دسته: فرهنگی

  • گلستان با ۲۹۷۲ فضای آموزشی میزبان هموطنان است

    گلستان با ۲۹۷۲ فضای آموزشی میزبان هموطنان است

    به گزارش بازار کسب وکار، معاون اداره کل آموزش و پرورش استان گلستان از آمادگی ۲۹۷۲ فضای آموزشی و رفاهی جهت میزبانی از هم وطنان عزیز در شرایط جنگی و ایام نوروز خبرداد.

    صادق قوانلو در جلسه ستاد اسکان نوروزی و اضطراری اظهار کرد: قریب به ۲۹۷۲ فضا اعم از مدارس، سالن ورزشی و اردوگاه و نمازخانه ها با پذیرش روزانه ۳۶۰۰۰ نفر آماده ی خدمت رسانی است که از این تعداد ۱۰۰۰ فضا بصورت کامل تجهیز و آماده ی خدمت رسانی به فرهنگیان و مسافرین گرامی است.

    قوانلو با اعلام این خبر گفت: از این تعداد آماده شده برای اسکان نوروزی و اضطراری، ۱۲۵ مدرسه در قالب ۱۰۰۰ کلاس شامل ۲۲۸ کلاس ویژه، ۵۵۰ کلاس “الف” و ۱۹۴ کلاس “ب” در قالب ۱۹ پایگاه است.

    وی در این جلسه با تشکر از تلاش های اعضای ستاد اسکان افزودند: اسکان موقت نوروزی فرهنگیان باید‌ در راستای تکریم هرچه بیشتر فرهنگیان و مسافرین عزیز گام بردارد.

    قوانلو عنوان کرد: همچنین با توجه به حملات رژیم غاصب احترام به میهمانان،کیفیت پذیرایی و بهداشت اتاق های اسکان اهمیت بیش از پیش  دارد که مسئولین امر باید در این خصوص کوشا باشند و به ویژه مدارس و مراکز اسکان باید سیاه پوش قائد امت و شهدای جنگ رمضان باشند.

    گفتنی است، معاون اقتصادی استاندار گلستان نیز اعلام کرده است تاکنون حدود ۲۵ هزار خودرو از استان‌های درگیر جنگ در استان گلستان حضور پیدا کرده‌اند که تمهیدات لازم جهت تأمین مایحتاج آن‌ها اندیشیده شده است و مسئولین در حال خدمت‌رسانی به آنان هستند.

    همچنین در اقدامی قابل‌تحسین، شهروندان استان گلستان نیز  با از خودگذشتگی، آمادگی خود را برای یاری رساندن به هم‌وطنان آسیب‌دیده و در اختیار گذاشتن منازل خود به هموطنان اعلام کرده‌اند و در روزهایی که منطقه شاهد تنش‌های فزاینده‌ای در جنگ با دشمن است، مردم گلستان بار دیگر با همبستگی مثال‌زدنی خود، روحیه کمک به همنوع را به نمایش گذاشته‌اند.

     

     

  • امام حسن مجتبی(ع)؛ نماد بخشندگی و صلح

    امام حسن مجتبی(ع)؛ نماد بخشندگی و صلح

    امام حسن مجتبی(ع) به دلیل بخشش‌های فراوان خود، به «کریم اهل بیت» معروف شدند. ایشان ۲ بار تمام اموال خود و ۳ بار نیمی از دارایی‌هایشان را به نیازمندان بخشیدند. این بخشندگی‌ها نه تنها نشان‌دهنده‌ سخاوت ایشان بود، بلکه الگویی برای پیروان خود در زمینه‌ کمک به دیگران و گسترش عدالت اجتماعی فراهم کرد.

    صلح با معاویه؛ تصمیمی پر حکمت

    یکی از مهم‌ترین رویدادهای زندگی امام حسن(ع)، صلح ایشان با معاویه بود. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که معاویه با سپاهی به جنگ امام آمده بود. امام حسن(ع) با درک شرایط و برای جلوگیری از خونریزی میان مسلمانان، صلح را برگزیدند. این تصمیم اگرچه مورد انتقاد برخی قرار گرفت، اما حکمت و دوراندیشی ایشان را به اثبات رساند.

    دلایل صلح

    حفظ جان شیعیان و جلوگیری از سرکوب آن‌ها

    عدم حمایت کافی مردمی و کمبود نیرو

    جلوگیری از خونریزی بین مسلمانان

    حفظ دین در برابر خطر نابودی

    مقابله با تهدید خوارج

    شروط صلح

    در قرارداد صلح، امام حسن(ع) شروط مهمی را گنجاندند:

    حکومت بر اساس قرآن، سنت و سیره خلفای راشدین

    عدم تعیین جانشین و واگذاری انتخاب خلیفه به شورای مسلمین

    ایمنی شیعیان و اصحاب علی(ع)

    عدم توطئه علیه امام حسن(ع) و خاندان ایشان

    متاسفانه، معاویه به هیچ‌یک از این شروط پایبند نبود و زمینه را برای قیام امام حسین(ع) در سال‌های بعد فراهم کرد.

    درس‌های امام حسن مجتبی(ع)

    صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) دو استراتژی متفاوت اما مرتبط از ائمه معصومین(ع) برای حفظ دین اسلام و احیای اصول آن در زمان‌های متفاوت بودند. امام حسن مجتبی(ع) با صلح خود، نشان دادند که در شرایط خاص، صلح می‌تواند بهترین راه برای حفظ دین و جلوگیری از نابودی باشد.

    امام حسن مجتبی(ع) نماد بخشندگی، صلح و حکمت در تاریخ اسلام هستند. زندگی و اقدامات ایشان می‌تواند الگویی برای تمامی انسان‌ها در زمینه‌های مختلف از جمله بخشندگی، صلح‌طلبی و مدیریت شرایط دشوار باشد.

    با آرزوی صلح و همدلی برای تمامی انسان‌ها، از یادداشت‌های تاریخی برای الهام‌بخشیدن به آینده‌مان استفاده کنیم.

  • تفاوت دیکتاتوری و نظام انقلابی

    تفاوت دیکتاتوری و نظام انقلابی

    نظام دیکتاتوری مبتنی بر فرد است و قانون را فرمان های فردی و میل شخصی و حداکثر شناخت فرد دیکتاتور تعیین می کند. یعنی چارچوب از پیش تعیین شده و تعریف شده ای وجود ندارد که فرمان ها تنها در مجرای آن چارچوب شکل پیدا کند. قانون، فرمان دیکتاتور است. در نتیجه نوعا غیرقابل پیش بینی، تحقیق نشده و غیرقابل سرپیچی.

    بنا به همین دلایل اگر روزی دیکتاتور نباشد ؛هیچ کس نمی داند چه باید بکند. فقدان دیکتاتور یعنی نبود قانون. که هرج و مرج نتیجه محتوم آن است.

    در نظام دیکتاتوری همه قدرت متمرکز در فرد دیکتاتور است. بنابراین غیبت دیکتاتور مساوی است با فروپاشی.

    پس سه ویژگی مشخص در نظام های دیکتاتوری وجود دارد: تمرکز قدرت در فرد ـ عدم حضور ملت وعدم بازسازی هرم قدرت پس از غیبت دیکتاتور ـ وابستگی قانون و برنامه ها به فرمان ملوکانه.

    در نظام های انقلابی اما اگرچه قدرت متمرکز وجود دارد .اما هرم قدرت قادر به بازسازی رأس و حتی بدنه هرم است. زیرا نظام انقلابی نه بر اساس منویات شخص ، بلکه بر اصولی اعتقادی بنیاد می شود. مردم با حضور حداکثری در میدان ، پشتوانه ترمیم هرم هستند و در نظام انقلابی برنامه و قانون متکی به فرد نیست . هر برنامه یا قانون در شرایط جدید در مسیر خود ساخته و اجرا می شود.

    وقتی سیاست انگلیس بر آن می شود که رضاخان، شاه ایران نباشد؛ می داند که فردای غیبت شاه فروپاشی صورت میگیرد. بنابراین بدون دخالت هرم قدرت و بدون نیاز به سلسله مراتب قانون گذاری، جانشین تعیین، بلکه منصوب می شود. فردای خروج محمدرضا شاه هم از ایران یا باید مثل ۲۸ مرداد کودتایی آمریکایی او را برگرداند؛ یا مثل بهمن ۵۷ کل نظام فرو می پاشد. زیرا هرم قدرت خودش قادر به ترمیم رأس قدرت نیست و قانون و برنامه متکی به فرد است. و مردم هم اگر در میدان هستند مقابل شاه قرار دارند.

    حکومت بعثی صدام حسین دیکتاتوری است. بنابراین همین که حمایت قدرت خارجی قطع می شود؛ نمی تواند برقرار باشد. لجاجت و غرور و خود بزرگ بینی باعث می شود بیگانه بدون کمترین دردسری وارد کشور بشود. و دیکتاتور از ترس مرگ غایب . و چون هرم قدرت قادر به ترمیم خود نیست و مردم در صحنه نیستند و بدنه بدون دیکتاتور نمی داند چه باید بکند؛در عرض چند روز از هم فرو می پاشد.

    حکومت بعثی سوریه هم همین است. حکومت سوریه چه در زمان حافظ اسد و چه در حکومت فرزندش بشاراسد دیکتاتوری بود. چه خوشمان بیاید چه نیاید. نظام سوریه دیکتاتوری بود. بدلیل ویژگی های ساختاریش و این اصلا به ارتباط خوبش با ایران ربط ندارد. وقتی بشار اسد سوریه را ترک کرد؛ نظام سوریه فرو پاشید. چون مبتنی بر دیکتاتوری بود. مردم غایب بودند. هرچند این فروپاشی به نفع مردم سوریه و منجر به حفظ یکپارچگی آن نشد.

    معمر قذافی در لیبی یک دیکتاتور بود. با همه مشخصات آن. اگرچه همین دیکتاتور برای کشورش خدمات فراوانی کرد که فقدانش امروز لیبی را به خاک سیاه نشانده است. اما ساختار حکومتش دیکتاتوری بود. لذا وقتی سرنگون شد؛ هرم قدرت نتوانست رأسش را ترمیم کند و مردم نبودند که میدان را حفظ کنند و سلسله مراتب ندانست پس از قذافی چه وظیفه ای دارد و نظام فرو پاشید. مثال ها فراوان است. مصر و سودان و … از این مرحله گذشته اند اما حکومت های عربستان و قطر و بحرین و اردن و آذربایجان و … اگرچه همه این مشخصات را دارند؛ ولی هنوز به این دوراهی نرسیده اند وگرنه سرنوشت محتوم آنها هم همین است.

    اما رژیم انقلابی می تواند در غیاب رهبر هرم قدرت را ترمیم کند. قانون و برنامه متکی به فرد نیست و در نبود رهبر هر کس وظیفه خودش را می داند. مردم در میدان حاضر هستند و پشتوانه هرم قدرت. پس از ارتحال امام تشییع بی نظیر مردم حاضر در صحنه به سرعت رأس هرم را ترمیم کرد زیرا ساختار انقلابی بود و نه دیکتاتوری و امروز نیز علیرغم جنگ آخرالزمانی این مسیر در حال طی شدن است.

    نتیجه این تفاوت های اساسی این است که هیچ حکومت دیکتاتوری حتی اگر بخواهد قدرت هم داشته باشد ؛ قادر به مقاومت در برابر سلطه امپریالیسم نیست. و نظام انقلابی به همین دلایل قادر به حفظ استقلال و مقاومت در برابر زیاده طلبی قدرت های خارجی می باشد.

    اگر بار دیگر کسی ادعا کرد که نظام جمهوری اسلامی دیکتاتوری است؛ حقایق فوق را برایش بازگو کنید.

  • خورشید خاوران

    خورشید خاوران

    اهریمنی که رهبر ما را شهید کرد
    از او حسین ساخت، خودش را یزید کرد

    عالم ندیده بود جفایی چنین که خصم
    با امتی ز داغ امام شهید کرد

    ما را که عشق خامنه‌ای بود جرم‌مان
    زین داغ نزد طعنه‌زنان، روسفید کرد

    دل، پاره پاره بود ز شمشیر غم ولی
    این بار تیغ، اراده‌ی حبل‌الورید کرد

    در سوگ او امام زمان ناله‌ می‌کند
    آن‌سان که در مصیبت شیخ مفید کرد

    پیوست مقتدا به شهیدان راه خویش
    آری مراد، عزم وصال مرید کرد

    موی جوان در آینه بنگر که شد سپید
    از مویه‌‌ها که در غم پیر فقید کرد

    جانم فدای قامت سروش که خصم را
    در گردباد واقعه، لرزان چو بید کرد

    نازم به هیبتش که پس از مرگ سرخ نیز
    آتش روان به خرمن خصم پلید کرد

    با خون خویش کشتی اسلام را چو نوح
    نزدیک‌تر به ساحل و صبح امید کرد

    خورشید خاوران به فلک خیمه زد ولی
    بر باختر عذاب خدا را شدید کرد

    قوم لئیم! بهر هلاکت به صف شوید
    زیرا جحیم، غرش “هل من مزید” کرد

  • وجود مجلس خبرگان یعنی حرکت نظام اسلامی توقف ندارد

    وجود مجلس خبرگان یعنی حرکت نظام اسلامی توقف ندارد

    ایران – بازار کسب و کار | والحمد لله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین و صحبه المنتجبین و من تبعهم باحسان الی یوم الدّین. یک نکته‌ی مهمّ در مسئله‌ی مسئولیّت مجلس خبرگان وجود دارد، و آن عبارت است از اینکه وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفر بعدِ او را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ این آمادگی مجلس خبرگان، حضور مجلس خبرگان، یک‌ چنین معنا و مفهومی دارد.

    به گزارش بازار کسب و کار | خیرمقدم عرض میکنم به آقایان محترم، برادران عزیز، اعضای فعّال مجلس مهمّ خبرگان. و تشکّر میکنم از این بیانات مشروح و مبسوطی که آقای بوشهری، در بیان مجاری امور در مجلس خبرگان در این اجلاس بیان کردند؛ مطالب مهمّی را ایشان بیان کردند و نقل کردند از قول مجلس خبرگان. مسائل خیلی مهمّی را مطرح کردید؛ کاش بتوانید اینها را دنبال کنید و مطالبه کنید، ان‌شاءالله کار انجام بگیرد.

    مطلبی که بنده امروز آماده کرده‌ام که عرض بکنم خدمت آقایان، به طور خلاصه این است که مجلس خبرگان به لحاظ مفهومی، به لحاظ آن عنوانی که در قانون اساسی و در نظام تعریف شده، یکی از انقلابی‌ترین نهادهای جمهوری اسلامی است. منظورم از «انقلابی‌ترین»، مرتبط‌ترین است با انقلاب اسلامی؛ این [مجلس] به این معنا یکی از انقلابی‌ترین نهادهای انقلابی است. علّت این تعبیر که میگوییم «انقلابی‌ترین است»، نقش این مجلس است در گزینش رهبری؛ این خیلی کار مهمّی است، نقش منحصربه‌فردی است و بحمدالله مجلس خبرگان آماده است برای این نقش و باید آماده باشد. در این زمینه، من چند جمله‌ای را عرض میکنم.

    در شاکله‌ی نظام اسلامی، در قواره‌ی کلّی نظام اسلامی، جایگاه رهبری عمدتاً برای حفظ جهت‌گیری به سمت هدف انقلاب است؛ این عمده‌ی مسئولیّت رهبری است. انقلاب برای یک هدفی به وجود آمده است. البتّه همه‌ی انقلابها اهدافی دارند، اهداف اساسی‌ای دارند که بر اساس آن هدفی که دارند، سامان زندگی را تغییر میدهند، زیرورو میکنند. هدف انقلاب اسلامی را اگر بخواهیم به طور خلاصه عرض بکنیم، عبارت است از محقّق کردن «توحید» در زندگی مردم در کشور. «توحید» در جنبه‌ی معرفتی و مفهومی، یک امری است که به حسب مراتب فهم و معرفت افراد، قابل گسترش است؛ این مفهوم باید در زندگی جامعه محقّق بشود؛ [یعنی] توحید تحقّق پیدا کند در جامعه؛ چون توحید همه‌ی دین است. اصل دین و همه‌ی دین عبارت است از توحید. این هدف انقلاب اسلامی است که حالا جای بحث و حرف و توضیح و تبیین دارد که مجالش اینجا نیست.

    برای اینکه جامعه‌ی اسلامی به این هدف نزدیک بشود و یک جامعه‌ی توحیدی به وجود بیاید، تلاشهایی لازم است و موانعی وجود دارد. همیشه در راه حرکت به سمت این هدف موانعی پیش می‌آید، انگیزه‌هایی وجود دارد برای جلوگیری از این حرکت؛ انگیزه وجود دارد. این انگیزه‌ها متوجّه این است که نگذارند انقلاب و نظام به سمت هدف خودش حرکت کند و پیش برود و توفیق پیدا کند؛ [میخواهند] آن را متوقّف کنند بلکه به عقب برگردانند؛ حالا ولو به عقب برگرداندن و آن وضع ارتجاعی قبل را نشان دادن، در لباس نویی باشد، در لباس جدیدی باشد امّا همان باشد؛ انگیزه‌هایی برای این وجود دارد. در انقلابهای دیگر این انگیزه‌ها را مشاهده کردیم و موفّق شدند، توانستند مانع بشوند که این انقلابها به اهداف خودشان برسد؛ برگرداندند مسیر انقلابها را. حالا مثلاً در انقلاب کبیر فرانسه ــ که جزو بزرگ‌ترین انقلابهای نزدیک دوران ما است ــ هنوز پانزده سال از شروع انقلاب نگذشته بود که همان وضع قبلی، یعنی حکومت سلطنتی مستبدّانه و دیکتاتوری دومرتبه در کشور برقرار شد و همان شد. این‌‌همه حرکت مردم، حرکتِ متفکّرینِ معروفِ فرانسوی، تلاشها و مجاهدتهای مردمی، تلفات، کشتارها، زدوخوردها، همه‌ی اینها در واقع هیچ شد، نابود شد در ظرف کمتر از پانزده سال! عین این قضیّه به شکل بدتری در انقلاب شوروی پیش آمد که آن هم یک انقلاب بزرگی است؛ انقلاب کبیر شوروی. آنجا هم همین‌جور؛ آنجا هم کمتر از ده سال طول کشید که آن ادّعاها و آن حرفها و آن عدالتی که ادّعا میکردند و آن به‌اصطلاح مردم‌سالاری ویژه‌ی کمونیستی که از آن اسم میبردند، همه از بین رفت. یک دیکتاتور، یک قلدرِ گردن‌کلفتی مثل استالین آمد سر کار و قضایا تمام شد. یعنی این یک خطری است برای همه‌ی انقلابها.

    در قرآن کریم به این نکته توجّه شده است و تذکّر داده شده، آن هم نه یک بار و دو بار، شاید ده‌ها بار. در آیات کریمه‌ی قرآن مکرّر درباره‌ی رجوع به عقِب و برگشتن به آن وضعی که از آن خلاص شدند و نجات پیدا کردند، صحبت شده؛ هم نسبت به مؤمنین و هم خطاب به خود کفّار. در یک مواردی تذکّر داده میشود به کفّار که شماها دارید همان روش گذشته را دنبال میکنید. این آ‌یه‌ی شریفه که درسوره‌ی توبه است: فَاستَمتَعتُم بِخَلاقِکُم کَمَا استَمتَعَ الَّذینَ مِن قَبلِکُم بِخَلاقِهِم وَخُضتُم کَالَّذی خاضُوا؛(۲) این یعنی تکرار و انجام همان کارهایی را که در گذشته انجام میگرفته، به رخ آنها میکشند؛ میگویند شما دارید همان وضع قبل را دنبال میکنید. یا در این آیه‌ی شریفه که سوره‌ی ابراهیم است: وَ اَنذِرِ النّاسَ یَومَ یَأتیهِمُ العَذاب،(۳) بعد میرسد به اینجا که «وَ سَکَنتُم فی مَساکِنِ الَّذینَ ظَلَمُوا اَنفُسَهُم وَ تَبَیَّنَ لَکُم کَیفَ فَعَلنا بِهِم وَضَرَبنا لَکُمُ الاَمثال»؛(۴) در آیات متعدّد قرآنی در خطاب به مؤمنین هم این تهدید و هشدار وجود دارد، که من اینجا دو سه آیه را یادداشت کرده‌ام: یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اِن تُطیعُوا الَّذینَ کَفَروا یَرُدّوکُم عَلیٰ اَعقابِکُم فَتَنقَلِبوا خاسِرین؛(۵) این در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران [است]؛ اگر غفلت کردید، اگر اطاعت از آنها کردید، «ردّه» پیش می‌آید، عقبگرد پیش می‌آید، ‌ارتجاع پیش می‌آید؛ قرآن هشدار میدهد. یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اِن تُطیعوا فَریقًا مِنَ الَّذینَ اوتُوا الکِتابَ یَرُدّوکُم بَعدَ ایمانِکُم کافِرین؛(۶) این هم باز در سوره‌ی مبارکه‌ی آل‌عمران است. در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره [میفرماید]: وَ لا یَزالونَ یُقاتِلونَکُم حَتّیٰ یَرُدّوکُم عَن دینِکُم اِنِ استَطاعوا.(۷) یا این آیه‌ی شریفه‌ی دیگر که باز این هم در سوره‌ی مبارکه‌ی بقره است: وَدَّ کَثیرٌ مِن اَهلِ الکِتابِ لَو یَرُدّونَکُم مِن بَعدِ ایمانِکُم کُفّارا؛(۸) یعنی مسئله‌ی عقبگرد و توقّف و بازگشت به عقب مسئله‌ی کوچکی نیست، مسئله‌ی بسیار مهمّی است و قرآن به این مسئله پرداخته؛ ما در واقعیّتِ دنیای تاریخِ نزدیک به خودمان هم مواردی را می‌بینیم؛ در گذشته هم این را دیده‌ایم.

