دسته: فرهنگی

  • خادمیاران رضوی گرگان از نخستین شب جنگ در کنار مردم بودند

    خادمیاران رضوی گرگان از نخستین شب جنگ در کنار مردم بودند

    داریوش الازمنی در گفت‌وگو با خبرنگار بازار کسب‌ و کار اظهار کرد: خادمیاران رضوی از نخستین ساعات جنگ در میدان و در کنار مردم حضور یافتند و با روحیه خدمتگزاری، همدلی و مسئولیت‌پذیری، خدمت به شهروندان را در اولویت فعالیت‌های خود قرار دادند.

    وی افزود: در این روزها، خادمیاران رضوی ضمن پذیرایی از مردم، از ظرفیت کانون‌های تخصصی برای ارائه خدمات در حوزه‌های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی، سلامت، حقوقی و سایر زمینه‌ها استفاده کردند تا شهروندان بتوانند در کنار حضور در تجمعات مردمی، از راهنمایی‌های تخصصی و خدمات موردنیاز خود نیز بهره‌مند شوند.

    خدمت‌رسانی در کنار همبستگی مردمی

    مدیر کانون‌های خدمت رضوی شهرستان گرگان با اشاره به حضور مردم در تجمعات از نخستین شب جنگ تصریح کرد: همراهی مردم در این روزها جلوه‌ای از همبستگی اجتماعی و روحیه همدلی بود و شهروندان با حضور در میدان‌ها نشان دادند که در شرایط دشوار نیز در کنار یکدیگر ایستاده‌اند.

    الازمنی بیان کرد: خادمیاران رضوی نیز با تأسی از فرهنگ خدمت و سیره امام رضا(ع) تلاش کردند با خدمت‌رسانی صادقانه و حضور مؤثر در کنار مردم شهیدپرور، این همراهی و همبستگی را تقویت کنند.

    وی با تأکید بر اینکه خدمت‌رسانی به مردم تنها به حضور در یک مکان یا برگزاری یک برنامه محدود نمی‌شود، گفت: در چنین روزهایی، پذیرایی از شهروندان، پاسخ‌گویی به نیازهای آنان و ارائه مشاوره‌های موردنیاز، از جلوه‌های مسئولیت اجتماعی و فرهنگ خدمتگزاری است.

    تداوم خدمت بی‌منت به شهروندان

    مدیر کانون‌های خدمت رضوی شهرستان گرگان خاطرنشان کرد: خادمیاران رضوی با تکیه بر روحیه ایثار، همدلی و خدمت بی‌منت تلاش کردند از نخستین شب جنگ تا روزهای پس از آن در کنار مردم باشند و سهم خود را در تقویت انسجام اجتماعی و حمایت از ولایت فقیه و مردم مبعوث‌شده ایفا کنند.

    الازمنی در پایان تأکید کرد: فرهنگ رضوی، فرهنگ مهربانی، گره‌گشایی و خدمت به مردم است و خادمیاران رضوی شهرستان گرگان، حضور در کنار شهروندان و پاسخ‌گویی به نیازهای آنان را از مهم‌ترین جلوه‌های این فرهنگ می‌دانند.


    دنیا با صدای رسانه زنده است – کیوبای 

    QOBI.IR

  • فراخوان عصر شعر «قلم‌های سُرخ» به میزبانی رامیان منتشر شد

    فراخوان عصر شعر «قلم‌های سُرخ» به میزبانی رامیان منتشر شد

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، به مناسبت گرامیداشت کنگره شهدای هنرمند و در راستای سلسله رویدادهای فرهنگی و هنری ویژه دومین کنگره ملی چهار هزار شهید استان گلستان، فراخوان عصر شعر «قلم‌های سُرخ» به میزبانی رامیان انتشار یافت.

    در این فراخوان که در آن از کلیه شاعران استان گلستان، برای شرکت در این رویداد دعوت‌شده، آمده است: الزاماً نام شهید و ترجیحاً رشته هنری یا بخشی از زندگی‌نامه شهید هنرمند در شعر گنجانده شود.

    همچنین مقرر است اشعار سروده شده برای هنرمندان شهید به‌صورت یک مجموعه کتاب شعر منتشر شوند.

    با اعلام بانیان برپایی این محفل، مهلت ارسال آثار تا ۲۵ مهرماه خواهد بود و برپایی عصر شعر «قلم‌های سُرخ» برای تاریخ ۲۹ مهرماه در مجتمع فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رامیان پیش‌بینی‌شده است.

  • اکران چهار فیلم منتخب سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌ کودکان در گرگان

    اکران چهار فیلم منتخب سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌ کودکان در گرگان

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، احمد گلچین با اعلام این خبر اظهار کرد: چهار فیلم سینمایی «گرگی خان ویژه کودک»، «یکی میاد دنبالم ویژه کودک»، «عموی بچه‌ها ویژه کودک و نوجوان» و «شوتینگا ویژه کودک» از آثار منتخب این دوره جشنواره برای کودکان و نوجوانان استان در ۲ پردیس سینمایی عصر جدید و کاپری گرگان اکران می‌شود.

    وی افزود: این چهار فیلم از ۱۲ تا ۱۵ مهرماه ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی کاپری ساعت ۱۰ صبح و سینما عصر جدید گرگان ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه صبح برای کودکان، نوجوانان و خانواده‌ها روی پرده خواهد رفت.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان ادامه داد: برنامه اکران آثار جشنواره با هدف فراهم کردن فرصت تماشای آثار روز سینمای کودک و نوجوان و ایجاد تجربه فرهنگی مشترک برای خانواده‌ها در استان برنامه‌ریزی شده است.

    گلچین با اشاره به جایگاه جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان توضیح داد: این جشنواره یکی از رویدادهای تخصصی و مهم سینمایی کشور در حوزه کودک و نوجوان است که با هدف توجه به نیازهای فرهنگی و هنری این گروه سنی، حمایت از تولیدات سینمایی، شناسایی استعدادهای جدید و تقویت جریان سینمای خانواده‌محور برگزار می‌شود.

    چهار فیلم کودک و نوجوان مهمان پرده سینماهای گرگان می‌شود

    وی بیان کرد: در سی‌وهشتمین دوره این جشنواره نیز فیلم‌های بلند و کوتاه داستانی، مستند، پویانمایی و آثار مبتنی بر هوش مصنوعی در بخش‌های مختلف جشنواره حضور دارند و آثار منتخب در گروه‌های سنی کودک و نوجوان به نمایش درمی‌آید.

    تلاش برای توزیع عادلانه‌تر خدمات فرهنگی

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، عدالت فرهنگی را یکی از محورهای مهم فعالیت‌های فرهنگی در استان دانست و گفت: بخشی از کودکان و نوجوانان استان به دلیل فاصله جغرافیایی، کمبود زیرساخت‌های سینمایی و شرایط اقتصادی خانواده‌ها، دسترسی مستمر و آسانی به سالن سینما ندارند که توسعه برنامه‌های اکران در مناطق کم‌برخوردار، استفاده از ظرفیت سینما سیار و هماهنگی با دستگاه‌های آموزشی و فرهنگی برای اکران فیلم‌های جشنواره و انتقال برنامه‌های سینمایی به شهرستان‌ها و مناطق محروم از جمله راهکارهای توزیع عادلانه‌تر خدمات فرهنگی در این مناطق است.

    گلچین همچنین از پیش‌بینی تمهیداتی برای کاهش هزینه حضور خانواده‌ها در این رویداد خبر داد و یادآور شد: بلیت اکران فیلم‌های سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان با قیمت ۵۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

    وی ادامه داد: قیمت‌گذاری ۵۰ هزار تومانی بلیت اکران فیلم‌های سینمایی با هدف تسهیل دسترسی خانواده‌ها و دانش‌آموزان و فراهم کردن امکان بهره‌مندی تمامی اقشار جامعه به‌ویژه خانواده‌های کم‌برخوردار از آثار سینمایی جشنواره اتخاذ شده تا شرایط اقتصادی مانعی برای حضور کودکان و نوجوانان در این رویداد فرهنگی و سینمایی نباشد.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان با اشاره به ظرفیت‌های موجود در استان در حوزه سینما تصریح کرد: گلستان از ظرفیت قابل توجهی در حوزه فیلم کوتاه، فیلمسازان جوان، انجمن‌های سینمایی و آموزشگاه‌های آزاد سینمایی برخوردار است و بخشی از استعدادهای استان در سال‌های اخیر در قالب فیلم کوتاه، مستند، داستانی و آثار دانش‌آموزی و جوانان فعالیت داشتند.

    گلچین تولید فیلم تخصصی در حوزه کودک و نوجوان را نیازمند حمایت هدفمندتر، تامین منابع، آموزش تخصصی فیلمنامه‌نویسی و تولید و همچنین ایجاد زمینه برای عرضه و اکران آثار برشمرد و متذکر شد: تقویت این ظرفیت‌ها می‌تواند زمینه حضور بیشتر فیلمسازان و استعدادهای گلستانی در عرصه تولید آثار کودک و نوجوان را فراهم کند و به شکل‌گیری جریان پایدارتر در این حوزه منجر شود.

  • توجه به نیازهای کودکان یکی از مهم‌ترین برنامه‌های جذب گردشگر است

    توجه به نیازهای کودکان یکی از مهم‌ترین برنامه‌های جذب گردشگر است

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، حسن مؤمنی شب گذشته در نشست هم‌افزایی فعالان گردشگری، بخش خصوصی و دستگاه‌های اجرایی اظهار کرد: فضای مجازی ظرفیت گسترده‌ای برای برقراری ارتباط با کودکان و نوجوانان دارد. مسئولان و فعالان گردشگری گلستان باید با تولید محتوای متناسب و استفاده از افراد اثرگذار در فضای مجازی، جاذبه‌ها و تجربه‌های گردشگری استان را به این نسل معرفی کنند.

    وی قرارگرفتن گلستان در مسیر پایتخت و مشهد مقدس را یکی از مزیت‌های مهم استان برشمرد و گفت: سالانه چندین میلیون مسافر از گلستان عبور می‌کنند و اگر برای افزایش ماندگاری آنان برنامه‌ریزی شود، منافع آن به اقتصاد گردشگری و کسب‌وکارهای استان خواهد رسید.

    مومنی بیان کرد: هم‌افزایی دستگاه‌های اجرایی، بخش خصوصی و فعالان گردشگری برای اجرای برنامه‌های مشترک می‌تواند گلستان را از مسیر عبور مسافران به مقصدی برای اقامت و تجربه گردشگری تبدیل کند. با توجه به ظرفیت‌های موجود، آینده روشنی پیش‌روی گردشگری استان قرار دارد.

    مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی یکی از اهداف اصلی ستاد هماهنگی خدمات سفر را ارتقای ایمنی سفرها عنوان کرد و افزود: وقتی مردم را به سفر و حضور در مقاصد مختلف تشویق می‌کنیم، باید زیرساخت‌ها و شرایط لازم برای سفر ایمن آنان نیز فراهم شود.

    او خاطرنشان کرد: مجتمع‌های خدماتی و گردشگری بین‌راهی می‌توانند در تأمین ایمنی، استراحت و ارائه خدمات مناسب به مسافران نقش مؤثری داشته باشند و توسعه این مراکز باید مورد حمایت قرار گیرد.

    مؤمنی گردشگری را یکی از راه‌های ایجاد درآمد پایدار و کاهش وابستگی اقتصاد کشور به نفت دانست و گفت: ایران برای سلیقه‌های گوناگون گردشگران داخلی و خارجی، ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی متنوعی دارد و با برنامه‌ریزی مناسب می‌توان از این فرصت برای توسعه اقتصادی استفاده کرد.

    وی افزود: گلستان نیز در سال‌های اخیر پیشرفت‌های خوبی در حوزه گردشگری داشته است، اما به‌دلیل عقب‌ماندگی‌های انباشته زیرساختی، بخشی از این اقدامات هنوز به‌طور کامل نمایان نشده است.

    دبیر ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر کشور در پایان گفت: وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اقدامات مؤثری برای تسهیل فرایندها، صدور مجوزها و حمایت از سرمایه‌گذاری آغاز کرده است که نتایج آن در آینده بیش از گذشته نمایان خواهد شد.

    مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی با قدردانی از عملکرد اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان گفت: همراهی دستگاه‌های اجرایی و بخش خصوصی با مدیرکل میراث‌فرهنگی استان و استفاده از تجربیات او می‌تواند در آینده زمینه‌ساز اتفاقات خوبی در حوزه گردشگری گلستان باشد.

    وی با اشاره به سیاست‌های ستاد مرکزی هماهنگی خدمات سفر بیان کرد: یکی از اهداف ستاد، توزیع سفر و هدایت گردشگران به مناطق کمترشناخته‌شده است. برخی مقاصد کشور به‌خوبی شناخته شده‌اند و حجم زیادی از سفرها را به خود اختصاص می‌دهند، درحالی‌که مناطق دیگری با وجود برخورداری از ظرفیت‌های مناسب، هنوز به‌اندازه کافی معرفی نشده‌اند.

    مؤمنی ادامه داد: برنامه‌هایی برای معرفی این مناطق و توزیع متوازن‌تر سفر در دست اقدام است و گلستان نیز باید با تولید محتوای مناسب و معرفی هدفمند جاذبه‌های خود، از این فرصت استفاده کند.

  • کاهش قیمت کاغذ در بازار؛ نوسان مواد اولیه چاپ و نشر ادامه دارد

    کاهش قیمت کاغذ در بازار؛ نوسان مواد اولیه چاپ و نشر ادامه دارد

    بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: بررسی وضعیت بازار مواد اولیه صنعت چاپ و نشر نشان می‌دهد در میان اقلام اصلی مورد نیاز چاپخانه‌ها و ناشران، کاغذ تحریر با کاهش قیمت همراه شده است. این کاهش در کنار ثبات نسبی قیمت مقوا و نوسان قیمت مرکب، چسب و زینک، تصویری از وضعیت فعلی بازار مواد اولیه این صنعت ارائه می‌دهد؛ بازاری که قیمت محصولات آن به‌طور مستقیم با هزینه‌های تولید کتاب و سایر محصولات چاپی ارتباط دارد.

    نگاهی به قیمت کاغذ تحریر نشان دهنده کاهش یک میلیون تومانی بهای این کالا است؛ هر بند کاغذ ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ در بازار حدود هشت میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است. همچنین کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۶۰×۹۰ نیز به حدود هشت میلیون تومان رسیده است.

    هر بند کاغذ ۸۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ حدود ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ حدود ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود. بررسی قیمت‌های موجود در بازار نشان می‌دهد کاهش قیمت در برخی انواع کاغذ، یکی از مهم‌ترین تغییرات اخیر در این بخش بوده است.

    کاغذ به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مواد اولیه صنعت چاپ و نشر، سهم قابل‌توجهی در هزینه تمام‌شده کتاب دارد و تغییر قیمت آن می‌تواند به‌ویژه در تیراژهای بالا، اثر مستقیمی بر هزینه تولید داشته باشد. هرچه میزان مصرف کاغذ در فرآیند تولید یک اثر بیشتر باشد، تغییرات قیمت این محصول نیز سهم بیشتری در هزینه نهایی تولید خواهد داشت.

    در این میان، کاهش قیمت کاغذ می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌ای ناشران و چاپخانه‌ها را کاهش دهد؛ هرچند قیمت نهایی کتاب تنها به بهای کاغذ وابسته نیست و هزینه‌های چاپ، صحافی، زینک، مرکب، چسب، دستمزد و سایر مراحل تولید نیز در تعیین قیمت تمام‌شده نقش دارند.

    کاغذ آچار نیز کاهش قیمت داشته و حدود ۸۸۰ هزار تومان در بازار خرید و فروش می‌شود. تغییر قیمت این محصول نیز برای بخش‌هایی از بازار چاپ و مصارف اداری و عمومی اهمیت دارد و می‌تواند در هزینه مصرف‌کنندگان این گروه از کاغذ اثرگذار باشد.

    در بازار مقوا اما تغییر قیمت محسوسی رخ نداده است. مقوای ایندربرد به محدوده کیلویی ۴۸۰ هزار تومان و مقوای گلاسه به حدود کیلویی ۴۵۰ هزار تومان رسیده است. این اقلام در بخش‌هایی از فرآیند تولید کتاب، به‌ویژه چاپ و تولید جلد و محصولات چاپی، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    ثبات نسبی قیمت مقوا در شرایطی رخ داده است که کاغذ در برخی اقلام با کاهش قیمت مواجه شده است. از آنجا که مقوا بیشتر در تولید جلد و برخی محصولات چاپی کاربرد دارد، تغییرات قیمت آن می‌تواند مسیر هزینه تولید را در بخش دیگری از فرآیند چاپ تحت تأثیر قرار دهد.

    در بخش مرکب نیز قیمت‌ها بسته به نوع و کاربرد محصول متفاوت است. هر کیلوگرم مرکب رنگی گلاسه ایرانی حدود یک میلیون و ۱۹۴ هزار تومان و مرکب مشکی گلاسه حدود ۹۲۳ هزار تومان قیمت دارد. مرکب رنگی تحریر نیز حدود یک میلیون و ۲۹ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر حدود ۷۷۴ هزار و ۹۰۰ تومان عرضه می‌شود.

    مرکب‌های خارجی نیز با توجه به برند و کیفیت، در محدوده ۷۸۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۱۰ هزار تومان به فروش می‌رسند. تفاوت قیمت میان انواع مرکب، علاوه بر داخلی یا خارجی بودن محصول، به نوع مصرف، کیفیت و ویژگی‌های فنی آن نیز مرتبط است.

    در بخش چسب نیز هر کیلوگرم چسب سرد ایرانی حدود ۳۷۶ هزار تومان و چسب گرم حدود ۴۱۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است. این مواد از دیگر اقلام مصرفی در فرآیندهای پس از چاپ و صحافی به شمار می‌روند و تغییر قیمت آن‌ها نیز در هزینه نهایی تولید اثرگذار است.

    اگرچه سهم هر یک از این اقلام در هزینه تولید کتاب متفاوت است، اما مجموع هزینه مواد اولیه در کنار هزینه‌های نیروی انسانی، ماشین‌آلات، انرژی و خدمات چاپ، ساختار قیمت تمام‌شده محصولات چاپی را شکل می‌دهد. به همین دلیل، حتی تغییرات محدود در چند قلم از مواد مصرفی می‌تواند در مجموع هزینه تولید اثرگذار باشد.

    در بازار زینک نیز قیمت‌ها با دامنه متفاوتی معامله می‌شوند. هر زینک دوورقی از ۹۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان و زینک چهارونیم‌ورقی از حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تا سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد.

    زینک یکی دیگر از اقلام مورد استفاده در فرآیند چاپ است که طی هفته اخیر بسیاری از کارشناسان بازار نسبت به کمبود آن هشدار داده‌اند زیرا قیمت آن، به‌ویژه برای سفارش‌هایی با تعداد فرم‌های چاپی بیشتر، می‌تواند بر هزینه نهایی چاپ اثر بگذارد. از این منظر، تغییرات بازار زینک در کنار نوسانات کاغذ، مرکب و سایر مواد مصرفی، برای چاپخانه‌ها و ناشران اهمیت دارد.

    رصد بازار نشان می‌دهد که بازار مواد اولیه چاپ و نشر در شرایطی قرار دارد که کاهش قیمت در برخی انواع کاغذ و کاغذ آچار، در کنار ثبات نسبی قیمت مقوا و نوسان بهای مرکب، چسب و زینک رخ داده است و این وضعیت نشان می‌دهد بازار مواد اولیه چاپ و نشر همچنان تحت تأثیر تغییرات قیمت اقلام مختلف قرار دارد و هزینه تولید کتاب و محصولات چاپی نیز از مجموعه این تغییرات تأثیر می‌پذیرد.

