به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، در پی گزارشها و انتشار تصاویری از شرایط نامناسب ۹ خانواده در محل سکونت مشترک در یکی از محلات گرگان، دادستان مرکز استان گلستان از محل زندگی این افراد بازدید و دستور پیگیری صادر کرد.
دادستان مرکز استان گلستان گفت: با توجه به معضلات و مشکلات چندوجهی این خانواده ها از جمله چند اتاقک فاقد ایمنی و امکانات بهداشتی و کودکان بازمانده از تحصیل و اشخاص نیازمند کمک های درمانی و توانبخشی دستورات لازم صادر و برای هر یک از دستگاههای مسئول، تکالیف مشخصی تعیین شد.
مهدی رزاقی نژاد افزود: پروندههای حمایتی خانوادههای واجد شرایط و وضعیت کودکان بازمانده از تحصیل این خانواد ها نیز به صورت ویژه در معاونت حقوق عامه دادسرای مرکز استان، پیگیری خواهد شد.
رزاقی نژاد با بیان این که تأخیر در انجام وظایف قانونی دستگاهها در موضوعات مرتبط با حقوق عامه پذیرفتنی نیست، افزود: عملکرد دستگاههای مسئول در اجرای تصمیمات اتخاذشده، بهصورت مستمر از سوی دادستانی پیگیری و نظارت خواهد شد.
دادستان مرکز استان با بیان این که مدیران دستگاهای مرتبط ۵ روز فرصت دارند تکالیف قانونی خود برای حمایت از این خانواده ها انجام دهند افزود: دادستانی مرکز استان تا زمان تعیین تکلیف مشکلات این خانوادهها، روند اقدامات دستگاههای اجرایی را پیگیری خواهد کرد و در صورت مشاهده قصور یا ترک فعل، اقدام قانونی خواهیم کرد.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، علیرضا صحرایی امروز در نشست خبری به مناسبت هفته دولت اظهار کرد: دولت در برنامه های آتی خود و بر اساس برنامه هفتم توسعه بیمه تمامی مردم کشور را اجباری کرده است که فعلا بصورت داوطلبانه انجام می شود اما بزودی اجرایی خواهد شد.
وی افزود: سال گذشته این اداره کل بیش از ۶۳ میلیارد و ۸۰۰میلیون تومان برای درمان بیماران بیمه شده سلامت هزینه پرداخت کرده است.
صحرایی اظهار کرد: در حال حاضر تعداد یکمیلیون و ۲۷۱هزار و ۸۹۹ نفر در استان تحت پوشش بیمه سلامت قرار دارند که دهکهای یک تا پنج بصورت رایگان بیمه شده اند.
وی افزود: این بیمه دارای صندوق های متفاوتی برای بیمه شدگان است که صندوق بیمه بیماران خاص و صعب العلاج از مهم ترین آنها است و در همین راستا ۱۳۳ گروه بیماری به عنوان خاص و صعب العلاج در آن ثبت شده است.
معاون بیمه و خدمات سلامت گلستان عنوان کرد: تعداد ۷۹۲هزار و ۸۳۲ نفر از روستاییان و عشایر بیمه شده صندوق روستاییان و عشایر، تعداد ۳۰۰هزار نفر از جمعیت کل استان تحت پوشش صندوق همگانی ، بیش از ۱۱۶ هزار نفر عضو صندوق بیمه کارکنان دولت و تعداد بیش از ۶۷ هزار نفر در صندوق سایر اقشار تحت پوشش بیمه قرار دارند.
صحرایی با بیان اینکه ۲۱درصد جمعیت استان که تحت پوشش بیمه سلامت قرار دارند، حق بیمه پرداخت می کنند، اظهار کرد: دهکهای ششم با ۶۰ درصد تخفیف،هفتم با ۵۰درصد ، دهک هشتم با ۴۰درصد و دهم و نهم جامعه با ۳۰درصد تخفیف تحت پوشش بیمه این صندوق قرار می گیرند اما دهک دهم به طور کامل مبلغ بیمه را پرداخت می کنند.
وی افزود: سال گذشته این سازمان ۱۶۳ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان برای درمان بیماران هزینه پرداخت کرده است.
صحرایی گفت: دو نوع بسته برای پر داخت هزینه های بیماران و دارو داریم که بیمه شدگان داخل ضوابط با کسر ۳۰ درصد خدمات دریافت می کنند اما آن دسته که خارج از ضوابط بوده و ازلی بیمه سلامت نیستند، می توانند با ارائه فاکتور به این سازمان تا سقف ۱۰۰ میلیون هزینه دریافت کنند.
وی ادامه داد: در همین راستا امسال مبلغ ۳۰۰ میلیارد تومان سهم استان برای خارج از ضوابط به استان تخصیص داده شده که بخشی از آن پرداخت شده است.
صحرایی افزود: این سازمان در راستای ارائه خدمات به بیمه شدگان واجد شرایط در مراکز دولتی ۹۰ درصد و ۷۰ درصد در مراکز خصوصی هزینه درمان پرداخت می کند.
وی اظهار کرد: در حال حاضر هزار و ۴۴۸ موسسه دولتی و خصوصی با این بیمه طرف قرداد هستند که از این تعداد ۲۴۱ پزشک عمومی، ۲۹۱ متخصص، ۳۰ فوق تخصص، ۷۱ دندانپزشک ،۳۳۵ داروخانه، ۶۶ آزمایشگاه،۵۲ مرکز پرتو پزشکی، ۲۷ بیمارستان، ۶۵ درمانگاه، ۹ ماما و چهار دیالیز بخش خصوصی طرف قرارداد هستند.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، محمود اسپانلو، اظهار کرد: متهمان این پرونده با فعالیت گسترده در استان گلستان مردم را با وعده پرداخت سودهای غیرمتعارف و بازگشت اصل سرمایه، به سرمایهگذاری در مجموعهای با عنوان «شرکت بینالمللی ترینوست» ترغیب کردند.
وی افزود: بررسیهای انجامشده نشان داد این مجموعه مجوز رسمی داخلی یا بینالمللی نداشته و متهمان سرمایه افراد را در با وعده تبدیل به ارز دیجیتالی «تتر» و پرداخت سود در قالب ارز دیجیتال «تتر» دریافت کردهاند.
رئیس کل دادگستری استان گلستان گفت: متهمان پس از دریافت سرمایه افراد، دارایی آنها را بر خلاف وعده ی داده شده به ارزی با عنوان «تریکو» تبدیل کردند و ارزش پایین این ارز، ارزش سرمایه سرمایهگذاران را کاهش داد و به آنان خسارت وارد کرد.
اسپانلو، درباره متهم اصلی پرونده نیز گفت: در تحقیقات صورت گرفته، این فرد را بهعنوان طراح و سازنده سایت ترینوست و مسئول مدیریت جذب سرمایه شناسایی گردید و مأموران با دریافت نیابت قضایی، او را در تهران دستگیر کردند و به گرگان انتقال دادند. این متهم همچنان در بازداشت به سر میبرد.
وی ادامه داد: دادستانی برای ۲۰ متهم اصلی پرونده که در جذب سرمایه و ترغیب مردم به سرمایهگذاری نقش داشتند، با اتهام مشارکت در کلاهبرداری از طرق امیدوار کردن مردم به امور واهی با ایجاد شرکت موهوم کیفرخواست صادر کرد.
رئیس کل دادگستری استان گلستان گفت: ۷۴۲ نفر در این پرونده شکایت کردهاند و کارشناسان با بررسی اسناد و مدارک، میزان سرمایه مورد ادعا و خسارت مطرحشده را حدود ۳۵ میلیارد تومان برآورد کردهاند.
اسپانلو، افزود: دادستانی پس از تکمیل تحقیقات، پرونده را با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه ارسال کرد.
بازار کسب و کار- سرویس اجتماعی: پدیده شوم دریافت زیرمیزی توسط برخی پزشکان از قدیم الایام مرسوم بوده ولی در چند سال گذشته با شدت و ضعف همراه بوده است که همین مساله موجب شده تا مسئولان مربوطه آنطور که باید و شاید وقت خود را صرف پرداختن به این معضل نکنند و در نتیجه همچنان شاهد تکرار آن در جامعه هستیم که آثار زیانبار آن، بیش از همه سلامت جامعه پزشکی را تهدید میکند.
این زخم کهنه که طی چند سال اخیر بر گریبان بیماران چنبره انداخته نه فقط مورد شماتت قرار نگرفته که عدم برخورد جدی و ترس بیماران از ادامه درمان به دلیل اطلاع رسانی و برخورد با متخلف همچنان در صدر تخلفهای پنهان پزشکی قرار دارد.
تلاش سیاستگذاران نظام سلامت در سالهای اخیر این بوده که تعرفههای خدمات پزشکی به میزانی نزدیک به نرخ تورم افزایش یابد اما افزایش نسبی تعرفههای پزشکی در سالهای اخیر نتوانسته رضایت جامعه پزشکی را به دست آورد.
با این حال برخی کارشناسان نظام سلامت، در دفاع از افزایش نسبی تعرفههای پزشکی بر این نکته تاکید میکنند میزان رشد دستمزد و حقوق کارگران و کارمندان در ۱۰ سال گذشته بیش از رشد تعرفههای پزشکی بوده است و خواهان افزایش بیشتر تعرفههای پزشکی هستند، به همین علت برخی پزشکان بهویژه در بخش خصوصی، تعرفههای مصوب دولت را رعایت نمیکنند و بدون ترس به صورت علنی ارقام بیشتری را از مردم دریافت میکنند.
چند روز پیش عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه حدود ۷ درصد پزشکان اقدام به دریافت زیرمیزی میکنند، گفت: زیادهخواهی برخی پزشکان، علت اصلی و ریشهکنی این پدیده نیازمند شکایت مردم است.
منصور علیمردانی افزود: زیرمیزی پدیدهای است که معمولاً در مواردی رخ میدهد که پزشک یا کادر درمانی اقدام پزشکی، کار درمانی یا عمل جراحی خاصی را برای بیمار انجام میدهد البته این مسئله به هیچ عنوان به کل جامعه پزشکی تعمیمپذیر نیست و تنها بخش کوچکی از پزشکان ممکن است مرتکب چنین تخلفی شوند.
وی افزود: بر اساس آمارهای موجود، بین ۵ تا ۱۵ درصد جامعه پزشکی ممکن است در معرض چنین رفتاری قرار داشته باشند و برآوردها نشان میدهد که حدود ۷ درصد پزشکان اقدام به دریافت زیرمیزی میکنند.
علیمردانی با اشاره به نتایج بررسیهای انجام شده، گفت: یکی از دلایل اصلی بروز این پدیده میتواند زیادهخواهی برخی افراد باشد، اما عوامل دیگری نیز در شکلگیری آن نقش دارند که از جمله میتوان به نامتناسب بودن تعرفههای پزشکی و کاهش قدرت خرید بخشی از جامعه پزشکی اشاره کرد.
وی در ادامه یکی از مهمترین موانع مقابله با این پدیده را عدم ثبت شکایت از سوی افراد آسیبدیده دانست و گفت: مشکل اصلی در مسیر ریشهکن کردن زیرمیزی این است که بسیاری از بیمارانی که متضرر میشوند، شکایت رسمی مطرح نمیکنند در حالی که اگر شکایت صورت گیرد، سازمان نظام پزشکی و دستگاه قضا با جدیت موضوع را پیگیری خواهند کرد و امکان برخورد قانونی با متخلفان وجود دارد.
عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در پاسخ به برخی نگرانیها مبنی بر اینکه برخورد با زیرمیزی ممکن است موجب کاهش انگیزه پزشکان یا خروج آنان از چرخه درمان شود، گفت: چنین نگرانیهایی مبنای درستی ندارد و پزشکانی که امروز از دانشگاهها فارغالتحصیل میشوند، از توان علمی و مهارتهای حرفهای لازم برای ارائه خدمات درمانی برخوردار هستند.
معامله بین پزشک و بیمار، معاملهای غیرمنصفانه است
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی گلستان گفت: در سال گذشته ۲۳۶ پرونده دریافت «زیرمیزی» توسط پزشکان در استان ثبت شد.
ناصر هروی در اردیبهشت ماه امسال با اشاره به برخورد با تخلفات مالی در حوزه سلامت اظهار کرد: در سال گذشته ۲۳۶ پرونده دریافت «زیرمیزی» توسط پزشکان در استان ثبت شد. این پروندهها زمانی قابلیت پیگیری دارند که مستند ارائه شود، در غیر این صورت شکایت نیمهکاره یا ابتر می ماند. وی آماری در خصوص تعداد پرونده هایی که شکایت بیمار به نتیجه رسیده باشد، ارائه نکرد.
زیرمیزی، درد لاعلاج نظام سلامت
چند روز پیش نیز وی در نشست خبری با تاکید بر نقش مردم در گزارش تخلفات افزود: سامانه ۱۹۰ برای ثبت شکایات بیماران فعال است و هرگونه مطالبه مازاد بر تعرفه باید از این طریق اعلام شود.
هروی با انتقاد از شکل فعلی تعامل میان پزشک و بیمار ادامه داد: معامله بین پزشک و بیمار، معاملهای غیرمنصفانه است و در چنین وضعیتی پزشک خانواده در میانه این چرخه قرار میگیرد. برای رفع تعارض منافع میان بخش دولتی و خصوصی، اجرای کامل طرح پزشک خانواده ضروری است.
به گفته معاون درمان، با استقرار پزشک خانواده، تعرفهها اصلاح میشود، ارتباط مالی مستقیم پزشک و بیمار قطع میشود و در نهایت، هزینه بستری برای بیماران از طریق پزشک خانواده صفر خواهد شد.
وی همچنین با اشاره به اجرای برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع، خاطرنشان کرد: این طرح با هدف کاهش ارتباط مالی مستقیم بیمار و پزشک و جلوگیری از هزینههای غیرضروری در حال توسعه است و بهصورت تدریجی در شهرستانهای بیشتری اجرا خواهد شد.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی گلستان گفت: این برنامه در چند شهر آغاز شده و در ادامه به سایر مناطق استان و کشور تعمیم داده میشود.
این طور به نظر میرسد که دانشگاه علوم پزشکی گلستان هم در برابر زیرمیزیها بدون گزارش تخلف و پیگیریهای قضایی امکان دیگری برای برخورد با تخلف محرز شده برخی پزشکان ندارند و به قول معاون درمان دانشگاه معمولا مردم به دلیل بهرهمندی از فلان پزشک متخصص که خواهان درمان از سوی او هستند، حاضر به پرداخت این زیرمیزی هستند.
پدیده زیرمیزی دیگر یک تخلف شخصی در مطبها یا اتاقهای عمل نیست بلکه اکنون به نماد بیعدالتی درمانی در کشور تبدیل شده است که از یک سو بیماران ناچار به پرداخت هزینههای خارج از تعرفه برای دریافت خدمات پزشکی هستند و از سوی دیگر، ساختارهای قانونی و نهادهای مسئول، یا سکوت کردهاند یا از مسئولیت شانه خالی میکنند.
خلاصه اینکه در کنار فعالیت پزشکان پاکدستی که التیامبخش دردهای مردم هستند و پول برایشان اولویت نیست و برخیهایشان حتی حاضرند بیماران بیبضاعت را رایگان درمان کنند، برخی از پزشکان هم تنها در صورتی در اتاق عمل حاضر میشوند که صفرهای حسابشان را چک کنند! در چنین شرایطی اقشار ثروتمند جامعه با پرداخت زیرمیزیهایی که گاهی به چند ده میلیون میرسد، جراحان پنجه طلایی را بر بالین بیمارشان حاضر میکنند، اما اقشار کم بضاعت جامعه با دستان خالی و درد و رنج بیماری تنها میمانند. آنها یا باید این درد و رنج را به جان بخرند یا در بیمارستانهای دولتی زیر تیغ دانشجویانی بروند که استاد حتی بر کارشان نظارت هم ندارد.
به گزارش خبرنگاربازار کسب وکار ، محسن ابراهیمی امروز در نشست خبری که به مناسبت هفته دولت برگزار شد، اظهار کرد: دانشگاه علوم پزشکی استان به رغم وجود همه مشکلاتی که از زمان جنگ گریبان کشور و استان را گرفته اما سعی کرده با همین شرایط پروژه های قبلی را ادامه دهد و بهسازی وضعیت اورژانس ها، درمان و تبدیل نیروها را دستور کار خود قرار داده است.
وی افزود: در بخش توسعه نیروی انسانی امسال ۵۴۰ ردیف استخدامی را به انجام رساندیم .
ابراهیمی بیان کرد: تعداد زیادی از اورژانسهای سراسر استان بهسازی و ارتقا داده شده است و تعداد ۵ دستگاه آمبولانس و ۱۴ دستگاه موتور لانس به مجموعه خدمت رسانی استان اضافه شده است.
وی ادامه داد: اجرای طرح پایلوت پزشک خانواده در آق قلا به اجرا در آمده است که جزو ۵ شهر اول کشور در اجرای بن طرح است.
ابراهیمی گفت: مرکز روانشناسی و روانپزشکی با نام سراج در شهرهای گنبد، گرگان و آق قلا نیز به مردم در حال خدمات دهی هستند.
رییس دانشگاه علوم پزشکی گلستان بیان کرد: ۱۳۰هزار واحد نمونه گیری برای ۲۱هزار نفر از افرادی که امکان دسترسی به آزمایشگاه را نداشتند انجام شده است.
وی افزود: ۹مورد نجات مادر و کودک نیز پنج ماهه ابتدایی امسال انجام شده است.
ابراهیمی تصریح کرد: تعداد ۴۲۰۰ دانشجو در مقاطع مختلف در این دانشگاه مشغول به تحصیل هستند که تعداد آنها بر حسب مقاطع تحصیلی تغییر میکند.
وی ادامه داد: افتتاح مرکز جامع سلامت در انبارالوم آق قلا ، بهسازی مرکز جامع سلامت نگین شهر آزادشهر، افتتاح خانه بهداشت در مهدی آباد گنبد، افتتاح مجتمع عالی سلامت در مینودشت، توسعه تختهای بیمارستای مینودشت و افتتاح مجتمع عالی سلامت مینودشت از نمونه برنامههای هفته دولت در نظام سلامت استان می باشد.
منکر دریافت زیر میزی برخی پزشکان نیستیم / چاره کار پزشک خانواده است
در ادامه این نشست ناصر هروی ، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی گلستان اظهار کرد: متاسفانه دریافت زیر میزیها همچنان توسط برخی پزشکان ادامه دارد و ما هم منکر آن نیستیم اما باید ریشه و عوامل آن را پیگیری کنیم که یکی از آنها فقدان نقش پر رنگ پزشک خانواده است.
وی افزود: چنانچه پزشک خانواده نقش موثری در نظام سلامت پیدا کند بدون شک به عنوان یک رابط یا وکیل مطمئن امکان تصمیم گیری را برای بیمار آسانتر می کند تا منجر به انجام خدمتی نباشد که بخواهیم زیر میزی بدهند.
هروی افزود: سامانه ۱۹۰ بدون درج نام برای اطلاع رسانی راه اندازی شده تا تخلفات حوزه درمان به آن ارجاع شود و در حال حاضر یکهزار و ۵۲۴ مرکز و بیمارستان درمانی در استان مشغول خدمت رسانی به مردم هستند.
به گزارش بازار کسب و کار، محمد حمیدی به همراه کورش آهنگری فرماندار آق قلا، با حضور میدانی در محل آتشسوزی انبار یکی از واحدهای تولیدی در شهرک صنعتی آققلا، بر روند عملیات اطفای حریق و جلوگیری از سرایت آتش به واحدهای مجاور نظارت کرد.
وی با اشاره به اینکه این حادثه در انبار حاوی مواد اولیه پلاستیکی و قابل اشتعال رخ داده است، اظهار کرد: با حضور سریع نیروهای آتشنشانی شهرک صنعتی و شهرداریهای آققلا و گرگان، عملیات اطفای حریق بلافاصله آغاز شد.
معاون استاندار گلستان افزود: با توجه به حجم بالای مواد قابل اشتعال در این سوله، اولویت نخست نیروهای عملیاتی، جلوگیری از سرایت آتش به واحدهای اطراف بود که با تلاش آتشنشانان این اقدام با موفقیت انجام و حریق کاملاً مهار شده است.
حمیدی با بیان اینکه عملیات اطفای کامل حریق همچنان ادامه دارد، گفت: برای تأمین آب مورد نیاز، از ظرفیت آب فضای سبز و همچنین دهیاریها و تانکرهای آبرسانی استفاده شده است که عملیات تا سوختن کامل مواد باقیمانده ادامه پیدا کند.
وی بیان کرد: این حادثه مصدوم جدی نداشته است، از تلاش و حضور بهموقع نیروهای آتشنشانی شهرداریهای آققلا و گرگان و سایر عوامل امدادی و پشتیبان قدردانی میکنیم.
به گزارش بازار کسب و کار، حجتالاسلام والمسلمین محمدکاظم موحدیآزاد در آیین تودیع و معارفه رییسکل دادگستری گلستان اظهار کرد: در بخشهای مختلف قوه قضاییه، حدود ۷۵۰ قاضی مستعد و توانمند از سراسر کشور برای پذیرش مسوولیتهای گوناگون شناسایی شدهاند و این روند برای تقویت بدنه مدیریتی دستگاه قضا ادامه دارد.
وی در خصوص وفاق ملی نیز گفت: وفاق ملی همان وحدت کلمهای است که امام خمینی(ره) با تکیه بر آن انقلاب اسلامی را هدایت کرد و امروز برکات این انسجام و همدلی میان مسوولان و مردم در عرصههای مختلف کشور دیده میشود.
