دسته: فرهنگی

  • بودجه دفاع از هویت ایرانی به زیر ۲.۵ درصد سقوط کرد!

    بودجه دفاع از هویت ایرانی به زیر ۲.۵ درصد سقوط کرد!

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار فریاد هشدار نماینده مجلس بلند شد: سهم فرهنگ از بودجه عمومی کشور به مرز خطرناک زیر ۲.۵ درصد رسیده و همچنان در حال کاهش است. رحمت‌اله نوروزی با اعلام این رقم تکان‌دهنده تاکید کرد: “بودجه فرهنگ، نفس ملت است”. این در حالی است که دشمن میلیاردها دلار برای تهاجم فرهنگی و تضعیف بنیان خانواده ایرانی هزینه می‌کند.

     جنگ ۱۲ روزه نظامی، درسی برای جنگ تمام‌عرض فرهنگی

    رحمت‌اله نوروزی نماینده مردم علی‌آباد در مجلس شورای اسلامی با اشاره به جایگاه راهبردی فرهنگ در دفاع از هویت ملی اظهار داشت: این رقم ناچیز به وضوح نشان‌دهنده آن است که فرهنگ هنوز به عنوان سرمایه‌ای اثرگذار و زیربنایی در اولویت تصمیم‌گیران اقتصادی قرار نگرفته است.

    وی با انتقاد شدید از این روند افزود: همزمان با اعتراف محافل استکباری به هزینه کردن میلیاردها دلار برای “تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای” علیه ایران، کاهش بودجه داخلی فرهنگ، مانند خلع سلاح کردن سپاه دفاعی کشور در میدان جنگ نرم است. ما در حال از دست دادن مهم‌ترین میدان نبرد هستیم.

    نماینده علی‌آباد ادامه داد: جنگ ۱۲ روزه غزه به وضوح نشان داد که دشمن برای حمله به مقدسات و باورهای یک ملت، چه بودجه‌های کلانی را هزینه می‌کند. امروز اما جنگ علیه ایران، بیش از هر زمان دیگر، شکل “فرهنگی” به خود گرفته است و کاهش بودجه، شبیه به “خبطی استراتژیک” است.

     نگاه ابزاری به فرهنگ، آفتی برای امنیت ملی

    نوروزی با بیان این که فرهنگ را نمی‌توان صرفاً یک هزینه دانست، تصریح کرد: بودجه فرهنگ در حقیقت سرمایه‌گذاری بر روی سرمایه انسانی و تقویت دیوار بلند حفاظتی ملت است. کاهش آن به معنای خسارت زدن به زیرساخت‌های نامشهود و ایجاد ترک برای نفوذ فرهنگ‌های بیگانه است.

    وی با هشدار نسبت به تبعات کاهش مزمن بودجه فرهنگ گفت: هدف اصلی دشمن در جنگ نوین، “بنیان خانواده” ایرانی است. آنها می‌دانند که با سست کردن این رکن، می‌توانند تمام ساختار جامعه را متزلزل کنند. مقابله با این حمله، نیازمند تولید محتوای غنی و برنامه‌سازی هوشمند است.

    این عضو مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: وقتی دشمن برای نابودی فرهنگ ما میلیاردها دلار هزینه می‌کند، ما برای حفظ آن باید هوشمندانه و قاطع سرمایه‌گذاری کنیم. کاهش بودجه در این حوزه، نه یک تصمیم اقتصادی، که یک شکست امنیت ملی در برابر نقشه دشمن است.

     روند نزولی بودجه فرهنگ زنگ خطری برای آینده

    نماینده مردم علی‌آباد با اشاره به نیاز فوری به تقویت گفتمان فرهنگی گفت: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت گفتمان فرهنگی و هویتی در سطح جامعه هستیم و این مهم بدون تامین منابع مالی کافی و پایدار محقق نخواهد شد. فرهنگ نفس ملت است و نفس ملت را نمی‌توان در مضیقه قرار داد.


    جنگ ۱۲ روزه نظامی، درسی برای جنگ تمام‌عرض فرهنگی
    همزمان با اعتراف محافل استکباری به هزینه میلیاردی برای تهاجم فرهنگی، کاهش بودجه داخلی فرهنگ مانند خلع سلاح در میدان جنگ نرم است. هدف دشمن، تضعیف بنیان خانواده ایرانی از طریق این جنگ نامحسوس اما ویرانگر است.


    وی افزود: اگر امروز برای فرهنگ هزینه نکنیم، فردا مجبور خواهیم شد هزینه‌های گزاف درمان آسیب‌های اجتماعی، بی‌هویتی و گسست نسلی را بپردازیم. انتخاب با تصمیم‌گیران است: سرمایه‌گذاری بر فرهنگ یا پرداخت بهای سنگین بی‌فرهنگی.

    نوروزی در پایان سخنانش از مسئولان بودجه‌ریزی خواست تا در لایحه بودجه سال‌های آتی، نگاه خود را به حوزه فرهنگ اصلاح کرده و سهم این بخش را به حداقل استانداردهای قابل قبول افزایش دهند. وی تاکید کرد: زمان آن فرا رسیده که تمام ارکان نظام، بودجه فرهنگ را به عنوان “بودجه دفاع از تمامیت ارضی فرهنگی ایران” ببینند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار:

    ۱. رکود پیش‌رو در صنایع خلاق: این کاهش بودجه یک “علامت خطر قرمز” برای تمام فعالان اقتصادی و کسب‌وکارهای وابسته به صنایع خلاق و فرهنگی است. از استودیوهای فیلم‌سازی و ناشران گرفته تا گالری‌داران و برگزارکنندگان رویدادها، باید منتظر کاهش حمایت‌های دولتی و رکود بیشتر بازار باشند.

    ۲. فرار سرمایه از فرهنگ: وقتی دولت به عنوان بزرگ‌ترین حامی مالی پروژه‌های فرهنگی، از هزینه کردن خودداری کند، پیام به بخش خصوصی این است: “این عرصه ارزش سرمایه‌گذاری ندارد.” این نگاه، فرار سرمایه‌گذاران خصوصی از حوزه فرهنگ را شتاب می‌بخشد و یک “چرخه معیوب رکود” ایجاد می‌کند.

    ۳. مهاجرت سرمایه‌های انسانی: بحران کاهش بودجه فرهنگ، در بلندمدت “نیروی کار خلاق” کشور را نیز به مهاجرت یا انفعال سوق می‌دهد. وقتی هنرمند و فرهیخته نتواند معیشت خود را از راه حرفه‌اش تامین کند، به معنای ضربه‌ای مهلک به سرمایه انسانی ایران است.

    ۴. شکست در رقابت جهانی: در اقتصاد امروز، “قدرت نرم” و صادرات فرهنگی، سودآورترین بازارها هستند. سیاست کاهش بودجه فرهنگ، به معنای کنار کشیدن از این رقابت بزرگ جهانی و تحویل دادن بازار فرهنگ داخلی به محصولات خارجی است.

    پرسش‌های پایانی خطاب به سران قوا:

    خطاب به ریاست قوه مجریه: با علم به اسناد بالادستی درباره تهدیدات فرهنگی دشمن، تخصیص بودجه‌ای کمتر از ۲.۵ درصد به فرهنگ را چگونه با “ضرورت مقابله با جنگ ترکیبی دشمن” سازگار می‌دانید؟ برنامه عملیاتی دولت برای حمایت از کسب‌وکارهای فرهنگی در آستانه ورشکستگی چیست؟

    خطاب به ریاست قوه مقننه: آیا مجلس شورای اسلامی حاضر است مصوبه‌ای الزام‌آور تصویب کند که “سهم بودجه فرهنگ نباید از میانگین جهانی و متناسب با حجم تهدیدات، کمتر باشد” و از تصویب بودجه‌ای که این شرط را نقض می‌کند، جلوگیری کند؟

    خطاب به ریاست قوه قضائیه: قصور در تأمین بودجه لازم برای دفاع از هویت ملی در برابر تهاجم سازمان‌یافته دشمن، که نتیجه‌اش به خطر افتادن نسل آینده است، آیا مشمول پیگرد قانونی و تعقیب به عنوان “تقصیر در حفظ امنیت ملی” نمی‌شود؟

  • بودجه ناچیز فرهنگ؛ تهدید آرام اما عمیق برای هویت ملی و سرمایه نرم کشور

    بودجه ناچیز فرهنگ؛ تهدید آرام اما عمیق برای هویت ملی و سرمایه نرم کشور

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار فرهنگ سال‌هاست در سایه بودجه کشور قرار گرفته و اکنون به نقطه‌ای رسیده که به گفته زهرا خدادادی، رئیس فراکسیون زنان مجلس، می‌تواند آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد. و می‌گوید سهم کمتر از دو درصدی فرهنگ از بودجه کل، ایران را در پایین‌ترین رده‌های جهانی قرار داده و فاصله ما با بیش از پنجاه کشور دنیا چندین برابر شده است.

    نمایندگان مجلس بر این باورند که کاهش مداوم اعتبارات فرهنگی، توان کشور در بهره‌گیری از سرمایه معنوی و قدرت نرم را کاهش می‌دهد. در حالی که بسیاری از کشورها فرهنگ را محور دیپلماسی و توسعه اجتماعی خود قرار داده‌اند، محدودیت منابع در ایران می‌تواند نهادهای فرهنگی و انجمن‌های مردمی را با رکود روبه‌رو کند.

    خدادادی تأکید می‌کند که فرهنگ ستون هویت ملی است و کوچک‌سازی آن، بنیان انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کند. و هشدار می‌دهد که ادامه این روند، نسل‌های آینده را در برابر هجمه هویتی, رسانه‌ای و اجتماعی بی‌دفاع‌تر می‌کند و زمینه فرسایش سرمایه اجتماعی را گسترش می‌دهد.

    برخی تحلیلگران فرهنگ و جامعه معتقدند که فرهنگ تنها هزینه نیست، بلکه سرمایه‌ای است که در صورت تقویت می‌تواند به رشد اقتصادی نیز کمک کند. صنایع فرهنگی، تولیدات هنری، نشر و گردشگری فرهنگی می‌توانند به اشتغال‌زایی و افزایش درآمد ملی کمک کنند، اما نبود حمایت مالی مناسب، سرعت این روند را کند کرده است.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد بسیاری از کشورهایی که پیشینه فرهنگی بسیار کمتری نسبت به ایران دارند، اکنون با چندین برابر بودجه فرهنگی ایران، خود را به عنوان قطب‌های فرهنگی در منطقه معرفی کرده‌اند. این در حالی است که ایران ظرفیت تاریخی و تمدنی گسترده‌ای دارد اما در بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها با محدودیت منابع روبه‌روست.

    خدادادی بخش زیادی از آسیب‌های اجتماعی را ناشی از ضعف سرمایه فرهنگی می‌داند. و می‌گوید که خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی زمانی می‌توانند نقش بازدارنده در برابر آسیب‌ها داشته باشند که بودجه کافی برای اجرای برنامه‌های مؤثر در اختیار داشته باشند. کاهش اعتبارات باعث شده بسیاری از طرح‌های فرهنگی نیمه‌تمام بماند.

    او خواستار آن شد که نگاه هزینه‌ای به فرهنگ کنار گذاشته شود و فرهنگ به عنوان سرمایه‌ای برای توسعه پایدار شناخته شود. خدادادی معتقد است هزینه‌هایی که امروز در فرهنگ صرف نمی‌شود، در آینده به صورت چند برابر در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی بازخواهد گشت.


    در شرایطی که شاخص‌های توسعه فرهنگی در جهان با سرعتی چشمگیر در حال رشد است، کاهش اعتبارات فرهنگی در ایران فاصله موجود را چند برابر کرده و آثار اجتماعی و اقتصادی آن به‌آرامی آشکار می‌شود.


    کاهش بودجه فرهنگ تنها پیامدهای فرهنگی ندارد، بلکه ابعاد اقتصادی نیز دارد. صنایع فرهنگی با وجود توان فراوان، هنوز نتوانسته‌اند سهم چشمگیری در تولید ثروت و اشتغال کشور ایجاد کنند. نبود حمایت کافی، سبب کاهش تولید آثار اصیل و محدود شدن بازار فعالیت‌های فرهنگی شده است.

    بررسی‌ها نشان می‌دهد که کمبود بودجه موجب شده بسیاری از نهادهای فرهنگی دولتی و مردمی در اجرای مأموریت‌های خود با مشکل روبه‌رو شوند. بسیاری از برنامه‌های آموزشی، هنری و پژوهشی که می‌توانست به ارتقای سواد فرهنگی جامعه کمک کند، به دلیل نبود اعتبار کافی یا اجرا نشده یا با کیفیت پایین اجرا شده است.

    این وضعیت به باور کارشناسان، زمینه‌ساز افزایش وابستگی به تولیدات فرهنگی بیگانه خواهد شد. در شرایطی که جامعه به سرعت تحت تأثیر پیام‌ها، محتواها و سبک‌های جهانی قرار می‌گیرد، کاهش تولیدات داخلی می‌تواند هویت فرهنگی ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد.

    خدادادی معتقد است که جوانان امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض تغییرات هویتی قرار دارند و کوچک شدن حوزه فرهنگ می‌تواند شکاف میان نسل‌ها را عمیق‌تر کند. بدون برنامه‌ریزی و حمایت، پیوندهای فرهنگی میان نسل‌ها تضعیف شده و فرهنگ ایرانی در برابر جریان‌های بیرونی آسیب‌پذیرتر می‌شود.

    او بر این باور است که حفظ و تقویت فرهنگ یک ضرورت راهبردی برای کشور است و باید در اولویت سیاست‌های کلان قرار گیرد. به گفته وی، توسعه بدون توجه به فرهنگ، توسعه‌ای ناقص و آسیب‌پذیر است.

    برخی کارشناسان اجتماعی تأکید می‌کنند که اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی نیز از مسیر فرهنگ تقویت می‌شود. هرگونه ضعف در این حوزه، می‌تواند فضای اجتماعی را بی‌ثبات‌تر کند و هزینه‌های امنیتی و اجتماعی کشور را افزایش دهد.

    بسیاری از ادارات، مراکز هنری، پژوهشگاه‌ها و نهادهای مردمی اکنون با کمبود شدید بودجه مواجه‌اند. این وضعیت موجب شده که برنامه‌های بلندمدت فرهنگی قابلیت اجرا نداشته باشند و بسیاری از ظرفیت‌های نیروی انسانی خلاق نیز از چرخه تولید فرهنگی خارج شوند.

    تحلیل‌ها نشان می‌دهد اگر روند کنونی ادامه یابد، ایران بخش مهمی از مزیت‌های فرهنگی خود را از دست خواهد داد و جایگاه تمدنی کشور در منطقه تضعیف می‌شود. این در حالی است که تقویت فرهنگ می‌تواند راهی برای تثبیت جایگاه ایران در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی باشد.

    خدادادی در پایان بار دیگر تأکید کرد که فرهنگ سرمایه ملی است و کوچک‌سازی آن به معنای کوچک‌سازی آینده کشور است. و از دولت و مجلس خواست تا با بازنگری اساسی در ساختار بودجه، منابع کافی برای این حوزه تأمین کنند تا تهدیدهای پیش‌رو کنترل و تبدیل به فرصت شوند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار:

    کاهش بودجه فرهنگ، ظرفیت اشتغال در هنر، رسانه، نشر و صنایع خلاق را محدود کرده و چرخه تولید فرهنگی کشور را تضعیف کرده است. این مسئله زمینه کاهش درآمد فرهنگی، خروج نیروی متخصص و وابستگی به محصولات بیگانه را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری در فرهنگ می‌تواند به گسترش بازارهای تازه، ارتقای کیفیت زندگی و افزایش توان رقابتی اقتصادی کشور منجر شود.

  • مداحی باید از آسیب واسطه‌ها دور بماند

    مداحی باید از آسیب واسطه‌ها دور بماند

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار حجت‌الاسلام مجید حسین‌پور، رئیس اداره تبلیغات اسلامی گرگان، در نشست خبری خود اعلام کرد گسترش واسطه‌گری غیرکارشناسی در حوزه مداحی، اصالت این هنر دینی را تهدید می‌کند. او گفت برخی واسطه‌ها بدون شناخت، نرخ‌های غیرمعمول تعیین می‌کنند و هزینه‌های مراسم مذهبی را افزایش می‌دهند.

    وی تأکید کرد به رسمیت شناختن ظرفیت قانونی اداره تبلیغات می‌تواند بسیاری از مشکلات را برطرف کند و مسیر نظارت حرفه‌ای بر مداحان و هیئت‌ها را فراهم سازد. این اقدام همچنین زمینه حذف واسطه‌های سودجو را مهیا خواهد کرد.

    حسین‌پور با ارائه آمار رسمی گفت اکنون ۴۳۲ هیئت مذهبی و نزدیک به ۱۰۰ مؤسسه و خانه قرآنی در گرگان تحت نظارت اداره ثبت شده‌اند. این مجموعه‌ها به‌طور منظم ارزیابی می‌شوند تا کیفیت و اصالت برنامه‌های مذهبی حفظ شود.

    او افزود همکاری نزدیک با هیئت‌ها، فرهنگیان، فعالان اجتماعی و حوزه‌های علمیه موجب تقویت گفتمان دینی شده و پیوند فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی را استوار کرده است. به گفته وی، این مشارکت‌ها زمینه توسعه فعالیت‌های مردمی را افزایش داده است.

    در ادامه نشست، توجه ویژه به نسل نوجوان به‌عنوان یک محور مهم مطرح شد. رئیس اداره تبلیغات گفت حضور کارشناسان در مدارس و شناسایی استعدادهای مداحی، آینده این هنر آئینی را روشن‌تر می‌کند.


    مسئولان فرهنگی گرگان در این نشست تأکید کردند که فعالیت‌های مذهبی، علاوه بر جنبه‌های معنوی، امروز به یک بخش جدی از اقتصاد فرهنگی شهرها تبدیل شده و هرگونه دلالی و واسطه‌گری می‌تواند اعتماد عمومی و کیفیت اجرای مراسم را تضعیف کند. آنها با تشریح آمار رسمی هیئت‌ها و مداحان، خبر از برنامه‌های آموزشی، بیمه‌ای، سامان‌دهی و استعدادیابی دادند و خواستار پایان یافتن فعالیت افراد غیرمتخصص در این عرصه شدند.


    همچنین اعلام شد دوره‌های آموزشی تخصصی برای مداحان در حال اجراست که هدف آن ارتقای مهارت، تقویت محتوای دینی و آموزش شیوه‌های صحیح اجراست. ارائه خدمات بیمه‌ای و رفاهی نیز در بسته حمایتی این اداره قرار دارد.

    علی شریفی، رئیس کانون مداحان شهرستان گرگان، در این نشست اعلام کرد تاکنون حدود ۱۲۰۰ مداح شناسایی و سامان‌دهی شده‌اند. او گفت هدف اصلی کانون، ایجاد شفافیت، جلوگیری از فعالیت افراد غیرمتخصص و حمایت از مداحان رسمی است.

    شریفی افزود این کانون برنامه‌های تازه‌ای در حوزه آموزش، استعدادیابی و سازمان‌دهی مداحان در دست اجرا دارد و تلاش می‌شود نسل جدید مداحان با اصول اخلاقی و فنی این هنر آشنا شوند. به گفته او، سامان‌دهی دقیق مداحان می‌تواند کیفیت مراسم مذهبی را چند برابر کند.

    در بخش دیگری از نشست، مسئولان هشدار دادند ادامه فعالیت واسطه‌های غیرحرفه‌ای نه‌تنها شأن مداحی را آسیب می‌زند بلکه اعتماد عمومی به هیئت‌ها را نیز کاهش می‌دهد. از نگاه آنها، هرگونه فعالیت تجاری غیرشفاف در حوزه دینی باید متوقف شود.

    جمع‌بندی نشست نشان داد که تقویت نظارت، حمایت از مداحان رسمی، توسعه آموزش‌ها و حذف واسطه‌ها، می‌تواند محیط فرهنگی شهر را سالم‌تر و شفاف‌تر کند. این مسیر همچنین به مدیریت بهتر هزینه‌ها در خانواده‌ها و افزایش کیفیت خدمات مذهبی منجر خواهد شد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    بازار خدمات مذهبی در سال‌های اخیر به یکی از بخش‌های مهم اقتصاد فرهنگی شهرها تبدیل شده است؛ اما نبود نظارت، فضای فعالیت دلالان را تقویت کرده و هزینه‌های مراسم را افزایش داده است.

    حذف واسطه‌های غیرکارشناسی می‌تواند علاوه بر کاهش هزینه‌ها، به تثبیت نرخ‌ها، شفافیت مالی و افزایش کیفیت خدمات منجر شود.

    سرمایه‌گذاری در آموزش مداحان و سامان‌دهی فعالیت‌ها، نه‌تنها یک ضرورت فرهنگی بلکه یک مطالبه اقتصادی و اجتماعی است.

    در نهایت، ساختارمند شدن این حوزه می‌تواند همراهی مردم، کاهش سوءاستفاده‌ها و ارتقای ارزش‌های دینی را به همراه داشته باشد.

    عکس – بازار کسب و کار

  • رسانه و توسعه فرهنگی؛ روایت پنهان یک تحول آرام

    رسانه و توسعه فرهنگی؛ روایت پنهان یک تحول آرام

    توسعه فرهنگی در هر جامعه‌ای اگرچه در ظاهر آرام و تدریجی رخ می‌دهد، اما ریشه‌های آن عمیق، پیچیده و سرنوشت‌ساز است. فرهنگ، نه مجموعه‌ای از آیین‌ها و میراث گذشته، بلکه سپهر زنده و پویا از معناها، ارزش‌ها و رفتارهاست؛ سپهری که هر روز در میدان رسانه‌ها بازآفرینی می‌شود. در جهان امروز، جایی که مرزهای اطلاعاتی فرو ریخته و روایت‌ها با سرعت نور در گردش‌اند، هیچ پروژه فرهنگی بدون رسانه آغاز نمی‌شود و هیچ تحول فرهنگی بدون پشتوانه رسانه‌ای به مقصد نمی‌رسد.

    رسانه؛ حافظه زنده جامعه
    جامعه بدون حافظه، آینده‌ای ندارد. رسانه با ثبت لحظات، تجربه‌ها و تحولات فرهنگی، نقش «حافظه زنده» را ایفا می‌کند؛ حافظه‌ای که نه در کتابخانه‌ها، بلکه در جریان روزمره زندگی مردم تنیده شده است. هر بار که رسانه یک آیین محلی، یک جشنگاه اقوام یا یک رفتار فرهنگی نوظهور را روایت می‌کند، در واقع لایه‌ای تازه بر حافظه جمعی می‌افزاید. این ثبت و بازنمایی مستمر، مهم‌ترین زیرساخت توسعه فرهنگی است؛ زیرا جامعه تنها زمانی قادر به حرکت پیش‌رونده است که مسیر طی‌شده را بشناسد و نسبت خود را با گذشته بفهمد.

    قدرت روایت‌سازی و بازتعریف هویت
    هویت فرهنگی هر جامعه‌ای با روایت ساخته می‌شود. رسانه، امروز بیش از هر نهاد دیگری قدرت روایت‌سازی دارد؛ قدرتی که می‌تواند ارزش‌ها را برجسته کند، سبک‌های زندگی را جهت دهد و الگوهای رفتاری را بازتعریف کند. توسعه فرهنگی زمانی شکل می‌گیرد که رسانه بتواند از دل واقعیت‌های جامعه، «روایت‌های معتبر» بسازد؛ روایت‌هایی که امید، آگاهی و خودباوری را تقویت کنند. جامعه‌ای که روایت‌های خود را تولید نکند، ناگزیر روایت‌های دیگران را مصرف خواهد کرد و این یعنی از دست دادن ابتکار فرهنگی.

    مشارکت فرهنگی؛ از مخاطب منفعل تا کنشگر فرهنگی
    رسانه‌های نوین مفهوم مشارکت فرهنگی را دگرگون کرده‌اند. دیگر دوران مخاطب منفعل به پایان رسیده است؛ امروز هر شهروند می‌تواند تولیدکننده محتوا، روایتگر تجربه و بازیگر میدان فرهنگی باشد. این مشارکت گسترده، اگر هدایت شود، موتور توسعه فرهنگی خواهد بود. رسانه‌های محلی، پایگاه‌های خبری منطقه‌ای و شبکه‌های اجتماعی بومی می‌توانند با برجسته‌سازی استعدادها، رویدادها و فعالیت‌های فرهنگی مردم، میدان تازه‌ای برای مشارکت عمومی فراهم کنند؛ میدان رقابتی و پویا که در آن هر فرد بخشی از مسئولیت توسعه فرهنگی را بر عهده می‌گیرد.

    رسانه در برابر جهانی‌شدن؛ محافظ هویت یا پل گفت‌وگو؟
    در دوران جهانی‌شدن، رسانه‌ها با چالشی دوگانه روبه‌رو هستند. از یک‌سو باید از هویت بومی و میراث فرهنگی در برابر سلطه روایت‌های جهانی محافظت کنند، و از سوی دیگر باید دروازه‌ای برای گفت‌وگوی فرهنگی با جهان باشند. توسعه فرهنگی زمانی پایدار می‌شود که رسانه بتواند میان این دو نقش توازن برقرار کند؛ یعنی ضمن پاسداشت فرهنگ محلی، جامعه را در برابر تنوع فرهنگی جهان نیز گشوده نگه دارد. رسانه‌ای که تنها نگاه تدافعی دارد، در نهایت منزوی می‌شود و رسانه‌ای که صرفاً مصرف‌کننده فرهنگ جهانی است، هویت را قربانی جذابیت‌های زودگذر می‌کند.

    سواد رسانه‌ای؛ رکن مغفول توسعه فرهنگی
    اگر رسانه موتور توسعه فرهنگی است، سواد رسانه‌ای سوخت آن است. جامعه‌ای که مهارت تحلیل محتوا، تشخیص خبر از شبه‌خبر و توانایی تولید پیام را نداشته باشد، در برابر هجوم روایت‌های مشوش و بازنمایی‌های مغرضانه آسیب‌پذیر می‌شود. توسعه فرهنگی بدون تربیت نسل آگاه، پرسشگر و تحلیل‌گر ممکن نیست. آموزش سواد رسانه‌ای باید از مدرسه آغاز شود و در دانشگاه‌ها، سازمان‌ها و رسانه‌های عمومی ادامه یابد؛ زیرا آینده فرهنگ در دست مخاطبانی است که می‌فهمند چگونه ببینند، چگونه بشنوند و چگونه روایت کنند.

    جمع‌بندی؛ رسانه، زیرساخت نرم توسعه
    رسانه دیگر ابزار جانبی فرهنگ نیست؛ بلکه زیرساخت نرم توسعه فرهنگی است. هرچقدر دستگاه فرهنگی یک جامعه برنامه‌ریزی منسجم داشته باشد، اگر رسانه کارآمد و روایتگر نداشته باشد، سیاست‌ها روی کاغذ باقی می‌مانند. توسعه فرهنگی نیازمند رسانه‌ای مستقل، حرفه‌ای، اخلاق‌مدار و خلاق است؛ رسانه‌ای که بتواند هم واقعیت‌های جامعه را بازتاب دهد، هم چشم‌اندازهای آینده را روایت کند و هم مردم را در مسیر تحول فرهنگی همراه سازد.
    در نهایت، فرهنگی که با رسانه‌های معتبر و توانمند پشتیبانی شود، نه‌تنها زنده می‌ماند، بلکه آینده را نیز می‌سازد. و آینده هر جامعه‌ای، همان‌قدر که در دست برنامه‌ریزان است، در دست روایتگران حرفه‌ای نیز هست.

  • خراسان شمالی؛ سرزمین زایش فرهنگ و ماندگاران تاریخ

    خراسان شمالی؛ سرزمین زایش فرهنگ و ماندگاران تاریخ

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار خراسان شمالی مهد پرورش چهره‌هایی است که هر یک بخشی از تاریخ فرهنگی کشور را در خود جای داده‌اند. این استان با تنوع قومی و پیشینه کهن، نقش مهمی در ساختار فرهنگی ایران داشته است. تمدنی که ریشه‌هایش به اعماق تاریخ باز می‌گردد و در هر دوره با شخصیت‌های تأثیرگذار تجلی یافته است. این میراث، امروز در قاب همایش ملی شناخت مفاخر برجسته‌تر دیده می‌شود. اقدام ارزشمندی که می‌تواند مسیر توسعه گفتمان فرهنگی استان را روشن‌تر سازد. هویت فرهنگی این خطه، گوهری است که سزاوار توجه ملی است.