    کاهش قیمت کاغذ در این میان می‌تواند بخشی از هزینه‌های مستقیم تولید را تعدیل کند، اما برای ارزیابی اثر آن بر قیمت تمام‌شده کتاب باید روند قیمت سایر مواد اولیه و همچنین هزینه‌های چاپ، صحافی و خدمات وابسته نیز در نظر گرفته شود. بر همین اساس، رصد هم‌زمان قیمت مواد اولیه، تصویر دقیق‌تری از روند هزینه‌های تولید در صنعت چاپ و نشر ارائه خواهد کرد.

  • آلوچه‌باغ کجاست؟ ردپای گرگان در داستان نادر ابراهیمی

    آلوچه‌باغ کجاست؟ ردپای گرگان در داستان نادر ابراهیمی

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب‌ و کار: گرگان در آثار نادر ابراهیمی فقط محل وقوع داستان نیست؛ بخشی از فضای روایی و خاطره‌ای آثار اوست. نام‌هایی مانند آلوچه‌باغ و ملل، در «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» از یک نشانی شهری فراتر رفته و به بخشی از حافظه ادبی این شهر تبدیل شده‌اند.

    «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» که نخستین‌بار در سال ۱۳۴۵ منتشر شد، روایت بازگشت شخصیتی پس از ۱۱ سال به گرگان است؛ بازگشتی که با جست‌وجوی خانه و خاطرات گذشته همراه می‌شود.

    در بخشی از داستان، شخصیت با تغییر نام محله‌ای که آن را «آلوچه‌باغ» می‌شناخته مواجه می‌شود: «آلوچه‌باغ خیابان ملل شده است. دوست داشتن در خیابانِ ملل چقدر مشکل است. گنجشک‌ها دیگر ابتدای خیابان را دوست ندارند».

    نویسنده در ادامه نیز از تغییر چهره این محدوده، حذف بخشی از نشانه‌های قدیمی و فاصله گرفتن خیابان ملل از فضای گذشته سخن می‌گوید.

    آلوچه‌باغ چگونه وارد داستان شد؟

    رحمت‌الله رجایی، نویسنده و پژوهشگر گرگانی و مؤلف کتاب «آتش همچنان بدون دود»، درباره ارتباط نادر ابراهیمی با این محله می‌گوید ابراهیمی پس از ازدواج مادرش با ابوالقاسم زندی به گرگان آمد و در مقطعی در این شهر زندگی و کار کرد.

    به گفته رجایی، ابوالقاسم زندی در آن سال‌ها مسئول اداره املاک بود و در محدوده کاخ‌موزه امروزی گرگان در پارک شهر زندگی می‌کرد؛ محدوده‌ای که آن زمان «آلوچه‌باغ» نام داشت و نادر ابراهیمی نیز در آن زندگی و رفت‌وآمد داشت.

    رجایی می‌گوید بعدها خیابانی در این محدوده به نام «خیابان ملل متحد» نامگذاری شد و مردم آن را «ملل» می‌نامیدند. به همین دلیل، وقتی نادر ابراهیمی سال‌ها بعد به گرگان بازگشت، نام جدید برای او آشنا نبود و همین تغییر در داستان نیز بازتاب پیدا کرد.

    گرگان در آثار نادر ابراهیمی

    این پژوهشگر گرگانی معتقد است حضور گرگان در آثار ابراهیمی به این داستان محدود نمی‌شود و شهر گرگان و مناطق ترکمن‌نشین شمال این منطقه در آثاری مانند «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم»، «آتش بدون دود» و «هزارپای سیاه و قصه‌های صحرا» حضور دارند.

    به گفته رجایی، علاقه ابراهیمی به گرگان تا آنجا بود که وصیت کرده بود در ناهارخوران دفن شود؛ وصیتی که عملی نشد و این نویسنده در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.

    در مقابل، نام و آثار او در منطقه باقی مانده است. رجایی از نامگذاری خیابانی به نام نادر ابراهیمی در گرگان و فعالیت شیرینی‌فروشی «گلن اوجا» در بندرترکمن به عنوان نمونه‌هایی از تداوم این پیوند یاد می‌کند.

    یک محله در مرز ادبیات و شهر

    آلوچه‌باغ امروز دیگر فقط یک نام در داستان نیست. بخشی از نشانه‌های قدیمی این محدوده همچنان باقی مانده و هم‌زمان، نام آن در اثر نادر ابراهیمی ثبت شده است؛ موضوعی که می‌تواند آن را به بخشی از ظرفیت گردشگری فرهنگی و ادبی گرگان تبدیل کند.

    با این حال، استفاده از این ظرفیت نیازمند مستندسازی دقیق جغرافیای تاریخی محله، شناسایی نشانه‌های باقی‌مانده و پیوند دادن آنها با روایت‌های ادبی است.

    در نهایت، داستان آلوچه‌باغ فقط روایت تغییر نام یک محله نیست؛ روایت شهری است که بخشی از گذشته‌اش در زندگی یک نویسنده و بخشی دیگر در صفحات کتاب او باقی مانده است؛ شهری که امروز می‌توان آن را نه فقط از روی نقشه، بلکه از خلال ادبیات نیز دوباره شناخت.


    «آلوچه باغ» کجاست؟

    وقتی گرگان در کلمات نادر ابراهیمی جان گرفت

    برگرفته از گزارش سیدحسن حسینی‌نژاد خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران

  • کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات

    کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات

    بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان می‌دهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.

    رصد بازار ملزومات حوزه کتاب نشان می‌دهد؛ کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ به حدود ۹ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در هر بند رسیده که نسبت به قیمت ۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومانی هفته گذشته، ۳۰۰ هزار تومان افزایش دارد. کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۶۰×۹۰ نیز با افزایش ۷۰۰ هزار تومانی نسبت به هفته قبل، حدود ۸ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است.

    در بخش کاغذهای ۸۰ گرمی نیز قیمت‌ها در سطح بالاتری قرار دارد. هر بند کاغذ ۸۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ حدود ۱۰ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ حدود ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود.

    کاغذ به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین مواد اولیه صنعت چاپ و نشر، سهم قابل توجهی در هزینه تمام‌شده کتاب دارد. افزایش قیمت این محصول، به‌ویژه در تیراژهای بالا، مستقیماً بر هزینه تولید کتاب اثر می‌گذارد و می‌تواند هزینه چاپ هر عنوان را برای ناشر افزایش دهد.

    در کنار کاغذ تحریر، قیمت سایر اقلام مصرفی نیز در هفته جاری همچنان بالا گزارش شده است. هر بسته کاغذ آچار حدود ۹۵۰ هزار تومان معامله می‌شود که نسبت به هفته گذشته ۱۰۰ هزار تومان افزایش نشان می‌دهد.

    در بازار مقوا نیز مقوای ایندربرد به محدوده کیلویی ۴۸۰ هزار تومان و مقوای گلاسه به حدود کیلویی ۴۶۰ هزار تومان رسیده است. این اقلام در بخش‌هایی از فرآیند تولید کتاب، به‌ویژه چاپ و تولید جلد و محصولات چاپی، مورد استفاده قرار می‌گیرند.

     

    کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزوماتدر بخش مرکب نیز قیمت‌ها بسته به نوع و کاربرد محصول متفاوت است. هر کیلوگرم مرکب رنگی گلاسه ایرانی حدود یک میلیون و ۱۹۴ هزار تومان و مرکب مشکی گلاسه حدود ۹۲۳ هزار تومان قیمت دارد. مرکب رنگی تحریر نیز حدود یک میلیون و ۲۹ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر حدود ۷۷۴ هزار و ۹۰۰ تومان عرضه می‌شود.

    مرکب‌های خارجی نیز با توجه به برند و کیفیت، در محدوده ۷۸۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۱۰ هزار تومان به فروش می‌رسند.

    رشد هزینه مواد مصرفی چاپخانه‌ها

    در بخش چسب نیز هر کیلوگرم چسب سرد ایرانی حدود ۳۷۶ هزار تومان و چسب گرم حدود ۴۱۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است. این مواد از دیگر اقلام مصرفی در فرآیندهای پس از چاپ و صحافی به شمار می‌روند و تغییر قیمت آن‌ها نیز بر هزینه نهایی تولید اثرگذار است.

    یکی دیگر از اقلام مهم بازار چاپ، زینک است که در هفته جاری با افزایش قیمت مواجه شده است. هر زینک دوورقی حدود یک‌میلیون تومان و زینک چهارونیم‌ورقی حدود ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان معامله می‌شود.

    افزایش قیمت زینک به‌طور مستقیم هزینه آماده‌سازی و چاپ را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ موضوعی که برای چاپخانه‌ها و ناشران، به‌ویژه در شرایط افزایش هم‌زمان قیمت سایر مواد اولیه، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    نگاهی به قیمت‌های اعلام‌شده از بازار ملزومات چاپ نشان می‌دهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبه‌رو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینه‌های چاپ و آماده‌سازی کتاب را افزایش می‌دهد و در نهایت می‌تواند بر قیمت تمام‌شده کتاب اثر بگذارد.

    با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانه‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب می‌شود.

  • طراحی‌های حوزه مد و لباس  باید به نیاز واقعی مردم و شرایط بازار پاسخ دهد

    طراحی‌های حوزه مد و لباس باید به نیاز واقعی مردم و شرایط بازار پاسخ دهد

    به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، احمد گلچین امروز در حاشیه نهمین رویداد «طهورا» در گفتگو با خبرنگاران اظهار کرد: بازار مد و پوشاک زمانی می‌تواند از ظرفیت‌های فرهنگی خود بهره بگیرد که مسیر میان طراح، تولیدکننده و مصرف‌کننده به یک زنجیره منسجم تبدیل شود.

    وی با اشاره به ضرورت توجه به نیاز مخاطبان اظهار کرد: طراحی‌های حوزه مد و لباس نباید صرفاً برای حضور در نمایشگاه‌ها انجام شود، بلکه باید به نیاز واقعی مردم و شرایط بازار نیز پاسخ دهد.

    گلچین افزود: هویت ایرانی ـ اسلامی پایه فعالیت در این عرصه است، اما تولیدکنندگان و طراحان باید محصولات را به شکلی بازطراحی کنند که در کنار حفظ این هویت، برای عموم مردم جذاب و کاربردی باشد.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، تجاری‌سازی ظرفیت‌های هنری حوزه مد و لباس را یکی از الزامات توسعه این بخش دانست و گفت: هدف این است که هنر و طراحی در نهایت به محصولی تبدیل شود که امکان حضور در بازار و دسترسی مصرف‌کننده به آن وجود داشته باشد.

    وی با اشاره به فعالیت حدود دو دهه‌ای کارگروه ساماندهی مد و لباس ادامه داد: نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این حوزه، تسهیل‌گری در زنجیره‌ای است که از ایده و اتاق فکر طراحان آغاز می‌شود و پس از ارتباط با تولیدکنندگان، به مصرف‌کننده می‌رسد.

    گلچین با اشاره به روند برگزاری رویدادهای تخصصی مد و لباس در کشور اظهار کرد: طی سال‌های اخیر شاهد افزایش کمی و کیفی چنین رویدادهایی هستیم و این اتفاق زمینه بیشتری برای معرفی طراحان، تولیدکنندگان و محصولات این حوزه فراهم کرده است.

    وی تغییر ذائقه مخاطبان را یکی دیگر از موضوعات مهم در حوزه پوشاک دانست و افزود: سلیقه به‌ویژه در میان نسل جوان همواره در حال تغییر است و تولیدکنندگان نمی‌توانند بدون توجه به این تحولات، محصولات خود را عرضه کنند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان گفت: در رویداد طهورا تلاش شده است میان دوخت‌ها و ظرفیت‌های اصیل و سنتی با فناوری‌های جدید نساجی ارتباط برقرار شود تا محصولاتی ارائه شود که ضمن برخورداری از مؤلفه‌های فرهنگی، با سبک زندگی نسل امروز نیز همخوانی داشته باشد.

    گلچین در جریان بازدید از بخش‌های مختلف نهمین رویداد طهورا، از مشارکت‌کنندگان و عوامل برگزاری این برنامه نیز قدردانی کرد و تداوم چنین رویدادهایی را در تقویت زیرساخت‌های اقتصاد فرهنگ مؤثر دانست.

    نهمین رویداد طهورا از چهارشنبه ۲۵ شهریور به مدت سه روز در گرگان برپا شده است و علاقه‌مندان می‌توانند هر روز از ساعت ۱۱ تا ۲۲ از محصولات و آثار ارائه‌شده در این رویداد بازدید کنند.

    این رویداد با همکاری جمعی از تولیدکنندگان و فعالان حوزه مد و لباس کشور و استان گلستان برگزار می‌شود.

  • پرداخت وام ارزان قیمت و مورد نیاز برای خرید مواد اولیه تولید کنندگان صنایع دستی

    پرداخت وام ارزان قیمت و مورد نیاز برای خرید مواد اولیه تولید کنندگان صنایع دستی

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، ️حسین خواجه بیدختی امروز در گرگان اظهار کرد: باوجود شرایط جنگی و مشکلات مالی دولت، حجم تسهیلات حمایتی حوزه صنایع دستی و بوم گردی‌ها امسال در مقایسه با سال گذشته ۲۵ هزار میلیارد ریال و سقف وام پرداختی به متقاضیان نیز از مبلغ ۲۵۰ میلیون به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است.

    وی افزود: درسال گذشته هم ۷۵ هزار میلیارد ریال تسهیلات از محل تبصره ۱۵ به هنرمندان صنایع دستی و صاحبان بوم گردی‌ها و در مجموع به ۱۷۰۰ کارگاه متقاضی در این ۲ بخش پرداخت شد.

    خواجه بیدختی از حمایت تسهیلاتی از تامین کنندگان مواد اولیه زنجیره تولید درحوزه صنایع دستی هم خبر داد و اضافه کرد: امسال به‌منظور کنترل نوسانات قیمت مواد اولیه و جلوگیری از ضرور و زیان فعالان صنایع دستی، وام ارزان قیمت و مورد نیاز به تامین کنندگان مواد اولیه این بخش هم پرداخت خواهد شد.

    وی ادامه داد: افراد حقیقی یا حقوقی (شرکت‌ها) فعال در حوزه تامین مواد اولیه صنایع دستی می‌توانند با مراجعه به ادارات میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان یا استان محل سکونت خود از این تسهیلات استفاده کنند.

    حمایت ۱۰۰ هزار میلیارد ریالی دولت از هنرمندان صنایع دستی

    وی به همراه چند تن دیگر از مدیران کل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از موزه تخصصی هنرهای سنتی (دستبافته‌های داری ترکمن) متعلق به بخش خصوصی در شهر گنبدکاووس و نیز روستای مرزی تنگلی از توابع بخش داشلی رون این شهرستان که درحوزه سوزن دوزی فعالیت دارد، دیدن کردند.

    شهرستان گنبدکاووس بیش از ۴۰۰ هزار نفر جمعیت متشکل از اقوام و مذاهب اسلامی و نیز بیش از هفت هزار هنرمند فعال در حوزه صنایع دستی دارد.

  • توسعه صنایع دستی استان با تزریق ۱۵۰ میلیارد تومان تسهیلات

    توسعه صنایع دستی استان با تزریق ۱۵۰ میلیارد تومان تسهیلات

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، ریدون فعالی با اشاره به سیاست‌های حمایتی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان اظهار کرد: حمایت از هنرمندان و صنعتگران صنایع‌دستی و ایجاد بستر مناسب برای توسعه فعالیت‌های تولیدی، حفظ اشتغال موجود و تقویت کارگاه‌های این حوزه، از اولویت‌های استان است.

    وی افزود: در همین راستا، مجموعاً هزار و ۵۰۰ میلیارد ریال تسهیلات از محل منابع اعتباری جزء (۲) تبصره (۱۵) قانون بودجه سال مالی ۱۴۰۴ و تبصره (۲) قانون بودجه سال مالی ۱۴۰۳ به ۸۷۰ طرح صنایع‌دستی و هنرهای سنتی در استان پرداخت شده است.

    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان درباره شرایط این تسهیلات گفت: تسهیلات جزء (۲) تبصره (۱۵) با نرخ سود چهار درصد و بازپرداخت ۶۰ ماهه در اختیار متقاضیان واجد شرایط قرار گرفته و تسهیلات تبصره (۲) قانون بودجه سال مالی ۱۴۰۳ نیز با نرخ ۱۵.۵ درصد و دوره بازپرداخت ۳۶ ماهه پرداخت شده است.

    فعالی با اشاره به جایگاه صنایع‌دستی در اقتصاد خانوارها اظهار کرد: صنایع‌دستی در بسیاری از مناطق استان، به‌ویژه روستاها و مناطق کم‌برخوردار، زمینه اشتغال و درآمدزایی خانواده‌ها را فراهم کرده است.

    وی ادامه داد: بخش قابل توجهی از فعالان این حوزه در قالب کارگاه‌های کوچک، مشاغل خانگی و فعالیت‌های فردی مشغول تولید هستند و تأمین منابع مالی مورد نیاز می‌تواند به خرید مواد اولیه، تجهیز کارگاه‌ها، افزایش ظرفیت تولید و استمرار فعالیت هنرمندان کمک کند.

    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان بیان کرد: پرداخت این تسهیلات تنها به تأمین نقدینگی محدود نمی‌شود، بلکه می‌تواند در حفظ و تثبیت اشتغال موجود، توسعه فعالیت کارگاه‌ها، افزایش تولید و ایجاد فرصت‌های جدید درآمدی برای فعالان صنایع‌دستی مؤثر باشد.

    فعالی با تأکید بر ظرفیت‌های گسترده گلستان در حوزه صنایع‌دستی افزود: تنوع رشته‌های صنایع‌دستی و حضور هنرمندان و صنعتگران توانمند در شهرها و روستاهای استان، ظرفیت مناسبی برای توسعه این بخش ایجاد کرده است.

    وی گفت: با توجه به این ظرفیت، پیگیری برای جذب حداکثری منابع حمایتی و هدایت تسهیلات به سمت طرح‌هایی که از توجیه اقتصادی و ظرفیت اشتغال‌زایی بیشتری برخوردارند، با جدیت ادامه خواهد داشت.

    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان تقویت زنجیره تولید و فروش را یکی از الزامات توسعه صنایع‌دستی دانست و خاطرنشان کرد: پشتیبانی از هنرمندان، تقویت کارگاه‌ها و استفاده هدفمند از ظرفیت‌های تسهیلاتی می‌تواند به پایداری فعالیت‌های صنایع‌دستی و افزایش سهم این حوزه در اقتصاد و اشتغال استان کمک کند.