موحدیآزاد عدالت را محور اصلی ماموریت انبیا، اولیا و حکومت اسلامی دانست و افزود: تمام برکات در عدالت و همه نابسامانیها و شرارتها در ظلم ریشه دارد؛ بنابراین مسئولان، قضات و کارکنان دستگاههای اجرایی و قضایی، همگی مامور اجرای عدالت و احقاق حقوق مردم هستند.
دادستان کل کشور با اشاره به اهمیت اجرای عدالت در جامعه، گفت: اگر یمنیها در برابر سلطه گران ایستادهاند، حاصل درس گرفتن از نگاه رهبر شهید و تحقق عدالت است که در این راه نیز به شهادت رسیدند و آمریکا و رژیم صهیونیستی نتوانست عدالت خواهی رهبر ما را ببینند.
وی با تاکید بر این که قدر شرایط کنونی را بهتر دانسته و گفت: عدالت خواهی نزد ملت های عراق، یمن، لبنان، فلسطین و در سایر نقاط عالم، احیا شده است و این به برکت رهبر عظیم شان انقلاب بوده و عدالت علیه ظلم ترامپ و نتانیاهو ، شهادت رهبر، امیران و سرداران و دانش آموزان بی گناه میناب و جوانان ورزشکار در لامرد اجرا خواهد شد.
دادستان کل کشور ادامه داد: عدالت باید از رفتار فردی آغاز شود و هر انسان ابتدا نباید به نفس خود و اطرافیانش ظلم کند تا بتواند در مسوولیتهای اجتماعی و مدیریتی، حقوق مردم را بهدرستی رعایت کند.
موحدیآزاد با اشاره به جایگاه عدالت در نظام قضایی اسلام گفت: در همه کتب فقهی، عدالت یکی از شرایط اساسی قاضی دانسته شده است، عدالت قاضی باید در رفتار، گفتار، نگاه، استدلال، صدور رأی و نحوه رسیدگی او به دعاوی مردم آشکار باشد.
وی با تاکید بر اینکه تربیت انسانهای شایسته و شکوفایی استعدادهای مثبت، بهویژه روحیه عدالتخواهی، وظیفه حوزههای علمیه، دانشگاهها، معلمان و استادان است، افزود: دستگاه قضایی برای تحقق اهداف خود به نیروهای فاضل، توانمند، پاکدست و متعهد نیاز دارد و تربیت چنین نیروهایی باید با جدیت دنبال شود.
دادستان کل کشور گفت: یکی از محورهای مورد تاکید رهبر معظم انقلاب، استفاده از جوانان صالح، انقلابی و توانمند در جایگاههای اصلی مدیریتی است و قوه قضاییه نیز در سالهای اخیر در زمینه کادرسازی و جانشینپروری اقدامات قابل توجهی انجام داده است.
وی با قدردانی از عملکرد حیدر آسیابی در دوران مسئولیت خود در دادگستری گلستان، اظهار کرد: یکی از ویژگیهای برجسته آسیابی، توجه جدی به کادرسازی و تربیت نیروهای جانشین است و بر همین اساس، از ظرفیت و توانمندی وی در یکی از مسوولیتهای مهم قوه قضاییه در تهران استفاده خواهد شد.
موحدیآزاد ریشهکنی فساد از درون دستگاه قضایی را ضرورتی اساسی دانست و گفت: پاکدستی و سلامت کارکنان، نخستین شرط موفقیت دستگاه قضاست و باید با هرگونه فساد، توصیه و پارتیبازی بهطور قاطع مقابله شود.
دادستان کل کشور افزود: دستگاه قضایی باید پناهگاه مظلومان باشد و هیچگونه توصیه یا اعمال نفوذی نباید در روند رسیدگیهای قضایی اثر بگذارد. برخورد قاطع و بدون اغماض با متجاوزان به حقوق مردم و پرهیز از ملاحظات شخصی و سیاسی در اجرای عدالت، از اصول مهم مدیریت قضایی است.
موحدیآزاد همچنین بر ضرورت صیانت از جایگاه قاضی و دادگاه تأکید کرد و گفت: قاضی و دادگاه باید سدی محکم در برابر نفوذ و فشارهای بیرونی باشند و مدیران دستگاه قضایی وظیفه دارند از استقلال قضات و سلامت فرآیند دادرسی حمایت کنند.
وی احیای حقوق عامه، حمایت از آزادیهای مشروع، تأمین امنیت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم را از محورهای مشترک در سیاستهای ابلاغی قوه قضاییه طی چهار دهه گذشته برشمرد و گفت: ارتقای کیفیت آرا، اجرای دقیق سند تحول قضایی، هوشمندسازی فرآیندها و فراهم کردن دسترسی آسان مردم به خدمات قضایی، باید با جدیت دنبال شود.
دادستان کل کشور بر تعامل و همکاری میان قوا و نهادهای مختلف نظام تأکید کرد و افزود: همدلی و همکاری میان قوای سهگانه و مسئولان، زمینه مناسبی برای خدمترسانی بهتر به مردم و تحقق عدالت فراهم کرده است. قوه قضاییه نیز در هر حوزهای که بتواند، آماده همکاری حقوقی و قضایی با مسئولان و مردم استان گلستان است.
موحدیآزاد با قدردانی از تلاشهای حیدر آسیابی، وی را مدیری مردمدار، مخلص، پرتلاش و شبانهروزی توصیف کرد و گفت: موفقیت آسیابی در استان گلستان نتیجه تلاش مستمر، ارتباط با مردم، اخلاص در خدمت و همراهی خانواده وی بوده است.
در این آیین، ضمن قدردانی از خدمات حیدر آسیابی رییس سابق دادگستری گلستان، محمود اسپانلو به عنوان رییس جدید دادگستری گلستان معرفی شد.
رییسکل دادگستری گلستان نیز گفت: برای صیانت از ارزشهای انقلاب اسلامی و امنیت کشور از هیچ اقدامی دریغ نخواهیم کرد و این موضوع از اولویتهای اصلی مدیریت دستگاه قضایی استان است.
محمود اسپانلو، مردمیبودن، جلب اعتماد عمومی، افزایش سرمایه اجتماعی و تکریم مردم را از رویکردهای اصلی دستگاه قضایی گلستان برشمرد و افزود: این رویکرد در دوره مدیریت حیدر آسیابی نیز با جدیت دنبال شد و در دوره جدید، با قوت و جدیت بیشتری برای ارتقای اعتماد عمومی و افزایش سرمایه اجتماعی دستگاه قضایی استان ادامه خواهد یافت.
رییسکل دادگستری گلستان گفت: در اتاق رییسکل و مدیران دستگاه قضایی استان به روی مردم باز خواهد بود و مردم برای دیدار و مراجعه به مسئولان قضایی، نیازی به واسطه نخواهند داشت.
اسپانلو با تاکید بر ضرورت مقابله با توصیه و سفارش در فرآیندهای قضایی، افزود: برای مسدودسازی کامل مسیر توصیه، سفارش و اعمال نفوذ، سازوکارهای دقیق و موثری طراحی و اجرا خواهد شد.
وی تعامل قانونمند با همه نهادهای حاکمیتی را ضروری دانست و گفت: در عین تعامل با دستگاهها و نهادهای مختلف، استقلال دستگاه قضایی بهعنوان یک اصل مسلم حفظ خواهد شد و با تمام توان از استقلال قضات حمایت میکنم.
رییسکل دادگستری گلستان ادامه داد: اجازه نخواهیم داد هیچ فردی برخلاف قانون در امور قضایی مداخله کند و نظارت دقیق و مستمر بر عملکرد بخشهای مختلف دستگاه قضایی استان، از وظایف اصلی مدیریت دادگستری خواهد بود.
اسپانلو از طراحی سازوکارهای جدید برای شناسایی نقاط قوت و ضعف دستگاه قضایی استان خبر داد و افزود: با استقرار نظام نظارتی دقیق، ضمن شناسایی ظرفیتها و اصلاح فرآیندهای معیوب، زمینه شناسایی نخبگان، پرورش نیروهای شایسته و جانشینپروری در دستگاه قضایی فراهم خواهد شد.
وی با بیان اینکه تنها ملاک انتخاب مدیران، شایستهسالاری خواهد بود، گفت: ایجاد نظام رشد فرآیندی نیروها برای پذیرش مسوولیتهای مختلف قضایی، از برنامههای جدی مدیریت استان است و تحول در این حوزه میتواند موجب جهش در ابعاد مختلف دستگاه قضایی شود.
رییسکل دادگستری گلستان گفت: احیای حقوق عامه، گسترش آزادیهای مشروع و توجه ویژه به حقوق مردم، از اولویتهای اصلی دستگاه قضایی استان است و پیگیری حقوق عمومی و مطالبهگری از طریق دادستانها با جدیت دنبال خواهد شد.
وی اجرای سند تحول قضایی و سیاستهای کلان قوه قضاییه را مورد تاکید قرار داد و گفت: کاهش جمعیت کیفری و زندانها، رفع اطاله دادرسی، حمایت از تولید و صیانت از حقوق عامه، از راهبردهای اصلی دستگاه قضایی گلستان خواهد بود.
رییسکل دادگستری گلستان افزود: دادسراها و دادگاهها باید مرجع و پناهگاه مردم باشند و سازوکارهایی طراحی خواهیم کرد تا مردم آثار تحول را در تکریم، نحوه پاسخگویی، سرعت رسیدگی و کیفیت آرای قضایی بهصورت عینی و ملموس مشاهده و احساس کنند.
اسپانلو با اشاره به شرایط خاص گلستان و اهمیت منابع طبیعی در این خطه، گفت: در زمینه صیانت از جنگلها، اراضی ملی و سایر مصالح عمومی، هیچگونه کوتاهی پذیرفته نخواهد شد و با متعرضان به منابع طبیعی و حقوق بیتالمال برخورد قانونی میشود.
وی ادامه داد: راهبردهای اساسی در این حوزه از طریق شورای حفظ حقوق بیتالمال تهیه و ابلاغ خواهد شد و دستگاه قضایی استان با جدیت از سرمایههای ملی و منابع طبیعی گلستان حفاظت میکند.
رییسکل دادگستری گلستان گفت: برای شناسایی نقاط قوت و ضعف دستگاه قضایی و بهبود ارائه خدمات قضایی نیز از دیدگاه فعالان اجتماعی، نخبگان، صاحبنظران و گروههای اثرگذار استفاده خواهد شد.
اسپانلو همچنین بر آموزش مستمر، توسعه نشستهای علمی و تخصصی، تبادل تجربه میان قضات و کارکنان و استفاده از ظرفیتهای علمی و دانشگاهی تاکید کرد.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: هوش مصنوعی به بخشی جداییناپذیر از زندگی بسیاری از ما تبدیل شده است. هر بار پرسشی ذهنمان را مشغول میکند، از این دستیار هوشمند میخواهیم در منابع مختلف جستوجو کند و پاسخمان را بدهد. گاهی نیز از آن میخواهیم تصاویر و ویدئوهای مختلفی بسازد. هرکدام از این کارها شاید کمتر از یک دقیقه زمان ببرد و ما از اینکه وقت خود را هدر ندادهایم، خوشحال باشیم؛ اما آنچه نمیدانیم، آثار محیط زیستی استفاده از این دستیار هوشمند است. گزارشی که سازمان ملل متحد بهتازگی منتشر کرده، نشان میدهد هر دستور مجازی ما به هوش مصنوعی، پیامدهایی واقعی برای منابع انرژی، آب و حتی زمین دارد؛ آثاری که هنوز برای بسیاری از ما ملموس نیست، اما پیامدهای آن بهشکل مستقیم و غیرمستقیم سراسر جهان را درگیر میکند.
هوش مصنوعی که در ابتدا مفهومی نظری در ذهن دانشمندان علوم رایانه بود، امروز در نقش موتور محرک انقلاب صنعتی چهارم، به تمامی ابعاد زندگی، از بهداشت و درمان گرفته تا حملونقل، امور مالی، انرژی و حتی سرگرمی، وارد شده است. عرضه چتبات چتجیپیتی در سال ۲۰۲۲، موجی از نوآوری و رقابت بیسابقه را در صنعت فناوری به راه انداخت. شرکتهای بزرگی مانند گوگل با سرویس جمینای، شرکت چینی دیپسیک و شرکت ایکس با گروک نیز بهسرعت سهمی از این بازار را به خود اختصاص دادند. پیشبینی میشود ارزش بازار جهانی هوش مصنوعی از ۱۸۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳، تا سال ۲۰۳۳ به بیش از ۴.۸ تریلیون دلار برسد.
اما این تمام ماجرای هوش مصنوعی نیست. براساس گزارش «هزینههای پنهان هوش مصنوعی بر محیط زیست» که زیر نظر مؤسسه دانشگاه ملل متحد برای آب، محیط زیست و سلامت (UNU-INWEH) منتشر شده، یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این فناوری، هزینههای هنگفت محیط زیستی آن است؛ هزینههایی که بهندرت مورد توجه قرار میگیرند. برخلاف تصور رایج، هوش مصنوعی صرفاً پدیدهای نرمافزاری و مجازی نیست، بلکه بر بستر زیرساختی فیزیکی و عظیم شکل گرفته است. این زیرساخت، از معادن استخراج مواد معدنی کمیاب و کارخانههای تولید تراشههای پیشرفته گرفته تا مراکز عظیم داده، شبکههای گسترده انتقال اطلاعات و در نهایت انبوه زبالههای الکترونیکی را دربر میگیرد.
این فناوری روزانه حجم عظیمی از انرژی، آب، زمین و مواد اولیه را مصرف میکند و آلایندگی فراوانی را به محیط زیست تحمیل میکند. پیامدهای این آسیبهای محیط زیستی نیز بهشکلی نامتناسب بر دوش جوامع کمدرآمد و کشورهای درحالتوسعه سنگینی میکند.
آموزش پرهزینه هوش مصنوعی
آموزش یک مدل هوش مصنوعی، فرایندی بسیار پیچیده، طولانی و انرژیبر است. در این فرایند، مدل باید میلیاردها پارامتر را با استفاده از حجم عظیمی از اطلاعات، شامل میلیاردها کلمه، تصویر و دیگر دادهها، تنظیم و بهینهسازی کند. این عملیات معمولاً از چند روز تا چند ماه طول میکشد و برای انجام آن به هزاران پردازنده گرافیکی پیشرفته نیاز است. مصرف برق هرکدام از این پردازندهها بسیار بیشتر از پردازندههای معمولی است و فعالیت آنها گرمای زیادی تولید میکند. دفع این گرما نیز به سیستمهای خنککننده قدرتمند و پرمصرف نیاز دارد.
برای درک بهتر ابعاد این مصرف، گزارش ردپای محیط زیستی چند مدل شاخص را مقایسه کرده است. مدل GPT-۳ که در سال ۲۰۲۰ معرفی شد، طی ۳۴ روز حدود ۱.۲۸۷ گیگاواتساعت برق مصرف کرد. در مقابل، مدل GPT-۴ در دورهای ۱۰۰روزه حدود ۵۰ تا ۷۰ گیگاواتساعت برق مصرف کرد؛ یعنی ۴۰ تا ۵۵ برابر بیشتر از نسخه قبلی. ردپای کربنی این مدل معادل ۲۵ هزار تن دیاکسیدکربن برآورد شده است. برای جبران این میزان انتشار، حدود ۴۲۰ هزار درخت باید بهمدت ۱۰ سال دیاکسیدکربن جذب کنند.
ردپای آبی این مدل نیز حدود ۶۰۰ میلیون لیتر تخمین زده شده است. این میزان آب برای پر کردن ۲۳۷ استخر المپیک یا تأمین نیاز اولیه سالانه بیش از ۸۱ هزار نفر در آفریقای جنوب صحرا کافی است. زمین مورد استفاده برای سیستمهای موردنیاز این مدل هوش مصنوعی نیز حدود ۰.۹ کیلومترمربع، معادل ۱۲۵ زمین فوتبال، برآورد شده است.
مراکز داده؛ یازدهمین مصرفکننده برق جهان
این ارقام تنها بخش کوچکی از ماجراست. برای درک مقیاس واقعی مصرف انرژی و منابع باید به زیرساخت اصلی هوش مصنوعی، یعنی مراکز داده، نگاه کرد. این مراکز بهعنوان قلب تپنده عصر دیجیتال، تمامی خدمات ابری، پخش ویدئو، بازیهای آنلاین و بهطور فزایندهای، هوش مصنوعی را پشتیبانی میکنند.
براساس دادههای این گزارش، مصرف برق جهانی مراکز داده در سال ۲۰۲۵ به ۴۴۸ تراواتساعت رسیده است. اگر مراکز داده را یک کشور در نظر بگیریم، پس از فرانسه و پیش از عربستان سعودی، یازدهمین مصرفکننده بزرگ برق جهان محسوب میشوند. این میزان برق برای تأمین نیاز سالانه تمامی جمعیت ۱.۳ میلیاردنفری آفریقای جنوب صحرا، برای بیش از ۲.۵ سال کافی است.
ردپای آبی این مراکز نیز حدود ۴.۵ تریلیون لیتر است. این میزان آب برای پر کردن ۱.۸ میلیون استخر المپیک یا تأمین نیاز اولیه آب بیش از ۶۲۰ میلیون نفر در آفریقا کافی است. ردپای زمین آنها نیز به ۶ هزار و ۹۰۰ کیلومترمربع میرسد که ۴.۵ برابر وسعت لندن است.
اگر روند کنونی ادامه یابد، مصرف برق مراکز داده تا سال ۲۰۳۰ از مرز ۹۴۵ تراواتساعت عبور میکند. این میزان تقریباً سه برابر مجموع مصرف سالانه برق پاکستان، بنگلادش و نیجریه، با جمعیتی بیش از ۶۵۰ میلیون نفر، است. ردپای آبی مراکز داده نیز به ۹.۳ تریلیون لیتر میرسد؛ میزانی که میتواند نیاز اولیه آب تمامی جمعیت ۱.۳ میلیاردنفری آفریقا را برای یک سال کامل تأمین کند. ردپای زمین این مراکز نیز از ۱۴ هزار و ۵۰۰ کیلومترمربع فراتر میرود که نزدیک به ۱۰ برابر وسعت مکزیکوسیتی است.
فسیلیها بیشتر آسیب میزنند
درحالحاضر، بیش از ۹۰ درصد توان محاسبات ابری جهان در آمریکا و چین متمرکز است و تنها ۳۲ کشور جهان میزبان مراکز داده هوش مصنوعی هستند. این تمرکز به آن معناست که ردپای محیط زیستی هوش مصنوعی، بهشدت تحتتأثیر ترکیب منابع انرژی، اعم از فسیلی و تجدیدپذیر، در کشورهای میزبان قرار دارد.
ردپای کربنی برق در کشورهایی مانند اندونزی، هند و هنگکنگ که همچنان بیشتر از سوختهای فسیلی استفاده میکنند، بهترتیب ۶۲، ۵۱ و ۴۳ درصد بالاتر از میانگین جهانی است. در مقابل، این رقم در آلمان و ایتالیا که انرژیهای تجدیدپذیر سهم قابلتوجهی در تولید برق دارند، بهترتیب ۲۴ و ۳۲ درصد پایینتر از میانگین جهانی است. در کشورهایی مانند فرانسه، سوئد و سوئیس نیز که به انرژی هستهای و برقآبی متکی هستند، ردپای کربنی برق حدود ۸۸ تا ۹۱ درصد کمتر از میانگین جهانی است.
نکته مهم این است که کاهش انتشار کربن، لزوماً بهمعنای کاهش مصرف آب و زمین نیست. در کشورهایی مانند برزیل، کانادا، سوئد و سوئیس که برقآبی سهم بالایی در تولید انرژی دارد، بهدلیل تبخیر آب مخازن سدها، ردپای آبی برق بیش از دو برابر میانگین جهانی است. در مقابل، کشورهای دارای شبکه برق مبتنی بر سوختهای فسیلی، آب کمتری برای تولید برق مصرف میکنند.
این تفاوت به آن معناست که یک مرکز داده با طراحی و سختافزار مشابه، اگر در کشوری مانند فرانسه مستقر شود، ردپای کربنی اندک، اما ردپای آب و زمین بالایی دارد. همین مرکز داده اگر در آمریکا مستقر شود، ردپای کربنی بیشتر، اما ردپای آب و زمین کمتری خواهد داشت.
بهجز استفاده از آب برای تولید برق، خنککردن تجهیزات نیز آب زیادی مصرف میکند. برای مثال، مرکز داده گوگل در آریزونای آمریکا سالانه ۵.۵ میلیون مترمکعب آب مصرف میکند. مرکز داده مایکروسافت در هلند نیز در سال ۲۰۲۱ و در بحبوحه خشکسالی شدید، حدود ۸۴ میلیون لیتر آب مصرف کرد. این میزان دهها برابر برآوردهای اولیه بود و اعتراض گسترده کشاورزان محلی را بهدنبال داشت.
در کوئرتاروی مکزیک نیز مخازنی که زمانی منابع اصلی تأمین آب منطقه بودند، بر اثر خشکسالیهای پیدرپی و فشار مضاعف ناشی از مصرف مراکز داده، با کاهش منابع روبهرو شدند. این وضعیت هزاران خانوار محلی را با کمبود آب آشامیدنی مواجه کرد.
