بلاگ

  • بازآفرینی شهری در خراسان‌شمالی؛ نوسازی محلات یا زنگ خطر گسترش فقر شهری؟

    بازآفرینی شهری در خراسان‌شمالی؛ نوسازی محلات یا زنگ خطر گسترش فقر شهری؟

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌وکار، بر اساس گزارش ایرنا، در خراسان‌شمالی حدود یک‌هزار و ۶۰۰ هکتار بافت فرسوده و ناکارآمد در هفت شهر شناسایی شده است؛ محدوده‌ای که ۷۰۰ هکتار آن در بافت‌های فرسوده میانی و ۹۰۰ هکتار دیگر در سکونتگاه‌های غیررسمی و بافت‌های ناکارآمد قرار دارد. به این ترتیب، بازآفرینی شهری دیگر صرفاً به معنای تخریب و نوسازی چند ساختمان فرسوده نیست، بلکه موضوعی گسترده در حوزه مسکن، زیرساخت، خدمات عمومی، حمل‌ونقل، فضاهای اجتماعی و ورزشی و حتی توانمندسازی اقتصادی ساکنان است.

    ۷۰ محله؛ ۱۳۰ هزار نفر در انتظار تغییر

    ابعاد مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم ۷۰ محله ناکارآمد، حاشیه‌ای و دارای اسکان غیررسمی در شهرهای بجنورد، شیروان، اسفراین، جاجرم، گرمه، آشخانه و فاروج شناسایی شده است.

    این محلات در مجموع یک‌هزار و ۶۸۹ هکتار وسعت دارند و بیش از ۱۳۰ هزار نفر در آنها زندگی می‌کنند؛ جمعیتی که حدود ۱۵ درصد جمعیت شهری استان را تشکیل می‌دهد. بنابراین هرگونه تصمیم درباره بازآفرینی این محدوده‌ها مستقیماً با کیفیت زندگی بخش قابل توجهی از جمعیت شهری استان ارتباط دارد.

    در چنین شرایطی، تغییر رویکرد از توسعه حاشیه‌ای شهرها به احیای ظرفیت‌های درون شهرها اهمیت اقتصادی ویژه‌ای پیدا می‌کند. استفاده از ظرفیت زمین و زیرساخت موجود در شهرها، در صورت برنامه‌ریزی صحیح، می‌تواند هزینه ایجاد شبکه‌های جدید خدماتی و زیرساختی را کاهش دهد و همزمان از گسترش بی‌ضابطه شهرها جلوگیری کند.

    ۲۱۰ میلیارد ریال برای بازآفرینی؛ فاصله اعتبار با نیاز

    بر اساس اعلام مسئولان، ۲۱۰ میلیارد ریال از محل اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای شرکت بازآفرینی شهری ایران به خراسان‌شمالی اختصاص یافته است؛ منابعی که قرار است بخشی از طرح‌های نیمه‌تمام را تکمیل و تعدادی پروژه جدید را در محلات هدف اجرا کند.

    احداث سه سرای محله، تکمیل مجموعه‌های آموزشی، ورزشی و فرهنگی، احیا و بهسازی بازار تاریخی خانلق شیروان و تکمیل پایگاه خدمات اجتماعی از جمله طرح‌هایی است که برای استفاده از این منابع پیش‌بینی شده است.

    با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان می‌دهد مسئله بازآفرینی تنها به تامین اعتبار برای پروژه‌های دولتی محدود نمی‌شود. بخش مهم‌تر ماجرا به توان اقتصادی خانوارهایی بازمی‌گردد که در همین محلات زندگی می‌کنند و در بسیاری موارد امکان تامین سهم خود برای نوسازی یا حتی تعمیر اساسی واحد مسکونی را ندارند.

    صف تسهیلات؛ گره‌ای که بازآفرینی را کند می‌کند

    در شرایطی که نوسازی واحدهای فرسوده یکی از ارکان اصلی بازآفرینی شهری محسوب می‌شود، ۳۰۶ متقاضی تسهیلات بازآفرینی در صف دریافت وام قرار دارند؛ در حالی که سهمیه ابلاغی سال جاری تنها ۱۹ واحد اعلام شده است.

    در دو سال گذشته نیز ۳۵ متقاضی در قالب ۱۴۴ واحد موفق به دریافت تسهیلات شده‌اند. همین فاصله میان تعداد متقاضیان و ظرفیت تسهیلات، نشان می‌دهد که سرعت نوسازی واحدهای مسکونی با حجم نیاز موجود فاصله قابل توجهی دارد.

    این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا افزایش هزینه مصالح ساختمانی، دستمزد، خدمات فنی و زمین، در کنار رشد هزینه اجاره، توان خانوارهای کم‌درآمد را برای ورود به فرآیند نوسازی کاهش داده است. در چنین شرایطی، اگر تسهیلات بانکی متناسب با هزینه واقعی ساخت و توان بازپرداخت خانوارها نباشد، صرف وجود وام نیز الزاماً به افزایش سرعت نوسازی منجر نخواهد شد.