  • سیم خاردار ماند

    سیم خاردار ماند

    گذر تاریخ پیر شهید سیم خار دار ماند

    حروف دل لبخند به سیم خار دار ماند

    مشت الله اکبر فتح سیم خار دار ماند

    قله نزدیک میدان مین سیم خار دار ماند

    سربند زهر ا آتش به سیم خار دار ماند

    پی حسین سینه به مین سیم خار دار ماند

    شهید پرواز حصر بردل سیم خار دار ماند

    دارالمقام اسیر شهید نگاه سیم خار دار ماند

    شهید گذر بهشت حبس سیم خار دار ماند

    شهید نور آسمان زمین در سیم خار دار ماند

    معلم خونین درس آزادگی سیم خار دار ماند

    عشق روی مین نفوس پشت سیم خار دار ماند

    گفت تن به دنیا خفت برای سیم خار دار ماند

    نام رفیقم حسین نوشته بر سیم خار دار ماند

    عشق محضر عشاق دنیای سیم خار دار ماند

    جدول دل حروفش حلال سیم خار دار ماند

    رفیق شهید دانی دلم پی دنیا سیم خار دار ماند

    تو گفتی دل بشکن بهانه انبر سیم خار دار ماند

    صوفی دوازده عشق در ابتدای سیم خار دار ماند

    ارنی لن ترانی بازی شهید سیم خار دار ماند

    بی حسین زهرا روفوره سیم خار دار ماند

    گلستان بارید قدرت نمرود شکسته سیم خار دار ماند

    سربند زهرا لانه عشق خندان سیم خار دار ماند

    پاشو دل سیم خار دار غرق نجات سیم خار دار ماند

    تقدیم ایران رگبار مسلسل بی تاثیر جان سیم خار دار ماند

    تقدیم به کسی گفت از سیم خار دل باید گذشت او حسینی بود

    با تقدیم عرض احترام خالصانه

  • گردشگـــری در اغمــــا

    گردشگـــری در اغمــــا

    بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: جنگ، دلار بیش از ۲۰۰ هزار تومانی، تورم نقطه‌به‌نقطه، موج بیکاری و اقتصادی که به قهقرا می‌رود، دیگر جایی برای سفر در سبد خانوار باقی نمی‌گذارد. شاید در شرایط بحرانی کشور این پرسش مطرح شود که اصلاً چرا باید به گردشگری پرداخت؟ پاسخ این است که گردشگری می‌توانست حتی بیشتر از نفت برایمان درآمدزایی کند؛ اگر تصویر امنی از ایران ارائه می‌دادیم، اگر تبلیغات مناسبی داشتیم، اگر از فعالان گردشگری حمایت می‌کردیم و هزاران اگر دیگر. چه درست گفت مولوی: «در اگر نتوان نشست.»

    گردشگری بیشترین آسیب را دیده است

    گردشگری پس از جنگ عملاً متوقف شده و هیچ نهادی، حتی معاونت گردشگری، به فکر چاره نیست.
    امیرپویان رفیعی‌شاد، عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «صنعت گردشگری کشورمان از سال ۱۳۹۸ به این سو بحران‌های مختلفی را تجربه کرده و همواره در بحران‌ها و وقایع ناگواری که در کشورمان رخ داده، بیشترین آسیب را دیده است. شرایط فعلی نیز از این موضوع مستثنا نیست و جنگ اخیر آسیب بسیار زیادی به گردشگری وارد کرده است.»

    وی می‌افزاید: «اگرچه جنگ امسال برای تمامی اصناف آسیب‌زا بوده، این بحران برای گردشگری و صنعت گردشگری ما بسیار شدیدتر بوده است؛ چراکه فعالیت گردشگری در کشور عملاً به صفر رسید. بسیاری از صنوف دیگر، هرچند با کاهش فعالیت مواجه شدند، همچنان فعالیت روزمره خود را داشتند، درحالی‌که فعالیت صنعت گردشگری عملاً متوقف شد.»

    رفیعی‌شاد می‌گوید: «در حوزه گردشگری ورودی، فعالیت ما بیشتر به کشورهای همسایه، به‌ویژه عراق، محدود شده است که درآمد قابل‌توجهی به‌همراه ندارد. گردشگری خروجی نیز با توجه به نرخ دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان، بیشتر به افراد خاص و درصد بسیار کمی از جامعه محدود شده است.»

    مردم به تور علاقه‌ای ندارند

    وی ادامه می‌دهد: «در زمینه گردشگری داخلی نیز وضعیت معیشتی مردم تأثیرگذار است. البته نمی‌گویم سفر داخلی نداریم، اما این سفرها از حالت تور خارج شده و مردم با وسیله شخصی و بدون ثبت‌نام در تورها به مسافرت می‌روند.»

    عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران تأکید می‌کند: «وضعیت دفاتر مسافرتی بحرانی است و در وضعیتی اورژانسی به‌سر می‌بریم. اگر این وضعیت ادامه‌دار باشد، آسیب‌های بیشتری به صنف وارد می‌شود. از جنگ ۱۲روزه تاکنون شاهد کوچ شغلی بسیاری از همکارانمان بوده‌ایم.»

    وی می‌افزاید: «یک مسئله بسیار آسیب‌زا، وضعیت نیروی انسانی است. با توجه به اینکه همکاران قادر به پرداخت حقوق نیستند، بعضاً مجبور به تعدیل نیرو، کاهش تعداد کارکنان یا تغییر مدل قراردادهایشان می‌شوند. این وضعیت باعث شده بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در حوزه گردشگری نیز آسیب ببیند و به‌سمت صنوف دیگر برود.»

    رفیعی‌شاد ادامه می‌دهد: «این نیروها طی سال‌ها در حوزه گردشگری کار کرده‌اند و برای آنها هزینه و سرمایه‌گذاری شده است، اما به‌ناچار مجبور شده‌ایم بخش عظیمی از این نیروی انسانی را از دست بدهیم. بااین‌حال، تنها چیزی که داریم امید است؛ امید به آینده، امید به ایران و اینکه بتوانیم در آینده شرایط بهتری داشته باشیم.»

    وی تأکید می‌کند: «البته مشکلات فقط به جنگ اخیر محدود نمی‌شود. ما موانع و معضلات اقتصادی مختلفی داشته‌ایم که باعث تشدید این بحران‌ها شده‌اند. این مشکلات عرصه را برای گردشگری بسیار تنگ کرده است.»

    رفیعی‌شاد می‌افزاید: «باید برای وضعیت معیشتی مردم نیز فکری شود تا سفر دوباره بتواند برای آنها یک اولویت باشد. امروز هزینه اجاره منزل، خوراک و سایر هزینه‌های زندگی به‌گونه‌ای است که نمی‌توان انتظار داشت سفر در اولویت خانوار قرار بگیرد.»

    او درباره تأثیر نرخ ارز بر گردشگری خروجی می‌گوید: «این موضوع بسیار تأثیرگذار است. هزینه‌های گردشگری خروجی عمدتاً براساس نرخ ارز محاسبه می‌شود. برای مثال، یک هتل ۱۰۰ دلاری برای هر شب را در نظر بگیرید؛ باید ببینیم این مبلغ با نرخ فعلی ارز چقدر هزینه دارد و در گذشته چقدر هزینه داشته است.»

    وی ادامه می‌دهد: «همین موضوع را در تورهای چهار، شش یا هفت‌شبه نیز می‌بینیم. افزایش نرخ ارز باعث می‌شود افزایش قیمت قابل‌توجهی به کسانی که قصد سفر دارند، تحمیل شود.»

    رفیعی‌شاد یکی دیگر از مشکلات دفاتر را نحوه تسویه‌حساب با شرکت‌های کارگزار خارجی عنوان می‌کند و می‌گوید: «تسویه‌حساب همکاران ما با شرکت‌های کارگزار در خارج از ایران، غالباً به‌صورت هفتگی و براساس صورت‌حساب‌های دوره‌ای انجام می‌شود. ممکن است همکاران ما امروز فروشی را با دلار ۱۹۰ هزار تومان انجام دهند، اما هفته بعد مجبور باشند همان مبلغ را با دلار، مثلاً، ۲۰۵ هزار تومان تسویه کنند.»

    وی می‌افزاید: «هزینه حواله نیز به این مبلغ اضافه می‌شود. این مسئله باعث شده است علاوه بر اینکه سودی عاید دفاتر نمی‌شود، در برخی موارد متحمل زیان نیز شوند.»

    رفیعی‌شاد درباره وضعیت گردشگری خروجی و تأثیر بحران نقدینگی بر سفرهای خارجی می‌گوید: «گردشگری خروجی عملاً به‌طور کامل تعطیل شده است. اقتصاد یک زنجیره است و حتی افرادی که متمول هستند و شرایط مالی خوبی دارند، اکنون با کمبود نقدینگی مواجه‌اند. کمبود نقدینگی نیز طبیعتاً باعث می‌شود همین اتفاق برای این گروه بیفتد. برای مثال، کسی که املاک و زمین دارد، اما امکان نقدکردن دارایی خود را ندارد، نمی‌تواند بخشی از زمینش را بفروشد و هزینه سفرش را تأمین کند. ما با کمبود نقدینگی و اختلال در جریان اقتصادی کشور مواجه هستیم.»

    وی می‌افزاید: «با بحرانی مواجه شده‌ایم که گردش مالی در کشور به حداقل رسیده است. این کاهش گردش مالی باعث می‌شود نقدینگی در دسترس مردم نباشد. حتی افرادی که از نظر مادی جایگاه و شرایط اقتصادی بهتری دارند نیز به‌دلیل دسترسی‌نداشتن به نقدینگی، ناچار می‌شوند اولویت‌هایشان را تغییر دهند و سفر را از سبد هزینه‌های خود کنار بگذارند.»

    وی درباره وضعیت دفاتر خدمات مسافرتی بیان می‌کند: «حجم زیادی از دفاتر درحال‌حاضر در شرایط نیمه‌تعطیل به‌سر می‌برند و توان لازم برای ادامه فعالیت عادی را ندارند. برخی از این دفاتر شاید با یک کارمند یا به‌صورت خانوادگی اداره شوند و صرفاً به این شکل تلاش کنند فعالیت خود را سرپا نگه دارند.»

    رفیعی‌شاد تأکید می‌کند: «البته نمی‌توان این دفاتر را فعال و پویا دانست. عملاً فعالیت آنها نیز در حداقل ممکن قرار گرفته و نوعی تعدیل در فعالیتشان اتفاق افتاده است. تعداد این دفاتر نیز کم نیست و با حجم زیادی از دفاتر مواجه هستیم که در شرایط فعلی امکان فعالیت عادی و گسترده ندارند.»

    بحران سوءمدیریت، آسیب‌زاتر از جنگ است

    مشکل اصلی گردشگری، سوءمدیریت است. مشکل مهم‌تر اما این است که گردشگری از نظر مسئولان اهمیتی ندارد.

    مصطفی سروی، عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران و نایب‌رئیس جامعه تورگردانان کشور، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «گردشگری همیشه از بحران‌ها تأثیر بیشتری می‌پذیرد و آسیب به فعالان این صنف نیز بسیار سریع‌تر اتفاق می‌افتد. همین مسئله باعث می‌شود کسب‌وکار آنها خیلی زود در معرض خطر قرار بگیرد. پیش‌ازاین و در جریان جنگ ۱۲روزه نیز توصیه می‌کردیم که جنگ‌ها اجتناب‌ناپذیر و به‌نوعی تحمیلی هستند، اما باید شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که بتوانیم فضای کسب‌وکارها را در برابر این بحران‌ها بیمه کنیم تا فعالان اقتصادی بتوانند این دوره را پشت سر بگذارند.»

    او ادامه می‌دهد: «در همان زمان پیشنهاد ایجاد صندوق‌های بحران و بیمه کسب‌وکارها مطرح شد تا در دوره رونق بازار، فعالان اقتصادی با پرداخت حق بیمه بتوانند خودشان را برای چنین شرایطی آماده کنند و در زمان بحران، از خدمات این صندوق‌ها و بیمه‌های مسئولیت استفاده کنند.»

    وی با اشاره به دو بحران موجود در حوزه گردشگری می‌گوید: «ما درحال‌حاضر عملاً با دو بحران مواجه هستیم. به نظر من، جنگ بحرانی اجتناب‌ناپذیر است، اما بحران دیگری داریم که قابل‌پیش‌بینی است و می‌توانیم برای آن کاری انجام دهیم و آن، بحران مدیریت است.»

    سروی تأکید می‌کند: «البته در این زمینه فقط بخش دولتی را مقصر نمی‌دانم. بخش خصوصی نیز در اعلام خواسته‌های خود انسجام لازم را ندارد. فکر می‌کنم ابتدا باید اعضای بخش خصوصی کنار یکدیگر بنشینند و درباره خواسته‌ها و راهکارهای اساسی به جمع‌بندی برسند.»

    وی ادامه می‌دهد: «در جلساتی که با بخش دولتی برگزار می‌کنیم، معمولاً درخواست‌هایی مانند بخشودگی بیمه و مالیات مطرح می‌شود. این اقدامات، هرچند به‌صورت گذرا می‌تواند کمک‌کننده باشد، به نظر من مشکل مدیریت بحران گردشگری را حل نمی‌کند.»

    سروی با اشاره به موضوع تسهیلات بانکی می‌گوید: «دریافت تسهیلات برای ما، اگر همراه با برنامه‌ریزی درست و پیش‌بینی آینده نباشد، مشکلی را حل نمی‌کند. در این صورت، خیلی زود به افرادی تبدیل می‌شویم که نه کار داریم و هم بدهکاریم؛ یعنی بدهی نیز به مشکلات موجودمان اضافه می‌شود.»

    وی تأکید می‌کند: «به نظر من، مدیریت کلان گردشگری باید پیش‌بینی‌های لازم را انجام می‌داد. گردشگری پیش از جنگ ۱۲روزه نیز با بحران‌های مختلفی مواجه بود و اتفاق‌هایی که در سال‌های گذشته رخ داده، همگی زنگ خطرهایی بودند که باید جدی گرفته می‌شدند، اما ما مدام به‌دنبال مسکن‌های فوری هستیم.»

    سروی تأکید می‌کند: «به یک سازوکار مشخص، قانون و پیش‌بینی نیاز داریم تا بدانیم در زمان بحران باید چه کاری انجام دهیم و چه برنامه‌هایی داریم که بتوانیم به‌سرعت آنها را فعال کنیم. اینکه هر بار با وقوع یک بحران، تازه به فکر چاره بیفتیم، نمی‌تواند پاسخ مناسبی برای مدیریت صنعت گردشگری باشد.»

    سروی درباره مشکلات ارتباطی دفاتر گردشگری در زمان بحران می‌گوید: «نمی‌دانیم هنگام وقوع جنگ و حوادثی از این قبیل، اینترنت به فعالان گردشگری تخصیص می‌یابد یا خیر. زمان ازسرگیری پروازها پس از چنین بحران‌هایی را نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم و راهکاری نیز برای فعالیت در جریان بحران در نظر گرفته نشده است.»

    ۶ هزار دفتر مسافرتی تعطیل شده‌اند

    وی درباره تعداد دفاتر فعال و تعطیل‌شده در کشور می‌افزاید: «تعطیلی دفاتر غالباً به‌صورت غیررسمی اتفاق افتاده و آمار رسمی و دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما بالاترین عددی که از سوی تشکل‌های بخش خصوصی اعلام شده، حدود ۶ هزار دفتر مسافرتی در سراسر کشور است که یا تعطیل شده‌اند یا فعالیت خود را متوقف کرده‌اند.»

    سروی ادامه می‌دهد: «این تعطیلی‌ها مربوط به سال جاری است. جنگ ۱۲روزه بسیار کوتاه بود و شرایط به‌سرعت به وضعیت عادی برگشت، اما جنگ اخیر هم از نظر زمانی طولانی‌تر بود و هم شدت بیشتری داشت. از نظر اقتصادی نیز وضعیت کشور را بسیار دشوارتر و پیچیده‌تر کرد. از سوی دیگر، این جنگ با تعطیلات نوروزی هم‌زمان شد. تعطیلات عید نوروز یکی از بهترین زمان‌های فعالیت دفاتر گردشگری است و بسیاری از دفاتر از قبل برای سفرهای این دوره برنامه‌ریزی کرده بودند، اما هم‌زمانی جنگ با تعطیلات سال نو باعث شد ضربه واردشده به دفاتر سنگین‌تر باشد.»

    باید از کشورهای دیگر الگوبرداری کنیم

    وی درباره راهکار افزایش تاب‌آوری دفاتر مسافرتی تأکید می‌کند: «ما باید از نمونه‌هایی که در دنیا اتفاق افتاده الهام بگیریم و راهکارهای آنها را متناسب با شرایط کشورمان فعال کنیم. همان‌طور که برای فوتبال، والیبال و بسیاری از حوزه‌های دیگر به کشورهای پیشرفته نگاه می‌کنیم، در حوزه گردشگری نیز باید ببینیم سایر کشورها در زمان بحران چه اقداماتی انجام داده‌اند.»

    سروی می‌گوید: «برای مثال، کشوری مانند امارات ممکن است در مقطعی به‌دلیل وابستگی‌های اقتصادی خود از بحران آسیب دیده باشد، اما خیلی سریع فضایی برای حمایت از صنعت گردشگری ایجاد کرده است. تایلند نیز تجربه‌هایی در این زمینه دارد. حتی روسیه در دوره جنگ اوکراین توانست شرایطی ایجاد کند که پس از مدتی درآمد بخش گردشگری آن افزایش پیدا کرد.»

    وی با تأکید بر ضرورت تخصصی‌ترشدن مدیریت گردشگری می‌افزاید: «گردشگری را باید مدیرانی متخصص مدیریت کنند. مدیران فعلی نیز باید از مشاوران داخلی و خارجی و افرادی که در این حوزه تخصص دارند، اما به هر دلیل از آنها استفاده نمی‌شود، کمک بگیرند. از جوانانی که ایده‌های خوبی دارند و می‌توانند ایده‌پردازی کنند نیز باید بهره برد. همچنین باید از ظرفیت بخش دانشگاهی استفاده کنیم و از دانشگاهیان ایده بگیریم تا بتوانیم از این بحران به‌شکل درست عبور کنیم.»

    صندوق حمایت از فعالان گردشگری

    وی درباره الگویی که می‌تواند برای حمایت از گردشگری ایران مورد استفاده قرار گیرد، می‌گوید: «اولین اقدام می‌تواند ایجاد صندوق‌های حمایت از فعالان گردشگری باشد. بسیاری از بنگاه‌های گردشگری متعلق به سازمان‌های دولتی هستند و بسیاری از مؤسسات، سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دولتی، تأسیسات گردشگری در اختیار دارند. دولت می‌تواند دستور دهد صندوقی تشکیل شود و درآمد حاصل از بخش‌های گردشگری که در اختیار بخش دولتی است، به این صندوق واریز و از محل آن از بخش خصوصی حمایت شود.»

    سروی می‌افزاید: «شرکت‌های بیمه نیز باید وارد این حوزه شوند و مدل‌هایی را پیشنهاد کنند که بنگاه‌های گردشگری بتوانند بخشی از درآمد و کارکرد خود را به بیمه اختصاص دهند و در زمان وقوع بحران، از حمایت بیمه‌ها برخوردار شوند.»

    مصر در بهار عربی را الگو قرار دهیم

    وی یکی دیگر از ضرورت‌های دوره پس از بحران را بازاریابی و تبلیغات عنوان می‌کند و می‌گوید: «باید از همین حالا بازاریابی درستی برای گردشگری انجام شود. نمونه مصر در دوره بهار عربی می‌تواند قابل‌توجه باشد. مصر در آن دوره به‌شدت تحت‌تأثیر بحران قرار گرفت و آسیب دید، اما با تبلیغات درست و به‌موقع توانست بخشی از این آسیب‌ها را کاهش دهد. ما نیز باید از این تجربه‌ها استفاده کنیم.»گردشگری بیشترین آسیب را دیده است
    گردشگری پس از جنگ عملاً متوقف شده و هیچ نهادی، حتی معاونت گردشگری، به فکر چاره نیست.