هر دستور، ردپایی بر محیط زیست
بخش عمده انرژی هوش مصنوعی در مرحله استنتاج، یعنی هنگام پاسخگویی مدل به کاربران، مصرف میشود. در واقع، ۸۰ تا ۹۰ درصد کل انرژی هوش مصنوعی صرف پاسخگویی به درخواستهای روزمره میلیاردها کاربر میشود. ردپای محیط زیستی در این مرحله تحتتأثیر دو عامل است: نخست، تعداد کل درخواستها و دوم، نوع محتوای درخواستی. تولید متن، تصویر و ویدئو، انتخاب مدل و تنظیم کیفیت خروجی، هرکدام میزان متفاوتی انرژی مصرف میکنند.
برای مقایسه، یک عملیات ساده طبقهبندی متن، مانند تشخیص هرزنامه یا اسپم، بهعنوان پایینترین سطح مصرف انرژی در نظر گرفته میشود. یک پاسخ کوتاه و معمولی از مدلی مانند چتجیپیتی، حدود ۲۰۰ برابر بیشتر از این خط مبنا انرژی مصرف میکند. اگر پاسخ مفصل و طولانی باشد، این میزان میتواند به بیش از هزار برابر برسد.
تولید یک تصویر معمولی با هوش مصنوعی نیز حدود هزار و ۴۵۰ برابر یک عملیات طبقهبندی متن انرژی مصرف میکند. پس از آن، تولید ویدئو قرار دارد که پیچیدهترین و پرمصرفترین فعالیت هوش مصنوعی است. انرژی لازم برای تولید یک ویدئوی کوتاه با کیفیت بالا، معادل انرژی موردنیاز برای ۲۰۰ هزار بار طبقهبندی متن است.
اگر این مصرف را در مقیاس جهانی محاسبه کنیم، به ارقامی چشمگیر میرسیم. برای مثال، چتجیپیتی روزانه حدود ۲.۵ میلیارد درخواست را پردازش میکند. اگر میانگین مصرف برق هر درخواست متنی را ۰.۴۲ واتساعت در نظر بگیریم، مصرف سالانه آن به حدود ۳۸۳ گیگاواتساعت میرسد.
این گزارش همچنین مصرف انرژی جستوجوی معمولی در گوگل را با جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی مقایسه کرده است. براساس این گزارش، یک جستوجوی اینترنتی معمولی و بدون استفاده از هوش مصنوعی، حدود ۰.۳ واتساعت برق مصرف میکند. اگر این جستوجو با یک جستوجوی مبتنی بر هوش مصنوعی با مصرف سه واتساعت جایگزین شود، مصرف انرژی ۱۰ برابر میشود.
در این شرایط، مصرف سالانه برق به حدود ۱۵ تراواتساعت میرسد؛ میزانی که برای تأمین برق سالانه ۱۱۵ میلیون نفر در آفریقا کافی است. ردپای آبی این میزان مصرف نیز میتواند با نیاز اولیه سالانه حدود ۲۰ میلیون نفر در آفریقا برابری کند.
راهحل چیست؟
این گزارش برای مدیریت چنین شرایطی، چارچوبی عملیاتی با شش اصل ارائه میدهد. نخستین و اساسیترین اصل، شفافیت است. براساس این اصل، شرکتها باید میزان مصرف انرژی و ردپای آب، کربن و زمین مدلهای خود را بهشکلی دقیق و استاندارد گزارش کنند تا امکان مقایسه و نظارت فراهم شود.
اصل دوم، طراحی مبتنی بر کارایی است. این اصل بر توسعه مدلهای سبکتر و بهینهتر با استفاده از روشهای پیشرفتهای مانند فشردهسازی مدل، حذف بخشهای غیرضروری، فعالکردن بخش تخصصی موردنیاز برای پاسخ به هر پرسش بهجای فعالکردن کل مدل و استفاده از تراشههای اختصاصی تأکید دارد. این اقدامات میتوانند مصرف انرژی را بهشکلی چشمگیر کاهش دهند.
اصل سوم، عدالت و انصاف محیط زیستی است. این اصل بر توزیع عادلانهتر هزینهها و مزایا و مشارکت جوامع محلی در تصمیمگیری برای استقرار مراکز داده تأکید میکند؛ بهویژه در مناطقی که با تنش آبی یا فشار بر منابع زمین مواجهاند.
مسئولیتپذیری در سراسر چرخه حیات، اصل چهارم است. این اصل، از تأمین اخلاقی مواد اولیه موردنیاز برای ساخت سختافزارها تا مدیریت صحیح زبالههای الکترونیکی را دربر میگیرد. پیشبینی میشود زبالههای ناشی از سختافزارهای هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰، سالانه به ۲.۵ میلیون تن، معادل وزن ۲۵۰ برج ایفل، برسد. مدیریت صحیح این چرخه باید مانع از آن شود که هزینه تأمین مواد اولیه و دفع زبالهها بر دوش کشورهای کمترتوسعهیافته و درحالتوسعه بیفتد.
اصل پنجم بر همکاری جهانی تأکید دارد. براساس این اصل، استانداردها، الزامات شفافیت و سازوکارهای حفاظتی باید یکپارچه شوند تا مزایای هوش مصنوعی در اختیار همگان قرار گیرد و به تعدادی محدود منحصر نشود.
اصل ششم، مصرف پایدار نام دارد. براساس این اصل، کاربران میتوانند با انتخاب آگاهانه مدلهای سبکتر برای وظایف ساده، خودداری از تولید محتوای تصویری و ویدئویی غیرضروری و ترجیح موتورهای جستوجوی معمولی برای جستوجوهای ساده، در کاهش تقاضای کلی انرژی نقش داشته باشند.
این اقدامات بهظاهر کوچک، در کنار یکدیگر میتوانند مسیر حرکت هوش مصنوعی را از فناوریای مخرب به فناوریای پایدار و مسئولانه تغییر دهند و آیندهای را رقم بزنند که در آن پیشرفت فناورانه با عدالت، اخلاق و پایداری محیط زیستی همراه باشد.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، برای ساخت ۲۰۰ واحد مسکن مددجویی که امروز به بهرهبرداری رسید در مجموع ۱۶۰ میلیارد تومان اعتبار هزینه شده است.
مدیرکل کمیته امداد گلستان گفت: در تامین منابع مالی این واحدها، ۴۰۰ میلیون تومان تسهیلات قرضالحسنه بنیاد مسکن، ۲۰۰ میلیون تومان تسهیلات و ۲۰۰ میلیون تومان کمک بلاعوض از سوی کمیته امداد در نظر گرفته شده است.
عیسی بابایی با اشاره به حمایتهای انجامشده برای تامین مسکن خانوادههای تحت پوشش گفت: علاوه بر تسهیلات و کمکهای مالی اختصاصیافته، امتیاز انشعابات آب، برق و گاز این واحدها نیز به صورت رایگان در اختیار مددجویان قرار گرفته است.
بابایی ادامه داد: از ابتدای فعالیت دولت چهاردهم تاکنون در مجموع ۸ هزار و ۶۴ مورد فعالیت در حوزه مسکن مددجویان توسط کمیته امداد استان گلستان انجام شده که از این تعداد، ۲ هزار و ۱۷۴ مورد مربوط به خرید مسکن و چهار هزار و ۹۲ مورد نیز مربوط به تعمیرات مسکن مددجویان بوده که برای اجرای این اقدامات در مجموع ۳۲۸ میلیارد تومان اعتبار هزینه شده است.
وی همچنین گفت: همچنین از هشت هزار و ۶۴ مورد فعالیت در حوزه مسکن مددجویان، هزار و ۷۹۸ مورد از اقدامات مربوط به احداث فضاهای جانبی موردنیاز منازل مددجویان، از جمله حمام و سرویس بهداشتی اختصاص داشته است.
مدیرکل کمیته امداد گلستان تاکید کرد: تامین مسکن مناسب برای خانوادههای تحت حمایت یکی از محورهای مهم خدمات کمیته امداد است و این نهاد تلاش میکند با استفاده از ظرفیتهای دولتی، تسهیلات بانکی و مشارکت دستگاههای اجرایی و خیران، بخشی از نیازهای اساسی مددجویان در این حوزه را برطرف کند.
مراسم افتتاح متمرکز ۲۰۰ واحد مسکن مددجویی گلستان عصر امروز سهشنبه سوم شهریور با حضور جعفر صباغیان، قائم مقام کمیته امداد، استاندار گلستان و جمعی از مسوولان در روستای کریمآباد گرگان برگزار شد.
گرگان- خبرنگار بازار کسبوکار: مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان با تأکید بر ضرورت اجرای دقیق و عادلانه طرح کالابرگ الکترونیک گفت که حفظ کرامت مردم و صیانت از حقوق قانونی مشمولان طرحهای حمایتی، محور اصلی فرآیندهای نظارتی در استان است و عملکرد فروشگاههای متصل به این طرح به صورت مستمر مورد بررسی قرار میگیرد.
ایوب هلاکو با اشاره به ابلاغ دستورالعمل جدید نظارت و بازرسی اظهار کرد: کالابرگ الکترونیک یکی از برنامههای حمایتی دولت در حوزه معیشت و امنیت غذایی خانوارهاست و به همین دلیل، نظارت بر نحوه ارائه خدمات به مشمولان باید به گونهای باشد که حقوق مصرفکنندگان در تمام مراحل خرید حفظ شود.
به گفته وی، برای ایجاد وحدت رویه میان بازرسان و شفافتر شدن فرآیند رسیدگی، چکلیستهای تخصصی بازرسی از واحدهای صنفی تحت پوشش فعال شده و مصادیق تخلف در فرآیند ارائه خدمات کالابرگ الکترونیک نیز به شبکه توزیع و پذیرندگان ابلاغ شده است.
هلاکو تأکید کرد که هدف از این سازوکار، صرفاً برخورد با واحدهای متخلف نیست، بلکه ایجاد یک فرآیند شفاف و قابل پیشبینی برای فروشندگان و مصرفکنندگان است؛ به نحوی که مشمولان طرح بتوانند بدون اجبار، دریافت کالای نامرتبط یا پرداخت هزینههای غیرقانونی، از اعتبار حمایتی خود استفاده کنند.
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان ۱۲ عنوان تخلف را که در فرآیند اجرای طرح کالابرگ الکترونیک مورد توجه بازرسان قرار دارد، اعلام کرد.
بر اساس اعلام وی، پاسخگویی نامناسب به مشتریان، ایجاد صفهای طولانی ناشی از سوءمدیریت فروشگاه، ناآشنایی متصدی با سازوکار فروش کالابرگ، تحمیل خرید یک برند یا نوع کالای خاص و اجبار مشتری به مصرف تمام اعتبار کالابرگ در یک نوبت، از جمله تخلفات قابل رسیدگی است.
همچنین کمفروشی، صدور فاکتور صوری، افزایش صوری وزن کالا تا ۱۰ درصد و بیش از ۱۰ درصد، جایگزین کردن کالاهای متفرقه به جای اقلام مصوب طرح و عرضه کالای مخدوش، معیوب یا تاریخمصرفگذشته در فهرست تخلفات اعلامشده قرار دارد.
یکی از مهمترین موارد مورد تأکید دستگاههای نظارتی نیز خرید و نقد کردن غیرقانونی اعتبار کالابرگ است؛ به این معنا که فروشنده در ازای اعتبار حمایتی، وجه نقد پرداخت کرده و مبلغی را نیز تحت عنوان کارمزد از مشمول کسر کند.
هلاکو در ادامه بر نقش گزارشهای مردمی در شناسایی تخلفات تأکید کرد و از شهروندان گلستان خواست در صورت مشاهده تخلف در فروشگاههای پذیرنده یا واحدهای صنفی، موضوع را از مسیرهای تعیینشده گزارش کنند.
مشمولان میتوانند گزارشهای خود را از طریق سامانه ارتباطات مردمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به نشانی zrm.mcls.gov.ir ثبت کنند. همچنین مرکز پاسخگویی طرح کالابرگ از طریق سرشماره کشوری ۶۳۶۹ آماده دریافت درخواستها و گزارشهای مرتبط است.
در کنار این مسیرها، شهروندان میتوانند تخلفات مرتبط با بازار و اصناف را از طریق شماره ۱۲۴ و همچنین شماره ۳۰۱۱۰ گزارش دهند.
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی گلستان اعلام کرد گزارشهای دریافتشده در کوتاهترین زمان ممکن توسط بازرسان این ادارهکل و دستگاههای نظارتی همکار بررسی خواهد شد و در صورت احراز تخلف، مطابق ضوابط قانونی با متخلفان برخورد میشود.
تشدید نظارت بر شبکه پذیرندگان کالابرگ در شرایطی انجام میشود که کوچکترین تخلف در فرآیند عرضه کالا میتواند بخشی از اثر حمایتی این طرح را برای خانوارها کاهش دهد؛ از همین رو، شفافیت در نحوه مصرف اعتبار، رعایت حقوق مصرفکننده و امکان دسترسی آسان به مسیرهای شکایت و گزارش، از الزامات اجرای مؤثر این سیاست حمایتی به شمار میرود.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: درمان دندان برای بسیاری از بیمهشدگان کمدرآمد تأمین اجتماعی، به انتخابی میان پرداخت هزینههای سنگین بخش خصوصی و از دست دادن دندان تبدیل شده است. در درمانگاههای ملکی تامین اجتماعی، خدمات بسیار محدودی به کارگران و بازنشستگان ارائه میشود و در بخش خصوصی نیز هزینۀ عصبکشی، روکش و جراحی برای خانوارهای کارگری که بخش بزرگی از درآمدشان صرف مسکن و هزینههای روزمره میشود، از توان پرداخت خارج است.
در این شرایط، بخشی از بیمهشدگان تامین اجتماعی به جای حفظ دندان، ناچار به کشیدن آن میشوند؛ مسئلهای که تبعات آن، سلامت دهان، تغذیه و کیفیت زندگی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد.
پزشک هست، اما ظرفیت کافی نیست
بررسی وضعیت درمان مستقیم سازمان تأمین اجتماعی در استان تهران، از فاصلۀ قابلتوجه میان شمار بیمهشدگان و ظرفیت موجود برای ارائه خدمات حکایت دارد.
بر اساس دادههای آخرین سالنامه آماری سازمان تأمین اجتماعی و برآوردهای مرکز آمار ایران، از جمعیت حدود ۱۴.۵ میلیون نفری استان تهران، بیش از ۹.۵ میلیون نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار دارند؛ جمعیتی که بخش قابل توجه آن را کارگران و خانوارهای حداقلبگیر تشکیل میدهند.
در مقابل، شبکۀ درمان مستقیم تأمین اجتماعی در کل استان تهران، تنها شامل ۳۵ مرکز (۹ بیمارستان و ۲۶ پلیکلینیک و درمانگاه) است. در شهر تهران نیز تعداد این مراکز رایگان بسیار محدود است و با توجه به تراکم جمعیت، فشار مراجعه در آنها فوقالعاده زیاد است. این شکاف در مناطق پیرامونی تهران و شهرکهای اقماری چشمگیرتر است؛ مناطقی مانند شهریار، ملارد، بهارستان، قدس و پاکدشت که در سالهای گذشته پذیرای جمعیت زیادی از خانوارهای کمدرآمد بودهاند، اما دسترسی آنها به مراکز درمانی ملکی تأمین اجتماعی با محدودیتهای شدید روبروست.
آنچه در مراکز ملکی میگذرد، نشان از افول سطح کیفی و کمّی خدمات درمانی دارد؛ کارگران و بازنشستگان در مراکزی که به پول خودشان ساخته شده، از خدماتی در سطح بسیار پایین برخوردار میشوند.
درمانگاه ابوریحان؛ صبحی معمولی در صف درمان
ساعت هنوز به ۷ صبح نرسیده، اما سالن انتظار و محوطۀ درمانگاه تأمین اجتماعی ابوریحان تهران، مملو از مراجعهکنندگانی است که از نخستین ساعات بامداد در صفها ایستادهاند. در بخش دندانپزشکی، مسئله فقط درمان نیست؛ پرسش اصلی بیماران این است که آیا اساساً توان پرداخت هزینۀ ادامۀ درمان را دارند یا نه.
مردی میان سال از مراجعهکنندگان که از ابتدای صبح در درمانگاه حضور دارد، دربارۀ وضعیت کادر درمان میگوید: دکترهای اینجا خوب و باحوصلهاند. با وجود اینهمه شلوغی، سعی میکنند کمک کنند. اما دستشان بسته است. تعداد دندانپزشک و تجهیزات محدود است و روزانه تعداد مشخصی بیمار را میتوانند پذیرش کنند. خیلیها مثل من از آنطرف شهر آمدهاند. سوال من این است که وقتی اینهمه بیمهشده داریم، چرا ظرفیت و تعداد درمانگاهها اینقدر کم است؟
زنی خانهدار و مادر دو فرزند که از یکی از مناطق حاشیهای خود را به درمانگاه رسانده، میگوید: از ۵ صبح بیدار میشوم و بچه به دست راه میافتم تا قبل از ۷ به اینجا برسم. سمت ما اصلاً درمانگاه تأمین اجتماعی نیست. بارها شده ساعتها زیر آفتاب و سرما در صف ایستادهایم و آخر سر گفتهاند ظرفیت تمام شد و بدون نوبت برگشتهایم.
او دربارۀ هزینه درمان در بخش خصوصی ادامه میدهد: همسرم از صبح تا شب کار میکند تا فقط خرج بخورونمیر زندگی را بدهد. با کدام درآمد بچهها را به کلینیک خصوصی ببرم؟ تازه وقتی هم با هزار دردسر نوبت میگیریم، میگویند در هر مراجعه فقط یک دندان را درست میکنیم. برای چند دندان خراب بچهام باید چند روز کار و زندگی را تعطیل کنم، کرایه راه بدهم و از ۵ صبح آواره باشم؟ اگر خودم سر کار میرفتم، کدام کارفرما اینهمه مرخصی میداد؟
این روایت، بُعد دیگری از یک ماجرای تلخ را فاش میکند: هزینۀ درمان برای خانوار فقط مبلغ روی فاکتور کلینیک نیست. رفتوآمد، انتظار، مرخصی از کار و از دست رفتن درآمد روزانه نیز بخشی از هزینۀ واقعی درمان است که برای خانوارهای کمدرآمد به مانعی عبورنشدنی تبدیل میشود.
صورتحساب ۲۲ میلیونی برای زحمتکشانی با دستمزدی کمتر از ۲۵ میلیون تومان
درمان دندان زنجیرهای از اقدامات است؛ از تشخیص تا عصبکشی گرفته تا بازسازی و روکش و دندان مصنوعی. به تعویق انداختن درمان، دندان قابل ترمیم را به دندان خرابشدهای تبدیل میکند که راهی جز جراحی یا کشیدن آن وجود ندارد. مشکل اینجاست که در درمانگاههای ملکی تامین اجتماعی، خدمات ترمیم و عصبکشی به مراجعهکنندگان ارائه نمیشود و در بخش خصوصی، هزینههای درمان با حقوقهای کارگری و کارمندی هیچ تناسبی ندارد.
زنی میانسال که برای درمان دندان خود به درمانگاه مراجعه کرده، میگوید پس از معاینه و تصویربرداری به او اعلام شده که به عصبکشی نیاز دارد، اما این خدمت در درمانگاه ابوریحان انجام نمیشود.
او میگوید: چند روز است از شدت درد بیچاره شدهام. معاینه کردند و عکس گرفتند، بعد گفتند عصبکشی لازم داری ولی ما اینجا انجام نمیدهیم. بیرون پرسوجو کردم؛ ارزانترین جایی که پیدا کردم ۱۲ میلیون تومان برای عصبکشی و ۱۰ میلیون تومان برای روکش میخواست!
او با اشاره به هزینههای زندگی خود ادامه میدهد: من یک کارگر متخصصم با دو بچه و کلی هزینه تحصیل و زندگی. مگر چقدر حقوق میگیرم که ۲۲ میلیون تومان صرف یک دندان کنم؟ آمدهام بگویم همین دندان قابل ترمیم را بکشند تا خلاص شوم.
البته دربارۀ میزان و نوع خدمات دندانپزشکی قابل ارائه در مراکز تأمین اجتماعی، باید میان محدودیت ظرفیت، سطح خدمات هر مرکز و مواردی که اساساً تحت پوشش بیمه قرار نمیگیرند، تفکیک قائل شد. قیمتهایی که مراجعهکنندگان از مراکز خصوصی نقل میکنند نیز بسته به شهر، پزشک، نوع بیمه و درمان، مواد مصرفی و وضعیت دندان متفاوت است.
با این حال، روایتهای مراجعهکنندگان مسئلهای مشترک را نشان میدهد: فاصله میان آنچه بیمار به آن نیاز دارد و خدمتی که با توجه به ظرفیت مرکز یا توان مالی خود میتواند دریافت کند.
تنها گزینهی ممکن: کشیدن دندان
در سوی دیگر سالن دندانپزشکی درمانگاه ابوریحان، زنی سالخورده دستش را روی صورتش گذاشته است. دو دندان جلوی او پیشتر از دست رفته و حالا یکی از دندانهای آسیابش شکسته است. او میگوید: دندان آسیابم بدجور شکسته و از شدت درد ناچار شدهام برای کشیدنش بیایم. نه پول دندان مصنوعی دارم و نه دستم به ایمپلنت میرسد. همین حالا هم غذا را با هزار عذاب میخورم. اگر این یکی را هم بکشم، عملاً دیگر در این طرف صورتم دندانی برای جویدن غذا باقی نمیماند. اما مگر چارۀ دیگری هم دارم؟
مسئله برای او، انتخاب میان تحمل درد و یا پرداخت هزینهای است که توان تأمین آن را ندارد.
