه بهارستان مورد توجه قرار گیرد.

    فرماندار گرگان با اشاره به پیشینه تاریخی و جایگاه اقتصادی این شهر، گفت: آغاز عملیات اجرایی پارک‌موزه محله بهارستان به‌عنوان نخستین موزه شمال کشور، اقدامی مهم برای معرفی تاریخ، فرهنگ و هویت گرگان به شمار می‌رود.

    علی نصیبی در این مراسم اظهار کرد: گرگان و استرآباد در دوره‌های مختلف تاریخی، به‌ویژه در چهار سلسله تاریخی، نقشی اثرگذار در تحولات سیاسی کشور داشته و از شهرهای پررونق شمال و شمال‌شرق ایران بوده است.

    وی افزود: بررسی سکه‌های ضرب‌شده در شهرهای مختلف نشان می‌دهد گرگان و تبریز از نظر میزان خلوص نقره، در جایگاه بالایی قرار داشته‌اند که این موضوع بیانگر قدرت و رونق اقتصادی گرگان در دوره‌های تاریخی است.

    فرماندار گرگان ادامه داد: این شهر پس از تشکیل استان‌ گلستان به دلایل مختلف در برخی حوزه‌ها از مسیر توسعه فاصله گرفت و با مشکلاتی مانند کمبود آب آشامیدنی، برق و برخی زیرساخت‌های اساسی روبه‌رو است با این حال، با وجود شرایط کنونی و قرار گیری کشور در جنگ تحمیلی، طرح‌های عمرانی و فرهنگی مهمی در گرگان در دست اجرا است.

    نصیبی گفت: در هفته دولت امسال، ۱۲ هزار و ۵۷۰ میلیارد تومان پروژه در شهرستان گرگان افتتاح شد یا به بهره‌برداری رسید.

    وی با بیان این که حجم پروژه‌های شهرداری گرگان در هفته دولت امسال به ۶.۶ همت رسیده است، افزود: تبدیل‌شدن گرگان به کارگاه عمرانی و اجرای طرح‌های فرهنگی و اجتماعی در نقاط مختلف شهر، حاصل همکاری و انسجام مجموعه‌های نظامی، انتظامی، امنیتی، دولت، شهرداری و شورای اسلامی شهر است.

    در پایان این آیین، کلنگ عملیات اجرایی ایجاد پارک موزه در زمینی به مساحت ۵ هزار مترمربع در محله بهارستان با حضور جمعی از مسوولان دستگاه‌ها و فرمانده نظامی و انتظامی این شهر، توسط فرزند مرحوم حسین سلیمیان به زمین زده شد.

  • شگرد تازه مجرمان سایبری برای سرقت اطلاعات و حساب‌های بانکی

    شگرد تازه مجرمان سایبری برای سرقت اطلاعات و حساب‌های بانکی

    سرویس اجتماعی بازار کسب و کار | پلیس فتا نسبت به انتشار پیام‌هایی با مضمون مشاهده یا دریافت «عکس‌های یادگاری» هشدار داده و از کاربران خواسته است در برابر درخواست نصب برنامک‌های ناشناس هوشیار باشند، چرا که چنین برنامه‌هایی می‌توانند با هدف آلوده‌سازی تلفن همراه و سرقت اطلاعات شخصی و بانکی طراحی شده باشند.

    در این شیوه، پیام ممکن است از سوی یکی از دوستان، آشنایان یا اعضای خانواده ارسال شود و همین موضوع احتمال اعتماد مخاطب را افزایش می‌دهد، اما آشنا بودن فرستنده لزوماً به معنای معتبر بودن پیام نیست، زیرا احتمال دارد تلفن همراه یا حساب کاربری همان فرد پیش‌تر آلوده شده باشد و پیام مخرب به شکل خودکار یا توسط فرد مهاجم برای مخاطبان او ارسال شود.