    خب، یک عاملی لازم است برای اینکه جلوی این [عقبگرد] را بگیرد؛ در نظام اسلامی این عامل «جایگاه رهبری» است؛ بایستی جلوی این انحراف به وسیله‌ی رهبری گرفته بشود؛ این خیلی اهمّیّت دارد؛‌ خیلی اهمّیّت دارد! بنابراین اهمّیّت مجلس خبرگان به خاطر این است که متصدّی تعیین مأمور برای این مأموریّت بسیار مهم است؛ [یعنی] متصدّی تعیین رهبری است؛ اهمّیّت این مجلس به خاطر این است. لذا عرض کردیم [مجلس خبرگان] جزو انقلابی‌ترین‌ها است؛ حالا از لحاظ مفهومی جایگاهش این است؛ از لحاظ مصداقی البتّه ممکن است جورواجور پیش بیاید؛ گاهی به این کار عمل بشود، گاهی نشود. کمااینکه در مورد رهبری ممکن است گاهی بتواند، گاهی نتواند. البتّه در مورد رهبری «نخواستن» متصوّر نیست؛ مسئله‌ی توانستن و نتوانستن است.

    یک نکته‌ی مهمّ دیگری در این مسئله‌ی مسئولیّت مجلس خبرگان وجود دارد، و آن عبارت است از اینکه وضعِ مجلس خبرگان و جعلِ مجلس خبرگان، معنایش این است که حرکت نظام اسلامی توقّف ندارد؛ یعنی در او وقفه حاصل نمیشود، به وجود نمی‌آید؛ مجلس خبرگانی وجود دارد که نفر بعدِ او را مشخّص کند؛ یعنی این تسلسل همچنان با قوّت، با قدرت، با توانایی کامل وجود خواهد داشت؛ این آمادگی مجلس خبرگان، حضور مجلس خبرگان، یک‌ چنین معنا و مفهومی دارد. اگر این شخصی که وجود دارد نبود، بی‌درنگ مجلس خبرگان اقدام میکند و نفر بعد را مشخّص میکند؛ این[جور] است.

    خب یک معنای حاشیه‌ای هم در اینجا وجود دارد که آن هم بسیار مهم است و آن، این است که این جابه‌جایی‌ها نشان میدهد که نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابسته‌ی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد. این را خدای متعال نسبت به پیغمبر اعظم، به مهم‌ترین و بزرگ‌ترین شخصیّت عالم وجود بیان کرده: اَ فَاِن ماتَ اَو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلی‌ اَعقابِکُم؟(۹) تصوّرش را بکنید، این آیه‌ی شریفه مربوط به جنگ اُحد است، یعنی سال سوّم هجرت. خدای متعال این آیه‌ی کریمه را نازل میکند، یعنی هشدار میدهد به مردم؛ زبان این آیه، زبان ملامت است، زبان مؤاخذه است که شما که از شایعه‌ی مثلاً قتل پیغمبر آشفته شدید و بعضی از اظهارات را [بیان] کردید، اگر چنانچه پیغمبر نبود، اِنقَلَبتُم عَلی‌ اَعقابِکُم؟ یعنی این مؤاخذه‌ی قرآنی است. حالا شما فرض کنید در سال سوّم پیغمبر نباشد؛ هنوز نظام اسلامی‌ای‌ که قوامی هم به خودش نگرفته، توانایی‌های لازم را هم هنوز پیدا نکرده،‌ پیغمبر هم از میان اینها برداشته بشود؛ در یک‌ چنین شرایطی، خدای متعال قبول نمیکند که مردم برگردند؛ اِنقَلَبتُم عَلی‌ اَعقابِکُم؟ این اهمّیّت مسئله‌ی برگشت و متوقّف به شخص نبودن است.

    خب، اینها وظایف مهمّی است که مجلس خبرگان دارد؛ یعنی اهمّیّت جایگاه مجلس خبرگان از آنچه فی‌الجمله عرض کردیم معلوم میشود؛ طبعاً این اهمّیّت، وظیفه‌ی بزرگی را هم بر دوش مجلس خبرگان میگذارد و آن، این است که مجلس خبرگان بایستی در گزینش خودش، نهایت دقّت و توجّه را به کار ببرد؛ نهایت دقّت و توجّه باید به کار برود. در قانون اساسی شرایطی برای رهبری ذکر شده که خب معلوم است؛ یکی از مهم‌ترینِ این شرایط عبارت است از اعتقاد قلبی راسخ به مسیر انقلاب و هدف انقلاب؛ این اعتقاد باید وجود داشته باشد. آمادگی برای حرکتِ مستمرّ بدون خستگیِ بی‌وقفه‌ی در این راه باید در کسی باشد تا شایسته‌ی این مسئولیّت باشد؛ باید اینها را در افراد تشخیص داد، و انتخاب کرد. این، آن جمله‌ای بود که راجع به مجلس خبرگان خواستم عرض کنم.

    این روزها مصادف است با اربعین شهادت مجاهد بزرگ زمان ما ــ حقّاً و انصافاً، مجاهد بزرگ و خستگی‌ناپذیر زمان ما ــ مرحوم آقای آسیّدحسن نصرالله (رضوان الله علیه و رفع الله قدره و اعظم الله اجره)؛ مصادف با چهلم ایشان است. ما یاد ایشان را گرامی میداریم؛ یاد شهید هنیّه، شهید صفی‌الدّین، شهید یحیی السّنوار، شهید نیلفروشان و دیگر شهدای مقاومت را گرامی میداریم. من در اوّل عرایضم میخواستم عرض بکنم، حالا عرض میکنم؛ یاد شهدای این مجلس، شهید رئیسی (رضوان الله علیه) و شهید آل‌هاشم (رضوان الله علیه) را هم گرامی میداریم و درجات عالیه‌ی الهی را برای همه‌ی این شهدای بزرگوار مسئلت میکنیم.

    این بزرگوارانی که اسم بردم، مرحوم آقای نصرالله و دیگرِ این شهدای عزیزِ این روزها، اینها حقّاً و انصافاً به اسلام عزّت دادند، به جبهه‌ی مقاومت هم عزّت دادند و توانایی و قدرت مضاعف دادند؛ همه‌ی اینها؛ اینهایی که اسم بردیم، هر کدام به حدّی و به شکلی. سیّد عزیز ما خب به مقامات عالیه‌ی شهدا عروج کرد و او خود به آنچه آرزوی آن را داشت رسید، لکن یک یادگار ماندگاری هم در اینجا گذاشت و آن «حزب‌الله» است. «حزب‌الله» به برکت شجاعت سیّد و درایت سیّد و صبر و توکّل عجیبی که او داشت، رشد کرد؛ رشد فوق‌العاده‌ای کرد و حقیقتاً تبدیل شد به یک تشکیلاتی که دشمنِ مجهّز مسلّح به انواع سلاحهای مادّی و بیانی و تبلیغی و رسانه‌ای و غیره، نتوانسته بر آن فائق بیاید و ان‌شاءالله نخواهد توانست فائق بیاید. مرحوم آقای سیّدحسن نصرالله «حزب‌الله» را به یک چنین موجودی، به یک چنین پدیده‌ای تبدیل کرده.

    حالا البتّه شرکتِ واضح و علنیِ آمریکا معلوم است؛ حقیقتاً دستهای دولت آمریکا خون‌آلود است. با جنایاتی که در غزّه و در لبنان انجام گرفت، آمریکا شریک واضحی است که همه امروز دیگر میدانند؛ قبلاً به صورت تحلیل گفته میشد، حالا دیگر همه مشاهده میکنند؛ همچنین بعضی از کشورهای اروپایی. آنچه بنده تأکید میکنم، این است که این مجاهدتها که امروز بحمدالله با قوّت و قدرت تداوم دارد ــ هم در لبنان، هم در غزّه و فلسطین ــ قطعاً به دنبال خود پیروزی حق را، پیروزی جبهه‌ی حق را، پیروزی جبهه‌ی مقاومت را به دنبال خواهد داشت؛ این، آن چیزی است که ما [به آن] امیدواریم و بر حسب آنچه حالا انسان میفهمد از مجموع حوادث و همچنین از وعده‌ی الهی احساس میکند، این نتیجه، نتیجه‌ای است که قطعی به نظر میرسد.

    اوّلاً به دلیل وعده‌ی الهی. مصداق کامل این آیه‌ی شریفه، همین حوادث این روزها است: اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلونَ بِاَنَّهُم ظُلِموا وَ اِنَّ اللَهَ عَلی‌ نَصرِهِم لَقَدیر * اَلَّذینَ اُخرِجوا مِن دِیارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ اِلّا اَن یَقولوا رَبُّنَا اللَهُ وَ لَو لا دَفعُ اللَهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لَهُدِّمَت صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذکَرُ فیهَا اسمُ اللَهِ کَثیراً؛ کلیسا را میزنند، بیمارستان را میزنند، مسجد را میزنند؛ یعنی واقعاً مصداق کامل [این آیه]. این «دفع النّاس بعضهم ببعض» وجود دارد که نتیجه‌اش چیست؟ دنباله‌ی آیه این است؛ نتیجه‌اش این است: وَ لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُهُ اِنَّ اللَهَ لَقَوِیٌّ عَزیز؛(۱۰) با این تأکیدی که در این عبارت وجود دارد. این «دفع بعضی از مردم به وسیله‌ی بعضی دیگر» یعنی دفع ظالم به وسیله‌ی مظلوم، دفع غاصب و متجاوز به وسیله‌ی مجاهدتِ مجاهدین فی‌سبیل‌الله، نتیجه‌اش این است: وَ لَیَنصُرَنَّ اللَهُ مَن یَنصُرُه. خب این وعده‌ی الهی است؛ یعنی فرمایش الهی است و تردید در این جایز نیست. تردید در وعده‌ی الهی جایز نیست. این وعده‌ای است که خدای متعال فرموده است. تا حالا هم همین‌جور اتّفاق افتاده.

    این، از یک طرف، آیات قرآنی و وعده‌ی الهی است، از یک طرف، تجربه‌ی ما است. حزب‌الله در طول این سالهای متمادی، در این حدود مثلاً نزدیک به چهل سال، سی و چند سال، یک بار رژیم صهیونیستی را از بیروت وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار از صیدا وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار از شهر صور وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار هم بکلّی جنوب لبنان را و شهرها و روستاها و بلندی‌های لبنان را از وجود نحس رژیم صهیونیستی تخلیه کرده؛ یعنی این توانایی حزب‌الله بِمرور همین‌طور دائم افزایش پیدا کرده. از یک جمعِ کوچکِ مجاهدِ فی‌سبیل‌الله تبدیل شده‌اند به یک تشکیلات عظیمی که یک چنین قدرتی دارد، یک چنین توانایی‌ای دارد که میتواند در نوبتهای مختلف این دشمنی را که مسلّح به سلاح نظامی، سلاح تبلیغاتی، سلاح سیاسی، سلاح اقتصادی است، مستظهر به ورود فسّاق و فجّار بزرگ دنیا، مثل همین رؤسای جمهور آمریکا و امثال اینها است، به عقب‌نشینی وادار کند و آن را شکست بدهد. این تجربه‌ی ما است که [آن را] دیده‌ایم. عین همین تجربه در مورد مقاومت فلسطین اتّفاق افتاده. آنها هم از سال ۱۳۸۸ تا امروز نُه بار با رژیم صهیونیستی درگیری داشتند که در همه‌ی این نُه بار اینها غلبه پیدا کردند.

    امروز هم مقاومتِ فلسطین بر رژیم صهیونیستی غلبه پیدا کرده؛ برخلاف آنچه در ظاهر امر، انسان سطحی مشاهده میکند. برای خاطر اینکه او مقصودش این بود که حماس را ریشه‌کن کند، نتوانسته بکند. این‌همه انسان را قتل‌عام کرده، چهره‌ی زشت خودش را به همه‌ی دنیا نشان داده، خباثت خودش را به همه ثابت کرده، خودش را محکوم کرده، خودش را منزوی کرده، رهبران مقاومت را، رهبران حماس را به شهادت رسانده، به خیال اینکه حماس تمام شد، در عین ‌حال حماس دارد همچنان میجنگد، همچنان دارد مبارزه میکند؛ معنای این، شکست رژیم صهیونیستی‌ است. همین‌طور حزب‌الله؛ حزب‌الله هم همین‌جور است: قوی است. حالا یک عدّه‌ای در خود لبنان و جاهای دیگر، به گمان اینکه حزب‌الله ضعیف شده، زبان به قَدْح(۱۱) کارهای حزب‌‌الله باز کرده‌اند؛ اشتباه میکنند، اینها دچار توهّمند. حزب‌الله قوی است و دارد مبارزه میکند. بله، شخصیّت برجسته و مهمّی مثل جناب سیّدحسن نصرالله یا جناب سیّدهاشم صفی‌الدّین و امثال اینها در بین آنها نیستند امّا [این] تشکیلات با مردان خودش، با قدرت معنوی خودش، با روحیه‌ی خودش بحمدالله حضور دارد و دشمن نتوانسته بر این تشکیلات فائق بیاید، و ان‌شاءالله نخواهد توانست، و ان‌شاءالله دنیا و منطقه روزی را خواهد دید که به طور واضح رژیم صهیونیستی از دست این مجاهدین فی‌سبیل‌الله شکست بخورد. امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ی شما آقایان محترم این روز را مشاهده کنید.

    والسّلام علیکم و رحمه ‌الله و برکاته


    وجود مجلس خبرگان یعنی حرکت نظام اسلامی توقف ندارد

  • راه رهبر شهید انقلاب با وحدت ادامه دارد

    راه رهبر شهید انقلاب با وحدت ادامه دارد

    به گزارش بازار کسب و کار | علمای اهل سنت گلستان روز یکشنبه  از نیروهای مسلح کشورمان خواستند با استمرار حملات موشکی و پهپادی، انتقام سختی را از دشمنان نظام جمهوری اسلامی بگیرند.

    رئیس مرکز اسلامی شعبه گنبدکاووس با تسلیت شهادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به عموم امت اسلامی بویژه مردم شیعه و اهل سنت کشورمان، گفت: این شهادت اگرچه ضایعه بزرگی به امت اسلام و مردم ایران بود اما راه و سیره آن رهبر عالیقدر ادامه خواهد یافت.

    آخوند عبدالباسط قره باش افزود: رهبر معظم انقلاب، رهبر و مجاهدی نستوه بودند که عمر با برکت خویش را همانند امام راحل، در راه اعتلای نظام جمهوری اسلامی و مقاومت در برابر استکبار جهانی بویژه رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکای جنایتکار صرف کردند و به امت اسلام راه جهاد و مقاومت در برابر زورگویان عالم را آموختند.

    وی با محکوم کردن حمله ددمنشانه روز گذشته آمریکا و رژیم صهیونیستی به برخی مناطق کشورمان و به شهادت رساندن جمعی از هموطنان، اضافه کرد: انتظار مردم ایران از نیروهای مقتدر جمهوری اسلامی، گرفتن انتقامی سخت از دشمنان است تا برای آنها درس عبرت شود.

    آخوند قره باش همچنین با تاکید برضرورت حفظ وحدت و انسجام ملی در شرایط فعلی، تصریح کرد: حفظ وحدت و انسجام امت اسلامی که امام راحل و رهبر معظم انقلاب همواره در منویات خویش برآن تاکید داشتند، بیش از هر زمانی دیگری از سوی همه اقشار جامعه و اقوام و مذاهب ساکن در کشور ضروری است.

    رئیس مرکز اسلامی شعبه گنبدکاووس همچنین ابراز امیدواری کرد، بزودی با شکست رژیم غاصب صهیونیستی امت اسلام (شیعه و سنی) در قدس شریف نماز جماعت اقامه کنند.

    امام خامنه‌ای، رهبری مردمی بود

    دیگر علم اهل سنت گلستان و امام جمعه اهل سنت نگین شهر از توابع آزادشهر هم با تسلیت شهادت رهبر معظم انقلاب، گفت: معظم له رهبری، فراتر از انقلاب و کاملا مردمی بودند که یک تنه در برابر متجاوزان و استکبارجهانی ایستادند و از مردم ایران دفاع کردند.

    آخوند ابوبکر خوجملی افزود: امام خامنه‌ای تا آخرین لحظه حتی یک لحظه هم در دفاع از نظام اسلامی و مردم ایران دست برنداشتند و این خصیصه ایشان مایه افتخار امت اسلام بود.

    وی نیز حفظ وحدت و انسجام ملی را مهمترین نیاز امروز کشور دانست و اضافه کرد: در شرایط فعلی، حفظ آرامش و هوشیاری توام با وحدت و انسجام در برابر جنگ روانی و توطئه‌ها دشمنان یک اصل اساسی است.

    آخوند خوجملی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خواست تا همچون گذشته و زمان حال، از نظام جمهوری اسلامی در برابر تجاوز و حمله ناجوانمردانه دشمنان صیانت کنند.

    شهادت برازنده رهبری نستوه ایران بود

    امام جمعه اهل سنت شهر مرزی اینچه برون گنبدکاووس هم با تسلیت شهادت رهبر معظم انقلاب، شهادت را آرزوی قبلی معظم له دانست و گفت: شهید شدن در راه اسلام و امت اسلام، عالیترین مقام نزد خداوند است و در تاریخ اسلام بزرگان زیادی از جمله امام حسین (ع) در این راه به شهادت رسیدند.

    آخوند مدد هوشمند بابیان اینکه انشاالله مجلس خبرگان رهبری یک جانشین صالح برای رهبر معظم انقلاب انتخاب خواهند کرد، افزود: ملت ایران از اقوام و مذاهب اسلامی پیرو راه رهبری خواهند بود و از رهبری جدید هم حمایت خواهند کرد.

    وی، حفظ وحدت را از نیازهای فعلی جامعه دانست و اضافه کرد: وحدت، دستور الهی، کتاب قرآن، پیامبر(ص)، ائمه اطهار (ع) و همه بزرگان دین است که باید همه افراد جامعه اسلامی به آن پایبند باشند.

    آخوند هوشمند همچنین وحدت را الگوی عملی برای محبت و مودت بین مسلمانان و لازمه حفظ نظام جمهوری اسلامی دانست و تصریح کرد: افراد مختلف جامعه بویژه نسل جوان نباید فریب جنگ روانی دشمنان را بخورند تا خدای نکرده به وحدت آسیب برسد.

    شهادت‌ها، خللی در دفاع از کشور ایجاد نمی‌کند

    امام جمعه اهل سنت گنبدکاووس هم با محکوم کردن حمله ددمنشانه رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکا به برخی نقاط کشورمان، شهادت جمعی از هموطنان بویژه مقام معظم رهبری را تسلیت گفت و بیان کرد: این شهادت‌ها هیچ خللی در اراده پولادین ملت ایران در دفاع از کشور در برابر دشمنان ایجاد نخواهد کرد.

    آخوند عبدالباسط نوریزاد افزود: تجاوز رژیم صهیونیستی و امریکای جنایتکار نقض آشکار حقوق بین المللی است و مجامع و سازمان‌های حقوق بشری جهان باید مقابل این اقدامات وحشیانه آنها بایستند.

    وی، شهادت رهبر معظم انقلاب را ضایعه‌ای بزرگ برای همه آزادیخواهان و ملت‌های مظلوم جهان و نیز مردم ایران اسلامی دانست و اضافه کرد: استکبار جهانی به خیال خام خود فکر می‌کند می‌تواند با این قبیل اقدامات بزدلانه، جلوی حرکت نظام مقدس جمهوری اسلامی را در آگاهی بخشی به ملت‌های مظلوم و خیزش جبهه مقاومت علیه آنها را بگیرد.

    آخوند نوریزاد، ادامه داد: انشاالله با وحدت بیش از پیش امت اسلام، رژیم غاصب و آدمکش صهیونیستی و حامیان آن نابود خواهد شد.

    مردم شیعه و اهل سنت گلستان بویژه در شهرهای شرقی این استان با برپایی تجمعات در مساجد، مصلی‌ها و میادین اصلی شهر و یا با برگزاری راهپیمایی‌، حمله ددمنشانه آمریکایی – صهیونیستی به برخی نقاظ کشورمان و به شهادت رساندن جمعی از هموطنان را محکوم و با سردادن شعارهای «الله آکبر، مرگ برآمریکا و مرگ بر اسرائیل»، خواستار انتقام سخت نیروهای مسلح از متجاوزان به این سرزمین شدند.

     

  • خدیجه(س)، الگوی ایمان و اقتصاداخلاقی

    خدیجه(س)، الگوی ایمان و اقتصاداخلاقی

    در سرزمین حجاز بانویی می‌زیست که او را با القابی چون «طاهره» «مبارکه» «سیده زنان قریش» «بانوی خردمند» و «ملکه بطحاء» می‌شناختند، نامش حضرت خدیجه کبری بود؛ زنی نامدار که پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی، درایت و اعتبار اجتماعی شهرت داشت و در میان زنان و مردان قریش جایگاهی ممتاز یافته بود.

    خدیجه(س) تنها بانویی شریف از خاندان قریش نبود بلکه از بزرگ‌ترین بازرگانان عصر خود به شمار می‌رفت، کاروان‌های تجاری او میان حجاز و شام در رفت‌وآمد بودند و مدیریت هوشمندانه‌اش او را به چهره‌ای اثرگذار در اقتصاد مکه تبدیل کرده بود، در روزگاری که ساختار اقتصادی بر پایه قدرت و ثروت استوار بود او نمونه‌ای برجسته از کارآفرینی سالم و مبتنی بر اعتماد به شمار می‌آمد.

    بانویی که ثروت را در خدمت رسالت قرار داد

    در یکی از سفرهای تجاری او به شام، محمد امین(ص) مدیریت کاروان را بر عهده گرفت، بازگشت این سفر نقطه عطفی در تاریخ اسلام شد زیرا خدیجه(س) در صداقت، امانت‌داری، اخلاق نیکو و شخصیت والای پیامبر(ص) حقیقتی را مشاهده کرد که با معیارهای رایج آن روزگار تفاوتی آشکار داشت.

    گرایش او به پیامبر نه احساسی زودگذر بلکه تصمیمی عاقلانه و برخاسته از بصیرت بود، این بانوی خردمند آینده‌ای روشن برای انسانیت در وجود محمد امین(ص) دید و آگاهانه مسیر زندگی خود را با رسالت الهی پیوند زد، پیوندی که بنیان خانواده‌ای تاریخ‌ساز را شکل داد.

    ثمره این ازدواج تولد حضرت فاطمه زهرا(س) بود؛ بانویی که بعدها به عنوان سرور زنان عالم شناخته شد و نسل سادات از طریق او استمرار یافت، از همین رو خدیجه(س) نه تنها همسر پیامبر بلکه مادر شجره‌ای مبارک شد که قرن‌ها الهام‌بخش آزادگان جهان بوده است.