زنی مسنتر که در کنار او نشسته، سفره دل خود را باز میکند و دربارۀ تجربه خود از درمان دندان میگوید: اینجا خدمات محدودی ارائه میشود. وقتی دندان مشکل جدی پیدا میکند، برای عصبکشی، روکش یا کارهای تخصصی باید برویم بخش خصوصی. ایمپلنت و پروتز هم که هزینۀ خودش را دارد. وقتی پولش را نداشته باشی، آخر کار تنها گزینهی ممکن برای ما، کشیدن دندان است.
وقتی تأخیر در پرداخت حقوق، درمان را هم متوقف میکند
در حیاط درمانگاه، کارگری جوان از دندانی میگوید که ابتدا آسیب محدودی داشته اما بعد از یک اتفاق ساده، وضعیتش بدتر شده است. او ماجرای خود را چنین شرح میدهد: دندانم قبلاً شکستگی جزئی داشت؛ اتفاقی در غذا سنگریزه بود و این شکستگی بدتر شد. آمدم اینجا، گفتند باید بکشی، اما نه کشیدنِ معمولی. جراحی میخواهد که ما انجام نمیدهیم.
او برای اطلاع از هزینۀ درمان به مراکز خصوصی مراجعه کرده است: آنجا گفتند فقط برای یک جراحی ساده دندان باید چند میلیون تومان بدهم. ایمپلنت و کارهای دیگر که اصلاً برای من ممکن نیست. دو ماه است حقوق نگرفتهام و اجاره خانهام عقب افتاده. فعلاً باید این درد را تحمل کنم تا شاید حقوق بدهند و بتوانم برای جراحی بروم!
این مرد جوان دربارۀ امکان پرداخت اقساطی هزینههای دندان نیز میگوید: تسهیلات و قسطهای کلینیکهای خصوصی هم برای من جواب نمیدهد. دستهچک میخواهد یا شرایطی دارد که نمیتوانم فراهم کنم. وقتی حقوقت سر ماه و کامل پرداخت نمیشود، حتی قسطبندی هزینۀ درمان هم لزوماً مسئله را حل نمیکند.
او از تأثیر جنگ بر شرایط کاری میگوید: قبل از جنگ اوضاعم بهتر بود، حقوق هر ماه تا قبل از دهم برایم واریز میشد اما از زمان جنگ چهلروزه، عملاً هر دو ماه یک بار حقوق میگیرم، آن هم اندکی کمتر از مبلغی که باید میگرفتم! هزارجا رزومه فرستادم اما کار نیست. نه میتوانم کار نکنم و نه با کار فعلی میتوانم از پس حداقلهای زندگی بر بیایم. هر ماه از اطرافیانم پول قرض میگیرم تا وقتی حقوق گرفتم تازه پول آنها را بدهم. در چنین شرایطی، جز تحمل درد دندان کار دیگری هم میتوانم انجام دهم؟
این روایت نشان میدهد که توان مالی بیمار، تنها به میزان درآمد او محدود نمیشود؛ تأخیر در پرداخت دستمزد نیز میتواند درمان ضروری را تا زمان تأمین پول به تعویق بیندازد.
حق بیمه کسر میشود؛ اما دسترسی به درمان همچنان مسئله است
مجموعۀ روایتهای میدانی و دادههای مربوط به شبکه درمان مستقیم تأمین اجتماعی نشان میدهد که پرداخت حق بیمه، بهتنهایی به معنای دسترسی آسان و فوری به خدمات دندانپزشکی نیست. برای بیمهشدهای که از یک منطقۀ حاشیهای باید مسافت زیادی را برای رسیدن به درمانگاه طی کند، ساعتها در صف بماند و در نهایت با محدودیت ظرفیت یا نبود خدمت مورد نیاز مواجه شود، درمان رایگان تحت پوشش بیمه، عملاً هیچ معنایی ندارد.
اگر خدمت مورد نیاز در مرکز ملکی ارائه نشود، بیمار ناچار است به بخش خصوصی مراجعه کند؛ جایی که تعرفههای سنگین دندانپزشکی، بهویژه برای خانوارهایی که درآمدشان صرف هزینههای ضروری زندگی میشود، میتواند مانع ادامۀ درمان شود.
نتیجۀ این وضعیت به تعویق درمان منجر میشود؛ تعویقی که در مورد بیماریهای دهان و دندان، گاهی به معنای پیچیدهترشدن روند درمان است. دندانی که در مراحل اولیه قابل ترمیم است، ممکن است با گذشت زمان، به درمانهای پرهزینهتر یا حتی کشیدن نیاز پیدا کند.
بنابراین برای بخشی از بیمهشدگان، «کشیدن دندان» نه انتخابی از سر ترجیح، بلکه تنها گزینهای است که در شرایط محدودیت مالی و محدود بودن خدمات درمانی تامین اجتماعی، پیش پای خود میبینند. کارگران در گذر زمان بیدندان میشوند، وقتی راهی برای ترمیم دندانهایشان ندارند. پرداختِ ۲۵ میلیون هزینه عصبکشی و روکش یک دندان آسیا، از پس کارگران برنمیآید؛ حتی کارگران متخصص و یقهسفید هم چنین پولی در بساط ندارند…
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، «۱۴ سکه» عددی که طی روزهای اخیر به یکی از محورهای انتقاد از مصوبه مجلس درباره اصلاح قانون محکومیتهای مالی تبدیل شده، نه سقف تعیین مهریه و نه به معنای از بین رفتن حق زنان نسبت به مازاد آن است. مصوبه مجلس در واقع با هدف کاهش استفاده از مجازات حبس برای بدهکاران مالی، سازوکار ضمانت اجرای پرداخت مهریه را تغییر داده و در عین حال اصل بدهی و حق زن برای مطالبه تمام مهریه را حفظ کرده است.
محمد سرگزی رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی در یادداشتی تبیینی در این خصوص؛ ابعاد مصوبه اخیر مجلس درباره قانون مهریه را تشریح کرد که در ادامه می خوانید:
نخست اینکه براساس این اصلاحیه، هیچ سقفی برای تعیین اصل مهریه در نظر گرفته نشده است. زن و مرد همچنان میتوانند هنگام ازدواج درباره هر میزان مهریه توافق کنند و تمام مهریه مندرج در عقدنامه نیز بهعنوان دین بر عهده مرد باقی میماند. بنابراین، مطرحشدن عدد ۱۴ سکه به این معنا نیست که مهریه زنان به ۱۴ سکه کاهش پیدا کرده یا مازاد بر آن بخشیده شده است.
اصل بدهی مازاد بر ۱۴ سکه به قوت خود پابرجاست
موضوع دوم، مربوط به ضمانت اجرای پرداخت مهریه است. در مصوبه مجلس پیشبینی شده بود که ضمانت اجرای شدیدتر قانونی تا سقف ۱۴ سکه تمامبهار آزادی اعمال شود. در مهریههای بیشتر از ۱۴ سکه نیز اصل بدهی همچنان باقی است، اما برای وصول مازاد بر این میزان، توانایی مالی مرد ملاک قرار میگیرد. بهعنوان مثال، اگر مهریه زنی ۳۰۰ سکه باشد، تمام ۳۰۰ سکه حق اوست؛ ولی برای وصول مازاد بر ۱۴ سکه باید اموال، درآمد یا توانایی مالی مرد احراز شود.
موضوع سوم، جایگزینی پابند الکترونیکی با زندان است. هدف اصلی این اصلاحیه، کاهش استفاده از حبس در پروندههای مهریه و سایر محکومیتهای مالی است. براساس حکم پیشنهادی، در دیونی مانند مهریه که مرد در مقابل ایجاد بدهی، مالی از زن دریافت نکرده است، بهجای نگهداری او در زندان میتوان از پابند الکترونیکی و نظارت سامانهای استفاده کرد. به این ترتیب، فرد میتواند خارج از زندان به کار و فعالیت اقتصادی ادامه دهد و بدهی خود را بهصورت اقساطی پرداخت کند، اما رفتوآمد او تحت نظارت خواهد بود.
پابند الکترونیکی جای مهریه را نمیگیرد؛ جای زندان را میگیرد
استفاده از پابند الکترونیکی بههیچوجه به معنای بخشیدهشدن مهریه نیست. پابند فقط جایگزین شیوه نگهداری فرد در زندان میشود و اصل بدهی همچنان بر عهده مرد باقی میماند. بنابراین، حتی اگر مرد با پابند الکترونیکی از زندان خارج شود، موظف است تمام مهریهای را که دادگاه نسبت به آن حکم صادر کرده، مطابق رأی دادگاه پرداخت کند.
موضوع دیگر، تعدیل اقساط مهریه متناسب با تغییر قیمت سکه، طلا و ارز است. براساس مصوبه مجلس، اگر دادگاه مهریه را بهصورت سکه، طلا یا ارز تقسیط کرده باشد و قیمت هر قسط بیش از ۱۰ درصد تغییر کند، زن یا مرد میتواند تقاضای تعدیل اقساط را مطرح کند. در این صورت، قاضی اجرای احکام با استعلام از مراجع رسمی و با توجه به میزان تغییر قیمت، اقساط را متناسب با شرایط جدید تعدیل خواهد کرد. این حکم برای جلوگیری از آن پیشبینی شده است که افزایش یا کاهش شدید قیمت سکه، تعادل میان حقوق زن و توانایی مالی مرد را از بین ببرد.
حق زن برای توقیف اموال همچنان محفوظ است
درخصوص توقیف اموال نیز حق زن همچنان محفوظ است. زن میتواند برای وصول تمام مهریه، حسابهای بانکی، خودرو، ملک، سهام، مطالبات مالی و بخشی از حقوق و درآمد مرد را در حدود مقرر قانونی توقیف کند. البته اموالی که براساس قانون جزء مستثنیات دین محسوب میشوند، مانند منزل متناسب با نیاز و شأن بدهکار، اصولاً قابل توقیف نخواهند بود.
همچنین اگر مرد پس از اطلاع رسمی از مطالبه مهریه، اموال خود را با هدف فرار از پرداخت بدهی به نام دیگران منتقل کند، این اقدام میتواند انتقال مال به قصد فرار از دین شناخته شود. در اصلاحیه، زمان ابلاغ دادخواست مطالبه مهریه، اظهارنامه رسمی یا درخواست اجرای ثبت به مرد، در تشخیص چنین انتقالی اهمیت پیدا کرده است. هدف این حکم، جلوگیری از انتقال صوری اموال و تضییع حقوق زن است.
اصلاح قانون برای حذف حبس، نه حذف حق زن
در مجموع، اصلاحیه مورد بحث اصل مهریه را کاهش نمیدهد و حق زن برای مطالبه تمام آن را از بین نمیبرد. مهمترین تغییرات پیشنهادی، کاهش استفاده از زندان، جایگزینی پابند الکترونیکی، توجه به توانایی مالی مرد برای وصول مازاد بر ۱۴ سکه، امکان تعدیل اقساط متناسب با نوسانات قیمت سکه و مقابله با انتقال اموال به قصد فرار از پرداخت مهریه است.
بازار کسب و کار– خراسان شمالی: امین فلاح کوشکی اظهار کرد: علاوه بر آن، تجهیز مدارس استان به نیروگاههای خورشیدی پنج کیلوواتی در دو فاز اجرایی دنبال میشود؛ بهگونهای که در فاز نخست ۱۸۰ مدرسه و در فاز دوم ۱۰۰ مدرسه دیگر به این طرح افزوده خواهند شد.
وی افزود: با تکمیل دو فاز اجرایی، در مجموع ۲۸۰ مدرسه خراسان شمالی به سامانههای خورشیدی مجهز میشوند و ظرفیت تولید برق پاک در مدارس استان به ۱۴۰۰ کیلووات معادل ۱.۴ مگاوات خواهد رسید که نقش مؤثری در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، مدیریت مصرف انرژی و ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست خواهد داشت.
فلاح کوشکی ادامه داد: اجرای این برنامه حاصل همکاری و همافزایی میان سازمان مدیریت و برنامهریزی استان، استانداری خراسان شمالی، شرکت توزیع نیروی برق، ادارهکل آموزش و پرورش و ادارهکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان است.
وی گفت: برای اجرای کامل این طرح حدود ۱۰۰ میلیارد تومان اعتبار پیشبینی شده است که از این میزان، ۷۰ میلیارد تومان توسط شرکت توزیع نیروی برق به صورت ملی الباقی نیز از محل اعتبارات استان تأمین خواهد شد.
این مقام مسئول با تأکید بر اهمیت توسعه انرژیهای پاک در مسیر توسعه پایدار استان گفت: مدارس علاوه بر کارکرد آموزشی، میتوانند به پایگاههای ترویج فرهنگ بهرهوری انرژی و آشنایی نسل آینده با فناوریهای نوین تبدیل شوند و اجرای این طرح گامی مؤثر در راستای تحقق این هدف است.
وی افزود: توسعه نیروگاههای خورشیدی در مدارس، علاوه بر ایجاد ظرفیت جدید تولید انرژی پاک، زمینهساز ارتقای آگاهی عمومی نسبت به اهمیت استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی خواهد بود.
به گزارش بازار کسب و کار، عباس عنایت با بیان این مطلب اظهار کرد: مطالبات شهروندان درباره وضعیت نظافت و جمعآوری زباله به حق بوده و افزایش بوی نامطبوع در فصل گرم سال، بهویژه در مورد زبالههای تر، مسئلهای طبیعی است که باید برای کاهش آن اقدامات لازم انجام شود.
وی افزود: این موضوع به هیچ عنوان به معنای بیتوجهی شهرداری به وضعیت نظافت شهر نیست و مجموعه خدمات شهری شهرداری قرق به صورت روزانه نسبت به جمعآوری زبالههای سطح شهر اقدام میکند.
شهردار قرق گفت: به طور میانگین روزانه حدود ۶ تن زباله از سطح شهر جمعآوری میشود و نیروهای خدمات شهری با وجود گرمای هوا به صورت مستمر فعالیت میکنند تا زبالهها در کوتاهترین زمان ممکن جمعآوری و از سطح شهر خارج شوند.
وی یکی از اقدامات شهرداری را نوسازی ناوگان حمل زباله عنوان کرد و گفت: یک دستگاه خودروی جدید به ناوگان حمل زباله شهرداری اضافه شده تا فرآیند جمعآوری با سرعت و کیفیت بیشتری انجام شود.
عنایت همچنین از افزایش تعداد باکسهای زباله خبر داد و اظهار کرد: سال گذشته ۲۰ باکس جدید تهیه و جایگزین شد و در پنج ماه نخست امسال نیز ۱۵ باکس جدید به مجموعه اضافه شده است.
وی با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۱۱۰ باکس زباله در سطح شهر جانمایی شده است، گفت: این باکسها در محلات، کوچهها و محورهای اصلی قرار گرفتهاند و نیروهای خدمات شهری به صورت مستمر نسبت به جمعآوری، رسیدگی و تعمیر آنها اقدام میکنند.
شهردار قرق شستوشو و ضدعفونی باکسهای زباله را از دیگر اقدامات شهرداری دانست و افزود: سال گذشته یک دستگاه واترجت خریداری شد تا با استفاده از آن، باکسهای زباله به صورت دورهای با آب و مواد ضدعفونیکننده شستوشو و ضدعفونی شوند.
وی ادامه داد: اطراف باکسهای زباله نیز به صورت مستمر سمپاشی میشود تا از انتشار آلودگی و بوی نامطبوع تا حد امکان جلوگیری شود.
عنایت با اشاره به اقدامات انجامشده در فصل گرم سال گفت: تاکنون سه دوره شستوشو و ضدعفونی باکسهای زباله در این ایام انجام شده و این روند همچنان ادامه خواهد داشت.
وی در پایان تأکید کرد: نمیتوان گفت در فصل گرم سال هیچ بویی از زباله ایجاد نمیشود، چرا که زبالههای تر به طور طبیعی در گرما میتوانند موجب ایجاد بوی نامطبوع شوند اما تلاش مجموعه شهرداری این است که این موضوع به حداقل برسد و شهروندان کمترین مشکل و مزاحمت را داشته باشند.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: ایران در حال تجربه اقلیمی متفاوت از گذشته است. افزایش دما، تغییر الگوی بارش، طولانیتر شدن دورههای خشکسالی و افزایش رخدادهای گرمایی، شرایط اقلیمی بسیاری از مناطق کشور را تغییر داده است. دادههای اقلیمی از گرمتر شدن هوا و تغییر ویژگی بارشها و دورههای خشک و تر حکایت دارد. در این شرایط، جدا از تأثیر این پدیده بر منابع آب و کشاورزی، یکی از عرصههای متأثر از تغییراقلیم، محیط زندگی انسان است. خانهای که برای الگویی مشخص از دما، بارش و فصلهای گرم و سرد طراحی شده، در اقلیمی که همین متغیرها در حال تغییرند، ممکن است دیگر همان کارایی گذشته را نداشته باشد. با این توصیف، آیا معماری مسکونی امروز ایران میتواند پاسخگوی اقلیم آینده باشد؟
تغییر اقلیم تا سال ۲۱۰۰ چه تأثیری بر راهبردهای طراحی اقلیمی مسکن در پهنههای مختلف خواهد داشت و چه دستورالعملهای طراحی را میتوان برای سازگاری با این تغییرات ارائه کرد؟ مطالعه «تأثیر تغییر اقلیم بر راهبردهای طراحی معماری مسکونی در پهنههای اقلیمی ایران: تحلیل نمودارهای آسایش حرارتی در ۱۱ شهر منتخب» که بهتازگی در شماره ۲۶ فصلنامه علمی دانشگاه گلستان منتشر شده، نشان میدهد تغییر اقلیم تا پایان قرن، با تغییر دمای هوا و الگوی بارش، طراحی خانههای ایران و میزان انرژی مورد نیاز برای تأمین آسایش حرارتی را دگرگون میکند.
«مطهره کریمآبادی»، دانشآموخته کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشگاه گلستان، و «محمد فرخزاد»، دانشیار و عضو هیئتعلمی دانشکده مهندسی دانشگاه گلستان، نویسندگان این مقاله علمی، با بررسی ۱۱ شهر در پنج پهنه اقلیمی و مقایسه شرایط اقلیمی سالهای ۱۹۹۱ تا ۲۰۲۰ با دوره ۲۰۷۱ تا ۲۱۰۰، پیشبینی میکنند نیاز به سرمایش فعال در تمام پهنههای کشور افزایش و نیاز به گرمایش کاهش یابد. بر این اساس، فراوانی ساعات آسایش حرارتی در بیشتر شهرهای مورد مطالعه کاهش مییابد؛ بهطوریکه در بندرلنگه این کاهش به ۶.۲ درصد و در رامسر به ۳.۳ درصد میرسد. در مقابل، ارومیه که اکنون نیازی به سرمایش فعال ندارد، در آینده به استفاده از سیستمهای سرمایشی نیاز پیدا میکند. این پژوهش همچنین نشان میدهد در مناطق گرم و خشک، استفاده از کولرهای تبخیری دومرحلهای بیشتر میشود و در مناطق گرم و مرطوب، سیستمهای سرمایشی مجهز به رطوبتزدایی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. بنابراین، در چشمانداز اقلیمی ترسیمشده در این پژوهش، نقش راهکارهای طراحی برای کاهش گرمای ورودی و تأمین آسایش حرارتی در بسیاری از مناطق ایران پررنگتر میشود.
خانههای آینده در پنج اقلیم
بخش ساختمان با سهمی بیش از یکسوم از انتشار گازهای گلخانهای جهان و بیش از ۴۰ درصد مصرف انرژی، در روند تغییراقلیم نقش مهمی دارد. از طرف دیگر، خود ساختمانها هم از پیامدهای این پدیده تأثیر میپذیرند؛ بهطوریکه افزایش دما، تشدید امواج گرما و تغییر الگوی باد و بارش میتواند عملکرد حرارتی ساختمان، میزان مصرف انرژی و آسایش ساکنان را تحت تأثیر قرار دهد. مطالعات بسیاری پیشبینی میکنند در دهههای آینده، تقاضای انرژی برای سرمایش در بسیاری از مناطق جهان بهطور چشمگیری افزایش یابد و نیاز به گرمایش کاهش پیدا کند. در کشورهای گرم هم افزایش دما میتواند مصرف انرژی ساختمانها را تا ۳۰ درصد افزایش دهد و فشار بیشتری بر شبکه برق وارد کند. در سرزمین خشک و نیمهخشک ایران هم شرایط اقلیمی، ضرورت بازنگری در شیوه طراحی و تأمین آسایش حرارتی ساختمانها را بیشتر میکند.
نویسندگان برای بررسی اثر تغییر اقلیم بر مسکن، شرایط حرارتی رامسر و بابلسر در پهنه خزری، ارومیه و بجنورد در پهنه سرد و کوهستانی، مشهد، یزد و کرمان در پهنه گرم و خشک، ایرانشهر و دزفول در پهنه گرم و نیمهمرطوب و بندرلنگه و بندر بوشهر در پهنه گرم و مرطوب را بررسی کردهاند. یکی از معیارهای اصلی در این بررسی، «آسایش حرارتی» است؛ مفهومی که به شرایطی اشاره دارد که در آن، دما، رطوبت و دیگر عوامل محیطی برای بیشتر افراد نه بیش از حد گرم و نه بیش از حد سرد است و فرد بدون نیاز جدی به گرمایش یا سرمایش مکانیکی احساس راحتی میکند. بر پایه تحلیلهای این پژوهش، تغییر اقلیم تأثیر معناداری بر سهم هر یک از راهبردهای طراحی در تأمین آسایش حرارتی دارد؛ چنانکه درصد ساعات سال که در محدوده آسایش حرارتی قرار دارند، در بیشتر شهرهای مورد مطالعه تا دوره منتهی به ۲۱۰۰ کاهش مییابد، اما شدت این کاهش در پهنههای مختلف متفاوت است. بر این اساس، بیشترین کاهش فراوانی آسایش مربوط به پهنههای گرم و مرطوب، بندرلنگه با کاهش ۶.۲ درصدی، و خزری، رامسر با کاهش ۳.۳ درصدی، است. در مقابل، در برخی شهرهای پهنه گرم و خشک، مانند کرمان، افزایش فراوانی آسایش، به میزان ۲.۸ درصد، مشاهده میشود که میتواند ناشی از کاهش رطوبت نسبی در این مناطق باشد.