    سید عباس صالحی با اشاره به جایگاه بی‌بدیل خراسان شمالی در فرهنگ ایران، تأکید کرد که شناساندن مفاخر، گامی اساسی در حفاظت از داشته‌های تمدنی است. و نقش این استان را در شکل‌گیری فرهنگ علم‌محور ایرانی یادآور شد. خراسان شمالی با شخصیت‌هایی چون ابوالعباس اسفراینی، بخشی از هویت نهاد وزارت را در تاریخ ایران ماندگار کرده است. این نهاد از دیرباز سازوکار اداره امور کشور بوده است. ایرانیان وزارت را به عنوان رکن تمدنی پذیرفته و در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند. مسیر این نهاد از همین شخصیت‌های بزرگ عبور کرده است.

    درک هویت تاریخی ایران بدون شناخت مفاخر خراسان ممکن نیست. این استان در ادوار مختلف پایگاه نخبگان تأثیرگذار بوده است. صالحی یادآور شد که تاریخ ۱۲ روز مقاومت جنگ، نشان آشکاری از شجاعت این سرزمین بود. در آن روزها، محوریت هویت ایرانی در برابر تهدیدات جهانی آشکار شد. فرهنگ مقاومت، ریشه در گذشته این مردم دارد. خراسان شمالی نماد تلاقی غیرت ملی و حکمت تاریخی است.

    وزیر فرهنگ تصریح کرد که ایران در میان تمدن‌های بزرگ، از جمله معدود سرزمین‌هایی است که توانسته هویت دیرین خود را حفظ کند. استمرار فرهنگ ایرانی، از ایران کشوری تمدنی ساخت. این تداوم، نتیجه حضور کارگزاران توانمند در تاریخ اداری کشور بوده است. آنانی که با تدبیر و علم، ساختارهای حکومتی را پیش بردند. نقش مفاخر این سرزمین در استحکام بنیان‌های تمدنی غیرقابل انکار است.

    صالحی افزود هویت تمدنی ایران باوجود فراز و فرودهای تاریخی، همواره سربلند مانده است. دشمنان بارها تلاش کردند پایه‌های فرهنگی کشور را تضعیف کنند اما موفق نشدند. زیرا مردم این سرزمین پیوند عمیقی با گذشته خود دارند. شناخت مفاخر، تقویت این پیوند و افزایش حساسیت جامعه نسبت به ارزش‌های فرهنگی را در پی دارد. این آگاهی، سازنده آینده‌ای عزتمند است.

    در این همایش تأکید شد که مفاخر خراسان شمالی علاوه‌بر نقش‌های سیاسی و حکومتی، حافظان زبان فارسی نیز بوده‌اند. آنان به زبان، روح و هویت ایرانی جان دوباره بخشیدند. زبان فارسی نه‌فقط ابزار ارتباطی، بلکه حامل اندیشه، احساس و حکمت تمدنی است. نقش این زبان در جهان اسلام برجسته است. کارگزاران ایرانی آن را رسمیت بخشیدند و به جهان معرفی کردند. این وظیفه امروز نیز باید تداوم یابد.

    ادبیات و شعر ایران، بخش مهمی از کارت شناسایی هویتی کشور است. شعر فارسی مانند پلی میان گذشته و آینده، انتقال دهنده ارزش‌ها بوده است. وزرای کارآمد و ادب‌دوست ایرانی سبب شدند که فارسی به زبان دیوانی تبدیل شود. این اتفاق تاریخی، مانع تضعیف زبان و فرهنگ ملی شد. نقش ابوالعباس اسفراینی در این حوزه ارزشمند و اثرگذار است. او الگویی برای کارگزاران فرهنگی امروز محسوب می‌شود.

    وزیر فرهنگ نهاد وزارت را یک دستاورد ویژه ایرانی دانست. او گفت که این نهاد ریشه‌دار، تداوم‌دهنده ساختار قدرت و اداره کشور بوده است. در طول تاریخ، ایران را به‌عنوان امپراتوری فرهنگی زنده نگه داشت. نهاد وزارت با اتکا به عقلانیت، تمدن‌سازی را محقق کرد. چنین سابقه‌ای، ضرورت شناخت چهره‌هایی که در آن نقش داشتند را دوچندان می‌کند. این وظیفه در روایتگری تاریخ اهمیت دارد.


    خراسان شمالی، نه‌تنها گنجینه مفاخر تاریخی، بلکه حافظ بخشی از شناسنامه فرهنگی ایران است. وزرای برجسته، اندیشمندان و حافظان زبان فارسی در این خطه زیسته و در استمرار نهادهای تمدنی نقش‌آفرین بوده‌اند. بزرگداشت مفاخر، اهمیت توجه به ریشه‌های هویتی و نقش وزارت در تثبیت هویت ایرانی–اسلامی را یادآور می‌شود. پاسداشت جایگاه دانشمندان گذشته، نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی برای آینده این سرزمین است.


    خراسان شمالی به‌واسطه اقوام مختلف، جلوه‌ای از وحدت فرهنگی در کشور است. این تنوع، یک فرصت بی‌بدیل برای تولید قدرت نرم محسوب می‌شود. اقوام این خطه با زبان واحد، یعنی فارسی، ارتباط خود را با هویت ملی حفظ کرده‌اند. این هم‌افزایی فرهنگی، میراث گرانبهای نیاکان است. توجه به آن عامل تقویت انسجام اجتماعی خواهد بود. فرهنگ پیوسته زمانی حفظ می‌شود که ریشه‌ها فراموش نشوند.

    صالحی خاطرنشان کرد که تجلیل از بزرگان، افق فرهنگی جامعه را روشن‌تر می‌کند. این بزرگداشت‌ها فقط مراسم نیست، بلکه یادآوری مسئولیت ما در حفظ میراث ارزشمند است. باید بدانیم که مفاخر ستون‌های هویت این سرزمین هستند. جامعه بدون هویت، توان رقابت در جهان را ندارد. گرامیداشت گذشته یعنی تثبیت آینده‌ای مطمئن‌تر. این نگاه باید در سیاست‌گذاری‌ها پررنگ شود.

    این رویداد فرهنگی، زمینه‌ای برای تولید محتوا و پژوهش‌های عمیق‌تر درباره شخصیت‌های تاریخی استان فراهم می‌آورد. شناخت دقیق نقش آنان، مسیر توسعه فرهنگی را جهت‌دهی می‌کند. محافل علمی می‌توانند از این فرصت استفاده کنند. دانشگاه‌ها باید در معرفی اندیشه بزرگان بومی پیشگام باشند. این پیوند علم و فرهنگ، موتور محرک توسعه فرهنگی است. خراسان شمالی شایسته حضور در این نقشه ملی است.

    به گفته صالحی، نقش ابوالعباس اسفراینی در دوران خود، نه‌تنها اداری بلکه فرهنگی بود. شایستگی را در نهاد وزارت معنا کرد. شخصیت‌هایی همچون او تنها مدیر نبودند بلکه اندیشمند و فرهنگ‌ساز بودند. این الگو برای مدیران معاصر درس‌آموز است. تعهد، شایستگی و فرهنگ‌مداری، عناصر اصلی حکمرانی موفق محسوب می‌شود. این آموزه‌ها باید در آموزش مدیران امروز لحاظ شود.

    نام خراسان در تاریخ ایران همواره با حکمت، دانش و بزرگی همراه بوده است. خراسان شمالی بخشی از این نام سترگ را در خود جای داده است. از دانشگاه‌سازی گرفته تا نظام‌سازی؛ همه با حضور فرهیختگان این خطه معنا یافت. بزرگان این سرزمین سهمی ماندگار در اداره و پیشبرد امور کشور داشتند. روایت زندگی آنان، انتقال تجربه به نسل جوان است. نسلی که به قهرمانان فکری نیاز دارد.

    صالحی تاکید کرد که بزرگداشت مفاخر، تنها تجلیل گذشته نیست، بلکه چراغی برای نشاط فرهنگی امروز است. جامعه‌ای که به بزرگان خود بی‌توجه باشد، آینده‌اش را تهدید می‌کند. در مقابل، پاسداشت شخصیت‌های علمی، تقویت اعتماد به نفس ملی را به همراه دارد. جوانان با الگوبرداری از آنان، مسیر رشد خود را می‌یابند. این جریان باید دائمی و برنامه‌مند باشد. تک‌رویدادها کفایت نمی‌کنند.

    در این همایش آمده بود که بسیاری از دانشمندان ایرانی در دل تحولات جهانی، نقش‌آفرینی کرده‌اند. حتی وقتی ایران در شرایط دشوار بوده، اندیشه ایرانی خورشید جهان شده است. این پیوستگی تمدنی اتفاقی نیست. وجود نهادهای قوام‌بخش چون وزارت موجب پایداری ایران شده است. شخصیت‌هایی چون اسفراینی، از ایران سیمایی عقلانی ساختند. این مسیری است که باید برای استمرار آن کوشید.

    ابوالعباس اسفراینی به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین وزرای تاریخ ایران شناخته می‌شود. او در روزگار خود نظام دیوانی را متحول ساخت. نقش او در اداره امور، در تثبیت دولت بسیار اثرگذار بود. تاریخ‌نگاران شخصیتش را ستوده‌اند. اسفراینی نمادی از تدبیر و کفایت ایرانی است. خراسان شمالی باید به چنین چهره‌هایی افتخار کند.

    وزیر فرهنگ اظهار کرد که علاوه‌بر اسفراینی، چهره‌های برجسته‌ای چون بلعمی، عمیدالملک کندری و ابن‌سینا در تثبیت نهاد وزارت مؤثر بودند. خواجه نظام‌الملک و رشیدالدین فضل‌الله نیز با دانش و مدیریت، تاریخ ایران را ساختند. بسیاری از این شخصیت‌ها خود از خراسان برخاستند. این مجموعه نشان از ظرفیت عظیم منطقه دارد. بنابراین معرفی آنان باید یک اولویت فرهنگی باشد.

    این مفاخر، در ادبیات نیز نقش‌آفرین بوده‌اند. آن‌ها بدون جدایی علم و ادب، نشان دادند حکمرانی موفق نیازمند فرهنگ است. نهاد وزارت با حمایت از زبان فارسی، پایگاه هویت ایرانی شد. این رویکرد نباید فراموش شود. امروز نیز برای موفقیت مدیریتی باید فرهنگ تقویت شود. توسعه واقعی از فرهنگ آغاز می‌شود و به اقتصاد ختم خواهد شد.

    صالحی تأکید کرد که شناخت گذشته، افزایش قدرت تحلیل جامعه را در پی دارد. جامعه‌ای که تاریخ خود را می‌فهمد، بهتر می‌تواند در برابر هجمه‌های رسانه‌ای بایستد. امروز جنگ، جنگ روایت‌هاست. این روایت باید از دل افتخارات ایرانی ریشه بگیرد. هر شخصیت تاریخی یک روایت استقلال و هویت است. نباید اجازه دهیم این روایت‌ها کم‌رنگ شود.

    خراسان شمالی ظرفیت ایجاد جریان‌های تازه فرهنگی را دارد. تجربه مفاخر گذشته، ستون‌های مناسبی برای تولید هویت مدرن هستند. دولت باید در این مسیر حامی باشد. زیست‌بوم فرهنگی استان نیازمند برنامه‌ریزی پایدار است. رویدادهای علمی باید به‌صورت مستمر برگزار شود. جامعه فرهیختگان استان ارزشمندترین سرمایه آن است.

    با برگزاری چنین نکوداشت‌هایی، امکان معرفی صحیح خراسان شمالی به گردشگران فرهنگی فراهم می‌شود. این استان می‌تواند مقصد پژوهش‌گران و مشتاقان تاریخ باشد. ظرفیت‌های موجود باید به محصول فرهنگی تبدیل شوند. میراث فرهنگی اگر عرضه نشود، کارکرد خود را از دست می‌دهد. نمایش هویت، بخشی از توسعه فرهنگی است. خراسان شمالی آمادگی این نمایش را دارد.

    صالحی افزود که نقش وزارت در ایران، فراتر از اداره دیوانی بوده است. این نهاد پیونددهنده عقل مدیریتی و حکمت فرهنگی است. وزرای ایرانی الگوهای سیاست‌گذاری دانش‌بنیان بودند. این عقلانیت باید در حکمرانی امروز احیا شود. بزرگان دیروز مدیران تحول‌ساز بودند. این الگوها می‌توانند برای مدیران آینده الهام‌بخش باشند.

    فرهنگ؛ زیربنای استقامت ملت ایران در برابر بحران‌ها بوده است. هرگاه ایران در معرض تهدید قرار گرفت، فرهنگ نجات‌بخش شد. این فرهنگ محصول اندیشه مفاخر و حافظان زبان و ادب فارسی است. پاسداشت آن ضروری است. نسل آینده باید بداند قدرت ایران فقط در اقتصاد و سیاست نیست. فرهنگ مهم‌ترین سلاح این سرزمین بوده و هست.

    وزیر فرهنگ یادآور شد که همایش‌ها تنها زمانی اثرگذارند که به فعالیت اجرایی و پژوهشی منجر شوند. باید خروجی این رویدادها در کتاب‌ها، مستندها و طرح‌های فرهنگی دیده شود. ثبت و معرفی مفاخر برای نسل جوان یک رسالت است. این اقدام باید به حرکت ملی تبدیل شود. مسیری که از خراسان شمالی آغاز شده نباید متوقف گردد. سرمایه انسانی این خطه ظرفیت تداوم این حرکت را دارد.

    شناخت مفاخر، علاوه‌بر بعد فرهنگی، عامل افزایش خودباوری اجتماعی است. جامعه‌ای که بداند از کجا آمده است، بهتر می‌داند به کجا باید برود. هویت از گذشته نیرو می‌گیرد. خراسان شمالی در این زمینه پیش‌قدم شده است. این استان می‌تواند الگویی برای سایر مناطق باشد. تقویت جریان بزرگداشت مفاخر، آینده‌ای روشن را نوید می‌دهد.

    سید عباس صالحی این نوید را داد که وزارت فرهنگ آماده حمایت از جریان معرفی مفاخر است. باید این برنامه در سطح ملی پیگیری شود. میراث علمی، اداری و فرهنگی اسفراینی‌ها باید در نظام آموزشی بازتاب یابد. دانش‌آموزان نیازمند الگوهای بومی هستند. این رویکرد سبب رشد عدالت فرهنگی می‌شود. توزیع فرصت‌های فرهنگی باید متوازن باشد.

    خراسان شمالی با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی می‌تواند در اقتصاد فرهنگ نیز صاحب جایگاه باشد. بازار محصولات فرهنگی و گردشگری تاریخی یک ظرفیت مغفول است. مفاخر استان می‌توانند برند توسعه فرهنگی باشند. این برند قابلیت صادرشدن به سایر استان‌ها را دارد. وقتی فرهنگ دیده شود، اقتصاد نیز رونق می‌گیرد. این پیوند باید سیاست‌گذاری شود.

    در این همایش تأکید شد که فرهنگ باید در کنار توسعه اقتصادی دیده شود. تمدن ایرانی با ترکیب فرهنگ و حکمرانی شکل گرفته است. این رویکرد باید در عصر جدید به‌روز شود. اندیشه مفاخر راهنمای مسیر آینده خواهد بود. امروز ایران به مدیران فرهیخته نیاز دارد. همان‌گونه که دیروز این مدیران کشور را به اوج رساندند.

    افزایش شناخت مردم از چهره‌های تاریخی، موجب ارتقای فرهنگ عمومی می‌شود. رسانه‌ها در این مسیر نقش کلیدی دارند. رسانه‌ها باید روایت‌گران تاریخ باشند. معرفی مفاخر، از فراموشی هویت جلوگیری می‌کند. جامعه بدون روایت دچار سردرگمی می‌شود. پس روایت مفاخر، روایت ایران است.

    روایت مفاخر خراسان شمالی یک فرصت برای بازسازی نگاه جامعه به تاریخ است. تاریخ فقط کتاب و رویداد نیست. تاریخ، حکمت زندگی امروز است. استفاده درست از این میراث موجب انسجام فکری در جامعه می‌شود. این شناخت، آینه‌ای برای ارزیابی حال و آینده است. آینده‌ای که باید بر شانه‌های افتخار بنا شود.

    این همایش نماد آغاز یک جریان فرهنگی بزرگ‌تر است. جریانی که با حمایت نهادهای علمی تقویت خواهد شد. مراکز پژوهشی باید به معرفی و تحلیل نقش مفاخر بپردازند. از این رهگذر آگاهی عمومی افزایش می‌یابد. جامعه قدرشناس فرهنگ، جامعه‌ای قدرتمند است. این مسیر باید با جدیت دنبال شود.

    خراسان شمالی در قامت یک استان فرهنگی باید سهم بیشتری در تصمیم‌سازی‌های ملی داشته باشد. این استان نباید فقط در نقشه جغرافیا دیده شود. نقش آن در نقشه تمدنی ایران بسیار عمیق‌تر است. توجه بیشتر به این ظرفیت، موجب توسعه متوازن خواهد شد. فرهیختگان استان ظرفیت توسعه‌یافتگی هستند. این پتانسیل باید فعال شود.

    صالحی تصریح کرد که هویت، اساس امنیت فکری جامعه است. امنیت فرهنگی با تقویت ریشه‌ها به‌وجود می‌آید. مفاخر، ریشه‌های فرهنگی هستند. تجلیل از آنان، تقویت شریان‌های هویتی است. باید این حرکت در همه سطوح گسترش یابد. فرهنگ، مرزهای ایران را از درون مستحکم می‌کند.

    ایران امروز نیز همان ایران تمدنی دیروز است؛ با این تفاوت که میدان رقابت جهانی تغییر کرده است. برای پیروزی در این میدان، فرهنگ باید محور توسعه باشد. خراسان شمالی از جمله مناطقی است که می‌تواند پرچم‌دار چنین تفکری باشد. ظرفیت دانش‌بنیان این استان در حوزه فرهنگ قابل بروز است. این فرصت نباید از دست برود. آینده فرهنگ ایران با تکیه بر ریشه‌ها رقم خواهد خورد.

    این همایش فرهنگی نشان داد که آینده‌سازی نیازمند گذشته‌خوانی است. مفاخر، حافظه تاریخی یک ملت هستند. ملتی که حافظه‌اش را از دست بدهد، هویت خود را گم خواهد کرد. بنابراین باید در معرفی بزرگان نقش‌آفرین باشیم. این رسالت امروز بر دوش همگان است. از مدیران تا رسانه‌ها و حتی شهروندان.

    صالحی به نقش خانواده‌ها در انتقال ارزش‌های فرهنگی اشاره کرد. والدین می‌توانند مفاخر را به عنوان الگو معرفی کنند. تربیت هویتی باید از خانواده آغاز شود. اگر خانواده فرهنگ‌مدار باشد جامعه فرهنگ‌خواه می‌شود. نشر آگاهی از مفاخر می‌تواند بخشی از این تربیت باشد. خانه، نخستین مدرسه هویت است.

    مفاخر خراسان شمالی، نتیجه تلاش و پشتکار بی‌وقفه‌اند. آنان نشان دادند که بزرگی، حاصل علم و اخلاق است. این پیام باید به نسل جوان منتقل شود. جوانی که باور به توانایی‌های خود دارد، آینده‌ساز می‌شود. این باور باید در مدارس و دانشگاه‌ها بازتولید شود. مفاخر بهترین منبع این باور هستند.

    شناخت مفاخر فقط به حوزه تاریخی محدود نیست. این شناخت به توسعه فرهنگی امروز کمک می‌کند. آثار بزرگان باید در قالب‌های نوین تولید شود. مستندها، فیلم‌ها و کتاب‌های جذاب می‌توانند معرفی‌کننده آنان باشند. فناوری رسانه‌ای فرصتی برای بازتولید هویت است. این فرصت باید مدیریت شود. تا روایت ایرانی قدرتمند بماند.

    خراسان شمالی می‌تواند با راه‌اندازی جشنواره‌های تخصصی، سهم بیشتری در تولید رویدادهای ملی داشته باشد. این اقدام موجب جذب گردشگران فرهنگی خواهد شد. گردشگران به دنبال تجربه اصالت هستند. مفاخر سرشاخه اصالت ایرانی‌اند. تبدیل میراث فرهنگی به محصول گردشگری یک سیاست ارزشمند است. این حرکت رونق اقتصادی ایجاد می‌کند.

    صالحی تأکید کرد که باید برای مفاخر مراکز مطالعاتی و موزه‌های تخصصی ایجاد شود. چنین اقداماتی حافظه فرهنگی را از آسیب‌های فراموشی محافظت می‌کند. آرشیو ملی آثار بزرگان باید در استان شکل گیرد. این ساختار علمی، منبعی برای پژوهش‌های آینده خواهد شد. دانشگاه‌ها باید در این زمینه پیش‌رو باشند. این سرمایه‌گذاری نتیجه‌ای ماندگار خواهد داشت.

    روایت مفاخر خراسان شمالی باید به زبان امروز منتقل شود. کودکان و نوجوانان نیازمند روایت‌های جذاب و قابل فهم هستند. تولید کتاب‌های داستانی درباره بزرگان بومی بسیار اثرگذار است. هنر نیز می‌تواند در معرفی مفاخر نقش آفرینی کند. تئاتر، انیمیشن و تولیدات نمایشی این ظرفیت را دارند. فرهنگ زمانی ماندگار می‌شود که دیده و حس شود.

    این همایش پیامی روشن داشت؛ ایران زمانی قوی‌تر خواهد شد که گذشته‌اش را بهتر بشناسد. مفاخر، نشانه‌های قدرت تمدنی هستند. قدرتی که می‌تواند آینده را بسازد. خراسان شمالی، بخشی از این قدرت است. این استان باید جایگاه شایسته خود را در سیاست‌های فرهنگی کشور بیابد. آینده فرهنگ ایران بدون خراسان کامل نخواهد شد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار 

    ظرفیت مفاخر خراسان شمالی می‌تواند به برند فرهنگی استان تبدیل شود. این برند فرصت طلایی برای سرمایه‌گذاری در حوزه گردشگری فرهنگی است. ایجاد مسیرهای گردشگری مبتنی‌بر شخصیت‌های تاریخی، ارزش اقتصادی قابل توجهی خواهد داشت. تعامل میان بخش خصوصی و نهادهای فرهنگی در این حوزه ضروری است. هر مفخر می‌تواند یک مقصد گردشگری باشد. این تبدیل هویت به ثروت است.

    بازار محصولات فرهنگی مرتبط با مفاخر می‌تواند سهم قابل توجهی در اقتصاد خلاق استان داشته باشد. تولید کتاب، آثار هنری، صنایع‌دستی الهام‌گرفته از مفاخر می‌تواند اشتغال‌زا باشد. بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در عرضه محصولات، بازار فروش را گسترش می‌دهد. صادرات فرهنگی فرصتی برای معرفی استان در سطح بین‌المللی خواهد بود. خلق کسب‌وکار بر پایه هویت، یک مزیت رقابتی پایدار است. اقتصاد فرهنگ آینده‌نگر است.

    سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های گردشگری تاریخی از ضروریات توسعه اقتصادی استان است. بازسازی اماکن مرتبط با مفاخر، ایجاد فضاهای فرهنگی و مراکز مطالعاتی موجب جذب سرمایه و گردشگر می‌شود. دولت می‌تواند با ارائه تسهیلات، بخش خصوصی را تشویق کند. پیوند صنعت گردشگری با روایت فرهنگی باعث افزایش ماندگاری گردشگران خواهد شد. هر گردشگر یک مسافر اقتصادی است. این فرصت باید مدیریت شود.

    توسعه کسب‌وکارهای دانش‌بنیان فرهنگی در خراسان شمالی قابل تحقق است. استارتاپ‌ها می‌توانند خدمات هوشمند معرفی مفاخر را ارائه دهند. فناوری واقعیت افزوده و پلتفرم‌های دیجیتال، ابزارهای جذاب روایت هویت هستند. این نوآوری‌ها اشتغال‌زایی پایدار ایجاد می‌کند. ورود جوانان به عرصه اقتصاد فرهنگ، آینده استان را تضمین می‌کند. سنت و فناوری می‌توانند مکمل هم باشند.

    رشد اقتصاد فرهنگ نیازمند سیاست‌گذاری منسجم و مشارکت مردمی است. باید نگاه سرمایه‌ای به فرهنگ نهادینه شود. رسانه‌ها نقش کلیدی در ایجاد این نگرش دارند. معرفی فرصت‌های اقتصادی ناشی از هویت تاریخی باید پررنگ‌تر شود. هر شهروند می‌تواند سفیر فرهنگی استان باشد. توسعه اقتصادی بر پایه میراث فرهنگی، توسعه‌ای اصیل، پایدار و آینده‌ساز است.

  • بسیج؛ قدرت مردم در خدمت انقلاب

    بسیج؛ قدرت مردم در خدمت انقلاب

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار بسیج از آغازین روزهای انقلاب اسلامی، نمادی از اراده مردم در صحنه‌های حساس کشور بوده است. سرهنگ محمود علیخانی، فرمانده سپاه گرگان، معتقد است همراهی ملت در بسیج، نه تنها در عرصه دفاعی، بلکه در حوزه اجتماعی و اقتصادی کشور نیز بارها توطئه‌ها و بحران‌ها را خنثی کرده است.

    با گذشت بیش از چهار دهه، بسیج به عنوان یک نهاد مردمی توانسته در بحران‌های طبیعی و انسانی، از زلزله و سیل تا مشکلات معیشتی، نقش مؤثری ایفا کند و اقدامات سازنده‌ای را در کنار دولت به اجرا بگذارد. این همراهی مردم با بسیج، از منظر کارشناسان، نمونه موفق سازماندهی اجتماعی است که باعث افزایش انسجام ملی شده است.

    در طول جنگ تحمیلی، بسیج نه تنها در جبهه‌های نبرد حاضر بود، بلکه با ایجاد روحیه خودباوری در جامعه، پشتوانه‌ای برای تصمیمات استراتژیک کشور فراهم آورد. سرهنگ علیخانی می‌گوید: مشارکت مردم در صحنه‌های حساس، باعث شد که بسیاری از توطئه‌های دشمنان، حتی در شرایط سخت، ناکام بماند.

    بسیج در عرصه اقتصادی نیز ورود کرده است؛ از تولیدات محلی گرفته تا حمایت از کارآفرینی و فعالیت‌های جهادی در روستاها و مناطق محروم. این فعالیت‌ها نشان می‌دهد که بسیج تنها یک نیروی نظامی نیست، بلکه موتور محرکی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی نیز محسوب می‌شود.

    نکته جالب توجه در تحلیل کارشناسان، توان بسیج در شکل‌دهی به مشارکت عمومی و تقویت حس مسئولیت اجتماعی است. مردم با حضور فعال در بسیج، احساس مالکیت بر سرنوشت خود پیدا کرده‌اند و این حضور به تثبیت ارزش‌های انقلاب کمک کرده است.

    همچنین بسیج در حوزه فرهنگی و آموزشی، از تربیت نیروهای متخصص تا برگزاری همایش‌ها و دوره‌های آموزشی، به عنوان رکن اصلی ترویج فرهنگ خودباوری و مقاومت شناخته می‌شود. این برنامه‌ها با هدف تقویت مهارت‌های فردی و جمعی، همسو با سیاست‌های کلان کشور پیش رفته‌اند.

    با گذر زمان، بسیج توانسته جایگاه خود را به عنوان نهادی مردمی و موثر در عرصه‌های مختلف تثبیت کند و نشان دهد که همراهی مردم، ستون استواری است که هرگونه تهدید داخلی و خارجی را می‌تواند خنثی کند. تحلیلگران اقتصادی و اجتماعی معتقدند این نهاد، ظرفیت‌های بالقوه‌ای برای توسعه پایدار و کاهش آسیب‌های اجتماعی دارد که هنوز به طور کامل مورد بهره‌برداری قرار نگرفته است.