    با آغاز بعثت جایگاه اجتماعی و اقتصادی خدیجه(س) معنایی تازه پیدا کرد، او تمام اعتبار و ثروت خود را بی‌دریغ در اختیار پیامبر اسلام(ص) قرار داد و در سخت‌ترین روزهای دعوت پشتیبان اصلی رسالت بود، در حالی که بسیاری از سران قریش در برابر پیامبر ایستادند او استوار و بی‌تردید در کنار حق باقی ماند.


    زندگی حضرت خدیجه کبری(س) روایت زنی است که در اوج اعتبار اجتماعی و توان اقتصادی، آگاهانه در کنار حقیقت ایستاد و همه داشته‌های خود را در مسیر رسالت هزینه کرد، الگویی ماندگار که نشان می‌دهد پیوند ایمان، عقلانیت و مسئولیت اجتماعی می‌تواند تاریخ‌ساز شود.


    سال‌های محاصره در شعب ابی‌طالب سخت‌ترین دوران زندگی این بانوی بزرگ بود، فشار اقتصادی و رنج‌های فراوان جسم او را فرسوده کرد اما ایمانش را استوارتر ساخت، سرانجام در ۶۵ سالگی و اندکی پس از وفات ابوطالب چشم از جهان فروبست و پیامبر(ص) آن سال را عام‌الحزن نامید، سالی سرشار از اندوه برای رسول خدا.

    سه درس ماندگار برای جامعه امروز

    زندگی خدیجه کبری(س) تنها روایتی تاریخی نیست بلکه الگویی راهبردی برای جامعه امروز است، نخستین درس او ایمان در غربت است، در روزگاری که شمار ایمان‌آورندگان اندک و فشار مخالفان فراوان بود او با صلابت در کنار حقیقت ایستاد و نشان داد معیار حقانیت اکثریت نیست بلکه بصیرت و استقامت است.

    درس دوم حفظ ایمان در اوج ثروت است، ثروت اگرچه ذاتا نکوهیده نیست اما می‌تواند زمینه‌ساز غفلت شود، خدیجه(س) نشان داد می‌توان در اوج توان اقتصادی زیست و در عین حال دل در گرو معنویت داشت، او دارایی خود را نه برای برتری‌جویی بلکه در مسیر آرمان الهی هزینه کرد.

    درس سوم پاکدامنی در جامعه‌ای آلوده است، در عصر جاهلیت که کرامت زنانه کم‌رنگ شده بود او به دلیل عفت و سلامت نفس به طاهره شهرت یافت، این لقب بیانگر شخصیتی استوار بود که در میان انحرافات اجتماعی چراغ پاکی و وقار را روشن نگاه داشت.

    در منابع اسلامی آمده است که خداوند از طریق جبرئیل بارها بر او سلام فرستاد و در آیه ششم سوره احزاب عنوان ام‌المؤمنین برای همسران پیامبر تثبیت شد، این تکریم الهی نشان‌دهنده منزلتی است که فراتر از معیارهای مادی و سنجش‌های دنیوی قرار دارد.

    نقل شده است که پس از رحلت او جبرئیل با کفنی از بهشت نازل شد و پیام آورد که خداوند می‌فرماید او اموالش را در راه ما صرف کرد و ما سزاوارتریم که کفنش را بر عهده بگیریم، این روایت بیانگر اوج مقام بانویی است که همه داشته‌هایش را در راه حقیقت بخشید.

    امروز در فضای کسب‌ و کار و اقتصاد معاصر نام خدیجه کبری(س) می‌تواند الهام‌بخش الگویی از کارآفرینی اخلاق‌محور باشد، او نشان داد موفقیت اقتصادی زمانی ارزشمند و پایدار است که با مسئولیت اجتماعی و تعهد معنوی همراه شود.

    در جهانی که رقابت اقتصادی گاه به فراموشی ارزش‌های انسانی می‌انجامد سیره خدیجه(س) یادآور این حقیقت است که ثروت اگر در خدمت عدالت و حقیقت قرار گیرد به سرمایه‌ای برای تعالی جامعه تبدیل می‌شود و می‌تواند میان اقتصاد و معنویت پیوندی پایدار برقرار کند.

    رحلت بانوی بزرگ اسلام حضرت خدیجه کبری(س) فرصتی برای بازخوانی الگویی تمدن‌ساز است، الگویی که ایمان، عقلانیت اقتصادی، پاکدامنی و فداکاری را در وجود خود جمع کرده و جامعه امروز بیش از هر زمان دیگر به چنین الگوهایی نیازمند است.

    ✍️ مجتبی لشکربلوکی
    مدرس دانشگاه

  • کتاب در محاصره اسکرول‌ها

    کتاب در محاصره اسکرول‌ها

    به گزارش بازار کسب و کار | گزارش‌های تازه پایگاه رصد فرهنگی کشور نشان می‌دهد سرانه مطالعه روزانه به ۱۰.۹ دقیقه رسیده است و این عدد در برابر میانگین ۷۰ دقیقه استفاده از شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد و مقایسه این دو شاخص تصویر روشنی از تغییر الگوی مصرف فرهنگی ارائه می‌دهد و تغییری که پیامدهای آن فراتر از حوزه نشر و کتابفروشی‌هاست.

    رقابت کتاب با موبایل دیگر یک استعاره نیست بلکه یک واقعیت عینی است و فضای دیجیتال با سرعت تنوع و جذابیت بصری مخاطب را درگیر می‌کند و در مقابل کتاب نیازمند تمرکز زمان و سکون ذهنی است و همین تفاوت ماهیتی رقابتی نابرابر را شکل داده است.

    بر اساس داده‌ها تنها ۴۱ درصد مردم خود را کتابخوان می‌دانند و این یعنی اکثریت جامعه چنین هویتی برای خود قائل نیستند و کتاب هنوز به بخشی از تعریف روزمره سبک زندگی بدل نشده است و هویتی که باید اجتماعی باشد همچنان فردی و محدود مانده است.

    بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند کتاب در خانواده‌شان جایگاه کمی دارد و این گزاره نشان می‌دهد مطالعه به رفتار جمعی تبدیل نشده است و وقتی کتاب در خانه دیده نمی‌شود در ذهن کودک هم نهادینه نمی‌شود و فرهنگ مطالعه پیش از مدرسه در خانواده شکل می‌گیرد.

    در عین حال ۸۱ درصد مردم معتقدند کم مطالعه می‌کنند و این خودآگاهی اجتماعی نکته‌ای مهم و قابل تأمل است و جامعه از ضعف مطالعه آگاه است اما در تغییر آن ناتوان مانده است و فاصله میان دانستن و عمل کردن همچنان پابرجاست.

    در میان همه گروه‌ها اعضای کتابخانه‌ها رفتار منظم‌تری دارند و ۴۱.۷ درصد آنان کمتر از یک هفته پیش کتابی را به پایان رسانده‌اند و این آمار نشان می‌دهد برای بخشی از جامعه مطالعه عادت فعال است و عادتی که از تصمیم‌های مقطعی فراتر رفته است.

    در حوزه ترجیح قالب مطالعه ۵۲.۴ درصد نسخه چاپی را انتخاب می‌کنند و با وجود رشد اپلیکیشن‌ها کاغذ هنوز جایگاه خود را حفظ کرده است و لمس کتاب و تجربه فیزیکی خواندن برای بسیاری اهمیت دارد و این موضوع نشان می‌دهد فناوری هنوز کاملاً جایگزین نشده است.


    وقتی ۸۱ درصد مردم اذعان دارند کم مطالعه می‌کنند، مسئله دیگر صرفاً یک آمار فرهنگی نیست بلکه هشداری اجتماعی است که به گفته صاحب‌نظران دانشگاهی می‌تواند آینده دانایی و توسعه کشور را تحت تأثیر قرار دهد.


    انگیزه اصلی ۶۴.۴ درصد کتابخوانان رشد فردی اعلام شده است و برای این گروه کتاب ابزار یادگیری و بهبود شخصی است و مطالعه همچنان با مفهوم توسعه فردی پیوند خورده است و این پیوند می‌تواند نقطه اتکای سیاست‌های فرهنگی باشد.

    در سوی دیگر ۲۲.۳ درصد مردم اصلاً کتاب نمی‌خوانند و صفر مطلق مطالعه در این بخش از جامعه نگران‌کننده است و این شکاف فرهنگی می‌تواند به شکاف دانشی منجر شود و شکافی که پیامدهای اقتصادی نیز خواهد داشت.

    بازار نشر عملاً بر دوش اقلیتی فعال می‌چرخد و خریداران جدی سالانه حدود دو میلیون تومان صرف خرید کتاب می‌کنند و این تمرکز مصرف نشان‌دهنده ساختار نامتوازن بازار است و اقتصاد کتاب به جامعه‌ای فراگیرتر نیاز دارد.

    در سبد سلیقه مخاطبان رمان با ۲۱.۲ درصد پیشتاز است و داستان و روایت همچنان بیشترین کشش را دارند و پس از آن کتاب‌های تاریخی روانشناسی و تخصصی قرار می‌گیرند و این الگو بیانگر نیاز به معنا و تحلیل در زندگی روزمره است.

    اما چرا بسیاری کتاب نمی‌خوانند و ۴۹.۷ درصد کمبود وقت را دلیل اصلی اعلام کرده‌اند و زندگی پرشتاب شهری فرصت تمرکز طولانی را کاهش داده است و کتاب در اولویت برنامه روزانه قرار نمی‌گیرد.

    خستگی ذهنی نیز عاملی تعیین‌کننده است و پس از یک روز کاری پرفشار انرژی شناختی تحلیل می‌رود و کاربران ترجیح می‌دهند محتوای کوتاه و سریع مصرف کنند و اسکرول کردن جایگزین خواندن عمیق شده است.

    هزینه کتاب هم در میان دلایل مطرح شده دیده می‌شود و افزایش قیمت کاغذ بر بهای نهایی اثر گذاشته است و برای برخی خانواده‌ها کتاب کالایی غیرضروری تلقی می‌شود و این نگاه مصرفی جایگاه فرهنگی کتاب را تضعیف می‌کند.

    در همین زمینه دکتر مهدی رضایی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه معتقد است کاهش سرانه مطالعه نتیجه تغییر سبک زندگی است و او تأکید می‌کند جامعه امروز به سمت مصرف محتوای سریع حرکت کرده است و این روند تمرکز عمیق را تضعیف می‌کند و بازگشت به فرهنگ کتاب نیازمند بازتعریف اوقات فراغت است.

  • سهم ۹ درصدی قبولی در آزمون وکالت گلستان

    سهم ۹ درصدی قبولی در آزمون وکالت گلستان

    به گزارش بازار کسب و کار، علی طالع‌زاری در جمع خبرنگاران و در محل سالن اجتماعات کانون وکلای دادگستری گلستان با تشریح آخرین وضعیت این نهاد اظهار داشت: در حال حاضر مجموع اعضای کانون در استان به هزار و ۳۰۰ نفر می‌رسد که شامل هزار و ۵۹ وکیل پایه یک، ۵۴ کارآموز و ۱۸۸ نفر پذیرفته‌شده جدید آزمون وکالت است.

    وی با اشاره به سازوکارهای نظارتی کانون بیان کرد: سه شعبه دادگاه انتظامی و ۲۴ شعبه دادیاری در مجموعه کانون فعال هستند و رسیدگی به تخلفات احتمالی وکلا از سوی خود این نهاد انجام می‌شود؛ رویکردی که در چارچوب اصل خودنظارتی تعریف می‌شود.

    رئیس کانون وکلای دادگستری گلستان درباره نحوه برگزاری آزمون وکالت توضیح داد: اجرای این آزمون به ‌عهده سازمان سنجش آموزش کشور گذاشته شده، اما مسئولیت کامل فرآیند، از برنامه‌ریزی تا اعلام نتایج، بر عهده کانون وکلاست و جذب افراد بر پایه شاخص‌های تعیین‌شده صورت می‌گیرد.

    طالع‌زاری با تأکید بر سطح دشواری این آزمون افزود: آزمون وکالت همواره جزو آزمون‌های سخت و رقابتی بوده است و در سال‌های گذشته همین موضوع از جمله دلایل ایجاد نهادی موازی با عنوان مرکز وکلا و مشاوران قوه قضاییه مطرح شد.

    او ادامه داد: در نهایت، با طرح این دیدگاه که ظرفیت پذیرش وکلا محدود است و باید روند صدور مجوز تسهیل شود، قانون تسهیل صدور مجوزهای کسب‌ و کار به تصویب رسید.

    رئیس کانون وکلای دادگستری گلستان اعلام کرد: امسال از حدود دو هزار داوطلب شرکت‌کننده در استان گلستان، ۱۸۱ نفر موفق به قبولی در آزمون شدند که سهم ۹ درصدی قبولی در آزمون وکالت را می رساند.

    وی همچنین گفت:  دو کمیسیون کارآموزی در استان فعال است و خدمات حمایتی از جمله مشاوره حقوقی رایگان، معرفی وکیل معاضدتی و تعیین وکیل تسخیری برای اقشار کم‌برخوردار، بانوان، کودکان و افراد بی‌بضاعت در شهرهایی مانند گرگان و گنبدکاووس ارائه می‌شود.

     


     

    عکس – بازار کسب و کار 

  • پیگیری اخذ مجوز استخدام ۷۴ هزار نیروی جدید در اموزش و پرورش

    پیگیری اخذ مجوز استخدام ۷۴ هزار نیروی جدید در اموزش و پرورش

    به گزارش بازار کسب و کار، علیرضا کاظمی اعلام کرد با توجه به کمبود نیروی انسانی، هر سال نسبت به اخذ مجوز بکارگیری نیرو از طریق سازمان اداری و استخدامی اقدام می‌شود که در این راستا جلسات کارشناسی متعددی با این سازمان برگزار و مباحث مربوطه مطرح، بررسی و پیگیری می‌شود.

    وزیر آموزش و پرورش افزود: نیاز خود را به سازمان اداری و استخدامی کشور اعلام کرده‌ایم و هم اینک جلسات متعددی در حال برگزاری است که البته امیدواریم مجوز موردنیاز استخدام در سال آینده براساس نیاز و توافق‌ حاصله صادر شود.

    وی همچنین در خصوص جذب ۷۴ هزار نیرو از طریق ماده ۲۸(آزمون استخدامی) نیز گفت: این رقم پیشنهادی، کمبود نیروی ما برای سال تحصیلی آینده است که مورد توافق نسبی هم با سازمان اداری و استخدامی قرار گرفته است.

    گفتنی است علی باقرزاده مشاور وزیر و رییس مرکز منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش چندی قبل در گفت‌و گو با ایرنا در خصوص کمبود نیروی انسانی وزارتخانه، گفت: پیشنهاد ما جذب ۷۴ هزار نیرو شامل آموزگار، دبیر، هنرآموز، مشاور، مربی پرورشی، مراقب سلامت و خادم(خدمتگزار) است، سال گذشته نیز براساس مجوز استخدام ۲۹ هزار و ۷۵۰ نیرو، حدود ۲۴ هزار نفر تاکنون از طریق ماده ۲۸، استخدام شدند.

    به گفته وی، همچنین مجوز جذب ۷۳۰۰ نیروی خدماتی در سال جاری اخذ و آزمون استخدامی آن برگزار که به زودی نتیجه آزمون و اسامی پذیرفته شدگان اعلام خواهد شد.

    وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به این سئوال که با توجه به تعطیلات متعدد در سال تحصیلی جاری آیا احتمال کاهش تعطیلات تابستانی وجود دارد یا خیر؟ تصریح کرد: سال تحصیلی را طبیعتا نمی‌توانیم خیلی طولانی کنیم، اما برای جبران عقب‌ماندگی‌ها، احتمالا برگزاری کلاس‌های جبرانی را داشته باشیم.

    به گفته وی، آموزش و پرورش در روزهای تعطیل رسمی هم تعطیل نشده و آموزش‌ها از طریق شبکه شاد به‌صورت مجازی به دانش‌آموزان ارائه شده است.

    وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: البته کیفیت آموزش حضوری قابل‌مقایسه با آموزش مجازی نیست، اما تلاش می‌کنیم در زمان‌ و فرصت پنجشنبه‌ها و بعدازظهرها برای جبران آموزش کامل دروس استفاده کنیم.

    وی در خصوص رتبه بندی شاغلان و بازنشستگان نیز گفت: در طرح رتبه بندی معلمان شاغل که از ۲۸ دیماه آغاز شده، معلمان مشمول اقدام به بارگذاری مستندات خود کرده‌اند؛ اما برای بازنشستگان آموزش و پرورش که ارتباط مستقیمی با وزارتخانه ندارد، امور حقوقی و معیشتی آنان تحت نظارت صندوق بازنشستگی کشوری قرار دارد.

  • گلستان درسراشیبی کاهش جمعیت

    گلستان درسراشیبی کاهش جمعیت

    بازار کسب وکار_ پریسا مسعودی: کاهش شتاب رشد جمعیت در سال‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های جدی حوزه سلامت و برنامه‌ریزی کلان کشور تبدیل شده است. به گفته  علیرضا رئیسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، افت شاخص‌های جمعیتی دیگر یک بحث صرفاً آماری نیست، بلکه مسئله‌ای راهبردی با پیامدهای گسترده اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌آید. وی تأکید کرده است که روند کاهش ازدواج، افزایش موارد مرگ‌ومیر و تداوم باروری پایین، واقعیت‌هایی هستند که باید بدون ملاحظات سیاسی و با رویکردی مسئولانه مورد توجه قرار گیرند.

    بر اساس داده‌های موجود، نرخ باروری کل در کشور به حدود ۱.۸ فرزند به ازای هر زن رسیده؛ رقمی که پایین‌تر از سطح جانشینی جمعیت است درحالی که به گفته دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، میانگین فرزند ایده‌آل برای ایرانیان ۲.۵ فرزند است.

    از ابتدای دهه ۱۳۹۰ به بعد، آهنگ زاد و ولد نزولی شده و عوامل متعددی در شکل‌گیری این وضعیت نقش داشته‌اند؛ از افزایش تحصیلات و حضور گسترده‌تر زنان در بازار کار گرفته تا تغییر نگرش نسل جدید نسبت به ازدواج و فرزندآوری. در کنار این تحولات فرهنگی، فشارهای اقتصادی، هزینه‌های سنگین مسکن و دغدغه‌های معیشتی نیز موجب شده بسیاری از زوج‌ها تصمیم به تأخیر در فرزندآوری بگیرند یا به داشتن یک فرزند بسنده کنند.

    پیامد ادامه این روند، سالخوردگی فزاینده جمعیت خواهد بود؛ به‌گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۳۰ حدود یک‌سوم جمعیت کشور را سالمندان تشکیل دهند. چنین تغییری می‌تواند به کاهش نیروی کار فعال، افزایش هزینه‌های تأمین اجتماعی و فشار بیشتر بر نسل‌های جوان منجر شود. از همین رو، کارشناسان بر ضرورت تدوین سیاست‌های حمایتی مؤثر برای خانواده‌ها، تقویت خدمات بهداشتی و آموزشی و ایجاد زیرساخت‌های مشوق فرزندآوری تأکید دارند.

    رئیسی همچنین هشدار داده است که بزرگ‌نمایی برخی آمارهای محدود ـ مانند افزایش اندک تولدهای چهارم و پنجم ـ نمی‌تواند تصویر کلی کاهش تولد فرزندان اول و دوم و افت ازدواج را جبران کند. به باور او، اگر سیاستی نتیجه‌بخش نیست، باید با شجاعت آن را اصلاح کرد و به دنبال راهکارهای علمی‌تر رفت. وی مشارکت مردم و تکیه بر پژوهش‌های معتبر را دو رکن اصلی موفقیت سیاست‌های جمعیتی دانسته و تأکید کرده است که بدون اعتمادسازی و اتکا به داده‌های دقیق، نمی‌توان به نتایج پایدار دست یافت.

     

    وضعیت گلستان؛ چالش‌های مضاعف

    در استان گلستان نیز نشانه‌های کاهش باروری مشاهده می‌شود. با وجود تنوع قومی و تفاوت‌های فرهنگی که در برخی مناطق به فرزندآوری بیشتر منجر شده، در مجموع شاخص‌های جمعیتی استان رضایت‌بخش ارزیابی نمی‌شود. طبق اعلام مدیرکل ثبت‌احوال گلستان، در ۹ ماهه سال جاری ۸ هزار و ۵۱۵ ولادت ثبت شده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۸.۲ درصد کاهش نشان می‌دهد؛ کاهشی که همزمان با افت ازدواج رخ داده است.

    مسائل اقتصادی و نگرانی‌های معیشتی از مهم‌ترین عوامل تردید زوجین برای داشتن فرزند دوم عنوان می‌شود. افزون بر این، گلستان در شمار هشت استان پرخطر از نظر ناباروری قرار دارد؛ موضوعی که به گفته مسئولان، افزایش سن ازدواج، تعویق در نخستین بارداری و فاصله زیاد میان فرزند اول و دوم از دلایل اصلی آن است.

    در همین زمینه، محمدرضا هنرور، معاون بهداشتی و رئیس مرکز بهداشت استان گلستان،  اعلام کرد که نرخ باروری در سطح کشور حدود ۱.۸ است و در صورت ارتقای نیافتن آن، کشور با کمبود نیروی جوان و افزایش جمعیت سالمند روبه‌رو خواهد شد. او یادآور شد که نرخ باروری مناطق روستایی گلستان بر اساس آمار سال ۱۳۹۲ حدود ۲.۴۶ بوده، اما با احتساب آمار شهری، میانگین استانی چندان مطلوب نیست.

    هنرور با اشاره به سیاست‌های کلی جمعیت، اجرای موفق این سیاست‌ها را نیازمند همکاری همه دستگاه‌ها دانست و تصریح کرد که افزایش جمعیت باید به یک باور عمومی تبدیل شود. به گفته وی، مجموعه وزارت بهداشت و دانشگاه علوم پزشکی گلستان برنامه‌های فرهنگی، آموزشی و درمانی متعددی را با تمرکز بر گروه‌های سنی ۱۹ تا ۳۵ سال اجرا می‌کند تا آگاهی عمومی درباره پیامدهای تک‌فرزندی یا بی‌فرزندی افزایش یابد.