    امیرپویان رفیعی‌شاد، عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «صنعت گردشگری کشورمان از سال ۱۳۹۸ به این سو بحران‌های مختلفی را تجربه کرده و همواره در بحران‌ها و وقایع ناگواری که در کشورمان رخ داده، بیشترین آسیب را دیده است. شرایط فعلی نیز از این موضوع مستثنا نیست و جنگ اخیر آسیب بسیار زیادی به گردشگری وارد کرده است.»

    وی می‌افزاید: «اگرچه جنگ امسال برای تمامی اصناف آسیب‌زا بوده، این بحران برای گردشگری و صنعت گردشگری ما بسیار شدیدتر بوده است؛ چراکه فعالیت گردشگری در کشور عملاً به صفر رسید. بسیاری از صنوف دیگر، هرچند با کاهش فعالیت مواجه شدند، همچنان فعالیت روزمره خود را داشتند، درحالی‌که فعالیت صنعت گردشگری عملاً متوقف شد.»

    رفیعی‌شاد می‌گوید: «در حوزه گردشگری ورودی، فعالیت ما بیشتر به کشورهای همسایه، به‌ویژه عراق، محدود شده است که درآمد قابل‌توجهی به‌همراه ندارد. گردشگری خروجی نیز با توجه به نرخ دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان، بیشتر به افراد خاص و درصد بسیار کمی از جامعه محدود شده است.»

    مردم به تور علاقه‌ای ندارند

    وی ادامه می‌دهد: «در زمینه گردشگری داخلی نیز وضعیت معیشتی مردم تأثیرگذار است. البته نمی‌گویم سفر داخلی نداریم، اما این سفرها از حالت تور خارج شده و مردم با وسیله شخصی و بدون ثبت‌نام در تورها به مسافرت می‌روند.»

    عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران تأکید می‌کند: «وضعیت دفاتر مسافرتی بحرانی است و در وضعیتی اورژانسی به‌سر می‌بریم. اگر این وضعیت ادامه‌دار باشد، آسیب‌های بیشتری به صنف وارد می‌شود. از جنگ ۱۲روزه تاکنون شاهد کوچ شغلی بسیاری از همکارانمان بوده‌ایم.»

    وی می‌افزاید: «یک مسئله بسیار آسیب‌زا، وضعیت نیروی انسانی است. با توجه به اینکه همکاران قادر به پرداخت حقوق نیستند، بعضاً مجبور به تعدیل نیرو، کاهش تعداد کارکنان یا تغییر مدل قراردادهایشان می‌شوند. این وضعیت باعث شده بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در حوزه گردشگری نیز آسیب ببیند و به‌سمت صنوف دیگر برود.»

    رفیعی‌شاد ادامه می‌دهد: «این نیروها طی سال‌ها در حوزه گردشگری کار کرده‌اند و برای آنها هزینه و سرمایه‌گذاری شده است، اما به‌ناچار مجبور شده‌ایم بخش عظیمی از این نیروی انسانی را از دست بدهیم. بااین‌حال، تنها چیزی که داریم امید است؛ امید به آینده، امید به ایران و اینکه بتوانیم در آینده شرایط بهتری داشته باشیم.»

    وی تأکید می‌کند: «البته مشکلات فقط به جنگ اخیر محدود نمی‌شود. ما موانع و معضلات اقتصادی مختلفی داشته‌ایم که باعث تشدید این بحران‌ها شده‌اند. این مشکلات عرصه را برای گردشگری بسیار تنگ کرده است.»

    رفیعی‌شاد می‌افزاید: «باید برای وضعیت معیشتی مردم نیز فکری شود تا سفر دوباره بتواند برای آنها یک اولویت باشد. امروز هزینه اجاره منزل، خوراک و سایر هزینه‌های زندگی به‌گونه‌ای است که نمی‌توان انتظار داشت سفر در اولویت خانوار قرار بگیرد.»

    وی درباره تأثیر نرخ ارز بر گردشگری خروجی می‌گوید: «این موضوع بسیار تأثیرگذار است. هزینه‌های گردشگری خروجی عمدتاً براساس نرخ ارز محاسبه می‌شود. برای مثال، یک هتل ۱۰۰ دلاری برای هر شب را در نظر بگیرید؛ باید ببینیم این مبلغ با نرخ فعلی ارز چقدر هزینه دارد و در گذشته چقدر هزینه داشته است.»

    وی ادامه می‌دهد: «همین موضوع را در تورهای چهار، شش یا هفت‌شبه نیز می‌بینیم. افزایش نرخ ارز باعث می‌شود افزایش قیمت قابل‌توجهی به کسانی که قصد سفر دارند، تحمیل شود.»

    رفیعی‌شاد یکی دیگر از مشکلات دفاتر را نحوه تسویه‌حساب با شرکت‌های کارگزار خارجی عنوان می‌کند و می‌گوید: «تسویه‌حساب همکاران ما با شرکت‌های کارگزار در خارج از ایران، غالباً به‌صورت هفتگی و براساس صورت‌حساب‌های دوره‌ای انجام می‌شود. ممکن است همکاران ما امروز فروشی را با دلار ۱۹۰ هزار تومان انجام دهند، اما هفته بعد مجبور باشند همان مبلغ را با دلار، مثلاً، ۲۰۵ هزار تومان تسویه کنند.»

    وی می‌افزاید: «هزینه حواله نیز به این مبلغ اضافه می‌شود. این مسئله باعث شده است علاوه بر اینکه سودی عاید دفاتر نمی‌شود، در برخی موارد متحمل زیان نیز شوند.»

    رفیعی‌شاد درباره وضعیت گردشگری خروجی و تأثیر بحران نقدینگی بر سفرهای خارجی می‌گوید: «گردشگری خروجی عملاً به‌طور کامل تعطیل شده است. اقتصاد یک زنجیره است و حتی افرادی که متمول هستند و شرایط مالی خوبی دارند، اکنون با کمبود نقدینگی مواجه‌اند. کمبود نقدینگی نیز طبیعتاً باعث می‌شود همین اتفاق برای این گروه بیفتد. برای مثال، کسی که املاک و زمین دارد، اما امکان نقدکردن دارایی خود را ندارد، نمی‌تواند بخشی از زمینش را بفروشد و هزینه سفرش را تأمین کند. ما با کمبود نقدینگی و اختلال در جریان اقتصادی کشور مواجه هستیم.»

    وی می‌افزاید: «با بحرانی مواجه شده‌ایم که گردش مالی در کشور به حداقل رسیده است. این کاهش گردش مالی باعث می‌شود نقدینگی در دسترس مردم نباشد. حتی افرادی که از نظر مادی جایگاه و شرایط اقتصادی بهتری دارند نیز به‌دلیل دسترسی‌نداشتن به نقدینگی، ناچار می‌شوند اولویت‌هایشان را تغییر دهند و سفر را از سبد هزینه‌های خود کنار بگذارند.»

    وی درباره وضعیت دفاتر خدمات مسافرتی بیان می‌کند: «حجم زیادی از دفاتر درحال‌حاضر در شرایط نیمه‌تعطیل به‌سر می‌برند و توان لازم برای ادامه فعالیت عادی را ندارند. برخی از این دفاتر شاید با یک کارمند یا به‌صورت خانوادگی اداره شوند و صرفاً به این شکل تلاش کنند فعالیت خود را سرپا نگه دارند.»

    رفیعی‌شاد تأکید می‌کند: «البته نمی‌توان این دفاتر را فعال و پویا دانست. عملاً فعالیت آنها نیز در حداقل ممکن قرار گرفته و نوعی تعدیل در فعالیتشان اتفاق افتاده است. تعداد این دفاتر نیز کم نیست و با حجم زیادی از دفاتر مواجه هستیم که در شرایط فعلی امکان فعالیت عادی و گسترده ندارند.»

    بحران سوءمدیریت، آسیب‌زاتر از جنگ است

    مشکل اصلی گردشگری، سوءمدیریت است. مشکل مهم‌تر اما این است که گردشگری از نظر مسئولان اهمیتی ندارد.

    مصطفی سروی، عضو هیئت‌مدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران و نایب‌رئیس جامعه تورگردانان کشور، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «گردشگری همیشه از بحران‌ها تأثیر بیشتری می‌پذیرد و آسیب به فعالان این صنف نیز بسیار سریع‌تر اتفاق می‌افتد. همین مسئله باعث می‌شود کسب‌وکار آنها خیلی زود در معرض خطر قرار بگیرد. پیش‌ازاین و در جریان جنگ ۱۲روزه نیز توصیه می‌کردیم که جنگ‌ها اجتناب‌ناپذیر و به‌نوعی تحمیلی هستند، اما باید شرایط را به‌گونه‌ای مدیریت کنیم که بتوانیم فضای کسب‌وکارها را در برابر این بحران‌ها بیمه کنیم تا فعالان اقتصادی بتوانند این دوره را پشت سر بگذارند.»
    او ادامه می‌دهد: «در همان زمان پیشنهاد ایجاد صندوق‌های بحران و بیمه کسب‌وکارها مطرح شد تا در دوره رونق بازار، فعالان اقتصادی با پرداخت حق بیمه بتوانند خودشان را برای چنین شرایطی آماده کنند و در زمان بحران، از خدمات این صندوق‌ها و بیمه‌های مسئولیت استفاده کنند.»

    وی با اشاره به دو بحران موجود در حوزه گردشگری می‌گوید: «ما درحال‌حاضر عملاً با دو بحران مواجه هستیم. به نظر من، جنگ بحرانی اجتناب‌ناپذیر است، اما بحران دیگری داریم که قابل‌پیش‌بینی است و می‌توانیم برای آن کاری انجام دهیم و آن، بحران مدیریت است.»

    سروی تأکید می‌کند: «البته در این زمینه فقط بخش دولتی را مقصر نمی‌دانم. بخش خصوصی نیز در اعلام خواسته‌های خود انسجام لازم را ندارد. فکر می‌کنم ابتدا باید اعضای بخش خصوصی کنار یکدیگر بنشینند و درباره خواسته‌ها و راهکارهای اساسی به جمع‌بندی برسند.»

    وی ادامه می‌دهد: «در جلساتی که با بخش دولتی برگزار می‌کنیم، معمولاً درخواست‌هایی مانند بخشودگی بیمه و مالیات مطرح می‌شود. این اقدامات، هرچند به‌صورت گذرا می‌تواند کمک‌کننده باشد، به نظر من مشکل مدیریت بحران گردشگری را حل نمی‌کند.»

    سروی با اشاره به موضوع تسهیلات بانکی می‌گوید: «دریافت تسهیلات برای ما، اگر همراه با برنامه‌ریزی درست و پیش‌بینی آینده نباشد، مشکلی را حل نمی‌کند. در این صورت، خیلی زود به افرادی تبدیل می‌شویم که نه کار داریم و هم بدهکاریم؛ یعنی بدهی نیز به مشکلات موجودمان اضافه می‌شود.»

    وی تأکید می‌کند: «به نظر من، مدیریت کلان گردشگری باید پیش‌بینی‌های لازم را انجام می‌داد. گردشگری پیش از جنگ ۱۲روزه نیز با بحران‌های مختلفی مواجه بود و اتفاق‌هایی که در سال‌های گذشته رخ داده، همگی زنگ خطرهایی بودند که باید جدی گرفته می‌شدند، اما ما مدام به‌دنبال مسکن‌های فوری هستیم.»
    سروی تأکید می‌کند: «به یک سازوکار مشخص، قانون و پیش‌بینی نیاز داریم تا بدانیم در زمان بحران باید چه کاری انجام دهیم و چه برنامه‌هایی داریم که بتوانیم به‌سرعت آنها را فعال کنیم. اینکه هر بار با وقوع یک بحران، تازه به فکر چاره بیفتیم، نمی‌تواند پاسخ مناسبی برای مدیریت صنعت گردشگری باشد.»
    سروی درباره مشکلات ارتباطی دفاتر گردشگری در زمان بحران می‌گوید: «نمی‌دانیم هنگام وقوع جنگ و حوادثی از این قبیل، اینترنت به فعالان گردشگری تخصیص می‌یابد یا خیر. زمان ازسرگیری پروازها پس از چنین بحران‌هایی را نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم و راهکاری نیز برای فعالیت در جریان بحران در نظر گرفته نشده است.»

    ۶ هزار دفتر مسافرتی تعطیل شده‌اند

    وی درباره تعداد دفاتر فعال و تعطیل‌شده در کشور می‌افزاید: «تعطیلی دفاتر غالباً به‌صورت غیررسمی اتفاق افتاده و آمار رسمی و دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما بالاترین عددی که از سوی تشکل‌های بخش خصوصی اعلام شده، حدود ۶ هزار دفتر مسافرتی در سراسر کشور است که یا تعطیل شده‌اند یا فعالیت خود را متوقف کرده‌اند.»

    سروی ادامه می‌دهد: «این تعطیلی‌ها مربوط به سال جاری است. جنگ ۱۲روزه بسیار کوتاه بود و شرایط به‌سرعت به وضعیت عادی برگشت، اما جنگ اخیر هم از نظر زمانی طولانی‌تر بود و هم شدت بیشتری داشت. از نظر اقتصادی نیز وضعیت کشور را بسیار دشوارتر و پیچیده‌تر کرد. از سوی دیگر، این جنگ با تعطیلات نوروزی هم‌زمان شد. تعطیلات عید نوروز یکی از بهترین زمان‌های فعالیت دفاتر گردشگری است و بسیاری از دفاتر از قبل برای سفرهای این دوره برنامه‌ریزی کرده بودند، اما هم‌زمانی جنگ با تعطیلات سال نو باعث شد ضربه واردشده به دفاتر سنگین‌تر باشد.»

    باید از کشورهای دیگر الگوبرداری کنیم

    وی درباره راهکار افزایش تاب‌آوری دفاتر مسافرتی تأکید می‌کند: «ما باید از نمونه‌هایی که در دنیا اتفاق افتاده الهام بگیریم و راهکارهای آنها را متناسب با شرایط کشورمان فعال کنیم. همان‌طور که برای فوتبال، والیبال و بسیاری از حوزه‌های دیگر به کشورهای پیشرفته نگاه می‌کنیم، در حوزه گردشگری نیز باید ببینیم سایر کشورها در زمان بحران چه اقداماتی انجام داده‌اند.»

    سروی می‌گوید: «برای مثال، کشوری مانند امارات ممکن است در مقطعی به‌دلیل وابستگی‌های اقتصادی خود از بحران آسیب دیده باشد، اما خیلی سریع فضایی برای حمایت از صنعت گردشگری ایجاد کرده است. تایلند نیز تجربه‌هایی در این زمینه دارد. حتی روسیه در دوره جنگ اوکراین توانست شرایطی ایجاد کند که پس از مدتی درآمد بخش گردشگری آن افزایش پیدا کرد.»

    وی با تأکید بر ضرورت تخصصی‌ترشدن مدیریت گردشگری می‌افزاید: «گردشگری را باید مدیرانی متخصص مدیریت کنند. مدیران فعلی نیز باید از مشاوران داخلی و خارجی و افرادی که در این حوزه تخصص دارند، اما به هر دلیل از آنها استفاده نمی‌شود، کمک بگیرند. از جوانانی که ایده‌های خوبی دارند و می‌توانند ایده‌پردازی کنند نیز باید بهره برد. همچنین باید از ظرفیت بخش دانشگاهی استفاده کنیم و از دانشگاهیان ایده بگیریم تا بتوانیم از این بحران به‌شکل درست عبور کنیم.»

    صندوق حمایت از فعالان گردشگری

    وی درباره الگویی که می‌تواند برای حمایت از گردشگری ایران مورد استفاده قرار گیرد، می‌گوید: «اولین اقدام می‌تواند ایجاد صندوق‌های حمایت از فعالان گردشگری باشد. بسیاری از بنگاه‌های گردشگری متعلق به سازمان‌های دولتی هستند و بسیاری از مؤسسات، سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دولتی، تأسیسات گردشگری در اختیار دارند. دولت می‌تواند دستور دهد صندوقی تشکیل شود و درآمد حاصل از بخش‌های گردشگری که در اختیار بخش دولتی است، به این صندوق واریز و از محل آن از بخش خصوصی حمایت شود.»

    سروی می‌افزاید: «شرکت‌های بیمه نیز باید وارد این حوزه شوند و مدل‌هایی را پیشنهاد کنند که بنگاه‌های گردشگری بتوانند بخشی از درآمد و کارکرد خود را به بیمه اختصاص دهند و در زمان وقوع بحران، از حمایت بیمه‌ها برخوردار شوند.»

    مصر در بهار عربی را الگو قرار دهیم

    وی یکی دیگر از ضرورت‌های دوره پس از بحران را بازاریابی و تبلیغات عنوان می‌کند و می‌گوید: «باید از همین حالا بازاریابی درستی برای گردشگری انجام شود. نمونه مصر در دوره بهار عربی می‌تواند قابل‌توجه باشد. مصر در آن دوره به‌شدت تحت‌تأثیر بحران قرار گرفت و آسیب دید، اما با تبلیغات درست و به‌موقع توانست بخشی از این آسیب‌ها را کاهش دهد. ما نیز باید از این تجربه‌ها استفاده کنیم.»

  • واگذاری بافت قدیم به سرمایه گذار شایعه است/ افتتاح حدود ۷همت پروژه در هفته دولت

    واگذاری بافت قدیم به سرمایه گذار شایعه است/ افتتاح حدود ۷همت پروژه در هفته دولت

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، فریدون فعالی در نشست خبری با اشاره به اینکه بافت قدیم گران یک میراث کلی است، اظهار کرد: در این منطقه زندگی همچنان جاری و ساری است و امکان واگذاری وجود ندارد و این محدوده با توجه به رعایت تمام موزاین حفظ بافت سنتی باید نوسازی شود.

    وی در رابطه با وقع اتش سوزی دور روز پیش در میدان شهرداری و بافت نعلبندان نیز گفت: قبل از آتش سوزی اخیر در بافت قدیم میدان شهرداری به دستگاه‌های مربوطه اعلام کرده بودم که باید برخی نظارت‌ها و اقدامات برای پیشگیری از این وقایع انجام شود.

    وی افزود: اگر این آتش سوزی در داخل محوطه رخ می‌داد شاید شاهد اتفاقی به مراتب بدتر از این اتفاق می‌افتاد.

    فعالی در بخش دیگری از سخنان خود به اقدامات انجام‌شده درباره برج قابوس اشاره کرد و گفت: درباره این اثر ارزشمند نیز تعهداتی داشتیم که بخشی از دغدغه‌ها برطرف شده و مطالعات بنیادی و اساسی مربوط به برج قابوس همچنان ادامه دارد.

    وی تأکید کرد: تلاش ما این است که روند مطالعات و اقدامات حفاظتی و پژوهشی درباره آثار شاخص تاریخی استان متوقف نشود و بتوانیم ظرفیت‌های میراث‌فرهنگی گلستان را در سطح ملی و بین‌المللی بیش از گذشته معرفی کنیم.

    فعالی با اشاره به برنامه‌های این اداره‌کل برای هفته دولت اظهار کرد: امسال در هفته دولت ۱۹ پروژه در حوزه میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان افتتاح یا کلنگ‌زنی می‌شود.

    وی افزود: مجموع اعتبار این پروژه‌ها حدود ۶۹ میلیارد و ۷۸۰ میلیون تومان است و با بهره‌برداری و اجرای آنها برای ۵۱۴ نفر اشتغال ایجاد خواهد شد.

    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان با اشاره به مهم‌ترین پروژه‌های پیش‌بینی‌شده برای هفته دولت گفت: یکی از پروژه‌های مهمی که در این ایام عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد، پس از انجام توافقات و فراهم شدن عرصه مورد نیاز، وارد مرحله اجرا می‌شود و از همان روز کلنگ‌زنی، عملیات اجرایی آن نیز آغاز خواهد شد.