واکنشی متفاوت در هر اقلیم
طبق پیشبینیهای این پژوهش، در پهنه خزری، تغییراقلیم با افزایش دما و تغییر در الگوی رطوبت، به دگرگونی معنادار در اولویت راهبردهای طراحی اقلیمی منجر شده و نیاز به استفاده از سایبانهای خورشیدی در رامسر و بابلسر افزایش یافته است. این افزایش در رامسر حدود ۲.۳ درصد و در بابلسر ۲.۸ درصد برآورد میشود و بیانگر تشدید بار تابشی و ضرورت کنترل آن است. همزمان، نیاز به سیستمهای سرمایشی فعال همراه با رطوبتزدایی نیز افزایش قابلتوجهی را نشان میدهد؛ بهطوریکه این نیاز در رامسر حدود ۱۰.۳ درصد و در بابلسر ۱۰.۵ درصد افزایش یافته است. این به معنای تقویت شرایط گرم و مرطوب و کاهش کارایی تهویه طبیعی است. در مقابل، سهم راهبردهای گرمایشی بهطور محسوسی کاهش یافته و نیاز به گرمایش در رامسر از ۲۸.۹ درصد به ۱۷.۶ درصد تنزل پیدا کرده است که از کاهش شدت و فراوانی دورههای سرد سال حکایت دارد. همچنین نیاز به بهرهگیری از گرمایش خورشیدی غیرفعال از طریق دریافت و ذخیره تابش خورشید در جرم حرارتی کاهش یافته است که این موضوع نیز در راستای کاهش تقاضای گرمایشی و تغییر در تراز انرژی ساختمان قابل تفسیر است.
در پهنه سرد و کوهستانی هم نیاز به سیستمهای گرمایشی کاهش مییابد، اما همزمان نشانههای ورود سرمایش به اقلیمی که تاکنون بیشتر با مسئله سرما مواجه بوده، دیده میشود. در ارومیه، سهم گرمایش فعال از ۳۸.۸ درصد به ۳۱.۴ درصد کاهش مییابد و نیاز به سایبان خورشیدی در این شهر ۳.۸ درصد افزایش پیدا میکند، اما یکی از مهمترین دگرگونیها، ظهور نیاز به سرمایش فعال در مناطقی است که پیشتر چنین نیازی نداشتند؛ بهطوریکه در ارومیه، سهم سیستمهای سرمایش همراه با رطوبتزدایی در دوره منتهی به ۲۱۰۰ به ۳.۴ درصد میرسد. همزمان، نیاز به گرمایش غیرفعال روندی کاهشی دارد و در ارومیه از ۲۶.۶ درصد به ۲۳.۴ درصد تنزل یافته است. این الگو نشان میدهد که در اقلیم سرد و کوهستانی هم بهتدریج از شدت نیاز به تأمین گرمایش کاسته میشود و این اقلیم با تقاضای فزاینده برای خنکسازی روبهرو خواهد شد.
کولر آبی هم از تغییر اقلیم در امان نیست
در پهنه گرم و خشک، شامل مشهد، یزد و کرمان، تغییراقلیم با افزایش محسوس دمای تابستان و کاهش نسبی رطوبت همراه است و همین تغییر، نوع سیستم سرمایشی مورد نیاز ساختمانها را هم دگرگون میکند. در مشهد و کرمان، سهم استفاده از کولرهای تبخیری تکمرحلهای یا همان کولرهای آبی بهشدت کاهش مییابد و سیستمهای تبخیری دومرحلهای جای آنها را میگیرند. در کرمان، سهم کولرهای آبی از ۱۹.۶ درصد در شرایط فعلی به صفر در دوره منتهی به ۲۱۰۰ میرسد، درحالیکه سهم سیستمهای دومرحلهای به ۲۹.۴ درصد افزایش مییابد.
همزمان، نیاز به سایبانهای خورشیدی در هر سه شهر افزایش پیدا میکند. این افزایش در مشهد ۳.۴ درصد، یزد ۱.۹ درصد و کرمان ۴.۴ درصد برآورد شده است که نشاندهنده اهمیت بیشتر کنترل تابش خورشید در ساختمانهای آینده است. در مقابل، نیاز به سیستمهای گرمایشی و گرمایش خورشیدی غیرفعال کاهش مییابد؛ تغییری که با کوتاهتر شدن دورههای سرد سال و کاهش نیاز به راهکارهای گرمایشی همخوان است.
در پهنه گرم و نیمهمرطوب، شامل ایرانشهر و دزفول، افزایش همزمان دما و رطوبت، نوع سرمایش مورد نیاز ساختمانها را تغییر میدهد. در ایرانشهر، سهم سیستمهای سرمایشی تبخیری از ۴۹.۴ درصد به ۲۵.۹ درصد کاهش مییابد و در مقابل، نیاز به سرمایش همراه با رطوبتزدایی از ۵.۱ درصد به ۱۸.۲ درصد افزایش پیدا میکند. در دزفول نیز سهم سرمایش همراه با رطوبتزدایی از ۱۵.۲ درصد به ۳۳.۵ درصد میرسد. در همین پهنه، نیاز به گرمایش فعال کاهش قابلتوجهی دارد؛ در ایرانشهر از ۳.۳ درصد به ۱.۲ درصد و در دزفول از ۸.۶ درصد به ۳.۹ درصد میرسد. در مقابل، تهویه طبیعی خنککننده در دزفول که در شرایط فعلی سهمی ندارد، در دوره منتهی به ۲۱۰۰ با سهمی ۴ درصدی ظاهر میشود. با این حال، پژوهش تأکید میکند که تهویه طبیعی در این شرایط، بیشتر میتواند نقشی مکمل در کنار سرمایش فعال داشته باشد.
رطوبتزدایی، نیاز آینده خانههای جنوبی
در پهنه گرم و مرطوب، شامل بندرلنگه و بندر بوشهر، تغییراقلیم بیشترین تأثیر را بر نیازهای سرمایشی ساختمانها میگذارد. سهم سیستمهای سرمایش فعال همراه با رطوبتزدایی در بندرلنگه از ۵۵.۲ درصد به ۶۰.۴ درصد و در بوشهر از ۴۶.۶ درصد به ۵۳.۴ درصد افزایش مییابد. در مقابل، نیاز به سیستمهای گرمایشی در بندرلنگه از ۰.۱ درصد به صفر و در بوشهر از ۳.۲ درصد به ۱.۱ درصد کاهش پیدا میکند.
در همین حال، نیاز به دریافت و ذخیره تابش خورشید در جرم حرارتی کاهش مییابد و تهویه طبیعی خنککننده در بندرلنگه تنها افزایش جزئی دارد. پژوهش نشان میدهد تهویه طبیعی بهتنهایی برای تأمین آسایش حرارتی در این اقلیم کافی نیست و بیشتر میتواند بهعنوان راهکاری مکمل در کنار سرمایش فعال عمل کند. در مجموع، در اقلیم گرم و مرطوب، وابستگی ساختمانها به سیستمهای سرمایشی فعال بیشتر میشود و بخشی از راهکارهای غیرفعال گرمایشی اهمیت خود را از دست میدهند.
نسخه واحدی برای خانههای آینده وجود ندارد
در مجموع، یافتههای پژوهش نشان میدهد تغییر اقلیم در همه پهنههای مورد مطالعه به افزایش نیاز به سرمایش و کاهش نیاز به گرمایش منجر میشود، اما شدت و شکل این تغییرات در مناطق مختلف یکسان نیست. افزایش نیاز به سایبانهای خورشیدی، کاهش نقش راهکارهای غیرفعال گرمایشی و تغییر نوع سیستمهای سرمایشی از مهمترین تغییراتی است که باید در طراحی خانههای آینده مورد توجه قرار گیرد. در عین حال، تهویه طبیعی در برخی مناطق میتواند همچنان بهعنوان راهکاری مکمل در کنار سیستمهای سرمایشی مورد استفاده قرار گیرد.
نویسندگان بر ترکیب راهکارهای غیرفعال و فعال و متناسبکردن آنها با ویژگیهای هر پهنه اقلیمی تأکید دارند؛ ازجمله توجه به جهتگیری و فرم ساختمان، ابعاد و جهت بازشوها، سایهاندازی، مصالح و فضاهای نیمهباز و انتخاب سیستم سرمایشی متناسب با اقلیم آینده. بنابراین، نمیتوان برای مسکن آینده ایران یک نسخه واحد پیچید و راهکارهای طراحی باید متناسب با شرایط اقلیمی هر منطقه تدوین شوند.
با این حال، همه راهکارهای پیشنهادی بدون چالش قابل اجرا نیستند. برای نمونه، پژوهش استفاده بیشتر از سیستمهای تبخیری دومرحلهای را در پهنه گرم و خشک پیشنهاد میکند، اما محدودیت منابع آب در این مناطق میتواند اجرای این راهکار را با چالش مواجه کند. از این رو، سازگاری معماری با اقلیم آینده را نمیتوان فقط بر اساس دما و مصرف انرژی سنجید و محدودیت منابع، بهویژه آب، نیز باید در انتخاب راهکارهای سرمایشی در نظر گرفته شود. این مطالعه بر اساس سناریوی RCP4.۵، یعنی سناریوی انتشار متوسط گازهای گلخانهای با فرض کاهش تدریجی انتشارها در نیمه دوم قرن، و با بررسی ۱۱ شهر انجام شده است. نویسندگان هم اشاره میکنند که در زمان انجام پژوهش، دادههای آینده مبتنی بر سناریوهای جدید SSP برای شهرهای ایران در قالب مورد نیاز مطالعه در دسترس نبوده است. با وجود این محدودیت، نتایج پژوهش میتواند بهعنوان یکی از مبناهای بازنگری ضوابط طراحی اقلیمی مسکن در ایران و توجه جدیتر به تغییر اقلیم آینده مورد استفاده قرار گیرد. معماری مسکن آینده ایران ناگزیر است گرما، انرژی و محدودیت منابع، بهویژه آب، را همزمان در طراحی خانهها در نظر بگیرد.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: «اگر واقعا به دنبال آن هستید که مانع از تحرکات ماموران بیگانه در کشور باشید، با نقض آزادیهای فردی و اجتماعی و حق آزادی بیان و واژگان کلی و نامفهوم کشدار علیه کارشناسان و دانشگاهیان و نویسندگان و فیلمسازان و موسیقیدانان و روزنامهنگاران کاری از پیش نمیبرید.» این بخشی از یادداشت کامبیز نوروزی، حقوقدان، خطاب به نمایندگان مجلس درباره کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» است که روز یکشنبه ۲۵ مرداد با ۱۸۳ رای موافق، ۴ رای مخالف و ۵ رای ممتنع از مجموع ۲۵۸ نماینده حاضر به تصویب رسید.
قرار بود نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه «لایحه جنایات بینالمللی» را بررسی کنند و بعد سراغ دو موضوع طرح ساماندهی تجمعات و راهپیمایی و سپس مهریه بروند، اما با تقاضای نمایندگان، کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» مطرح شد؛ طرحی که تنها چهار نماینده به آن رای مخالف دادند و ۵ نماینده دیگر هم ترجیحشان این بود که نه مخالف باشند و نه موافق. ۶۶ نماینده هم در رایگیری این طرح که پس از تصویب موجی از واکنشها را در جامعه به دنبال داشت، شرکت نکردند.
کامبیز نوروزی از اولین وکلایی بود که به این طرح با نگارش یادداشتی واکنش نشان داد. او در این یادداشت با اشاره به اینکه آدمهای بینفوذ نفوذی نمیشوند، تاکید کرد که جلوگیری از نفوذ بیگانه و جاسوسی آنها در کشور محتاج قانون نیست.
ترجیح میدهم ساکت بمانم
ایمان ابراهیمی، حفاظتگر، پس از آتشبس تلاش کرد با مجموعهای از گفتوگوها، چه با رسانههای داخلی و چه خارجی، تبعات محیط زیستی جنگ را برجسته کند. به گفته او، از آغاز به کار دولت ترامپ، نهادهای مرتبط با محیط زیست، چه رسانهها، چه پژوهشکدهها و چه NGOها، جزو مخالفان او بودند. همین موضوع هم باعث شد ترامپ در سخنرانیهایش، گلهمندی خود را از نهادهای مستقل این کشور ابراز کند. «یکی از نقاط قوت ما اتفاقا ارتباط گرفتن ایرانیان مستقل با رسانهها و نهادهای علمی در این کشور است.»
زمانی که یک کارشناس مستقل با یک رسانه خارجی درباره تبعات جنگ بر محیط زیست گفتوگو میکند، گفتههایش به معنای مواضع رسمی دولت نیست. اما زمانی که نیازمند گرفتن مجوز باشد، چه کسی باور میکند که این گفتهها به او دیکته نشده است؟ «اگر برای حرف زدن نیازمند گرفتن مجوز باشم، دیگر مستقل نیستم و حرفم مورد اعتماد نیست.»
ابراهیمی ترجیح میدهد مصاحبهای نکند تا برای گرفتن گفتوگو سراغ مجوز برود. این رویه اگر درباره دیگران هم صدق کند، بهیکباره صداهای مستقل داخل ایران خاموش میشوند. «این موضوع وجهه ایران را در افکار عمومی دنیا چند پله بدتر میکند و موقعیتها و امتیازات ایران را میگیرد.»
تصویب این طرح و تبدیل شدن آن به قانون، از نگاه ابراهیمی، بخش بزرگی از مردم را به متهم بدل میکند. بسیاری در یک محدوده خاکستری قرار میگیرند که نهادهای امنیتی، بسته به سلیقهشان، میتوانند درباره یک فرد یا گروه وارد عمل شوند. «زندگی در این فضای خاکستری برای من فعال محیط زیست که کار بینالمللی میکنم، شبیه زندگی در یک فضای بیقانونی است.»
در این فضا که سیاه و سفید مشخص نیست، یک حفاظتگر نمیداند کدام کار درست و کدام غلط است. امکان جابهجایی در آنها بسیار بالاست و همین موضوع فضای ناامن برای کنشگران ایجاد میکند.
به گفته ابراهیمی، این طرح زمانی مطرح شده که ما با آسیبهای دو جنگ مواجهیم. در کنار آن، سالها تحریم بینالمللی هم جامعه محیط زیست ایران را از جامعه جهانی و دانش روز دنیا جدا کرده است. «من فعال محیط زیست اتفاقا باید تشویق شوم که با یک مجله آمریکایی مصاحبه کنم و گزارش دهم که جنگی که دولتشان راه انداخته چه آسیبی به محیط زیست ایران، منطقه و حتی محیط زیست آمریکا زده است. چقدر سوخت فسیلی هدر رفته و چقدر تنوع زیستی آسیب دیده است.»
محیط زیست مرز ندارد. اینطور نیست که شما روی شاخه درختی بنشینید، اره را دستتان بگیرید و شاخه را ببرید، یا در قایقی بهتنهایی نشسته باشید و شروع به سوراخ کردنش با میخی کنید و بگویید خودم غرق میشوم. هر رفتاری که هر دولتی انجام میدهد، تبعات آن را دنیا میپردازد. در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هم ایمان ابراهیمی که در حوزه پرندگان فعالیت میکند، تلفات گسترده گونههای مختلف بر اثر آلودگی را مشاهده کرده است. «به واسطه آلودگی خلیج فارس، ما با کاهش جمعیت پرندگان مهاجر مواجه میشویم. این پرندهها مدت زمان کوتاهی به ایران میآیند و بازه زمانی طولانیتری را در کشورهای اروپایی و آفریقایی میگذرانند. مصاحبههای ما با نهادهای اروپایی باعث میشود آنها با آسیب جنگ به محیط زیست و تنوع زیستی کشورشان آشنا شوند و همین امر باعث فشار به دولتهایشان برای پایان آن میشود.»
کار تشکلها محدود نشود
محمدحسین بازگیر، مدیرکل تشکلها و مشارکتهای اجتماعی سازمان حفاظت محیط زیست، معتقد است باید مصداقهای نفوذ در این طرح روشن و شفاف باشد. «بایستی فضا برای فعالیت تشکلها محدود نشود و آنها بتوانند کارشان را انجام دهند.»
آزادی و امنیت در کنار هماند
محمدصالح نقرهکار، وکیل پایه یک دادگستری و عضو کانون وکلا، بارها تجربه وکالت نهادها و کنشگران مدنی را در دادگاهها به عهده داشته است. به گفته او، ما امروز با نظریههایی مواجهیم که مقرراتپرهیزی و چابکسازی و سبکسازی حکمرانی رو مورد توجه قرار میدهند. «دولت هزینه و بودجه عمومی زیاد نشود و در کار شهروندان مداخله اضافه نکند. در عین حال حاکمیت یک تکلیف اساسی هم بر گردن دارد که به بحث حق بر امنیت انسانی و شهروندی برمیگردد.»
به گفته او، ما در شرایط جنگی هستیم و دشمنانمان، بهخصوص در این دو جنگ تحمیلی، نشان دادند که از هر ابزاری برای ضربه زدن به زیرساختها، محیط زیست ایران استفاده میکنند. «در این شرایط نه رویکرد امنیتی مطلق سزاوار و درست است و نه رویکردهایی که هیچگونه مقرراتی را در این حوزهها برنمیتابد و نهایتاً باعث سوءاستفاده دشمنان از هر موقعیت میشود. در واقع ما باید به یک تعادل روانی بین آزادی و امنیت در حوزه قانونگذاری برسیم.»
او در پروندههایی دخیل بوده که یک تشکل مدنی از یک نهاد خارجی مبلغی دریافت کرده، نهادی که بعدها متوجه شده در فهرست سیاه نهادهای نظارتی و امنیتی است. به گفته نقرهکار، دستاورد مشروطه قواعد و مقررات از پیش تبیینشده است. شهروند یا نهاد مدنی که کار داوطلبانه را به جان و دل خریده است، نباید در وضعیتی قرار گیرد که بدون اراده خودش یک خط قرمز امنیتی را نقض کند. «من طرفدار جمع بین آزادی مدنی و ملاحظات امنیتی با رعایت قانونی بودن جرم مجازات هستم تا هیچ شهروندی در وضعیتی که واقعاً ارادهای در آن موضوع نداشته، قرار نگیرد.»
این وکیل دادگستری با ذکر نمونههایی از مشارکت شهروندان در نهادهای مدنی و انجام فعالیتهای مبتنی بر خیر عمومی، تاکید میکند که نباید نهاد مدنی را با عینک امنیتی یا انتظامی پلیسی نگریست. «نهاد مدنی را باید با عینک اجتماعی و شهروندسالارانه تحلیل کرد و نظم حقوقی و قواعد مقررات باید بر این سپهر تحریر و تقریر پیدا کند.»
به گزراش بازار کسب و کار، حجت الاسلام والمسلمین حمزه خلیلی معاون اول قوه قضاییه در نشست با خبرنگاران، اظهار کرد: این انتصابات با احکام جداگانه از سوی رئیس قوه قضاییه ابلاغ شده است.
وی افزود: علاوه بر این در ۱۴ استان نیز تغییرات روسای دادگستری را خواهیم داشت و در استانها تغییرات بیش از جابه جایی خواهد بود.
براساس این گزارش، انتصابات جدید مقامات عالی قضایی به شرح زیر است.
۱- حیدر آسیابی رئیس کل دادگستری استان گلستان به عنوان رئیس سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور
۲- ناصر عتباتی رئیس کل دادگستری استان آذربایجان غربی به عنوان رئیس کل دادگستری استان تهران
۳- اصغر جهانگیر معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه به عنوان رئیس سازمان بازرسی کل کشور
۴- علیرضا دانشآرا معاون حفاظت و اطلاعات قوه قضاییه به عنوان ریاست مرکز حفاظت و اطلاعات
۵- نورالله سلطانی به عنوان معاون قضایی قوه قضاییه
۶- مهدی امیری اصفهانی معاون دادستان کل کشور به عنوان معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه
۷- حجتالاسلام والمسلمین سیدمحسن موسوی به عنوان رئیس مرکز توسعه حل اختلاف
۸- سیدعلی کاظمی رئیس پژوهشگاه قوه قضاییه با حفظ سمت به عنوان سخنگوی قوه قضاییه
۹- ذبیح الله خداییان رئیس سازمان بازرسی کل کشور به عنوان رئیس حوزه ریاست قوه قضاییه
براساس این گزارش، تغییر رئیس دیوان عالی کشور پس از بررسی مشورت قضات دیوان عالی کشور مطابق اصل ۱۴۲ اعلام، همچنین رئیس دادسرای انتظامی قضات نیز ظرف هفته جاری مشخص خواهد شد.