    سیده زهرا حسینی جبلی مدیرکل امور زنان و خانواده استانداری گلستان نیز ذر نشست با خبرنگاران  گفت: نرخ باروری در این استان به ۱.۸ فرزند به ازای هر مادر در سن باروری کاهش یافته، در حالی که برای حفظ تعادل جمعیتی، این نرخ باید به ۲.۵ برسد و این آمار، زنگ خطری برای آینده جمعیتی این منطقه است.وی ادامه داد برخی شهرستان‌های  استان که پیش‌تر از نظر فرزندآوری شرایط مطلوبی داشتند، اکنون با کاهش چشمگیر مواجه شده‌ان و عوامل متعددی از جمله افزایش تجرد قطعی، بالا رفتن سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج، طلاق، ناباروری و سبک زندگی نامناسب از دلایل اصلی این روند نزولی است.مدیرکل امور زنان و خانواده استانداری گلستان ادامه داد: برای مقابله با این چالش، سیاست‌های تشویقی متعددی در گلستان در حال اجراست. از جمله این اقدامات می‌توان به دورکاری، مرخصی زایمان، ساعت شیردهی، ایجاد مهدکودک و پرداخت هزینه‌های آن برای مادران شاغل اشاره کرد.

    در مجموع، آنچه از اظهارات مسئولان برمی‌آید، ضرورت بازنگری جدی در سیاست‌های جمعیتی، تقویت حمایت‌های اقتصادی و اجتماعی از خانواده‌ها و بهره‌گیری از نگاه علمی در تصمیم‌سازی‌هاست؛ زیرا آینده توسعه کشور به تعادل پایدار میان جمعیت جوان و سالمند گره خورده است.

  • چالش‌های‌صنعت‌چاپ؛ گرانی‌مواد اولیه و نوسان‌نرخ‌ارز

    چالش‌های‌صنعت‌چاپ؛ گرانی‌مواد اولیه و نوسان‌نرخ‌ارز

    به گزارش بازار کسب وکار، بابک عابدین در گفت‌وگو با خبرنگار خبرنگاران با اشاره به نوسان قیمت مواد اولیه، تطابق نداشتن زمان ترخیص کالا با پرداخت ارز و کاهش حجم سفارش‌ها بر استفاده از خرد جمعی اعضا برای حل این مسائل تأکیدو بیان کرد: هدف اتحادیه این است که برنامه‌ای داشته باشیم تا از خرد جمعی اعضای صنف برای حل مشکلات و دغدغه‌ها استفاده کنیم و به سمت مسائل میدانی صنعت چاپ حرکت کنیم.

    رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران و صحاف تهران،افزود: در اتحادیه، فعالان بخش‌های مختلف، شامل تامین‌کنندگان، چاپخانه‌داران، تابلوسازان و صحافان در قالب نشست‌های دوره‌ای هفته‌ای یک‌بار در هر ماه، جلسه‌ای اختصاصی با فعالان یک بخش برگزار می‌کنیم. در این جلسات، مشکلات و موانع محیط کسب‌وکار استخراج می‌شود و اعضا موردی مسائل خود را مطرح می‌کنند. مسائل، طبقه‌بندی و در کارگروه‌های مشاوره‌ای بررسی می‌شوند تا راهکارهای مناسب ارائه شود.

    وی با اشاره به برخی از این مشکلات و دغدغه‌ها، ادامه داد: در زنجیره تامین، بزرگترین مشکل، تطابق نداشتن زمان ترخیص کالا با زمان پرداخت ارز است. وقتی تخصیص ارز انجام می‌شود، باید پرداخت شود؛ چون نرخ ارز افزایش می‌یابد و همه متضرر می‌شوند.

    عابدین افزود: صف‌های طولانی تخصیص ارز نیز چالش‌های زیادی ایجاد می‌کند، زیرا مواد اولیه به موقع نمی‌رسد و تولید متوقف می‌شود. اگر یکی از بخش‌های مواد مورد نیاز وارد خط تولید نشود، کل فرآیند تولید محصول مختل می‌شود.

    رئیس اتحادیه چاپخانه‌داران و صحاف تهران با بیان اینکه در چاپخانه‌ها، گرانی و در دسترس نبودن مواد اولیه، موجب نوسان نرخ فروش کالا می‌شود، گفت: همچنین از زمان ثبت سفارش تا تحویل محصول، قیمت‌ها تغییر می‌کند و این به بحث عرضه و تقاضا در زنجیره تامین برمی‌گردد.

    وی با اشاره به شرایط اقتصادی دشوار برای اصناف، با بیان اینکه ضروری است که توجه بیشتری به وضعیت معیشت آن‌ها شود، گفت: در عین حال با همه مشکلات اجرایی و گرانی‌ها و گردش مالی پایین، اما عوارض و مالیات‌ها روز به روز در حال افزایش است و این مساله بسیاری از همکاران ما را تحت فشار قرار داده است.

    عابدین با اشاره به طرح مشکلات فعالان حوزه صحافی، نیز گفت: در دیداری که با جمعی از صحافان داشتیم نیز این مسائل مطرح شد که صحاف‌ها نیز در تامین چسب، کاغذ و مواد مصرفی با مشکل مواجه هستند و حجم سفارش‌هایشان کاهش یافته است.

  • بازگشایی «سرای پژوهش» کتابخانه ملی در آینده نزدیک

    بازگشایی «سرای پژوهش» کتابخانه ملی در آینده نزدیک

    به گزارش بازار کسب و کار، رضا شهرابی چندی پیش  با اشاره به نقش کتابخانه ملی در فرآیند انتشار کتاب، گفت: این نهاد یکی از ارکان اصلی در انتشار کتاب است. ناشران موظف هستند قبل از چاپ کتاب، به کتابخانه ملی مراجعه کنند تا کتاب‌هایشان فهرست‌نویسی و تحلیل موضوعی شوند. این اقدام موجب ایجاد یک بانک اطلاعاتی کتاب‌شناسی جامع می‌شود که نه تنها کتاب‌ها را دسته‌بندی می‌کند بلکه می‌تواند به شناسایی و پیشگیری از چاپ کتاب‌های جعلی و بی‌کیفیت کمک کند.

    وی درباره خدمات دیجیتال کتابخانه ملی در سال جاری، اظهار کرد: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در حال جمع‌آوری نسخه‌های الکترونیکی همه نشریات و کتاب‌های منتشر شده است. به ویژه، کتاب‌های چاپی قدیمی‌تر و برنامه‌هایی برای تبدیل نسخه‌های چاپی به دیجیتال در دست اجرا است که با فراهم شدن زیرساخت‌های مناسب، در آینده نزدیک اجرایی خواهد شد.

    سرپرست معاونت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با بیان اینکه کتابخانه ملی با برگزاری رویدادها و ایونت‌های فرهنگی و پژوهشی و ایجاد محیط‌های جذاب، برای تحقیق و مطالعه، به دنبال جذب بیشتر نسل جوان به این فضای علمی است، گفت: کتابخانه ملی در حال حاضر روزانه بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر مراجعه‌کننده دارد که بخش اعظم آن‌ها از قشر جوان هستند. این کتابخانه به یک پاتوق فرهنگی برای محققان و علاقه‌مندان به مطالعه تبدیل شده و در ایجاد یک محیط فرهنگی پویا و جذاب برای نسل جوان تاثیر دارد.

    شهرابی درباره برنامه‌های آتی کتابخانه ملی گفت: بازگشایی مجدد «سرای پژوهش» و برگزاری نشست‌های معرفی کتاب‌های پُرمخاطب به کاربران از برنامه‌های آینده کتابخانه ملی است.

  • موسیقی کتولی از هویت فرهنگی تا پیشران اقتصاد محلی

    موسیقی کتولی از هویت فرهنگی تا پیشران اقتصاد محلی

    موسیقی کتولی حاصل قرن‌ها تجربه زیسته مردم این منطقه است و به همین دلیل صرفا یک هنر نمایشی محسوب نمی‌شود بلکه زبان هویت احساس و حافظه جمعی جامعه محلی است همین ویژگی آن را به سرمایه‌ای فرهنگی با قابلیت تبدیل به ارزش اقتصادی تبدیل کرده است.

    در اقتصاد معاصر فرهنگ به‌عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار شناخته می‌شود و موسیقی‌های بومی نقش مهمی در شکل‌گیری اقتصاد خلاق دارند موسیقی کتولی نیز با ساختار غنی مقامی و تنوع نواها ظرفیت ورود جدی به این عرصه را دارد.

    ساختار موسیقی کتولی که بر مقام‌های هرایی راست مقام و کلّه‌کش استوار است این سبک را از بسیاری از گونه‌های موسیقی نواحی متمایز می‌کند این تمایز در بازار فرهنگ یک مزیت رقابتی محسوب می‌شود که می‌تواند مبنای تولید ارزش اقتصادی باشد.

    تنوع نواهای آوازی و سازی کتولی امکان خلق محصولات فرهنگی متنوع را فراهم می‌کند از اجراهای صحنه‌ای و جشنواره‌ای گرفته تا آموزش موسیقی تولید محتوای رسانه‌ای و بسته‌های گردشگری فرهنگی.

    در حوزه گردشگری فرهنگی موسیقی کتولی می‌تواند نقش مکمل اما تعیین‌کننده‌ای ایفا کند حضور این موسیقی در رویدادهای محلی تجربه‌ای اصیل برای گردشگران ایجاد می‌کند که منجر به افزایش ماندگاری و هزینه‌کرد آنان در منطقه می‌شود.

    شهر علی‌آباد کتول به‌عنوان خاستگاه موسیقی کتولی این قابلیت را دارد که با تکیه بر این میراث به یک برند فرهنگی شناخته‌شده تبدیل شود برندی که نام شهر را در ذهن مخاطبان با موسیقی اصیل پیوند می‌زند.

    جشنواره‌های موسیقی کتولی اگر با نگاه اقتصادی و برنامه‌ریزی بلندمدت برگزار شوند می‌توانند به سکویی برای عرضه هنرمندان بومی فروش محصولات فرهنگی و جذب سرمایه‌گذاران حوزه فرهنگ تبدیل شوند.


    اقتصاد فرهنگ زمانی معنا پیدا می‌کند که میراث فرهنگی از سطح نمادین عبور کرده و وارد چرخه تولید اشتغال و ارزش افزوده شود موسیقی کتولی در نقطه‌ای قرار دارد که این گذار کاملا امکان‌پذیر است.


    یکی از چالش‌های اساسی در بهره‌برداری اقتصادی از موسیقی کتولی نبود ساختار آموزشی پایدار است آموزش منسجم این موسیقی نه‌تنها ضامن حفظ اصالت آن بلکه پایه‌گذار تربیت نیروی انسانی متخصص برای اقتصاد موسیقی خواهد بود.

    ایجاد آموزشگاه‌های تخصصی موسیقی کتولی می‌تواند زمینه اشتغال جوانان منطقه را فراهم کند و همزمان مانع گسست نسلی در انتقال دانش و مهارت‌های موسیقایی شود.

    ثبت و مستندسازی مقام‌ها نواها و شیوه‌های اجرایی کتولی امکان تولید محتوای فرهنگی قابل عرضه در بسترهای دیجیتال را فراهم می‌کند بازاری که امروز سهم مهمی در اقتصاد فرهنگ جهانی دارد.

    سازهای بومی کتولی نیز بخشی از زنجیره اقتصاد فرهنگ هستند حمایت از سازندگان نی دوتار و دیگر سازهای محلی می‌تواند به شکل‌گیری کسب‌وکارهای کوچک اما پایدار در منطقه منجر شود.

    موسیقی کتولی به‌دلیل پیوند عمیق با مفاهیم عرفانی حماسی و عاطفی ظرفیت حضور در رویدادهای ملی و بین‌المللی را دارد حضوری که علاوه بر معرفی فرهنگ کتول ارزش اقتصادی غیرمستقیم ایجاد می‌کند.

    در این مسیر نقش مدیریت شهری و سیاست‌گذاران فرهنگی تعیین‌کننده است بدون نگاه راهبردی و حمایت هدفمند موسیقی کتولی در حد یک میراث ارزشمند اما کم‌اثر باقی خواهد ماند.

    پیوند موسیقی کتولی با صنایع خلاق مانند رسانه گردشگری هنرهای نمایشی و آموزش می‌تواند زنجیره‌ای از ارزش افزوده ایجاد کند که منافع آن مستقیما به جامعه محلی بازگردد.

    تجربه مناطق موفق در حوزه اقتصاد فرهنگ نشان می‌دهد که هویت بومی زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل می‌شود که به‌صورت حرفه‌ای مدیریت و عرضه شود موسیقی کتولی از این منظر ظرفیت بالایی دارد.

    موسیقی کتولی می‌تواند همزمان حافظ هویت فرهنگی و تقویت‌کننده معیشت محلی باشد اگر از جایگاه میراث صرف خارج شده و به‌عنوان دارایی فرهنگی اقتصادی دیده شود.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    موسیقی کتولی زمانی به فرصت اقتصادی تبدیل می‌شود که از اجراهای محدود فراتر رفته و در قالب برنامه‌های منظم آموزشی رسانه‌ای و گردشگری تعریف شود.

    سرمایه‌گذاری در اقتصاد موسیقی کتولی لزوما پرهزینه نیست بلکه نیازمند نگاه هوشمندانه و پیوست اقتصادی برای رویدادها و فعالیت‌های فرهنگی است.

    نادیده گرفتن این ظرفیت به‌معنای از دست دادن یک مزیت رقابتی بومی است که می‌تواند علی‌آباد کتول را در نقشه اقتصاد فرهنگ کشور برجسته کند.

    موسیقی کتولی می‌تواند نقطه تلاقی فرهنگ و اقتصاد در توسعه محلی باشد به شرط آنکه تصمیم‌گیران آن را نه هزینه فرهنگی بلکه فرصت راهبردی توسعه ببینند.

  • چطور داستان‌نویس شویم؟

    چطور داستان‌نویس شویم؟

    بازار کسب و کار- سرویس فرهنگ و هنر: داستان‌نویسی یکی از هنرهای جذاب هفتگانه است. هنری که در هر اثر هنری و حتی در هر برند معتبری نقش اصلی را برعهده دارد. زمانی که بازی ویدئویی استراتژیستی انجام می‌دهید، درواقع در یک داستانی مشارکت می‌کنید. وقتی که برندی ساخته می‌شود، داستانی تعریف شده و برای شرکت شخصیتی درنظر گرفته می‌شود. در فیلم، عکس، نقاشی، حتی در بسیاری از موسیقی‌ها داستانی درحال تعریف است.

    چه کتاب داستان بخوانید چه از مطالعه فراری باشید، همواره درگیر داستانی هستید. به همین دلیل است که داستان‌نویسی هنری است که امروزه علاقمندان فراوانی دارد. البته اگر داستان نخوانید و مطالعه فراوان نداشته باشید، به گفته نویسندگان مطرح کشور هرگز نمی‌توانید داستان‌نویس شوید.

    برخی نویسندگان کشورمان توصیه‌هایی به داستان‌نویسان تازه‌کار داشته‌اند که در ادامه می‌خوانید:

    نویسندگی فقط به استمرار است

    مرتضی برزگر، نویسنده در توصیه به داستان‌نویسان تازه کار گفت: این‌که هنرجویان داستان‌نویسی به چه سطحی می‌رسد بستگی به تلاش و مداومتشان دارد. به عقیده من همه می‌توانند نویسنده شوند و به استعداد اعتقاد چندانی ندارم. اما سطح هنرجویان در نویسندگی متفاوت است، یکی ممکن است مانند چخوف شود، دیگری هدایت، حتی ممکن است برخی هنرجویان برتر از داستایوفسکی شوند.

    او افزود: به طور کلی حکم قطعی نمی‌توان درباره موفقیت داستان‌نویسان و سطح آن‌ها در میان نویسندگان مطرح صادر کرد چراکه در داستان‌نویسی مدرن بسایر جوانیم و باید تجربه بیشتری در این زمینه کسب کنیم.

    برزگر دلیل عدم اقبال ناشران از انتشار و خوانندگان از مطالعه داستان‌های کوتاه را اندک بودن تعداد داستان‌های کوتاه خوب نامید و گفت: حتی نویسندگان خوب نیز چند داستان خوب معدود دارند و مابقی یا متوسط هستند و یا ضعیف. به همین دلیل اقبال کلی به رمان همچنان بیشتر بوده و چه ناشران چه مخاطبان، رمان‌های بلند را به داستان‌های کوتاه ترجیح می‌دهند.

     بارها بازنویسی کنید

    مرتضی سرهنگی، نویسنده حوزه دفاع مقدس و انقلاب گفت: برای نگارش خوب و نویسنده خوبی شدن باید بسیار بخوانیم، بسیار بنویسیم و بارها نوشته‌های خود را بازنویسی کنیم. نویسنده باید استمرار داشته باشد در نوشتن و باید نوشته خود را بارها بازنویسی کند.

    آموزش، بهترین راه نویسنده شدن

    مسعود بربر، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی، درباره جایگاه کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزش داستان‌نویسی  گفت: آموزش در این حوزه برای هنرجویان بسیار مفید است، اما اگر در مدارس اصول ابتدایی نگارش و عناصر داستان‌نویسی آموزش داده می‌شد، شاید نیازی به این کلاس‌ها نبود. در آن صورت، افراد از پایه با مفاهیم ساختار، زاویه دید و شخصیت‌پردازی آشنا می‌شدند و کارگاه‌ها تنها نقش تکمیلی داشتند.

    بربر می‌گوید: نویسنده‌های تازه‌کار باید از انتشار زودهنگام آثارشان بپرهیزند. بسیاری از ما اشتباه کردیم که قبل از یادگیری کافی کتاب منتشر کردیم. اگر نویسنده در کارگاه‌ها استعداد و توانش را نشان دهد، راه دیده شدن آثارش هموار می‌شود. حتی ناشران سختگیر نیز زمانی به آثار توجه می‌کنند که مطمئن شوند نویسنده پایه‌های فنی را آموخته است.

    آموزش، بهترین راه شروع داستان‌نویسی

    کاوه فولادی‌نسب، نویسنده و مدرس داستان‌نویسی گفت: آموزش سه کار اساسی انجام می‌دهد؛ نخست، انتقال دانش و ساختار است. بسیاری از کسانی که به کلاس می‌آیند، با مفاهیمی مثل «زاویه‌دید»، «پیرنگ»، «نقطه‌ی اوج» یا «کشمکش درونی» آشنا نیستند. آموختن این عناصر، به آن‌ها کمک می‌کند که به‌جای نوشتن غریزی، به‌صورت آگاهانه و هدفمند بنویسند.

    او افزود:  دومین فایده‌ کارگاه‌ها ایجاد تداوم در نوشتن است. بسیاری از افراد علاقه‌مند، سال‌ها در ذهنشان ایده دارند، اما نمی‌نویسند. حضور در یک گروه منظم باعث می‌شود در چرخه نوشتن و بازنویسی بمانند. هر هفته چیزی بنویسند، بخوانند، نقد شوند، و دوباره بنویسند. این روند باعث می‌شود نوشتن از یک فعالیت احساسی و مقطعی، به یک کار مداوم و حرفه‌ای تبدیل شود.

    فولادی‌نسب تاکید کرد: سومین کارکرد آموزش، ساختن فضا و شبکه‌ی ارتباطی است. نویسندگی کاری انفرادی است، اما رشد در خلأ ممکن نیست. در کارگاه، هنرجویان با نویسندگان دیگر، منتقدان و ناشران آشنا می‌شوند. بسیاری از همکاری‌ها، ترجمه‌ها، و چاپ اولین کتاب‌ها از همین فضا شکل گرفته است.

    او افزود: یکی از مشکلات سیستم آموزشی ما این است که هنوز نوشتن را «درس فرعی» می‌داند. در مدارس و دانشگاه‌ها به مهارت نوشتن جدی نگاه نمی‌شود، در حالی‌که نوشتن یعنی تفکر منظم. اگر از کودکی مهارت نوشتن آموزش داده شود، در بزرگسالی نیاز به کارگاه‌های پرهزینه کمتر می‌شود.

    این مدرس داستان‌نویسی گفت: در کشورهای توسعه‌یافته، کارگاه‌های نویسندگی بخشی از نظام فرهنگی‌اند. دانشجو در کنار یادگیری تکنیک، تاریخ ادبیات، فلسفه‌ی هنر و نظریه‌ی روایت می‌خواند. در ایران هم می‌توانیم چنین مدلی را پیاده کنیم تا نویسندگی از حالت سلیقه‌ای و تجربی خارج شود.

    فولادی‌نسب درباره‌ی تجربه‌ خودش در برگزاری کارگاه‌ها بیان کرد: در طول سال‌ها تدریس، هنرجویانی داشته‌ام که ابتدا با تردید وارد کلاس شدند و تصور می‌کردند آموزش تاثیری ندارد، اما حالا نویسنده‌هایی هستند که آثارشان منتشر شده یا در حال نگارش رمان‌اند. این نشان می‌دهد که استعداد، اگر در مسیر درست هدایت شود، می‌تواند به نتیجه برسد.

    مطالعه داستان‌های خوب

    علی شروقی، مدرس داستان‌نویسی  گفت: من شخصا معتقدم بهترین شیوه یادگیری داستان این است که داستان‌های خوب بخوانید و بدانید چگونه داستان بخوانید و به چه مواردی در داستان‌ها باید توجه کنید.

    او افزود: اگر ابتدا یاد بگیرید چه مخاطبی باشد برای داستان و به چه جزئیاتی در داستان توجه کند،  زمینه شما برای داستان‌نویسی آماده شده و اگر قصد داشته باشید داستان‌نویس شوید، داستان ‌نویس بهتری خواهید شد. البته من معتقد نیستم هرکسی که داستان می‌نویسد، لزوما داستان‌نویس خوبی است.

    شروقی تاکید کرد: همه استعداد نویسندگی دارند و همه می‌توانند بنویسند.  کلاس در صورتی می‌تواند داستان‌نویس پرورش دهد که به هنرجویان بیاموزد چطور داستان بخوانند و چه داستان‌هایی بخوانند. اگر فردی قصد داشته باشد صرفا با حضور در کلاس داستان نویس شود، هرگز موفق نخواهد شد.