    سه هزار تن قیر برای محلات هدف

    در ادامه پیگیری‌های انجام‌شده، موضوع بازآفرینی شهری خراسان‌شمالی در نشست استاندار با معاون وزیر و مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است.

    تامین قیر برای آسفالت معابر، اجرای طرح‌های زیرساختی و محرومیت‌زدایی، توسعه فضاهای خدماتی و ورزشی و افزایش حضور شرکت بازآفرینی شهری ایران در محلات هدف از جمله موضوعات مطرح‌شده در این نشست بوده است.

    بر اساس توافق انجام‌شده، سه هزار تن قیر برای اجرای طرح‌های مرتبط در هفت شهر استان اختصاص می‌یابد؛ اقدامی که می‌تواند بخشی از نیاز محلات هدف در حوزه بهسازی معابر را پاسخ دهد.

    محله ارمغان بجنورد نیز در این برنامه‌ها مورد توجه ویژه قرار گرفته و مقرر شده است شرکت بازآفرینی شهری ایران برای بهبود زیرساخت‌ها و ارتقای کیفیت زندگی در این محله نقش فعال‌تری داشته باشد. آغاز عملیات اجرایی سالن ورزشی چندمنظوره جوادیه بجنورد و پشتیبانی اعتباری از این طرح نیز در دستور کار قرار گرفته است.

    بازآفرینی شهری نباید فقط به آسفالت و ساختمان محدود شود

    هرچند اجرای پروژه‌های عمرانی در محلات ناکارآمد ضروری است، اما تجربه شهرهای مختلف نشان داده است که بازآفرینی پایدار بدون توجه به اقتصاد خانوار، اشتغال، توان پرداخت اجاره و هزینه مسکن و مشارکت ساکنان به نتیجه کامل نمی‌رسد.

    مسئله اصلی این است که خانواده‌ای که توان پرداخت هزینه تعمیر خانه خود را ندارد، چگونه می‌تواند وارد فرآیند نوسازی شود؟ مالکی که ارزش ملکش برای دریافت تسهیلات کافی نیست، چگونه می‌تواند هزینه ساخت واحد جدید را تامین کند؟ و مستأجری که بخش بزرگی از درآمدش صرف اجاره می‌شود، در صورت اجرای پروژه‌های نوسازی چگونه باید هزینه افزایش احتمالی اجاره‌بها را تحمل کند؟

    به همین دلیل، بازآفرینی شهری باید همزمان با پروژه‌های عمرانی، دارای پیوست اقتصادی و اجتماعی باشد؛ در غیر این صورت ممکن است ظاهر محله تغییر کند اما بخشی از ساکنان قدیمی آن به دلیل فشار هزینه‌های مسکن ناچار به ترک محل زندگی خود شوند.

    زنگ خطر گسترش فقر شهری

    اختصاص بودجه‌های عمرانی برای بهسازی محلات محروم، اگرچه اقدامی ضروری است، اما افزایش هزینه مسکن و کاهش قدرت خرید خانوارها نشان می‌دهد که مسئله فقر شهری را نمی‌توان تنها با پروژه‌های عمرانی مدیریت کرد.

    نگرانی جدی‌تر زمانی شکل می‌گیرد که فرسودگی ساختمان‌ها با کاهش درآمد واقعی خانوارها، افزایش هزینه اجاره، رشد قیمت زمین و مصالح ساختمانی و دشواری دریافت تسهیلات همزمان شود. در چنین شرایطی، بخشی از خانوارها ممکن است به‌تدریج از بازار رسمی مسکن خارج و به سمت سکونت در واحدهای نامناسب، حاشیه شهرها یا سکونتگاه‌های غیررسمی سوق داده شوند.

    تصویر امروز برخی کلانشهرها و شهرهای بزرگ کشور نیز نشان می‌دهد که مسئله حاشیه‌نشینی و سکونتگاه‌های کم‌برخوردار دیگر موضوعی محدود به چند شهر خاص نیست. از همین رو، هشدار درباره بازگشت الگوهایی مانند زاغه‌نشینی و حلبی‌آبادها را باید در چارچوب تحولات اقتصادی و مسکن امروز بررسی کرد؛ نه به معنای بازگشت عیناً به شرایط تاریخی گذشته، بلکه به عنوان احتمال شکل‌گیری گونه‌های جدیدی از فقر و سکونت غیررسمی.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار

    واقعیت این است که ساخت یک سرای محله، آسفالت یک معبر یا اختصاص قیر، هرچقدر هم ضروری باشد، به‌تنهایی نمی‌تواند مسئله فقر شهری را حل کند. اگر قدرت اقتصادی خانوارها برای حفظ و نوسازی مسکن افزایش پیدا نکند، ممکن است دولت از یک سو میلیاردها تومان برای بازآفرینی هزینه کند و از سوی دیگر، به دلیل فشار اقتصادی، بر تعداد خانوارهای ساکن در بافت‌های ناکارآمد افزوده شود.

    بنابراین مسئله امروز تنها «بازسازی محلات فرسوده» نیست؛ مسئله، جلوگیری از تولید مداوم محلات جدید کم‌برخوردار است.