    فعالی ادامه داد: این پروژه با توجه به مطالعات انجام‌شده، مصوبات دولت و شاخص‌های ارزیابی، در چارچوب ضوابط زیست‌محیطی تعریف شده و به عنوان یکی از پروژه‌های پیشران استان دنبال می‌شود.

    وی با بیان اینکه اجرای این پروژه می‌تواند در توسعه گردشگری ساحلی استان نقش داشته باشد، گفت: بخشی از خدمات پشتیبان این پروژه در شهرستان ترکمن پیش‌بینی شده و تلاش می‌کنیم با همکاری سرمایه‌گذار و دستگاه‌های اجرایی، روند اجرای آن با سرعت دنبال شود.

    فعالی در رابطه با تضمین برگزاری جشنواره اقوام و دیگر پروژه‌ها نیز اظهار کرد: خوشبختانه با وجود شرایط جنگی اما تا این لحظه توانستیم بودجه برخی پروژه‌ها را تامین کنیم و مطمئن باشید که تمام ضوابط اجرای این برنامه ها چییده شده  و تا کنون هر موردی را که اعلام کردیم در زمان خودش به اجرا رسیده است.

  • مجمع جهانی قلم تاسیس شد

    مجمع جهانی قلم تاسیس شد

    به گزارش بازار کسب و کار و به نقل از رسانه‌ها، مجمع جهانی قلم، با انتشار بیانیه‌ای از تاسیس این مجمع خبر داد.

    اعضای هیأت مؤسس به ترتیب الفبا میثم امرودی، حسین انصاری نژاد، یعقوب توکلی، نجمه جوادی، ناهید حبیبی، سید محمد حسینی، عباس خامه یار، مجتبی رحماندوست، مظفر سالاری، احمد شاکری، مجید صفاتاج، هاجر صفائیه، مریم عرفانیان، علیرضا قزوه، غلامرضا کافی، مصطفی محدثی خراسانی، رحیم مخدومی، مریم مقانی، غلامرضا منتظمی، حمیدرضا مهدوی ارفع، ابوالقاسم وردیان، هستند. در بیانیه این مجمع آمده است:

    «بسم الله الرحمن الرحیم

    «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ»

    خداوند متعال در قرآن کریم به قلم و آنچه با آن نوشته می‌شود سوگند یاد می‌کند، سوگندی که از جایگاه بلند قلم در هدایت انسان و ساختن تاریخ حکایت دارد. در منطق اسلام، قلم تنها ابزاری برای نگارش نیست، بلکه امانتی الهی برای پاسداری از هویت اسلامی، گسترش معرفت و مشارکت در بنای تمدن نوین اسلامی.

    امروز، جهان اسلام با وجود برخورداری از سرمایه‌ای عظیم از دانش، ایمان، فرهنگ و صاحبان اندیشه، با چالش‌هایی چون پراکندگی، گسست ارتباط و ضعف هم افزایی میان اصحاب و اهالی قلم، کم رنگ بودن حضور جهانی آثار اصیل و اثرگذار و نبودن روایت منسجم از اندیشه و فرهنگ اسلامی روبه رو است. این چالش‌ها، اثرگذاری فرهنگی جهان اسلام را کاهش داده و ضرورت هم افزایی و سازماندهی ظرفیت‌های اهل قلم را بیش از پیش آشکار ساخته است.

    در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگر، به حرکتی سازمان یافته، هم افزا و آینده نگر نیاز است؛ حرکتی که بتواند ظرفیت‌های پراکنده اهل قلم را در مسیر اعتلای فرهنگی امت اسلامی به نیرویی اثرگذار تبدیل کند. بر همین اساس، «مجمع جهانی قلم» شکل گرفته است تا این حرکت را سامان دهد و با حمایت از تولید و انتشار آثار اصیل و اثرگذار، گسترش همکاری‌های علمی، فرهنگی و ادبی و تقویت حضور جهانی اندیشه و فرهنگ اسلامی، زمینه تحقق این رسالت را فراهم آورد.

    برای تحقق این رسالت، مجمع جهانی قلم برنامه‌های خود را در قالب پنج محور عملیاتی، تنظیم کرده است. این محورها، که چارچوب فعالیت‌های مجمع را برای تحقق اهداف و افزایش اثرگذاری فرهنگی در جهان اسلام تشکیل می‌دهند عبارتند است از:

    ۱. وحدت در عین کثرت (شبکه سازی نخبگان قلم):

    هدف: ایجاد شبکه‌ای منسجم، پویا و اثرگذار از نویسندگان، شاعران، مترجمان، پژوهشگران و اندیشمندان متعهد در سراسر جهان، برای کاهش پراکندگی، تقویت هم افزایی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های مشترک آنان، در مسیر اهداف فرهنگی و تمدنی.

    برای تحقق این هدف، ایجاد بسترهای پایدار برای ارتباط، همکاری و مشارکت مستمر اصحاب و اهالی قلم ضروری است؛ لذا مجمع جهانی قلم با شناسایی و ارتباط مستمر با اهالی قلم، ایجاد بانک اطلاعاتی نخبگان، برگزاری نشست‌های علمی و ادبی، تشکیل کارگروه‌های تخصصی، حمایت از طرح‌های مشترک و توسعه همکاری‌های فرامرزی، زمینه شکل گیری شبکه‌ای فعال و اثرگذار را فراهم می‌سازد؛ شبکه‌ای که هر عضو آن، ضمن حفظ هویت و ویژگی‌های خود، بخشی از یک حرکت فرهنگی و تمدنی مشترک باشد.

    ۲. پرورش نسل آینده (جریان تازگی و پویایی):

    هدف: پرورش و توانمندسازی نسل آینده اهل قلم، برای تضمین استمرار، پویایی و بالندگی جریان فرهنگی جهان اسلام. تحقق این هدف، در گرو شناسایی استعدادهای نو، انتقال تجربه پیشکسوتان و فراهم آوردن فرصت‌های رشد و نقش آفرینی برای نسل جدید است. از این رو، مجمع جهانی قلم با شناسایی استعدادهای جوان، برگزاری دوره‌های آموزشی، کارگاههای مهارتی، نشست‌های انتقال تجربه، اجرای برنامه‌های استاد ـ شاگردی، حمایت از آثار نویسندگان نوپا و ایجاد فرصت حضور آنان در عرصه‌های علمی و فرهنگی، زمینه رشد و بالندگی نسل آینده اهل قلم را فراهم می سازد.

    ۳. حمایت از تولید و انتشار آثار (از قلم تا مخاطب):

    هدف: تقویت چرخه تولید، معرفی، ترجمه، انتشار و توزیع آثار اصیل و اثرگذار، به منظور افزایش دسترسی مخاطبان و ارتقای اثرگذاری فرهنگی آن‌ها در سطح ملی و بین المللی. تحقق این هدف، در گرو ایجاد زیرساخت‌های مؤثر برای معرفی، ترجمه، انتشار و توزیع آثار و گسترش همکاری میان پدیدآورندگان، ناشران، مترجمان، رسانه‌ها و مراکز فرهنگی است. از این رو، مجمع جهانی قلم با حمایت از ترجمه و انتشار آثار، ایجاد بسترهای همکاری میان فعالان این حوزه، معرفی آثار اصیل و اثرگذار، بهره‌گیری از ظرفیت‌های رسانه‌ای و فناوری‌های نوین و توسعه ارتباطات فرهنگی، می‌کوشد فاصله میان تولید اثر و دسترسی مخاطبان به آن را کاهش داده و زمینه اثرگذاری گسترده‌تر آن را فراهم سازد.

    ۴. تعالی اندیشه (آزاداندیشی متخصصانه):

    هدف: تقویت فضای گفت و گوی علمی، آزاداندیشی متخصصانه و تولید اندیشه بر پایه مبانی اصیل اسلامی. تحقق این هدف، در گرو فراهم ساختن محیطی علمی، اخلاقی و تخصصی برای تضارب آرا، نقد منصفانه، نظریه پردازی و گفتگوی عالمانه است. از این رو، مجمع جهانی قلم با برگزاری کرسی‌های آزاداندیشی، نشست‌های تخصصی، همایش‌های علمی، میزگردهای فکری، حمایت از نظریه پردازی و ایجاد زمینه تعامل میان اندیشمندان حوزه‌های مختلف، بستر رشد اندیشه و تولید معرفت را فراهم می آورد و این مسیر را با بهره‌گیری از میراث غنی اندیشه اسلامی و در فضایی به دور از جنجال‌های غیرتخصصی دنبال می‌کند.

    ۵. نقشه راه جهانی (گسترش فرهنگ اصیل انسانی):

    هدف: تقویت حضور فرهنگی جهان اسلام در عرصه بین المللی و گسترش اندیشه و فرهنگ اصیل اسلامی و انسانی در میان ملت‌ها. تحقق این هدف، در گرو برنامه ریزی منسجم، توسعه همکاری‌های فرهنگی و علمی و بهره گیری از ظرفیت‌های مشترک جهان اسلام برای حضور مؤثر در گفت و گوهای فرهنگی جهانی است. از این رو، مجمع جهانی قلم با گسترش تعامل با مراکز فرهنگی، علمی و دانشگاهی، برگزاری رویدادهای بین‌المللی، شناسایی و فعال سازی ظرفیت‌های مشترک جهان اسلام، توسعه ارتباطات فرهنگی و تدوین برنامه‌های بلندمدت، می‌کوشد زمینه حضور مؤثرتر اندیشه و فرهنگ اسلامی را در عرصه جهانی فراهم سازد و در شکل گیری تمدن نوین اسلامی سهمی شایسته ایفا کند.

    این پنج محور، چارچوب راهبردی فعالیت‌های مجمع جهانی قلم و نقشه راه آن برای تحقق آرمان‌ها، اهداف و مأموریت‌های تبیین شده در این بیانیه است. فلسفه وجودی مجمع جهانی قلم نیز آن است که با تجمیع و هم افزایی ظرفیت‌های اصحاب و اهالی قلم، این آرمان‌ها را به برنامه‌ها و اقداماتی مؤثر تبدیل کرده و زمینه تحقق آن ها را فراهم آورد.

    از این رو از همه نویسندگان، شاعران، مترجمان، پژوهشگران و اندیشمندان و اصحاب رسانه که دغدغه اعتلای فرهنگ اسلامی و پیشرفت امت اسلامی را دارند، دعوت می کنیم با پیوستن به این مجمع، دانش، تجربه و توان خود را در مسیر این رسالت مشترک به کار گیرند. باور داریم که هم‌افزایی اهالی قلم، زمینه ساز افزایش اثرگذاری فرهنگی جهان اسلام و مشارکت در شکل گیری تمدن نوین اسلامی خواهد بود.

  • اختصاص ردیف اعتباری مستقل برای موزه بزرگ گلستان

    اختصاص ردیف اعتباری مستقل برای موزه بزرگ گلستان

    به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، در این دیدار که در راستای پیگیری برنامه‌های اولویت‌دار حوزه میراث‌فرهنگی استان، تسریع در اجرای پروژه‌های شاخص، تقویت حمایت‌های ملی و بررسی روند حفاظت، احیا و معرفی آثار و ظرفیت‌های تاریخی و فرهنگی گلستان انجام شد، قائم‌مقام وزیر و معاون میراث‌فرهنگی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی از اختصاص ردیف اعتباری مستقل ملی برای موزه بزرگ گلستان خبر داد و گفت: با پیگیری‌های انجام‌شده از سوی نماینده مردم گنبدکاووس در مجلس شورای اسلامی و فریدون فعالی مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان گلستان، ردیف اعتباری ملی مستقلی برای ایجاد موزه بزرگ گلستان در گنبدکاووس در نظر گرفته شده است.

    علی دارابی افزود: موزه بزرگ گلستان از پروژه‌های مهم فرهنگی استان است و ایجاد آن می‌تواند نقش مؤثری در ساماندهی، حفاظت و معرفی آثار تاریخی و فرهنگی و ارتقای جایگاه موزه‌ای استان داشته باشد.

    وی با اشاره به روند اجرای پروژه‌های مختلف میراث‌فرهنگی در استان گفت: اقدامات بسیار خوبی در گلستان در حال انجام است و استمرار این روند می‌تواند ضمن تقویت زیرساخت‌های فرهنگی، به توسعه و رشد صنعت گردشگری استان نیز کمک کند.

    معاون میراث‌فرهنگی وزارت میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی تاکید کرد: پیوند میان حفاظت از میراث‌فرهنگی و توسعه گردشگری، یکی از ظرفیت‌های مهمی است که می‌تواند به معرفی بهتر هویت تاریخی و فرهنگی گلستان و افزایش حضور گردشگران منجر شود.

    تکمیل پرونده ثبت جهانی دیوار بزرگ گرگان با جدیت دنبال می‌شود
    قائم‌مقام وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، دیوار بزرگ گرگان را یکی از ظرفیت‌های برجسته تاریخی کشور دانست و گفت: این اثر از ارزش و اهمیت بالایی برخوردار است و تلاش داریم روند تکمیل پرونده ثبت جهانی آن با سرعت و دقت لازم دنبال شود.

    او افزود: ثبت جهانی این اثر می‌تواند به معرفی گسترده‌تر یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های تاریخی گلستان در سطح بین‌المللی کمک کند و زمینه توجه بیشتر به حفاظت، پژوهش و معرفی آن را فراهم آورد.

    دارابی همچنین با اشاره به اهمیت میراث جهانی گنبد قابوس گفت: این اثر یک میراث ارزشمند برای کشور و استان گلستان است و اقدامات خوبی در زمینه حفاظت، ساماندهی و ارتقای وضعیت پیرامونی آن در دست اجراست.

    وی بر استمرار برنامه‌های حفاظتی و معرفی شایسته این اثر جهانی تاکید کرد و افزود: ظرفیت برج قابوس باید بیش از گذشته در معرفی هویت تاریخی و گردشگری استان مورد استفاده قرار گیرد.

    بهره‌برداری از موزه میراث روستایی گلستان در هفته دولت
    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان نیز در این دیدار با ارائه گزارشی از مهم‌ترین پروژه‌های حوزه میراث‌فرهنگی استان گفت: فاز نخست موزه میراث روستایی گلستان در هفته دولت به بهره‌برداری می‌رسد و برنامه‌های اجرایی برای تکمیل مراحل بعدی این مجموعه نیز در حال پیگیری است.

    فریدون فعالی افزود: این موزه می‌تواند با معرفی معماری بومی، شیوه زندگی، آداب، رسوم و میراث ملموس و ناملموس مناطق مختلف استان، به یکی از مجموعه‌های شاخص فرهنگی و گردشگری گلستان تبدیل شود.

    او با اشاره به دیوار بزرگ گرگان گفت: تکمیل پرونده ثبت جهانی این اثر با جدیت در دست اقدام است و مجموعه استان تلاش می‌کند با هماهنگی بخش‌های تخصصی وزارتخانه، مراحل مطالعاتی، مستندسازی و تکمیل پرونده با سرعت بیشتری انجام شود.

    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان افزود: دیوار بزرگ گرگان از مهم‌ترین ظرفیت‌های میراث‌فرهنگی استان و کشور است و ثبت جهانی آن می‌تواند جایگاه گلستان را در عرصه میراث تاریخی بیش از پیش ارتقا دهد.

    وی همچنین شهر تاریخی استرآباد (گرگان) را از ظرفیت‌های ارزشمند استان دانست و گفت: امروز شاهد حضور و نقش‌آفرینی فعال بخش خصوصی در احیای بناهای تاریخی این بافت و بهره‌برداری از آنها با کاربری‌های گردشگری هستیم. تداوم این روند می‌تواند ضمن حفاظت از بناهای ارزشمند تاریخی، به بازگشت زندگی و فعالیت اقتصادی به بافت تاریخی و تقویت گردشگری شهری در گرگان کمک کند.

    فعالی با اشاره به اقدامات مرتبط با میراث جهانی گنبد قابوس افزود: پروژه نورپردازی این اثر در دست اجراست و برنامه‌های دیگری نیز برای ارتقای کیفیت منظر، ساماندهی محیط پیرامونی و معرفی هرچه بهتر این اثر جهانی دنبال می‌شود.

    او گفت: حفاظت از جایگاه جهانی گنبد قابوس و ارتقای کیفیت حضور گردشگران در این مجموعه از اولویت‌های برنامه‌های استان است.

    برنامه‌های موزه بزرگ گلستان در حال پیگیری است
    مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان درباره موزه بزرگ گلستان نیز بیان کرد: اقدامات و برنامه‌های اجرایی این پروژه در حال انجام است و اختصاص ردیف اعتباری مستقل ملی می‌تواند روند تکمیل و توسعه آن را سرعت ببخشد.

    وی افزود: ایجاد این موزه یکی از نیازهای مهم استان در حوزه نمایش، حفاظت و معرفی آثار تاریخی و فرهنگی است و تلاش می‌کنیم با استفاده از حمایت‌های ملی، این پروژه به یکی از مراکز شاخص موزه‌ای شمال کشور تبدیل شود.

    فعالی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برگزاری هجدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام گفت: در این دوره از جشنواره، توجه ویژه‌ای به معرفی مواریث ناملموس استان خواهیم داشت و معرفی ظرفیت‌ها، هویت‌های فرهنگی، آداب و رسوم، موسیقی، پوشاک، خوراک و دیگر جلوه‌های فرهنگی اقوام از اولویت‌های اصلی ما خواهد بود.

    وی افزود: جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام فرصت مهمی برای معرفی تنوع فرهنگی گلستان و نمایش ظرفیت‌های هویتی استان در سطح ملی و بین‌المللی است و تلاش داریم این رویداد با رویکردی محتوایی و اثرگذار برگزار شود.

  • باید به تصمیم واحد با اتاق بازرگانی برای تشکیل فدراسیون گردشگری برسیم

    باید به تصمیم واحد با اتاق بازرگانی برای تشکیل فدراسیون گردشگری برسیم

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، محسنی بندپی با بیان اینکه معاونت گردشگری از سال گذشته پیگیر ایجاد سازوکاری برای هم‌افزایی میان تشکل‌های گردشگری بود، افزود: «معاونت گردشگری وزارت میراث فرهنگی از سال قبل به دنبال راه اندازی فدراسیون گردشگری در این معاونت بود که میزهای تخصصی ذیل کارگروه‌های مختلف آن نیز تشکیل شده و به دنبال آن هستیم این فرآیند در قالب فدراسیون یا هر عنوان مناسب دیگری ساماندهی شود.»

    وی محسنی‌بندپی بر ضرورت رعایت حدود وظایف قانونی در صورت نیاز به تشکیل فدراسیون گردشگری ذیل اتاق بازرگانی ایران تأکید کرد و افزود: «می‌توان با هر نامی از ظرفیت‌ها و امکانات اتاق بازرگانی برای تسهیل‌گری، حمایت و ایجاد هم‌افزایی استفاده کرد، اما این موضوع منوط به آن است که تقسیم وظایف در حوزه صدور مجوزها، نظارت و تشکیل تشکل‌ها به‌صورت شفاف مشخص شود.»

    محسنی بندپی با اشاره به اجرای بند «الف» ماده ۸۳ قانون برنامه هفتم توسعه گفت: «بر اساس این قانون برای هر حوزه باید یک جامعه یا تشکل حرفه‌ای وجود داشته باشد و موازی‌کاری و تعدد تشکل‌ها به هیچ‌وجه در راستای سیاست‌های وزارت میراث قرهنگی و مورد تأیید معاونت گردشگری نیست.»

    معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی از لزوم برگزاری جلسات مشترک با اتاق بازرگانی ایران و کمیسیون گردشگری این اتاق خبر داد و گفت: «باید کارگروه مشترک اتاق بازرگانی و معاونت گردشگری تشکیل شود تا پس از انجام کارهای کارشناسی لازم مشخص شود اتاق بازرگانی در چه حوزه‌هایی می‌تواند نقش تسهیل‌گری، حمایت و هم‌افزایی را برعهده بگیرد؛ بدون آنکه این اقدامات با وظایف سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری وزارت میراث فرهنگی و الزامات قانون برنامه هفتم مغایرت داشته باشد.»

    اظهارات محسنی‌بندپی در حالی مطرح می‌شود که پیش از این سیدمصطفی موسوی، رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران، تشکیل فدراسیون گردشگری را پاسخی به یکی از مشکلات ساختاری بخش خصوصی گردشگری عنوان کرده بود.

    به گفته موسوی، نبود جایگاه مشخص صنعت گردشگری در قانون نظام صنفی موجب شده است تشکل‌های متعدد و پراکنده‌ای در این حوزه شکل بگیرند که هر یک به صورت مستقل فعالیت می‌کنند و همین موضوع از انسجام و قدرت چانه‌زنی بخش خصوصی کاسته است.

    رئیس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران همچنین با اشاره به محدودیت‌های مالی دولت گفت: «دولت امروز عملاً منابع مالی کافی برای حمایت از تشکل‌های گردشگری ندارد و حتی برای حضور در نمایشگاه‌های بین‌المللی نیز به دنبال جذب حامی مالی است.»

    وی با اشاره به شرایط اقتصادی کشور افزود: «در شرایط فعلی، بخش خصوصی نیز انتظار حمایت مالی گسترده از دولت ندارد و به همین دلیل باید از ظرفیت نهادهایی مانند اتاق بازرگانی برای تقویت تشکل‌های گردشگری استفاده کرد.»

    به گفته موسوی، اتاق بازرگانی ایران از امکانات و ظرفیت‌ هایی برخوردار است که می‌تواند در توسعه فعالیت تشکل‌های گردشگری نقش مؤثر ایفا کند.

    موسوی اعلام کرد: اتاق بازرگانی از تشکل‌های ملی برای ایجاد دفتر، توسعه فعالیت‌ها، حضور در نمایشگاه‌های خارجی و حتی اعزام نمایندگان آنها به رویدادهای بین‌المللی در چارچوب ضوابط خود حمایت می‌کند.

    به گفته رییس کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران، هدف اصلی از تشکیل فدراسیون گردشگری، ایجاد سازوکاری برای توسعه کسب‌وکارهای گردشگری، افزایش هماهنگی میان تشکل‌های بخش خصوصی و تقویت نقش آنها در فرآیند تصمیم‌ سازی‌ های ملی عنوان شده است.

    محسن فتحی، رئیس فراکسیون گردشگری مجلس شورای اسلامی انیز علام کرد: اتاق بازرگانی با اختیارات و ظرفیت‌های قانونی خود می‌تواند پشتیبان مؤثری برای تشکل‌های گردشگری باشد و این ظرفیت نباید نادیده گرفته شود.

    اظهارات معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی نشان می‌دهد تشکیل فدراسیون گردشگری منوط به توافق بر سر حدود اختیارات و مسئولیت‌ها خواهد بود.

    به گفته کارشناسان گردشگری، اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، فدراسیون گردشگری می‌تواند به عنوان نهادی هماهنگ‌کننده و مشورتی، ضمن بهره‌گیری از ظرفیت‌های بخش خصوصی، از موازی‌کاری میان تشکل‌های گردشگری جلوگیری کرده و زمینه انسجام بیشتر فعالان این صنعت را فراهم کند.

  • مردمی کردن اقتصاد مسیر کسب درآمد خانواده‌ها را هموار می‌کند

    مردمی کردن اقتصاد مسیر کسب درآمد خانواده‌ها را هموار می‌کند

    به گزارش خبرنگار سرویس اقتصادی بازار کسب و کار ، عبدالعلی کیان مهر پیش از ظهر امروز در  افتتاح مرکز آموزش  فنی و حرفه‌ای هیات امنایی خواهران شهرستان گرگان اظهار کرد: افزایش قیمت کالاها و هزینه‌های زندگی روزمره موجب شده تا مردم و بخصوص بانوان برای کمک به اقتصاد خانواده‌ها در مسیر درامدزایی قرار بگیرند و چه خوب این که این فعالیت در مسر مهارت آموزی به اشتغال و درامد پایدار منجر شود.

     

    وی افزود: انچه موجب نگرانی بسیاری از مهارت آموزان و مشاغل هنری خانگی است، بازار فروش محصولات است که هم اکنون با هیات امنایی شدن مرکز فنی و حرفه ای و ایجاد بازارهای فروش متعدد  از این شبکه که مدیریت قوی پشت آن قرار گرفته قطعا شرایط هنرمندان بهتر خواهد شد.

    کیان مهر افزود: جامعه بزرگ هنری استان در بخش صنایع دستی می تواند بازار فروش بسیار خوبی را برای هنرمندان این رشته‌ها فراهم آورد و مسئولان استانی در دستگاه‌های اجرائی مرتبط نیز وظیفه دارند برای حمایت با آنها همراهی کنند.

    مردمی کردن اقتصاد مسیر کسب درآمد خانواده‌ها را هموار می‌کند
    مردمی کردن اقتصاد مسیر کسب درآمد خانواده‌ها را هموار می‌کند

    توسعه مهارت آموزی در گرو حمایت بخش خصوصی است

    در ادامه مدیر کل فنی و حرفه ای گلستان با بیان اینکه استفاده از ظرفیت بخش خصوصی نقش مهمی در توسعه مهارت آموزی و اشتغال داردف بیان کرد: نزدیک به ۱۰ سال است که این اداره کل جذب نیروی انسانی و مربی نداشته و از این حیث دچار کمبود مربی شده است.

    حمزه کرایلو  افزود: هیات امنایی شدن مراکز فنی و حرفه ای و سپردن مدیریت آن به بخش خصوصی ظرفیتی است که موجب کاهش کمبودها و توسعه اشتغال می شود.

    وی ادامه داد: تمامی درآمد حاصل از این مرکز به حساب هیات امنا به غیر از سهم دولت واریز می شود که برای سرمایه گذاری در همین مرکز استفاده خواهد شد.

    گفتنی است در این مراسم فعالی مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری  استان و فرماندار گرگان نیز حضور داشتند.

  • پس از رنج گشایش در راه است

    پس از رنج گشایش در راه است

    بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: «محمد شمس لنگرودی»، شاعر و پژوهشگر برجسته‌ی ادبیات فارسی درباره‌ی دلایل انتخاب و نحوه‌ی گزینش داستان‌های این کتاب می‌گوید: «در ادبیات کهن، آثار ارزشمند و قابل توجهی وجود دارد؛ کتاب‌هایی که هم از نظر ادبی اهمیت دارند و هم آموزنده‌اند. البته به برخی از این آثار در کتاب‌های درسی مراجعه شده است. یکی از این آثار، «فرج بعد از شدت» است؛ کتابی که بارها ترجمه شده و برخی از ترجمه‌های آن نیز از میان رفته‌اند. ترجمه‌ای که من بر اساس آن کار کردم، با وجود اینکه در دوره نثر مصنوع و فنی پدید آمده، نثری روان و خوش‌خوان دارد و همین ویژگی باعث شده مورد توجه قرار گیرد. به همین دلیل، هم نثر شیوا و دلنشین آن و هم داستان‌های آموزنده‌اش از مهمترین دلایل انتخاب کتاب بود.»

    او اضافه می‌کند: «از سوی دیگر، نگاه خودم نیز با مضمون این اثر هم‌خوانی دارد؛ همان معنایی که حافظ در این بیت بیان می‌کند: «چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند.» همان‌طور که شادی‌ها پایدار نیستند، گرفتاری‌ها نیز همیشگی نخواهند بود. محور اصلی این کتاب هم همین اندیشه است که پس از هر رنج و گرفتاری، گشایشی در راه است. این موضوع نیز یکی دیگر از دلایل انتخاب این اثر بود.»

    لنگرودی با بیان این‌که «فرج بعد از شدت» کتابی است که کمتر در معرض دید مخاطبان امروز بوده است؛ ادامه داد: «می‌خواستم این کتاب دوباره در معرض توجه قرار بگیرد، به‌ویژه برای افرادی که در حوزه ادبیات فعالیت می‌کنند؛ چراکه معتقدم خواندن چنین آثاری برای جوانان علاقه‌مند به ادبیات ضروری است. از آنجا که متن اصلی برای بسیاری از خوانندگان دشوار است، تلاش کردم با انتخاب داستان‌ها، حذف حشو و زوائد و توضیح واژه‌های دشوار، یک راه آشتی بین کتاب‌‌خوان‌های امروز و ادبیات کهن ایجاد شود.»

    او درباره داستان‌های گزینش‌شده در «صبور مثل بذر زمستان» می‌گوید: «این اثر در چند جلد تدوین شده است، اما من تنها داستان‌هایی را برگزیدم که هم به نگاه و سلیقه‌ام نزدیک‌تر بودند و هم نثر روان‌تر و شیرین‌تری داشتند. همچنین بخش‌هایی را که شامل تعارفات و حشو و زوائد فراوان بود، حذف کردم تا متن برای خواننده امروز خواندنی‌تر و جذاب‌تر شود.»

    شمس لنگرودی در پایان تاکید می‌کند: «به باور من، برای کسانی که در حوزه ادبیات فعالیت می‌کنند؛ چه در شعر، چه داستان و چه نمایشنامه، خواندن چنین آثاری ضروری است. زبان فارسی برای بیان مفاهیم مختلف واژگان فراوانی دارد که هر یک ظرافت معنایی خاص خود را دارند. آشنایی با این تفاوت‌ها و درک دقیق ظرفیت‌های زبان، با شناخت ادبیات کهن امکان‌پذیر است.»

    کتاب «صبور مثل بذر زمستان» در ۲۸۶ صفحه و با قیمت یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان در قالبی نفیس و جذاب به تازگی از سوی نشر وزن دنیا روانه بازار کتاب شده است.

  • جای‌نام‌شناسی خراسان؛ «سرزمین برآمدن خورشید» در آیینه تاریخ و زبان

    جای‌نام‌شناسی خراسان؛ «سرزمین برآمدن خورشید» در آیینه تاریخ و زبان

    بجنورد- سرویس تاریخ و فرهنگ بازار کسب‌ و کار |  بررسی منابع معتبر تاریخی و پژوهش‌های زبان‌شناختی نشان می‌دهد نام «خراسان» پیشینه‌ای کهن در تاریخ ایران دارد و برخلاف برخی روایت‌های غیرمستند، ریشه آن به زبان‌های ایرانی و دوره ساسانی بازمی‌گردد. پژوهشگران معتقدند این نام به معنای «جای برآمدن خورشید» یا «خاستگاه آفتاب» است؛ تعبیری که با موقعیت جغرافیایی این سرزمین در شرق فلات ایران نیز همخوانی دارد.

    خراسان که امروزه در قالب سه استان خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی شناخته می‌شود، تا پیش از تقسیمات کشوری سال ۱۳۸۳ یکی از پهناورترین استان‌های ایران بود. این سرزمین با وسعتی بیش از ۳۱۳ هزار کیلومتر مربع، حدود یک‌پنجم مساحت کشور را دربر می‌گرفت و از شمال به ترکمنستان، از شرق به افغانستان، از جنوب به سیستان و بلوچستان و از غرب به استان‌های کرمان، یزد، اصفهان، سمنان و مازندران محدود می‌شد.

    بر اساس اسناد تاریخی، خراسان در روزگار هخامنشیان یکی از ساتراپی‌های مهم ایران به شمار می‌رفت و در دوره اشکانیان نیز محل استقرار قوم آریایی «پارت» بود. از همین رو، این منطقه پیش از اسلام با نام «پارتیا» شناخته می‌شد. با این حال، به استناد دانشنامه بریتانیکا، کاربرد رسمی نام «خراسان» از دوره ساسانی و حدود میانه قرن ششم میلادی آغاز شده است.

    در کتاب «آثار البلاد و اخبار العباد» نیز از خراسان به عنوان یکی از آبادترین و پربرکت‌ترین سرزمین‌های جهان اسلام یاد شده است. نویسنده این اثر، مردم خراسان را خردمند، دانش‌دوست، نیک‌خو و دین‌باور معرفی می‌کند؛ توصیفی که به شرایط این منطقه پیش از حمله مغول و دگرگونی‌های گسترده جمعیتی مربوط می‌شود.


    فراتر از دگرگونی‌های سیاسی و مرزی، پژوهش‌های تاریخی و زبان‌شناختی بر یک نکته اتفاق‌نظر دارند: «خراسان» نامی با ریشه ایرانی است که پیشینه آن در اسناد معتبر تاریخی و ادبی ثبت شده است.


    مطابق منابع تاریخی، خراسان بزرگ قلمرویی بسیار فراتر از مرزهای کنونی ایران داشت. این سرزمین از غزنین تا بسطام و از آمودریا تا سیستان امتداد می‌یافت و شهرهای مهمی همچون نیشابور، مرو، بلخ، هرات، سرخس، ابیورد، نسا و طالقان را در بر می‌گرفت. امروزه تنها بخشی از این قلمرو در ایران باقی مانده و بخش‌های تاریخی هرات، بلخ و مرو در قلمرو افغانستان و ترکمنستان قرار دارند؛ تغییری که در نتیجه تحولات سیاسی و مرزبندی‌های دوره قاجار رخ داد.

    استان خراسان در سال ۱۳۱۶ با مرکزیت مشهد به عنوان استان نهم ایران شکل گرفت، اما به دلیل گستردگی جغرافیایی و ضرورت‌های مدیریتی، در سال ۱۳۸۳ به سه استان خراسان شمالی، خراسان رضوی و خراسان جنوبی تقسیم شد.

    درباره ریشه واژه «خراسان» دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است. برخی روایت‌های منتشرشده در فضای مجازی، این واژه را به زبان ترکی نسبت می‌دهند، اما پژوهشگران زبان‌شناسی و جای‌نام‌شناسی این دیدگاه را فاقد پشتوانه علمی می‌دانند. به اعتقاد آنان، چنین فرضیه‌هایی نه با اسناد تاریخی سازگار است و نه با قواعد زبان‌های ایرانی.

    در مقابل، منابع معتبر زبان‌شناسی، جزء دوم این واژه را «آسان» می‌دانند که از فعل پهلوی «آسیدن» به معنای آمدن و برآمدن گرفته شده است. بر این اساس، «خورآسان» یا «خراسان» به معنای «جایی که خورشید از آن برمی‌آید» یا «خاستگاه خورشید» است.

    این معنا در آثار ادبی فارسی نیز بازتاب یافته است. فخرالدین اسعد گرگانی در منظومه «ویس و رامین» با استناد به زبان پهلوی، خراسان را سرزمین برآمدن خورشید معرفی می‌کند؛ برداشتی که بعدها در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ‌های معتبر فارسی همچون «برهان قاطع»، «جهانگیری»، «انجمن‌آرای ناصری» و «آنندراج» نیز تأیید شده است.

    در برخی منابع کهن، از جمله «تاریخ گزیده» حمدالله مستوفی، روایت‌هایی اسطوره‌ای درباره نام‌گذاری خراسان نقل شده و این نام به شخصیتی افسانه‌ای نسبت داده شده است. با این حال، پژوهشگران این روایت‌ها را فاقد پشتوانه تاریخی دانسته و آن‌ها را در زمره افسانه‌های مربوط به وجه تسمیه سرزمین‌ها ارزیابی می‌کنند.

    از منظر جای‌نام‌شناسی، نام «خراسان» تنها به این سرزمین بزرگ تاریخی محدود نیست. وجود روستایی با همین نام در شهرستان بیجار نیز نمونه‌ای از انتقال نام‌ها بر اثر مهاجرت است. پژوهشگران معتقدند مهاجران خراسانی پس از کوچ به این منطقه، برای حفظ پیوند فرهنگی و تاریخی خود، نام زادگاهشان را بر محل سکونت جدید نهاده‌اند؛ پدیده‌ای که در مطالعات جای‌نام‌شناسی جهان نیز سابقه‌ای شناخته‌شده دارد.

    دکتر حسن ستایش، پژوهشگر این حوزه، تأکید می‌کند بررسی ریشه نام‌های جغرافیایی باید بر پایه اسناد تاریخی، مطالعات زبان‌شناسی و شواهد جغرافیای تاریخی انجام شود و پرهیز از برداشت‌های غیرمستند، شرط اصلی دستیابی به نتایج علمی و قابل استناد در مطالعات جای‌نام‌شناسی است.

     

  • آخریــــــــن فصل غربت

    آخریــــــــن فصل غربت

    بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: پارسی‌پور میان ادبیات، زندان و مهاجرت زیست. بخش بزرگی از عمر خود را در کشاکش محدودیت‌های سیاسی، تبعید و دشواری‌های معیشتی سپری کرد. اما هرگز از نوشتن دست نکشید و پیوندش را با سرزمین مادری حفظ کرد.

    پارسی‌پور ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران متولد شد. پدرش، علی پارسی‌پور، قاضی دادگستری بود که بعدها از دستگاه قضا کناره گرفت و به وکالت پرداخت. مادرش، فخرالملک والا، زنی خانه‌دار و فرهیخته بود. خانواده در سال‌های نخست‌وزیری محمد مصدق، به دلیل شرایط شغلی پدر، به خرمشهر رفتند. بخش مهمی از نوجوانی شهرنوش در این شهر گذشت؛ شهری که بعدها در برخی روایت‌ها و خاطراتش بازتاب یافت.

    او نوشتن را از ۱۳ سالگی آغاز کرد. در سال‌های ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ در مسابقات داستان‌نویسی شرکت کرد و رتبه آورد. نخستین آثارش نیز همان زمان منتشر شدند. در ۱۷ سالگی در سازمان آب و برق خوزستان به‌عنوان ماشین‌نویس و اپراتور تلفن مشغول به کار شد. با وجود پذیرش در آزمون دانشگاه، مشکلات مالی مانع ادامه تحصیلش شد.

    با این حال مسیر یادگیری را رها نکرد. در سال ۱۳۴۵ به تهران بازگشت. ابتدا در کارخانه‌ای دارویی به‌عنوان ماشین‌نویس و حسابدار کار کرد. سپس به سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران رفت؛ جایی که فعالیتش را از امور دفتری آغاز کرد و بعدها به تهیه‌کنندگی برنامه «زنان روستایی» رسید.

    او در سال ۱۳۵۲ از رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. پس از آن برای ادامه تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی به دانشگاه سوربن فرانسه رفت. علاقه او به فرهنگ شرق، فلسفه چین و عرفان شرقی، بعدها در آثار داستانی و ترجمه‌هایش نیز پررنگ شد.

    پارسی‌پور در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی، نویسنده و فیلم‌ساز شناخته‌شده ایرانی، ازدواج کرد. این ازدواج که حاصل آن یک فرزند بود، در سال ۱۳۵۲ به پایان رسید.

    زندگی حرفه‌ای او نیز با تجربه زندان گره خورد. در خرداد ۱۳۵۳، در اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامت‌الله دانشیان و بازداشت شماری از نویسندگان، از سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران استعفا داد. این تصمیم برای او هزینه‌ساز شد. اندکی بعد بازداشت شد و ۵۴ روز را در زندان گذراند.