    اعتماد به مخاطب آشنا هم کافی نیست

    یکی از نکات مهم در این نوع کلاهبرداری آن است که مجرمان تلاش می‌کنند پیام را در قالبی کاملاً عادی و جذاب ارائه کنند؛ برای مثال از مخاطب خواسته می‌شود برای مشاهده چند عکس یادگاری یا تصویری که با کمک هوش مصنوعی تهیه شده است، برنامه‌ای را روی تلفن همراه خود نصب کند.

    پلیس فتا پیش‌تر نیز درباره بدافزارهایی که با عناوین جذاب مانند عکس، فایل یا برنامه‌های سرگرمی منتشر می‌شوند هشدار داده و تأکید کرده است که نصب یک برنامه آلوده می‌تواند دسترسی مهاجم به اطلاعات موجود در تلفن همراه را فراهم کند و زمینه سوءاستفاده مالی را به وجود آورد.

    در برخی موارد نیز هدف نهایی مجرمان دسترسی به اطلاعات بانکی و سوءاستفاده از حساب‌های مالی قربانی است؛ موضوعی که باعث شده پلیس فتا بارها نسبت به نصب برنامه‌هایی که از طریق پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی ارسال می‌شوند هشدار دهد.

    یک کلیک؛ آغاز یک دردسر بزرگ

    کارشناسان امنیت سایبری همواره توصیه می‌کنند کاربران برای نصب برنامه، به‌خصوص برنامه‌هایی که خارج از فروشگاه‌های معتبر عرضه می‌شوند، احتیاط بیشتری داشته باشند.

    سامانه امنیتی Google Play نیز برنامه‌ها و دستگاه‌های اندرویدی را برای شناسایی رفتارهای مخرب بررسی می‌کند و می‌تواند درباره برنامه‌های بالقوه مضر هشدار دهد یا در برخی موارد از نصب آنها جلوگیری کند.

    بنابراین دریافت یک فایل یا لینک از یک مخاطب آشنا نباید باعث شود کاربر بدون بررسی، آن را باز یا برنامه پیشنهادی را نصب کند؛ بهترین اقدام، تماس مستقیم با فرستنده و اطمینان از صحت پیام است.

    اگر برنامه مشکوک نصب شد چه کنیم؟

    در صورتی که کاربر به اشتباه برنامه‌ای ناشناس و مشکوک را نصب کرده باشد، باید موضوع را جدی بگیرد و در نخستین فرصت اقدامات امنیتی لازم را انجام دهد.

    بررسی و حذف برنامه‌های ناشناس، فعال بودن قابلیت Play Protect، به‌روزرسانی سیستم‌عامل و بررسی وضعیت امنیت حساب‌های کاربری از جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش خطر کمک کند.

    اگر احتمال می‌رود اطلاعات بانکی در معرض خطر قرار گرفته باشد، کاربر باید موضوع را جدی‌تر پیگیری کرده و در اسرع وقت اقدامات لازم برای مسدودسازی یا تأمین امنیت حساب‌های مالی خود را انجام دهد.

    هشدار به یک پیام خلاصه می‌شود

    در نهایت، پیام «عکس یادگاری» شاید در نگاه نخست موضوعی ساده و حتی دوستانه به نظر برسد، اما همین ظاهر ساده می‌تواند بخشی از سناریوی یک حمله سایبری باشد.

    کاربران نباید صرفاً به دلیل دریافت پیام از یک فرد آشنا به آن اعتماد کنند؛ هیچ برنامه ناشناسی را از طریق پیام‌رسان‌ها نصب نکنند، روی لینک‌های مشکوک کلیک نکنند و پیش از هر اقدامی، صحت پیام را از فرستنده اصلی جویا شوند.

    در فضای مجازی، گاهی خطر نه پشت یک پیام ناشناس، بلکه پشت نام و حساب کاربری فردی قرار دارد که به او اعتماد داریم.