مدیران جدید دستگاه قضایی در استانها به شرح زیر است؛
۱- محمد علینژاد رئیس کل دادگستری استان آذربایجان غربی
۲- جبار سپهری رئیس کل دادگستری استان ایلام
۳- عمران علیمحمدی رئیس کل دادگستری استان استان لرستان
۴- مسلم محمدیاران رئیس کل دادگستری استان خراسان شمالی
۵- محبوب افراسیاب رئیس کل دادگستری استان زنجان
۶- محمدباقر نریمانی رئیس کل دادگستری استان کهگیلویه و بویراحمد
۷- سیدحسین حسینی وردنجانی رئیس کل دادگستری استان چهارمحال و بختیاری
تغییرات مدیریتی در دو سطح ستاد و صف
حجتالاسلام والمسلمین حمزه خلیلی معاون اول قوه قضاییه درباره تغییرات مدیریتی در دستگاه قضایی گفت: تغییرات در دو سطح در حال انجام است سطح نخست سطح ستادی و سطح دوم سطح صف است که رؤسای کل دادگستری استانها را شامل میشود.
وی درباره تغییرات در سطح ستاد اظهار کرد: در این سطح ارزیابیها و محاسبات لازم انجام شده و با توجه به کار کارشناسی دقیقی که صورت گرفته مشخص شده است که چه اشخاصی در چه حوزهای فعالیت داشته باشند.
معاون اول قوه قضاییه تصریح کرد: اگر تغییر مدیریتی صورت میگیرد به این معنا نیست که فردی که پیش از این در آن سمت انجام وظیفه میکرد موفق یا کارآمد نبوده است بلکه ممکن است یک مسیر را بتوان با افرادی طی کرد و برای مسیر بعدی که در یک بازه زمانی جدید و برای اهداف جدید تعریف میشود نیاز به همراهی افراد دیگری باشد.
خلیلی افزود: تغییرات در سطح ستاد در حال انجام است و بر اساس محاسبات و ارزیابیهای صورتگرفتهافراد در جایگاههایی قرار میگیرند که بتوانند اهداف مورد نظر را بهتر و مؤثرتر دنبال کنند.
وی ابراز امیدواری کرد این تغییرات منشأ تحول بزرگ در قوه قضاییه شود و گفت: امیدواریم این تغییرات و جابهجاییها زمینهساز تحول بزرگ در قوه قضاییه و حرکت این دستگاه در مسیر دستیابی به اهداف خود باشد.
تغییرات مدیریتی تنها بخشی از فرآیند تحول قضایی است
معاون اول قوه قضاییه با اشاره به سایر اقدامات تحولی دستگاه قضایی اظهار کرد: تحول در قوه قضاییه تنها به تغییرات مدیریتی محدود نمیشود و در بخشهای دیگر نیز اقدامات بزرگتری در حال انجام است بهویژه در حوزه سند تحول و فناوری اطلاعات و بخشهای مختلف دیگر.
خلیلی افزود: مجموعه اقدامات انجامشده در قالب یک روایت تحول ۲ در حال تدوین و انتشار است تا مشخص شود در سال ۱۴۰۴ چه اقداماتی انجام شده، در چه حوزههایی فعالیتها شکل گرفته و میزان پیشرفت در هر بخش چقدر بوده است. شاید سابقه نداشته باشد که قوه قضاییه پیشرفتهای خود را به این شکل منتشر کرده باشد، اما اکنون این پیشرفتها گامبهگام انجام و به اطلاع مردم و شهروندان عزیز رسانده میشود.
معاون اول قوه قضاییه با اشاره به زمانبر بودن فرآیند تغییرات مدیریتی اظهار کرد: این کار جمعی و مشترکی که در بخش مدیریت آغاز شده مقداری زمان برد و با تأخیر مواجه شد، اما باید توجه داشت که پشتوانه علمی و کارشناسی داشت. مدتهای مدیدی جلسات متوالی برگزار شد و از افراد صاحبنظر و خبره و کسانی که در این حوزه صاحبنظر بودند اطلاعات لازم دریافت شد و همه جوانب کار مورد بررسی قرار گرفت تا تصمیم نهایی اتخاذ شود.
تشریح فرآیند انتخاب مدیران قضایی
خلیلی در ادامه درباره فرآیند انتخاب مدیران و نحوه ارزیابی گزینهها گفت: از زمانی که رئیس قوه قضاییه در پنج سال گذشته دستورالعملی را در جهت کادرسازی و جانشینپروری صادر کردند این دستورالعمل برای ما بسیار مهم بوده است. در ابتدای امر تمام اطلاعات مربوط به افرادی که استعداد کار مدیریتی دارند و همچنین افرادی که در حال حاضر مدیریت انجام میدهند تجمیع شد.
معاون اول قوه قضاییه ادامه داد: این اطلاعات در بخش اداره کل کادرسازی جمعآوری شد و بر اساس دستورالعمل مربوط یک کمیته اولیه با ترکیب حدود هفت نفر تشکیل شد که کار کارشناسی دقیقی را بر روی اطلاعات جمعآوریشده انجام داد.
خلیلی تصریح کرد: جمعآوری این اطلاعات کار بسیار سخت و زمانبری بود، اما پس از تجمیع اطلاعات کمیته اولیه افراد را برای مسئولیتهای مدیریتی بررسی کرد و سه پیشنهاد و سه گزینه را برای بررسی نهایی به کمیته مرکزی ارائه داد. در کمیته مرکزی موضوع مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت و در نهایت از میان سه گزینه پیشنهادی کمیته اولیه یک نفر انتخاب شد.
معاون اول قوه قضاییه تأکید کرد: این مدل انتخاب در دورههای گذشته سابقه نداشته است و چنین تجربهای نداشتیم که انتخاب مدیران به این شیوه و از میان افرادی که واجد شرایط و توانایی انجام مسئولیت مدیریتی هستند صورت گیرد.
خلیلی گفت: این فرآیند انتخاب از زمان تصدی حجتالاسلام والمسلمین اژهای در قوه قضاییه و بر اساس دستورالعملی که در این زمینه پیشبینی شده، انجام شده است. پس از طی این فرآیند در کمیته مرکزی نتایج به رئیس قوه قضاییه ارائه شد و با موافقت ایشان ابلاغ مدیران در حال صدور است.
به گزارش ایرنا، رئیس قوه قضاییه روز دوشنبه ۲۶ مرداد در شورای عالی قضایی با اشاره به تغییراتی که در برخی مناصب و ارکان دستگاه قضا صورت خواهد گرفت، افزود: طبعاً یک تعداد از مسئولان و مدیران قضایی در دوره اخیر تغییر یا جابجا خواهند شد. این تغییر و جابجاییها برای تحرک بیشتر و برای تزریق خون بیشتر، جهت حرکت استوار در مسیر خدمترسانی به مردم است. این جابهجاییها نباید بهگونه دیگری تفسیر و تعبیر شوند. نباید با این اتفاق بهگونهای برخورد شود که هدفی غیر از هدف مورد نظر دستگاه قضا، حاصل شود. اگر تشخص خارجی پیدا شود، همه ما مسئولان دستگاه قضا، یک شخصیت هستیم و یک هدف داریم و آن، ارتقاء خدمترسانی قضایی و حقوقی به مردم است.
رئیس دستگاه قضا ادامه داد: در هیچ دورهای به اندازه دوره اخیر، برای انتصابها و جابجاییها، مشورت انجام نگرفت؛ در همین راستا، کارگروهی متشکل از نمایندگان همه دستگاههای نظارتی و عضویت عناصر متخصص و خبره تشکیل شد و شاخصهایی در آن کارگروه برای انتصابات و جابجاییها تعیین گشت؛ همچنین من شخصاً پیشنهادات افرادی در دستگاههایی خارج از قوه قضاییه از جمله سپاه و واجا و ایضاً برخی مسئولان سابق در دستگاه قضایی، را دریافت کردم. به این حال، ضروری است کاری کنیم که این جابجاییها به بهترین شکل انجام شود.
رئیس عدلیه عنوان کرد: برخی مواقع شایعات و اقوالی شکل میگیرد که پای در واقعیت و حقیقت ندارند؛ از جمله روزی یکی از افراد به من گفت که در مورد فلان مسئول، چنین بحثهایی مطرح است؛ من به او گفتم تمام این اقوال را من نیز شنیدهام و در باب آنها تحقیق نیز کردهام و اینگونه که شما میگویید نیست؛ سپس در نتیجه تاکید و اصرار این فرد به حرف ناصوابش در مورد فلان مسئول، از او مدرک و سند خواستم و او مرا ارجاع به نفر دومی داد؛ من فیالمجلس با آن نفر دوم تماس گرفتم و از او نیز مدرک خواستم؛ او نیز من را به دیگری و دیگری نیز من را به نفر چهارم که منشأ و مبدأ آن حرف ناصواب بود ارجاع دادند و بعد مشخص شد که آن فردِ راوی نیز صرفاً استنباط اشتباهش را از روی یک شنیده، منتقل کرده بود.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، سلمان اسحاقی، در تشریح بازدید امروز (دوشنبه، ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ ) این کمیسیون از انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایع غذایی کشور، اظهار کرد: اخیراً رهبر انقلاب بر ارتقای جایگاه سلامت و توجه ویژه به موضوع امنیت غذایی تأکید و انتقاداتی را در این زمینه مطرح کردند و بر همین اساس، کمیسیون بهداشت و درمان این دغدغه را به صورت ویژه در دستور کار خود قرار داد.
وی افزود: متأسفانه در چند سال اخیر در دو موضوع بیتوجهی زیادی صورت گرفته است؛ نخست، توجه به غذاهایی که میتوانند به ارتقای سلامت جامعه کمک کنند و دوم، توجه به محصولات غذایی و ظرفیتهایی که میتوانند در تأمین نیازهای تغذیهای مردم نقش داشته باشند.
سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: اگر امروز شاهد گرانی برخی محصولات غذایی هستیم، ضمن اینکه نسبت به این گرانیها اعتراض داریم، باید توجه کنیم که چه ظرفیتهایی میتوانند به تأمین نیازهای غذایی مردم کمک کنند و چگونه میتوان دسترسی خانوارها به مواد غذایی سالم و مورد نیاز را حفظ کرد.
نقشه جامع ظرفیت استانها برای ارتقای سلامت و امنیت غذایی تدوین میشود
اسحاقی با اشاره به مباحث مطرحشده در این نشست گفت: مقرر شد انستیتو تحقیقات تغذیهای و صنایع غذایی کشور، یک نقشه جامع از ظرفیتها و توانمندیهای استانهای کشور در حوزه امنیت غذایی و سلامت تهیه کند تا در این برهه زمانی که شاهد گرانی برخی محصولات غذایی هستیم، بتوان از ظرفیتهای موجود برای حمایت از سلامت و تأمین مناسب نیازهای غذایی مردم استفاده کرد.
نماینده مردم قائنات و زیرکوه در مجلس دوازدهم همچنین از هشدار کمیسیون بهداشت و درمان درباره برخی موضوعات مرتبط با سلامت خبر داد و افزود: در این زمینه جلسات تخصصی بیشتری برگزار خواهد شد و موضوعات مختلف مرتبط با سلامت و امنیت غذایی با جدیت دنبال میشود.
اعتراض کمیسیون بهداشت به گرانی اقلام مؤثر بر سلامت مردم
سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در ادامه با اشاره به افزایش قیمت برخی اقلام اساسی، گفت: اعتراض کمیسیون بهداشت و درمان نسبت به افزایش بیرویه قیمت محصولاتی که به طور مستقیم با سلامت مردم ارتباط دارند، از جمله گوشت، مرغ و شیر، مطرح و بر ضرورت توجه دولت به این موضوع تأکید شد.
اسحاقی افزود: متاسفانه محصولاتی مانند گوشت، مرغ و شیر که میتوانند سلامت جامعه را ارتقا دهند، به دلیل گرانی در حال حذف شدن از سبد کالای خانوار هستند و این موضوع یک هشدار جدی است.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به سلامت مواد غذایی، یادآور شد: البته باید نسبت به سموم باقیمانده در برخی محصولات نیز توجه ویژهای صورت گیرد و نظارت بر این موضوع افزایش یابد.
سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس همچنین با اشاره به سیاستهای حمایتی دولت، گفت: دولت باید در پرداخت یارانهها برای محصولاتی که به طور مستقیم به سلامت جامعه کمک میکنند، یارانه ویژهای در نظر بگیرد و نام این محصولات نیز به صورت مشخص اعلام شود.
دولت در کالابرگ، گوشت، مرغ و شیر را ویژه و ستارهدار حمایت کند
این نماینده مجلس یادآور شد: متأسفانه شاهد هستیم که با کالابرگ حتی کالاهای آسیبپذیر نیز خریداری میشود، بنابراین از دولت میخواهیم در کالابرگ الکترونیکی، محصولاتی مانند گوشت، مرغ و شیر که به طور مستقیم به سلامت افراد کمک میکنند، به صورت ویژه و ستارهدار مورد حمایت قرار گیرند.
به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار | بررسی تازه هزینههای زندگی خانوارهای کارگری نشان میدهد هزینه سبد معیشت یک خانواده ۳.۳ نفره در پایان تیرماه به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است؛ رقمی که در مقایسه با دستمزد رسمی کارگران، فاصلهای حدود ۶۵ میلیون تومانی را نشان میدهد و بار دیگر اختلاف میان دخل و خرج خانوارهای کارگری را به یکی از مسائل مهم معیشتی تبدیل کرده است.
در سوی دیگر این معادله، حقوق ماهانه یک کارگر متأهل، دارای یک فرزند و یک سال سابقه، با احتساب مزایا حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است. به این ترتیب، اگر هزینه ۹۰ میلیون تومانی سبد معیشت را مبنا قرار دهیم، درآمد ماهانه این خانوار حدود ۶۵ میلیون تومان کمتر از هزینههای برآوردشده زندگی است؛ فاصلهای که خانوارها برای جبران آن ممکن است به وام، قرض، اضافهکاری، شغل دوم یا حتی فروش بخشی از داراییهای خود متوسل شوند و در مواردی نیز از برخی هزینههای ضروری زندگی کم کنند.
این وضعیت در شرایطی مطرح میشود که سبد معیشت اساساً قرار نیست هزینه یک زندگی مرفه را نشان دهد. این سبد معمولاً مجموعهای از هزینههای پایه خانوار مانند خوراک، مسکن، حملونقل، درمان، آموزش، پوشاک و دیگر نیازهای ضروری را دربر میگیرد. بنابراین رسیدن برآورد هزینه این سبد به ۹۰ میلیون تومان، بیش از آنکه بحث بر سر یک رقم باشد، نشاندهنده فاصله قابل توجه میان هزینههای ضروری زندگی و سطح دستمزدی است که یک کارگر دریافت میکند.
علیاصغر دهسنگی، فعال کارگری، با استناد به دادههای مرکز آمار ایران و سبد غذایی انستیتو تغذیه، اعلام کرده است قدرت پوشش دستمزد کارگران از ۵۸.۲۴ درصد هزینههای زندگی در ابتدای سال به ۲۷.۵۸ درصد در پایان تیرماه کاهش یافته است.
این افت قدرت پوشش دستمزد فقط در رقمهای اقتصادی دیده نمیشود و میتواند خودش را در سبد خرید و تصمیمهای روزمره خانوار هم نشان دهد. کاهش مصرف گوشت، لبنیات و میوه، عقب انداختن برخی هزینههای درمانی، محدود شدن تفریحات، کاهش مخارج آموزشی کودکان و انتخاب خانههای کوچکتر یا مناطق ارزانتر و دورتر از محل کار، بخشی از تغییراتی است که در صورت تشدید فشار هزینهها ممکن است در زندگی خانوارهای کارگری دیده شود.
افزایش قیمت مواد غذایی برای دهکهای پایین و متوسط فشار بیشتری ایجاد میکند، زیرا خوراک سهم بالاتری از بودجه این خانوارها را به خود اختصاص میدهد. در مقابل، خانوارهای پردرآمد معمولاً بخش کوچکتری از درآمد خود را صرف مواد غذایی میکنند و به همین دلیل افزایش قیمت خوراکیها اثر کمتری بر کل بودجه آنها میگذارد.
در گزارشهای هزینه و درآمد خانوار نیز خوراکیها و مسکن سهم قابل توجهی از هزینههای خانوارهای شهری دارند. در سال ۱۴۰۳، متوسط هزینه سالانه خانوار شهری حدود ۲۶۹ میلیون تومان و متوسط درآمد سالانه آن حدود ۳۴۳ میلیون تومان اعلام شده است؛ رقمی که متوسط درآمد ماهانه خانوار شهری را به حدود ۲۸.۶ میلیون تومان میرساند.
البته این میانگین نمیتواند وضعیت تمام خانوارها را نشان دهد. وجود خانوارهایی با درآمدهای بالاتر، میانگین را افزایش میدهد و در نتیجه شرایط دهکهای پایین الزاماً در این عدد منعکس نمیشود. از سوی دیگر، برآورد ۹۰ میلیون تومانی سبد معیشت مربوط به قیمتها و شرایط پایان تیرماه است و به همین دلیل، مقایسه آن با متوسطهای سالانه باید با در نظر گرفتن تفاوت زمانی انجام شود.
یکی از پرسشهای اصلی در کنار رقم ۹۰ میلیون تومانی سبد معیشت این است که چه تعداد از خانوارهای ایرانی در ماه درآمدی معادل ۹۰ میلیون تومان یا بیشتر دارند. در حال حاضر، آمار رسمی و مستقیمی که بتواند درصد خانوارهای دارای چنین سطح درآمدی را مشخص کند، در گزارشهای عمومی مرکز آمار منتشر نشده است.
دادههای رسمی معمولاً اطلاعات مربوط به درآمد و هزینه خانوارها را در قالب میانگین، دهکهای درآمدی و منابع درآمدی ارائه میکنند و برای یک رقم مشخص مانند ۹۰ میلیون تومان، جدول عمومی و قابل استنادی وجود ندارد. به همین دلیل، اعلام یک درصد دقیق درباره تعداد خانوارهای دارای درآمد ماهانه ۹۰ میلیون تومان یا بیشتر، بدون دسترسی به دادههای خام توزیع درآمد، قابل اتکا نیست.
با این حال، مقایسه این رقم با متوسط درآمد خانوار شهری میتواند تصویری کلی از جایگاه درآمد ۹۰ میلیون تومانی ارائه دهد. این میزان درآمد ماهانه، بیش از سه برابر متوسط درآمد ماهانه خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ است. بنابراین نمیتوان ۹۰ میلیون تومان را یک سطح درآمدی معمول در میان خانوارهای ایرانی دانست و چنین درآمدی بیشتر در میان خانوارهای دهکهای بالاتر، صاحبان کسبوکارهای پردرآمد، برخی مشاغل آزاد موفق یا خانوارهای دارای درآمدهای سرمایهای دیده میشود؛ هرچند برای تعیین سهم دقیق این گروهها، آمار عمومی کافی وجود ندارد.
به بیان دیگر، ۹۰ میلیون تومان درآمد ماهانه در شرایطی رقم بالایی در مقایسه با متوسط درآمد خانوار محسوب میشود که همین رقم اکنون در برآورد سبد معیشت یک خانواده کارگری به عنوان هزینه زندگی مطرح شده است. این فاصله میان سطح درآمد و هزینه، یکی از نشانههای جدی فشار اقتصادی بر خانوارهایی است که درآمدشان متناسب با افزایش هزینههای ضروری رشد نکرده است.
افزایش فاصله میان دستمزد و سبد معیشت، بار دیگر موضوع نحوه تعیین مزد و ضرورت بازنگری در شیوه محاسبه دستمزدها را مطرح میکند. اگر هزینههای زندگی در فاصله چند ماه با چنین سرعتی افزایش پیدا کند، افزایش سالانه مزد به تنهایی نمیتواند تضمینی برای حفظ قدرت خرید خانوار باشد؛ بهویژه زمانی که رشد هزینههای ضروری از رشد درآمد جلو میزند.
در چنین شرایطی، مسئله فقط از دست رفتن امکان پسانداز یا کاهش هزینههای غیرضروری نیست. بخشی از خانوارهای کارگری ممکن است برای تأمین مخارج روزمره نیز با کسری روبهرو شوند و برای جبران آن سراغ درآمد دوم، اضافهکاری، وام یا قرض بروند و در صورت ادامه فشار، از برخی نیازهای خود صرفنظر کنند. برآورد ۹۰ میلیون تومانی سبد معیشت در کنار حقوق ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی، این فاصله را به زبان عدد نشان میدهد؛ فاصلهای که ادامه آن میتواند فشار بیشتری بر بودجه خانوارهای کارگری وارد کند.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، عیسی بابائی با اشاره به ظرفیت ارزشمند مساجد در حل مسائل اجتماعی اظهار کرد: مسجد از دیرباز محور همدلی، مواسات و دستگیری از نیازمندان بوده و امروز مراکز نیکوکاری مسجدمحور کمیته امداد، این نقش را با رویکردی سازمانیافته و مردمی دنبال میکنند.
وی افزود: در حال حاضر ۱۹۳ مرکز نیکوکاری فعال در سطح استان گلستان در زمینههای مختلف خدمترسانی میکنند و این مراکز طی سال گذشته در مجموع ۷۷۳ میلیارد تومان درآمد و کمک مردمی داشتهاند که برای رفع نیازهای جامعه هدف در بخشهای مختلف هزینه شده است.
بابائی ادامه داد: این مراکز در حوزههایی همچون تأمین مسکن، کمکهای معیشتی، خدمات درمانی، تأمین لوازم ضروری زندگی، تهیه جهیزیه و سایر نیازهای خانوادههای نیازمند فعالیت دارند و بخش قابل توجهی از این خدمات با مشارکت خیران و مردم نیکوکار محلات انجام میشود.