     از جبهه‌های دفاع مقدس تا فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی امروز، بسیج نمونه‌ای از سازماندهی مردمی است که با حضور فعال خود، اثرات ملموسی بر امنیت، توسعه و انسجام ملی گذاشته است.


     

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار سرهنگ محمود علیخانی با اشاره به اهمیت یادآوری تاریخ انقلاب گفت، برجسته‌سازی حادثه پنج آذر ۱۳۵۷ در گرگان، نه تنها ثبت خاطره تاریخی است بلکه هشداری به جامعه امروز برای ایستادگی در برابر ظلم و بی‌عدالتی محسوب می‌شود. مردم گرگان با ۱۴ شهید و شهیده در این واقعه، نشان دادند که همراهی با انقلاب، هزینه و ایستادگی می‌طلبد.

    این فرمانده سپاه خاطرنشان کرد، امسال هزار برنامه متنوع در حوزه‌های مختلف شهرستان گرگان برگزار می‌شود که ۲۰ برنامه آن شاخص شهرستانی است. نمایشگاه اقتدار بسیج، یادواره شهدا، اردوی جهادی و میز خدمت، تنها بخش کوچکی از این اقدامات است که حضور مردم را در عرصه اجتماعی تقویت می‌کند.

    یکی از نکات قابل توجه در تحلیل عملکرد بسیج، حضور فعال در حوزه فرهنگی است. برپایی جشنواره سرود، همایش شکوه مقاومت و دیدار با خانواده‌های شهدا، باعث می‌شود نسل‌های جوان با ارزش‌های انقلاب آشنا شوند و حس مسئولیت اجتماعی در آنان تقویت شود.

    سرهنگ علیخانی یادآوری کرد که این اقدامات صرفاً نمایش نیست، بلکه با هدف ارتقای سطح آگاهی، انسجام ملی و توانمندسازی جامعه طراحی شده‌اند. تحلیلگران اجتماعی می‌گویند، این حضور مستمر، مردم را با نهادهای انقلاب بیشتر همراه می‌کند و حس تعلق اجتماعی را افزایش می‌دهد.

    در حوزه اقتصادی، بسیج گرگان ورود جهادی به مشکلات معیشتی داشته است. اردوهای جهادی در مناطق محروم، کمک به تولیدات محلی و تسهیل کارآفرینی، نمونه‌هایی از توان بسیج در حل مسائل اقتصادی است. کارشناسان معتقدند این نوع اقدامات باعث کاهش فشار بر دولت و افزایش مشارکت عمومی در اقتصاد می‌شود.

    حضور بسیج در ترویج نظم و امنیت اجتماعی نیز برجسته است. فعالیت در مواقع بحران، اعم از سیل، زلزله و بحران‌های انسانی، نشان می‌دهد که بسیج می‌تواند به عنوان یک شبکه حمایتی و امنیتی مردمی عمل کند و اعتماد جامعه را به نهادهای رسمی تقویت نماید.

    تحلیلگران سیاسی تاکید می‌کنند، مشارکت مردم در بسیج، توانمندسازی اجتماعی و اقتصادی آنان را به دنبال دارد و به کاهش آسیب‌های اجتماعی کمک می‌کند. از نگاه آنان، این نوع سازماندهی مردمی نمونه موفقی از تعامل دولت و جامعه است که اثرات آن در سیاست و اقتصاد ملموس است.

    حادثه پنج آذر گرگان، یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب است که نشان می‌دهد همراهی مردم، می‌تواند مسیر یک ملت را تغییر دهد. سرهنگ علیخانی معتقد است، این یادآوری تاریخی، نسل امروز را با ضرورت مقاومت و ایستادگی در برابر توطئه‌ها آشنا می‌کند.

    از نگاه کارشناسان اجتماعی، برگزاری یادواره‌های شهدا و نمایشگاه اقتدار بسیج، نه تنها ارزش‌های تاریخی را زنده می‌کند بلکه باعث تقویت پیوند بین نسل‌ها و ارتقای سرمایه اجتماعی در جامعه می‌شود.

    برگزاری میز خدمت و همایش‌های مردمی در هفته بسیج، نشان می‌دهد که بسیج توانسته نهادهای عمومی را به خدمت مردم نزدیک کند و فرآیند تصمیم‌گیری و خدمات‌رسانی را بهینه نماید. کارشناسان می‌گویند، این امر باعث افزایش اعتماد عمومی به نهادهای رسمی می‌شود.

    اردوهای راهیان پیشرفت و جهادی، با هدف توانمندسازی مناطق کمتر توسعه یافته برگزار می‌شود و حضور فعال بسیجیان در این برنامه‌ها باعث می‌شود مشکلات محلی شناسایی و حل شود. این اقدامات، به نوعی توسعه پایدار محلی را نیز تسهیل می‌کند.

    برپایی رژه موتوری و خودرویی، به همراه جشنواره سرود و همایش‌های مقاومت، علاوه بر تقویت روحیه جمعی، زمینه افزایش تعاملات اجتماعی و انسجام محلی را فراهم می‌آورد. تحلیلگران فرهنگی معتقدند، این اقدامات به ارتقای هویت جمعی و تقویت حس وطن‌پرستی کمک می‌کند.

    از منظر اقتصادی، حمایت بسیج از تولیدات داخلی و کارآفرینی محلی، نشان می‌دهد که این نهاد می‌تواند نقش مؤثری در بهبود شرایط اقتصادی و کاهش بیکاری ایفا کند. تحلیل‌ها حاکی است مشارکت بسیج در فعالیت‌های اقتصادی، نمونه موفق همکاری بین نهاد مردمی و بازار است.

    کارشناسان اجتماعی تاکید می‌کنند، نقش بسیج در بحران‌های طبیعی، اعم از کمک‌رسانی سریع و هماهنگی میان مردم و دستگاه‌ها، باعث کاهش آسیب‌های اقتصادی و انسانی می‌شود و امنیت روانی جامعه را افزایش می‌دهد.

    حضور مردم در برنامه‌های بسیج و همراهی فعال آنان، نمونه‌ای از شهروندی مسئولانه است. این همراهی باعث شده که بسیج به نمادی از مشارکت عمومی تبدیل شود که توان مقابله با تهدیدها و بحران‌ها را دارد.

    تحلیلگران سیاسی معتقدند، برجسته‌سازی رویداد پنج آذر گرگان، نه تنها یک ضرورت تاریخی است، بلکه می‌تواند انگیزه‌ای برای مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم امروز باشد. این توجه تاریخی، سطح بصیرت عمومی را افزایش می‌دهد.

    برگزاری یادواره هزار و ۴۰۰ شهید شهرستان و حضور مردم در این رویدادها، نشان می‌دهد که بسیج توانسته ارتباطی مستحکم میان نسل‌های قدیم و جدید برقرار کند و ارزش‌های انقلاب را انتقال دهد.

    اردوهای آموزشی و فرهنگی بسیج، باعث ارتقای مهارت‌های فردی و جمعی در جامعه می‌شود و نقش موثری در تربیت نیروهای متخصص برای کشور دارد. کارشناسان آموزشی تاکید می‌کنند، این نوع برنامه‌ها می‌تواند خلأهای آموزشی و مهارتی را در مناطق کمتر توسعه یافته جبران کند.

    همایش‌های مردمی و نشست‌های تخصصی با حضور مردم، نمونه‌ای از روش‌های نوین بسیج برای تقویت حس مسئولیت اجتماعی است. این نوع تعامل، باعث شده که مردم احساس کنند در تصمیم‌گیری‌ها و مسائل اجتماعی نقش دارند.

    نمایشگاه اقتدار بسیج، نمادی از توانمندی‌های مردمی و سازماندهی اجتماعی است. تحلیلگران اقتصادی معتقدند، این نوع نمایشگاه‌ها باعث جلب اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی می‌شود و زمینه رشد اقتصادی محلی را فراهم می‌آورد.

    اردوهای جهادی بسیج در مناطق محروم، علاوه بر کمک‌رسانی، به آموزش و توانمندسازی اقتصادی مردم نیز می‌پردازد. این اقدامات باعث کاهش فاصله اقتصادی و اجتماعی در سطح شهرستان و استان می‌شود.

    نکته قابل تامل بازار کسب‌وکار

    حضور بسیج در حمایت از تولیدات داخلی، تسهیل دسترسی به منابع و کمک به توسعه کارآفرینی، نمونه‌ای از نقش نهادهای مردمی در اقتصاد است. این همکاری باعث شده بسیاری از پروژه‌ها با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتر اجرا شوند.

    برگزاری میز خدمت و همایش‌های اقتصادی، فرصت مناسبی برای تعامل بین مردم، نهادهای دولتی و فعالان بازار فراهم کرده است. تحلیلگران اقتصادی می‌گویند، این فرآیند باعث کاهش بروکراسی و افزایش شفافیت در فعالیت‌های اقتصادی شده است.

    حمایت بسیج از صنایع کوچک و متوسط، یکی از نکات قابل توجه در تحلیل بازار کسب‌وکار است. کارشناسان معتقدند، این حمایت باعث افزایش تولید، ایجاد اشتغال و تقویت اقتصاد محلی می‌شود.

    ورود بسیج به عرصه اقتصادی و اجتماعی، باعث شده است که شهروندان فعال‌تر در مسائل اقتصادی عمل کنند و نگاهشان به تولید و کارآفرینی تقویت شود. این تجربه، نمونه موفقی از مشارکت مردم در توسعه اقتصادی است.

    در چهار پاراگراف پایانی، کارشناسان اقتصادی دیدگاه‌های مثبت و منفی خود را مطرح کردند. برخی معتقدند، بسیج با حمایت از فعالیت‌های جهادی و تولیدات محلی، باعث رشد اقتصادی و کاهش فقر شده است.

    برخی دیگر نقد می‌کنند که فعالیت‌های بسیج در اقتصاد، گاهی با برنامه‌ریزی غیرمتمرکز و مدیریت دولتی هماهنگ نیست و نیازمند انسجام بیشتر در سیاست‌گذاری است.

    مردم نیز در نظرسنجی‌های محلی اعلام کرده‌اند که حضور بسیج، امنیت روانی و اقتصادی آنان را افزایش داده و باعث شده که اعتمادشان به نهادهای رسمی بیشتر شود.

    همچنین برخی از مردم معتقدند، فعالیت‌های بسیج در بازار اقتصادی می‌تواند به نفع تولیدکنندگان باشد اما لازم است با سیاست‌گذاری دقیق، از تمرکز قدرت در دست نهادها جلوگیری شود تا اثرات مثبت بیشتری ایجاد شود.

  • آغاز قانون از اتاق مدیران

    آغاز قانون از اتاق مدیران

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار اظهارات اخیر رئیس‌جمهور درباره لزوم رعایت عفاف و حجاب از سوی مدیران و کارکنان دستگاه‌های دولتی، بازتاب وسیعی در فضای اجتماعی داشته است. او بر این نکته تأکید دارد که اجرای قانون باید از مسئولان آغاز شود تا اقتدار آن در جامعه معنا پیدا کند.

    پزشکیان می‌گوید اگر مدیر دستگاهی خود به اصول و قوانین پایبند نباشد، نه‌تنها جایگاه الگوی رفتاری خود را از دست می‌دهد، بلکه مسیر قانون‌گرایی در جامعه را نیز از بین می‌برد. زیرا مردم از مسئولان انتظار قاطعیت در عمل دارند نه صرفاً بیان شعار.

    اما واقعیت این است که در سال‌های اخیر بخشی از جامعه به دلیل کاهش نظارت و تغییرات در فضای اجتماعی، شاهد کمرنگ شدن برخی هنجارها بوده است. این شرایط بازگرداندن انضباط فرهنگی و اجتماعی را نیازمند برنامه‌ریزی جدی و همکاری چندبخشی می‌کند.

    برخورد قضایی با هنجارشکنی در خط مقدم

    در همین راستا نقش قوه قضاییه و نهادهای نظارتی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. دادستان مرکز استان گلستان در نشست مشترک با اصناف بر تشدید برخوردهای قضایی و نظارت بر فعالیت کافه‌ها و واحدهای پذیرایی تأکید کرده است.

    به گفته او دشمن پس از ناکامی در جنگ ۱۲ روزه، تلاش خود را به حوزه جنگ نرم منتقل کرده و در پی قبح‌زدایی از بی‌حجابی و هنجارشکنی است.

    مهدی رزاقی‌نژاد اعلام کرده است که به دستور رئیس قوه قضاییه، مقابله با برهنگی و بی‌حجابی به صورت ویژه دنبال می‌شود و فراجا و دستگاه‌های امنیتی نیز بر شناسایی شبکه‌های سازمان‌یافته متمرکز هستند.

    او تأکید کرده مجوزدهی به مراسم‌ها باید همراه با تعهدات مشخص و نظارت میدانی باشد و ترک فعل متولیان با برخورد قانونی روبه‌رو خواهد شد.

    دادستان گلستان با استناد به گزارش‌های مردمی درباره برخی کافه‌ها نیز گفت: سد معبر و رفتارهای خلاف قانون و شرع در برخی واحدها پذیرفتنی نیست؛ در صورت تکرار، متخلفان تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرند. همچنین اداره صمت موظف به تعیین ساعت کاری مشخص و شهرداری مکلف به رفع سد معبر است.


    اکنون پرسش این است که در شرایط تجربه‌شده رهاشدگی فرهنگی، آیا دستگاه‌های مسئول به وظایف قانونی خود عمل خواهند کرد یا بار دیگر آخرین حلقه امنیتی کشور یعنی نیروی انتظامی (فراجا) مجبور به ایستادگی در خط مقدم اجرای قانون خواهد شد؟


    رزاقی‌نژاد در عین برخورد با ناهنجاری‌ها اعلام کرد: دستگاه قضایی از اصناف قانون‌مدار حمایت خواهد کرد و برای حل مشکلات صنوف، کارگروه مشترک با حضور نمایندگان اصناف تشکیل می‌شود.

    این رویکرد نشان می‌دهد که اجرای قانون در حوزه عفاف و حجاب، تنها مطالبه از مردم نیست؛ بلکه باید از سازوکارهای رسمی حاکمیت تا محیط عمومی کسب‌وکار شامل شود تا جامعه در مسیر احترام متقابل به قانون قرار گیرد.

    در گذشته بارها دیده شده که آخرین حلقه امنیتی کشور، یعنی نیروی انتظامی (فراجا)، مجبور به ایفای نقش اصلی و تحمل بار سنگین اجرای قوانین شده است؛ در حالی‌که برخی نهادها مسئولیت قانونی خود را به‌طور کامل انجام نداده‌اند. اکنون انتظار عمومی این است که همه دستگاه‌ها هم‌سطح و یکپارچه وارد میدان شوند.

    اجرای موفق این طرح بدون اقناع‌سازی اجتماعی ممکن نیست. قانون باید هم مقتدر باشد و هم با گفت‌وگو و هم‌افزایی فرهنگی همراه شود تا مردم آن را نه یک اجبار صرف، بلکه تضمین‌کننده امنیت و آرامش اجتماعی خود بدانند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    هنجارهای فرهنگی و دینی در ایران تنها مؤلفه‌های اجتماعی نیستند؛ بلکه رابطه مستقیم با فضای کسب‌وکار و اعتماد اقتصادی جامعه دارند. بی‌نظمی هنجاری موجب افزایش ریسک اجتماعی و کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به فعالیت در بازار می‌شود.

    وقتی مدیران و نهادها قانون‌مداری را به‌عنوان اصول بنیادین نهادینه کنند، فضای اقتصادی شفاف‌تر شده و امنیت روانی شهروندان و فعالان اقتصادی تقویت می‌شود. این یعنی قانون‌گرایی نه مانع، بلکه ضامن توسعه کسب‌وکار است.

    ساماندهی صنوف مانند کافه‌ها که بخشی مهم از اقتصاد خدماتی و گردشگری شهری محسوب می‌شوند، می‌تواند ضمن حمایت از واحدهای قانون‌مدار، استانداردهای جدیدی در ارائه خدمات ایجاد کند و فرصت‌های شغلی پایدار را افزایش دهد.

    فضای مبهم، دوگانه و پرتنش بزرگ‌ترین دشمن رونق اقتصادی است. ثبات قانونی = ثبات اقتصادی
    پس عفاف و حجاب، امنیت اجتماعی و نظم صنفی، حلقه‌هایی از یک زنجیره واحد در مسیر رشد و توسعه‌اند.

    اکنون آغاز اصلاحات به دست دولت رقم خورده است. اگر مدیران الگوی رعایت قانون شوند و دستگاه‌ها مکمل یکدیگر عمل کنند، اعتماد عمومی احیا و جامعه به سمت همگرایی فرهنگی و ثبات اقتصادی حرکت خواهد کرد.
    افکار عمومی منتظر است ببیند قانون از کجا و چگونه آغاز خواهد شد…

  • وحدت گلستان در روزهای جنگ و آتش

    وحدت گلستان در روزهای جنگ و آتش

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار در روزهایی که صدای آژیر خطر آسمان ایران را لرزاند و دشمن با جنگ سخت و عملیات روانی تلاش کرد میان دل‌های مردم شکاف بیندازد، گلستان با هم‌دلی شیعه و سنی و همراهی اقوام مختلفش ثابت کرد این سرزمین، حتی در دل آتش هم بر محور وحدت می‌ایستد و ایمان و وطن‌دوستی مردمش، سدی محکم‌تر از هر پدافند و موشکی است.

    حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی اکبر اجاق‌نژاد، تولیت مسجد جمکران، در رویداد «جام رسانه امید» گفت: بسیج در سال ۱۳۵۸ به فرمان امام خمینی (ره) و با حکمت الهی تأسیس شد و ریشه‌دار و محکم در تاریخ است. و ادامه داد امام (ره) با پیروی از پیامبر اسلام و اهل بیت، بنیان این نهاد را پایه‌گذاری کرد و هدف آن دفاع از دین، انقلاب و ملت است.

    اجاق‌نژاد تصریح کرد: بسیج، نماد بصیرت، ولایت‌پذیری و مردم‌باوری است و بسیجیان بدون توجه به گرایش‌های سیاسی، همواره در خدمت ملت و نظام هستند. وی نمونه‌هایی از این روحیه را در شهیدانی چون حاج قاسم سلیمانی، شهید حججی و شهید صیاد شیرازی ذکر کرد که وفاداری و بصیرت بسیجیان را نشان می‌دهند.

    تولیت مسجد جمکران افزود: بسیج در تمامی عرصه‌ها از جمله دفاع مقدس، امنیت، کمک‌های مردمی، سازندگی و مقابله با حوادث طبیعی نقش فعال دارد و با رویکردی انسانی و مردمی، در کنار دولت‌ها و نهادها، برای حل مشکلات کشور تلاش می‌کند.

    وی ادامه داد: بسیج متعلق به همه ملت است و نماد اقتدار و عظمت ایران اسلامی است. و تأکید کرد که برنامه‌های هفته بسیج، با هدف تقویت روحیه مقاومت، بصیرت و همبستگی ملی برگزار می‌شوند و امسال، به دلیل همزمانی با ایام شهادت و فاطمیه، با رویکرد وحدت و تقویت روحیه جهادی و انقلابی طراحی شده‌اند.

    از جمله برنامه‌ها، زیارت خانواده‌های شهدا، تفقه در دین و برگزاری مسابقات و مراسم مختلف است. شعارهای هفته امسال بر محور بصیرت، خودباوری، هویت ملی، جهاد، پیشرفت و اتحاد استوار است و با حضور گسترده مردم و عشایر برگزار می‌شود که نشان‌دهنده عمق باور و ارادت ملت ایران به ارزش‌های انقلاب و امام راحل است.

    تولیت مسجد جمکران همچنین از اختتامیه جامعه رسانه عمومی، نشست‌های خبری استانی، دیدار با علمای اعلام و برگزاری مراسم در یادمان شهدای شلمچه با شعار «یا فاطمه الزهرا» خبر داد و گفت: افتتاحیه برنامه‌های هفته، نماد شروع فعالیت‌های فرهنگی و انقلابی است که با روحیه جهادی و انقلابی برگزار می‌شود.


    گلستان در دل بحران نشان داد زیبایی ایران در کنار هم بودن رنگ‌هاست؛ وحدتی که نه با شعار، بلکه با خون شهدا و ایستادگی مردم معنا شده است.


    در نخستین شب آژیر خطر، مادری در گرگان دستان فرزندانش را محکم گرفت و گفت: «نترسید… ما همیشه کنار هم بودیم.» مردم گلستان فهمیدند جنگ فقط در آسمان نیست؛ در دل‌ها هم آغاز شده و ایمان، سنگر استواری برای مقابله با دشمن می‌شود.

    در گنبدکاووس، پیرمرد ترکمن کنار نوه‌اش ایستاده بود و پرچم ایران را که از دوران دفاع مقدس نگه داشته بود، بر سر در خانه نصب کرد. لبخند آرامش‌بخش او، نشان از مقاومت قلب‌های مردم داشت: دشمن اگر می‌خواهد دل ما را بلرزاند، باید بداند که این دل‌ها با خون شهدا محک خورده است.

    در همان شب، در همه محله‌های شیعه و سنی گلستان، چراغ‌ها روشن ماندند؛ نه از ترس، بلکه برای اینکه امید خاموش نشود. مردم متوجه شدند آزمونی تازه آغاز شده: آزمونِ وحدت، بصیرت و وفاداری به وطن.

    جنگ دوازده‌روزه ایران با رژیم صهیونیستی، آزمونی برای سنجش تاب‌آوری اجتماعی و همبستگی ملی بود.

    گلستان، با تنوع قومیتی‌اش، زیر ذره‌بین رسانه‌ها قرار گرفت. همه می‌پرسیدند آیا این استان مانند گذشته، دیوار وحدت خود را حفظ خواهد کرد؟

    در سخت‌ترین لحظات، آنچه مشاهده شد، افتخار به هم‌سرنوشتی بود؛ مردمی که یاد گرفته‌اند تفاوت‌ها، ثروت اجتماعی‌اند نه تهدید.

    بیش از ۴ هزار شهید از گلستان، روایت پرشکوهی است از همراهی این سرزمین با آرمان‌های انقلاب و دفاع از ایران. بیش از ۶۰۰ شهید اهل سنت، سند زنده‌ای از وحدت واقعی هستند.

    کارشناسان اجتماعی معتقدند این آمار نشان می‌دهد همزیستی در گلستان ظاهری نیست؛ ریشه در باورها و تاریخ دارد.

    در روزهای آتش و دود، مساجد و تکایا، پناهگاه دل‌های مضطرب شدند. شیعه و سنی، در یک صف دعا نشستند و برای آرامش کشور دست به آسمان بردند.

    وقتی حمله هوایی ناجوانمردانه به تهران رخ داد، چشم‌ها به نام‌هایی روشن شد که از گلستان برخاسته بودند؛ نام‌هایی که امنیت مردم را با خون خود امضا کردند.

    شهیدان طاها گرایلو، علیرضا پهلوان و امید گوکلانی، دلاورانی از گلستان، در صف مقدم دفاع از وطن ایستادند.

    سرباز شهید اهل سنت، امیرحسین دوگونچی، افتخاری تازه برای تاریخ وحدت در گلستان نوشت.

    مادران این شهدا، هرچند متفاوت در مذهب، اما یکسان در عظمت قلب گفتند: «فرزند ما برای ملت ایران رفت.»

    تحلیلگران می‌گویند دشمن در این جنگ، بیشتر از موشک‌ها، روی عملیات روانی سرمایه‌گذاری کرد تا جامعه را دچار بی‌اعتمادی کند.

    اما حضور جوانان ترکمن در امداد و مشارکت مردم شیعه در حمایت از خانواده‌های اهل سنت نشان داد دشمن اشتباه کرده است.

    در گفت‌وگو با شهروندان، یک جوان اهل سنت از آق‌قلا گفت: «ایرانی بودن فقط یک شناسنامه نیست؛ یک تعهد است.»

    کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند که دشمن وقتی از جنگ سخت نتیجه نگیرد، جنگ اقتصادی را تشدید می‌کند؛ جایی که مدیریت هوشمندانه ضروری است.

    در برخی بازارهای گلستان، التهاب و افزایش مقطعی قیمت‌ها مشاهده شد؛ بسیاری نگران‌اند که فشار اقتصادی به شکاف اجتماعی تبدیل شود.

    مردم خواستار حمایت معیشتی و نظارت قوی بر بازار هستند تا سودجویان از شرایط سوءاستفاده نکنند.

    امید و نگرانی در کنار هم جریان دارد؛ امید به مقاومت ملی و نگرانی از بی‌ثباتی اقتصادی.

    کارشناسان فرهنگی معتقدند: وحدت باید تبدیل به فرهنگ دائمی شود؛ نه واکنشی مقطعی به بحران‌ها.

    گلستان ظرفیت الگوی همگرایی در سطح ملی را دارد؛ به شرط آنکه عدالت در توسعه و خدمات برابر برای همه شهرستان‌ها و اقوام اجرا شود.

    فعالان اجتماعی می‌پرسند: آیا همزیستی زیبا در بحران، در روزهای آرام هم حفظ خواهد شد؟

    پاسخ مردم روشن است: اگر مسئولان همراه ما باشند، ما همیشه کنار هم هستیم.

    نشست‌های مردمی پیشنهاداتی برای افزایش سرمایه اجتماعی ارائه کردند؛ از مشارکت جوانان در مدیریت محلی تا پروژه‌های مشترک فرهنگی و اقتصادی.

    گلستان می‌داند وحدت، نیازمند مراقبت مداوم است؛ هر بی‌عدالتی ترک کوچکی بر این دیوار محکم ایجاد می‌کند.

    مردم باور دارند: دشمن از همین وحدت می‌ترسد؛ بیش از هر سلاحی.

    وقتی رهگذری از کنار مزار شهدا در گرگان یا گنبد می‌گذرد، می‌بیند روی سنگ‌ها دو کلمه حک شده: «مدافع وطن». نه مذهب نوشته‌اند، نه قومیت؛ فقط وطن.

    یک مادر شهید ترکمن کنار مزار پسرش زیر لب گفت: پسرم رفت تا همسایه شیعه‌مان آرام بخوابد.»این جمله، قصه واقعی گلستان است.

    روزی که آرامش کامل بازگردد، تاریخ خواهد نوشت: گلستان در دل آتش هم گلستان ماند… چون مردمش یاد گرفتند اگر کنار هم بایستند، هیچ دشمنی جرأت نگاه چپ به ایران ندارد.

  • ایرانِ بی‌کتاب؛ نسل جدید در خطر بی‌سوادی مدرن!

    ایرانِ بی‌کتاب؛ نسل جدید در خطر بی‌سوادی مدرن!

    اهمیت مطالعه در توسعه فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی بر کسی پوشیده نیست؛ کتاب محور بهبود قدرت تحلیل، مهارت حل مسئله و زیربنای نوآوری در جوامع است. با این حال ایران در یک قرن گذشته نتوانسته مسیر علمی و اصولی برای گسترش کتابخوانی طراحی کند.

    آمارهای غیررسمی از کاهش سرانه مطالعه حکایت دارد؛ نشانه‌ای از اینکه کتاب در سبد زندگی بسیاری از خانواده‌ها جایی ندارد. حتی تعریف مشخص و توافق‌شده‌ای از سرانه مطالعه در کشور وجود ندارد تا بتوان براساس آن سیاست‌گذاری کرد.

    کارشناسان حوزه کتاب معتقدند ذخیره واژگان و مهارت زبانی کودکان در ایران استاندارد مشخصی ندارد. بسیاری از دانش‌آموزان در سنین ابتدایی با واژگان محدود وارد مقاطع بالاتر می‌شوند و همین ضعف، تا دانشگاه همراه آنهاست.

    در نتیجه این کمبود، نگارش صحیح، جمله‌بندی اصولی و توانایی انتقال مفاهیم در مکاتبات رسمی و حتی روزمره دچار چالش شده است. این مشکل بعدها در محیط‌های کاری نیز نمود بیشتری پیدا می‌کند.

    روند یادگیری زبان و مطالعه در مدارس نیز عمدتا حفظ‌محور است؛ به جای یادگیری عمیق و مهارت‌محور، نتیجه‌گرایی کوتاه‌مدت بر سیستم آموزشی سایه انداخته است.