    در این میان، نقش دولت، شهرداری‌ها، بانک‌ها و دستگاه‌های اجرایی روشن است، اما نظارت و مطالبه‌گری نمایندگان مجلس نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. سیاست‌های مسکن، تسهیلات نوسازی، منابع بازآفرینی، کنترل هزینه‌های ساخت و حمایت از خانوارهای کم‌درآمد باید به‌گونه‌ای دنبال شود که فاصله میان «هزینه ساخت مسکن» و «توان اقتصادی مردم» هر سال بیشتر نشود.

    اگر این فاصله همچنان افزایش یابد، حتی موفقیت پروژه‌های بازآفرینی فعلی نیز نمی‌تواند مانع شکل‌گیری بافت‌های ناکارآمد جدید شود؛ زیرا مسئله اصلی، فقط ساختمان‌های فرسوده امروز نیست، بلکه اقتصاد خانوارهایی است که ممکن است فردا دیگر توان ماندن در بازار رسمی مسکن را نداشته باشند.

    بازآفرینی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که نتیجه آن فقط در گزارش عملکرد دستگاه‌ها دیده نشود، بلکه شهروندان در کوچه، خانه، مدرسه، فضای ورزشی، خدمات عمومی و مهم‌تر از همه در توان اقتصادی خود برای ادامه زندگی در همان محله، آثار آن را لمس کنند.

  • غرش موتورسیکلت‌ها؛ وقتی تفریح خیابانی به هزینه اجتماعی تبدیل می‌شود

    غرش موتورسیکلت‌ها؛ وقتی تفریح خیابانی به هزینه اجتماعی تبدیل می‌شود

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، گزارشی که به تازگی خبرگزاری ایرنا از بیرجند منتشر کرده، نمونه‌ای از همین وضعیت را در بلوار پیامبر اعظم(ص) و برخی معابر اصلی این شهر روایت می‌کند؛ جایی که به گفته شهروندان، صدای موتورسیکلت‌هایی با اگزوزهای دستکاری‌شده و رفتارهایی مانند «کاتاف زدن» در ساعات پایانی شب، آرامش ساکنان مناطق مسکونی را مختل کرده است.

    بر اساس این گزارش، برخی شهروندان بیرجندی از تداوم صدای گوش‌خراش موتورسیکلت‌ها تا نیمه‌های شب گلایه دارند و معتقدند در شرایطی که حساسیت عمومی نسبت به صداهای ناگهانی افزایش یافته، برخورد با چنین رفتارهایی باید جدی‌تر شود. ایرنا همچنین به آثار صداهای ناگهانی بر آرامش روانی خانواده‌ها اشاره کرده و دیدگاه یک کارشناس روان‌شناسی اجتماعی را درباره افزایش تنش و تحریک سیستم عصبی در اثر قرار گرفتن مکرر در معرض صداهای شدید و ناگهانی منعکس کرده است.

    ۲۹۳۰ موتورسیکلت توقیف شد

    در همین گزارش، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی خراسان جنوبی از توقیف ۲ هزار و ۹۳۰ دستگاه موتورسیکلت هنجارشکن و اعمال قانون برای ۷ هزار و یک مورد خبر داده است. به گفته سرهنگ محمدرضا خسروی، برخورد با موتورسواران هنجارشکن از اولویت‌های پلیس راهور است و توقیف موتورسیکلت، آموزش فرد متخلف، رفع نقص وسیله نقلیه و در موارد لازم معرفی متخلفان به مراجع قضایی از جمله اقدامات انجام‌شده عنوان شده است.

    این مقام انتظامی در عین حال تأکید کرده که جریمه به تنهایی بازدارندگی کافی ندارد و در مواردی که رفتار موتورسواران موجب برهم خوردن امنیت و آسایش عمومی می‌شود، ورود دستگاه قضایی می‌تواند در افزایش بازدارندگی مؤثر باشد. همچنین بر نقش خانواده‌ها، دستگاه‌های فرهنگی و سایر دستگاه‌های مسئول در کاهش رفتارهای پرخطر تأکید شده است.

    موضوع قابل توجه در اظهارات رئیس پلیس راهور خراسان جنوبی، اشاره به کمبود فضاهای مناسب برای تخلیه هیجانات و فعالیت‌های مرتبط با موتورسیکلت است. بر اساس این دیدگاه، ایجاد پیست و فضاهای ایمن برای علاقه‌مندان می‌تواند بخشی از رفتارهای پرخطر در معابر شهری را کاهش دهد.

    مسئله فقط بیرجند نیست

    با وجود اینکه گزارش ایرنا بر وضعیت بیرجند تمرکز دارد، مسئله صدای موتورسیکلت‌های دستکاری‌شده محدود به خراسان جنوبی نیست. در بسیاری از شهرهای کشور، به‌ویژه در مناطق پرتراکم و خیابان‌های اصلی، شهروندان با پدیده مشابهی مواجه هستند؛ موتورسیکلت‌هایی که با تغییر سیستم اگزوز، افزایش صدای موتور یا رفتارهایی مانند افزایش ناگهانی دور موتور، آرامش ساعات استراحت را مختل می‌کنند.