مدیرکل کمیته امداد استان گلستان با بیان اینکه ۴۲ مرکز نیکوکاری در مساجد استان مستقر هستند، گفت: از این تعداد، ۳۳ مرکز در مناطق شهری و ۹ مرکز در مناطق روستایی فعالیت دارند. همچنین یک مرکز نیکوکاری تخصصی مسجدمحور نیز در حوزه بهداشت و درمان خدمات ارائه میکند.
وی خاطرنشان کرد: توسعه مراکز نیکوکاری مسجدمحور، زمینه را برای شناسایی دقیقتر نیازمندان، بهرهگیری از ظرفیت خیران هر محله و هدایت هدفمند کمکهای مردمی فراهم میکند.
بابائی در پایان تصریح کرد: مسجد تنها محل عبادت نیست؛ بلکه میتواند پایگاه حل مسائل مردم و سنگر خدمت به نیازمندان باشد و کمیته امداد از توسعه و تقویت مراکز نیکوکاری مسجدمحور با هدف مردمیتر شدن خدمترسانی به محرومان حمایت میکند.
بازار کسب و کار- سرویس اجتماعی: چند سالی میشود که بافت قدیمی و فرسوده دور میدان شهرداری گرگان که دارای قدمت تاریخی نیز هست از ایمنی بالایی برخودار نبوده و نوسازی نشده است.
این آتشسوزی که هنوز ابعاد شروع آن در دست بررسی است در کمتر از نیم ساعت چنان شعلهور شد که شاید با دیدن فیلمهای آن کمتر فردی باور کند که این فقط بخشی از بافت قدیمی میدان شهرداری بوده و بسیاری خارج از گرگان بر این باور بودند که گویی نیمی از یک شهر در حال سوختن است.
اگر چه از همان ساعات اولیه شروع آتشسوزی دو خودرو آتشنشانی در محل حاضر شدند، اما شعلهور شدن آتش به صورت ناگهانی و کمتر از چند دقیقه امکان مهار را از آنها گرفت و برای اطفای حرق و جلوگیری از گسترش مجدد آتش سه تا ۴ خودرو آتش نشان دیگر به این محل اعزام شدند، اما وسعت و سرکشی آتش به حدی بود که آب پاشها حریف آن نمیشدند تا اینکه بعد از تلاش فراوان آتش نشانها و مصدومیت جزئی دو آتشنشان در این ماموریت زبانههای سرکش آتش مهار شد و فرو نشست.
در این بین دیدن کاسبانی با چهرههایی نگران و چشمانی اشکبار که زندگیشان جلو چشمانشان میسوخت و مادرانی که بر سر خود میزند که زندگی فرزندانشان را آتش بلعیده و التماس برای خاموش کردن آن قلب هر بینندهای را به در میآورد.
آتش مهار شد و تلی از دود، سیاهی و خاکستر بجا ماند اما آنچه که در این بین اهمیت موضوع و هشدار آن را به مسئولان حوزه شهری دو چندان میکند این است که چرا وقتی بافتهای ناایمن و قدیمی دیگر امکان کارایی را برای کاسبی نداشته و خطر آفرین هستند، مدام مجوز دریافت میکنند.
طبقات فوقانی هر دو پانزده متری مهر آئین قدیمی و ناایمن و خطر آفرین است اما سال ها است نسبت به بازسازی اصولی آنها اقدامی صورت نگرفته است.
اسفند ماه سال گذشته نیز یک مورد آتشسوزی در مرکز اصناف استان به وقوع پیوست که اگر چه به سرعت مهار شد اما خساراتی را بجای گذاشت. آتشسوزی مهیب شب گذشته اما خسارات بسیار سنگینتری را بر دوش کاسبان و حتی مجموعه شهرداری گذاشته است و بازسازی مجدد این حجم از خسارت در شرایط فعلی اقتصادی، بدون شک زمانبر خواهد بود.
چندی پیش اداره کل بازرسی استان نیز نسبت به ایجاد وقوع برخی اتفاقات از جمله آتش سوزی ساختمانهای قدیمی و فرسوده اخطار داده و مکاتبهای را انجام داده بود. این دستگاه نظارتی طی مکاتبهای با مدیرکل راه و شهرسازی و شهرداران استان، بر ضرورت شناسایی بناهای پرخطر، ارزیابی وضعیت ایمنی آنها و اتخاذ اقدامات مؤثر برای رفع خطر تأکید کرده بود.
در این هشدار، بازرسی کل استان خواستار شناسایی ساختمانهای ناایمن و فرسوده، بهویژه بناهای واقع در محدودههای پرتردد و مراکز تجاری شده و بر پایش مستمر وضعیت ایمنی این بناها تأکید کرده بود.
بر اساس گزارشهای منتشرشده این حادثه، از یک واحد تجاری آغاز شد و به دلیل آنکه بخش زیادی از این سازه ها از نی و چوب ساخته شده به سرعت شدت گرفته و در این بین وجود کابلهای برق فشار قوی و اسپیلتهای نصب شده موجب شدت حریق شد.
از سوی دیگر ترافیکهای خیابانهای منتهی به میدان (وحدت ) شهرداری گرگان در ساعت19:۳۰ غروب و فقدان امکانات این ماشینها و آتش نشانها از جمله نردبانهای هیدرولیکی و آبپاشهای فشار قوی با پمپاز متراژ بالا موجب شد تا مهار آتش با وسعتی که داشت زمانبر شود.
اکنون با توجه به رخ داد این اتفاق تلخ هشدار قبلی بازرسی کل استان و وقوع این حادثه، شناسایی بناهای پرخطر، اولویتبندی ساختمانهای ناایمن و اجرای اقدامات فوری برای رفع خطر، بیش از گذشته ضرورت دارد. هشداری که شاید اگر جدی گرفته میشد امروز با این وضعیت اسفبار در شریط اقتصادی سخت روبرو نمیشدیم.
شاید یکی دیگر از دلایل تراکم کاسبان در این مجوعه های ناایمن و قدیمی را در شرایط فعلی، افزایش اجاره بها دانست که موجب شده بسیاری از مشاغل بخش خصوصی به مکانهای قدیمیتر کوچ کنند.
اگر چه تا این لحظه اطلاعات تکمیلی در رابطه با علت وقوع این آتشسوزی به رسانهها اعلام شده و بیشتر بر اساس گمانه زنیها در فضای مجازی اظهار نظر میشود، اما باید دید چرا و به چه علت وقتی اخطاری از سوی دستگاههای مراجع نظارتی برای نظارت و یا تعطیلی این مکانها به دستگاه مربوطه ارسال میشود به راحتی از کنار آن گذشته و به آن توجهی نمیکنند و حتی مورد پرسش و پاسخ هم قرار نمیگیرند.
اگر بخواهیم از منظر دیگری بر این مساله تلخ نگاهی بیاندازیم باید به این مهم اشاره کنیم که با وجود موکبهای بسیاری زیاد در میدان شهرداری و تجمعات شبانه مردم با حضور کودکان، چنانچه در ساعات برگزاری مراسم رخ میداد به واقع شاید شاهد اتفاقی بسیار تلخ تر از این صحنهها بودیم . چرا که هم امدادرسانی و خاموش کردن آتش در این شرایط با وجود جمعیت سختتر میشود و هم مردم دچار هراس بسیار زیادی میشدند.
از سوی دیگر پیگیری ماشینها و تجهیزات جدیدتر برای آتشنشانهایی که در آن دمای بالا و آتشهای شعله ور جان بر کف برای مهار آن تلاش میکردند، از دیگر ضروریاتی است که باید با جدیت پیگیری شود تا دیگر نه شاهد وقوع این حوادث تلخ باشیم و نه کمبود امکانات برای مهار آن.
بر اساس اخبار منتشر شده در شب حادثه تعداد ۲۰ مغازه دچار خسارت و حریق شدند . به گفته رئیس سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی شهرداری گرگان، حدود ساعت ۱۹:۳۰ دوشنبه ۲۶ مرداد گزارش وقوع آتشسوزی در محدوده میدان شهرداری به آتشنشانی اعلام شد و دو ایستگاه بلافاصله در محل حادثه حضور پیدا کردند.
شهرام شاکری با بیان اینکه با توجه به گستردگی حریق، درخواست امداد شد و سایر ایستگاههای آتشنشانی نیز به محل اعزام شدند، افزود: همچنین نیروهای پشتیبان و خودروهای آبرسان شهرداری و فضای سبز برای تأمین آب و پشتیبانی عملیات در محل حضور یافتند.
رئیس سازمان آتشنشانی گرگان با بیان اینکه عملیات مهار حریق حدود دو ساعت طول کشید، گفت: آتشسوزی مهار شده و از گسترش بیشتر حریق جلوگیری شده است.
شاکری ادامه داد: برآوردهای اولیه نشان میدهد حدود ۲۰ تا ۳۰ واحد صنفی درگیر این آتشسوزی شدهاند و در حال حاضر شش ایستگاه آتشنشانی بهصورت کامل در عملیات حضور دارند.
وی تأکید کرد: با توجه به حضور همزمان بخش قابل توجهی از ظرفیت آتشنشانی شهر در این حادثه، نیروها و تجهیزات امدادی با تمام توان در حال مدیریت شرایطند تا در صورت وقوع حادثه احتمالی در نقاط دیگر شهر نیز امکان امدادرسانی فراهم باشد.
رئیس سازمان آتشنشانی گرگان در پایان یادآور شد: علت دقیق وقوع آتشسوزی و میزان خسارت وارده پس از بررسیهای کارشناسی اعلام خواهد شد.
یک آتشنشان به دلیل استنشاق دود مصدوم و روانه بیمارستان شد
شهردار گرگان با اشاره به مهار آتشسوزی در ساختمانهای اطراف میدان شهرداری گفت: این حادثه خوشبختانه تلفات جانی نداشت و تنها یکی از نیروهای آتشنشانی به دلیل استنشاق دود هنگام عملیات اطفای حریق، مصدوم و برای مداوا به بیمارستان منتقل شد.
مجید طاهری در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: آتشسوزی در ساختمانهای اطراف میدان شهرداری و در نزدیکی محل تجمع شبانه مردم رخ داد که با حضور سریع و تلاش نیروهای سازمان آتشنشانی، حریق مهار شده و هماکنون عملیات لکهگیری در حال انجام است.
وی با قدردانی از تلاش نیروهای آتشنشانی افزود: همکاران ما برای مهار آتش وارد ساختمان شدند و یکی از نیروهای شریف آتشنشانی در جریان عملیات، بر اثر دودگرفتگی دچار مصدومیت شد که برای درمان به بیمارستان انتقال یافت.
شهردار گرگان همچنین از حضور و همکاری دستگاههای خدماترسان و انتظامی در مدیریت این حادثه قدردانی کرد و گفت: پلیس، بسیج و سپاه، فرماندار، استاندار، دادستان و رئیس کل دادگستری استان در محل حادثه حضور داشتند و در مدیریت شرایط همکاری کردند.
طاهری با اشاره به قدمت ساختمانهای محدوده میدان شهرداری بیان کرد: این ساختمانها به دلیل قدمت و نوع مصالح و سازههای بهکار رفته، در برابر حوادثی مانند آتشسوزی آسیبپذیر هستند و پیش از این نیز در سالهای گذشته حادثه مشابهی در محدوده چهارراه میدان رخ داده بود؛ بنابراین توجه جدیتر به موضوع ایمنی این بناها ضروری است.
وی ادامه داد: ساختمانی که دچار حریق شده، از شهرداری پروانه تجدید بنا دریافت کرده بود و قرار بود بخشی از آن تجدید بنا شود که تلاش میکنیم این روند با سرعت بیشتری انجام شود.
شهردار گرگان درباره علت وقوع آتشسوزی نیز گفت: علت حادثه هنوز مشخص نیست و در حال بررسی است، اما با توجه به شرایط و قدمت بنا، احتمال ناایمن بودن ساختمان مطرح است و پس از انجام بررسیهای کارشناسی، علت دقیق حادثه اعلام خواهد شد.
شواهدی مبنی بر عمدی بودن تا کنون مشاهده نشده است
رئیس کل دادگستری گلستان با تشریح نتایج تحقیقات اولیه درباره آتشسوزی گسترده در گرگان گفت: بررسیهای انجامشده تاکنون هیچگونه شواهدی مبنی بر عمدی بودن این حادثه نشان نداده است.
حیدر آسیابی شامگاه دوشنبه در گفتگو با خبرنگاران از ادامه بررسیهای قضایی و کارشناسی درباره آتشسوزی گسترده در یکی از محدودههای تجاری گرگان خبر داد و گفت: بر اساس تحقیقات اولیه، حریق از یکی از مغازهها آغاز شده و بهتدریج به مغازههای مجاور سرایت کرده است.
وی افزود: بررسیهای اولیه درباره چگونگی وقوع این حادثه انجام شده و در حال حاضر شواهدی که نشاندهنده عمدی بودن آتشسوزی باشد، به دست نیامده است.
وی ادامه داد: با توجه به گستردگی حریق، بررسیهای کارشناسی برای مشخص شدن منشأ و علت اصلی وقوع آتشسوزی همچنان ادامه دارد و نمیتوان پیش از تکمیل این بررسیها درباره علت قطعی حادثه اظهارنظر کرد.
رئیس کل دادگستری گلستان تأکید کرد: نتیجه نهایی پس از انجام بررسیهای تخصصی و کارشناسی اعلام خواهد شد و هرگونه اظهار نظر درباره علت حادثه باید بر اساس نتایج رسمی کارشناسی صورت گیرد.
به نظر میرسد شهرداری و مدیران مسئول حوزه شهری از جمله فرماندار گرگان و دستگاه قضا به مراتب باید از این پس با حساسیت ویژهای در رابطه با بازسازی همه بناهای قدیمی و ناایمن شهر بخصوص آنها که دارای بالاترین میزان تردد و سکونت قرار دارند، ورود کنند.
اگر چه بررسی ابعاد این حادثه با جدیت در دستور کار مسئولان قرار گرفته است اما نکته مهم اینجا است که با توجه به اخطارهای سازمان بازرسی، چنانچه این مساله جدی گرفته نشود بدون شک پایه گذار آتشسوزیهای دیگری با توجه به نصب تجهیزات در این ساختمانها خواهد شد.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، محمد جعفری از هدفگذاری برای افزایش فضاهای ورزشی و بهداشتی مدارس، تجهیز ۷۲ هزار مدرسه و اجرای برنامههای متنوع ورزشی برای داشتن مهرماه آرام و بانشاط خبر داد و گفت: الگو، مدل و برنامهای که در بسته چندرسانهای ارائه شده، کلیت اجرای برنامههای حوزه تربیت بدنی و سلامت را برای داشتن یک مهر آرام، بانشاط و بیدغدغه معرفی میکند.
وی با بیان اینکه ارتقای سرانه فضاهای ورزشی به عنوان یکی از مؤلفهها و شاخصهای اصلی اجرای درس تربیت بدنی و فعالیتهای ورزشی، در برنامه هفتم تکلیف شده است تا سرانه فضای ورزشی آموزش و پرورش تا پایان برنامه هفتم به یک مترمربع برسد افزود: با حمایت وزیر آموزش و پرورش و مشارکت استانها، شهرستانها و مناطق، سال گذشته ۲ هزار و ۸۶۲ فضای ورزشی به فضاهای ورزشی کشور اضافه شد و اکنون ۱۲ هزار و ۶۶ فضای ورزشی در اختیار مدارس قرار دارد.
جعفری با بیان اینکه میانگین سرانه فضای ورزشی کشور اکنون ۴۸ صدم مترمربع است و برای امسال نیز احداث و ایجاد ۳ هزار فضای ورزشی و ۲ هزار و ۳۷۴ فضای بهداشتی هدفگذاری شده است، یکی دیگر از مؤلفهها و شاخصهای اصلی برنامههای ورزشی و سلامتمحور را تجهیزات ورزشی و بهداشتی دانست و گفت: در تفاهمنامهای که با ادارات کل آموزش و پرورش استانها داشتیم، از استانها خواستیم با مناطق و مناطق نیز با مدارس تفاهمنامه داشته باشند و نیازسنجیها انجام شده است.
وی با بیان اینکه ۷۲ هزار مدرسه در نیمه دوم شهریورماه با ارسال کاروان تجهیزات ورزشی و بهداشتی، از این تجهیزات بهرهمند خواهند شد ادامه داد: شبکه ملی یادگیری منابع انسانی با عنوان «شمیم» بههمآموزی، ازهمآموزی و باهمآموزی، فعالیتهای بزرگی را برای معلمان، مدیران، کارکنان و دانشآموزان آغاز کرده است در تفاهمنامههای انجامشده با استانها، موضوع منابع انسانی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
جعفری با بیان اینکه برنامه میدان پویا برای اجرا و ارزشیابی درس تربیت بدنی است گفت: این طرح از مهرماه برای داشتن یک مهر بانشاط آغاز خواهد شد.
جعفری با بیان اینکه المپیادهای ورزشی درونمدرسهای نیز ابتدا به صورت بینکلاسی و سپس در سطح مدارس، منطقهای، استانی و کشوری برگزار خواهد شد افزود: در حال حاضر هشت رشته ورزشی با مجوز مربوطه، از دو روز دیگر در شش منطقه کشور به صورت منطقهای آغاز خواهد شد.
وی اظهار کرد: وزارت ورزش، وزارت بهداشت، وزارت کشور، سازمان حفاظت محیط زیست، جمعیت هلال احمر، شهرداریها، فدراسیونها و کمیته ملی المپیک باید در ستاد، استانها و شهرستانها در این زمینه مشارکت داشته باشند تا بتوان برای شادابی و نشاط دانشآموزان گام مؤثری برداشت.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: خبرنگاران گلستانی امسال و پس از سالها دوری از برگزاری مراسمهای خاص روز خبرنگار شب گذشته در اقدامی بیسابقه از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با برگزاری مراسم باشکوهی که در حقیقت رنگین کمانی از صمیمت اصحاب رسانه و مدیران دولتی بود، مورد تقدیر و اکرام قرار گرفتند.
امسال نوع اجرای برنامههای روز خبرنگار که مورد استقبال و تایید جامعه خبری قرار گرفته به یکی از ماندگار ترین برنامهها در طی سالهای اخیر تبدیل شده است چرا که شی قبل از برگزاری این برنامه نیز شهرداری و شورای شهر گرگان نیز تقدیری بسیار عالی از خبرنگاران و رسانههای استان به عمل آورد.
این مساله تا به آنجا از اهمیت ویژهای برخودار است که انعکاس آن در فضای مجازی و رسانههای برخط نه فقط شان و جایگاه مدیران استان را در حفظ کرامت خبرنگاران افزایش میدهد که میتواند به الگویی برای سایر استانها برای اجرای برنامه های این روز به یاد ماندنی تبدیل شود.
این همنشیتی صمیمی که با حضور خبرنگاران، رسانهها، استاندار، مدیران ارشد استان و روابط عمومیها برگزار شد امکان گپ و گفتگوهای صیمی را برای خبرنگاران با مدیران در فضایی مفرح با اجرای برنامههای شاد فراهم آورد .
استاندار گلستان در این مراسم ضمت گرامیداشت این روز و تقدیر از دستاورها و زحمات این قشر با بیان اینکه خبرنگاران چشم بینای مدیران برای رساندن مشکلات به انها هستند، اظهار کرد: خبرنگاران رکن چهارم حکمرانی هستند و با روایت دقیق رویدادها، زمینه آگاهی مردم و ارتباط موثر میان جامعه و مسوولان را فراهم میکنند.
علی اصغر طهماسبی بیان کرد: ۱۷ مرداد یک نماد برای پاسداشت مقام خبرنگار است و فعالیت و تلاش اصحاب رسانه به یک روز محدود نمیشود چراکه خبرنگاران در طول سال و به صورت شبانهروزی در عرصه خبررسانی و آگاهیبخشی جامعه حضور دارند.
وی افزود: متاسفانه گرههای زیادی همچنان در شغل خبرنگاری وجود دارد که مرتبط به یک دولت و دو دولت نیست و تمامی دولتها در سنوات گذشته نتوانستند بخشی از مطالبات به حق خبرنگاران را برای آنها انجام دهند.
طهماسبی گفت: ما در دولت چهاردهم بر این هستیم که برخی از نظام مسایل خبرنگاران گلستان را بخصوص در حوزه مسکن برطرف کنیم.
وی با بیان اینکه قصد دشمن در جریان جنگ جدید تفرقه افکنی بود، اظهار کرد: در شرایطی که مردم مبعوثشده برای حمایت از کشور و نظام در میدان حضور دارند این خبرنگاران هستند که حضور، مطالبات و حماسهآفرینی مردم را به تصویر میکشند و آنچه در قاب رسانه دیده میشود حاصل نگاه، هنر و تلاش آنان است.
اداره کل فرهنگ و ارشاد گلستان شب گذشته در اقدامی نمادین و پر افتخار با برگزای مراسم باشکوهی پاسداشت روز خبرنگار برای اصحاب رسانه سنگ تمام گذاشت.
استاندار گلستان با اشاره به اقدامات انجامشده برای حمایت تسهیلاتی از خبرنگاران تصریح کرد: در حوزه وام و تسهیلات نیز گامهایی برداشته شده و امیدواریم با پیگیریهای انجامشده، زمینه حمایت بیشتر از خبرنگاران و فعالان رسانهای فراهم شود.