    در بسیاری از کشورهای پیشرفته، مدارس با شیوه‌های جذاب مطالعه مانند کتابخانه‌های فعال، نشست‌های کتابخوانی و پروژه‌های تحقیقاتی، عشق به کتاب را نهادینه می‌کنند؛ حوزه‌ای که در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

    فرهنگ شفاهی به گفته جامعه‌شناسان، ریشه تاریخی دارد و بر رفتار امروز جامعه ایرانی نیز اثرگذار است. ما گفتار را بر نوشتار ترجیح می‌دهیم و همین عادت، انس با کتاب را کمرنگ کرده است.

    کودکان در ایران با شیوه‌های مختلف خواندن مانند سریع‌خوانی، مرور هوشمندانه یا مطالعه تحلیلی آشنا نمی‌شوند. نتیجه آن، مطالعه‌ای کم‌اثر و بدون کشف و لذت است.

    نبود عادت به مشاهده، کنجکاوی و پرسشگری باعث شده کتاب دیگر پنجره‌ای به جهان نباشد؛ بلکه وظیفه‌ای اجباری در فرآیند آموزشی تلقی شود.

    کارشناسان ادبیات کودک معتقدند: اگر کودک از مطالعه لذت نبرد، هیچ برنامه فرهنگی قادر به تغییر عادت او در بزرگسالی نخواهد بود.

    این ضعف به نوشتن نیز سرایت کرده است؛ زیرا خواندن و نوشتن رابطه‌ای مستقیم و تقویتی دارند و جدایی‌پذیر نیستند.

    انشاء نویسی در مدارس سال‌هاست با موضوعات تکراری و غیرجذاب همراه است؛ موضوعاتی که ذهن خلاق دانش‌آموز را به چالش نمی‌کشد و به کشف و تجربه ختم نمی‌شود.


    کارشناسان ریشه این فاصله را در نظام آموزشی کمیت‌محور، سیاست‌های فرهنگی ناکارآمد، بی‌توجهی خانواده‌ها به مهارت‌های پایه و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت می‌دانند. نتیجه آن، افت مهارت انتقال مفاهیم، ضعف خلاقیت و حتی کاهش بهره‌وری اقتصادی در کشور است.


    در مقابل، برخی خانواده‌ها تصور می‌کنند مطالعه تنها با کتاب درسی معنا پیدا می‌کند؛ در حالی که آموزش و پرورش مدرن، «آموزش پیرامونی» را رکن توسعه مهارت‌ها می‌داند.

    جامعه‌شناسان اعتقاد دارند ما معمولا یا نمی‌نویسیم، یا اگر بخواهیم بنویسیم انتظار یک شاهکار داریم. همین کمال‌گرایی، ابتدای مسیر را سخت و گاهی غیرممکن می‌کند.

    فیلسوفانه خواندن، اما بی‌ارتباط با نیازهای روز نیز مشکلی دیگر است. بسیاری تصور می‌کنند مطالعه سریع، سطحی است؛ در حالی که تندخوانی هم درک عمیق‌تری ایجاد می‌کند، اگر تکنیک‌ها درست آموزش داده شود.

    مشکل کتابخوانی تنها فرهنگی نیست؛ ریشه‌های اقتصادی نیز دارد. در شرایط تورم و کاهش قدرت خرید، کتاب به کالایی لوکس بدل شده است.

    از سوی دیگر بازار نشر ایران با مشکلات ساختاری مواجه است؛ از گرانی کاغذ و هزینه چاپ گرفته تا نبود حمایت‌های مؤثر در توزیع و تبلیغ.

    کتابخانه‌های عمومی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های عدالت فرهنگی، در بسیاری مناطق با کمبود منابع، امکانات و نیروی متخصص روبه‌رو هستند.

    کتاب‌فروشی‌ها تحلیل رفته‌اند و جای خود را به ویترین‌گردی مراکز خرید داده‌اند؛ فروشگاه‌هایی که کتاب اغلب آخرین انتخاب مشتریانشان است.

    در فضای مجازی نیز به‌جای ترویج کتابخوانی، بیشتر محتواهای کوتاه، زرد و نمایشی دیده می‌شود؛ محتواهایی که فرصت تأمل را از جامعه گرفته‌اند.

    جامعه‌ای که فرصت مکث نداشته باشد، به سختی می‌تواند آینده‌ای توسعه‌یافته را تجربه کند. کتاب همان مکث ارزشمندی است که از ما دریغ شده است.

    نظام آموزش عالی نیز با گرایش شدید به کمیت‌گرایی، نتوانسته دانشجویانی پژوهش‌محور و کتابخوان تربیت کند.

    دانشجویانی که اغلب در تهیه مقاله، پایان‌نامه و گزارش‌های علمی نیز با ضعف نگارشی و استدلالی روبه‌رو هستند.

    در کنار این چالش‌ها، گروهی از کارشناسان معتقدند امید همچنان وجود دارد؛ بازار کتاب کودک رو به رشد است و تولید محتوای بومی در این حوزه می‌تواند آینده را روشن‌تر کند.

    کتاب‌خوانی دیجیتال نیز فرصتی تازه برای نسل جدید فراهم کرده، به شرط آنکه محتوای سالم و جذاب ارائه شود.

    برگزاری جشنواره‌های کتاب، طرح‌های فصلی خرید، حمایت از نویسندگان جوان و ترویج فعالیت‌های جمعی کتابخوانی، گام‌هایی مثبت است که باید تقویت شود.

    اقتصاددانان تأکید می‌کنند: کتاب بخشی از اقتصاد خلاق است و بی‌توجهی به آن، به معنای پایین‌ماندن بهره‌وری و نوآوری در کشور است.

    جامعه‌ای که مطالعه را جدی بگیرد، آینده کسب‌وکارهای دانش‌بنیان را تضمین کرده است. زیرا مهارت خواندن، موتور خلاقیت و نوآوری است.

    برای بازگشت کتاب به زندگی مردم، یک عزم ملی لازم است: همکاری خانواده، مدرسه، رسانه‌ها، ناشران و حاکمیت.

    یار مهربان هنوز زنده است؛ اما برای بازگشت به جایگاه واقعی خود، باید خاک از چهره‌اش زدوده شود و دوباره به قلب خانه‌ها و مدرسه‌ها راه یابد.

    سخنان وتوصیه های مقام معظم رهبری در مورد مطالعه کتاب: ابزارهای نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون ومحتوای کتابها را راحت تر وآسان تر منتقل کنند.جای کتاب را هیچ چیزی نمی گیرد. شما همه اقشار جامعه در هر سنی که هستید درحال تعلم باشید، درحال یادگرفتن باشید. اینهمه کتاب داریم وقتی را بگذارید برای کتاب خواندن. یکی از مشکلات ما تنبلی در مطالعه است.

    انسان در تعجب می ماند اینکه عده ای به کتاب بی اعتنایی می کنند باتوجه به اینکه چقدر از وقتشان در رفت وآمدها ،در اتوبوس ها حتی در حرف زدن های بیهوده صرف می شود. باید شرایطی شود که در سبد مصرفی خانواده ها کتاب یک سهم قابل قبولی پیدا کند وکتاب را برای خواندن بخرند نه اینکه برای تزئین کتابخانه ونشان دادن به این وآن.

    امام على علیه‌السلام: مَن تَسَلّى بِالکُتبِ لَم تَفُتهُ سَلوَهٌ کسى که با کتاب آرامش یابد، هیچ آرامشى را از دست نداده است.

     نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    کتاب، تنها کالا فرهنگی نیست؛ یک سرمایه‌گذاری اقتصادی بلندمدت‌ است. هر جلد کتاب، ذهنی را آماده کارآفرینی، حل مسئله و مشارکت اجتماعی می‌کند.

    کشورهایی که سرانه مطالعه بالا دارند، رشد اقتصادی پایدار و صنایع خلاق قدرتمندتری ایجاد کرده‌اند. اقتصاد دانش‌بنیان بدون مطالعه پیش نمی‌رود.

    بازار نشر می‌تواند هزاران فرصت شغلی در چاپ، طراحی، محتوا، فناوری و بازاریابی ایجاد کند؛ به شرطی که سیاست‌گذاری‌ها، این زنجیره ارزش را حمایت کند.

    کتابخوانی تنها یک دغدغه فرهنگی نیست؛ پیشران توسعه اقتصادی است. بازگشت کتاب به زندگی مردم یعنی بازگشت رونق به مغز اقتصادی کشور.

  • دوراهی بودجه و آینده کتابخانه‌های عمومی گلستان

    دوراهی بودجه و آینده کتابخانه‌های عمومی گلستان

    به گزارش بازار کسب و کار پیشرفت هر جامعه‌ای از فرهنگ آغاز می‌شود و اگر فرهنگ را پیکره‌ای زنده بدانیم، کتاب همان خونی است که حیات را در رگ‌های جامعه جریان می‌دهد. در جهانی که رقابت مبتنی‌بر دانش و تحلیل است، کتابداری و کتابخوانی به یکی از شاخص‌های مهم قدرت فرهنگی و حتی اقتصادی کشورها تبدیل شده است.

    نام‌گذاری ۲۴ آبان‌ماه به‌عنوان روز کتاب و کتابخوانی، به ما یادآوری می‌کند که میان فرهنگ مکتوب و توسعه هیچ فاصله‌ای وجود ندارد. این روز مصادف با سالروز رحلت علامه طباطبایی، مفسر بزرگ قرآن و صاحب اثر سترگ المیزان است؛ و چه انتخابی بهتر از این برای پاسداشت اندیشه.

    برگزاری جشنواره‌ها، نمایشگاه‌ها و سخنرانی‌ها در مدارس، دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها اگرچه اقداماتی ارزشمندند اما کافی نیستند. فرهنگ کتابخوانی فقط در صورتی ماندگار می‌شود که به عادت روزانه مردم تبدیل گردد و نه فعالیت صرفاً مناسبتی.

    سید محسن حسینی برساووش، به‌عنوان فردی با سابقه مدیریتی در امور شهری و همچنین کارنامه تألیف چندین کتاب، باور دارد که کتاب باید بخشی جدایی‌ناپذیر از سبک زندگی شهروندان باشد. او معتقد است توسعه در هر سطحی، از کتاب آغاز می‌شود و بی‌توجهی به آن خسارت نسل‌ها را رقم می‌زند.

    کودکانی که امروز با کتاب انس می‌گیرند، فردا مدیرانی باسوادتر، تحلیل‌گرتر و مسئولانه‌تر خواهند بود. ایجاد عادت مطالعه از دوران کودکی یکی از سرمایه‌گذاری‌های بزرگ اجتماعی است که ثمرات آن مستقیماً در کیفیت اداره کشور دیده خواهد شد.

    در این روزها که هزینه‌های چاپ و نشر سرسام‌آور شده است، کتابخانه‌های عمومی نقشی حیاتی در عدالت آموزشی دارند. آنها پل ارتباطی مردم کم‌درآمد با دنیای دانش‌اند. نبود این پل، یعنی شکاف عمیق‌تر فرهنگی و اجتماعی میان طبقات جامعه.

    کتابخانه‌ها علاوه‌بر ارائه کتاب، مراکز رشد خلاقیت و مکانی امن برای تربیت فکری نسل جوان هستند. این مراکز با ایجاد محیط مطالعه‌محور، نه‌تنها حمایت آموزشی، بلکه مراقبت فرهنگی از جامعه به‌عمل می‌آورند.

    استان گلستان با ۳۶ شهر، اکثر مناطق خود را تحت پوشش کتابخانه‌های عمومی قرار داده است که این یک گام مثبت محسوب می‌شود. اما موفقیت هر پروژه‌ای تنها در تأسیس خلاصه نمی‌شود و نگهداری و توسعه آن اهمیت بیشتری دارد.

    وجود بیش از ۳۰ هزار عضو فعال در کتابخانه‌های گلستان و سهم بالای کودکان و نوجوانان در این آمار، نشانه‌ای روشن از ظرفیت عظیم فرهنگی استان است. این آمار امیدبخش می‌گوید اگر بستر درست فراهم شود، استقبال مردم بسیار بیشتر خواهد بود.


    پرسش اصلی اینجاست: آیا مدیریت شهری حاضر است سهم قانونی خود در توسعه کتابخانه‌ها را به‌موقع پرداخت کند تا آینده فرهنگی استان در مسیر صحیح حرکت کند یا همچنان توسعه کتابخانه‌ها درگیر حاشیه‌های مالی و بروکراسی خواهد بود؟


    با وجود این ظرفیت، واقعیت آن است که سرانه کتابخانه نسبت به جمعیت شهری گلستان پایین‌تر از استانداردهای ملی و جهانی است. گسترش جغرافیایی خدمات کتابخانه‌ای هنوز در بسیاری از مناطق جای کار دارد.

    خصوصاً گرگان به‌عنوان مرکز استان، با کمبود شدید زیرساخت‌های کتابخوانی مواجه است. شهری با این حجم جمعیت و جایگاه فرهنگی، باید حداقل چند کتابخانه جدید در برنامه فوری خود داشته باشد.

    در قانون تأسیس کتابخانه‌های عمومی، تکلیف روشنی برعهده شهرداری‌ها گذاشته شده است. بر اساس ماده ۶، نیم درصد از برخی درآمدهای پایدار شهرداری‌ها باید برای توسعه کتابخانه‌ها اختصاص یابد؛ قانونی که اجرای آن می‌تواند تغییرات گسترده‌ای در فضای فرهنگی شهرها ایجاد کند.

    این سهم مالی، نه لطف بلکه وظیفه قانونی شهرداری‌هاست. پرداخت به‌موقع آن یعنی تزریق مستقیم بودجه فرهنگی به قلب جامعه.

    سید محسن حسینی برساووش بیان می‌کند که در دوره مسئولیت خود بارها برای اجرای این قانون با شهرداری‌ها رایزنی و مذاکره کرده است. او این موضوع را دغدغه‌ای جدی برای آینده استان می‌داند.

    نتیجه این پیگیری‌ها باعث شد در سال ۱۴۰۲، مبلغی حدود ۷.۵ میلیارد تومان، و در سال ۱۴۰۳ بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان به حساب نهاد کتابخانه‌های عمومی واریز شود؛ که از این رقم حدود ۱۲ میلیارد تومان توسط شهرداری‌ها پرداخت شده است.

    این روند، آغاز خوبی است اما پاسخگوی همه نیازها نیست؛ به‌ویژه در حوزه تجهیزات مدرن، فناوری اطلاعات و گسترش زیربناهای فرهنگی مناطق محروم.

    با بودجه‌ای بالغ بر ۸ هزار میلیارد تومان برای شهرداری‌های استان در سال ۱۴۰۴، سهم کتابخانه‌ها می‌تواند بسیار بیشتر از این ارقام باشد و انتظار افکار عمومی نیز همین است.

    کارشناسان معتقدند بخشی از مدیریت شهری همچنان فرهنگ را در اولویت‌های پایانی خود می‌بیند، در حالی که توسعه فرهنگی سرمایه‌گذاری بلندمدتی برای کاهش آسیب‌های اجتماعی و افزایش بهره‌وری اقتصادی است.

    اگر شهرداری‌ها به کتابخانه نگاه هزینه‌ای داشته باشند، پروژه‌های فرهنگی همیشه مغفول خواهند ماند. اما اگر نگاه را به‌سمت سرمایه‌گذاری تغییر دهند، نتایج آن حتی در حوزه شهری نیز قابل‌محاسبه خواهد بود.

    فرمانداران که ریاست انجمن کتابخانه‌های عمومی شهرستان‌ها را برعهده دارند، می‌توانند با نظارت دقیق‌تر، از تعویق یا عدم پرداخت سهم کتابخانه‌ها جلوگیری کنند.

    عضویت شهردار و رییس شورای شهر در انجمن کتابخانه‌ها باید فعالانه باشد؛ نه تشریفاتی. آنها باید نماینده مطالبه‌گر مردم در موضوع فرهنگ باشند.

    اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی نیز باید در تشکیل انجمن‌ها در شهرهای فاقد این ساختار، سرعت عمل بیشتری نشان دهد. نبود انجمن، یعنی نبود مطالبه‌گری رسمی.

    یکی از راه‌های موثر برای تسریع در پرداخت‌ها، تهاتر املاک و زمین‌های غیرمولد شهرداری با بدهی فرهنگی است. این اقدام کاملاً قانونی و قابل‌اجراست و تجربه آن در شهرهای مختلف کشور مثبت بوده است.

    اما توسعه کتابخانه تنها به ساخت و ساز ختم نمی‌شود؛ استفاده از فناوری‌های نو، کتاب‌های الکترونیک، خدمات پژوهشی و حتی فضای کارآفرینی فرهنگی از نیازهای امروز کتابخانه‌سازی است.

    در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته، کتابخانه‌ها به پایگاه‌های نوآوری و تولید محتوای دیجیتال تبدیل شده‌اند. آیا زمان آن نرسیده که ما نیز چنین رویکردی داشته باشیم؟

    با وجود ۲۰ هزار عضو کودک و نوجوان در کتابخانه‌های گلستان، هر تصمیم مدیریتی درباره کتابخانه‌ها دقیقاً بر آینده استان اثرگذار است. سهل‌انگاری امروز، هزینه سنگین فردا خواهد بود.

    افزایش مشارکت مردمی، حمایت خیرین کتابخانه‌ساز و جلب همکاری بخش خصوصی می‌تواند شتاب‌دهنده مسیر توسعه فرهنگی باشد؛ مسیری که تنها با توان دولت و شهرداری‌ها به مقصد نمی‌رسد.

    کتابخانه‌های عمومی نه‌فقط محلی برای مطالعه، بلکه مرکز کاهش آسیب‌های اجتماعی هستند؛ از بزهکاری تا اعتیاد و طردشدگی. فرهنگ، بهترین شکل پیشگیری است.

    امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز داریم درک کنیم که کتابخانه‌ها ریشه‌های درخت توسعه‌اند. اگر ریشه ضعیف بماند، شاخه‌ها هرگز تنومند نخواهند شد. این پیام باید به‌طور جدی در سیاست‌گذاری شهری وارد شود.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    توسعه کتابخوانی، باعث رشد سرمایه انسانی می‌شود؛ سرمایه‌ای که مهم‌ترین موتور اقتصاد دانش‌بنیان است. هرچه جامعه باسوادتر، اقتصاد قدرتمندتر.

    کتابخانه‌های عمومی با تحریک ظرفیت نوآوری و پژوهش، به خلق کسب‌وکارهای فرهنگی و دیجیتال کمک می‌کنند. ارتباط صنعت نشر و بخش فناوری با کتابخانه‌ها می‌تواند اشتغال‌آفرینی گسترده‌ای داشته باشد.

    پرداخت سهم قانونی کتابخانه‌ها توسط شهرداری‌ها، یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه است که بهره‌وری مدیریت شهری را افزایش داده و هزینه‌های مبارزه با آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد.

    هر کتابخانه جدید، یک مرکز رشد آگاهی و آرامش اجتماعی است؛ و همین افزایش سلامت اجتماعی، بزرگ‌ترین آورده برای آینده اقتصاد و مدیریت شهری گلستان خواهد بود.

  • هنر به دل محروم‌ترین شهرستان‌های استان رسید

    هنر به دل محروم‌ترین شهرستان‌های استان رسید

    به گزارش خبری خبرنگار بازار کسب و کار مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان، احمد گلچین، روز دوشنبه در گفت‌وگوی تأکید کرد که این جشنواره بر اساس اصل ۴۴ قانون اساسی و با هدف واگذاری امور به بخش خصوصی برگزار می‌شود و اداره کل ارشاد نقش حمایتی، هدایتگری و نظارتی دارد.

    وی افزود: برای اولین بار، هنرمندان مدیریت کامل برنامه‌ریزی و اجرا را بر عهده دارند و این اقدام نقطه عطفی در تاریخ جشنواره‌های استان محسوب می‌شود.

    گلچین اظهار داشت که برنامه‌ریزی جشنواره با تمرکز ویژه بر مناطق محروم استان انجام شد و شهرستان‌هایی مانند گمیشان، مراوه‌تپه، کردکوی و بندرترکمن، که پیش‌تر حضور تئاتر در آن‌ها بسیار محدود یا غایب بوده است، میزبان کارگاه‌های آموزشی و اجراهای نمایشی خواهند بود.

    وی ادامه داد: یکی از ویژگی‌های برجسته جشنواره امسال، افزودن بخش کودک و نوجوان و بخش فراگیر ویژه معلولان با هماهنگی جشنواره تئاتر معلولین است.

    گلچین اشاره کرد که آثار ارسالی از شهرهایی مانند بندرترکمن، رامیان، علی‌آبادکتول و گنبدکاووس دریافت شده و اجراها در دو بخش اصلی صحنه‌ای و خیابانی برگزار می‌شوند.

    وی گفت: جشنواره در دو حوزه اجرا و آموزش برنامه‌ریزی شده است؛ کارگاه‌های آموزشی در شهرهای گمیشان، کردکوی، مراوه‌تپه و گرگان با حضور اساتید متخصص استانی برگزار می‌شود.

    مدیرکل ارشاد اضافه کرد که بخش اجراهای کودک در مجتمع فرهنگی هنری گنبدکاووس برگزار می‌شود و اجراهای اصلی از ۲۰ آبان در تالار فخرالدین اسد گرگانی آغاز خواهد شد.

    وی تأکید کرد که اجرای عمومی بخش کودک از ۲۰ تا ۲۶ آبان در تالار فخرالدین گرگان ادامه خواهد یافت و تلاش شده است با حداقل فشار مالی بر هنرمندان، هزینه‌های اجرایی پوشش داده شود.

    گلچین درباره ظرفیت‌های استان گفت که ۱۱ مجتمع فرهنگی هنری در شهرستان‌ها وجود دارد و سالن گنبد به عنوان دومین شهر بزرگ استان، میزبان اصلی شرق گلستان خواهد بود.

    وی افزود: نواقص تجهیزاتی سالن گنبد به‌صورت موقت برطرف شده و برنامه‌ریزی برای رفع دائمی مشکلات صوتی و تصویری در سال آینده انجام خواهد شد.

    مدیرکل ارشاد تئاتر را رنگین‌کمان هنرها توصیف کرد و گفت: حضور همزمان نویسنده، شاعر، موسیقی‌دان، هنرمندان تجسمی، عکاسان و فیلمسازان در یک اثر، عاملی برای جذب مخاطبان متنوع تئاتر است.


    با تمرکز بر شهرستان‌هایی که تاکنون حضور تئاتر در آن‌ها محدود بوده، از جمله گمیشان، مراوه‌تپه، کردکوی و بندرترکمن، این جشنواره علاوه بر اجراهای صحنه‌ای و خیابانی، کارگاه‌های آموزشی و بخش‌های ویژه کودکان، نوجوانان و معلولان را نیز دربرمی‌گیرد.


    گلچین به تخصیص اعتبار ویژه برای دبیرخانه جشنواره اشاره کرد و گفت که حوزه تئاتر به عنوان بخش حمایتی شناخته می‌شود و هنرمندان با حداقل فشار مالی فعالیت خواهند کرد.

    وی تصریح کرد: این جشنواره فرصتی برای هنرمندان است تا در شهرستان‌های کمتر برخوردار حضور فعال داشته باشند و عدالت فرهنگی گسترش یابد.

    کارشناسان فرهنگی استان معتقدند که واگذاری کامل مدیریت جشنواره به هنرمندان، می‌تواند خلاقیت و کیفیت آثار را افزایش دهد و فضای رقابتی سالمی ایجاد کند.

    از سوی دیگر، برخی هنرمندان تأکید دارند که نیاز به حمایت مادی و معنوی بیشتر از سوی دولت برای اجرای موفق آثار در شهرستان‌های محروم احساس می‌شود.

    در بخش اجتماعی، مدیران شهری و مسئولان محلی امیدوارند که حضور جشنواره، زمینه‌ساز افزایش مشارکت فرهنگی و گردشگری در مناطق محروم شود و مردم به هنر دسترسی بیشتری پیدا کنند.

    کارشناسان اقتصادی معتقدند که برگزاری جشنواره‌های فرهنگی با محوریت خصوصی‌سازی و مشارکت هنرمندان، می‌تواند به ایجاد شغل‌های مستقیم و غیرمستقیم در حوزه هنر و خدمات مرتبط منجر شود.

    هنر به دل محروم‌ترین شهرستان‌های استان رسید
    هنر به دل محروم‌ترین شهرستان‌های استان رسید

    مردم محلی نیز با استقبال از این جشنواره، آن را فرصتی برای آشنایی کودکان و نوجوانان با تئاتر و هنرهای نمایشی دانستند.

    به گفته برخی کارشناسان، اجرای کارگاه‌های آموزشی در شهرستان‌ها، علاوه بر ارتقای مهارت هنرمندان، موجب تقویت اقتصاد فرهنگی و افزایش تقاضا برای هنرهای نمایشی در استان می‌شود.

    برخی خانواده‌ها تأکید دارند که حضور بخش کودک و نوجوان و اجرای عمومی آثار در شهرهای کمتر برخوردار، فرصت آموزشی و تفریحی ارزشمندی برای فرزندانشان ایجاد می‌کند.

    در حوزه معلولیت، افزودن بخش ویژه معلولان به جشنواره، زمینه‌ای برای حضور فعال و دیده شدن این قشر در عرصه فرهنگی و هنری استان فراهم کرده است.

    کارشناسان فرهنگی استان معتقدند که چنین اقداماتی علاوه بر ارتقای سطح اجتماعی، پیام عدالت فرهنگی و برابری را نیز به مخاطبان منتقل می‌کند.

    با توجه به تمرکز جشنواره بر مناطق محروم، انتظار می‌رود که توجه به زیرساخت‌های فرهنگی در این شهرستان‌ها افزایش یابد و ظرفیت‌های محلی بهبود پیدا کند.

    فعالان حوزه هنر تأکید دارند که ایجاد بسترهای پایدار حمایتی و تجهیز سالن‌ها، تأثیر مستقیمی بر کیفیت اجراها و جذب مخاطب خواهد داشت.

    به گفته مدیرکل ارشاد، این جشنواره همچنین فرصتی برای شناسایی استعدادهای جدید و جذب هنرمندان جوان در عرصه تئاتر استان فراهم می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی حوزه هنر تأکید دارند که برگزاری منظم جشنواره‌ها با محوریت خصوصی و همراه با حمایت دولتی، باعث افزایش گردش مالی و رونق کسب‌وکارهای مرتبط با هنر خواهد شد.

    یکی از نکات قابل توجه جشنواره امسال، هماهنگی با جشنواره تئاتر معلولین است که امکان تبادل تجربه و انتقال دانش بین هنرمندان را فراهم می‌کند.

    کارشناسان حوزه اجتماعی نیز تأکید دارند که این جشنواره موجب تقویت حس همبستگی و تعلق فرهنگی بین مردم مناطق محروم و مرکز استان خواهد شد.

    برخی تحلیلگران معتقدند که اجرای جشنواره در شهرهای مختلف استان می‌تواند انگیزه‌ای برای سرمایه‌گذاری بیشتر در حوزه فرهنگ و هنر ایجاد کند.

    از نظر کارشناسان اقتصادی، تخصیص بودجه حمایتی به هنرمندان و مدیریت حرفه‌ای هزینه‌ها، الگویی موفق برای برگزاری جشنواره‌های فرهنگی با فشار مالی کم بر هنرمندان است.

    مردم محلی و فعالان فرهنگی امیدوارند که جشنواره، علاوه بر افزایش دسترسی به هنر، فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی برای جوانان و خانواده‌ها نیز فراهم کند.

    به گفته مدیرکل ارشاد، ادامه برنامه‌های آموزشی و اجرای آثار در شهرستان‌ها، می‌تواند اثرات بلندمدت فرهنگی و اقتصادی مثبتی در استان به همراه داشته باشد.

  • از مهرواره به سوی نور تا واقعیت تلخ نمازخانه‌های بی‌روح

    از مهرواره به سوی نور تا واقعیت تلخ نمازخانه‌های بی‌روح

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار  احمد گلچین، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان در مراسم رونمایی از پوستر مهرواره به سوی نور گفت: بهترین راه برای انتقال مفاهیم دینی و ترویج نماز در میان نسل نو، استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی و هنری است.

    وی با اشاره به تلاش ستاد اقامه نماز استان افزود: این مجموعه توانسته است الگویی فرهنگی و هدفمند در حوزه دین ارائه دهد و ارشاد نیز از ظرفیت آن بهره‌مند می‌شود.