    تجربه زندان، بیکاری و فشارهای سیاسی، او را به مهاجرت سوق داد. پیش از ترک ایران، رمان «سگ و زمستان بلند» را که سال‌ها در ذهن داشت به پایان رساند و آن را به انتشارات امیرکبیر سپرد. این کتاب در دوران اقامت او در فرانسه منتشر شد.

    او در سال ۱۳۵۵ به همراه پسرش به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به تحصیل زبان و تمدن چین پرداخت. در همان سال‌ها رمان «ماجراهای ساده و کوچک روح درخت» را نوشت و مجموعه‌های «آویزه‌های بلور» و «تجربه‌های آزاد» را منتشر کرد.

    با وقوع انقلاب، مسیر زندگی او دوباره تغییر کرد. پارسی‌پور به ایران بازگشت، اما در سال ۱۳۶۰ بار دیگر بازداشت شد. این بار نزدیک به چهار سال در زندان ماند؛ از مرداد ۱۳۶۰ تا اسفند ۱۳۶۴. بخشی از این تجربه را بعدها در کتاب «خاطرات زندان» ثبت کرد.

    او در زندان قزل‌حصار نگارش رمان «طوبا و معنای شب» را آغاز کرد؛ اثری که بعدها به یکی از مهم‌ترین رمان‌های ادبیات معاصر ایران تبدیل شد. پس از آزادی، در حالی که برای گذران زندگی کتاب‌فروشی کوچکی داشت، دوباره این رمان را پی گرفت. «طوبا و معنای شب» در خرداد ۱۳۶۸ منتشر شد و با استقبال گسترده روبه‌رو شد.

    دور از خانه، نزدیک به وطن

    انتشار «زنان بدون مردان» در سال ۱۳۶۹، آغاز دوره تازه‌ای از فشارها بر او بود. این مجموعه داستان که میان سال‌های ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ نوشته شده بود، به دلیل تحولات سیاسی سال‌ها امکان انتشار نیافته بود. انتشار کتاب با واکنش‌های تند و حملات رسانه‌ای همراه شد و در تابستان ۱۳۷۰، او بار دیگر بازداشت شد و نزدیک به دو ماه را در زندان گذراند.
    محدودیت‌های پی‌درپی و دشواری ادامه فعالیت حرفه‌ای، در نهایت او را به ترک دوباره ایران واداشت. از سال ۱۳۷۳ در آمریکا اقامت گزید و به‌عنوان پناهنده سیاسی زندگی خود را در تبعید ادامه داد. تبعیدی که هرچند فاصله جغرافیایی ایجاد کرد، اما پیوند او با ادبیات فارسی را از میان نبرد.

    او در سال‌های بعد به کشورهای مختلف سفر کرد، به‌عنوان نویسنده مهمان در دانشگاه براون حضور یافت و دو بار جایزه هیلمن–هامت را دریافت کرد. در کنار داستان‌نویسی، به ترجمه نیز پرداخت و آثاری چون «شکار جادوگران در دهکده سلیم» اثر شرلی جکسون، «تاریخ چین»، «لائودزه و مرشدان دائویی»، «صخره تانیوس» و «سیر باختر» را به فارسی برگرداند.

    کارنامه ادبی او شامل رمان، داستان کوتاه، خاطره و ترجمه است؛ از «سگ و زمستان بلند» و «طوبا و معنای شب» تا «عقل آبی»، «شیوا»، «بر بال باد نشستن» و «کمی بهار». آثارش هم در ایران و هم در خارج از کشور مورد توجه قرار گرفتند و به زبان‌های مختلف ترجمه شدند.

    پارسی‌پور در آثارش بیش از هر چیز به جهان زنان، تجربه زیسته آنان، رابطه انسان با طبیعت، اسطوره، تاریخ و حافظه جمعی توجه داشت. شخصیت‌های او اغلب از طبقه متوسط و روشنفکر جامعه بودند.

    سال‌های پایانی زندگی‌اش در آمریکا با دشواری‌های مالی همراه بود؛ تا جایی که در مقاطعی برای او فراخوان کمک‌های مردمی منتشر شد. با این حال نسبت به تحولات ایران بی‌تفاوت نماند.

    او در واکنش به حمله اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران گفته بود: «آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند. چطور می‌شود با حمله دو کشور به کشور دیگر مردم آزاد شوند؟»
    در پیام دیگری نیز تأکید کرده بود: «من بسیار مخالف این حمله هستم و بسیار رنج می‌برم از اینکه مردم ایران در این جریان کشته می‌شوند.»

    پارسی‌پور سال‌ها دور از ایران زیست، زندان، سانسور، ممنوعیت و تبعید را تجربه کرد و در سال‌های پایانی عمر با دشواری‌های معیشتی روبه‌رو بود، اما هیچ‌گاه نسبت به سرنوشت ایران بی‌تفاوت نماند؛ نویسنده‌ای که در غربت زیست، اما ایران در متن زندگی و اندیشه‌اش باقی ماند.

  • رسالت قلم از نگاه رهبر شهید

    رسالت قلم از نگاه رهبر شهید

    به گزارش بازار کسب و کار ، خداوند متعال در آیه شریفه «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» به قلم و آنچه به وسیله آن نگاشته می‌شود سوگند یاد کرده است؛ سوگندی که بیانگر جایگاه والای قلم در هدایت، آگاهی‌بخشی و انتقال حقیقت است. چهاردهم تیرماه که به عنوان روز قلم نامگذاری شده، فرصتی برای پاسداشت اندیشه‌ورزان، نویسندگان، خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای است که مسئولیت خود را در تبیین واقعیت‌ها، صیانت از هویت ایرانی ـ اسلامی و روشنگری جامعه دنبال می‌کنند.

    در شرایطی که جریان‌های رسانه‌ای معاند با بهره‌گیری از ابزارهای گسترده تبلیغاتی و عملیات روانی، به دنبال تحریف واقعیت‌ها هستند، قلم متعهد می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در مقابله با این جریان ایفا کند. از همین منظر، رهبر شهید انقلاب اسلامی همواره بر ضرورت حضور فعال اصحاب رسانه در میدان «جهاد تبیین» تأکید داشتند و این مأموریت را یک وظیفه قطعی، فوری و فراگیر می‌دانستند.

    قلم؛ پاسدار هویت و سرمایه اجتماعی

    در فرهنگ اسلامی، قلم تنها وسیله‌ای برای نگارش نیست، بلکه امانتدار حقیقت، حافظ حافظه تاریخی ملت‌ها و زبان بیدار وجدان‌های آگاه به شمار می‌رود. هر نوشته‌ای که بر پایه صداقت، مسئولیت‌پذیری و تعهد شکل گیرد، می‌تواند در ارتقای آگاهی عمومی، تقویت انسجام ملی و حفظ هویت فرهنگی جامعه اثرگذار باشد.

    امروز بخش مهمی از تقابل جمهوری اسلامی ایران با جبهه‌های معارض، در عرصه روایت‌ها، ادراک عمومی و جنگ شناختی دنبال می‌شود؛ جایی که رسانه‌های معاند با استفاده از شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای نوین ارتباطی تلاش می‌کنند واقعیت‌ها را وارونه جلوه دهند، امید را تضعیف کنند و اعتماد عمومی را هدف قرار دهند. در چنین فضایی، روایت دقیق، مستند و به‌موقع از واقعیت‌ها اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند.

    جهاد تبیین؛ پاسخ به جنگ روایت‌ها

    جهاد تبیین، راهبردی برای مقابله با تحریف و جنگ شناختی است و مهم‌ترین ابزار آن، قلم آگاه، استدلال منطقی و اطلاع‌رسانی مسئولانه محسوب می‌شود. رسانه‌ای که در بیان واقعیت‌ها تعلل کند، عملاً میدان را در اختیار روایت‌های نادرست قرار خواهد داد.

    از این رو، خبرنگاران، نویسندگان و فعالان رسانه‌ای وظیفه دارند با تکیه بر صداقت، انصاف، دقت و شجاعت حرفه‌ای، روایت صحیح رویدادها را در اختیار افکار عمومی قرار دهند و مانع از غلبه تحریف بر حقیقت شوند.

    لزوم مقابله علمی با تحریف و شبهه‌افکنی

    جنگ فرهنگی تنها به عرصه رسانه محدود نمی‌شود، بلکه هدف آن تغییر باورها، ارزش‌ها، سبک زندگی و تضعیف هویت ملت‌هاست. از همین رو، قلم و رسانه در خط مقدم دفاع از فرهنگ، هویت ملی و سرمایه اجتماعی قرار دارند.

    تولید محتوای فاخر، تبیین دستاوردهای کشور، معرفی الگوهای موفق، تقویت روحیه امید و خودباوری و پاسخ مستدل به شبهات و تحریف‌ها، از مهم‌ترین مسئولیت‌های اصحاب قلم در این میدان به شمار می‌رود.

    روز قلم؛ تجدید عهد با مسئولیت تاریخی رسانه

    روز قلم تنها یک مناسبت فرهنگی نیست، بلکه یادآور مسئولیتی بزرگ برای صاحبان اندیشه و رسانه است؛ مسئولیتی که در پرتو اخلاق حرفه‌ای، بصیرت، تعهد به حقیقت و حفظ منافع ملی معنا پیدا می‌کند.

    بر اساس دیدگاه‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی، قلم باید همواره زبان حقیقت، پرچمدار عدالت، روایتگر پیشرفت و تقویت‌کننده امید در جامعه باشد؛ رسالتی که تحقق آن، آینده‌نگری، شناخت دقیق میدان رسانه و حضور مسئولانه در عرصه جهاد تبیین را می‌طلبد.

  • النگدره، الگویی برای مدیریت پارک‌های جنگلی

    النگدره، الگویی برای مدیریت پارک‌های جنگلی

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: اهمیت این پارک جنگلی فراتر از منظر زیبایی‌شناختی است و کارکردهای بوم‌شناختی و اجتماعی آن، النگدره را به یکی از سرمایه‌های طبیعی راهبردی کشور تبدیل کرده است. این پارک جنگلی درون‌شهری، بوم‌سازگانی کهن و پویاست که پیوندی عمیق میان سلامت انسان و پایداری محیط‌زیست برقرار می‌کند. این پهنه هیرکانی، جنگلی برخاسته از اعماق تاریخ زمین و هم‌زمان آزمایشگاهی زنده برای پیوند سلامت انسان، به‌عنوان جزئی از طبیعت، با پایداری طبیعت است. النگدره یکی از شاخص‌ترین عرصه‌های طبیعی است که به‌واسطه قدمت زمین‌شناختی، ساختار زیست‌بومی کم‌نظیر و ظرفیت‌های بالای سلامت‌محور، جایگاهی متمایز در میان جنگل‌های جهان دارد.

    پوشش گیاهی؛ میراثی از عصر یخبندان

    النگدره بخشی از جنگل‌های بازمانده از دوران سوم زمین‌شناسی است. حضور گونه‌های درختی چون بلوط بلندمازو، آزاد، ممرز، انجیلی یا درخت آهن، توسکا، خرمندی، لرگ و افرا، نشان‌دهنده تداوم ساختار جنگلی از دوره‌های سرد اقلیمی تا امروز است. این ترکیب گیاهی، مجموعه‌ای کم‌نظیر از گونه‌های باستانی را شکل داده که در ادبیات بوم‌شناسی از آن به‌عنوان «فسیل زنده» و همچنین موزه منابع طبیعی و یادگار عصر یخبندان یاد می‌شود. این عرصه طبیعی با ساختار چندلایه گیاهی و خاک‌های غنی از مواد آلی، نقش مهمی در تنظیم چرخه‌های طبیعی ایفا می‌کند. درختان کهنسال و پوشش انبوه گیاهی، سامانه‌ای پایدار برای ذخیره و ترسیب کربن، تعادل رطوبتی و کنترل فرسایش فراهم آورده‌اند. ویژگی‌های خرداقلیمی این منطقه سبب ایجاد محیطی خنک‌تر و مرطوب‌تر نسبت به پیرامون شهری شده است.
    حیات وحش؛ ستون پویایی بوم‌سازگان
    ساختار پایدار زیستگاهی در النگدره، بستری مناسب برای گونه‌های متنوع جانوری فراهم کرده است. پستاندارانی مانند سمور، راسو، شغال و گراز، انواع خزندگان، پرندگانی همچون دارکوب، روبین، سینه‌سرخ، سهره، بلبل هزاردستان، چرخ‌ریسک و توکا و گونه‌های مختلف دوزیستان، به‌ویژه وزغ تالشی، همگی بخشی از زنجیره حیات این عرصه هستند. حضور این گونه‌ها نشانگر سلامت زیستی و کیفیت بالای زیستگاه است.

    پاییز؛ اوج زیبایی و حضور مسئولانه مردم

    در سه هفته پایانی آذر ۱۴۰۴، هم‌زمان با اوج تنوع رنگ‌های پاییزی، پارک جنگلی هیرکانی النگدره گرگان، به‌ویژه در روزهای جمعه، میزبان حدود ۱۰ هزار گردشگر بود. این حضور گسترده، در کنار شاخص کیفیت هوای ۳۰ تا ۳۵، در بازه سالم‌ترین روزها، نشان داد که طبیعت سالم چگونه می‌تواند هم‌زمان پاسخگوی نیاز بوم‌شناختی و اجتماعی باشد. مردم در میان طیفی از رنگ‌های قرمز، سبز، زرد، نارنجی، سرخ و قهوه‌ای برگ‌های انجیلی، ممرز، توسکا، بلوط، آزاد و افرا قدم زدند؛ مناظری که نه‌تنها چشم، بلکه ذهن را آرام می‌کند. این تجربه، مصداق روشن آن است که سلامت روان، گاه در ساده‌ترین پیوندها با طبیعت شکل می‌گیرد.

    تجربه حسی کامل؛ از رنگ تا صدا

    لذت حضور در النگدره، تنها دیداری نیست. در کف جنگل، گل‌های ظریف پامچال، زنگوله برفی و سیکلامن یا گل پنجه‌مریم، یادگاری از حیات آرام زمستان‌رو، جلوه‌ای لطیف به چشم‌انداز می‌بخشند. در آسمان و میان تنه‌ها و برگ‌های درختان، آواز پرندگانی چون روبین، سینه‌سرخ، دارکوب، توکا و سهره، لایه‌ای صوتی به این تجربه می‌افزاید؛ موسیقی طبیعی که با هیچ ابزار صوتی مصنوعی قابل مقایسه نیست. این ترکیب رنگ، صدا، بو و رطوبت هوا، همان بنیان علمی طبیعت‌درمانی است؛ جایی که سیستم عصبی انسان، بی‌آنکه متوجه باشد، به تعادل بازمی‌گردد. از سوی دیگر، یکی از ظرفیت‌های برجسته این پارک بی‌همتای جنگلی، نقش آن در توسعه سلامت‌محور فضاهای طبیعی است. طبیعت‌درمانی یا اکوتراپی، بر پایه اثرات مثبت حضور در محیط‌های طبیعی بر سلامت روان و جسم استوار است. مسیرهای پیاده‌روی جنگلی، هوای مرطوب و غنی از ترکیبات گیاهی و محرک‌های حسی طبیعی مانند صدای باد و پرندگان، زمینه کاهش فشارهای عصبی، بهبود خواب و افزایش سطح تمرکز ذهنی را فراهم می‌کند.

    نقش النگدره در پایداری شهری

    در پس این تجربه انسانی، سامانه‌ای بوم‌شناختی و فعال قرار دارد. خاک‌های غنی از مواد آلی و سرشار از کربن، تا حد ۹ درصد، ساختار چندلایه پوشش گیاهی، فرش‌شدن سطح زمین با لاشبرگ‌ها و رطوبت پایدار، نه‌تنها هوایی سالم‌تر برای شهر گرگان فراهم می‌کند، بلکه با نفوذ آب باران در خاک جنگل و تغذیه آبخوان‌های زیرزمینی، کاهش رواناب‌های مخرب و تعدیل دمای شهری، نقشی کلیدی در تاب‌آوری اکولوژیک شهر ایفا می‌کند.

    پارکی بدون خودرو و آتش

    پارک جنگلی النگدره نمونه‌ای موفق از هم‌زیستی آگاهانه انسان و طبیعت است و می‌تواند الگویی ارزشمند برای توسعه فضاهای سبز سلامت‌محور در مناطق شهری و پیرامونی کشور باشد. تجربه پاییز ۱۴۰۴ در النگدره نشان داد که «حال خوب مردم» می‌تواند حاصل تعامل مسئولانه با طبیعت باشد؛ تعاملی که در آن لذت حضور در جنگل، تماشای رنگ‌های پاییزی، شنیدن آواز پرندگان و تنفس هوای پاک، بدون هیچ‌گونه تخریب محیط‌زیست و بدون نیاز به مداخلات پرهزینه انسانی فراهم می‌شود. موفقیت النگدره تنها به زیبایی‌های طبیعی آن محدود نیست. این پارک طی نزدیک به دو سال‌ونیم اجرای سیاست ممنوعیت تردد خودرو و جلوگیری از آتش‌افروزی در عرصه جنگلی، توانسته است نمونه‌ای کم‌نظیر از مدیریت پایدار پارک‌های جنگلی را به نمایش بگذارد. در این دوره، ضمن حفظ کیفیت زیستگاه، کاهش آلودگی صوتی و هوا، افزایش امنیت حیات وحش و ارتقای کیفیت تجربه بازدیدکنندگان، استقبال عمومی نیز تداوم یافته و حتی تقویت شده است.

    حذف خودرو از قلب جنگل، فرصت تجربه عمیق‌تر طبیعت، پیاده‌روی، آرامش روانی و بهره‌مندی از خدمات اکوسیستمی را برای شهروندان فراهم می‌کند. همچنین جلوگیری از روشن کردن آتش در محیط جنگلی، علاوه بر کاهش خطر آتش‌سوزی، از تخریب پوشش گیاهی، نابودی خاک و اجزای زنده آن و آسیب به حیات وحش جلوگیری می‌کند.

    امروزه بسیاری از پارک‌های طبیعی و جنگلی موفق جهان بر پایه مدیریت کم‌مداخله، حمل‌ونقل پاک و حفاظت فعال از اکوسیستم اداره می‌شوند. النگدره نیز با تکیه بر همین رویکرد، می‌تواند به‌عنوان یک الگوی ملی برای بازنگری در مدیریت پارک‌های جنگلی کشور مورد توجه قرار گیرد. گسترش تدریجی سیاست «پارک جنگلی بدون خودرو و بدون آتش» در سایر عرصه‌های جنگلی کشور، ضمن حفاظت از سرمایه‌های طبیعی، به ارتقای سلامت جسمی و روانی جامعه و توسعه گردشگری پایدار کمک خواهد کرد.

    در نهایت، حفاظت از پارک جنگلی هیرکانی النگدره، سرمایه‌گذاری راهبردی برای سلامت انسان، پایداری شهرها، حفاظت از تنوع زیستی و ارتقای کیفیت زندگی نسل‌های امروز و آینده محسوب می‌شود. النگدره ثابت کرده است که می‌توان از طبیعت لذت برد، بدون آنکه به آن آسیب رساند؛ الگویی که شایسته است در سراسر کشور مورد توجه و اجرا قرار گیرد.

  • چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت

    چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: این آیین به نام‌های دیگری از جمله «چهل و یک منبر»، «چهل منبری»، «چهل منبران»، «شمع‌زنی»، «شمع‌گذاری» و «پامنبری» هم شناخته می‌شود. به بانیان این آیین و صاحبان منبرهای مخصوص آن «منبردار» و به شرکت‌کنندگان در آیین «شمع‌گذار» گفته می‌شود. زمان برگزاری این آیین اغلب عصر روز تاسوعا، نهم محرم، است. آئین چهل منبر به‌عنوان میراث معنوی در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است.