    به همین دلیل، تبدیل این موضوع به یک مسئله صرفاً انتظامی، احتمالاً بخش مهمی از واقعیت را نادیده می‌گیرد. برخورد قانونی با تخلف ضروری است، اما اگر قرار باشد هر شب همان مسئله در همان خیابان‌ها تکرار شود، باید درباره چرایی شکل‌گیری این رفتار نیز پرسش کرد.

    خیابان جای تخلیه هیجان نیست

    رشد شهرنشینی، افزایش تراکم جمعیت، محدود شدن فضاهای باز و عمومی و کمبود مراکز تفریحی و ورزشی در دسترس، باعث شده بخشی از اوقات فراغت جوانان به خیابان منتقل شود. در چنین شرایطی، برای برخی موتورسواران، خیابان و موتورسیکلت به محلی برای تفریح، هیجان و خودنمایی تبدیل می‌شود؛ رفتاری که اگرچه ممکن است برای فرد ایجاد سرگرمی کند، اما هزینه آن را خانواده‌ها و سایر شهروندان می‌پردازند.

    البته کمبود امکانات تفریحی نمی‌تواند توجیهی برای ایجاد مزاحمت صوتی، تخلف یا به خطر انداختن جان دیگران باشد. مسئله این است که سیاست‌گذاری شهری باید همزمان دو واقعیت را ببیند: حق شهروندان برای برخورداری از آرامش و حق جوانان برای دسترسی به فضاهای قانونی، ایمن و مناسب تفریح و تخلیه هیجان.

    اگر این دو موضوع از یکدیگر جدا دیده شوند، نتیجه معمولاً یا به برخوردهای مقطعی محدود می‌شود یا به بی‌توجهی به مطالبات ساکنان مناطق مسکونی می‌انجامد.

    آلودگی صوتی؛ هزینه‌ای که دیده نمی‌شود

    هزینه این پدیده نیز تنها به تعمیر یک موتورسیکلت یا جریمه یک راننده محدود نیست. اختلال در خواب، افزایش تنش و کاهش کیفیت زندگی می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که آثار آن به محیط کار، تحصیل و روابط خانوادگی نیز منتقل شود.

    از سوی دیگر، دستکاری غیراصولی سیستم اگزوز و افزایش دور موتور برای تولید صدای بیشتر، می‌تواند هزینه تعمیر و نگهداری موتورسیکلت را نیز افزایش دهد. بنابراین بخشی از این رفتارها در نهایت می‌تواند به افزایش هزینه‌های خانوار و تحمیل هزینه‌های اجتماعی بیشتر منجر شود.

    در این میان، موضوع مهم‌تر آن است که آلودگی صوتی برخلاف بسیاری از هزینه‌های شهری، در بودجه‌های عمومی عدد مشخص و قابل مشاهده‌ای ندارد، اما اثر آن بر کیفیت زندگی قابل انکار نیست. هرچه شهرها متراکم‌تر می‌شوند، مدیریت این نوع آلودگی نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    برخورد هوشمندانه؛ نه فقط برخورد مقطعی

    راهکار مقابله با این پدیده می‌تواند ترکیبی از اقدامات انتظامی، قضایی، فرهنگی و شهری باشد. کنترل فنی موتورسیکلت‌های دارای اگزوز غیراستاندارد، اجرای طرح‌های هدفمند در ساعات پرتکرار تخلف، برخورد با تخلفات تکرارشونده، ساماندهی فروش و نصب قطعات غیراستاندارد و استفاده از ظرفیت قانونی دستگاه قضایی، بخشی از این مجموعه است.

    در کنار آن، شهرداری‌ها و دستگاه‌های مسئول حوزه جوانان و ورزش نیز باید درباره ایجاد فضاهای مناسب برای فعالیت‌های موتورسیکلت‌سواری، ورزش و تفریح پاسخگو باشند. ایجاد پیست‌های استاندارد و فضاهای کنترل‌شده می‌تواند امکان تخلیه هیجان را از خیابان به محیطی هدایت کند که هم ایمنی بیشتری داشته باشد و هم مزاحمتی برای ساکنان ایجاد نکند.

    از سوی دیگر، خانواده‌ها نیز در آموزش و نظارت بر رفتار نوجوانان و جوانانی که از موتورسیکلت استفاده می‌کنند نقش دارند. فروشندگان و تعمیرکاران موتورسیکلت نیز می‌توانند در جلوگیری از رواج تجهیزات غیراستاندارد و تغییرات پرخطر نقش مؤثری ایفا کنند.