  • آغاز به کار کارگروه تدوین «سازمان نظام خبرنگاری» در کمیسیون اجتماعی

    آغاز به کار کارگروه تدوین «سازمان نظام خبرنگاری» در کمیسیون اجتماعی

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، مهدی اسماعیلی، از بررسی و پیگیری طرح تدوین نظام‌نامه خبرنگاران در کارگروهی ذیل کمیسیون اجتماعی مجلس خبر داد و اظهار کرد: در راستای توجه به جایگاه خبرنگاران هم از نظر ساختار کارکردی آن‌ها و هم از نظر برخورداری از مزایای بیمه‌ای و سایر مزایایی که خبرنگاران با توجه به سختی کاری که دارند، باید دریافت کنند، در روز خبرنگار یک جلسه مشترک با مشارکت اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما ترتیب داده شد، که یکی از مصوبات خوب و مهمی که در آن جلسه برای ساختارسازی و ساماندهی امور مربوط به خبرنگاران مطرح شد و مسئولیت آن به بنده واگذار شد، بحث تدوین نظام‌نامه خبرنگاری است که مقرر شد با همکاری کارشناسان مرکز پژوهش‌های مجلس، برای اولین بار اساسنامه و ساختار سازمان نظام خبرنگاری تدوین و نهایی شود تا بیش از ۱۲ هزار خبرنگار کشور بتوانند مطالبات صنفی و حرفه‌ای خود را به‌صورت رسمی و تخصصی پیگیری کنند.

    وی که تدوین ساختار سازمان نظام خبرنگاری را در کمیسیون اجتماعی دنبال خواهد کرد تا زمینه ایجاد یک چارچوب قانونی و تخصصی برای حمایت از خبرنگاران فراهم شود؛ در بیان اهداف این طرح بیان کرد: از جمله اهدافی که در نظام‌نامه اهدافی را که ما دنبال خواهیم کرد، یکی صلاحیت‌سنجی خبرنگاران و حرفه خبرنگاری است و اینکه چه سنجه‌هایی را باید برای این مسئله در نظر بگیریم و چه الزاماتی لازم است تا یک انسجام‌بخشی صورت بگیرد، تا برابر این نظام‌نامه‌ای که نوشته و اساسنامه‌ای که برای آن طراحی خواهد شد، از این به بعد محمل قانونی پیدا کند، تا مزایا و حقوق قانونی که مترتب بر این خواهد بود از مجاری قانونی قابل پیگیری باشد.

    این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تصریح کرد: اگر این نظام‌نامه تدوین شود، قطعاً در بحث نظام بیمه‌ای خبرنگاران، بحث سخت و زیان‌آور بودن حرفه خبرنگاری، مشکل مسکن خبرنگاران و این قبیل مسائل که این قشر زحمتکش که دائماً درگیر انتقال اخبار و رویدادهای مهم ایران و جهان هستند و خصوصاً در بحث انتقال ارزش‌های انقلاب اسلامی و دستاوردهای کشور که قابل انعکاس است، زحمات زیادی می‌کشند، قدمی برداشته خواهد شد.

    نماینده مردم میانه در مجلس در پایان تصریح کرد: تلاش ما بر این است که بتوانیم برای بزرگداشت موقعیت و منزلت خبرنگاران قدمی برداریم و برای اینکه آن‌ها آرامش فکری داشته باشند و به حرفه خودشان با انگیزه بیشتری بپردازند، این نظام‌نامه را تدوین خواهیم کرد. در حال حاضر گزارش پیش‌نویس آن تقریبا آماده شده است و در جلسات آینده آن را تکمیل خواهیم کرد تا به کمیسیون ارائه دهیم و درصورت تصویب، سازوکار بعدی را دنبال خواهیم کرد.

  • بوی ماه مهر با طعم گرانی لوازم التحریر/هزینه نوشت افزار و دفتر میلیونی شد

    بوی ماه مهر با طعم گرانی لوازم التحریر/هزینه نوشت افزار و دفتر میلیونی شد

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: چند هفته‌ای بیشتر به بازگشایی مدارس نمانده است اما آنچه امسال کام محصلان بخصوص کلاس اولی‌ها را تلخ کرده افزایش قیمت لوازم التحریر مورد دلخواه آنان است که شوق بوی ماه مهر را از آنها گرفته است.