    او افزود: اگر  هنرجویان به اجبار کلاس می‌نویسند و نوشتنشان منوط به اجبار کلاس  باشد، هرگز نویسنده جدی و حرفه‌ای نخواهند شد. ممکن است چند داستان خوب هم بنویسند ولی نویسنده شدن با این امر متفاوت است. اگر کسی ممارست را نداشته باشد و فقط وابسته به کلاس باشد هرگز داستان‌نویس در معنای حرفه‌ای نخواهد شد.

  • وضعیت اینترنت در روزهای آینده چگونه خواهد بود؟

    وضعیت اینترنت در روزهای آینده چگونه خواهد بود؟

    به گزارش بازار کسب و کار تا زمانی که اینترنت بین‌المللی و شبکه‌های خارجی متصل بود، خشونت در خیابان‌ها، آسیب به اموال و قتل مردم نیز، رو به افزایش بود اما درست از زمانی که در شب پنجشنبه، ۱۸ دی‌ اینترنت محدود شد، آتش اقدامات تروریستی فروکش کرد و ارتباط میان این هسته‌ها، مختل شد.

    با گذشت زمان، نسبت مستقیم کاهش شهدا، با دسترسی عمومی به اینترنت بیش‌از‌پیش مشهود شد و بسیاری از دلسوزان مردم نیز مجاب شدند برای کاهش خطر جانی برای عموم مردم، لازم است محدودیت‌های اینترنت با جدیت تداوم یابد.

    وضعیت فعلی چگونه است؟

    • در حال حاضر، شبکه ملی اطلاعات فعال شده و در بستر آن، تقریبا تمام وب‌سایت‌های داخلی در دسترس است.
      – برخی نقاط ضعف نیز وجود دارد که تلاش بر این است تا در روزهای آتی شبکه ملی تمام قد وارد مدار شده و دسترسی کامل به وب‌سایت‌ها و خدمات داخلی فراهم شود.
      – شبکه‌های اجتماعی داخلی نیز، به طور نسبی فعال شدند و روند افزایش دسترسی درحال اقدام است.
      – در حال حاضر، کانال‌های رسمی امکان ارسال پیام در پیام‌رسان‌های داخلی را دارند و تلاش بر این است ارسال پیام برای تمامی کاربران، فعال شود.

    وضعیت روزهای آینده چگونه خواهد بود؟

    طراحی دشمن، از این قرار بود که پس از شکل‌گیری اغتشاشات، سطح خشونت افزایش یابد تا در فضای ناامنی عمومی کشور، سرویس‌های جاسوسی اسرائیل، گروهک‌های تروریستی مانند منافقین، جیش الظلم، پژاک و کومله را در سطح گسترده فعال کنند؛ تا بتوانند کشته‌سازی از مردم را در سطح کلان و فراگیر، رقم بزنند.

    درحال حاضر، با حضور و هوشمندی مردم، برنامه دشمن در فاز اغتشاشات متوقف‌شده است. اما فعالیت سازمان یافته هسته تروریستی باید با اقدامات جدی امنیتی از صحنه اجتماعی ایران پاکسازی شود.

    نکتۀ مهم این است که هماهنگی سرشبکه‌ها و لیدرهای هسته‌های ترور، بدون فضای اینترنت بین‌المللی بسیار دشوار است و ادامه وضعیت فعلی اینترنت تا فروکش‌کردن اقدامات هسته‌های ترور، یک روند محتمل به نظر می‌رسد.

    در نتیجه، به نظر می‌رسد در یکی دو هفته آتی، تصمیم‌گیری نهایی برای دسترسی بیشتر به فضای اینترنت، در نهادهای مربوطه انجام خواهد شد.

  • تجمع مردمی حماسه ۹ دی در مصلای گرگان برگزار می‌شود

    تجمع مردمی حماسه ۹ دی در مصلای گرگان برگزار می‌شود

    به گزارش بازار کسب و کار در آستانه سالروز حماسه یوم‌الله نهم دی‌ماه، مردم گرگان با برگزاری تجمعی گسترده در مصلی وحدت، بار دیگر بر پایبندی خود به آرمان‌های انقلاب اسلامی و ولایت فقیه تأکید خواهند کرد.

    این تجمع مردمی روز سه‌شنبه نهم دی‌ماه از ساعت ۹:۳۰ صبح در مصلی وحدت گرگان برگزار می‌شود و «تجلی انسجام ملی» به عنوان شعار محوری آن انتخاب شده است؛ شعاری که بر وحدت، همدلی و هوشیاری ملت ایران در مقاطع حساس تاریخی تأکید دارد.

    سردار مقدم‌فر، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سخنران ویژه این مراسم خواهد بود و در سخنان خود به تبیین ابعاد سیاسی و اجتماعی حماسه ۹ دی و نقش بی‌بدیل بصیرت عمومی در خنثی‌سازی توطئه‌های دشمنان خواهد پرداخت.

    تجمع ۹ دی در گرگان، جلوه‌ای از حضور آگاهانه و مسئولانه مردمی است که با حضور در صحنه، ضمن گرامیداشت یکی از مقاطع سرنوشت‌ساز تاریخ انقلاب اسلامی، بار دیگر وحدت ملی و میثاق خود با ولایت را به نمایش می‌گذارند.

  • هر روستا یک بوم‌گردی

    هر روستا یک بوم‌گردی

    صالحی‌امیری با تاکید بر اهمیت حفظ روستاها گفت: صیانت از روستاها، و پاسداری از هویت و آرمان‌های فرهنگی ایران است و قطعا بدون روستاها، مسیر توسعه پایدار فرهنگی دشوار خواهد شد.

    وی افزود: دولت با رویکرد عدالت‌محور سیاست هر روستا یک بوم‌گردی را دنبال می‌کند تا اقتصاد محلی تقویت شده و فرصت‌های شغلی در روستاها ایجاد شود.

    وزیر میراث‌فرهنگی تاکید کرد: گلستان نمونه‌ای موفق از اجرای این الگوست. هدایت گردشگران به روستاها باعث افزایش درآمد روستاییان و زنده نگه داشتن فرهنگ محلی می‌شود.

    او در پاسخ به سوال خبرنگار ما درباره نقش خانواده‌ها در روستاها گفت: حمایت عملی از خانواده‌ها، تامین تسهیلات و مواد اولیه تولید در محل، باعث ماندگاری روستاییان و تقویت بازگشت به روستا می‌شود.

    صالحی‌امیری در ادامه گفتگو افزود: اقتصاد روستا بدون مشارکت زنان و هنرمندان فعال نمی‌شود. آن‌ها موتور اصلی توسعه پایدار و خلق ارزش افزوده فرهنگی هستند.

    وی ادامه داد: صنایع‌دستی زنان و مردان روستا باید دیده شود و با بازاریابی هدفمند و ایجاد بازارچه‌های محلی، درآمد آن‌ها افزایش یابد.

    وی در پاسخ به پرسش صادرات صنایع‌دستی گفت: خوشبختانه موانع صادرات برداشته شده و موضوع پیمان‌سپاری ارزی حذف شده است. و به همین خاطر از این پس مسیر قانونی صادرات هموار شده و دولت  در حال پیگیری آن است.

    او افزود: تسهیل صادرات، فرصت دسترسی هنرمندان به بازارهای جهانی را فراهم می‌کند و درآمدزایی روستایی را افزایش می‌دهد.

    وی درباره اهمیت انسجام ملی گفت: تجربه تاریخی نشان داده است ملتی که دچار تفرقه شود از مسیر پیشرفت بازمی‌ماند. وحدت و همدلی موتور اصلی توسعه است.

    وزیر میراث‌فرهنگی گلستان را نماد عینی انسجام ملی دانست و گفت: اقوام مختلف در کنار هم زندگی می‌کنند و هیچ‌کس بر دیگری برتری ندارد. این اصل در زیست اجتماعی گلستان مشهود است.

    صالحی‌امیری با تقدیر از جایگاه ترکمن‌ها بیان کرد: ترکمن‌های ایران سرمایه‌های ملی کشور هستند؛ مردمانی نجیب، وفادار و نقش‌آفرین در تاریخ این سرزمین.

    وی در بخش فرهنگی خاطرنشان کرد: گلستان بیش از هزار اثر ثبت ملی دارد و از دیوار تاریخی گرگان تا گنبد قابوس، ظرفیت‌های فرهنگی و گردشگری بزرگی در این استان وجود دارد.

    وزیر میراث‌فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی ادامه داد: ایجاد موزه بزرگ مردم‌شناسی در مجموعه ۵۰ هکتاری استان، تا یک سال آینده به بهره‌برداری می‌رسد و به قطب بزرگ گردشگری تبدیل خواهد شد.


    صیانت از روستاها، توانمندسازی زنان و هنرمندان و هدایت هدفمند گردشگران محور راهبرد دولت برای توسعه اقتصادی، فرهنگی و گردشگری است.


    او با اشاره به سرمایه‌گذاری در گردشگری گفت: سال ۱۴۰۵ همایش بزرگ سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های گردشگری گلستان برگزار خواهد شد و بسته‌های آماده سرمایه‌گذاری برای این بخش معرفی می‌شود.

    صالحی‌امیری افزود: این اقدامات نشان می‌دهد گلستان وارد مرحله‌ای نوین از توسعه گردشگری شده و فرصت‌های اقتصادی روستایی افزایش یافته است.

    وی درباره هدایت گردشگران گفت: هدایت هدفمند به اقامتگاه‌های بوم‌گردی باعث حفظ فرهنگ روستایی و افزایش درآمد ساکنان می‌شود.

    وزیر میراث‌فرهنگی تصریح کرد: توانمندسازی زنان در حوزه گردشگری و صنایع‌دستی به رشد اقتصادی و کاهش مهاجرت روستایی کمک می‌کند.

    وی افزود: بازاریابی محصولات محلی و صنایع‌دستی، زمینه توسعه پایدار و افزایش رقابت‌پذیری اقتصادی را فراهم می‌کند.

    صالحی‌امیری ادامه داد: حمایت از تولیدات روستایی در محل و حذف واسطه‌ها، ارزش افزوده بیشتری برای تولیدکنندگان ایجاد می‌کند و اقتصاد روستا را تقویت می‌کند.

    او درباره نقش انسجام اجتماعی گفت: همزیستی مسالمت‌آمیز اقوام و حفظ میراث فرهنگی، پایه‌های اصلی توسعه اقتصادی و فرهنگی کشور هستند.

    وزیر میراث‌فرهنگی تاکید کرد: گلستان امروز نه تنها الگویی برای ایران، بلکه نمونه الهام‌بخش برای برنامه‌ریزی توسعه گردشگری و فرهنگی در سطح ملی است.

    وی افزود: هدف ما ایجاد زنجیره‌ای از بوم‌گردی‌هاست که گردشگران را به تجربه سبک زندگی روستایی و هنر محلی دعوت کند.

    صالحی‌امیری ادامه داد: این الگو علاوه بر تقویت اقتصاد محلی، باعث افزایش شناخت گردشگران از فرهنگ و آداب و رسوم اقوام مختلف می‌شود.

    او درباره حمایت از زنان گفت: توانمندسازی زنان در صنایع‌دستی و گردشگری موجب ایجاد اشتغال پایدار و افزایش مشارکت اقتصادی در روستاها می‌شود.

    وزیر میراث‌فرهنگی تاکید کرد: بازاریابی هدفمند، ایجاد بازارچه‌ها و حذف واسطه‌ها، راهکار اصلی افزایش درآمد روستاییان است.

    وی افزود: توسعه زیرساخت‌های گردشگری، بهره‌گیری از ظرفیت‌های طبیعی و فرهنگی و ایجاد فرصت‌های سرمایه‌گذاری، کلید موفقیت گلستان در گردشگری است.

    صالحی‌امیری گفت: گلستان امروز نمونه موفق تلفیق توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است که می‌تواند به الگویی ملی تبدیل شود.

    او در پایان گفت‌وگو خاطرنشان کرد: با استمرار این سیاست‌ها، گلستان نه تنها یک استان موفق، بلکه الگویی برای ایران‌زمین در توسعه گردشگری و اقتصاد روستایی خواهد بود.

  • جشنواره اقوام نتیجه تلاش مشترک مردم و مسئولان است

    جشنواره اقوام نتیجه تلاش مشترک مردم و مسئولان است

    به گزارش بازار کسب و کار فریدون فعالی در گفت‌وگو با خبرنگار ما اظهار کرد: همه دستگاه‌های اجرایی، مدیران و مسئولان کنار مردم و اقوام مختلف تلاش کردند تا جشنواره امسال متفاوت و باشکوه برگزار شود.

    او ادامه داد: ویژگی این دوره از جشنواره، اجرای شب‌های فرهنگی توسط نمایندگان قزاقستان، تاجیکستان و ازبکستان است. این اتفاق باعث شده جشنواره رنگ و بوی بین‌المللی پیدا کند.

    فعالی گفت: هدف ما این است که همه مردم استان گلستان بتوانند از این جشنواره بهره ببرند. به همین دلیل، آیین‌ها و برنامه‌های اقوام مختلف هم‌زمان در هشت شهرستان استان برگزار می‌شود.

    او افزود: این کار باعث می‌شود همه مردم، حتی کسانی که در مرکز استان نیستند، بتوانند در جشنواره شرکت کنند و با فرهنگ اقوام مختلف آشنا شوند.

    مدیرکل میراث فرهنگی گلستان خاطرنشان کرد: برگزاری جشنواره با این همه نظم و انسجام حاصل اتحاد و همکاری مدیران، مسئولان و مردم است.

    فعالی تاکید کرد: این جشنواره بار دیگر نشان داد مردم گلستان چقدر با هم متحد و همدل هستند.

    او در مورد نقش فرهنگ اقوام در استان گفت: فرهنگ، آیین‌ها و سنت‌های اقوام، نقطه قوت و عامل وحدت ماست. وقتی مردم با این فرهنگ‌ها آشنا شوند، همبستگی جامعه بیشتر می‌شود.

    فعالی همچنین اشاره کرد که نمایشگاه‌های صنایع دستی و غذاهای محلی، بخش مهمی از جشنواره هستند و بازدیدکنندگان فرصت دارند با هنر و زندگی روزمره اقوام مختلف آشنا شوند.

    او ادامه داد: برگزاری چنین جشنواره‌هایی نه تنها تجربه فرهنگی برای مردم فراهم می‌کند، بلکه فرصت خوبی برای گردشگری داخلی و حتی بین‌المللی است.


    با حضور وزیر میراث فرهنگی و مشارکت اقوام ایرانی و نمایندگان سه کشور آسیای میانه، جشنواره امسال ترکیبی از فرهنگ، آیین‌ها و هنرهای سنتی را در سراسر استان به نمایش گذاشت.


    مدیرکل میراث فرهنگی گلستان از مشارکت فعال جوانان و هنرمندان استان در جشنواره تقدیر کرد و گفت: این حضور باعث شده جشنواره پرانرژی و پویا باشد.

    فعالی افزود: همکاری با نمایندگان کشورهای آسیای میانه، جشنواره را رنگ و بوی بین‌المللی داده و تجربه متفاوتی برای مردم ایجاد کرده است.

    او گفت: تداوم برگزاری این جشنواره‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ اقوام نه تنها یک میراث تاریخی است، بلکه نقش مهمی در توسعه اجتماعی و فرهنگی استان دارد.

    فعالی یادآور شد: ما امیدواریم که این جشنواره الهام‌بخش سایر استان‌ها نیز باشد تا فرهنگ و هنر اقوام ایرانی بیش از پیش دیده شود.

    او با لبخند افزود: وقتی مردم در کنار هم جشن می‌گیرند و آیین‌ها را اجرا می‌کنند، حس همدلی و شادی بین مردم بیشتر می‌شود.

    فعالی تاکید کرد: این جشنواره نشان داد که فرهنگ و هنر اقوام می‌تواند مردم را به هم نزدیک کند و باعث افتخار استان شود.

    او گفت: برای ما مهم است که مردم از نزدیک با صنایع دستی و هنرهای محلی آشنا شوند و ارزش‌های فرهنگی خود را بهتر بشناسند.

    فعالی در پایان اظهار کرد: جشنواره امسال ترکیبی از سنت و مدرنیته بود و ما تلاش کردیم همه اقشار مردم در آن مشارکت داشته باشند.

    او افزود: این جشنواره فرصتی است تا گلستان نه تنها در ایران بلکه در سطح بین‌المللی به عنوان مرکز فرهنگ و گردشگری شناخته شود.

    فعالی با اشاره به نقش مسئولان و مردم گفت: همکاری و همبستگی همه دستگاه‌ها و اقوام، کلید موفقیت این جشنواره بود.

    او در نهایت گفت: امیدواریم این جشنواره الهام‌بخش برنامه‌های فرهنگی دیگر نیز باشد و فرهنگ اقوام در همه جای کشور پررنگ‌تر دیده شود.

     

  • حذف خاموش، هزینه‌های آشکار

    حذف خاموش، هزینه‌های آشکار

    به گزارش بازار کسب و کار موضوع بودجه فرهنگی همچنان در صدر خبرهای خروجی از مجلس و اظهارنظر نمایندگان و مدیران مسئول رسانه‌ها قرار دارد. فضای عمومی کشور شاهد جدل، نقد و تبادل نظرهای تند درباره جایگاه فرهنگ در بودجه است؛ جدلی که نشان می‌دهد فرهنگ از یک موضوع حاشیه‌ای عبور کرده و به مسئله‌ای بحرانی در سیاست‌گذاری تبدیل شده است. این وضعیت، زنگ خطری جدی برای ساختار تصمیم‌گیری کشور محسوب می‌شود.

    در نگاه مردم اما مسئله شکل ملموس‌تری دارد. افکار عمومی معتقد است حتی همان بودجه فرهنگی محدود نیز اثرگذاری مشخصی ندارد. این پرسش جدی مطرح است که اگر منابع فرهنگی تخصیص می‌یابد، خروجی آن کجاست و چرا در زندگی روزمره جامعه دیده نمی‌شود. این شکاف میان بودجه و واقعیت، بی‌اعتمادی گسترده‌ای ایجاد کرده است.

    مردم برای اثبات این ادعا به شواهد عینی اشاره می‌کنند. تالارها، رستوران‌ها و مراکز اقامتی و تفریحی، کمترین نشانه‌های فرهنگی را در خود دارند. فضاهایی که باید نماد رعایت اصول فرهنگی باشند، عملاً به محیط‌هایی خنثی یا حتی ضدفرهنگی تبدیل شده‌اند. این وضعیت نشان‌دهنده ضعف عمیق در نظارت و اجراست.

    حتی فضاهای اختصاص‌یافته برای اقامه نماز در برخی مراکز عمومی، در شرایطی نامناسب و بعضاً تحقیرآمیز قرار دارند. این مسئله صرفاً یک بی‌توجهی ساده نیست، بلکه نماد بی‌اولویتی فرهنگ در سیاست‌های اجرایی است. وقتی ابتدایی‌ترین الزامات فرهنگی رعایت نمی‌شود، صحبت از توسعه فرهنگی بی‌معناست.

    در سطحی عمیق‌تر، جامعه شاهد جابه‌جایی مفاهیم و ارزش‌هاست. جایی که روایت‌ها دچار تحریف می‌شوند و مرز میان جلاد و شهید مخدوش می‌گردد، اما هیچ دستگاهی مسئولیت اصلاح را بر عهده نمی‌گیرد. این سکوت ساختاری، نتیجه مستقیم ضعف سیاست‌گذاری فرهنگی است.

    مسئولیت برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی به پایین‌ترین سطوح اجرایی واگذار شده است، در حالی که دستگاه‌های بالادستی و نهادهای مرتبط عملاً ترک فعل کرده‌اند. این زنجیره ناقص اجرا، نشان می‌دهد فرهنگ نه‌تنها اولویت نیست، بلکه به مسئله‌ای رهاشده تبدیل شده است.

    در کنار این وضعیت، قدرت رسانه‌های داخلی نیز به‌طور محسوسی کاهش یافته است. رسانه‌هایی که باید نقش پیشران فرهنگی را ایفا کنند، با محدودیت منابع، کاهش اعتماد عمومی و ضعف حمایت مواجه‌اند. این تضعیف تدریجی، تصادفی نیست و ریشه در سیاست‌های بودجه‌ای دارد.


    وقتی فرهنگ در منطق بودجه‌ریزی به حاشیه رانده می‌شود، پیامد آن فقط ضعف فرهنگی نیست. از تضعیف رسانه‌ها تا افزایش آسیب‌های اجتماعی و ناامنی، همه به هم متصل‌اند. نمایندگان مجلس هشدار می‌دهند حذف فرهنگ امروز، هزینه‌های سنگین فردا را رقم می‌زند.سؤال اصلی اینجاست؛ بودجه فرهنگ کجاست و چه کسی پاسخ‌گوی ترک فعل‌هاست؟


    رسانه ملی نیز از تکرار محتوا و فقدان جذابیت رنج می‌برد. برنامه‌هایی که نتوانسته‌اند با مخاطب ارتباط مؤثر برقرار کنند، نشانه‌ای از فقر سرمایه‌گذاری فرهنگی هستند. فرهنگ بدون پشتیبانی مالی و مدیریتی، توان تولید معنا و اثرگذاری ندارد.

    در چنین شرایطی، اظهارات نمایندگان مجلس اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. بیت‌الله عبداللهی، نماینده مردم اهر و هریس، با انتقاد صریح از کوچک‌نویسی بودجه فرهنگ تأکید می‌کند که این ارقام نه با نیاز جامعه همخوانی دارد و نه با ادعاهای سیاست‌گذاری فرهنگی. این اعداد کوچک، عملاً فرهنگ را از چرخه تصمیم‌سازی حذف می‌کنند.

    او تصریح می‌کند وقتی عددها آن‌قدر کوچک نوشته می‌شوند، صدای فرهنگ شنیده نمی‌شود. این سکوت عددی، پیام روشنی دارد؛ فرهنگ در اولویت نظام بودجه‌ریزی کشور قرار ندارد و این مسئله آثار بلندمدت خطرناکی خواهد داشت.

    مهرداد لاهوتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، نگاه ساختاری‌تری به مسئله دارد. به باور او، خطای اصلی فقط کم بودن رقم نیست، بلکه جایگاه فرهنگ در منطق بودجه‌ریزی کشور دچار اشکال است. وقتی فرهنگ در حاشیه ساختار تصمیم‌گیری قرار گیرد، طبیعی است که سهم آن نیز ناچیز باشد.