    یک مطالبه شهری از مسئولان

    گزارش بیرجند نشان می‌دهد مسئله وجود دارد و پلیس نیز بخشی از ظرفیت خود را برای مقابله با آن به کار گرفته است؛ اما آمار توقیف و اعمال قانون به تنهایی نمی‌تواند پایان مسئله باشد. وقتی یک پدیده در شهرهای مختلف تکرار می‌شود، باید از برخورد موردی عبور کرد و برای آن سیاست مشخص شهری و ملی طراحی کرد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار این است که صدای یک موتورسیکلت در نیمه‌شب شاید در نگاه اول تنها چند ثانیه مزاحمت به نظر برسد، اما وقتی این صدا هر شب، در نقاط مختلف و برای هزاران خانواده تکرار شود، دیگر با یک تخلف ساده روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با مسئله‌ای مرتبط با کیفیت زندگی شهری، سلامت اجتماعی، اقتصاد خانوار و مدیریت اوقات فراغت مواجه هستیم.

    مطالبه اصلی نیز روشن است؛ پلیس باید با تخلف برخورد کند، دستگاه قضایی در موارد لازم از ظرفیت قانونی خود استفاده کند و همزمان مدیریت شهری و دستگاه‌های فرهنگی و ورزشی برای ایجاد فضاهای مناسب تفریحی و تخلیه هیجان وارد میدان شوند. آرامش شهروندان نباید قربانی تفریح عده‌ای شود و در مقابل، نیاز جوانان به نشاط و هیجان نیز نباید تنها با جریمه و توقیف پاسخ داده شود.

    بیرجند در گزارش ایرنا یک نمونه از این مسئله است؛ مسئله‌ای که برای حل آن، نسخه‌ای فراتر از یک طرح مقطعی پلیس و در مقیاس ملی مورد نیاز است.

  • «یک روز بدون خودرو» بدون زیرساخت، فقط یک توصیه است

    «یک روز بدون خودرو» بدون زیرساخت، فقط یک توصیه است

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، سال‌هاست توسعه دوچرخه در بسیاری از کلانشهرها به عنوان یکی از راهکارهای کاهش ترافیک و آلودگی هوا دنبال می‌شود، اما تجربه شاهرود نشان می‌دهد شهرهای متوسط نیز می‌توانند وارد مرحله‌ای شوند که دوچرخه از یک وسیله تفریحی به بخشی از شبکه حمل‌ونقل شهری تبدیل شود؛ البته به شرط آنکه زیرساخت لازم برای استفاده روزمره شهروندان فراهم باشد.

    وقتی خودرو در پارکینگ می‌ماند و دوچرخه ادامه مسیر را می‌رود

    شهردار شاهرود با اشاره به مطالعات انجام‌شده برای توسعه حمل‌ونقل پاک گفت: زیرساخت‌های ایجاد ایستگاه‌های دوچرخه‌های اشتراکی بررسی شده و طرح در مسیر تکمیل زیرساخت‌ها و دریافت گواهی بهره‌برداری از دبیرخانه شهر دوستدار دوچرخه قرار دارد.

    محسن احمدی با اشاره به الگوبرداری از تجربه مشهد افزود: هدف از اجرای طرح، فراهم کردن امکان ترکیب سفر با خودرو و دوچرخه است؛ به این شکل که شهروند بتواند خودرو را در پارکینگ مستقر کند و بخشی از مسیر را با دوچرخه ادامه دهد.

    این مدل حمل‌ونقل، اگر در نقاط پرتردد و مقصدهای اصلی سفر شهری توسعه پیدا کند، می‌تواند بخشی از سفرهای کوتاه با خودرو را حذف کند؛ سفری که شاید برای شهروند چند دقیقه بیشتر زمان نبرد، اما در مقیاس هزاران سفر روزانه، مصرف قابل توجهی از سوخت و ظرفیت معابر شهری را به خود اختصاص می‌دهد.

    مدیریت شهری شاهرود همچنین افزایش ایستگاه‌های دوچرخه اشتراکی در نقاط مختلف شهر، به‌ویژه اماکن گردشگری و مقصدهای پرتردد را در دستور کار قرار داده است.

    ۲۵ دوچرخه برای شروع یک تجربه شهری

    رئیس سازمان مدیریت حمل‌ونقل شهرداری شاهرود نیز اعلام کرد: طرح شهر دوستدار دوچرخه در پنج نقطه شهری برنامه‌ریزی شده و سه ایستگاه جدید در پارکینگ طبقاتی خیابان مصلی، خیابان امام(ره) و محدوده نزدیک شهرداری تا دهه فجر به بهره‌برداری می‌رسد.

    علیرضا اخوین گفت: در مرحله نخست ۲۵ دستگاه دوچرخه برای اجرای طرح تامین شده و در صورت استقبال شهروندان، تعداد دوچرخه‌ها افزایش خواهد یافت.

    بر اساس این برنامه، شهروندان پس از ثبت‌نام برخط در سامانه‌ای که همزمان با بهره‌برداری طرح معرفی خواهد شد، امکان استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی را خواهند داشت.

    «یک روز بدون خودرو» به تنهایی مصرف سوخت را تغییر نمی‌دهد

    به گزارش بازار کسب‌ و کار، تجربه شاهرود از یک جهت دیگر نیز قابل توجه است. در سال‌های گذشته موضوعاتی مانند «یک روز بدون خودرو» با هدف فرهنگ‌سازی برای کاهش استفاده از خودرو مطرح شده، اما فرهنگ‌سازی زمانی می‌تواند به تغییر رفتار پایدار منجر شود که شهروند برای انتخاب جایگزین نیز امکانات لازم را در اختیار داشته باشد.