وی همچنین با اشاره به برگزاری اجلاسیه چهار هزار شهید گلستان خاطرنشان کرد: در فراخوان رسانهای این اجلاسیه، بیش از ۸۵۰ نفر از خبرنگاران و فعالان رسانهای مشارکت کردند که این میزان حضور، بیانگر ظرفیت بالای جامعه رسانهای استان و علاقهمندی اصحاب رسانه به ترویج فرهنگ ایثار و شهادت است.
استاندار گلستان افزود: پس از بررسی پیشنهادها، ۵۰ شعار به مرحله نهایی راه یافت و در نهایت شعار «گلستان همنفس در وحدت، همقدم تا شهادت» به عنوان شعار دومین کنگره چهار هزار شهید استان گلستان انتخاب شد.
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان نیز در این مراسم اظهار کرد: تلاشهای اصحاب رسانه موجب شد اخبار و واقعیتهای مربوط به این ایام به نقاط مختلف استان منتقل شود و مردم با آگاهی بیشتری شرایط کشور را دنبال کنند. این نقشآفرینی رسانهای شایسته قدردانی است.
احمد گلچین بیان کرد: نقش رسانههای استان در ایان جنگ تحمیلی اخیر، پوشش اخبار جنگ ، تجمعات شبانه مردم در میادین و همچنین تشییع رهبری مثال زدنی و بینظیر بود.
اداره کل فرهنگ و ارشاد گلستان شب گذشته در اقدامی نمادین و پر افتخار با برگزای مراسم باشکوهی پاسداشت روز خبرنگار برای اصحاب رسانه سنگ تمام گذاشت.
وی به رویکرد مدیریت استان برای جذب سرمایهگذاری و شتاببخشی به توسعه گلستان گفت: از خبرنگاران درخواست کردیم با انتخاب شعار خبرنگاران، همراهان توسعه گلستان، در مسیر جدید توسعه استان در کنار مسوولان قرار بگیرند و ظرفیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گلستان را به درستی معرفی کنند.
گلچین ادامه داد: گلستان ظرفیتهایی دارد که بسیاری از استانهای کشور از آن برخوردار نیستند و تنوع قومی، فرهنگی و اجتماعی یکی از مهمترین مزیتهای این استان به شمار میرود. خبرنگاران میتوانند با پرداختن هدفمند به این ظرفیتها، زمینه معرفی بهتر گلستان و جذب سرمایهگذاران را فراهم کنند.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: هر ساله هفته بزرگداشت روز خبرنگار با برنامههای متعددی آغاز میشود و هریک از دستگاههای اجرائی بنا به موقعیت و بودجه خود برای تقدیر از فعالان این عرصه اقدام به برگزاری جلسات و برنامههای متعددی می کنند.
امسال و در حالی که شرایط جنگی بر کشور حاکم و مشکلات بودجهای بر بسیاری از دستگاههای اجرائی سایه افکنده بود بسیاری از آنها یا از مراسم تقدیر کنارهگیری کردند و یا جای آن را به بازدید از چند رسانه و خبرگزاری تغییر دادند.
در همین احوال امسال شهرداری و شورای شهر گرگان با برنامهریزی مسنجم مراسمی شایسته در شان خبرنگاران گلستانی برگزار کردند که نسبت به برنامههای سال گذشته از کیفیت بسیار بالایی برخوردار بود.
در این بین مساله حائز اهمیت آن است که چنانچه مدیر یک دستگاه اجرایی در بدنه اداری و بخصوص روابط عمومی دارای نیروهای فعال، برنامهریز و مدبر با بودجه کافی باشد، بدون شک مدل مدیریتی خود را در جایگاهی که قرار گرفته بر همگان عیان میکند.
مجید طاهری، شهردار گرگان با گذشت یکسال و اندی از زمان مدیریت خود بر این نهاد توانسته تغییرات عمدهای در این دستگاه خدمت رسان نه فقط در بهسازی و بهبود فضای شهری و برخی اقدمات عمرانی ایجاد کند، بلکه توانسته شان و جایگاه مدل شهرداری را در حوزه ارتباط آسان شهروندان با شهردار و حضور میدانی برای رفع چالشهای شهری بخصوص در مناطق کمبرخودار تغییر دهد.
حضور سنگدوینی نماینده مردم گرگان وآقلا در مجلس، اعضای شورای شهر و شهردار در این جمع صمیمی و برگزاری برنامههای مفرح امکان گپ و گفتگوی دوستانه بین رسانهها و مسئولان را به جمع حاضر در فضایی دوستانه فراهم آورده بود.
از مهمترین نکات برگزاری این مراسم اطلاع رسانی آن به تمامی دستگاههای اجرایی و حتی شهرداریها و شوراهای شهر استان است که در پاسداشت هفته خبرنگار پس از یکسال طولانی اطلاعرسانی اصحاب رسانه از آنها تقدیری شایسته بعمل بیاورند و کمی از سختیهای حرفه خبرنگاری با وجود شرایط سخت اقتصادی بکاهند.
بدون شک برنامه امسال شهرداری و شورای شهر گرگان در پاسداشت از مقام خبرنگاران قابل ستایش و قدرانی است و باشد که الگویی برای تمامی مدیران گلستانی در راستای حمایت و ارزشگذاری برای این قشر زحمتکش به عنوان مشاغل سخت و زیان آور هم شناخته میشوند، قرار گیرد.
گفتنی است در پایان این مراسم علاوه بر تقدیر از تمامی خبرنگاران گلستانی از چند پیشکسوت روزنامهنگار و خبرنگاران فقید استان که به رحمت ایزدی رفته و امسال در این جمع حضور نداشتند تقدیر ویژه بعمل آمد.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: ۱۵ اردیبهشت برای «لنج صیادی شاهین ۲» در اسکله صیادی «کنارک» سیستان و بلوچستان، مانند هر روز دیگری که عازم دریا بود، شروع شد. قرار بود همراه با شش لنج دیگر راهی اقیانوس شود تا تورهای ماهیگیری را بگستراند و دستپر، دوباره به کنارک برگردد. هر صیاد خرج بیش از یک خانواده را میدهد و همین بود که صیادان در روزهای جنگ هم باید رهسپار دریا میشدند. اما دریا آن روزها رازآلود و خطرناک بود. شاهین ۲ تا همین حالا هم به ساحل برنگشته و سرنوشت ۱۷ جاشو و ناخدایش در هالهای از ابهام مانده است. هیچکس نمیداند چه بر سر آنها آمده است. فقط همین را میدانیم که لنجهای دیگر، اصابت موشکهای امریکایی به کشتیای در نزدیکی شاهین ۲ را دیدهاند. پس از آن دیگر هیچکس این لنج را ندید. چند ماه پیش از آن هم، در روزهای نخست جنگ ۴۰ روزه، «اسلامی ۲» لنجی بود که در دریا مورد اصابت پرتابههایی قرار گرفت که معلوم نیست موشک بود یا پهپاد. با این حال، شش نفر از صیادان در همان دریا جان باختند و مابقی پس از سه روز بلاتکلیفی در دریا، با کمک یک ناو نظامی هندی به عمان منتقل شدند و بعد از ۷۰ روز به خانه بازگشتند. مسئولان هنوز جزئیات اصابت پرتابه به «اسلامی ۲» را تأیید نکردهاند. درباره شاهین ۲ نیز، با وجود گزارشهای محلی و لنجهایی که به دریا رفتوآمد کردهاند، هنوز هیچ مقام رسمی گزارشی از اصابت موشک به این شناور صیادی ارائه نکرده است. حالا خانوادهها میگویند منتظریم تا پدران و همسرانمان به خانه برگردند. شاید آنها هم مانند صیادهای لنج اسلامی ۲، جایی اسیر باشند.
ناخدا «حمید بلوچ»، «مهران بلوچ»، «مهران رنجبر»، «اقبال گنگذاری»، «اسماعیل بکرای»، «عادل، فرید و محمد رزمی»، «عبدالله روزافزا»، «رضا پیرایش»، «محمد رئیسی»، «جاسم، مهرزاد و حامد دهانی» و «مرادبخش نوحانی» نام ۱۷ صیادی است که روی لنج «شاهین ۲» در «کنارک» سیستان و بلوچستان کار میکنند و مانند همه صیادان این منطقه، وقت صید دل به دریا میزنند و تا آبهای آزاد پیش میروند. بامداد ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ اما سرنوشت برای ناخدا حمید و ۱۶ جاشو و صیاد لنجش، اتفاقی عجیب رقم زد. از آن روز تا امروز، خبری از آنها نیست.
ناپدید شدن از رادار
ساجد، مالک اصلی و پدر ناخدا «حمید» است: «لنج شاهین ۲ روز ۱۵ اردیبهشت از بندر کنارک عازم آبهای آزاد میشود. کنارک یک شهر صیادی است و اکثریت مردان صیاد هستند. صیدگاه آنها در اقیانوس هند است. شاهین ۲ هنگام حرکت ۱۷ سرنشین داشت که یک نفر آنها پاکستانی و بقیه ایرانی بودند. آنها بههمراه شش لنج دیگر عازم شده بودند. لنجهای همراه میگویند که بامداد ۱۷ اردیبهشت حوالی ساعت ۱۲:۳۰ تا یک بامداد، در ۸۰ مایلی سواحل عمان، بهطور ناگهانی شاهین ۲ از صفحه ناوبری و ردیابی آنها ناپدید میشود و کمی بعد یک بالگرد امریکایی را میبینند که سعی در متفرق کردن این گروه لنجها دارد. تا الان نیز هیچ خبری از شاهین ۲ نداریم. خانوادههای خدمه این لنج بسیار نگران عزیزانشان هستند و از مسئولان توقع دارند که بهجای گمانهزنی، واقعیت ماجرا را کشف کنند و به اطلاع آنها برسانند.»
ساجد توضیح میدهد: «ما در نامهای که به سفارت عمان ارسال کردیم، درخواست بررسی موضوع را کردهایم اما آنها میگویند در اطراف عمان کسی چنین اتفاقی را گزارش نکرده است. در صورتی که در اوایل جنگ چهلروزه، در آخرین روزهای سال ۱۴۰۴، حادثه مشابهی برای یک لنج (اسلامی ۲) رخ داد و همان زمان هم به نامه مشابهی که ارسال شده بود، همین جواب را دادند. در صورتی که تعدادی از خدمهای که زنده مانده بودند در اختیار کشور عمان بودند و به ایران بازگردانده شدند. به همین خاطر، خانوادههای خدمه شاهین ۲ نیز انتظار پیگیری بیشتر دارند تا وضعیت عزیزانشان مشخص شود. این ۱۷ نفر نانآور خانوادهشان هستند و هر کدامشان را که پیگیری کنید، میبینید که از خانوادهای کمدرآمد هستند و نبودن آنها باعث فشار زیادی به خانوادههایشان میشود. مثلاً سه برادر از یک خانواده و سه برادر از خانوادهای دیگر در همین لنج بودهاند. یعنی مردان نانآور دو خانواده در همین لنج بودهاند که وضعیتشان مشخص نیست.»
یکی از دریانوردان این لنج نوجوانی ۱۷ ساله است که چون پدرش را قبلاً از دست داده، برای تأمین مخارج خانواده مجبور به کار روی لنج شده است. بقیه نیز در سنین بین ۲۶ تا ۳۲ سال هستند. مسنترین آنها که آشپز لنج است، حدوداً ۴۰ ساله است.
شایعهٔ هدفقرارگرفتن مستقیم لنج
«رحیم» یکی از صیادان کنارکی است که با لنج برادرش، «ناخدا منصور»، دو هفته پس از این حادثه، درست به نقطهای میرسند که لنج شاهین ۲ از صفحه رادار محو شد: «لنجهای دیگر آن زمان در دریا به ما خبر دادند که شاهین ۲ مورد حمله ناوهای امریکایی قرار گرفته است. این ماجرا پس از شروع محاصره دریایی بود. گویا ناو امریکایی به یک کشتی تجاری هشدار میدهد که متوقف شود، اما کشتی از موقعیت خودش خارج میشود. شاهین ۲ هم در نزدیکی کشتی قرار داشته است. لنجهای اطراف، انفجار کشتی را دیدهاند. ناخداها اینجا مختصات دقیق را هم میدانند. این اتفاق نزدیکی خط استوا افتاده است.»
رحیم تعریف میکند که در شهر کنارک هم قبلاً شایع شده بود که شاهین ۲ هدف حمله مستقیم قرار گرفته است. این حرفها همه از دریا میآید و ملوانهایی که میآیند تعریف میکنند: «ما ابتدا گفتیم شایعه است. اما وقتی رفتیم دریا، مطمئن شدیم. گویا کشتیها با سیستم AIS در دریا تماسهایی با ناوهای امریکا داشتهاند. در خط استوا بودیم که به ما خبر دادند که حتماً مورد اصابت قرار گرفته است. لنجهایی که سِنگار (دو یا چند لنج که در کنار هم حرکت میکنند) هم بودند، گفتند ما دیدیم که این لنج منفجر شد. البته همه اینها را ما شنیدهایم، ولی با چشم ندیدهایم چه اتفاقی افتاده است. اما دقیقاً این را گفتند: لنج منفجر شده است.»
AIS یک سیستم فرستنده ـ گیرنده است که هویت، موقعیت و سایر اطلاعات حیاتی کشتی را منتقل میکند و میتواند برای کمک به ناوبری، بهبود ایمنی دریایی و ردیابی شناورها برای مدیریت ناوگان یا اجرای قانون دریایی استفاده شود.
هیچکس هنوز نمیداند چه بر سر صیادها آمده است. هیچ مسئولی پاسخ دقیقی نمیدهد. حالا نهفقط ۱۷ صیاد مفقود شدهاند، بلکه خانوادههای آنان نیز شرایط بحرانی را تجربه میکنند؛ شرایطی که در روزها و شبهای زیر بمباران، اوضاع را وخیمتر هم کرده بود. برخی از این خانوادهها بیش از یک فرزند در لنج داشتند. برخی از این صیادها، نان بیش از یک خانواده را میدادند.
«همهچیز را نسیه میخریم»
«نادیه» همسر «اقبال گنگذاری» است: «فقط میدانیم که بیسیم قطع شده است و دیگر خبری از صیادها نیست. هیچ مسئولی پیگیری نکرد. برای همین ما از هیچچیز خبر نداریم. فقط صیادهای دیگر در لنجهای دیگر گفتند که دو بالگرد امریکایی آمدند بالای لنج و از همان زمان صدا قطع شد. این را لنجهای دیگر تعریف کردهاند. این لنجها بعد از ۷۰ روز آمدند و به ما گفتند که آخرین بار «شاهین ۲» با بالگردهای امریکایی دیده شده است.»
نادیه و اقبال سه فرزند دارند: طهورا ۱۱ ساله، صدف ۷ ساله و تارای ۴ ساله. سه فرزند پدری که خودش متولد ۱۳۷۹ است: «در این مدتی که اقبال نیست، ما همهچیز را نسیه از مغازهها تهیه میکنیم. اقبال سرپرست دو خانواده بود. مسئول زندگی پدر و مادرش هم بود. الان هیچکدام دیگر کسی را نداریم تا نانآورمان باشد. منتظر هستیم تا اقبال بیاید و بتوانیم پولشان را بدهیم. خانم، برای ما پیگیر باشید. ما از شما انتظار داریم. ما فکر میکنیم اقبال و همکارانش اسیر هستند. ما فکر میکنیم امریکا اینها را اسیر کرده و به یکی از کشورهای عربی برده است.»
«جمیله» خواهر اقبال است. او میگوید: «اقبال چهار خواهر دارد و خودش همین یک پسر است. پدرم پیر است. سه ماه است این اتفاق افتاده است، اما کسی جز پدر ناخدا موضوع را پیگیری نمیکند.»
«عبدالله» پسر «مرادبخش نوحانی» است؛ پسری که حالا در نبود پدر تلاش میکند تا خانواده را اداره کند: «ما شش بچهایم؛ سهیلا، عبدالله، داوود، رحمتالله، بیتالله، نصرالله. سهیلا که فرزند اول پدرم است، ازدواج کرده و با ما زندگی نمیکند. من بزرگترین پسر مراد هستم که ۱۵ سال دارم. برادرهایم از من کوچکتر هستند.»
عبدالله میگوید که در نبود پدر باید به کارها و امور خانه رسیدگی کند، اما جایی برای کار کردن ندارد تا بتواند گرهای از مشکلات مالی خانواده در این چند ماه باز کند: «ما ساکن باهوکلات هستیم. من در دشتیاری (نزدیکترین شهر به باهوکلات) خیلی به شرکتها یا جاهایی که میشود کار کرد، سر میزنم، اما شرکتها به من کار نمیدهند. میگویند سنت کم است. پدربزرگ من فوت شده است و عمو و داییهایم هم از ما خیلی دور هستند. حالا مادربزرگمان یا کسی برایمان چیزی میآورد. مادرم موضوع مفقود شدن بابا را خیلی پیگیری کرده است. اما همه میگویند خبری نداریم. حالا فقط انتظار میکشیم تا پدر برگردد.»
«برادرم هنوز نمیداند قرار است پدر شود»
«سارا» خواهر «مهران رنجبر» است: «مهران حدود ۲۳، ۲۴ سال دارد. زنش باردار است، اما خودش خبر ندارد. وقتی رفت، خانمش فهمید که حامله است. هنوز نمیداند قرار است پدر شود.»
سارا میگوید پیگیریهای زیادی انجام دادهاند، اما به هیچ نتیجهای نرسیدهاند: «تا تهران رفتیم، سراغ نماینده را هم گرفتیم. هلالاحمر هم رفتیم. فقط میگویند ما پیگیری میکنیم، اما ما هنوز نمیدانیم چه اتفاقی افتاده است. مهران و همسرش خانه و زندگی جدا نداشتند. مهران هرچه درمیآورد، به ما هم میداد. پدرم زنده است، اما پیر و مریض است و نمیتواند کار کند. پدر حالا بازنشسته است. الان زندگی خیلی سخت شده است. ما داریم با یارانه و کالابرگ زندگی میکنیم. آنچنان هم جواب نمیدهد. همان اول هلالاحمر کمی خوراکی به ما داد. ما هم گرفتیم و خدا را شکر کردیم.»
ماجرایی مشابه برای لنجی دیگر
هیچ مسئولی تا زمان تنظیم این گزارش، اظهار نظر رسمی درباره این حادثه نکرده است. نه ابعاد آن معلوم است و نه گمانهزنی درباره سرنوشت ۱۷ صیاد لنج شاهین ۲. اما روایتها همه بر مداخله امریکاییها پس از محاصره دریایی ایران حکایت دارد. اگرچه این نخستین حادثه مفقودی لنج در دوره جنگ ۴۰ روزه نبود.
«عبدالصمد آیین»، مالک «اسلامی ۲»، لنج صیادی مورد اصابت قرار گرفته، درباره این حادثه تعریف میکند: «۲۰ اسفند ۱۴۰۴، در حالی که حدود ۴۰ تن ماهی داشتیم، مورد حمله موشکی قرار گرفتیم. در زمان حادثه، بیسیم لنج روشن بود و پس از اصابت نخستین موشک یا پهپاد، بلافاصله از طریق کانال ۱۶ بینالملل اعلام کردیم که ما یک شناور صیادی هستیم. اما هیچ توجهی به این اعلان نشد و در ادامه دو موشک دیگر نیز به سمت لنج شلیک شد.»
عبدالصمد تعریف میکند: «در نهایت، لنج متلاشی و کاملاً غرق شد. خدمه با استفاده از تورها و وسایل شناوری که به یکدیگر متصل کرده بودند، روی آب ماندند. روز اول، در شرایط سخت، بدون آب و غذا، در میان امواج دریا سپری کردیم و مجروحان ما بهدلیل شدت جراحت جان باختند. روز دوم، یک ناو امریکایی ما را دید، اما با وجود اینکه دید مجروح داریم، هیچ اقدامی نکرد. شب سوم، ناو ارتش هندوستان ما را نجات داد. بعد از انجام اقدامات اولیه درمانی، با هماهنگی کشور عمان، به عمان منتقل شدیم.»
عبدالصمد میگوید: «با وجود درخواستهای مکرر برای تماس با خانوادهها یا مقامات در ایران، تا حدود دو ماه چنین اجازهای نداشتیم. سرانجام با پیگیری سفارت ایران در عمان، ما به خانه برگشتیم.»
«محمد گریک گلستان»، از خدمه اسلامی ۲ که در شب حادثه از ناحیه دست و گردن آسیب دید نیز همین روایت را دارد.
هنوز شهادت دریانوردان احراز نشده است
«واحد بهش عنبری»، «نذیر بلوچ»، «محمد بادره»، «دانیال خاتونی»، «محمد خویی» و «جاسم خدازاده» در این حمله جان باختند و عبدالصمد میگوید: «ناخدای لنج، محسن آیین، محمد گریک گلستان، سعید آیین، ازبر افضل زایی، عبدالغنی رئیسی، عبدالرحمن بادروزه، صمد و حسن بلوچ آن روز مجروح شدند. ما تلاش کردیم که شهدای این حادثه از سوی بنیاد شهید بهعنوان شهید وطن پذیرفته شوند، اما هنوز مسئولان آن را نپذیرفتهاند.»
عبدالصمد میگوید: «همهچیز ما نابود شد. لنج بهتمامی از دست رفت. حالا خانوادههای جانباختگان ماندهاند بدون درآمد، مستمری یا هیچچیز دیگری. امیدوارم بررسی آنچه بر لنج ما گذشته است، هرچه زودتر تمام شود. امیدوارم صیادان لنج شاهین ۲ هم جایی زنده باشند. حداقل اسیر شده باشند تا مثل ما، حتی بعد از گذشت چند ماه هم که شده، به خانه برگردند.»