    در خوشبیناته‌ترین حالت ارزان‌ترین و بی‌کیفیت‌ترین دفتر سیمی که عمر بهتری برای دانش‌آموز دارد به ۳۰۰ هزار تومان رسیده و دیگر نوشت‌افزار  از جمله خودکار و مداد در محدوده ۵۰ هزار تومان به بالا قیمت خورده است.

    بر اساس آمارهای اعلام شده، امسال قیمت لوازم التحریر رشد ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی دارد به طوری که دفتر ۶۰ برگی که یک خانواده سال گذشته ۱۸۰ هزار تومان خریده بود حالا ۳۶۰ هزار تومان قیمت دارد و دفتر ۲۰۰ برگ به مرز یک میلیون تومان رسیده است. همزمان هزینه دفترهای دو دانش‌آموز در یک خانواده، با وجود کاهش تعداد خرید، از ۵ میلیون به بیش از ۱۲ میلیون تومان رسیده؛ اعدادی که نشان می‌دهد بازگشایی مدارس امسال فقط یک رویداد آموزشی نیست، بلکه به یک شوک تازه برای بودجه خانوار تبدیل شده است.

    نرخ تورم در ارزاق عمومی به دلیل آنکه هر روز خریداری می‌شود و تغییرات آن تدریجی است چندان محسوس نیست، اما در مورد قیمت نوشت افزار از آنجایی که به صورت عمده و یک بار در سال آن هم درشهریور ماه خریداری می‌شود معمولا بیشتر از دیگر کالا‌ها مردم دست به مقایسه قیمتی می‌زنند در نتیجه افزایش قیمت آن بیشتر به چشم می‌آید.

    در این بین سهم تولید داخلی حدود ۶۰ درصد و کالاهای وارداتی حدود ۴۰ درصد اعلام شده است.  بخش مهمی از تولید داخل نیز وابسته به مواد اولیه خارجی است؛ بنابراین تغییر نرخ ارز هم روی محصول وارداتی و هم روی بخشی از کالای ایرانی اثر می‌گذارد.

    این وابستگی می‌تواند شامل مواد اولیه پلاستیکی، برخی جوهرها، قطعات نوشت‌افزار، ماشین‌آلات، مواد شیمیایی و البته نهاده‌های مرتبط با صنعت کاغذ باشد.

    در نتیجه یک خودکار یا دفتر که روی آن «ساخت ایران» نوشته شده، لزوماً تمام هزینه تولیدش ریالی نیست.

    این همان دلیلی است که باعث می‌شود افزایش دلار با وقفه وارد قیمت کارخانه و سپس بازار خرده‌فروشی شود.

    رئیس اتحادیه در توضیح شرایط بازار گفته نرخ دلار در شهریور سال گذشته حدود ۹۰ هزار تومان بوده و امسال وارد کانال ۲۰۰ هزار تومان شده است.

    به همین دلیل افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی بسیاری از لوازم‌التحریر، از نگاه تولیدکنندگان تنها ناشی از افزایش سود فروشنده نیست؛ بخشی از آن مستقیماً از بالا رفتن هزینه جایگزینی مواد اولیه و تولید می‌آید.

    طبق اظهارات رئیس اتحادیه، بیشترین فشار روی اقلام سلولزی و کاغذی، به‌ویژه دفتر وارد شده است. افزایش قیمت کاغذ مستقیماً هزینه تولید دفتر، دفترچه و بسیاری از محصولات کاغذی دانش‌آموزی را بالا می‌برد.

    در نمونه‌های بازار، قیمت خودکاری که سال گذشته حدود ۱۰۰ هزار تومان اعلام شده بود، امسال به حدود ۱۵۰ هزار تومان رسیده؛ یعنی افزایش تقریبی ۵۰ درصد. اما برخی دفترها در همین بازه ۱۰۰ درصد یا حتی بیشتر رشد داشته‌اند.