    گلچین نماز را فراتر از یک فریضه دینی، نشانه بندگی و هویت اسلامی دانست و گفت: باید نماز را در متن زندگی مردم قرار دهیم، نه در حاشیه آن.

    او افزود: نماز زمانی اثر تربیتی دارد که با نیت خالص و حضور قلب اقامه شود؛ زیرا اثر اخلاقی آن باید در رفتار انسان نمایان باشد.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان تأکید کرد: قرآن کریم و نماز را بازدارنده از فحشا و منکر می‌داند و هرگاه این اثر در زندگی ما آشکار شود، می‌توان گفت نمازمان مقبول است.

    وی با اشاره به کمرنگ شدن نماز جماعت در خانواده‌ها گفت: انتقال ایمان از نسلی به نسل دیگر نه با گفتار، بلکه با رفتار والدین ممکن است.

    گلچین تصریح کرد: وقتی فرزندان ببینند پدر و مادر در وقت نماز با عشق می‌ایستند، ناخودآگاه به این رفتار گرایش پیدا می‌کنند.

    وی بر نقش هنر در انتقال مفاهیم دینی تأکید کرد و گفت: نسل جدید با زبان هنر ارتباط می‌گیرد و باید پیام نماز را از مسیرهای هنری به آنان رساند.

    او افزود: همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب فرموده‌اند، هنر می‌تواند مؤثرترین ابزار در ترویج اقامه نماز باشد.

    گلچین با معرفی مهرواره به سوی نور گفت: این برنامه با هدف ترویج نماز، مهدویت، امر به معروف و نهی از منکر با رویکردی هنری برگزار می‌شود.

    به گفته او، این مهرواره در دو بخش کودک و نوجوان و در قالب رشته‌هایی مانند موشن‌گرافی، پادکست، نقاشی، شعر و دل‌نوشته برگزار خواهد شد.

    با وجود این، نگاهی به واقعیت اجتماعی استان نشان می‌دهد که فاصله‌ای میان شعارها و اجرا در حوزه اقامه نماز وجود دارد.


    کارشناسان می‌گویند ترویج نماز با برگزاری جشنواره و نصب پوستر محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند فراهم‌سازی زیرساخت‌های واقعی و فضای معنوی در مدارس، اماکن عمومی و مراکز خدماتی است؛ فضایی که در گلستان هنوز در شأن فرهنگ دینی مردم این استان شکل نگرفته است.


    بسیاری از کارمندان دستگاه‌های اجرایی استان با شنیدن صدای اذان، محل کار خود را ترک می‌کنند، اما اینکه واقعاً برای اقامه نماز می‌روند یا نه، پرسشی است که پاسخ آن برای ناظران روشن نیست.

    مشاهدات خبرنگار بازار کسب‌وکار از برخی ادارات نشان می‌دهد نمازخانه‌ها خالی‌اند و گاهی حضور نمازگزاران به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسد؛ موضوعی که به گفته کارشناسان، نشانه‌ای از ضعف فرهنگ سازمانی در عمل به فریضه نماز است.

    در سوی دیگر، نمازخانه‌های مدارس نیز حال و هوای گذشته را ندارند. مکانی که باید دل‌انگیز، تمیز و آرام باشد تا دانش‌آموزان را به نماز جذب کند، امروز به فضایی بی‌روح و سرد تبدیل شده است.

    زمانی این مکان‌ها چنان دلنشین بودند که دانش‌آموزان و معلمان ساعت‌ها در آن به نیایش و گفت‌وگو با خدا می‌پرداختند، اما اکنون فضای معنوی در بسیاری از مدارس جای خود را به بی‌تفاوتی داده است.

    برخی معلمان می‌گویند در سال‌های گذشته دانش‌آموزان مشتاقانه در نماز جماعت شرکت می‌کردند، اما امروز باید دنبال داوطلب برای اقامه نماز گشت.

    این تغییر فرهنگی موجب شده حتی برخی دانش‌آموزان برای نماز خواندن احساس خجالت کنند؛ در حالی‌که روزگاری برعکس بود و کسی که نماز نمی‌خواند، خود را پنهان می‌کرد.

    مشاهدات میدانی خبرنگار بازار کسب‌وکار نشان می‌دهد وضعیت در مراکز گردشگری، هتل‌ها و تالارها نگران‌کننده‌تر است.

    در بسیاری از این اماکن، نمازخانه‌ها در بدترین موقعیت ممکن قرار دارند؛ زیر راه‌پله، کنار انباری یا حتی در فضاهای غیرمناسبی که بوی مواد شوینده یا آشپزخانه از آن‌ها به مشام می‌رسد.

    یکی از گردشگران در گرگان می‌گوید: در بعضی هتل‌ها باید از پذیرش بپرسیم نمازخانه کجاست، و وقتی راهنمایی‌مان می‌کنند، تازه می‌فهمیم در گوشه‌ای تاریک و تنگ است که حتی جای ایستادن ندارد.

    یکی از فعالان حوزه گردشگری نیز می‌گوید: بی‌توجهی به فضای نمازخانه، بی‌توجهی به احترام دینی مسافران است و این موضوع در شأن گردشگری فرهنگی و مذهبی گلستان نیست.

    نکته عجیب‌تر اینکه تالار فخرالدین اسعد گرگانی ــ نماد فرهنگ و هنر استان ــ نیز فاقد نمازخانه است؛ تالاری که خود محل برگزاری برنامه‌های فرهنگی و مذهبی محسوب می‌شود.

    به اعتقاد کارشناسان، این تناقض آشکار میان شعارهای فرهنگی و رفتار اجرایی، نشانه‌ای از ضعف در درک معنای واقعی ترویج نماز است.

    یکی از جامعه‌شناسان دینی استان در گفت‌وگو با بازار کسب‌وکار گفت: تا زمانی که فضاهای عمومی ما حرمت عملی برای نماز قائل نشوند، هیچ جشنواره و مهرواره‌ای اثر پایدار نخواهد داشت.

    او افزود: ساخت نمازخانه مناسب در مراکز گردشگری یا آموزشی هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری فرهنگی و اقتصادی است.

    این کارشناس معتقد است نبود استاندارد در نمازخانه‌ها، علاوه بر آسیب فرهنگی، پیامدهای اقتصادی هم دارد، زیرا بخشی از گردشگران مذهبی و خانواده‌محور را از حضور در این اماکن دلسرد می‌کند.

    در همین حال، بسیاری از کارمندان، معلمان و والدین از کمبود فضاهای معنوی در محیط کار و آموزش گلایه دارند و معتقدند اقامه نماز باید به فرهنگ سازمانی و اجتماعی تبدیل شود، نه صرفاً یک شعار اداری.

    نکته قابل‌تأمل بازار کسب‌وکار

    از دیدگاه اقتصادی، ایجاد نمازخانه‌های استاندارد در مدارس، تالارها و مراکز گردشگری، هزینه اضافی نیست، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری در «رضایت مشتری» و «اعتبار فرهنگی» است.

    فضای معنوی مطلوب می‌تواند همزمان بهره‌وری کارکنان، آرامش روحی گردشگران و حس تعلق فرهنگی را افزایش دهد.

    در شرایطی که گلستان ظرفیت بالایی در گردشگری فرهنگی و مذهبی دارد، کم‌توجهی به این موضوع می‌تواند تصویر استان را در ذهن مسافران مخدوش کند.

    شاید زمان آن رسیده باشد که دستگاه‌های فرهنگی و نظارتی، در کنار برنامه‌های هنری و مهرواره‌ها، طرحی جامع برای استانداردسازی فضاهای عبادتی در مدارس، مراکز خدماتی و گردشگری تدوین کنند؛ طرحی که بتواند ایمان فرهنگی را با مدیریت اقتصادی در هم پیوند دهد.

  • زمان گوش دادن به صدای تجربه فرا رسیده است!

    زمان گوش دادن به صدای تجربه فرا رسیده است!

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار در روزهایی که تحولات ساختاری در بدنه نهادهای صنفی رسانه‌ای بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته، خانه مطبوعات کشور با اقدامی قابل توجه، کارگروهی از مشاوران و پیشکسوتان رسانه را تشکیل داده است تا صدای تجربه در تصمیم‌سازی‌های کلان صنفی طنین‌انداز شود.

    صدیقه قدم، مدیرعامل خانه مطبوعات و رسانه‌های کشور، با اعلام این خبر گفت: در مسیر توسعه صنفی و ارتقای جایگاه رسانه‌ای کشور، بهره‌گیری از تجربه‌های ارزشمند پیشکسوتان و صاحب‌نظران رسانه‌ای ضرورتی راهبردی است.

    به گفته او، این کارگروه با حضور چهره‌های مؤثر و باسابقه از استان‌های مختلف کشور تشکیل شده و هدف آن، انتقال تجربه، تقویت پشتوانه فکری و افزایش هم‌افزایی میان نسل‌های مختلف روزنامه‌نگاری است.

    قدم تأکید کرد که ترکیب اعضای این کارگروه به گونه‌ای انتخاب شده تا ضمن توجه به تنوع جغرافیایی، تجربه حرفه‌ای و نگاه ملی نیز در آن لحاظ شود و هر استان صدای مؤثر خود را در فرآیند تصمیم‌سازی‌های رسانه‌ای کشور داشته باشد.

    در میان چهره‌های حاضر در این کارگروه، نام‌های آشنایی به چشم می‌خورد؛ از جمله حمیدرضا محمدیاری، مدیرمسئول روزنامه و پایگاه خبری بازار کسب‌وکار، که به عنوان یکی از چهره‌های تأثیرگذار رسانه‌ای در شمال کشور شناخته می‌شود و انتخاب او، بازتاب گسترده‌ای در محافل رسانه‌ای گلستان و کشور داشته است.

    محمدیاری با بیش از ۱۵ سال سابقه فعالیت حرفه‌ای، همواره به عنوان یکی از مدافعان تقویت نقش رسانه‌ها در اقتصاد محلی و ملی شناخته شده و حضور او در این کارگروه، از دید کارشناسان، می‌تواند رویکردی تازه و عمل‌گرایانه را در تصمیم‌سازی‌های صنفی به همراه آورد.

    بسیاری از فعالان رسانه‌ای معتقدند که حضور افرادی مانند محمدیاری که تجربه میدانی و مدیریتی توأمان دارند، می‌تواند به تعادل میان دغدغه‌های صنفی و واقعیت‌های اقتصادی رسانه‌ها کمک کند.

    تشکیل این کارگروه، در واقع تلاشی است برای نهادینه‌سازی مشارکت و مشورت در ساختار تصمیم‌سازی صنفی؛ ساختاری که در سال‌های اخیر، برخی کارشناسان آن را از ضعف در پیوند میان نسل‌های مختلف رنج‌برده می‌دانستند.

    از سوی دیگر، انتخاب ترکیب متنوع از استان‌های مختلف، نشان می‌دهد خانه مطبوعات درصدد است تا از تمرکز تصمیمات در پایتخت بکاهد و به نوعی عدالت رسانه‌ای جغرافیایی دست یابد.

    کارشناسان رسانه این اقدام را نقطه عطفی در مسیر بازتعریف جایگاه صنف روزنامه‌نگاری می‌دانند. به گفته آنان، این تصمیم اگر با برنامه‌ریزی و استفاده واقعی از نظرات اعضا همراه باشد، می‌تواند فاصله میان نهاد صنفی و بدنه رسانه‌ای کشور را کاهش دهد.

    زمان گوش دادن به صدای تجربه فرا رسیده است!
    زمان گوش دادن به صدای تجربه فرا رسیده است!

     

    اما در سوی دیگر، برخی منتقدان نیز می‌گویند که کارگروه‌ها در گذشته گاه به ساختارهای نمادین تبدیل شده‌اند و کارکرد واقعی آن‌ها کمتر از انتظار بوده است. از این رو، تحقق اهداف این کارگروه نیازمند اراده‌ای جدی و برنامه‌ای شفاف در سطح ملی است.

    در پاسخ به این نگرانی‌ها، صدیقه قدم تصریح کرده که هدف خانه مطبوعات، صرفاً مشورت‌خواهی نیست بلکه انتقال عملی تجربه و ورود جدی پیشکسوتان به روندهای اجرایی و آموزشی است.

    بر اساس اعلام رسمی، اعضای این کارگروه از ۲۴ استان کشور برگزیده شده‌اند که هر یک سابقه طولانی در مدیریت رسانه، روزنامه‌نگاری و فعالیت صنفی دارند.

    در میان آن‌ها، چهره‌هایی همچون علی خادمی از خراسان شمالی، محمد عسلی از فارس، احمد طبق‌چی از اصفهان و نیره یوسفی‌راد از مرکزی نیز حضور دارند که هر یک سابقه درخشانی در حوزه رسانه دارند.

    اما شاید وجه متمایز این ترکیب، حضور چهره‌هایی چون حمیدرضا محمدیاری باشد که با رویکردی اقتصادی و نوآورانه به روزنامه‌نگاری شناخته می‌شوند و باور دارند بدون نگاه کسب‌وکارمحور، بقای رسانه‌ها در شرایط فعلی ممکن نیست.

    محمدیاری پیش‌تر در گفت‌وگوهایی بر لزوم اقتصاد رسانه و خودکفایی خبری تأکید کرده بود و معتقد است خانه مطبوعات باید فراتر از نهاد حمایتی، به یک بازوی توسعه رسانه‌ای تبدیل شود.

    کارشناسان رسانه‌ای معتقدند ترکیب افرادی از نسل‌های مختلف می‌تواند تضاد دیدگاه‌ها را به فرصتی برای رشد تبدیل کند؛ فرصتی که اگر درست مدیریت شود، به انسجام و درک متقابل در فضای رسانه‌ای کشور منتهی خواهد شد.

    در این میان، ناظران اجتماعی نیز از زاویه‌ای دیگر به موضوع نگاه می‌کنند. آنان می‌گویند که حضور پیشکسوتان می‌تواند به احیای اخلاق حرفه‌ای در رسانه‌ها کمک کند؛ مسأله‌ای که در سال‌های اخیر زیر سایه رقابت‌های رسانه‌ای و فضای مجازی کم‌رنگ شده است.

    از منظر توسعه صنفی، این کارگروه می‌تواند پلی میان تجربه و نوآوری باشد؛ چراکه ترکیب آن نه‌تنها بر اساس سابقه بلکه بر مبنای توان فکری و ظرفیت راهبری انتخاب شده است.

    به باور برخی تحلیلگران، انتخاب اعضای با سابقه‌ای همچون محمدیاری، نشانه‌ای از توجه خانه مطبوعات به رسانه‌های محلی و منطقه‌ای است؛ حوزه‌ای که نقش پررنگی در انعکاس واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی کشور دارد.


    مدیرعامل خانه مطبوعات و رسانه‌های کشور با تأکید بر ضرورت بهره‌گیری از خرد پیشکسوتان گفت: تشکیل کارگروه مشاوران و پیشکسوتان نقطه عطفی در بازگشت تجربه به تصمیم‌سازی‌های صنفی است؛ جایی که نسل طلایی رسانه دوباره به میدان آمده تا مسیر آینده را روشن‌تر کند.


    نکته مهم دیگر، تأکید این کارگروه بر آموزش و انتقال مهارت‌های حرفه‌ای به نسل جدید روزنامه‌نگاران است. در واقع، پیشکسوتان قرار است نه‌فقط مشاور، بلکه راهنمایان عملی برای رشد حرفه‌ای باشند.

    بر اساس گفته‌های مدیرعامل خانه مطبوعات، این کارگروه به‌صورت مستمر جلساتی با مدیران خانه مطبوعات خواهد داشت تا پیشنهادها و طرح‌های اجرایی را برای بهبود شرایط صنفی ارائه کند.

    با وجود نگاه مثبت کارشناسان، هنوز چالش‌هایی در مسیر این طرح وجود دارد؛ از جمله چگونگی بهره‌برداری واقعی از نظرات اعضا و جلوگیری از بروکراسی در تصمیم‌گیری‌ها.

    با این حال، کارشناسان حوزه رسانه باور دارند اگر ارتباط منظم میان اعضا و مدیران برقرار شود، می‌توان انتظار داشت خروجی این کارگروه، تأثیر ملموسی بر کیفیت سیاست‌گذاری صنفی بگذارد.

    خانه مطبوعات در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرده است که این اقدام، بخشی از نقشه تحول رسانه‌ای کشور است که هدف آن بازتعریف نقش رسانه‌ها در توسعه ملی است.

    پیشکسوتان حاضر در کارگروه نیز با صدور بیانیه‌ای مشترک، ابراز امیدواری کردند که این همکاری‌ها به ارتقای منزلت خبرنگاران، افزایش استقلال صنفی و تقویت نظام حرفه‌ای رسانه‌ها منجر شود.

    در مجموع، شکل‌گیری چنین کارگروهی می‌تواند آغاز فصلی تازه در تاریخ خانه مطبوعات باشد؛ فصلی که در آن، تجربه و تخصص دست در دست هم، مسیر آینده رسانه را ترسیم می‌کنند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار:

    انتخاب حمیدرضا محمدیاری از استان گلستان، علاوه بر تقویت جایگاه رسانه‌های منطقه‌ای، می‌تواند به توسعه نگاه اقتصادی در رسانه‌های کشور منجر شود؛ موضوعی که با مأموریت اصلی بازار کسب‌وکار نیز هم‌راستا است.

    حضور او به عنوان یک مدیر رسانه‌ای آشنا با مسائل اقتصادی، می‌تواند در جهت‌دهی تصمیمات صنفی به سمت پایداری مالی رسانه‌ها نقشی کلیدی ایفا کند.

    این حضور، نشان از توجه خانه مطبوعات به ظرفیت رسانه‌هایی دارد که در مرز میان اقتصاد و اطلاع‌رسانی حرکت می‌کنند و نقش مؤثری در تبیین چرخه تولید و بازار دارند.

    از نگاه کارشناسان بازار، اگر تجربه و تخصص افرادی مانند محمدیاری به‌درستی در ساختار تصمیم‌سازی استفاده شود، می‌تواند الگویی برای هم‌افزایی میان رسانه و اقتصاد در سطح ملی باشد.

     

     


    تشکیل کارگروه مشاوران و پیشکسوتان؛ صدای تجربه در مسیر توسعه صنفی

  • سینمای کمدی ایران زیر تیغ نقد؛ از شوخی‌های تکراری تا بی‌تفاوتی فرهنگی

    سینمای کمدی ایران زیر تیغ نقد؛ از شوخی‌های تکراری تا بی‌تفاوتی فرهنگی

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار در تازه‌ترین نمونه، انتشار تصاویری از پشت صحنه یکی از فیلم‌های پرفروش توسط یکی از عوامل، واکنش گسترده‌ای را در فضای مجازی برانگیخت. سازمان سینمایی نیز ضمن حذف سریع محتوا، تذکر رسمی به تهیه‌کننده و پخش‌کننده فیلم داد. با این حال کارشناسان می‌گویند ریشه اصلی مسئله نه در انتشار یک تصویر بلکه در تغییر ذائقه مخاطب و ضعف محتوایی تولیدات اخیر است.

    تماشاگرانی که برای خنده و نشاط به سینما می‌آیند، با فیلم‌هایی روبه‌رو می‌شوند که نه تنها خنده نمی‌آورد بلکه در بسیاری موارد موجب شرمساری خانواده‌ها می‌شود. مادران و پدران می‌گویند ناچارند در سالن سینما برای کودکانشان توضیح دهند که “این جمله یعنی چه” یا “چرا چنین صحنه‌ای وجود دارد”، تجربه‌ای که نه سرگرم‌کننده است و نه آموزنده.

    سینمای کمدی ایران که روزگاری با آثاری چون «مارمولک»، «لیلی با من است» و «اجاره‌نشین‌ها» توانسته بود هم بخنداند و هم بیندیشاند، امروز گرفتار تکرار و سهل‌انگاری شده است. بسیاری از فیلم‌های طنز فعلی بر پایه چند شوخی سطحی و کلیشه‌های نخ‌نما شکل گرفته‌اند؛ رقص‌های مشابه، کنایه‌های جنسیتی و رفتارهایی که نه‌تنها خنده‌آور نیستند بلکه از دید جامعه‌شناسان نوعی سقوط ذائقه فرهنگی محسوب می‌شوند.

    یکی از منتقدان باسابقه سینما در گفت‌وگو با بازار کسب‌وکار می‌گوید: طنز، زبان اعتراض است؛ اما آنچه امروز می‌بینیم بیشتر به شوخی‌های بازاری شبیه است تا نقد اجتماعی. وقتی فیلم‌ساز برای فروش بیشتر به هر سوژه‌ای متوسل می‌شود، نتیجه‌اش چیزی جز ابتذال نیست.

    در مقابل برخی دیگر از فعالان سینما اعتقاد دارند که نباید از واژه “ابتذال” برای همه آثار استفاده کرد. به باور آن‌ها شرایط اقتصادی، محدودیت‌های محتوایی و فشار گیشه باعث شده فیلم‌سازان برای بقا مجبور به تولید آثار سبک شوند. یکی از تهیه‌کنندگان می‌گوید: اگر فیلم نفروشد، چرخه تولید متوقف می‌شود. ما ناچاریم مخاطب را جذب کنیم حتی اگر سلیقه‌اش پایین آمده باشد.

    اما این تنها چالش سینمای ایران نیست. خبر حضور دو فیلم ایرانی در جشنواره «حیفا» وابسته به رژیم صهیونیستی نیز شوک تازه‌ای به افکار عمومی وارد کرد. هرچند یکی از تهیه‌کنندگان، رضا ماهانی، اعلام کرده بود که خودش فیلم را برای شرکت ارسال کرده، اما نام فیلم دوم بدون اطلاع سازندگان در سایت جشنواره درج شده بود. این اتفاق پرسش‌های جدی درباره سازوکار توزیع بین‌المللی فیلم‌های ایرانی مطرح کرده است.


    با بالا گرفتن موج انتقادها از سطح پایین فیلم‌های کمدی و برنامه‌های سرگرمی، این پرسش جدی‌تر از همیشه مطرح است که «آیا سینمای ایران در مسیر خنداندن، از مسیر فرهنگ‌سازی خارج شده است؟» از حاشیه‌های شبکه‌های اجتماعی بازیگران گرفته تا نمایش فیلم در جشنواره‌های بحث‌برانگیز، این روزها سینما و نمایش خانگی بیش از هر زمان دیگر در مرکز نگاه‌های انتقادی مردم و کارشناسان قرار گرفته‌اند.


    در گفت‌وگویی دیگر، سید جمال ساداتیان، تهیه‌کننده یکی از آثار یادشده، تاکید کرد: «ما به هیچ وجه اجازه فروش فیلم به پخش‌کننده‌های اسرائیلی نداده بودیم. احتمالاً اشتباه از طرف واسطه خارجی بوده است.» با این حال کارشناسان رسانه هشدار می‌دهند که بی‌توجهی به مفاد قراردادهای بین‌المللی می‌تواند پیامدهای سیاسی و فرهنگی ناخواسته‌ای برای سینمای ایران در پی داشته باشد.

    در کنار سینما، شبکه نمایش خانگی نیز با موجی از انتقاد روبه‌رو شده است. از شوهای اینترنتی تا مصاحبه‌های زنده که برای جذب بازدید، به گفت‌وگوهای تند و گاه غیراخلاقی متوسل می‌شوند. صحنه‌هایی از توهین، شوخی‌های خارج از عرف و استفاده از اصطلاحات طبقاتی در برخی از این برنامه‌ها به دغدغه‌ای جدی برای جامعه فرهنگی تبدیل شده است.

    یک جامعه‌شناس فرهنگی در تحلیل این روند می‌گوید: وقتی مرزهای اخلاقی در تولیدات سرگرمی کمرنگ شود، جامعه به تدریج نسبت به ناهنجاری‌ها بی‌تفاوت می‌شود. این خطرناک‌تر از خود ابتذال است؛ چون به نوعی عادی‌سازی رفتارهای غلط منجر می‌شود.

    در همین حال، برخی معتقدند که جامعه خسته امروز به هر شکل از نشاط و سرگرمی نیاز دارد. یکی از تماشاگران جوان در گفت‌وگویی خیابانی می‌گوید: ما برای خندیدن می‌رویم سینما، نه برای فلسفه شنیدن. مردم به شادی نیاز دارند، هرچند گاهی شوخی‌ها تند باشد.

    اما آیا هر شادی‌ای ارزشمند است؟ آیا برای خنداندن باید به هر قیمتی ارزش‌ها را قربانی کرد؟ این پرسش‌ها اکنون در قلب بحث‌های فرهنگی کشور قرار گرفته است.

    از سوی دیگر، کارشناسان اقتصادی نیز جنبه مالی ماجرا را مورد توجه قرار می‌دهند. فروش بالای برخی فیلم‌های کم‌محتوا نشانه‌ای از رکود فرهنگی نیست بلکه حاصل سیاست‌های اشتباه در حمایت از تولیدات باکیفیت است. در نبود یارانه و سرمایه‌گذاری فرهنگی، تولیدکننده ناچار است به سمت گیشه مطمئن‌تر برود، هرچند که کیفیت فدا شود.

    سینماگران باسابقه هشدار می‌دهند که اگر نگاه فرهنگی به هنر جای خود را به نگاه صرفاً اقتصادی بدهد، نتیجه چیزی جز سیر نزولی اعتماد مخاطب نخواهد بود. در مقابل، برخی از جوان‌ترها این دیدگاه را محافظه‌کارانه می‌دانند و می‌گویند جامعه امروز نیازمند زبان جدیدی در طنز و شوخی است.

    در این میان، واکنش مردم در شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در جهت‌دهی سلیقه عمومی دارد. موج اعتراض به شوخی‌های جنسیتی و صحنه‌های نامناسب در چند فیلم اخیر باعث شده برخی کارگردانان ناچار به حذف بخش‌هایی از آثار خود شوند. این خود نشانه‌ای از حساسیت روزافزون مخاطب نسبت به اخلاق عمومی است.

    برخی دیگر اما می‌گویند همین فضای مجازی با جنجال‌آفرینی‌های هدفمند به فروش بیشتر فیلم‌ها کمک می‌کند. به گفته یکی از پخش‌کنندگان سینما: گاهی یک حاشیه کوچک، تبلیغی بزرگ‌تر از هر کمپین رسمی است. مردم کنجکاوند فیلمی را ببینند که درباره‌اش حرف زیاد است.

    در چنین شرایطی، مرز میان نقد واقعی و تبلیغ منفی روزبه‌روز مبهم‌تر می‌شود. رسانه‌ها نیز میان رسالت اطلاع‌رسانی و جذب مخاطب گرفتار دوگانگی شده‌اند. گزارش‌های زرد، تیترهای جنجالی و مصاحبه‌های تحریکی جای تحلیل‌های فرهنگی را گرفته‌اند.

    در انتهای این سلسله حاشیه‌ها، شاید انتشار تازه‌ترین اثر موسیقیایی محمد معتمدی در روزهای پاییزی یادآور این نکته باشد که هنوز می‌توان در حوزه هنر به خلاقیت، معنا و اصالت بازگشت. او در مصاحبه‌ای گفته بود: مردم ایران فرهنگ شنیدن دارند، فقط باید اثری در شأنشان ارائه شود.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار:

    در میان هیاهوی سینما و شبکه‌های خانگی، نباید از نقش اقتصاد فرهنگی غافل شد. زمانی که معیار موفقیت تنها «فروش» باشد، محتوا به کالایی مصرفی و بی‌دوام بدل می‌شود. حمایت از تولیدات فاخر، بازنگری در سیاست‌های توزیع، و بازتعریف مفهوم “موفقیت تجاری” می‌تواند مسیر سینمای ایران را از ابتذال به اعتبار بازگرداند؛ مسیری که هم فرهنگ می‌سازد و هم بازار را پایدار نگه می‌دارد.

  • وقتی صحنه دوباره زنده می شود!

    وقتی صحنه دوباره زنده می شود!

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار احمد گلچین با اشاره به اهمیت تعامل و گفت‌وگو در هنر گفت: شعار جشنواره امسال «تئاتر، تمرین گفت‌وگو» است و تلاش داریم این روحیه را در تمام مراحل جشنواره جاری کنیم.