    نمی‌توان از مردم خواست خودروهای شخصی را کنار بگذارند، اما در همان حال مسیر ایمن دوچرخه، ایستگاه اشتراکی، پارکینگ مناسب، حمل‌ونقل عمومی منظم و امکان ترکیب شیوه‌های مختلف سفر را توسعه نداد.

    شاهرود با قرار دادن ایستگاه‌های دوچرخه در کنار پارکینگ‌های طبقاتی، عملاً تلاش کرده بخشی از این زنجیره را شکل دهد؛ یعنی خودرو حذف نمی‌شود، بلکه برای بخشی از مسیر از چرخه سفر خارج می‌شود و دوچرخه جای آن را می‌گیرد.

    نسخه شاهرود برای شهرهای دیگر

    توسعه چنین طرح‌هایی فقط موضوع محیط‌زیست نیست. کاهش مصرف سوخت، کاهش استهلاک خودرو، کاهش فشار بر معابر، کاهش زمان تلف‌شده در ترافیک و استفاده بهتر از ظرفیت پارکینگ‌های شهری، همگی ابعاد اقتصادی این سیاست هستند.

    به همین دلیل، تجربه شاهرود می‌تواند برای شهرداران و مدیران ارشد دیگر شهرهای کشور نیز قابل بررسی باشد؛ به‌ویژه در شهرهایی که با وجود جمعیت کمتر از کلانشهرها، با ترافیک مرکز شهر، سفرهای کوتاه با خودرو و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل مواجه‌اند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار: اگر «یک روز بدون خودرو» قرار است از یک برنامه نمادین به یک رفتار پایدار شهری تبدیل شود، نقطه شروع آن نه صرفاً دعوت مردم به کنار گذاشتن خودرو، بلکه ساختن گزینه جایگزین است. دوچرخه‌های اشتراکی، ایستگاه‌های هوشمند، پارکینگ‌های طبقاتی و اتصال آنها به حمل‌ونقل عمومی می‌توانند بخشی از این زنجیره باشند؛ تجربه‌ای که اکنون شاهرود آن را در مقیاس شهری آزمایش می‌کند.

  • کالابرگ در دوراهی حمایت و تورم؛ پول افزایش اعتبار از کجا می‌آید؟

    کالابرگ در دوراهی حمایت و تورم؛ پول افزایش اعتبار از کجا می‌آید؟

    به گزارش خبرنگار اقتصادی بازار کسب‌ و کار، وعده افزایش اعتبار کالابرگ طی ماه‌های اخیر بارها مطرح شده، اما افزایش مورد انتظار هنوز به شکل پایدار و عملیاتی محقق نشده است. در تازه‌ترین اظهارات نیز اجرای این افزایش به تأمین منابع مالی پایدار گره خورده؛ موضوعی که پرسش مهم‌تری را نسبت به میزان افزایش اعتبار پیش روی سیاستگذار قرار می‌دهد: منابع این افزایش دقیقاً از کجا قرار است تأمین شود؟

    در شرایطی که هزینه کالاهای اساسی و سایر هزینه‌های زندگی فشار بیشتری بر بودجه خانوار وارد کرده، کالابرگ می‌تواند یکی از ابزارهای حمایت مستقیم از قدرت خرید باشد. با این حال، اثر واقعی این سیاست تنها به رقم اعتبار اختصاص‌یافته بستگی ندارد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، این است که دولت برای پرداخت این اعتبار از چه منبعی استفاده می‌کند و هزینه آن در نهایت بر دوش چه بخشی از اقتصاد قرار خواهد گرفت.

    اگر افزایش اعتبار از محل درآمدهای واقعی و تحقق‌یافته بودجه‌ای تأمین شود، دولت می‌تواند بخشی از منابع موجود را به حمایت از خانوارهای هدف اختصاص دهد، بدون آنکه فشار مستقیمی بر پایه پولی و شبکه بانکی وارد شود. در این حالت، هزینه حمایت معیشتی در چارچوب منابع واقعی اقتصاد قرار می‌گیرد و احتمال ایجاد فشار تورمی محدودتر خواهد بود.

    اما اگر منابع لازم از مسیر استقراض، افزایش بدهی به شبکه بانکی یا در نهایت خلق پول تأمین شود، داستان متفاوت خواهد بود. افزایش نقدینگی در اقتصادی که همچنان با فشارهای تورمی روبه‌رو است، می‌تواند بخشی از اثر حمایتی کالابرگ را خنثی کند. به بیان ساده‌تر، ممکن است خانوار اعتبار بیشتری دریافت کند، اما همزمان با افزایش قیمت کالاها، قدرت خرید همان اعتبار کاهش پیدا کند.