    این حاشیه‌نشینی، به بی‌اثری سیاست‌های فرهنگی منجر می‌شود. بودجه‌ای که از ابتدا در اولویت نباشد، در اجرا نیز جدی گرفته نخواهد شد و جامعه هزینه این بی‌توجهی را پرداخت می‌کند.

    احمد بیگدلی، نماینده مردم خدابنده، از «حذف خاموش فرهنگ» سخن می‌گوید. به گفته او، ردیف فرهنگی در ظاهر حذف نشده، اما آن‌قدر کوچک شده که کارکرد خود را از دست داده است. این نوع حذف، خطرناک‌تر از حذف رسمی است، زیرا مسئولیت‌پذیری را از میان می‌برد.

    حذف خاموش به معنای بودجه‌ای بدون اثر و مدیریتی بدون پاسخ‌گویی است. همین وضعیت باعث شده مردم احساس کنند فرهنگ فقط در اسناد وجود دارد، نه در زندگی واقعی.

    از منظر اقتصادی نیز این سیاست یک خطای محاسباتی جدی محسوب می‌شود. سعید رحمت‌زاده، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، تأکید می‌کند که کاهش سهم فرهنگ در بودجه، صرفاً یک تصمیم فرهنگی نیست، بلکه اشتباهی در سیاست‌گذاری اقتصادی است. تضعیف فرهنگ، هزینه‌های آینده کشور را افزایش می‌دهد.

    جامعه‌ای که فرهنگ در آن تضعیف شود، با رشد آسیب‌های اجتماعی مواجه خواهد شد. این آسیب‌ها هزینه‌های سنگین اقتصادی، امنیتی و اجتماعی به همراه دارند؛ هزینه‌هایی که چندین برابر بودجه فرهنگ است.

    بی‌توجهی به فرهنگ، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند. کاهش اعتماد عمومی، مستقیماً بر اقتصاد اثر می‌گذارد و محیط کسب‌وکار را ناامن می‌کند. فرهنگ و اقتصاد دو مسیر جداگانه نیستند، بلکه به‌شدت به هم وابسته‌اند.

    در بازار نیز آثار این غفلت کاملاً محسوس است. کسب‌وکار بدون پشتوانه فرهنگی، فاقد پایداری است. اخلاق حرفه‌ای، اعتماد مشتری و هویت برند همگی در سایه ضعف فرهنگی آسیب می‌بینند.

    وقتی نظارت فرهنگی ضعیف باشد، فضای عمومی به سمت بی‌نظمی حرکت می‌کند. این بی‌نظمی، هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش می‌دهد و امنیت سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد. هیچ بازاری در فضای بی‌ثبات رشد نمی‌کند.

    بخش خصوصی نیز از این وضعیت متضرر می‌شود. نبود سیاست فرهنگی شفاف، ریسک فعالیت اقتصادی را بالا می‌برد و سرمایه‌گذاران را مردد می‌کند. ثبات فرهنگی، پیش‌شرط ثبات اقتصادی است.

    از منظر اجتماعی، کاهش بودجه فرهنگ به تعمیق شکاف‌های اجتماعی منجر می‌شود. گسست نسلی، تضعیف گفتمان ملی و افزایش تنش‌های اجتماعی از پیامدهای مستقیم این رویکرد است.

    فرهنگ ابزار پیشگیری است، نه هزینه اضافی. تضعیف این ابزار، سیاست‌گذار را ناچار به درمان‌های پرهزینه و دیرهنگام می‌کند؛ درمان‌هایی که اغلب اثربخشی محدودی دارند.

    در این میان، نقش دستگاه‌های نظارتی بسیار کمرنگ است. بودجه تخصیص می‌یابد، اما نظارت مؤثر بر نحوه هزینه‌کرد آن وجود ندارد. این خلأ نظارتی، زمینه‌ساز انحراف منابع و تشدید بی‌اعتمادی عمومی شده است.

    ترک فعل مدیران فرهنگی به یک روند نگران‌کننده تبدیل شده است. هیچ‌کس مسئول خروجی ضعیف نیست و همه کمبود بودجه را بهانه می‌کنند، در حالی که مسئله اصلی، اولویت و اراده مدیریتی است.

    مجلس شورای اسلامی در این نقطه مسئولیت سنگینی دارد. نه‌تنها در تصویب بودجه، بلکه در نظارت بر اجرای آن. پرسش اساسی این است که این نقش نظارتی تا چه حد جدی گرفته می‌شود و چرا خروجی ملموسی دیده نمی‌شود.

    جامعه امروز نشانه‌های این غفلت را به‌روشنی مشاهده می‌کند. از کیفیت فضاهای عمومی گرفته تا محتوای رسانه‌ای، همه بیانگر سال‌ها بی‌توجهی به فرهنگ هستند.

    اگر فرهنگ در اولویت نباشد، هیچ برنامه توسعه‌ای به نتیجه نخواهد رسید. توسعه بدون فرهنگ، صرفاً یک توهم آماری است که دیر یا زود فرو می‌ریزد.

    بودجه فرهنگ را می‌توان کوچک نوشت، اما هزینه بی‌فرهنگی را نمی‌توان حذف کرد. این هزینه‌ها در امنیت، اقتصاد و انسجام اجتماعی بروز می‌کند و با شدت بیشتری بازمی‌گردد.

    امروز زمان بازنگری جدی در نگاه به فرهنگ فرا رسیده است. فرهنگ باید به‌عنوان زیرساخت توسعه دیده شود، نه یک ردیف هزینه‌ای قابل حذف. بی‌توجهی به این واقعیت، آینده کشور را پرهزینه‌تر خواهد کرد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    فرهنگ، زیرساخت پنهان بازار است. بدون فرهنگ سازمانی و اجتماعی، اعتماد شکل نمی‌گیرد و بازار دچار فرسایش می‌شود. کاهش بودجه فرهنگ، مستقیماً هزینه مبادله را افزایش می‌دهد و ریسک فعالیت اقتصادی را بالا می‌برد.

    بازار بدون رسانه قوی، شفافیت ندارد. تضعیف رسانه‌ها یعنی تضعیف جریان اطلاعات و اختلال در تصمیم‌گیری اقتصادی. بودجه فرهنگ در واقع بودجه شفافیت و اعتماد است.

    فعالان اقتصادی به ثبات اجتماعی نیاز دارند و این ثبات بدون سرمایه فرهنگی ممکن نیست. هر ریال صرفه‌جویی در فرهنگ، چند برابر هزینه در اقتصاد تحمیل می‌کند.

    نادیده گرفتن فرهنگ، یک خطای راهبردی برای جامعه و بازار است. اصلاح نگاه به بودجه فرهنگی، سرمایه‌گذاری برای کاهش ریسک‌های آینده اقتصاد کشور محسوب می‌شود.

  • خطری پنهان برای معیشت

    خطری پنهان برای معیشت

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار فرهنگ موتور نامرئی حیات اجتماعی است؛ موتوری که اگر از حرکت بایستد، جامعه هرچند ظاهراً فعال، در باطن دچار فرسودگی می‌شود. نگاه تقلیل‌گرایانه به فرهنگ، آن را به ردیفی قابل حذف در زمان کسری بودجه تبدیل کرده و این رویکرد، پیامدهایی فراتر از حوزه فرهنگ به همراه دارد.

    محمدرضا احمدی‌سنگری، نماینده مردم رشت، با انتقاد از سهم ناچیز فرهنگ در بودجه تأکید می‌کند این عدد کوچک، بازتاب برداشت غلطی است که سال‌ها تصمیم‌گیری را از واقعیت‌های اجتماعی دور کرده است. این نگاه، فرهنگ را هزینه‌ای غیرضروری می‌بیند نه سرمایه‌ای مولد.

    در شرایطی که فشارهای اقتصادی معیشت مردم را تنگ کرده، حذف یا تضعیف فرهنگ عملاً به تشدید همین فشارها منجر می‌شود. نبود برنامه‌های فرهنگی مؤثر، زمینه‌ساز افزایش ناهنجاری‌ها، کاهش سرمایه اجتماعی و رشد هزینه‌های پنهان برای خانوارهاست.

    تجربه کشورهای توسعه‌یافته نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری فرهنگی، بخشی از راهبرد اقتصادی بلندمدت است. این کشورها فرهنگ را ابزاری برای کاهش هزینه‌های اجتماعی، افزایش بهره‌وری نیروی انسانی و تقویت قدرت نرم می‌دانند.

    در ایران اما بودجه فرهنگ اغلب قربانی کسری‌ها و سوءمدیریت‌های ساختاری می‌شود. به‌جای اصلاح بنگاه‌های زیان‌ده یا مهار هزینه‌های ناکارآمد، ساده‌ترین راه، کوچک‌سازی فرهنگ انتخاب شده است.

    مجتبی یوسفی، نماینده مردم اهواز، بودجه فرهنگی را قطره‌ای در برابر دریای نیازهای جامعه توصیف می‌کند. وقتی چنین سهم اندکی اختصاص می‌یابد، انتظار اثرگذاری واقعی فرهنگی، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود.

    ضعف فرهنگ، مستقیماً به تضعیف معیشت گره می‌خورد. جامعه‌ای با سرمایه فرهنگی پایین، هزینه بیشتری برای کنترل آسیب‌ها، امنیت، درمان و حتی آموزش می‌پردازد؛ هزینه‌هایی که نهایتاً از جیب مردم تأمین می‌شود.

    کوچک‌سازی فرهنگ همچنین تهدیدی برای امنیت اجتماعی است. احمد فاطمی هشدار می‌دهد توقف فعالیت‌های فرهنگی، ارتباط نسل جدید با مفاخر و ریشه‌های تمدنی را قطع می‌کند و این گسست، انسجام ملی را تضعیف می‌سازد.

    وقتی نوجوان امروز پیوندی با هویت تاریخی خود نداشته باشد، الگوهای جایگزین را از منابع بیرونی و گاه ناسازگار با منافع ملی دریافت می‌کند. این فرآیند، هزینه‌های فرهنگی را به هزینه‌های امنیتی تبدیل می‌کند.

    فاطمی کاهش بودجه فرهنگ را خطایی راهبردی می‌داند که مستقیماً به قدرت نرم کشور آسیب می‌زند. قدرت نرمی که در جهان امروز، مکمل قدرت اقتصادی و سیاسی است و بدون آن، حتی مزیت‌های اقتصادی نیز شکننده خواهند بود.

    از منظر اقتصادی، فرهنگ بستری برای شکل‌گیری صنایع خلاق، گردشگری فرهنگی و اشتغال پایدار است. تضعیف این بخش، فرصت‌های شغلی بالقوه را از جوانان می‌گیرد و فشار بیکاری را افزایش می‌دهد.


    وقتی بودجه فرهنگ به «قطره‌ای» در برابر دریای نیازهای اجتماعی تقلیل می‌یابد، پیامد آن تنها تضعیف نهادهای فرهنگی نیست؛ بلکه فرسایش تدریجی هویت، افزایش آسیب‌های اجتماعی و فشار مضاعف بر معیشت مردم است.


    مصطفی پوردهقان، نماینده مردم اردکان، تأکید می‌کند فرهنگ هزینه‌بر نیست؛ بلکه کاهنده هزینه‌هاست. هر ریالی که در فرهنگ سرمایه‌گذاری شود، می‌تواند چند برابر آن را از هزینه‌های اجتماعی و معیشتی بکاهد.

    او سهم ناچیز فرهنگ در بودجه را شبیه پیوست فرعی می‌داند نه بخش راهبردی. این نگاه، تناقض آشکاری با انتظار انسجام اجتماعی و تحول نسلی دارد.

    وقتی بنگاه‌های عظیم دولتی با زیان‌های کلان، سهم اصلی بودجه را می‌بلعند، طبیعی است که فرهنگ زیر سایه آن‌ها گم شود. اما نتیجه این اولویت‌بندی غلط، فشار مضاعف بر زندگی روزمره مردم است.

    فرهنگ ضعیف، مصرف‌گرایی افراطی، ناامیدی اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی را تقویت می‌کند؛ عواملی که مستقیماً به کاهش تاب‌آوری اقتصادی خانوارها منجر می‌شود.

    در چنین شرایطی، حذف یا کوچک‌سازی فرهنگ نه صرفه‌جویی، بلکه انتقال هزینه به آینده است؛ آینده‌ای که مردم باید بهای آن را با معیشت و آرامش خود بپردازند.

    بازتعریف فرهنگ به‌عنوان سرمایه اجتماعی و اقتصادی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. بدون این بازتعریف، هر برنامه اقتصادی نیز بر زمینی سست بنا خواهد شد.

    تصمیم‌گیران باید بپذیرند که فرهنگ، زیرساخت نامرئی توسعه است. همان‌گونه که جاده و برق بدون نگهداری فرسوده می‌شوند، فرهنگ نیز بدون سرمایه‌گذاری فرو می‌ریزد.

    تداوم این روند، شکاف نسلی و اجتماعی را عمیق‌تر می‌کند و هزینه‌های ترمیم آن، به‌مراتب بیشتر از بودجه‌ای است که امروز حذف می‌شود.

    فرهنگ اگر درست دیده شود، می‌تواند به کاهش آسیب‌ها، افزایش امید اجتماعی و بهبود کیفیت زندگی مردم کمک کند؛ امری که مستقیماً بر معیشت اثرگذار است.

    نادیده‌گرفتن فرهنگ، به معنای نادیده‌گرفتن انسان به‌عنوان محور توسعه است؛ توسعه‌ای که بدون انسان آگاه و امیدوار، صرفاً عددی روی کاغذ باقی می‌ماند.

    در نهایت، حذف آرام فرهنگ شاید در کوتاه‌مدت به تراز شدن بودجه کمک کند، اما در بلندمدت، تراز زندگی مردم را برهم می‌زند و جامعه را با هزینه‌هایی سنگین‌تر مواجه می‌سازد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    فرهنگ ضعیف، بازار ضعیف می‌سازد؛ زیرا اعتماد، اخلاق حرفه‌ای و سرمایه اجتماعی از دل فرهنگ زاده می‌شود و بدون آن، فضای کسب‌وکار شکننده خواهد بود.

    سرمایه‌گذاری فرهنگی می‌تواند زمینه‌ساز رشد صنایع خلاق، گردشگری و اشتغال محلی شود؛ حوزه‌هایی که مستقیماً با معیشت مردم پیوند دارند.

    کوچک‌سازی فرهنگ، به معنای بزرگ‌سازی ریسک‌های اقتصادی است؛ ریسک‌هایی که فعالان بازار و خانوارها نخستین قربانیان آن هستند.

    بازار سالم، نیازمند جامعه‌ای با هویت، امید و انسجام است و این مؤلفه‌ها بدون سیاست فرهنگی هوشمند شکل نمی‌گیرند.

    اگر فرهنگ به‌درستی دیده نشود، هزینه‌های پنهان آن دیر یا زود به بازار، معیشت و امنیت اقتصادی مردم تحمیل خواهد شد.

  • صدای یک کارمند از دل سفره‌های خالی

    صدای یک کارمند از دل سفره‌های خالی

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار بودجه‌نویسی در ایران سال‌هاست با انتقادات کارشناسی همراه است، اما به باور این شهروند، کمتر دولتی گوش شنوایی برای این هشدارها داشته است. او معتقد است تداوم تخصیص منابع به بخش‌های ناکارآمد، ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی و فرهنگی امروز کشور است. این نگاه از دل تجربه زیسته یک کارمند شکل گرفته، نه از پشت میزهای مدیریتی.

    نخستین محور اعتراض، ادامه حیات شرکت‌های دولتی زیان‌ده است که دولت‌ها به زیان‌ده بودن آن‌ها واقف‌اند اما اراده‌ای برای حذف یا اصلاح ساختاری‌شان دیده نمی‌شود. این شرکت‌ها سالانه بخش قابل توجهی از بودجه عمومی را می‌بلعند. منابعی که می‌توانست مستقیماً صرف بهبود معیشت مردم شود.

    در کنار شرکت‌های زیان‌ده، نهادها و ارگان‌هایی قرار دارند که به گفته این شهروند «بی‌خاصیت» شده‌اند. نهادهایی که صرفاً به واسطه نام و ساختارشان بودجه می‌گیرند، بی‌آنکه خروجی ملموسی برای جامعه داشته باشند. تداوم این روند، بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نظام بودجه‌ریزی را تشدید کرده است.

    در حوزه فرهنگ، پراکندگی نهادی یکی از جدی‌ترین چالش‌ها عنوان می‌شود. ده‌ها ارگان و دستگاه با مأموریت‌های مشابه فرهنگی فعالیت می‌کنند، اما بازخورد اجتماعی آن‌ها ناچیز است. مسائلی چون حجاب، نماز و سبک زندگی اسلامی، علی‌رغم هزینه‌های بالا، همچنان محل مناقشه‌اند.

    این شهروند پیشنهاد می‌دهد تجمیع تمام نهادهای فرهنگی در یک وزارتخانه متمرکز، مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، می‌تواند هم از اتلاف بودجه جلوگیری کند و هم پاسخگویی را افزایش دهد. پراکندگی فعلی، به زعم او، تنها به افزایش هزینه‌ها و کاهش اثربخشی انجامیده است.

    نقش سلبریتی‌ها در تحولات فرهنگی نیز مورد انتقاد جدی قرار می‌گیرد. به باور این شهروند، برخی چهره‌های مشهور با رفتار و اظهارنظرهای خود تأثیرات منفی گسترده‌ای بر جامعه می‌گذارند، بی‌آنکه نظارت یا برخورد مؤثری با آن‌ها صورت گیرد. این پرسش مطرح می‌شود که نهادهای ناظر فرهنگی کجای این ماجرا ایستاده‌اند؟


    وقتی کارمند با حداقل حقوق زیر بار تورم خم می‌شود، بودجه‌های فرهنگیِ بی‌اثر و نهادهای پرهزینه، بیش از آنکه راه‌حل باشند، به مسئله‌ای تازه تبدیل می‌شوند.


    در این میان، نقش دستگاه قضایی نیز به چالش کشیده می‌شود. آیا عدالت تنها برای مردم عادی اجرا می‌شود؟ این شهروند صراحتاً می‌پرسد چرا برخی مسئولان و سلبریتی‌ها عملاً از پاسخگویی و مجازات مصون به نظر می‌رسند. این احساس تبعیض، سرمایه اجتماعی را فرسوده می‌کند.

    صداوسیما بخش دیگری از این نقد صریح است. سازمانی که به گفته این شهروند، از محل تبلیغات درآمد قابل توجهی دارد، اما هر سال با افزایش چشمگیر بودجه دولتی مواجه می‌شود. این افزایش بیش از ۵۰ درصدی، در شرایط فشار اقتصادی بر مردم، محل سؤال جدی است.

    او می‌پرسد صداوسیما چه دستاورد فرهنگی تازه‌ای برای جامعه داشته است؟ تکرار چندباره فیلم‌های قدیمی و برنامه‌های کم‌اثر، نمی‌تواند توجیهی برای چنین بودجه‌ای باشد. این نگاه، بازتاب نارضایتی بخش بزرگی از مخاطبان رسانه ملی است.

    افزایش مستمر بودجه مجلس نیز از دیگر محورهای انتقاد است. به گفته این شهروند، هر ساله این افزایش تکرار می‌شود، بی‌آنکه نظارت یا مقاومت جدی در برابر آن شکل بگیرد. این موضوع در حالی رخ می‌دهد که بسیاری از بخش‌های حیاتی کشور با کمبود منابع مواجه‌اند.

    سؤال اساسی او این است که آیا مجلس واقعاً در اندیشه حل مشکلات مردم است یا درگیر لابی‌گری‌های درون‌ساختاری؟ عملکرد ضعیف برخی وزرا و عدم استیضاح آن‌ها، این تردید را تقویت کرده است. سکوت هیأت رئیسه مجلس در برابر این ضعف‌ها، به باور او قابل توجیه نیست.

    اما شاید مهم‌ترین بخش این اعتراض، به وضعیت حقوق کارکنان دولت بازگردد. کارمندانی که هر سال با وعده‌های افزایش حقوق مواجه می‌شوند، اما در عمل افزایش‌ها ناچیز و یک‌باره است. این در حالی است که قیمت‌ها به صورت روزانه بالا می‌روند.

    این شهروند با زبانی تلخ اما صادقانه می‌گوید: «کارمند هر روز بدبخت‌تر می‌شود.» فاصله میان حقوق و هزینه‌های زندگی، به حدی رسیده که بسیاری از کارکنان دولتی نیز زیر خط معیشت قرار گرفته‌اند. این واقعیت، چهره جدیدی از فقر پنهان را نشان می‌دهد.

    او پرسشی بنیادین مطرح می‌کند؛ آیا شکم گرسنه می‌تواند دغدغه فرهنگ داشته باشد؟ وقتی تأمین حداقل‌های زندگی دشوار است، انتظار توجه جدی به مسائل فرهنگی، انتظاری غیرواقع‌بینانه به نظر می‌رسد. فرهنگ بدون پشتوانه معیشتی، شعاری توخالی است.

    به اعتقاد این شهروند، رسانه‌ها نباید صرفاً به کاهش بودجه فرهنگی واکنش نشان دهند. آن‌ها باید همزمان به بحران معیشت و مسئله افزایش حقوق‌ها بپردازند. فرهنگ و اقتصاد دو روی یک سکه‌اند و جدا دیدن آن‌ها، تحلیل ناقصی از واقعیت جامعه ارائه می‌دهد.

    در مجموع، این اظهارات تصویری روشن از نارضایتی قشر حقوق‌بگیر ارائه می‌دهد. قشری که نه جزو ثروتمندان است و نه در آمار رسمی فقرا دیده می‌شود، اما بیشترین فشار اقتصادی را تحمل می‌کند. صدای این قشر، صدای خاموش بودجه‌های ناعادلانه است.

    این نقدها نشان می‌دهد اصلاح بودجه، صرفاً یک اقدام فنی نیست، بلکه یک ضرورت اجتماعی و فرهنگی است. تا زمانی که تخصیص منابع با عدالت و کارآمدی همراه نشود، شکاف میان دولت و مردم عمیق‌تر خواهد شد.