    وی تاکید کرد که جشنواره تنها به مرکز استان محدود نمی‌شود و همه شهرستان‌ها، از شرق تا غرب گلستان، در اجرای آن مشارکت دارند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان درباره برون‌سپاری فعالیت‌ها گفت: با واگذاری بخشی از اجرای جشنواره به موسسات و انجمن‌های تخصصی، علاوه بر مردمی‌سازی هنر، فرصت‌های شغلی و اشتغال در حوزه فرهنگی نیز افزایش پیدا می‌کند.

    گلچین افزود: این برون‌سپاری باعث می‌شود موسسات خصوصی و نهادهای مردمی توانمند شده و ظرفیت‌هایشان برای جذب حامیان مالی ارتقا یابد.

    وی از یازده نشست و کارگاه آموزشی خبر داد که پیش از آغاز جشنواره برگزار می‌شوند و تاکید کرد که پنج کارگاه حضوری و یک کارگاه مجازی در برنامه است.

    گلچین توضیح داد که در این نشست‌ها، جامعه‌شناسان، روانشناسان و اصحاب رسانه هم حضور خواهند داشت تا تاثیرات اجتماعی هنر بر زندگی مردم بررسی شود.

    به گفته وی، نشست تخصصی «تئاتر و رسانه» در ۱۸ آبان برگزار خواهد شد و نقش رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی و تقویت هنر به بحث گذاشته می‌شود.

    وی درباره تخصیص اعتبارات گفت: با وجود محدودیت‌های مالی، تمام تلاش ما بر افزایش سقف حمایت‌ها نسبت به سال‌های گذشته بوده است تا استعدادهای استان به بهترین شکل شناسایی شوند.

    گلچین افزود که جشنواره در بخش‌های صحنه‌ای، خیابانی، کودک و نوجوان، معلولین، پژوهش و رسانه برگزار خواهد شد و برای نخستین بار بخش پژوهش و رسانه به صورت رقابتی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند.

    وی تاکید کرد که این اقدام فرصتی برای شناسایی استعدادها، رشد کیفی آثار و ارتقای سطح رقابت در استان فراهم می‌کند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان افزود: در این دوره، تلاش شده است که آثار نمایشی با کیفیت، زیبایی‌شناسی و جنبه‌های انگیزشی برای امید و تاب‌آوری اجتماعی تولید شوند.


    جشنواره سی‌وششم تئاتر استان گلستان با ۱۱ نشست و کارگاه آموزشی، بخش‌های صحنه‌ای، خیابانی، کودک و نوجوان، پژوهش و رسانه به‌صورت رقابتی برگزار می‌شود و مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، احمد گلچین، بر اهمیت هم‌افزایی، برون‌سپاری فعالیت‌ها به موسسات تخصصی و نقش هنر در تاب‌آوری اجتماعی و توسعه اقتصادی استان تاکید کرد.


    وی درباره توسعه زیرساخت‌ها گفت: تالار فخرالدین با سرمایه‌گذاری ملی و استانی در حال بازسازی است و پارکت طبقه پایین آن به زودی نصب می‌شود تا در شأن مردم و هنرمندان گلستان باشد.

    گلچین افزود که حدود ده میلیارد تومان اعتبار برای مرمت و بهسازی تالار اختصاص یافته و در بخش ملی نیز پیگیری اعتبارات مشابه در جریان است.

    وی همچنین به مجتمع فرهنگی هنری بهارستان اشاره کرد و گفت: بخش سالنی و اداری این مجموعه فعال شده و با پنج میلیارد تومان اعتبار، بخش سالن آن تا دهه فجر به بهره‌برداری می‌رسد.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان تأکید کرد که برگزاری جشنواره با کیفیت بالا و استفاده از آثار تخصصی، هم در حوزه صحنه‌ای و خیابانی، باعث ارتقای استانداردهای فرهنگی استان می‌شود.

    وی به اهمیت حضور پیشکسوتان اشاره کرد و افزود: تجربه پیشکسوتان مانند داوود سعیدی در کنار نسل جوان، به انتقال دانش و ارتقای سطح حرفه‌ای تئاتر کمک می‌کند.

    گلچین درباره نقش رسانه‌ها گفت: رسانه‌ها می‌توانند با پوشش مناسب جشنواره و مطالبه‌گری از مدیران اقتصادی، حمایت از هنر و هنرمندان را تقویت کنند.

    وی تأکید کرد که حمایت اقتصادی و فرهنگی از هنر ارتباط مستقیم با شاخص‌های توسعه استان دارد و مدیران صنایع باید بیش از پیش همدل و همسوی با حوزه فرهنگ باشند.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان با بیان تجربه استان‌های دیگر گفت: استان‌های اصفهان، شیراز و یزد قبل از توسعه اقتصادی، قطب فرهنگی بوده‌اند؛ این نشان می‌دهد که توسعه فرهنگی زمینه‌ساز رشد اقتصادی است.

    وی افزود: متاسفانه در گلستان، نگاه مدیران اقتصادی به حوزه فرهنگ و هنر هنوز کافی نیست و این محدودیت‌ها، مانع بهره‌گیری کامل از ظرفیت‌های استان می‌شود.

    گلچین درباره پروژه‌های عمرانی فرهنگی گفت: هشت پروژه استانی فعال است و چهار مجتمع فرهنگی در حال تکمیل‌اند؛ پروژه‌های ملی در آزادشهر  نیز پیگیری می‌شوند.

    وی تاکید کرد که هدف از این پروژه‌ها، افزایش زیرساخت‌ها، ارتقای کیفیت برنامه‌ها و توسعه مشارکت مردم در فرهنگ و هنر است.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان افزود: برون‌سپاری جشنواره‌ها به موسسات تخصصی، هم فرصت اقتصادی ایجاد می‌کند و هم باعث ارتقای کیفیت خدمات فرهنگی می‌شود.

    وی به جشنواره‌های فیلم، موسیقی، نمایشگاه‌های مد و لباس و جشنواره‌های قرآنی اشاره کرد و گفت: این برنامه‌ها باعث ایجاد شغل، گردشگری فرهنگی و رونق کسب‌وکارهای مرتبط می‌شود.

    گلچین تأکید کرد که جشنواره‌های ملی و بین‌المللی، از جمله جشنواره آواها و نواهای رضوی، فرصت معرفی استعدادهای استان در سطح کشور و جهان را فراهم می‌کنند.

    وی افزود که برگزاری این جشنواره‌ها با مشارکت بخش خصوصی و حمایت نهادهای دولتی، موجب افزایش گردش مالی و رونق اقتصادی در حوزه فرهنگی می‌شود.

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان گفت: برگزاری جشنواره تئاتر معلولین و کودک و نوجوان، علاوه بر ارزش فرهنگی، تاثیر مستقیمی بر اشتغال، تولید محتوا و توسعه بازار فرهنگی استان دارد.

    وی در پایان افزود: تمام تلاش ما در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، ایجاد هم‌افزایی، توسعه زیرساخت‌ها، شناسایی استعدادها و تقویت تاب‌آوری اجتماعی است تا گلستان بتواند در مسیر رشد فرهنگی و اقتصادی پایدار حرکت کند.

    نکته قابل‌تامل بازار کسب‌وکار:

    گلستان با توسعه زیرساخت‌های فرهنگی، برون‌سپاری جشنواره‌ها به موسسات خصوصی و حمایت از هنرمندان، نه تنها ظرفیت‌های هنری را شکوفا می‌کند، بلکه زمینه اشتغال فرهنگی، گردشگری داخلی و افزایش درآمد صنایع مرتبط با هنر و رسانه را فراهم می‌سازد؛ موضوعی که نشان می‌دهد توسعه فرهنگی و رشد اقتصادی، به‌ویژه در استان‌های با نرخ بیکاری بالا، به هم پیوسته و تاثیرگذار است.

  • ۵ آبان، روزی برای احیای خرد ایرانی؟

    ۵ آبان، روزی برای احیای خرد ایرانی؟

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار سیستان، دیار زال و رستم، تنها در افسانه‌ها و اسطوره‌ها خلاصه نمی‌شود؛ این سرزمین در طول تاریخ یکی از کانون‌های خرد و دانایی در ایران‌زمین بوده است.

    در دل همین تمدن کهن، شهری به‌نام سجستان یا سجِز وجود داشت که امروزه زابل نامیده می‌شود.

    از دل خاک این شهر، قرن‌ها پیش از گالیله و کپرنیک، اندیشمندی برخاست که حرکت زمین را مطرح کرد: احمد بن عبدالرحمان سجزی.

    بنیاد نیمروز سیستانی‌ها، با هدف احیای نام این دانشمند برجسته، پیشنهاد داده است که پنجم آبان‌ماه در تقویم رسمی کشور به عنوان «روز ملی هندسه و تفکر علمی» ثبت شود.

    محمد آذری، در گفت‌وگو با خبرنگار بازار کسب‌وکار، این طرح را تلاشی برای پیوند دوباره هویت ایرانی با تفکر منطقی و روش علمی دانست.

    او گفت: سیستان مهد علم و دانایی است و شایسته است یاد یکی از بزرگ‌ترین مهندسان جهان اسلام با روزی ملی گرامی داشته شود.

    اما چرا پنجم آبان؟ آذری پاسخ می‌دهد: عدد پنج، نماد توازن و نسبت طلایی در هندسه است و آبان، نماد روشنی و خرد. از سوی دیگر، این روز در تقویم رسمی کشور هنوز مناسبتی ندارد و ظرفیت فرهنگی ثبت ملی را داراست.

    در نگاه او، انتخاب چنین روزی صرفاً اقدامی نمادین نیست بلکه حامل پیام روشن‌تری است: بازگشت به تفکر علمی، نظم، دقت و عقلانیت در جامعه‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.

    اهداف بنیاد نیمروز در این طرح چندگانه عنوان شده است. از جمله ترویج هندسه و تفکر علمی در آموزش رسمی کشور، الگوسازی از مفاخر ایرانی برای نسل جوان و معرفی سیستان به عنوان یکی از خاستگاه‌های علم در ایران باستان.

    به گفته آذری، ثبت این روز می‌تواند روح تازه‌ای به آموزش ریاضی، نجوم و مهندسی در مدارس و دانشگاه‌ها بدمد و از سوی دیگر، نوعی بازشناسی هویت علمی ایرانی را رقم بزند.

    شخصیت علمی احمد بن عبدالرحمان سجزی، کمتر در کتاب‌های درسی و منابع عمومی کشور معرفی شده است.

    این دانشمند قرن چهارم هجری، در حوزه هندسه، اخترشناسی و ابزارسازی علمی سرآمد زمان خود بود.

    او نه‌تنها نظریه حرکت زمین را مطرح کرد، بلکه ابزار نجومی پیچیده‌ای به نام «آله‌السطوح» یا همان اسطرلاب دوار را ساخت.


    اگر این پیشنهاد به تصویب برسد، تقویم رسمی ایران شاهد روزی خواهد بود که نه‌تنها نام یکی از مفاخر فراموش‌شده علم جهانی را زنده می‌کند، بلکه مفهومی نو از «تفکر علمی ایرانی» را وارد عرصه آموزش و فرهنگ کشور می‌سازد.


    ابوریحان بیرونی نیز در آثار خود از سجزی یاد می‌کند و می‌نویسد: من اسطرلابی دیدم که احمد سجزی بر اساس حرکت زمین ساخته بود.

    از سجزی آثار متعددی برجای مانده است؛ از جمله «العمل بالاسطرلاب»، «الاشکال الهندسیه» و رساله‌هایی درباره نظریه افلاک و ابعاد اجسام.

    این منابع امروز برای مورخان علم گواهی است بر جایگاه والای او در تاریخ علم جهان.

    به گفته آذری، منابعی چون «الفهرست ابن ندیم»، «الآثار الباقیه بیرونی» و «دایره‌المعارف بزرگ اسلامی» نام و آثار او را ثبت کرده‌اند.

    اما نکته جالب آن است که بسیاری از پژوهشگران غربی، از جمله جورج سارتون، او را از پیشگامان تفکر علمی در جهان اسلام می‌دانند.

    ثبت چنین روزی، از دید کارشناسان فرهنگی، می‌تواند چند دستاورد مهم داشته باشد.

    در حوزه آموزش، فرصتی برای بازنگری در شیوه‌های تدریس هندسه و ریاضیات خواهد بود.

    در بعد فرهنگی، هویت علمی ایران را در کنار میراث ادبی و اسطوره‌ای برجسته‌تر می‌سازد.

    در حوزه علمی، توجه دوباره به ریاضیات، نجوم و طراحی ابزارهای دقیق را در دانشگاه‌ها تقویت می‌کند.

    و در سطح بین‌المللی، جایگاه ایران را در تاریخ علم جهانی یادآور می‌شود.

    اما همه کارشناسان هم‌نظر نیستند. برخی از منتقدان بر این باورند که ثبت چنین روزهایی اگر به فعالیت‌های آموزشی و بودجه پژوهشی منجر نشود، تنها در حد شعار باقی می‌ماند.

    آنان تأکید دارند که گرامی‌داشت نام دانشمندان باید با حمایت عملی از پژوهش و نوآوری در کشور همراه باشد.

    در مقابل، گروهی دیگر این اقدام را گامی مهم برای «فرهنگ‌سازی علمی» می‌دانند و معتقدند از همین نقطه می‌توان بازنگری در ذهن جامعه نسبت به علم را آغاز کرد.

    از نگاه فرهنگیان، اگر این روز به فرصتی برای معرفی دانشمندان ایرانی در مدارس تبدیل شود، نسل جدید با مفاخر خود پیوند بیشتری پیدا می‌کند.

    در عین حال، برخی جامعه‌شناسان معتقدند بازشناسی مفاخر علمی ایرانی می‌تواند به افزایش «اعتماد به نفس ملی» در عرصه علم و فناوری کمک کند.

    محمد آذری در بخش دیگری از گفت‌وگو می‌گوید: برای گرامی‌داشت این روز، برنامه‌های متعددی پیش‌بینی کرده‌ایم، از جمله مسابقات طراحی اسطرلاب، سخنرانی‌های علمی، انتشار موشن‌گرافی زندگی سجزی و اعطای نشان سجزی به معلمان و دانش‌آموزان خلاق.

    او تأکید کرد که کمپینی رسانه‌ای با عنوان #روز_ملی_هندسه نیز در حال شکل‌گیری است تا زمینه گفت‌وگو و تبادل نظر میان نخبگان، فرهنگیان و رسانه‌ها فراهم شود.

    به گفته وی، طراحان و هنرمندان نیز می‌توانند در فراخوان طراحی لوگو و نماد این روز مشارکت کنند.

    او در پایان از همه مردم، فرهنگیان و دانشگاهیان دعوت کرد تا در این حرکت ملی سهیم شوند و با امضای طومار الکترونیکی، از ثبت این روز در تقویم کشور حمایت کنند.

    پیشنهاد بنیاد نیمروز، اگرچه هنوز در مراحل اولیه بررسی است، اما در فضای فرهنگی کشور بازتاب گسترده‌ای داشته است.

    کارشناسان آموزش، ثبت چنین روزی را فرصتی برای تغییر نگرش نظام آموزشی از حفظیات به سمت «تفکر تحلیلی و مسئله‌محور» می‌دانند.

    برخی تحلیلگران نیز معتقدند این پیشنهاد، نگاهی نمادین اما عمیق به ضرورت بازگشت به علم و عقلانیت ایرانی دارد.

    به گفته آن‌ها، در دورانی که جامعه با چالش‌های اقتصادی و فرهنگی روبه‌رو است، احیای نام دانشمندی که قرن‌ها پیش از اروپاییان از حرکت زمین سخن گفته، خود پیامی امیدبخش دارد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار:

    ثبت «روز ملی هندسه و تفکر علمی» اگر با برنامه‌های آموزشی و اقتصادی همراه شود، می‌تواند پیامدهای مثبتی در بازار کار ایران داشته باشد.

    ترویج مهارت‌های تفکر منطقی و هندسی در مدارس، مستقیماً به پرورش نیروی انسانی خلاق، مهندس‌محور و مسئله‌حل‌کن منجر می‌شود؛ امری که در صنایع نو، فناوری و طراحی شهری حیاتی است.

    از سوی دیگر، چنین نام‌گذاری‌هایی می‌تواند بستری برای رشد «دیپلماسی علمی» و جذب سرمایه‌گذاری در حوزه‌های پژوهشی و فناورانه باشد.

    و در نهایت، بازگشت به ریشه‌های علمی ایران‌زمین، خود نوعی سرمایه‌گذاری فرهنگی بلندمدت است؛ سرمایه‌ای که بازار آینده کشور را نه با نفت، بلکه با دانش و تفکر می‌سازد.


    آیا وقت آن نرسیده است که ایران، بار دیگر، به سرزمین هندسه و خرد تبدیل شود؟

     

  • بازگشت قهرمان کربلای۴؛ شهیدی که رفت تا غیرت بماند

    بازگشت قهرمان کربلای۴؛ شهیدی که رفت تا غیرت بماند

    به گزارش بازار کسب و کار  محمدهاشم سلطانی از همان روزهای نخست، با فرمان امام خمینی(ره)، لباس رزم پوشید. می‌گفت: ما برای خاک نمی‌جنگیم، برای ایمان، برای مادران‌مان، برای چادرهای سیاه‌شان، برای شرف ایران می‌جنگیم.

    در عملیات‌های مختلف حضور یافت، اما کربلای۴ شد صحنه ماندگاری‌اش. همان‌جا که ماند و گفت: «برنمی‌گردم تا آخرین نفر، تا آخرین نفس.» او در میان آتش و آب، عهدش را با خدا بست و رفت تا پرچم مقاومت برافراشته بماند.

    سی سال گذشت؛ اما خاک نتوانست یادش را در خود دفن کند. امروز پیکر مطهرش بازگشته، تا گلستان دوباره بوی ایمان بگیرد.

    در صبحی ابری و بغض‌آلود، جمعیت زیادی از مردم گرگان و روستاهای اطراف از نخستین ساعات، کنار جاده صف کشیدند. صدای صلوات و گریه در هوا پیچیده بود. مادران با چادرهای سیاه، کودکان با پرچم‌های سه‌رنگ، و پیرمردانی با لباس خاکی قدیمی، به استقبال آمده بودند.

    هم‌محلی‌هایش می‌گفتند: محمد هاشم از همان نوجوانی دل در گرو میهن داشت. وقتی رفت، گفت من می‌روم تا هیچ مادری در ایران اشک نریزد. حالا برگشته تا به ما یادآوری کند که عهد با خدا، فراموش شدنی نیست.

    یکی از همرزمانش با چشمانی خیس گفت: سی سال منتظرش بودیم. در کربلای۴ وقتی خط شکست، او ایستاد. گفت اگر برگردیم، غیرت برنمی‌گردد. حالا آمده تا بگوید ما هنوز سر پیمانیم.

    در کنار همشهریان، جوانان دهه هشتادی نیز حضور پررنگی داشتند. برخی از آنان حتی زمان جنگ را ندیده بودند، اما اشک‌هایشان حکایت از درک عمیق داشت. یکی از آن‌ها گفت: ما نسلی هستیم که جنگ را ندیدیم، اما شهدا را باور داریم. قهرمان ما همین مردان بی‌ادعا هستند.

    هم‌محلی‌هایش تابوت مطهرش را با دستان خود بلند کردند. در هر قدم، صلواتی از دل برمی‌خواست و زمزمه‌ای در هوا می‌پیچید: خوش آمدی قهرمان… خوش آمدی فرزند غیرت و ایمان…

    یکی از اهالی روستا گفت: او رفت تا دشمن نتواند به ناموس و شرف ایرانی نگاه چپ کند. حالا آمده تا ببیند در نبودش چه کرده‌ایم. ما شرمنده‌ایم، اما افتخار می‌کنیم.


    گلستان این روزها بوی ایثار گرفته است؛ پیکر مطهر شهید محمد هاشم سلطانی، قهرمان عملیات کربلای۴، پس از ۳۰ سال گمنامی به وطن بازگشت و در میان اشک و صلوات، با استقبال پرشور همرزمان، هم‌محلی‌ها و مردم شهرش به آغوش میهن سپرده شد.


    گلستان در روز بازگشتش، چهره‌ای دیگر داشت. پرچم‌های عزا و افتخار در باد می‌رقصیدند. صدای مداحی، فریاد «لبیک یا حسین» و اشک مردم، درهم آمیخته بود.

    در صف استقبال، رزمندگان سال‌های دفاع مقدس با لباس خاکی قدیمی‌شان آمده بودند. دست‌ها بر سینه، چشمان خیس و نگاه‌هایی پر از غرور. آنان آمده بودند تا به یار دیرین خود سلام دهند؛ یاری که در میان مین و آتش جا ماند اما امروز دوباره به آغوششان بازگشت.

    یکی از آنان گفت: ما روزی در کربلای۴ باهم نماز خواندیم. گفت اگر شهید شدم، نگذارید یادمان فراموش شود. حالا آمده تا بگوید هنوز باید ایستاد، هنوز باید مقاومت کرد.

    در کنار مردم، خانواده شهید نیز در میان اشک و لبخند ایستاده بودند. مادری که سال‌ها چشم‌انتظار مانده بود، دستانش را به تابوت گرفت و آرام گفت: «برگشتی پسرم… به خانه‌ات خوش آمدی…»

    این صحنه، روایت ناب وفاداری بود؛ وفاداری مادر به فرزند، مردم به شهید، و شهید به میهن.

    اما در دل همین شور و اشک، زمزمه‌هایی از گلایه نیز شنیده می‌شد؛ گلایه از زمانه‌ای که ارزش‌ها گاهی در غوغای سیاست گم می‌شود. مردی از میان جمع گفت: شهدا برای نان و مقام نرفتند. رفتند برای عزت مردم. امروز اگر ما رنج می‌بریم، یعنی باید برگردیم به مسیر آن‌ها.

    پیکر مطهر شهید محمدهاشم سلطانی، پس از سال‌ها غربت، در آغوش مردم گلستان آرام گرفت؛ مردی که رفت تا ایمان بماند، و بازگشت تا غیرت فراموش نشود.


    عکس – خبرگزاری ایرنا 

  • تئاتر؛ درمان بی‌صدا برای دردهای جامعه

    تئاتر؛ درمان بی‌صدا برای دردهای جامعه

    هنر تئاتر نه فقط ابزار سرگرمی، بلکه بستری برای بازتاب اندیشه، درد و امید مردم است. از همین روست که بسیاری از جوامع توسعه‌یافته، سرمایه‌گذاری در تئاتر را سرمایه‌گذاری در سلامت روان عمومی می‌دانند.

    تئاتر با ایجاد همذات‌پنداری، به مخاطب فرصت می‌دهد احساسات فروخورده‌اش را در قالب شخصیت‌های نمایش تجربه کند. او در سالن تاریک، بی‌آنکه دیده شود، اشک می‌ریزد، لبخند می‌زند و پالایش روانی را تجربه می‌کند.

    در عصر شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات مجازی، تئاتر شاید تنها هنری باشد که هنوز «چشم در چشم» با انسان سخن می‌گوید. این ارتباط زنده، نیرویی احیاگر است که روح جمعی جامعه را زنده نگه می‌دارد.

    تئاتر علاوه بر نقش روانی، کارکرد اجتماعی پررنگی نیز دارد. نمایش‌های اجتماعی، آینه‌ای از واقعیت‌اند که جامعه را وادار به اندیشیدن و گاه بازنگری در رفتار و تصمیم‌های خود می‌کنند.

    کارشناسان فرهنگی معتقدند که یکی از نشانه‌های پویایی فرهنگی یک شهر، تعداد سالن‌ها و اجراهای تئاتر آن است. شهرهایی که تئاتر در آن‌ها جریان دارد، معمولا مردمی آرام‌تر، مسئول‌تر و با نشاط‌تر دارند.

    از منظر روان‌شناسی اجتماعی، حضور در تئاتر حس تعلق به جامعه را افزایش می‌دهد. تماشاگر خود را بخشی از گروهی می‌بیند که احساسات مشابهی را تجربه می‌کنند؛ این حس جمعی، ضدافسردگی است.

    در مدارس بسیاری از کشورها، تئاتر به عنوان ابزار تربیتی به‌کار گرفته می‌شود. کودکان در قالب نمایش، یاد می‌گیرند احساساتشان را بیان کنند، همکاری کنند و از شکست نترسند.

    از دید جامعه‌شناسان، تئاتر بستری برای گفت‌وگو است؛ گفت‌وگویی میان نسل‌ها، میان مردم و حاکمان، میان سنت و مدرنیته. این گفت‌وگو اگر قطع شود، جامعه دچار سکون و خمودگی فرهنگی می‌شود.

    در ایران نیز هرچند تئاتر با چالش‌های مالی و ساختاری روبه‌روست، اما همچنان با تکیه بر عشق و تعهد هنرمندانش، در حال نفس کشیدن است. هر اجرای کوچک، نشانه‌ای از امید و مقاومت فرهنگی است.

    هنرمندان تئاتر، روان‌پزشکان بی‌مدرکی هستند که بدون نسخه و دارو، ذهن مردم را درمان می‌کنند. آن‌ها زخم‌های اجتماعی را نه پنهان، بلکه به نمایش می‌گذارند تا درمان آغاز شود.

    یکی از مهم‌ترین کارکردهای تئاتر، ارتقای سواد عاطفی جامعه است. تماشاگر با دیدن درد دیگران روی صحنه، به درک، همدلی و بخشش می‌رسد؛ ارزش‌هایی که جامعه امروز به‌شدت نیازمند آن‌هاست.

    در کشورهای توسعه‌یافته، سرمایه‌گذاری دولت در تئاتر بخشی از سیاست‌های سلامت عمومی محسوب می‌شود. چراکه هزینه‌ی ساخت یک سالن تئاتر، از هزینه درمان افسردگی در مقیاس ملی کمتر است.

    تئاتر همچنین بستری برای تقویت اقتصاد فرهنگی است. از فروش بلیت تا گردش مالی طراحان، دکوراتورها، بازیگران و تبلیغاتچی‌ها، همه در چرخه‌ای از اشتغال فرهنگی سهیم‌اند.


    در جامعه‌ای که دغدغه‌های معیشتی، اضطراب‌های روزمره و فشارهای اجتماعی در حال افزایش است، تئاتر به عنوان یک پناهگاه فرهنگی، نقش تسکین‌دهنده‌ای دارد. روان‌شناسان بر این باورند که تماشای یک نمایش خوب می‌تواند همان تأثیری را بر روان بگذارد که جلسات مشاوره کوتاه‌مدت درمانی بر ذهن خسته انسان‌ها دارد.


    در شهرهایی که فعالیت تئاتری بالاست، کسب‌وکارهای اطراف سالن‌ها نیز رونق می‌گیرند؛ از کافی‌شاپ‌ها گرفته تا چاپخانه‌ها و فروشگاه‌های لوازم صحنه. تئاتر، اقتصاد شبانه را زنده می‌کند.

    از نگاه کارشناسان، تئاتر می‌تواند ابزاری برای توسعه گردشگری فرهنگی نیز باشد. فستیوال‌ها و جشنواره‌های تئاتر، گردشگران داخلی و خارجی را جذب می‌کنند و به رونق شهری می‌انجامند.

    تئاتر همچنین می‌تواند ابزاری برای آگاهی‌بخشی در موضوعات اجتماعی و اخلاقی باشد. از خشونت خانگی تا محیط‌زیست، نمایش‌ها می‌توانند جامعه را نسبت به واقعیت‌ها حساس‌تر کنند.

    در بسیاری از پژوهش‌ها آمده است که افرادی که به‌طور منظم تئاتر می‌بینند، سطح رضایت بیشتری از زندگی دارند و کمتر دچار احساس تنهایی می‌شوند. این تأثیر، مستند و علمی است.

    در شرایطی که بسیاری از مردم از فشارهای اقتصادی و استرس‌های روزمره رنج می‌برند، یک نمایش خوب می‌تواند همچون اکسیژن، ذهن را تازه کند و امید را بازگرداند.

    به‌ویژه در دوران پساکرونا، تئاتر فرصتی دوباره برای بازسازی روابط انسانی فراهم کرد. سالن‌ها تبدیل شدند به محل تجدید دیدار با زندگی واقعی، پس از ماه‌ها انزوا و فاصله.