    به همین دلیل فشار تورمی امسال برای دانش‌آموزانی که در مقاطع پایین‌تر تعداد زیادی دفتر نیاز دارند، محسوس‌تر است.

    گرانی‌های مهر تنها به لوازم التحریر نیست و قیمت کوله پشتی ،کیف و فرم مدارس نیز بر آن اضافه شده است.

    طبق برآورده های فعلی از بازار قیمت کوله پشتی‌ها و کیف‌ها از ۲ میلیون با کیفیت متوسط شروع و تا ۸ میلیون تومان متغییر است.

    هزینه فرم کامل لباس در ساده ترین حالت با پارچه کم کیفیت ۳.۵ میلیون تومان و با پارچه مرغوب به ۱۰ میلیون تومان رسیده است.

    فروشندگان لوازم التحریر نیز از کسادی بازار و فروش اندک لوازم التحریر و کیف گلایه مندند و عنوان می کنند که شرایط فعلی اصلا برای آنها خوب نیست.

    برخی خانواده‌ها به جای خرید کامل فهرست مدرسه، خرید خود را به اقلام ضروری محدود کرده‌اند و حتی از خرید برخی کالاها صرف‌نظر می‌کنند. گزارش‌های میدانی نشان می‌دهد که در شرایط فعلی، قیمت بیش از طرح، رنگ و حتی کیفیت به معیار اصلی انتخاب خانواده‌ها تبدیل شده است.

    در این بین بازار دستفروشان کمی بهتر است. اگر چه لوازم التحریر لاکچری و خاصی ندارند که دل ربا باشد اما می‌تواند بخشی از نیاز روزمره محصلان را تامین و فشار بر جییب خانواده‌ها را کمتر کند.

    مردم در حالی از بازار لوازم التحریر، فرم، کیف و کفش نگران و گلایه‌مندند که امسال به دلیل کمبود گاز مشخص نیست آیا باز هم مدارس به صورت غیرحضوری برگزار خواهد شد؟!

    علیرغم اینکه در سال‌های گذشته در روزهای پایانی شهریورماه و اوایل مهر که مدارس در آستانه بازگشایی قرار می‌گرفتند، فروشگاه‌های لوازم‌التحریر، کیف ،کفش و لباس فرم مدارس مملو از جمعیت مشتریان بود؛ اما امسال بازار هنوز تکانی نخورده است و خبری از تب و تاب همیشگی این ایام در بازار نیست.

    آنچه از وضعیت بازار مشاهده می‌شود آن است که بازار مهر در رکود بی‌سابقه‌ای فرورفته است؛ در این میان از یک سو، کسبه از کسادی و نبود مشتری می‌نالند و از سوی دیگر قدرت خرید مردم کاهش یافته و توانایی تامین اقلام ضروری فصل مدارس را ندارند؛ با این اوصاف، بی‌مهری گرانی، مهر را برای خانواده‌ها گران کرده است.

  • گلستان شهید دیگری تقدیم انقلاب اسلامی کرد

    گلستان شهید دیگری تقدیم انقلاب اسلامی کرد

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، حسن نوروزی اظهار کرد: شهید ناوسروان حامد اوکاتی از اهالی شهر «خان ببین» از توابع بخش «فندرسک» شهرستان رامیان است.

    وی اضافه کرد: شب گذشته مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران گلستان به همراه فرماندار و اعضای شورای تامین رامیان باحضور در منزل پدر این شهید والامقام با خانواده وی ابراز همدردی کردند.

    گلستان شهید دیگری تقدیم انقلاب اسلامی کرد

    نوروزی ادامه داد: مراسم تشییع و تدفین این شهید والامقام متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد.

    شهرستان رامیان بیش از ۹۰ هزار نفر جمعیت دارد و تاکنون ۱۷۵ شهید تقدیم انقلاب اسلامی کرده است.