    حمایت معیشتی در مسیر یک چرخه خطرناک

    خطر اصلی از جایی آغاز می‌شود که افزایش اعتبار کالابرگ با منابع پولی و تورم‌زا انجام شود. دولت برای جبران کاهش قدرت خرید، اعتبار بیشتری در اختیار خانوار قرار می‌دهد؛ اما اگر تأمین این اعتبار به رشد نقدینگی منجر شود، افزایش تقاضای اسمی می‌تواند در کنار سایر عوامل، فشار بیشتری بر قیمت‌ها وارد کند.

    در مرحله بعد، افزایش قیمت‌ها دوباره قدرت خرید خانوار را کاهش می‌دهد و همین مسئله، مطالبه برای افزایش مجدد اعتبار کالابرگ را به دنبال خواهد داشت. در چنین شرایطی یک چرخه معیوب شکل می‌گیرد؛ اعتبار کالابرگ افزایش می‌یابد، قیمت‌ها بالا می‌رود، قدرت خرید کاهش پیدا می‌کند و دوباره افزایش اعتبار ضروری می‌شود.

    این چرخه نشان می‌دهد که افزایش عددی کالابرگ به‌تنهایی نمی‌تواند معیار موفقیت سیاست حمایتی باشد. آنچه برای خانوار اهمیت دارد، مقدار کالا و خدماتی است که با اعتبار کالابرگ می‌تواند خریداری کند، نه صرفاً عددی که روی کارت یا حساب او ثبت می‌شود.

    پول بیشتر، قدرت خرید بیشتر؟

    پاسخ به این پرسش به منبع تأمین مالی بستگی دارد. اگر دولت منابع واقعی برای افزایش اعتبار داشته باشد، افزایش کالابرگ می‌تواند بخشی از فشار هزینه‌های زندگی را کاهش دهد. اما اگر افزایش اعتبار بدون پشتوانه مالی واقعی انجام شود، احتمال انتقال هزینه این سیاست به سطح عمومی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند.

    در چنین وضعیتی، دولت از یک طرف برای حمایت از خانوار منابع بیشتری اختصاص می‌دهد و از طرف دیگر، افزایش هزینه‌ها و تورم می‌تواند همان حمایت را کم‌اثر کند. نتیجه آن خواهد بود که خانوار در ظاهر اعتبار بیشتری دریافت کرده، اما در بازار با قیمت‌های بالاتری مواجه است.

    بنابراین، پیش از اعلام رقم جدید کالابرگ، باید یک پرسش اساسی پاسخ داده شود: منبع مالی این افزایش چیست و آیا این منبع توان تأمین پایدار هزینه طرح را دارد؟

    وعده‌ای که هنوز به منابع پایدار نرسیده است

    در ماه‌های اخیر ارقام مختلفی درباره افزایش اعتبار کالابرگ و زمان اجرای آن مطرح شده بود، اما در ادامه مشخص شد اجرای این سیاست به تأمین منابع مالی پایدار وابسته است. همین موضوع باعث شده فاصله میان وعده افزایش اعتبار و اجرای قطعی آن همچنان یکی از مسائل مهم طرح باشد.

    در شرایط فعلی، خانوارها به افزایش اسمی یک رقم روی کارت نیاز ندارند؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ قدرت خرید واقعی است. اگر هزینه‌های زندگی با سرعت بیشتری از اعتبار کالابرگ افزایش پیدا کند، حتی یک افزایش قابل توجه در اعتبار نیز نمی‌تواند اثر بلندمدتی بر معیشت خانوار داشته باشد.

    افزایش کالابرگ اگر تورم بیاورد، حمایت نیست

    کالابرگ زمانی می‌تواند یک سیاست حمایتی مؤثر باشد که منابع آن واقعی، پایدار و تا حد امکان غیرتورمی باشد. حمایت از معیشت خانوار نباید از مسیری تأمین شود که چند ماه بعد هزینه همان حمایت را با افزایش قیمت کالاها از مردم پس بگیرد.

    از این منظر، مسئله اصلی فقط چند درصد یا چند میلیون تومان افزایش اعتبار کالابرگ نیست؛ مسئله این است که این اعتبار با چه پولی تأمین می‌شود و چه اثری بر تورم خواهد داشت.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار این است که در اقتصاد تورم‌زده، افزایش اسمی درآمد یا اعتبار لزوماً به معنای افزایش قدرت خرید نیست. اگر پشتوانه مالی کالابرگ مشخص و پایدار نباشد، ممکن است سیاستی که با هدف حمایت از سفره مردم طراحی شده، در نهایت با افزایش هزینه‌های زندگی بخشی از همان حمایت را پس بگیرد. بنابراین، پیش از افزایش رقم کالابرگ، باید تکلیف «پول واقعی پشت این افزایش» روشن شود.

  • نسخه دیروز برای امروز جواب نمی‌دهد؛ پروژه جدیدی آغاز نکنید

    نسخه دیروز برای امروز جواب نمی‌دهد؛ پروژه جدیدی آغاز نکنید

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، مسعود نصرتی عصر سه‌شنبه در نشست با مدیران حوزه معاونت عمرانی وزارت کشور در مشهد، خراسان رضوی را یکی از استان‌های پیشرو کشور دانست و گفت: تجربه‌ها و نتایج به‌دست آمده در این استان می‌تواند به عنوان تجربه موفق برای سایر استان‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

    معاون عمران و توسعه امور شهری و روستایی وزیر کشور با اشاره به وجود ۷۳ هزار پروژه نیمه‌تمام در ابتدای فعالیت دولت چهاردهم اظهار کرد: اینکه در کشور ۷۳ هزار پروژه نیمه‌تمام داشته‌ایم، یک فاجعه است و نباید این روند دوباره تکرار شود.