    تئاتر همچنین سکویی برای بیان اعتراض و نقد سازنده است. جامعه‌ای که تئاتر ندارد، صدایی برای گفت‌وگو ندارد و به‌جای درک، به سمت انفجار اجتماعی می‌رود.

    از نگاه هنرمندان، تئاتر نه شغل، بلکه رسالت است. آن‌ها به جای فریاد در خیابان، فریادشان را بر صحنه می‌زنند و از مردم می‌خواهند ببینند، بشنوند و بیندیشند.

    در این میان، حمایت نهادهای فرهنگی و اقتصادی از تئاتر، ضرورتی دوچندان یافته است. بی‌توجهی به این هنر، بی‌توجهی به روان جامعه است.

    کارشناسان پیشنهاد می‌کنند بخشی از بودجه سلامت عمومی، صرف توسعه و ترویج هنر تئاتر شود. چراکه این هنر می‌تواند درمانگر خاموش بسیاری از بحران‌های روحی و اجتماعی باشد.

    در تئاتر، هیچ نقابی تا ابد بر چهره نمی‌ماند؛ حقیقت در پایان اجرا، در دل تماشاگر زنده می‌ماند. این همان قدرتی است که تئاتر را از دیگر هنرها متمایز می‌کند.

    و شاید به همین دلیل است که تئاتر را «آینه تمام‌قد جامعه» می‌نامند. آینه‌ای که اگر هر از گاهی در آن نگریسته نشود، جامعه چهره خود را فراموش می‌کند.

    تئاتر یعنی زندگی، اما با نگاهی ژرف‌تر و انسانی‌تر. و جامعه‌ای که زندگی را در قالب نمایش تجربه کند، هرگز از انسانیت خالی نخواهد شد.

  • گلستان، سرزمین فراموش‌شده مفاخر؛ چرا نام بزرگان‌مان بر خیابان‌های‌مان نیست؟

    گلستان، سرزمین فراموش‌شده مفاخر؛ چرا نام بزرگان‌مان بر خیابان‌های‌مان نیست؟

    دکتر محسن حسینی، کارشناس مدیریت شهری و آب، در گفت‌وگو با خبرنگار بازار کسب‌وکار به این موضوع اشاره کرد و گفت: گلستان فقط تولیدکننده گندم و دام نیست؛ این استان زادگاه میردامادها و حکیمان بزرگی است که باید در ذهن نسل جوان زنده بمانند.

    او ادامه داد: در استان بیش از صد نفر از مفاخر علمی و فرهنگی زیسته‌اند که برخی در سطح ملی و جهانی اثرگذار بوده‌اند، اما تاکنون مورد توجه جدی قرار نگرفته‌اند.

    کارشناسان فرهنگی بر این باورند که نادیده گرفتن این مفاخر باعث ایجاد شکاف هویتی و کم‌رنگ شدن حس تعلق اجتماعی در نسل جوان می‌شود.

    دکتر حسینی پنج نفر از بزرگترین مفاخر استان را نام برد: میرداماد، حکیم میرفندرسکی، حکیم جرجانی، مختومقلی فراغی و فخرالدین اسعد گرگانی. او تأکید کرد: این بزرگان نه تنها در استان، بلکه در سطح ملی و بین‌المللی مطرح هستند و باید در شهرها و روستاهای گلستان دیده شوند.

    کارشناسان مدیریت شهری معتقدند که معرفی مفاخر در معابر شهری، مدارس و فرهنگسراها می‌تواند هویت محلی را تقویت کند و نسل نوجوان را با تاریخ و فرهنگ خود پیوند دهد.

    دکتر حسینی افزود: نسل نوجوان با آشنایی با این بزرگان، انگیزه بیشتری برای تحصیل و پژوهش پیدا می‌کند.

    یکی از شهروندان گرگانی به خبرنگار ما گفت: «بچه‌های ما اسم فوتبالیست‌ها را می‌دانند، اما نمی‌دانند میرداماد اهل همین استان است!» این بازخورد نشان می‌دهد که فقدان تابلوهای شهری و نامگذاری‌ها، نسل جوان را از پیوند با تاریخ و فرهنگ خود دور کرده است.

    در میان پنج مفخر برتر، دکتر حسینی میرداماد را معلم ثالث و فیلسوفی برجسته معرفی کرد که آثارش در حوزه فلسفه و کلام اسلامی در سطح کشور شناخته شده است. حکیم میرفندرسکی نیز در زوایای مختلف علمی تبحر داشته و نقش مهمی در توسعه علوم طبیعی و فلسفی منطقه داشته است.


    در حالی که استان گلستان در بخش کشاورزی و دامپروری سرآمد است، مفاخر علمی و فرهنگی آن همچنان در سایه مانده‌اند. دکتر محسن حسینی، کارشناس مدیریت شهری و آب، تأکید دارد که معرفی بزرگان علمی و ادبی استان در خیابان‌ها، مدارس و فرهنگسراها می‌تواند هویت فرهنگی نسل جوان را تقویت کند و حس تعلق به تاریخ استان را در آنان زنده نگه دارد


    حکیم جرجانی، پزشک بزرگ خوارزمشاهیان، آثار متعدد پزشکی و علمی دارد و روز علوم آزمایشگاهی به نام او ثبت شده است. دکتر حسینی با تأسف گفت: در استان هیچ یادمانی رسمی از حکیم جرجانی وجود ندارد و حتی مراسمی برای بزرگداشت او برگزار نمی‌شود.

    مخدومقلی فراغی، شاعر معاصر استان، خوشبختانه تا حدودی مورد توجه قرار گرفته و نام‌گذاری‌هایی به یاد او انجام شده است. فخرالدین اسعد گرگانی، شاعر کلاسیک، در برخی نقاط استان مورد تجلیل قرار گرفته، اما هنوز در سطح همه شهرها دیده نمی‌شود.

    کارشناسان فرهنگی معتقدند که نامگذاری خیابان‌ها و میادین به نام این مفاخر، هویت فرهنگی و تاریخی استان را به نمایش می‌گذارد. دکتر حسینی افزود که ترکیب نامگذاری با فعالیت‌های آموزشی در مدارس و دانشگاه‌ها می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد.

    او تأکید کرد: وقتی نوجوانان و جوانان با بزرگان استان آشنا شوند، انگیزه و اعتمادبه‌نفس آن‌ها برای فعالیت‌های علمی و فرهنگی افزایش می‌یابد.

    یکی از معلمان مدارس گرگان گفت: کلاس‌های درس ما هنوز به اندازه کافی از مفاخر استان بهره نمی‌برند و بیشتر به بزرگان کشوری اشاره می‌شود. او تأکید کرد که شناخت مفاخر استانی می‌تواند حس تعلق و غرور ملی را در دانش‌آموزان تقویت کند.

    دکتر حسینی تأکید کرد: برای اینکه نسل جدید حس کند گلستان تنها تولیدکننده محصولات کشاورزی نیست، باید فرهنگ و فلسفه را هم در کنار اقتصاد معرفی کنیم.

    او افزود که دستگاه‌های مدیریت شهری، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و نهادهای فرهنگی باید در قالب یک برنامه منسجم، به معرفی این بزرگان بپردازند. کارشناسان شهری معتقدند که اجرای پروژه‌های نمادین مانند نامگذاری میادین، بلوارها و پارک‌ها به نام مفاخر، اولین قدم موثر در این مسیر است.

    یکی از فعالان فرهنگی گلستان گفت: اگر امروز خیابان‌های شهر ما نام میرداماد و حکیم جرجانی را داشته باشد، نسل جوان با افتخار در آن قدم می‌زند و تاریخ خود را لمس می‌کند.

    دکتر حسینی یادآور شد: این پنج نفر، سرمایه‌های ناملموس فرهنگی استان هستند و احیای نام آن‌ها، سرمایه‌گذاری بلندمدت بر فرهنگ و هویت مردم است.

    او از همه دست‌اندرکاران خواست که در نخستین گام، خیابان‌ها، مدارس، فرهنگسراها و میادین را به نام این بزرگان نامگذاری کنند. کارشناسان اقتصادی هم می‌گویند که معرفی مفاخر و ایجاد هویت فرهنگی، تأثیر مثبت غیرمستقیم بر اقتصاد محلی و گردشگری فرهنگی خواهد داشت.

    دکتر حسینی در پایان گفت: امیدوارم با همکاری رسانه‌ها، مردم و مسئولان، گلستان بتواند در کنار تولیدات اقتصادی خود، جایگاه فرهنگی و علمی خود را نیز به نسل آینده معرفی کند.

  • اجرای طرح «قاضی مدرسه» و «تحول اجتماعی» در مدارس گلستان

    اجرای طرح «قاضی مدرسه» و «تحول اجتماعی» در مدارس گلستان

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار در آستانه مهر، دادگستری گلستان برنامه‌ای تازه برای کاهش آسیب‌های اجتماعی معرفی کرده است؛ طرح «قاضی مدرسه» که به گفته‌ی حیدر آسیابی، رئیس دادگستری استان، در ۲۰۰ مدرسه و به‌ویژه مناطق آسیب‌پذیر اجرا می‌شود.

    هدف این طرح، آموزش حقوقی به زبان ساده برای نوجوانان و دانش‌آموزان است؛ گروهی که طبق آمار رسمی، از مهم‌ترین قربانیان یا حتی عاملان بالقوه بروز جرم به شمار می‌روند.

    آسیابی تاکید می‌کند: ارتقای آگاهی حقوقی می‌تواند نقش بازدارنده جدی داشته باشد؛ رویکردی که بسیاری از کشورها آن را سرمایه‌گذاری بلندمدت بر سرمایه انسانی می‌دانند.

    همزمان، او از اجرای دقیق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان سخن گفت؛ قانونی که دولت‌ها را موظف به جلوگیری از ترک تحصیل می‌کند.

    به گفته او، ترک تحصیل نه‌تنها یک معضل آموزشی بلکه یک تهدید اقتصادی برای جامعه است؛ چراکه نسل بی‌مهارت، هزینه‌های اجتماعی و قضایی بیشتری ایجاد می‌کند.

    یکی از نکات قابل‌توجه این طرح، استفاده از «آرای جایگزین حبس» است؛ یعنی محکومان می‌توانند خدمات عمومی رایگان به مدارس ارائه دهند.

    کارشناسان اقتصادی این اقدام را راهی برای کاهش هزینه‌های زندان و تقویت منابع انسانی در حوزه آموزش توصیف می‌کنند.

    از سوی دیگر، محمود اسپانلو، دادستان مرکز استان، از آغاز «طرح تحول اجتماعی» در ۳۳ مدرسه کم‌برخوردار خبر داد؛ طرحی که به گفته او، از تأمین زیرساخت تا پشتیبانی روانی و معیشتی دانش‌آموزان را در بر می‌گیرد.

    اسپانلو معتقد است که صرف بهبود فضای آموزشی کافی نیست؛ بلکه شناخت شرایط خانوادگی دانش‌آموزان و حمایت مداوم، شرط موفقیت است.

    در این طرح، برای هر مدرسه یک «حامی» مشخص شده تا با جلب مشارکت خیران، پشتیبانی مستمر از دانش‌آموزان را تضمین کند.

    کارشناسان اجتماعی این مدل را الگویی از «حمایت هدفمند» می‌دانند که می‌تواند چرخه فقر آموزشی را بشکند.


    کارشناسان اقتصادی و اجتماعی می‌گویند این اقدامات، علاوه بر بعد فرهنگی، پیامدهای اقتصادی مهمی در کاهش هزینه‌های جرم و آسیب‌های اجتماعی دارد.


    از سوی دیگر، دادستان استان از طرح «پاکسازی پیرامون مدارس» نیز خبر داد؛ اقدامی که فروشندگان مواد مخدر را هدف قرار می‌دهد و امنیت محیط یادگیری را افزایش می‌دهد.

    منتقدان اما هشدار می‌دهند که اجرای چنین طرح‌هایی نیازمند نظارت شفاف و پایدار است؛ در غیر این صورت، ممکن است به اقدامی مقطعی تبدیل شود.

    برخی جامعه‌شناسان نیز بر لزوم توجه به ریشه‌های فقر و نابرابری تاکید می‌کنند؛ مسائلی که بدون حل آن‌ها، اقدامات سطحی نتیجه دائمی نخواهد داشت.

    با این حال، فعالان اقتصادی معتقدند ورود قوه قضائیه و نهادهای مدنی به حوزه آموزش می‌تواند الگویی از «سرمایه‌گذاری اجتماعی» باشد که بازده اقتصادی بلندمدت دارد.

    آنان می‌گویند کاهش جرم و بزهکاری، مستقیماً هزینه‌های عمومی را کاهش و بهره‌وری اقتصادی را افزایش می‌دهد.

    حضور خیران و نهادهای مردمی در این طرح‌ها، نشانه‌ای از پیوند سرمایه اجتماعی و اقتصادی برای آینده کودکان است.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار این است که هر ریال سرمایه‌گذاری در آموزش پیشگیرانه، می‌تواند چندین برابر صرفه‌جویی در هزینه‌های قضایی و درمانی به همراه داشته باشد.

    به باور کارشناسان، گلستان با اجرای این دو طرح می‌تواند الگویی برای سایر استان‌ها باشد؛ الگویی که آموزش و عدالت اجتماعی را به‌عنوان سرمایه‌ای مشترک می‌بیند.

  • عقب‌نشینی دولت از تعهدات یا فرصت نجات طرح‌های نیمه‌تمام؟

    عقب‌نشینی دولت از تعهدات یا فرصت نجات طرح‌های نیمه‌تمام؟

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار سازمان برنامه و بودجه اعلام کرده است که مشخصات ۹۴۱ طرح عمرانی آماده مشارکت خیرین را در وبگاه رسمی خود منتشر کرده تا افراد نیکوکار بتوانند در تکمیل این طرح‌ها سرمایه‌گذاری کنند. این پروژه‌ها که ذیل بند «خ» ماده ۲۰ قانون برنامه هفتم تعریف شده‌اند، در مجموع به بیش از ۱۰.۵ هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارند.

    اما این پرسش کلیدی بی‌پاسخ مانده است که چرا باید طرح‌های زیرساختی که از محل مالیات و درآمدهای نفتی وعده داده شده بودند، حالا به کمک خیرین وابسته شوند. منتقدان می‌گویند این حرکت نه‌تنها ضعف سیاست‌گذاری مالی دولت را آشکار می‌کند، بلکه نوعی عقب‌نشینی از مسئولیت‌های اساسی است.

    حوزه‌های آموزش، پژوهش و سلامت مهم‌ترین بخش‌های این طرح‌ها هستند؛ بخش‌هایی که وظیفه توسعه و تأمین آن به‌صراحت در قانون اساسی بر عهده دولت گذاشته شده است. وقتی بیمارستان و مدرسه نیمه‌تمام باقی می‌ماند و دولت به خیرین متوسل می‌شود، طبیعی است که اعتماد عمومی نسبت به کارآمدی بودجه‌ریزی تضعیف شود.

    آمارهای رسمی خود گویای عمق بحران است. ۱۸۸۰ پروژه ملی نیمه‌تمام برای اتمام به ۴ هزار همت اعتبار نیاز دارند و در استان‌ها نیز بیش از ۵۵۰۰ طرح نیمه‌کاره به اعتباری بالغ بر ۴۰۰ همت محتاج‌اند. این ارقام، آن هم در شرایطی که هزینه‌ها با تورم هر ساله افزایش می‌یابد، نشانه‌ای روشن از سوءمدیریت و فقدان اولویت‌بندی در تخصیص منابع است.

    در همین حال، مسئولان از خیرین می‌خواهند تا حداقل ۵۰ درصد هزینه برخی پروژه‌ها را تأمین کنند؛ از فضاهای آموزشی تا بیمارستان‌های استانی. این یعنی دولت به جای اصلاح ساختار بودجه و مهار هزینه‌های غیرمولد، از سرمایه اجتماعی مردم برای پر کردن حفره‌های مالی استفاده می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی هشدار می‌دهند این مدل مشارکت، خطر تمرکز منابع در مناطق ثروتمند را افزایش می‌دهد. جایی که خیرین بیشتری وجود دارند، پروژه‌ها سریع‌تر تکمیل می‌شوند و استان‌های محروم در همان نقطه اول باقی می‌مانند.

    از سوی دیگر، اتکای مفرط به سرمایه مردمی ممکن است زمینه فساد و رانت را تقویت کند. وقتی شفافیت کافی در قراردادها و روند اجرایی نباشد، خیرین و پیمانکاران خاص می‌توانند امتیازهای ویژه بگیرند و پروژه‌ها به میدان نفوذ گروه‌های ذی‌نفع تبدیل شوند.


    اقتصاددانان این رویکرد را نشانه آشکار ضعف مدیریت مالی و بی‌برنامگی می‌دانند؛ درحالی‌که برخی مسئولان آن را ابتکاری مثبت برای جبران کسری بودجه توصیف می‌کنند.


    نمایندگان منتقد مجلس هم می‌پرسند چگونه در سالی که دولت از افزایش درآمدهای نفتی و مالیاتی خبر می‌دهد، بودجه عمرانی به حدی کاهش یافته که برای تکمیل پروژه‌ها به جیب مردم متوسل شده است.

    تورم ساخت‌وساز، از افزایش قیمت آهن و سیمان گرفته تا دستمزد کارگر، معادلات مالی اولیه را هر روز تغییر می‌دهد. این به معنای آن است که حتی اگر خیرین امروز سرمایه‌گذاری کنند، فردا هزینه‌ها از برآورد اولیه بالاتر خواهد رفت و پروژه همچنان نیمه‌تمام می‌ماند.

    برخی مسئولان، این حرکت را «فرصتی برای مشارکت مردم» توصیف می‌کنند، اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که صرف انتشار فهرست پروژه‌ها کافی نیست. گزارش‌های میدانی از طرح‌های مشارکتی قدیمی نشان می‌دهد روندهای اداری طولانی، نبود هماهنگی میان دستگاه‌ها و بی‌اعتمادی خیرین، تکمیل بسیاری از پروژه‌ها را متوقف کرده است.

    منتقدان همچنین می‌گویند دولت به جای تکیه بر خیرین، باید به سراغ اصلاح ساختار بودجه و کاهش هزینه‌های غیرمولد برود؛ راهی که می‌تواند منابع پایدار برای تکمیل زیرساخت‌های ملی ایجاد کند.

    فعالان بخش خصوصی هم هشدار می‌دهند که مشارکت مردمی نباید بهانه‌ای برای کاهش سهم بودجه عمرانی در سال‌های آینده باشد. اگر دولت به کمک خیرین دل خوش کند، انگیزه‌ای برای افزایش سرمایه‌گذاری مستقیم در پروژه‌های عمومی نخواهد داشت.

    در سطح جامعه، مردم عادی پرسش‌های جدی دارند: کمک‌های خیرین چگونه هزینه می‌شود؟ چه تضمینی برای تکمیل به‌موقع پروژه‌ها وجود دارد؟ و آیا این مشارکت‌ها واقعاً به مناطق محروم خواهد رسید یا صرفاً پروژه‌های پُر زرق‌وبرق شهرهای بزرگ را نجات می‌دهد؟

    دولت وعده داده است که با استفاده از ظرفیت قانون برنامه هفتم، مسیرهای قانونی مشارکت را تسهیل و از بروز تخلفات جلوگیری کند، اما اعتماد عمومی به این وعده‌ها در گرو شفافیت کامل و گزارش‌دهی منظم است.

    برخی اقتصاددانان پیشنهاد می‌کنند به‌جای اتکا به خیرین، ابزارهای مدرن مالی مانند انتشار اوراق مشارکت، جذب سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و بهبود کارایی هزینه‌های عمرانی به کار گرفته شود تا توسعه ملی از مسیر پایدار پیش برود.

    تجربه نشان داده است که هرچه تأخیر در تکمیل پروژه‌ها بیشتر شود، هزینه نهایی برای کشور بالاتر می‌رود. بنابراین، اتکا به منابع ناپایدار مردمی تنها مسکّنی موقت است، نه درمانی ساختاری.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار
    اتکای دولت به خیرین در حالی صورت می‌گیرد که ساختار بودجه‌ای کشور همچنان مملو از هزینه‌های غیرمولد و پروژه‌های فاقد اولویت است. کارشناسان معتقدند تا زمانی که دولت شفافیت مالی، پاسخگویی و اصلاح جدی بودجه را در دستور کار قرار ندهد، حتی حضور گسترده خیرین نیز نمی‌تواند زخمی به وسعت پروژه‌های نیمه‌تمام را درمان کند.

  • همگرایی اقوام، نخبگان و نسل جوان در مسیر آینده ایران

    همگرایی اقوام، نخبگان و نسل جوان در مسیر آینده ایران

    هوای بهاری تهران در نخستین روزهای سال نو، حال‌وهوایی متفاوت داشت؛ نه فقط به‌خاطر شکوفه‌های زودرس که خیابان‌های پایتخت را رنگی کرده بود، بلکه به‌سبب شعاری که در نگاه هر رهگذر ردپایی از آن به چشم می‌خورد: «وفاق ملی و تمدن نوین اسلامی». از ایستگاه‌های مترو تا بنرهای بزرگراه‌ها، این عبارت تنها یک شعار حک‌شده بر کاغذ نبود؛ صدایی بود که در گفت‌وگوی مردم، در شور دانشجویان و حتی در نواهای موسیقی خیابانی انعکاس می‌یافت. پیرمردی ترکمن که کنار بساط چای ایستاده بود با لبخندی آرام گفت: «این فقط کلمه نیست، ما باید با هم باشیم؛ ترک، فارس، کرد، همه یک‌صدا.»

    همین صداهاست که از قلب پایتخت تا روستاهای دورافتاده، مفهومی تازه به وحدت می‌بخشد. در گرمای یک نشست دانشجویی در دانشگاه شیراز، جوانی اهل سیستان و بلوچستان سخنرانی می‌کند و از پیوند میان فرهنگ محلی و آرمان‌های تمدن نوین اسلامی می‌گوید؛ در گوشه‌ای دیگر، هنرمندی کرد در کارگاه نقاشی‌اش پرتره‌ای از شهید سلیمانی می‌کشد و بانوی پژوهشگری در تبریز با گروهی از دانشجویان درباره نقش زنان در تحکیم وفاق ملی بحث می‌کند. روایت زندگی روزمره این مردم نشان می‌دهد که شعار سال نه یک فرمان از بالا، بلکه جوششی از درون جامعه است؛ جوششی که اقوام و مذاهب، جوانان و پیشکسوتان، هنرمندان و استادان دانشگاه را به هم پیوند می‌دهد.

    شعار سال با محور «وفاق ملی و تمدن نوین اسلامی» تلاشی است برای پیوند دادن آرمان‌های دیرینه ایران با واقعیت‌های امروز؛ شعاری که فراتر از یک بیان سیاسی، به‌عنوان یک مأموریت اجتماعی در تمام لایه‌های جامعه نفوذ کرده است و ضرورت گفت‌وگوی میان نسل‌ها، اقوام و گروه‌های مختلف را یادآور می‌شود.

    در شرایطی که خاورمیانه با بحران‌های ژئوپلیتیک، فشارهای اقتصادی و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه مواجه است، این رویکرد به منزله پاسخی استراتژیک برای حفظ ثبات داخلی و تقویت جایگاه منطقه‌ای کشور تلقی می‌شود.

    دانشگاه‌ها و مراکز علمی، قلب تپنده این جریان فکری به شمار می‌روند. استادان و پژوهشگران با طرح ایده‌های نو درباره تمدن نوین اسلامی و تولید دانش بومی، بسترهای نظری برای تحقق این آرمان را فراهم می‌کنند و دانشجویان با انرژی جوانی و نگاه نقادانه، موتور محرک این تحول هستند.

    در کلاس‌ها، نشست‌های تخصصی و کرسی‌های آزاداندیشی، جوانان از قومیت‌ها و مذاهب گوناگون گرد هم می‌آیند تا از دل اختلاف سلیقه‌ها، به اشتراکات بنیادین دست یابند؛ اشتراکاتی که پایه‌های وفاق ملی را مستحکم می‌کند.

    هنر و رسانه نیز نقش انکارناپذیری در انتقال پیام همگرایی دارند. فیلم‌سازان، شاعران و فعالان موسیقی با خلق آثاری الهام‌بخش، روایتگر وحدت و امید می‌شوند. رسانه‌های خبری و شبکه‌های اجتماعی هم با انتشار روایت‌های واقعی از تلاش‌های مردمی، پلی میان جامعه و آرمان‌های کلان ایجاد می‌کنند.

    چهره‌های تقریبی، اعم از علمای برجسته شیعه و سنی و متفکران جهان اسلام، با برگزاری همایش‌ها و گفت‌وگوهای مشترک، از موانع سوءتفاهم‌های مذهبی می‌کاهند و زمینه همکاری در مسائل اجتماعی، علمی و فرهنگی را فراهم می‌سازند.

    بانوان ایرانی، به‌عنوان نیمی از جمعیت کشور، در این روند جایگاهی محوری دارند. حضور فعال آنان در عرصه‌های علمی، کارآفرینی، مدیریت شهری و فعالیت‌های فرهنگی نه تنها به انتقال ارزش‌های تمدنی به نسل‌های آینده کمک می‌کند، بلکه پیام اقتدار و پایداری جامعه ایرانی را نیز به جهان مخابره می‌سازد.

    سازمان‌های مردم‌نهاد، از گروه‌های محیط زیستی گرفته تا انجمن‌های خیریه، جلوه عینی وفاق ملی را به نمایش می‌گذارند. این نهادها با گردهم آوردن افراد از پیشینه‌های متفاوت، مرزهای قومی و مذهبی را در عمل کمرنگ می‌کنند و نمونه‌ای ملموس از همکاری جمعی ارائه می‌دهند.

    یاد و نام سردار شهید قاسم سلیمانی همچنان محور مشترک همه جریان‌های فکری است. او نماد ایستادگی در برابر صهیونیسم و تروریسم تکفیری بود و روایت زندگی و شهادتش همچنان الهام‌بخش نسل جوان است.


    استان گلستان با بافت چندقومیتی و سنت‌های ریشه‌دار خود، نمونه‌ای زنده از تحقق «وفاق ملی» در بستر زندگی روزمره است؛ جایی که ترکمن‌ها، فارس‌ها و دیگر اقوام با جشن‌های بومی، فعالیت‌های علمی و همکاری‌های اجتماعی، تصویری واقعی از همبستگی فرهنگی و آرمان‌های تمدن نوین اسلامی ارائه می‌کنند.


    شهید آیت‌الله رئیسی و دیگر شهدای خدمت و اقتدار نیز با فداکاری در مسیر عدالت و خدمت عمومی، الگویی از همدلی و ازخودگذشتگی را در حافظه جمعی جامعه نهادینه کرده‌اند؛ الگویی که رسانه‌ها وظیفه دارند با صداقت و دقت به نسل‌های بعدی منتقل کنند.

    مقابله با صهیونیسم در این چارچوب صرفاً یک رویکرد سیاسی نیست، بلکه بخشی از گفتمان عدالت‌خواهی و آزادگی محسوب می‌شود که ملت ایران بر آن پافشاری دارد و آن را به عنوان عنصر کلیدی در شکل‌دهی به تمدن نوین اسلامی می‌بیند.

    حضور اقوام گوناگون ایرانی از ترکمن و کرد تا بلوچ و عرب در برنامه‌های ملی و آیین‌های فرهنگی، عمق وحدت در عین تنوع را به نمایش می‌گذارد. این تنوع فرهنگی و زبانی نه مانع، بلکه فرصتی برای غنی‌تر شدن بافت تمدنی ایران است.

    در این میان، استان گلستان با جمعیتی متنوع از ترکمن‌ها، فارس‌ها و دیگر اقوام، نمونه‌ای روشن از این همزیستی فرهنگی است. بازارهای محلی، جشن‌های بومی و نشست‌های علمی در گرگان و گنبد کاووس، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان از دل تفاوت‌ها به همدلی دست یافت.

    فرهنگ‌های محلی، آداب و رسوم و زبان‌های گوناگون اقوام ایرانی به پیوند میان سنت و مدرنیته یاری می‌رساند و تصویر کشوری چندصدایی و در عین حال یکپارچه را ترسیم می‌کند.

    در همین حال، دانشگاهیان با پژوهش‌های میان‌رشته‌ای از علوم انسانی تا فناوری‌های نو، چارچوب‌های نظری و عملی لازم برای تحقق تمدن نوین اسلامی را توسعه می‌دهند.