    چهل منبر از آیین‌های عزاداری حسینی است که در روز تاسوعا و شب عاشورا با مضمون حاجت‌خواهی، نذر و نیاز، و توسل‌جویی در برخی مناطق ایران از جمله لاهیجان، گرگان، مشهد، تهران، اصفهان، شهرضا، کاشان، خرم‌آباد، بروجرد، اردبیل و بوشهر برگزار می‌شود. این آیین به نام‌های دیگری از جمله «چهل و یک منبر»، «چهل منبری»، «چهل منبران»، «شمع‌زنی»، «شمع‌گذاری» و «پامنبری» هم شناخته می‌شود. به بانیان این آیین و صاحبان منبرهای مخصوص آن «منبردار» و به شرکت کنندگان در آیین «شمع‌گذار» گفته می‌شود.

     چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت
    چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت

    برگزاری چهل منبر در شهرهای مختلف تفاوت‌هایی دارد، اما کلیت مراسم مشابه است: عزاداران ۴۰ شمع (در برخی مناطق ۴۱ شمع و در برخی دیگر ۷۲ شمع) تهیه می‌کنند و با نیت نذر و حاجت‌خواهی روی منبرها یا میزهایی که در ورودی خانه‌های مورد احترام یا تکایا یا مکان‌های روضه‌خوانی مخصوص همین مراسم قرار داده شده، آنها را روشن می‌کنند. چهلمین شمع که روشن شد، نذر آنان به پایان می‌رسد. زمان برگزاری این آیین در اغلب شهرهای برگزار کننده عصر روز تاسوعا است که تا تاریکی شب ادامه پیدا می‌کند.

    در لاهیجان که برگزاری این آیین بیشتر رایج است، شب عاشورا بسیاری از اهالی به‌ویژه کسانی که در خانه خود روضه‌خوانی دارند، بیرون خانه خود، منبری دو-سه پله‌ای یا میز و چهارپایه قرار می‌دهند و پارچه‌ای سبز یا مشکی روی آن می‌کشند. یک سینی یا ظرفی که در آن گل رس ریخته‌اند هم برای نشاندن شمع روی منبر و نیز ظرفی خالی برای گذاشتن خرما و ظرفی هم که مقداری برنج در آن ریخته شده در کنار سینی قرار می‌دهند. معمولاً صاحبخانه کنار منبر می‌ایستد یا می‌نشیند.

    منبرداران معمولاً برای تبرک روی منبر یا در کنار آن، مواد خوراکی (مانند برنج، شکلات، آب و…) قرار می‌دهند و شمع‌گذاران از این خوراکی‌ها به قصد تبرک برمی‌دارند. بر این اساس می‌توان چهل منبر را در دسته نذورات و آیین‌های برکت‌بخش نیز قرار داد.

    برگزارکنندگان اصلی چهل منبر زنان هستند. گرچه در شهرهایی مانند شهرضا و بوشهر مردان نیز در این آیین شرکت می‌کنند. این آیین در اردبیل توسط مردان و در قالب دسته‌های عزادار انجام می‌گیرد. همچنین به صورت معمول چهل منبر آیینی فردی است. گرچه در کاشان به صورت گروهی و خانوادگی انجام می‌شود. معمولاً این آیین در سکوت یا همراه با ذکرگویی آرام فردی انجام می‌شود.

    قدمت و پیشینه

    درباره ریشه‌های تاریخی و قدمت چهل منبر اطلاع زیادی در دست نیست. گفته شده که این رسم در دوره قاجار بین عامه مردم و نیز بزرگان حکومتی و درباریان معمول بوده است. اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود ذیل حوادث محرم سال ۱۳۰۰ق به شرکت در این مراسم اشاره کرده است برخی معتقدند در آغاز شمع‌گذاری منحصر به همان منبری که روی آن در دهه محرم روضه می‌خواندند بوده و بعد از آن به چند منبر گسترش یافته است.

    روشن کردن شمع در مکان‌های مذهبی و آیینی در ادیان و فرهنگ‌های مختلف سابقه دارد و منحصر به اسلام و تشیع نیست. دلیل تأکید بر عدد ۴۰ به جایگاه و قداست این عدد در فرهنگ اسلامی برمی‌گردد. دقت در اجزای این آیین نشان‌دهنده حضور عناصر ایرانی در آن است. شاید بتوان روشن کردن شمع را با رسوم زرتشتیان ایران مقایسه کرد که در کلیه مکان‌های مذهبی آتش و شمع را روشن نگه می‌دارند. برخی معتقدند که این آیین ریشه در سنت‌های رسمی شیعه نداشته و قدمت چندانی ندارد و به خرافات عامیانه شباهت بیشتری دارد.

     چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت
    چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت

    چهل منبرون آیین سنتی گرگان
    مراسم چهل منبر یا چهل منبرون از جمله مراسم ایام محرم است که در محله‌های قدیمی گرگان اجرا می‌شود. کسانی که خادمین منبر هستند و نسل به نسل منبر را نگهداری می‌کنند، چند روز قبل از اجرای مراسم منبر را بیرون آورده و یکپارچه سیاه یا سبز بر روی آن می‌اندازند و آن را در نزدیکی مسجد و با تشت بزرگی پر از گل بر روی منبر قرار می‌دهند. هنگام غروب دسته عزاداران خصوصاً گروه زنان به پای منبرها رفته و به هر منبر که می‌رسیدند با ذکر صلوات شمعی روشن می‌کنند و معتقدند که اگر چهل منبر را با پای برهنه و بدون آنکه کلامی به زبان آورند (سکوت کامل) زیارت کنند حاجت آنها برآورده می‌شود. در گذشته برخی از افراد برای گرفتن حاجت پابرهنه برای روشن کردن شمع می‌رفتند و عده‌ای نیز سر یا شانه خود را گل مالی می‌کردند. در گرگان از گذشته رسم بر آن بود که برای سپید بختی دختران نوعروسی خانواده داماد کله قند، پارچه ترمه دوزی شده و شمع بلندی را به پای منبر آورده و شمعها را به پای منبر می‌بستند و کله قند را به خادم منبر می‌دادند که تا چهل روز آن را روشن نگه دارند.

    در برخی مناطق گرگان در غروب تاسوعا منبرهایی که نسل به نسل به خانواده‌های گرگانی رسیده از کنج خانه‌ها بیرون آمده و در حیاط منازل یا مقابل خانه‌ها قرار داده می شود تا سنت چهل منبره استرابادیها همچنان پا برجا بماند.

    خانواده های صاحب منبر در غروب تاسوعا بر طبق یک سنت قدیمی بر روی منبرهای دارای قدمت‌شان که پشت به پشت به آنان رسیده قورمه سبزی، ساک (غذای اصیل گرگانی)، شربت تخم شربتی و … قرار داده و از مهمانان پذیرایی می کنند.

    اسدالله معطوفی در کتاب «ضرب المثلها، کنایات و باورهای مردم گرگان» می‌نویسد: در مراسم چهل منبره، برخی از افراد دارای حاجت به صورت پابرهنه به منبرها برای روشن کردن شمع مراجعه می کنند. در گذشته عده ای نیز سر یا شانه خود را گل‌مالی می کردند. برخی نیز معتقد بودند از منبر اول تا منبر چهلم نباید با کسی صحبت کنند.

    چهل‌منبری نماد شاخص فرهنگ عاشورایی مردم گلستان

    فریدون فعالی، مدیرکل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلستان، در این‌باره می‌گوید: چهل‌منبری یکی از نمادهای شاخص فرهنگ عاشورایی مردم گلستان است که توانسته با حفظ اصالت و معنویت خود، به ثبت ملی برسد. این آئین‌ها کمک می‌کنند تا هویت دینی و فرهنگی مردم استان پایدار بماند و همزمان ظرفیت گردشگری مذهبی توسعه یابد.

    وی افزود: مراسم‌های محرم در استان گلستان، بازسازی زنده‌ای از واقعه خونین کربلاست که به ما اجازه می‌دهد تاریخ و ارزش‌های دینی را به نسل‌های آینده منتقل کنیم.

    مراسم چهل منبر از انتهای شفق تاسوعای حسینی آغاز می‌شود و تا پس از پایان نماز مغرب به اتمام می رسد.

     چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت
    چهل منبری گرگان ؛ شب شمع و حاجت
  • ۲۰ رسانه مکتوب گلستان در آستانه ماده ۱۶؛ زنگ خطر تعطیلی برای رسانه‌های استان به صدا درآمد

    ۲۰ رسانه مکتوب گلستان در آستانه ماده ۱۶؛ زنگ خطر تعطیلی برای رسانه‌های استان به صدا درآمد

    سرویس فرهنگی بازار کسب و کار | استان گلستان در حال حاضر دارای ۲۰۶ رسانه دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که این مجموعه شامل پایگاه‌های خبری، روزنامه، هفته‌نامه، دوهفته‌نامه، ماهنامه، فصلنامه و سالنامه می‌شود.

    در بخش رسانه‌های مکتوب، استان گلستان دارای ۴۲ هفته‌نامه و ۲ روزنامه است که یکی در سطح استانی و دیگری در سطح منطقه‌ای فعالیت می‌کند. با این حال، براساس مستندات موجود در سامانه جامع رسانه‌های کشور، بخش قابل توجهی از این رسانه‌ها در مسیر لغو مجوز یا ورود به چرخه ماده ۱۶ قرار گرفته‌اند؛ هرچند در مقابل، تعدادی از رسانه‌ها نیز به‌تازگی مجوز فعالیت خود را از دبیرخانه هیأت نظارت بر مطبوعات دریافت کرده‌اند.

    واقعیت این است که رسانه‌های مکتوب گلستان زیر فشار سنگین مشکلات اقتصادی، افزایش هزینه‌های چاپ، کاغذ، زینک، توزیع و کاهش شدید درآمدهای تبلیغاتی، در شرایط بحرانی به سر می‌برند. ادامه این روند می‌تواند به حذف تدریجی بخش مهمی از رسانه‌های باسابقه استان منجر شود.

    این وضعیت در حالی رقم خورده که حدود پنج سال پیش، هیأت وزیران مصوبه‌ای را به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد که پس از طی مراحل قانونی، به قانون تبدیل شد؛ قانونی که دستگاه‌های اجرایی را موظف می‌کند ۲ درصد از بودجه کلی خود را در حوزه فرهنگ و رسانه هزینه کنند.

    با این وجود، شواهد نشان می‌دهد این قانون همچنان در مرحله اجرا با چالش جدی روبه‌روست. شنیده‌ها حاکی از آن است که بسیاری از دستگاه‌های اجرایی حتی کمتر از نیم درصد از بودجه خود را به این حوزه اختصاص می‌دهند و همان میزان محدود نیز عمدتاً در اختیار صدا و سیما و تعداد معدودی از خبرگزاری‌ها قرار می‌گیرد.

    این مسئله در شرایطی نگران‌کننده‌تر می‌شود که کشور در ماه‌های اخیر با جنگ ترکیبی و هجمه‌های گسترده رسانه‌ای دشمن مواجه بوده است. در چنین شرایطی، رسانه‌های داخلی به‌ویژه رسانه‌های استانی، نقش خط مقدم در جهاد تبیین، امیدآفرینی و مقابله با عملیات روانی دشمن را برعهده دارند.

    نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود، نقش رسانه‌ها به‌عنوان یک بنگاه اقتصادی و اشتغال‌زا است. رسانه صرفاً یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ظرفیت‌های انسانی و اقتصادی را در خود جای داده است؛ از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای گرفته تا نیروهای اداری، موزعان، چاپخانه‌ها و سایر مشاغل وابسته که به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم از این چرخه ارتزاق می‌کنند.

    در واقع، هر رسانه فعال به‌مثابه یک بنگاه اقتصادی و تولیدی، سهم قابل توجهی در ایجاد اشتغال، گردش مالی و پویایی اقتصادی دارد؛ موضوعی که در شرایط فعلی کشور و در بحبوحه جنگ ترکیبی و رسانه‌ای، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.

    بدیهی است استمرار فعالیت این بنگاه‌های رسانه‌ای، نیازمند حمایت عملی، اجرای دقیق قوانین و ایفای مسئولیت قانونی دستگاه‌های اجرایی در قبال رسانه‌هاست. با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از مدیران دستگاه‌های دولتی و اجرایی، توجه لازم و متناسب با اهمیت این حوزه را ندارند و همچنان رسانه را نه به‌عنوان یک رکن راهبردی، بلکه به‌عنوان بخشی کم‌اولویت در ساختار تصمیم‌گیری خود می‌بینند.

    با این حال، رسانه‌های گلستان در حالی در این میدان نابرابر حضور دارند که بسیاری از مسئولان استانی هنوز نگاه راهبردی و حمایتی نسبت به این حوزه ندارند. به نظر می‌رسد حمایت از رسانه‌های بومی و مستقل، همچنان در اولویت تصمیم‌گیری مدیران قرار نگرفته است.

    سؤال اساسی اینجاست؛ اگر امروز برای نجات رسانه‌های مکتوب استان تصمیم جدی گرفته نشود، فردا چه کسی پاسخگوی تعطیلی گسترده رسانه‌ها، تضعیف جریان اطلاع‌رسانی، آسیب به اشتغال و ایجاد خلأ در جبهه رسانه‌ای استان خواهد بود؟

    امروز بیش از هر زمان دیگری، رسانه‌های گلستان نیازمند حمایت واقعی، اجرای دقیق قوانین حمایتی و توجه عملی مسئولان هستند؛ چراکه تقویت رسانه‌های بومی، دیگر صرفاً یک مطالبه صنفی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای امنیت رسانه‌ای، اقتصادی و اجتماعی کشور محسوب می‌شود.


    ۲۰ رسانه مکتوب گلستان در آستانه ماده ۱۶؛ زنگ خطر تعطیلی برای رسانه‌های استان به صدا درآمد- تصویرسازی – ستایش محمدیاری 

  • مختومقلی فراغی؛ میراث‌دار ادب فارسی، اندیشه عرفانی و فرهنگ ترکمن

    مختومقلی فراغی؛ میراث‌دار ادب فارسی، اندیشه عرفانی و فرهنگ ترکمن

    سرویس فرهنگ _ بازار کسب و کار: محمد حسن، در مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی، اظهارکرد: مختومقلی فراغی نماد بیداری اجتماعی و همبستگی است و امروز گردهم آمده‌ایم تا نه‌تنها از جایگاه ادبی این شاعر برجسته سخن بگوییم، بلکه به اندیشه‌های اخلاقی، انسانی و وحدت‌آفرین او نیز بپردازیم؛ اندیشه‌هایی که با گذشت قرن‌ها همچنان زنده، الهام‌بخش و راهگشای جوامع انسانی هستند.

    رئیس موسسه فرهنگی اکو افزود: در جهان امروز که با چالش‌هایی همچون شکاف‌های اجتماعی و بحران‌های اخلاقی روبه‌رو است، بازخوانی پیام مختومقلی بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

    در ادامه مراسم الیاس غایپ‌اوف، سفیر ترکمنستان در تهران، با قدردانی از برگزاری این رویداد، مختومقلی را یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی و آغازگر دوره‌ای نوین در ادبیات کهن دانست.

    وی تصریح کرد که اشعار او نسل به نسل منتقل شده و مجموعه ارزشمند نسخه‌های خطی اشعار وی در فهرست حافظه جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ همچنین آثار این شاعر و عارف بزرگ ترکمن، به دلیل غنای محتوایی، به زبان‌های مختلف ترجمه و در کشورهای گوناگون منتشر شده‌اند.

    سیف‌الله ملاجان، استاد تاریخ دانشگاه ملی تاجیکستان، در سخنان خود تاکید کرد که محبوبیت فراغی فراتر از مرزهاست و حتی در زمان حیاتش نیز اشعار او شناخته‌شده بود. وی افزود: فراغی علاوه بر شاعری، به علومی همچون عرفان، فلسفه و نجوم مسلط بود و ردپای اندیشه‌های شاعرانی چون سعدی، حافظ و خیام در آثار او به‌وضوح دیده می‌شود.

    علی رهبر، مدیر موسسه فرهنگی هنری خانه فرهنگ ترکمن، نیز مختومقلی را در زمره مفاخر فراملی و سرمایه‌های نمادین مشترک دانست.

    وی بیان کرد: مختومقلی فراغی در نقطه تلاقی سه سنت ادبی فارسی، میراث عرفانی ایرانی-اسلامی و فرهنگ غنی مردم ترکمن قرار دارد و بازخوانی میراث او بخشی از راهبرد بلندمدت تعامل فرهنگی در سطح منطقه است.

    در بخش پایانی این نشست که به دبیری مریم شایگان اجرا شد، در راستای تقویت همکاری‌های فرهنگی، الیاس غایپ‌اوف، سفیر ترکمنستان در تهران، مجموعه‌ای از آثار و کتاب‌های ارزشمند پیرامون مختومقلی فراغی و فرهنگ ترکمن را به کتابخانه مؤسسه فرهنگی اکو اهدا کرد.

    گفتنی است؛  مختوم‌قلی فراغی (مخدوم‌قلی هم نوشته‌اند)، زاده ۱۱۰۲ خورشیدی و درگذشته به ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۶ خورشیدی، از بزرگترین شاعران زبان ترکمنی و یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های مردم ترکمن به‌شمار می‌آید. او در اشعار خود بیشتر به مسایل اجتماعی و سیاسی می‌پرداخت. مخدوم‌قلی در سال ۱۱۰۲ هجری شمسی در روستای حاجی‌قوشان در شمال شرق گنبد کاووس به دنیا آمد.

    برپایه برخی منابع محل تولد وی در منطقه‌ای به نام گینگ جای نزدیک مراوه‌تپه بوده‌است. پدرش دولت محمد آزادی از شاعران سرشناس قرن دوازدهم ترکمن و گوگلان و مادرش ارازگل از طایفه گوکلان، تیره گرکز بودند.

    تحصیلات ابتدایی و زبان‌های فارسی و عربی را نزد پدر خود آموخت، سپس برای تحصیل به مدرسه شیرغازی در خیوه رفت و پس از آن سفرهای دیگری نیز داشت؛ از جمله به بخارا و افغانستان و هندوستان.

    وی در جوانی عاشق دخترخاله خود منگلی شده بود که نتوانست به او برسد، پس از کشته شدن برادر بزرگ‌تر خود عبدالله در افغانستان که به درخواست احمد شاه درانی (بنیانگذار افغانستان فعلی) به آن‌جا رفته بود با بیوه برادر خود به نام آق قیز ازدواج کرد.

    بر اساس برخی منابع مختومقلی در سال ۱۱۶۹ خورشیدی در کنار چشمهٔ اباساری در دامنه کوه سونگی داغ درگذشت و کنار روستای آق تقه در ۴۰ کیلومتری غرب مراوه‌تپه (شمال شرق استان گلستان) و در جوار آرامگاه پدرش به خاک سپرده شد.

    گفتنی است، مراسم بزرگداشت مختومقلی فراغی، شاعر و متفکر برجسته منطقه اکو، با عنوان «مختومقلی فراغی؛ آوای وحدت و نوزایی فرهنگی»، به میزبانی موسسه فرهنگی اکو برگزار شد. در این نشست تخصصی که با حضور مقامات دیپلماتیک، اساتید دانشگاه، پژوهشگران و دوستداران فرهنگ و ادب همراه بود، ابعاد مختلف اندیشه‌های وحدت‌آفرین این شاعر نامدار بررسی شد.