    در نهایت، سخن این شهروند یادآور یک حقیقت ساده است؛ سیاست‌گذاری بدون توجه به معیشت مردم، محکوم به شکست است. فرهنگ، عدالت و اقتصاد، زنجیره‌ای به هم پیوسته‌اند که گسستن هر حلقه، کل جامعه را متأثر می‌کند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    بودجه‌ریزی ناکارآمد، مستقیماً بر قدرت خرید و رفتار اقتصادی خانوارها اثر می‌گذارد. کاهش توان مالی کارکنان دولت، به افت تقاضا در بازار و رکود پنهان دامن می‌زند. این چرخه، کسب‌وکارهای خرد را نیز تحت فشار قرار می‌دهد.

    تداوم حمایت از شرکت‌های زیان‌ده، فضای رقابتی سالم را از بین می‌برد. بخش خصوصی واقعی، در برابر بنگاه‌های رانتی و بودجه‌خوار، توان رقابت ندارد. نتیجه این وضعیت، کاهش سرمایه‌گذاری و فرار سرمایه انسانی است.

    در حوزه فرهنگ، هزینه‌کرد بدون بازده، نه‌تنها اثر تربیتی ندارد، بلکه به بی‌اعتمادی عمومی منجر می‌شود. بازار فرهنگ زمانی رونق می‌گیرد که مخاطب احساس صداقت و کارآمدی کند. بودجه به‌تنهایی فرهنگ‌ساز نیست.

    افزایش حقوق متناسب با تورم، یک هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری اجتماعی است. کارمندِ با امنیت معیشتی، بهره‌وری بالاتر و مشارکت اجتماعی بیشتری دارد. این موضوع مستقیماً به بهبود فضای کسب‌وکار منجر می‌شود.

    در نهایت، بازنگری در اولویت‌های بودجه‌ای، می‌تواند همزمان معیشت، فرهنگ و اقتصاد را نجات دهد. صدای این شهروند، هشداری است برای سیاست‌گذاران که پیش از دیر شدن، پیوند گسسته میان سفره مردم و تصمیمات بودجه‌ای را ترمیم کنند.

  • بودجه فرهنگ؛ زخمی که هر سال عمیق‌تر می‌شود

    بودجه فرهنگ؛ زخمی که هر سال عمیق‌تر می‌شود

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار فرهنگ در هر جامعه‌ای پیوست هویتی و ریشه‌ساز اصلی ارتباطات اجتماعی است؛ اما به باور برخی از نمایندگان مجلس، این ریشه مهم در سال‌های اخیر زیر بار کمبود بودجه تضعیف شده و توان اثرگذاری خود را از دست داده است. این مسئله یکی از هشدارهای جدی حوزه حکمرانی به شمار می‌رود.

    بهنام سعیدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، تأکید می‌کند که فرهنگ همیشه آخر صف بودجه بوده و این نگاه، مهم‌ترین نهادهای فرهنگی کشور را سال‌به‌سال تحلیل برده است. به گفته او، این روند باید پایان یابد و جایگاه فرهنگ در ساختار بودجه‌ای کشور بازتعریف شود.

    سعیدی توضیح می‌دهد که سهم فرهنگ تنها حدود دو و نیم درصد از کل بودجه است؛ رقمی که در مقایسه با نیازهای فرهنگی کشور به هیچ عنوان قابل اتکاء نیست. او معتقد است که حتی اداره امور جاری بسیاری از مراکز فرهنگی با این بودجه انجام‌پذیر نیست.

    این نماینده می‌گوید بسیاری از کتابخانه‌ها، انجمن‌ها و مراکز فرهنگی با حداقل امکانات به فعالیت ادامه می‌دهند و همین امر موجب شده کیفیت خدمات عمومی فرهنگی در وضعیت هشدار قرار گیرد. فاصله میان توان مالی این بخش و نیازهای واقعی جامعه هر سال گسترده‌تر می‌شود.

    بازار کسب‌وکار در تحلیل خود اشاره می‌کند که کوچک‌کردن فرهنگ، به معنای کوچک‌کردن سپر دفاع نرم کشور است. به باور این تحلیل، ساده‌ترین تصمیم دولت‌ها برای تنظیم هزینه‌ها، کاهش از بخش فرهنگ است؛ اما فرهنگ از آن حوزه‌هایی نیست که بتوان بدون پیامد از آن کاست.

    احد آزادی‌خواه، نماینده مردم ملایر، می‌گوید دستگاه‌های تصمیم‌گیر هنوز عمق نقش فرهنگ در حکمرانی ملی را درک نکرده‌اند. او تأکید می‌کند که کاهش سهم فرهنگی کشور، تنها یک عملیات مالی نیست؛ بلکه یک تصمیم تمدنی است با تبعات طولانی‌مدت.

    به گفته آزادی‌خواه، فرهنگ هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری پایدار برای آینده اجتماعی و هویتی کشور محسوب می‌شود. او هشدار می‌دهد که هر واحد کاهش بودجه در این بخش، در آینده چند برابر هزینه اجتماعی، رسانه‌ای و امنیتی به کشور تحمیل می‌کند.

    ابوالفضل ابوترابی، نماینده نجف‌آباد، تیران و کرون، نیز با انتقاد از سیاست‌های بودجه‌ای دولت، کاهش سهم فرهنگ را «کم‌کردن از ریشه‌های هویتی کشور» می‌داند. او تأکید می‌کند که کشوری بدون فرهنگ توانمند، در برابر هجمه‌های رسانه‌ای و هویتی آسیب‌پذیر خواهد بود.

    ابوترابی می‌گوید وقتی سهم فرهنگ تنها دو و نیم درصد است، یعنی یکی از مؤثرترین زمینه‌های توسعه ملی در اولویت آخر قرار گرفته است. به باور او، بی‌توجهی به فرهنگ در عمل یعنی بی‌توجهی به آینده نسل‌ها و انسجام اجتماعی کشور.

    در سال‌های اخیر گزارش‌هایی از فرسایش نهادهای فرهنگی منتشر شده است؛ از تعطیلی مراکز تا کاهش شدید برنامه‌ها و نبود توانایی برای رقابت با تولیدات رسانه‌ای خارجی. این وضعیت در نسل جوان اثرات قابل توجهی برجای گذاشته است.


    در حالی‌که فضای رسانه‌ای و اجتماعی کشور با چالش‌های جدی روبه‌روست، کوچک‌کردن بخش فرهنگ در سیاست‌های بودجه‌ای، مسیر آینده هویتی کشور را با ابهام روبه‌رو کرده؛ موضوعی که برخی از نمایندگان مجلس آن را «تصمیمی تمدنی» می‌دانند، نه صرفاً «مالی».


    کاهش بودجه موجب شده بسیاری از برنامه‌های هنری و اجتماعی یا حذف شوند یا با کیفیت بسیار پایین اجرا شوند. این ضعف باعث کم‌رنگ شدن نقش فرهنگ در زندگی روزمره و کاهش مشارکت اجتماعی مردم در برنامه‌های فرهنگی شده است.

    برخی از کارشناسان فرهنگی هشدار می‌دهند که با ادامه این روند، بخش خصوصی نیز انگیزه سرمایه‌گذاری در فرهنگ را از دست خواهد داد. نبود زیرساخت مناسب و نبود حمایت مالی پایدار، ریسک سرمایه‌گذاری را در این حوزه افزایش داده است.

    در دنیای امروز که رقابت فرهنگی میان کشورها در سطح رسانه‌های جهانی جریان دارد، تضعیف نهادهای فرهنگی داخلی به معنی کاهش قدرت روایت‌سازی ملی است. این موضوع نه‌تنها در داخل کشور بلکه در عرصه سیاست خارجی نیز اثرگذار است.

    برخی از نگاه‌های تحلیلگرانه معتقدند علاوه‌بر افزایش بودجه، ساختار فرهنگی کشور نیز نیازمند اصلاح و بازآرایی است. اما این نگاه نیز بر این نکته توافق دارد که اصلاح بدون پشتوانه مالی کافی، عملاً نتیجه‌بخش نخواهد بود.

    به باور منتقدان، رویکرد حکمرانی فرهنگی در کشور هنوز به جای نگاه راهبردی، نگاه هزینه‌ای دارد و همین امر موجب شده تصمیم‌های کلان در این حوزه جدی گرفته نشود. این مسئله در بلندمدت منجر به گسترش ضعف‌های فرهنگی خواهد شد.

    گزارش‌ها از استان‌های مختلف کشور نشان می‌دهد که بسیاری از مراکز فرهنگی با مشکلات جدی مالی روبه‌رو هستند. کاهش نیرو، تعطیلی برنامه‌ها و توقف فعالیت‌های آموزشی از جمله پیامدهای این وضعیت است.

    افت شدید کیفیت برنامه‌های فرهنگی، یکی دیگر از نتایج طبیعی کمبود بودجه است. وقتی منابع کاهش می‌یابد، سطح تولیدات هنری و رسانه‌ای نیز به‌شدت افت می‌کند و این کاهش کیفیت، ذائقه فرهنگی جامعه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

    برخی از نمایندگان مجلس تأکید دارند اگر امروز در تخصیص بودجه فرهنگ بازنگری صورت نگیرد، کشور در آینده هزینه‌های جبران‌ناپذیری را متحمل خواهد شد. آن‌ها خواهان بازبینی جدی در رویکرد دولت نسبت به این حوزه هستند.

    در نگاه مثبت، ظرفیت‌های جدیدی مانند فضای مجازی، فعالیت‌های مردمی و مشارکت بخش خصوصی وجود دارد که می‌تواند بخشی از کمبودها را جبران کند. اما این ظرفیت‌ها بدون حمایت ساختاری و مالی نمی‌توانند نقش مؤثری ایفا کنند.

    در نقطه مقابل، نگاه انتقادی می‌گوید که مسئله اصلی کمبود بودجه نیست؛ بلکه نبود نگاه راهبردی به فرهنگ است. این گروه معتقدند ابتدا باید جایگاه فرهنگ در سطح کلان کشور بازشناسی شود تا تخصیص منابع معنا پیدا کند.

    مجموع این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد که حوزه فرهنگ در ایران در آستانه یک نقطه تصمیم‌گیری مهم قرار گرفته است. یا باید از فرسایش مداوم آن جلوگیری کرد یا باید منتظر پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی بود.

    برخی از نمایندگان مجلس معتقدند که سهم فرهنگ در بودجه سال آینده باید به سطحی برسد که حداقل بتواند برنامه‌های اصلی و خدمات عمومی را پوشش دهد. این خواسته، به‌نوعی مطالبه‌ای ملی برای احیای فرهنگ به شمار می‌رود.

    در سطح راهبردی، توسعه فرهنگی نیازمند سه مؤلفه اصلی است: بودجه مستمر، مدیریت هوشمند و برنامه‌ریزی بلندمدت. هر یک از این مؤلفه‌ها اگر ضعیف شود، کل سیستم فرهنگی دچار اختلال خواهد شد.

    در نقطه پایانی این تحلیل، فرهنگ به‌عنوان یک سرمایه اجتماعی باید در سطح ملی جدی گرفته شود. تقویت آن نه‌تنها هویت کشور را مستحکم می‌کند بلکه در توسعه اقتصادی، امنیت روانی جامعه و انسجام ملی نقشی اساسی دارد.

    نکته قابل‌تأمل بازار کسب‌وکار

    فرهنگ یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های اقتصادی نرم کشور است؛ زیرا صنایع فرهنگی، گردشگری، رسانه و هنر می‌توانند اشتغال گسترده و پایدار ایجاد کنند. کاهش بودجه این بخش به‌معنی کاهش فرصت‌های اقتصادی و کاهش رقابت‌پذیری در بازارهای فرهنگی است.

    نگاه هزینه‌ای به فرهنگ، موجب از دست رفتن فرصت‌هایی می‌شود که در کشورهای پیشرو منجر به درآمدهای کلان و جذب سرمایه‌گذاری خارجی شده است. اگر فرهنگ را کوچک کنیم، در حقیقت یکی از مزیت‌های اقتصادی آینده‌ساز کشور را نادیده گرفته‌ایم.

    برای تبدیل فرهنگ به موتور اقتصادی، نیاز به زیرساخت‌های فعال و برنامه‌های پایدار است؛ اما وقتی مراکز فرهنگی با حداقل هزینه اداره می‌شوند، توان خلق ارزش در این حوزه کاهش می‌یابد و بازار فرهنگی نیز کوچک‌تر می‌شود.

    بازار کسب‌وکار هشدار می‌دهد که بی‌توجهی به فرهنگ، یعنی بی‌توجهی به ظرفیت‌های عظیم اقتصادی نرم ایران. اکنون زمان آن رسیده که تصمیم‌گیران نگاه درآمدی و سرمایه‌ای به فرهنگ داشته باشند، نه نگاه هزینه‌ای و محدودکننده.

  • غفلت پرهزینه قانون‌گذاران

    غفلت پرهزینه قانون‌گذاران

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار کاهش سهم فرهنگ از بودجه در حالی رخ می‌دهد که رهبر انقلاب بارها تأکید کرده‌اند فرهنگ خط مقدم دفاع از هویت ملی است و هرگونه غفلت در آن خسارت‌های بلندمدت دارد. تصمیمی که باید از سوی مجلس اصلاح می‌شد، اکنون به یکی از نقاط ضعف عملکرد نمایندگان تبدیل شده است. نتیجه این بی‌توجهی، آسیب‌پذیری هرچه بیشتر جامعه در برابر جنگ شناختی و رسانه‌ای دشمن است.

    مجلس به‌عنوان نهاد قانون‌گذاری باید پیش از هر چیز حافظ امنیت فکری جامعه باشد، اما در عمل به‌جای تقویت زیرساخت‌های فرهنگی و رسانه‌ای، به سمت کوچک‌سازی یکی از راهبردی‌ترین حوزه‌های کشور حرکت کرده است. این رفتار در تضاد آشکار با بیانات رهبر انقلاب درباره ضرورت سرمایه‌گذاری در فرهنگ قرار دارد. فرهنگ نه هزینه، بلکه سپری برای حفظ انسجام اجتماعی است.

    هادی قوامی عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز تأکید کرده سهم ظاهری ۲.۵ درصدی فرهنگ در بودجه، بسیار کمتر از نقش واقعی آن در مهندسی اجتماعی کشور است. اما پرسش اینجاست که چرا باوجود چنین اظهارنظرهایی، مجلس اقدامی عملی در جهت اصلاح ترکیب بودجه انجام نداد. این تناقض رفتاری از ضعف فهم فرهنگی بخشی از نمایندگان حکایت دارد.

    وقتی یک عضو کمیسیون برنامه و بودجه اعلام می‌کند کوچک‌کردن بودجه فرهنگ اشتباه است، اما خروجی کمیسیون کاملاً بر خلاف آن است، باید پذیرفت که سیاست‌گذاری فرهنگی مجلس دچار سردرگمی جدی شده است. این ضعف مدیریتی به معنای رهاسازی میدان فرهنگ در برابر هجمه بی‌امان رسانه‌های بیگانه است. جامعه امروز بیش از هر زمان نیازمند سیاست‌گذاری هوشمندانه فرهنگی است.

    رهبر انقلاب صریحاً هشدار داده‌اند که دشمنان از همه مسیرها برای تخریب فرهنگ، هویت و انسجام اجتماعی ایران وارد شده‌اند. در چنین شرایطی انتظار می‌رفت مجلس به‌جای کاهش بودجه فرهنگ، ساختارهای رسانه‌ای کشور را تقویت کند. اما تصمیمات اخیر نه‌تنها با این هشدارها هم‌خوانی ندارد، بلکه دیوار دفاعی کشور را آسیب‌پذیرتر کرده است.

    فرهنگ ستون رفتارهای اقتصادی است و ضعف در آن به معنای افزایش هزینه‌های اداره کشور در آینده خواهد بود. قوامی نیز همین نکته را گوشزد کرده، اما قراردادهای بودجه‌ای مجلس بیانگر بی‌اعتنایی به چنین هشدارهایی است. نمایندگان باید پاسخ دهند چگونه از کنار موضوعی به این اهمیت ساده گذشته‌اند. پیامدهای این بی‌توجهی دیر یا زود گریبان جامعه را خواهد گرفت.

    تجربه بسیاری از کشورها نشان می‌دهد ضعف فرهنگی، زمینه‌ساز بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی می‌شود. بنابراین کوچک‌سازی بودجه فرهنگ نه یک تصمیم عادی، بلکه خطای راهبردی مجلس در سطح حکمرانی است. جامعه‌ای که جنگ رسانه‌ای را جدی نگیرد، در نهایت در سایر حوزه‌ها نیز ناکام خواهد ماند. مجلس مسئول مستقیم این عقب‌گرد است.

    بخش فرهنگ برخلاف تصور برخی نمایندگان، هزینه‌زا نیست بلکه کاهش هزینه‌های آینده را تضمین می‌کند. عدم درک این واقعیت سبب شده که بودجه فرهنگ همواره در ردیف‌های غیرضروری تلقی شود. در نتیجه، مجلس با چشم‌پوشی از اهمیت این حوزه، عملاً در مسیر تضعیف قدرت نرم کشور حرکت کرده است. چنین تصمیماتی باید مورد بازخواست افکار عمومی قرار گیرد.


      کوچک‌سازی بودجه فرهنگ، نه اصلاح است و نه صرفه‌جویی؛ بلکه هزینه‌های آینده کشور را چندبرابر می‌کند. این موضوع بیش از هر زمان، ضرورت بازخوانی نقش واقعی مجلس در پاسداری از منافع فرهنگی و رسانه‌ای کشور را برجسته می‌سازد.


    امروز رسانه به‌عنوان مرکز عملیات شناختی دشمن علیه ملت ایران فعالیت می‌کند، اما زیرساخت رسانه‌ای کشور با محدودیت بودجه و امکانات مواجه است. این تناقض نشانه ضعف تصمیم‌گیری در قوه قانون‌گذاری است. رهبر انقلاب بارها هشدار داده‌اند که باید دیوار دفاعی رسانه و فرهنگ تقویت شود. مجلس اما نشان داده که این پیام را جدی نگرفته است.

    ضعف در تخصیص بودجه به فرهنگ، تنها یک مسئله مالی نیست بلکه نشانه‌ای از نبود نگاه راهبردی در مدیریت کشور است. نمایندگانی که در تریبون‌ها از اهمیت فرهنگ سخن می‌گویند، هنگام تصمیم‌گیری، خلاف همان سخنان عمل می‌کنند. این دوگانگی رفتاری نشان‌دهنده فاصله جدی میان گفتار و عملکرد قانون‌گذاران است.

    اگر مجلس نقش خود را در دفاع از فرهنگ ایفا نکند، چگونه می‌توان انتظار داشت سایر دستگاه‌ها در این حوزه جدی باشند؟ فرهنگ زیرساخت‌های همه حوزه‌ها را شکل می‌دهد و هرگونه خلل در آن اثر مستقیم بر بازار، تجارت، اقتصاد و عدالت اجتماعی خواهد گذاشت. نمایندگان باید پاسخگوی این عقب‌نشینی فرهنگی باشند.

    کاهش سهم فرهنگ به معنای تقویت میدان رقبا و معاندان است که با بودجه‌های کلان و حمایت‌های سازمانی، عملیات رسانه‌ای گسترده‌ای علیه ایران سامان می‌دهند. در حالی که دشمن میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری می‌کند، مجلس ایران سهم فرهنگ را کاهش می‌دهد. این تضاد نشان می‌دهد راهبرد دفاع فرهنگی در کشور جدی گرفته نشده است.

    تمرکز مجلس بر برخی ردیف‌های کم‌اهمیت و بی‌ارتباط با نیازهای واقعی جامعه سبب شده بخش فرهنگ در اولویت‌های پایین‌تری قرار گیرد. این غفلت، ستون هویت ملی را هدف قرار داده و آینده ایران را با خطرهای پنهان مواجه می‌کند. قانون‌گذار باید بیش از همه از چنین خطاهایی دور باشد.

    بودجه فرهنگ در بسیاری از کشورها حتی در شرایط بحران اقتصادی نیز افزایش می‌یابد، زیرا می‌دانند فرهنگ نیروی محرک تاب‌آوری ملی است. اما مجلس ایران مسیر معکوسی را انتخاب کرده است. این انتخاب نشان می‌دهد ناکارآمدی ساختاری در درک اهمیت فرهنگ میان برخی نمایندگان جدی است.

    وقتی رهبر انقلاب بر «مهندسی فرهنگی» و ساماندهی نظام رسانه‌ای تأکید می‌کنند، کاهش بودجه فرهنگ به معنای نادیده گرفتن مطالبات راهبردی کشور است. وظیفه مجلس تبعیت از مسیر کلان نظام است نه ایجاد مانع در برابر آن. کوچک‌سازی این حوزه در عمل عقب‌گردی آشکار از سیاست‌های کلان فرهنگی کشور محسوب می‌شود.

    تصمیم‌گیری‌های بودجه‌ای مجلس باید مبتنی بر آینده‌پژوهی فرهنگی و رسانه‌ای باشد، اما خروجی کمیسیون‌های تخصصی نشان می‌دهد چنین نگاه عمیقی وجود ندارد. عدم درک این مسائل، پیامدهای سنگینی برای انسجام اجتماعی خواهد داشت. هرگونه خلل در فرهنگ دیر یا زود به بحران‌های شناخته‌شده تبدیل می‌شود.

    کاهش منابع فرهنگی ضربه‌ای به تولیدکنندگان محتوا، فعالان رسانه‌ای، خبرنگاران و جریان‌های اثرگذار فرهنگی کشور است. این در حالی است که رهبر انقلاب بر تقویت جریان جوان مؤمن فرهنگی تأکید دارند. مجلس اما با تصمیمات خود عملاً ظرفیت این جریان را تضعیف کرده است. این تناقض نیازمند پاسخگویی شفاف است.

    کوچک‌کردن بودجه فرهنگ با ادبیات «صرفه‌جویی» قابل توجیه نیست، زیرا بخشی که آینده رفتار اجتماعی و اقتصادی کشور را شکل می‌دهد نمی‌تواند قربانی نگاه کوتاه‌مدت مالی شود. قانون‌گذاری باید بر پایه منافع بلندمدت ملی باشد، نه تصمیمات کوتاه‌نگرانه. مجلس در این موضوع کوتاهی آشکار داشته است.