    اقتصاد مقاومتی، نوآوری‌های فناورانه و استارتاپ‌های دانش‌بنیان، جلوه‌های عملی این تمدن هستند که در محیط‌های علمی و صنعتی کشور شکوفا می‌شوند و از سطح شعار به عرصه واقعیت گام می‌گذارند.

    جوانان و دانشجویان با بهره‌گیری از ابزارهای نوین اقتصادی، ضمن پاسخ به نیازهای معیشتی جامعه، پیوندی میان آرمان‌های تمدنی و توسعه پایدار برقرار می‌کنند.

    رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی فضایی برای گفت‌وگوی ملی و حتی بین‌المللی درباره ارزش‌های تقریب و وحدت فراهم کرده‌اند و مرزهای جغرافیایی را در انتقال پیام‌های فرهنگی از میان برداشته‌اند.

    در سطح منطقه‌ای، همکاری با کشورهای مسلمان همسایه، از آسیای میانه تا خاورمیانه، فرصتی برای تقویت این نگاه تمدنی است و دیپلماسی فرهنگی و علمی به ابزاری کارآمد برای همگرایی بدل شده است.

    چهره‌های هنری و فرهنگی با تولید آثار خلاق در عرصه‌های بین‌المللی، پیام همبستگی و مقاومت را به زبان هنر عرضه می‌کنند و مخاطبان جهانی را با این گفتمان آشنا می‌سازند.

    این پویایی فرهنگی و اجتماعی، نشانه‌ای روشن از ایرانی است که می‌خواهد همزمان ریشه‌های تاریخی خود را حفظ کند و در عین حال به آینده‌ای نو گام بردارد.

    مجموعه این تلاش‌ها، از فعالیت‌های دانشگاهی و مردمی گرفته تا مقاومت فرهنگی و رسانه‌ای، چشم‌اندازی از کشوری مقتدر، همدل و پیشرو ترسیم می‌کند که به سوی تحقق تمدن نوین اسلامی حرکت می‌کند و در این مسیر از همه ظرفیت‌های انسانی و طبیعی خود بهره می‌گیرد.

    ایرانِ امروز با بهره‌مندی از پشتوانه مردمی، یاد شهدا و تلاش نسل جوان، نمونه‌ای زنده از وفاق ملی است؛ وفاقی که نه تنها به استحکام داخلی می‌انجامد، بلکه الگویی الهام‌بخش برای ملت‌های منطقه و جهان اسلام به شمار می‌رود.

    #وفاق_ملی #تقریب #تمدن_نوین_اسلامی #دانشجویان

  • «ثبت‌نام رایگان» در حرف، «دریافت وجه» در عمل

    «ثبت‌نام رایگان» در حرف، «دریافت وجه» در عمل

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌وکار مدیرکل آموزش و پرورش گلستان در جمع خبرنگاران با تأکید بر ضرورت عدالت آموزشی، اعلام کرد که هیچ مدیری در مدارس دولتی حق دریافت وجه هنگام ثبت‌نام را ندارد و نباید هیچ دانش‌آموزی به دلیل فقر از تحصیل بازبماند.

    قدرت‌الله نظری در این نشست گفت: شرط مالی در مدارس عادی دولتی نباید وجود داشته باشد. بی‌احترامی به خانواده‌ها و دریافت وجه هنگام ثبت‌نام خط قرمز ماست و در صورت مشاهده با جدیت برخورد خواهد شد.

    او در ادامه افزود: امروز دولت آموزش و پرورش را در اولویت قرار داده و به‌صورت جدی برای ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی وارد میدان شده است. به گفته نظری، دولت چهاردهم با نگاه بلندمدت و دوراندیشانه، برنامه‌های متعددی برای تقویت زیرساخت‌های آموزشی تدارک دیده است.

    مدیرکل آموزش و پرورش گلستان دانش‌آموزان را «سرمایه اصلی نظام تعلیم و تربیت» معرفی کرد و گفت: آموزش و پرورش در نگاه رهبر انقلاب و دولت وفاق، محور توسعه و حرکت است. دولت چهاردهم در عمل ثابت کرده که شعار نمی‌دهد و تاکنون بیش از ۷۲۰۰ فضای آموزشی در کشور ایجاد کرده است.

    او یادآور شد: در گلستان نیز مردم با وجود بضاعت حداقلی، همواره در حوزه آموزش و پرورش مشارکت داشته‌اند و بسیاری از پروژه‌های عمرانی و فرهنگی با کمک‌های مردمی به ثمر نشسته است.

    نظری درباره پروژه‌های مهر نیز توضیح داد: در استان ۱۵۴ پروژه آموزشی در دست اجرا داریم که تاکنون ۵۵ پروژه به بهره‌برداری رسیده و تا پایان سال ۴۰ پروژه دیگر نیز تکمیل خواهد شد. اجرای ۱۰۰ درصدی پروژه‌های مهر از اهداف ماست.

    مدیرکل: هیچ دانش‌آموزی نباید به‌خاطر فقر محروم بماند
    خانواده‌ها: تا پول ندهیم، فرزندمان را ثبت‌نام نمی‌کنند

    به گفته او، بودجه آموزش و پرورش در سال جاری با افزایش ۱۱۷ درصدی همراه بوده است. در همین راستا، اعتبارات رتبه‌بندی معلمان، افزایش حقوق خدمتگزاران و سرایداران، یارانه دانش‌آموزان تیزهوش، تغذیه شبانه‌روزی‌ها و حمل‌ونقل مناطق محروم تأمین شده است.

    مدیرکل آموزش و پرورش گلستان با اشاره به پرداخت پاداش بازنشستگی به ۷۶ هزار فرهنگی گفت: این اقدامات نشان می‌دهد دولت عزم جدی برای تقویت جایگاه تعلیم و تربیت دارد.

    او بخش دیگری از سخنانش را به ضرورت «مهارت‌محوری» اختصاص داد و گفت: باید از حافظه‌محوری فاصله بگیریم. هر دانش‌آموز باید یک مهارت کاربردی بیاموزد. دانش‌آموخته ماهر بیکار نمی‌ماند.

    نظری از تفاهم‌نامه آموزش و پرورش با سازمان فنی و حرفه‌ای خبر داد و گفت: با این تفاهم‌نامه، دانش‌آموزان می‌توانند به‌طور رایگان از ظرفیت‌های مهارت‌آموزی بهره‌مند شوند.

    او همچنین بر اصلاح ساختار مدیریتی تأکید کرد و گفت: تغییرات ما بر پایه کارکردی و عملکردی است. فامیل‌بازی جایی در آموزش و پرورش ندارد و هدف ما بهبود واقعی شرایط است.

    به گفته نظری، در مهر امسال همه کلاس‌ها دارای معلم خواهند بود و مشکل کمبود معلم مرتفع شده است. او افزود: بیش از ۱۲۶ هزار معلم و ۲۵۰۰ مدیر ساماندهی شده‌اند و ۴۳۰ هزار دانش‌آموز در گلستان آماده بازگشایی مدارس هستند.


    با وجود رشد ۱۱۷ درصدی بودجه آموزش و پرورش، بازگشت صدها دانش‌آموز بازمانده از تحصیل و وعده عدالت آموزشی، بسیاری از خانواده‌های گلستانی همچنان از هزینه‌های پنهان و فشارهای اقتصادی گلایه دارند. کارشناسان نیز هشدار می‌دهند اگر شکاف میان آمارهای رسمی و میدان واقعی پر نشود، اعتماد عمومی به نظام آموزشی بیش از پیش تضعیف خواهد شد.


    مدیرکل آموزش و پرورش بازماندگی از تحصیل را «یک آسیب اجتماعی» دانست و تأکید کرد: ۵۶۰ دانش‌آموز بازمانده با همکاری دستگاه‌های مختلف دوباره به مدرسه بازگشته‌اند و تلاش داریم این روند ادامه پیدا کند.

    او گفت: امسال ۳۳ هزار دانش‌آموز پایه اول ابتدایی ثبت‌نام کرده‌اند. این اتفاق نویدبخش آینده‌ای روشن برای استان است.

    نظری به موضوع عدالت آموزشی نیز اشاره کرد و گفت: تمرکز دولت بر مدارس دولتی است، اما همچنان امکانات بیشتر به مدارس خاص اختصاص داده می‌شود. ما معتقدیم ۵۰ درصد ظرفیت باید به مدارس دولتی اختصاص یابد تا عدالت آموزشی محقق شود.

    با این حال، برخی خانواده‌ها روایت متفاوتی از واقعیت می‌گویند. یکی از والدین گلستانی در گفت‌وگو با خبرنگار بازار کسب‌وکار اظهار داشت: برخلاف تأکید مدیرکل، مدارس دولتی تا زمانی که وجهی تحت عنوان هزینه ثبت‌نام دریافت نکنند، فرزندان ما را ثبت‌نام نمی‌کنند.

    او افزود: این هزینه‌ها به شکل‌های مختلف از جمله کمک به مدرسه، خرید تجهیزات یا حتی تحت عناوین فرهنگی دریافت می‌شود. در شرایطی که بسیاری از خانواده‌ها با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، این روند فشار سنگینی بر معیشت آن‌ها وارد می‌کند.

    بودجه ۲۵۲ همتی و وعده عدالت آموزشی؛
    کارشناسان: فاصله شعار تا واقعیت مدارس زیاد است

    نبود امکانات آموزشی کافی در مدارس و هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای نیز دغدغه دیگر خانواده‌هاست. بسیاری می‌گویند حتی اگر موفق شوند فرزندانشان را ثبت‌نام کنند، در طول سال تحصیلی باید هزینه‌های گزافی برای تجهیزات کارگاهی، لوازم تخصصی و سایر ملزومات بپردازند.

    این شرایط باعث شده است که بسیاری از خانواده‌های طبقه متوسط و کم‌درآمد، احساس کنند فرزندانشان در مقایسه با دانش‌آموزان مدارس غیرانتفاعی و خاص در رقابت آموزشی ناعادلانه‌ای قرار دارند. به باور آنان، این نابرابری به سرخوردگی دانش‌آموزان و کاهش انگیزه تحصیلی انجامیده است.

    نتایج کنکور سال جاری نیز به گفته کارشناسان مؤید این نگرانی‌هاست. بخش عمده‌ای از رتبه‌های برتر از میان دانش‌آموزان مدارس خاص و غیرانتفاعی بوده و سهم مدارس دولتی به‌طور محسوسی کاهش یافته است.

    کارشناسان منابع انسانی و اقتصادی معتقدند این روند در درازمدت می‌تواند منجر به تشدید نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی شود، چراکه فرصت‌های شغلی و دانشگاهی بیشتر در اختیار دانش‌آموزان برخوردار قرار می‌گیرد.

    با وجود این نقدها، برخی کارشناسان آموزشی اقدامات اخیر دولت در افزایش بودجه، ارتقای کیفیت مدارس شبانه‌روزی و مهارت‌آموزی رایگان را گامی مثبت ارزیابی می‌کنند و بر این باورند که اگر نظارت‌ها دقیق‌تر شود، می‌توان به بهبود شرایط امید داشت.

    در پایان این نشست، مدیرکل آموزش و پرورش گلستان خطاب به خبرنگاران گفت: رسانه‌ها یار و همراه ما هستند. رسالت رسانه نقد، پرسشگری و امیدآفرینی است. ما معتقدیم با مردمی‌سازی آموزش و پرورش و مشارکت رسانه‌ها، می‌توان بسیاری از چالش‌ها را به فرصت تبدیل کرد.

    نکته قابل تامل بازار کسب و کار 

    نبود امکانات آموزشی کافی در مدارس و هنرستان‌های فنی و حرفه‌ای به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها تبدیل شده است. بسیاری از والدین می‌گویند حتی اگر موفق شوند فرزندانشان را با پرداخت هزینه‌های ثبت‌نام وارد مدرسه کنند، در طول سال تحصیلی با مخارج جانبی سنگین از جمله تجهیزات کارگاهی، لوازم تخصصی و کمک‌هزینه‌های اجباری روبه‌رو می‌شوند؛ هزینه‌هایی که در شرایط اقتصادی فعلی فشار مضاعفی بر خانواده‌ها وارد می‌کند.

    از سوی دیگر، نابرابری میان مدارس دولتی و غیردولتی به موضوعی جنجالی در استان و کشور بدل شده است. خانواده‌های طبقه متوسط و کم‌درآمد معتقدند وقتی مدارس غیرانتفاعی امکانات آموزشی، کلاس‌های تقویتی و استادان برتر را در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهند، فرزندان آنان در مدارس دولتی عملاً از یک رقابت عادلانه محروم می‌شوند. این وضعیت به سرخوردگی بسیاری از خانواده‌ها و دانش‌آموزان منجر شده است.

    نتایج کنکور سال جاری نیز تأییدی بر این نگرانی‌هاست. طبق داده‌ها، بیشترین رتبه‌های برتر از میان دانش‌آموزان مدارس خاص و غیردولتی بوده و سهم مدارس دولتی به‌طور چشمگیری کاهش یافته است. این روند به باور کارشناسان، نه‌تنها عدالت آموزشی را زیر سؤال برده بلکه آینده تحصیلی و شغلی بخش وسیعی از جامعه را تحت تأثیر قرار داده است.

    جمع‌بندی سخنان نظری، تصویری دوگانه از آموزش در گلستان ارائه می‌دهد: از یک‌سو بودجه‌های کلان، مهارت‌آموزی و کاهش بازماندگی از تحصیل امیدآفرین است؛ از سوی دیگر هزینه‌های پنهان مدارس، فشار اقتصادی خانواده‌ها و مسیر پرچالش کنکور همچنان نگرانی‌های اصلی مردم باقی مانده است.

    به باور کارشناسان، آینده آموزش در گلستان و ایران زمانی روشن خواهد بود که فاصله میان وعده‌های مسئولان و واقعیت مدارس کاهش یابد. عدالت آموزشی و مهارت‌محوری تنها در صورتی به ثمر می‌نشیند که خانواده‌ها، معلمان و دانش‌آموزان عملاً آثار آن را در زندگی روزمره خود لمس کنند.


    🔹 مدیرکل آموزش و پرورش گلستان: «هیچ مدیری حق دریافت وجه ثبت‌نام ندارد؛ هیچ دانش‌آموزی نباید به‌خاطر فقر محروم از تحصیل بماند.»
    🔹 خانواده‌ها: «تا پول ندهیم، ثبت‌نام نمی‌کنند!»
    🔹 کارشناسان: «شکاف میان وعده‌های رسمی و واقعیت مدارس، اعتماد عمومی را تهدید می‌کند.»

    #آموزش #گلستان #ثبت‌نام #مدارس #عدالت_آموزشی #اقتصاد_خانواده #خبرگزاری_بازار_کسب_وکار

  • کاهش مشکلات ترافیکی گرگان در بازگشایی مدارس

    کاهش مشکلات ترافیکی گرگان در بازگشایی مدارس

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار در نشست فرمانداری که با حضور علی نصیبی، فرماندار گرگان، برگزار شد، دغدغه اصلی همه حضار، کاهش مشکلات ترافیکی در ساعات اوج مدارس بود. فرماندار گرگان تاکید کرد اگرچه مسائل ترافیکی شهر تنها به مدارس محدود نیست، اما در زمان رفت و آمد دانش‌آموزان، این مشکل بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

    یزدویی ضمن اشاره به افزایش حجم خودروها در خیابان‌های مرکزی، بر لزوم همکاری مدارس و والدین برای مدیریت روان‌تر ترافیک تاکید کرد. جرجانی، معاون سیاسی فرماندار، نیز هماهنگی نهادهای دولتی و مدارس را کلید موفقیت برنامه‌های کاهش ترافیک دانست.

    حاجیلری، رئیس آموزش و پرورش گرگان، راهکارهای فرهنگی و آموزشی برای رانندگان و والدین را توضیح داد و بر اهمیت اطلاع‌رسانی به والدین تاکید کرد. پایین‌محلی، رئیس شورای اسلامی شهر، از اثرات مثبت کاهش ترافیک بر کیفیت زندگی شهری سخن گفت و افزود: «مدیریت هوشمندانه ترافیک مدارس می‌تواند رفاه مردم و امنیت دانش‌آموزان را افزایش دهد.»

    حاجیلری، رئیس پلیس راهور شهرستان، هشدار داد: رعایت نکردن قوانین و سد معبر توسط خودروها، مانع اجرای برنامه‌ها خواهد شد و اجرای مصوبات بدون همکاری والدین نتیجه‌بخش نخواهد بود.

    کمال غریبی، مسئول سازمان حمل و نقل شهرداری، استقرار پارکبانان در مقابل مدارس را یکی از راهکارهای عملیاتی دانست و تاکید کرد: آموزش پارکبانان برای مدیریت مسیرهای پرتردد ضروری است. کریم‌نژاد، مسئول واحد ترافیک، نیز بر همکاری مدارس با نهادهای شهری و راهور برای جلوگیری از ایجاد نقاط حادثه‌خیز و روان‌سازی ترافیک تاکید کرد.

    ۷۰ نفر از مدیران و موسسان مدارس غیرانتفاعی مستقر در مناطق پرتردد در این نشست حضور داشتند و دغدغه‌های خود را مطرح کردند. برخی از آنها نگران کاهش دسترسی و رضایت والدین بودند، اما فرماندار گرگان تاکید کرد که محدودیت‌ها به شکل تدریجی اعمال خواهد شد و هدف اصلی، تسهیل رفت و آمد دانش‌آموزان است.


     

    با شروع سال تحصیلی جدید، خیابان‌های گرگان هر روز شاهد ازدحام خودروها در مقابل مدارس هستند؛ فرمانداری و مدارس غیرانتفاعی با همکاری پلیس راهور و شهرداری، برنامه‌های عملیاتی برای روان‌سازی ترافیک و افزایش امنیت دانش‌آموزان تدوین کرده‌اند، اما کارشناسان هشدار می‌دهند که بدون مشارکت واقعی والدین و مدارس، اثرگذاری این اقدامات محدود خواهد بود.


    کارشناسان اقتصادی بر این باورند که کاهش ترافیک نه تنها موجب صرفه‌جویی در مصرف سوخت و هزینه‌های خانوارها می‌شود، بلکه بازتاب مثبتی بر کسب و کارهای محلی و فروشگاه‌های اطراف مدارس خواهد داشت. با این حال، برخی صاحب‌نظران هشدار دادند که اگر نهادهای متولی فقط به دنبال اجرای دستورالعمل بدون مشارکت واقعی مدارس باشند، اثرگذاری اقدامات محدود خواهد بود.

    از نگاه کارشناسان حمل و نقل شهری، مدیریت ترافیک مدارس می‌تواند امنیت دانش‌آموزان را افزایش دهد و جریان اقتصادی محلات را نیز بهبود بخشد. والدین امیدوارند با اجرای برنامه‌های مدیریت ترافیک، دیگر مجبور به انتظار طولانی در مسیر رفت و برگشت نباشند، اما برخی نگران محدودیت پارکینگ و کاهش راحتی دسترسی به مدارس هستند.

    فرماندار گرگان به فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی گسترده برای والدین تاکید کرد و پلیس راهور پیشنهاد داد مسیرهای ورود و خروج خودروها از مدارس جداسازی شود و تابلوهای هشداردهنده نصب شود. شهرداری گرگان نیز از اختصاص بودجه برای آموزش پارکبانان و تجهیز مسیرهای پرتردد خبر داد.

    برخی مدیران مدارس پیشنهاد کردند: والدین به جای استفاده از خودرو شخصی، از سرویس‌های مدرسه استفاده کنند تا حجم ترافیک کاهش یابد. فرمانداری اعلام کرده است که اجرای آزمایشی برخی مصوبات از ابتدای هفته آینده آغاز خواهد شد. کارشناسان شهری نیز یادآور شدند که بازخوردگیری از والدین و مدارس، کلید موفقیت برنامه مدیریت ترافیک است.

    انتظار می‌رود با اجرای این برنامه‌ها، علاوه بر روان‌سازی ترافیک، میزان تصادفات و مشکلات ناشی از توقف‌های غیرمجاز کاهش یابد. مشارکت همگانی مدارس، خانواده‌ها و نهادهای شهری در گرگان، می‌تواند به الگویی موفق برای سایر شهرهای کشور تبدیل شود.

  • خانه مطبوعات ایران با عبور از اختلافات، آموزش و رفاه خبرنگاران را در اولویت قرار داد

    خانه مطبوعات ایران با عبور از اختلافات، آموزش و رفاه خبرنگاران را در اولویت قرار داد

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار | نخستین نشست هیئت‌مدیره جدید خانه مطبوعات ایران پس از ماه‌ها انتظار و با حضور نماینده معاونت مطبوعات داخلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد؛ نشستی که به گفته مدیرعامل خانه مطبوعات، صدیقه قدم، نقطه آغاز فصلی تازه در مسیر آموزش و رفاه اهالی رسانه است.

    در این نشست، ضمن تحویل و تحول اسناد، دارایی‌ها و تعیین مسئولیت‌ها، قائم‌مقام مدیرعامل و رؤسای کمیته‌های تخصصی معرفی شدند. قدم تأکید کرد که هیئت‌مدیره جدید تلاش دارد از فضای اختلافات گذشته عبور کرده و تمرکز خود را بر نیازهای واقعی جامعه رسانه‌ای بگذارد.

    وی با اشاره به مشکلات مالیاتی، چالش‌های حقوقی اساسنامه و تعلل در ثبت رسمی هیئت‌مدیره پیشین، دلیل اصلی تأخیر شش‌ماهه در آغاز به کار دوره جدید را مجموعه‌ای از موانع ساختاری و اداری دانست. به گفته او، در زمان تحویل فقط یک دسته‌چک قدیمی و یک مهر در اختیار مدیران جدید قرار گرفت.

    با این حال، مدیرعامل خانه مطبوعات تصریح کرد که نگاه تیم جدید بر توانمندسازی خبرنگاران از طریق آموزش‌های روزآمد و تقویت رفاه اجتماعی و حرفه‌ای آنها متمرکز است؛ موضوعی که به باور او، شرط اصلی برای ارتقای کیفیت رسانه در ایران خواهد بود.

    قدم اعلام کرد که تجهیز سخت‌افزاری و نرم‌افزاری خانه مطبوعات، از ساختمان تا وبگاه رسمی، از نخستین مصوبات جلسه بوده تا دسترسی و خدمات‌رسانی به اصحاب رسانه در سراسر کشور تقویت شود.


    صدیقه قدم، مدیرعامل خانه مطبوعات ایران، با تأکید بر آغاز دوره‌ای تازه در این نهاد صنفی گفت: اولویت اصلی هیئت‌مدیره جدید، تقویت آموزش‌های تخصصی و بهبود شرایط رفاهی خبرنگاران است تا جامعه رسانه‌ای کشور بتواند با توان و انگیزه بیشتری فعالیت کند.


    او تأکید کرد: “خانه مطبوعات باید به جایگاه واقعی خود بازگردد؛ جایی که خبرنگاران نه‌تنها برای آموزش بلکه برای حمایت‌های رفاهی و حقوقی نیز بتوانند به آن تکیه کنند.”

    در این جلسه، شهرام هزاریان به عنوان قائم‌مقام مدیرعامل معرفی شد و مسئولیت کمیته‌ها میان افراد مختلف تقسیم شد؛ از جمله ابراهیم افشاری در کمیته آموزش، مجتبی محمودی در امور استان‌ها، وحید نیشابوری در حقوقی، علی مشیری‌نیا در رفاه و پشتیبانی، محمدامین احمدبیگی در کمیته خبرنگاران و سجاد سیف در روابط عمومی.

    اصلاح اساسنامه خانه مطبوعات نیز در دستور کار قرار گرفت؛ اساسنامه‌ای که به گفته قدم، به دلیل ایرادات شکلی از سوی اداره ثبت رد شده بود و حالا قرار است با مشورت استان‌ها و صاحب‌نظران بازنگری شود.

    مدیرعامل خانه مطبوعات وعده داد که گزارش عملکرد هیئت‌مدیره به صورت شفاف و مستمر منتشر خواهد شد تا اعضا و جامعه رسانه‌ای در جریان همه تصمیمات قرار گیرند.

    وی از حمایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاون امور رسانه‌ای و مدیرکل مطبوعات داخلی قدردانی کرد و ابراز امیدواری نمود که این همراهی زمینه‌ساز تحولات مثبت در ساختار خانه مطبوعات کشور شود.

    به گفته کارشناسان رسانه‌ای، ورود خانه مطبوعات به عرصه آموزش‌های تخصصی می‌تواند به حرفه‌ای‌تر شدن خبرنگاران ایرانی کمک کند؛ به‌ویژه در شرایطی که تحولات رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی سرعتی بی‌سابقه یافته است.

    دکتر حمیدرضا نیک‌بین، پژوهشگر ارتباطات، معتقد است: “سرمایه‌گذاری بر آموزش خبرنگاران در ایران امروز، به معنای ارتقای کیفیت اطلاع‌رسانی و اعتماد عمومی به رسانه‌هاست. این موضوع باید به یک راهبرد دائمی در خانه مطبوعات بدل شود.”

    از سوی دیگر، برخی کارشناسان رفاهی تأکید می‌کنند که جامعه خبرنگاری ایران با مشکلات معیشتی دست و پنجه نرم می‌کند و توجه به رفاه آنها می‌تواند از مهاجرت یا خروج نیروهای متخصص از حرفه جلوگیری کند.

    دکتر مهسا علیزاده، جامعه‌شناس رسانه، می‌گوید: “وقتی خبرنگار دغدغه بیمه، امنیت شغلی و رفاه ندارد، انرژی و تمرکز خود را صرف ارتقای محتوا و دقت در اطلاع‌رسانی می‌کند. این نقطه‌ای کلیدی برای بازگشت اعتماد مردم به رسانه‌های رسمی است.”

    همچنین تحلیلگران اقتصادی حوزه رسانه باور دارند که تجهیز زیرساخت‌های خانه مطبوعات، از سایت‌های اطلاع‌رسانی تا سامانه‌های شفافیت، می‌تواند الگویی برای سایر نهادهای صنفی باشد.

    این در حالی است که برخی روزنامه‌نگاران باسابقه نیز هشدار داده‌اند که اگرچه عبور از اختلافات گام مثبتی است، اما باید مراقب بود خانه مطبوعات به میدان رقابت‌های سیاسی یا جناحی بدل نشود.

    به باور این گروه، حفظ استقلال صنفی و تمرکز بر منافع مشترک اهالی رسانه، ضامن بقای خانه مطبوعات در درازمدت خواهد بود.

    صدیقه قدم اما تأکید دارد که مدیریت جدید بر شفافیت و پاسخگویی پایبند خواهد ماند و تمام ارتباطات رسمی از طریق مجاری مشخص اطلاع‌رسانی خواهد شد.

    او خطاب به اصحاب رسانه گفت: “خانه مطبوعات خانه همه شماست؛ و هر تصمیمی که گرفته می‌شود با مشارکت و نظرخواهی از بدنه رسانه خواهد بود.”

    کارشناسان رسانه‌ای معتقدند که در صورت تحقق وعده‌ها، خانه مطبوعات می‌تواند به مرجعی معتبر برای دفاع از حقوق خبرنگاران و ارتقای سطح حرفه‌ای آنها در کشور تبدیل شود.

    از نگاه برخی تحلیلگران، ایجاد تعادل میان آموزش و رفاه خبرنگاران، دو بازوی اصلی برای توانمندسازی رسانه‌ها و افزایش کیفیت خبر در ایران خواهد بود.

    با گذشت سال‌ها از تأسیس خانه مطبوعات، حالا بسیاری امیدوارند که این نهاد صنفی بتواند مأموریت اصلی خود را در مسیر توانمندسازی اصحاب رسانه بازتعریف کند.

    نشست اخیر شاید آغاز راهی باشد که در آن خبرنگاران ایرانی به جایگاه شایسته خود در جامعه نزدیک‌تر شوند؛ مسیری که به گفته مدیرعامل خانه مطبوعات، تنها با همگرایی و عبور از اختلافات قابل دستیابی است.


    صدیقه قدم مدیرعامل خانه مطبوعات ایران گفت:

    خانه مطبوعات ایران؛ عبور از اختلافات با تمرکز بر آموزش و رفاه خبرنگاران