    اگر فرهنگ ضعیف شود، هزینه‌های اداره کشور در آینده چند برابر خواهد شد. پیشگیری همیشه ارزان‌تر از درمان است، اما مجلس مسیر هزینه‌زایی آینده را انتخاب کرده است. رهبر انقلاب نیز هشدار داده‌اند که فرهنگ نقش پیش‌برنده همه حوزه‌هاست. نادیده گرفتن این موضوع یک اشتباه راهبردی است.

    اکنون باید پرسید چرا مجلس بدون توجه به هشدار کارشناسان، فعالان فرهنگی و نخبگان، چنین تصمیمی گرفت. شفافیت در روند بررسی بودجه نشان می‌دهد فرهنگ هرگز در اولویت قرار نداشته است. این بی‌توجهی، نتیجه‌ای جز فرسایش توان نرم کشور ندارد. مسئولیت این پیامدها مستقیماً بر عهده قانون‌گذاران است.

    بی‌شک نقش مجلس در این حوزه باید مورد بازبینی جدی قرار گیرد. نمایندگانی که باید حافظ منافع فرهنگی جامعه باشند، اکنون خود تبدیل به بخشی از مشکل شده‌اند. غفلت از فرهنگ، غفلت از امنیت ملی است و چنین خطایی قابل چشم‌پوشی نیست. مردم باید بدانند چه کسانی از حقوق فرهنگی آنان دفاع نکرده‌اند.

    وقتی فرهنگ تضعیف شود، اعتماد اجتماعی نیز کاهش می‌یابد و شکاف‌های اجتماعی افزایش می‌یابد. این وضعیت بازار، اقتصاد و حتی سیاست را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مجلس باید این پیوندهای راهبردی را درک می‌کرد اما نادیده گرفت. نتیجه آن بی‌ثباتی ذره‌ذره در بنیان‌های فکری جامعه است.

    رهبر انقلاب از «جهاد تبیین» به‌عنوان اولویت فوری کشور نام برده‌اند، اما این جهاد بدون تقویت بودجه فرهنگ و رسانه امکان‌پذیر نیست. مجلس با تصمیم خود این جهاد را نیمه‌کاره و بی‌پشتوانه گذاشته است. چنین عملکردی با سیاست‌های کلان نظام در تضاد کامل است. قانون‌گذاران باید پاسخ دهند چرا در این جبهه کوتاهی کرده‌اند.

    جنگ ترکیبی علیه ایران، بیش از هر چیز بر عرصه فرهنگ و رسانه متمرکز شده است. در چنین شرایطی کاهش توان داخلی نوعی خودتحریمی محسوب می‌شود. مجلس باید بیش از همه نسبت به این موضوع حساس باشد، اما رفتارهای اخیر نشان می‌دهد حساسیتی وجود نداشته است. این غفلت را باید به‌صراحت نقد کرد.

    فرهنگ میدان تولید قدرت نرم یک کشور است و غفلت از آن به معنای دست خالی ماندن در رقابت جهانی است. مجلس با کوچک‌کردن این حوزه، عملاً قدرت نرم ایران را تضعیف کرده و زمینه نفوذ فرهنگی رقبا را فراهم ساخته است. چنین تصمیمی باید در سطح ملی مورد بازخواست قرار گیرد. آینده کشور قربانی نگاه‌های محدود نخواهد شد.

    کاهش سهم فرهنگ در بودجه تنها یک خطای اداری نیست بلکه نشانه‌ای از ضعف نگاه فرهنگی در ساختار قانون‌گذاری است. این ضعف نمی‌تواند ادامه پیدا کند، زیرا تبعات آن سنگین و غیرقابل جبران خواهد بود. مجلس باید بداند با چنین تصمیماتی پایه‌های هویت ملی را سست‌تر می‌کند. این موضوع مسئولیت سنگینی بر عهده نمایندگان می‌گذارد.

    در نهایت آنچه امروز مشاهده می‌شود فاصله‌ای آشکار میان رهنمودهای رهبری درباره فرهنگ و عملکرد عملی مجلس است. این فاصله باید پر شود و نخستین گام، اصلاح ساختار نگاه بودجه‌ای مجلس به فرهنگ است. بدون این اصلاح، دیوار دفاعی فرهنگ همچنان در معرض فرسایش خواهد بود. کشور در برابر هجمه‌های رسانه‌ای بدون سپر باقی می‌ماند.

    تداوم کاهش بودجه فرهنگ به معنای حرکت در مسیری مخالف با نیازهای واقعی کشور است. مجلس باید مسئولیت‌پذیر باشد و رویکرد خود را اصلاح کند. جریان فرهنگی کشور نیازمند پشتیبانی قاطع و پایدار است نه تصمیمات موسمی و کم‌عمق. امروز زمان بازنگری جدی در عملکرد قانون‌گذار فرا رسیده است.

    تقویت فرهنگ و رسانه باید از اولویت‌های اصلی توسعه ملی باشد، اما رفتار مجلس خلاف این موضوع را نشان می‌دهد. این غفلت نه‌تنها با اصول حکمرانی فرهنگی سازگار نیست بلکه آینده نسل‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مجلس باید به وظایف خود بازگردد و نقش واقعی‌اش را در دفاع از فرهنگ ایفا کند. مردم انتظار پاسخ روشن دارند.

    نکته قابل تأمل  بازار کسب و کار

    کاهش بودجه فرهنگ تأثیری مستقیم بر بازار دارد، زیرا هرگونه تضعیف فرهنگی موجب کاهش اعتماد اجتماعی و بی‌ثباتی روانی جامعه می‌شود. اعتماد عمومی یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های رونق اقتصادی است و کاهش آن، سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. اقتصاد بدون پشتوانه فرهنگی قوی نمی‌تواند مسیر توسعه پایدار را طی کند.

    از سوی دیگر رسانه‌های قدرتمند داخلی نقش اثرگذاری در هدایت بازار، آگاهی‌بخشی و مدیریت بحران دارند. تضعیف رسانه‌ها به‌دلیل کمبود بودجه، موجب افزایش فضای شایعه، اخبار جعلی و بی‌ثباتی در بازار می‌شود. در نتیجه کسب‌وکارها با نوسان‌های غیرقابل پیش‌بینی مواجه می‌شوند. اقتصاد بدون رسانه‌های سالم همیشه آسیب‌پذیر خواهد بود.

    فرهنگ کار، فرهنگ تولید و فرهنگ مصرف از مهم‌ترین عوامل مؤثر بر بهبود فضای اقتصادی کشور هستند. کاهش بودجه فرهنگ به معنای کاهش سرمایه‌گذاری در این حوزه‌های کلیدی است. نتیجه آن کاهش بهره‌وری، ضعف تولید داخلی و افزایش هزینه‌های مدیریت اقتصادی خواهد بود. بازار نمی‌تواند بدون نهادهای فرهنگی پویا به تعادل برسد.

    سرمایه‌گذاران همیشه به‌دنبال محیطی باثبات، قابل‌پیش‌بینی و دارای انسجام اجتماعی هستند. هرگونه تضعیف فرهنگی و رسانه‌ای، تصویر نامطمئنی از آینده اقتصاد ارائه می‌دهد. این وضعیت منجر به کاهش تمایل برای سرمایه‌گذاری می‌شود. تقویت فرهنگ نه‌تنها وظیفه دولت‌ها بلکه شرط لازم برای رشد است.

     


     

    غفلت پرهزینه قانون‌گذاران

  • کاهش بودجه فرهنگ؛ غفلت خطرناک در میانه جنگ ترکیبی

    کاهش بودجه فرهنگ؛ غفلت خطرناک در میانه جنگ ترکیبی

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار کاهش سهم فرهنگ در لایحه بودجه سال آینده، آن‌هم پس از تجربه جنگ ترکیبی اخیر، نگرانی‌های جدی میان فعالان فرهنگی، نمایندگان مجلس و تحلیلگران حوزه قدرت نرم ایجاد کرده است. آن‌ها معتقدند ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند تقویت فرهنگی است تا بتواند ضربات ترکیبی دشمن را خنثی کند و تاب‌آوری اجتماعی را بالا نگه دارد.

    بهروز نجم‌آبادی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، سهم کمتر از ۲.۵ درصدی فرهنگ را نشانه ادامه روند غلط سال‌های اخیر می‌داند. او تأکید دارد که این روند ثابت می‌کند نگاه سیاست‌گذار هنوز فرهنگ را سرمایه راهبردی نمی‌بیند و بودجه‌ریزی کشور همچنان اسیر اولویت‌های کوتاه‌مدت است. به گفته او، بودجه فرهنگ نه هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری است.

    این نماینده معتقد است کوچک‌کردن بودجه فرهنگی به معنای کوچک کردن هویت ملی است؛ هویتی که ستون قدرت نرم ایران در برابر عملیات رسانه‌ای و روانی دشمنان محسوب می‌شود. او هشدار می‌دهد این کاهش نه صرفه‌جویی، بلکه تهدیدی جدی برای نسل‌های آینده است که زیرساخت‌های فرهنگی‌شان تضعیف می‌شود.

    رخدادهای جنگ ۱۲ روزه نشان داد دشمنان جمهوری اسلامی، میدان اصلی حمله را بر فرهنگ و افکار عمومی متمرکز کرده بودند. رسانه‌های خارجی با بودجه‌های چند میلیارد دلاری تلاش داشتند خانواده ایرانی را هدف قرار دهند و با ایجاد نفرت، ناامیدی و بی‌اعتمادی، ستون‌های اجتماعی کشور را سست کنند.

    رهبر معظم انقلاب نیز در توصیف این رخداد تأکید کردند که ماهیت جنگ اخیر تنها نظامی نبود، بلکه یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار بود که رسانه در خط مقدم آن قرار داشت. از این منظر، کاهش بودجه فرهنگ در چنین شرایطی با منطق مدیریت بحران و تقویت امنیت ملی سازگار نیست.

    کارشناسان می‌گویند دشمن در این جنگ نه یک حمله بلکه یک «برنامه‌ بلندمدت» علیه فرهنگ ملت ایران طراحی کرده است. تقلیل نقش فرهنگ در بودجه، دقیقاً نقشه‌ای است که رسانه‌های معاند انتظار دارند تا نفوذشان در شکاف‌های اجتماعی افزایش یابد و روایت‌های بحران‌سازشان مؤثرتر شود.

    از سوی دیگر، بسیاری از نهادهای فرهنگی کشور در سال‌های اخیر به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای نتوانسته‌اند بازسازی ساختاری، ارتقای تجهیزات یا توسعه برنامه‌های نوین رسانه‌ای را پیش ببرند. ادامه این روند می‌تواند موجب عقب‌ماندگی عمیق در حوزه فرهنگ و رسانه شود.

    ماموستا مامدکلشی‌نژاد نیز در واکنش به برخی پیشنهادها برای حذف یا کاهش بودجه برخی نهادهای فرهنگی، این اقدام را نابجا و نگران‌کننده خواند. و تاکید کرد که ساختار فرهنگی کشور ستون انسجام ملی است و هرگونه تضعیف آن به طور مستقیم روی افزایش آسیب‌های اجتماعی تأثیر می‌گذارد.

    این عالم اهل سنت تصریح کرد که کار فرهنگی صحیح و اثرگذار یکی از پایه‌های اصلی پیشرفت جامعه است و حذف بودجه فرهنگی به بهانه نظارت، منطقی و کارشناسی نیست. او گفت نظارت ضروری است، اما نباید فرهنگ قربانی اصلاح ساختارها شود و از چرخه توسعه کنار گذاشته شود.

    بسیاری از تحلیلگران معتقدند نگاه صرفاً هزینه‌ای به فعالیت‌های فرهنگی اشتباه است؛ زیرا ثمرات فرهنگ در حوزه‌های امنیت اجتماعی، ثبات سیاسی، سرمایه اعتماد عمومی و حتی رشد اقتصادی ظهور می‌کند. تضعیف این بخش، آثار چندبعدی و بلندمدت در پی دارد.

    در حالی که کشورهای توسعه‌یافته سهمی بین ۵ تا ۱۲ درصد بودجه را به فرهنگ و رسانه اختصاص می‌دهند، کاهش بودجه فرهنگی ایران به کمتر از ۲.۵ درصد، نشان از شکاف جدی میان ضرورت‌ها و سیاست‌گذاری‌ها دارد. این شکاف می‌تواند ایران را در برابر جنگ روایت‌ها آسیب‌پذیرتر کند.

    نگاه کارشناسی تاکید دارد که دشمنان ایران سال‌هاست بودجه‌های کلانی برای عملیات شناختی علیه ملت ایران اختصاص داده‌اند. محدود کردن بودجه فرهنگ در داخل کشور به معنای میدان‌دادن ناخواسته به ماشین تبلیغاتی دشمن است که با هدف عملیات روانی بلندمدت فعالیت می‌کند.

    کارشناسان فرهنگی می‌گویند اگرچه اصلاح ساختار هزینه‌کرد بودجه ضروری است، اما این اصلاح نباید به حذف، تضعیف یا توقف فعالیت نهادهای فرهنگی منجر شود. وگرنه هزینه‌های ناشی از ناکارآمدی فرهنگی بسیار سنگین‌تر از بودجه‌های فعلی خواهد بود.

    واقعیت این است که در کنار فشارهای اقتصادی، رسانه‌های خارجی تلاش دارند از هر خلأ فرهنگی برای افزایش احساس نارضایتی و بی‌اعتمادی استفاده کنند. کاهش بودجه فرهنگی، این خلأ را تشدید می‌کند و زمینه بهره‌برداری تخریبی دیگران را افزایش می‌دهد.

    نمایندگان مجلس تأکید دارند در شرایط جنگ ترکیبی، فرهنگ باید در ردیف بودجه‌ای هم‌تراز با امنیت و دفاع قرار گیرد، نه زیرمجموعه‌ای فرعی از هزینه‌های کم‌اهمیت. زیرا امنیت فرهنگی همانند امنیت نظامی، پشتوانه ثبات کشور است و غفلت از آن خسارت‌بار خواهد بود.


    بی‌توجهی به فرهنگ در شرایطی رخ می‌دهد که رسانه‌های معاند با بودجه‌هایی چندبرابری به میدان آمده‌اند و از خلأهای فرهنگی داخلی برای ایجاد شکاف اجتماعی بهره می‌برند. کارشناسان معتقدند کاهش بودجه فرهنگ، کشور را در برابر این جنگ بی‌صدا آسیب‌پذیرتر می‌کند.


    کارشناسان فرهنگ و ارتباطات یادآور می‌شوند که فرهنگ نه محصول کارخانه‌ای است و نه نتیجه سرمایه‌گذاری یک‌ساله؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی بلندمدت، حمایت مداوم و سیاست‌گذاری پایدار است. کاهش بودجه‌های سالانه، این تداوم را از بین می‌برد و پروژه‌های فرهنگی را نیمه‌تمام می‌گذارد.

    درباره رسانه‌های داخلی نیز هشدارهای جدی مطرح است. بسیاری از رسانه‌ها و سازمان‌های فرهنگی از کمبود تجهیزات، فرسودگی زیرساخت‌ها و کاهش توان نیروی انسانی رنج می‌برند. این ضعف‌ها در برابر ماشین رسانه‌ای دشمن که بودجه‌های کلان در اختیار دارد، نگران‌کننده است.

    فرهنگ در ایران دارای ریشه‌های تمدنی عمیقی است که اگر تضعیف شود، بازسازی آن دشوار و زمان‌بر خواهد بود. کارشناسان معتقدند تضعیف فرهنگ همانند کاستن از ستون‌های یک سازه بزرگ است؛ سازه‌ای که هر روز فشارهای بیشتری از بیرون و درون تحمل می‌کند.

    بسیاری از تحلیلگران هشدار می‌دهند که کاهش بودجه فرهنگی به‌سرعت خود را در حوزه‌هایی مانند افزایش آسیب‌های اجتماعی، گسترش شکاف نسلی، کاهش تاب‌آوری روانی جامعه و ضعف رسانه‌های داخلی نشان خواهد داد. این آثار، هزینه‌های بسیار بیشتری بر کشور تحمیل می‌کند.

    مسئله دیگر این است که بودجه فرهنگ تنها مربوط به نهادهای رسمی نیست، بلکه بخشی از آن به حوزه کتاب، فیلم، هنر، فعالیت‌های مردمی، آموزش‌های فرهنگی و رسانه‌های محلی مرتبط است. کاهش نیازها و تعطیلی فعالیت‌ها در این حوزه‌ها ضربه‌ای مستقیم به زندگی اجتماعی مردم است.

    کارشناسان معتقدند در سال‌های اخیر، بخشی از بی‌انگیزگی جوانان، کاهش مشارکت اجتماعی و افزایش شکاف در افکار عمومی ناشی از ضعف برنامه‌های فرهنگی و کمبود منابع بوده است. تداوم این روند می‌تواند آینده اجتماعی ایران را با تهدیدهای جدی مواجه کند.

    از سوی دیگر، آمارها نشان می‌دهد حتی بسیاری از نهادهای فرهنگی کارآمد نیز به دلیل کمبود بودجه، توان اجرای برنامه‌های نوآورانه را ندارند. در چنین شرایطی، کاهش بیشتر بودجه به معنای توقف پروژه‌های ملی و محلی مرتبط با فرهنگ عمومی است.

    کارشناسان بازار کار فرهنگی نیز نگران پیامدهای اقتصادی این تصمیم هستند. هزاران نفر در بخش‌های نشر، هنر، رسانه و صنایع خلاق به‌طور مستقیم وابسته به بودجه‌های فرهنگی هستند و کاهش آن می‌تواند بحران بیکاری و رکود در این بخش‌ها را تشدید کند.

    نمایندگان مجلس تأکید کرده‌اند که باید رویکرد حاکم بر بودجه‌ریزی تغییر کند؛ یعنی فرهنگ از نگاه هزینه‌ای به جایگاه «سرمایه‌گذاری ملی» ارتقا یابد. این تغییر نگاه، شرط اساسی برای افزایش قدرت نرم و کاهش اثرگذاری جنگ ترکیبی دشمن است.

    کارشناسان حوزه ارتباطات می‌گویند جنگ ترکیبی امروز فراتر از میدان‌های نظامی، در ذهن‌ها و احساسات مردم جریان دارد. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که قدرت رسانه‌های داخلی را کاهش دهد، به‌طور مستقیم امنیت روانی جامعه را هدف قرار می‌دهد.

    تحلیلگران تأکید می‌کنند که بخشی از فشارهای اجتماعی و اقتصادی که بر مردم وارد می‌شود، با تقویت حوزه فرهنگ قابل مدیریت و خنثی‌سازی است. فرهنگ می‌تواند سپری در برابر اختلافات، ناامیدی و شکاف‌های اجتماعی باشد؛ اما وقتی بودجه آن کاهش یابد، این سپر تضعیف می‌شود.

    نقد اصلی کارشناسان این است که بودجه فرهنگ باید نه بر اساس شاخص‌های حسابداری، بلکه براساس نیازهای واقعی امنیتی، فرهنگی و اجتماعی کشور تعیین شود. زیرا هزینه‌کرد در فرهنگ نتیجه‌ای بلندمدت دارد و مرتبط با آینده نسل‌هاست، نه فقط یک سال مالی.

    کاهش بودجه فرهنگ در عمل یعنی کاهش سهم ایران از میدان جنگ روایت‌ها، جنگ ذهن‌ها و جنگ هویت‌ها. در حالی که دشمن با تمام ابزارها به میدان آمده، عقب‌نشینی از حوزه فرهنگ معنایی جز نادیده گرفتن اهمیت جنگ نرم ندارد.

    تحلیل‌ها نشان می‌دهد که با وجود فشارهای اقتصادی، فرهنگ هنوز مهم‌ترین عنصر ایجاد امید، انسجام و ثبات اجتماعی است. هرگونه کاهش در این حوزه، آسیب‌پذیری جامعه را افزایش می‌دهد و پشتوانه روانی ملت را تضعیف می‌کند.

    کارشناسان اقتصادی نیز هشدار می‌دهند که صنایع خلاق و فعالیت‌های هنری بخش قابل‌توجهی از اقتصاد کشور را شکل می‌دهند. کاهش سرمایه‌گذاری در فرهنگ به معنای حذف ظرفیت‌های بزرگ اشتغال و تولید ثروت در این حوزه است که می‌تواند اقتصاد را در بخش‌هایی زمین‌گیر کند.

    در نهایت، در میان موج تهدیدات ترکیبی و رسانه‌ای علیه ایران، کارشناسان و مسئولان فرهنگی تأکید دارند که فرهنگ نباید به حاشیه رانده شود. بلکه باید به‌عنوان یکی از ستون‌های امنیت ملی و اجتماعی کشور، در رأس توجهات بودجه‌ای قرار گیرد تا آینده ایران در برابر تهاجمات نرم مصون بماند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار 

    کاهش بودجه فرهنگی در حالی رخ می‌دهد که بازار صنایع خلاق در جهان سهمی بیش از هزار میلیارد دلار دارد و کشورها با سرمایه‌گذاری در فرهنگ، اقتصاد دانش‌بنیان و صادرات محصولات فرهنگی خود را توسعه می‌دهند. محروم کردن این بخش از بودجه کافی، فرصت‌های بزرگ اقتصاد فرهنگی را از بین می‌برد.

    اقتصاد رسانه و هنر در ایران ظرفیت ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم را دارد؛ از تولید محتوا تا خدمات رسانه‌ای و گردشگری فرهنگی. اما کاهش بودجه، این زنجیره ارزش را مختل می‌کند و شکل‌گیری بازار رقابتی محصولات فرهنگی ایرانی را به تأخیر می‌اندازد.

    بازار کسب‌وکار فرهنگی از نشریات و نشر کتاب گرفته تا صنایع دستی، سینما و موسیقی، همگی به حمایت‌های زیرساختی و مالی نیاز دارند. تضعیف این بخش، نه‌تنها آسیب فرهنگی بلکه رکود اقتصادی در کسب‌وکارهای وابسته را به دنبال دارد که هم‌اکنون نیز با مشکلات گسترده مواجه‌اند.

    در شرایطی که جنگ ترکیبی، اقتصاد و فرهنگ را همزمان هدف گرفته، بودجه‌ریزی کشور باید مدل‌های هوشمندانه و توسعه‌محور داشته باشد. تقویت فرهنگ، نه هزینه‌کرد اضافی بلکه تقویت فضای کسب‌وکار، افزایش سرمایه اجتماعی و ایجاد امنیت اقتصادی برای آینده کشور است.