    نصرتی ادامه داد: چرا باید ۷۳ هزار پروژه نیمه‌تمام ایجاد شود، در حالی که در بسیاری از این طرح‌ها بهترین زمین‌ها انتخاب شده و بین ۱۰ تا ۹۰ درصد منابع نیز هزینه شده، اما در نهایت پروژه توجیه لازم را نداشته است.

    وی گفت: بر همین اساس تأکید کردیم پروژه جدیدی آغاز نشود و منابع و توان مدیریتی کشور برای تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام اختصاص یابد.

    معاون وزیر کشور افزود: در دهه فجر امسال ۱۱۴ همت پروژه‌های شهری و روستایی افتتاح شد و در شهریورماه نیز ۱۳۰ همت پروژه به بهره‌برداری رسید که بخش قابل توجهی از آنها پروژه‌های نیمه‌تمامی بود که بر تکمیل آنها تأکید شده بود.

    ایران کمبود منابع انرژی ندارد

    نصرتی در ادامه با اشاره به موضوع مدیریت انرژی اظهار کرد: وزارت کشور در سال ۱۴۰۳ مسئولیت حوزه انرژی را پذیرفت و در ادامه نیز با تصویب هیأت وزیران، مدیریت انرژی با مشارکت ۴۶ عضو به صورت جامع دنبال شد.

    وی با بیان اینکه ایران به اندازه یک کشور ۱۲۰ میلیون نفری منابع در اختیار دارد، افزود: ما کمبود منابع نداریم، بلکه باید نحوه مصرف را اصلاح کنیم.

    معاون عمران و توسعه امور شهری و روستایی وزیر کشور با اشاره به تأکید رئیس‌جمهور بر ضرورت صرفه‌جویی و بهینه‌سازی مصرف انرژی گفت: منظور از این موضوع صرفاً ساختمان‌های اداری و نحوه سرمایش و گرمایش آنها نیست، چرا که کل برق مصرفی ساختمان‌های اداری کشور حدود یک‌دهم مصرف برق است و سهم گاز و آب این بخش نیز محدود است.

    نصرتی ادامه داد: تمرکز اصلی باید بر نیروگاه‌های دولتی باشد که راندمان آنها فقط حدود ۲۴ تا ۲۷ درصد است و همچنین صنایع بزرگی مانند پتروشیمی‌ها و واحدهای سیمانی که نیازمند اصلاح الگوی مصرف و افزایش بهره‌وری هستند.


    مسعود نصرتی با اشاره به وجود ۷۳ هزار پروژه نیمه‌تمام در ابتدای فعالیت دولت چهاردهم، این تعداد پروژه را یک فاجعه دانست و گفت در بسیاری از این طرح‌ها بهترین زمین‌ها انتخاب شده و بین ۱۰ تا ۹۰ درصد منابع نیز هزینه شده، اما در نهایت پروژه توجیه لازم را نداشته است. 


    وی افزود: امتیازدهی به مدیران صنعت و نیروگاه‌ها بر اساس برچسب مصرف انرژی در دستور کار قرار گرفته و قرار است ارزیابی‌ها به صورت دوره‌ای انجام شود تا مدیران نسبت به اصلاح وضعیت مصرف انرژی اقدام کنند.

    معاون وزیر کشور همچنین از استقرار سامانه پایش ملی در وزارت کشور خبر داد و گفت: همه دستگاه‌ها اطلاعات خود را در اختیار این سامانه قرار می‌دهند و کنترل شرایط از طریق آن انجام خواهد شد.

    به گفته نصرتی، مقرر شده است این سامانه هفته آینده با حضور رئیس‌جمهور افتتاح شود.

    بحران آب مشهد جدی‌تر از تهران است

    نصرتی با اشاره به شرایط مشهد و خراسان رضوی اظهار کرد: مشهد به عنوان دومین شهر بزرگ کشور با جمعیتی حدود پنج میلیون نفر شرایط ویژه‌ای دارد و بحران آب آن حتی از تهران بالاتر است.

    وی همچنین نسبت به وضعیت تأمین گاز در برخی استان‌ها هشدار داد و گفت: سه استان کشور بین ۴۰ تا ۷۵ روز با مشکل تأمین گاز خانگی مواجهند و باید برای این شرایط برنامه‌ریزی جدی انجام شود.

    معاون وزیر کشور با انتقاد از الگوی فعلی مصرف سوخت گفت: روزانه حدود ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار خودرو وارد تهران می‌شوند و برخی از آنها حدود سه ساعت در ترافیک می‌مانند؛ این وضعیت نشان می‌دهد همچنان با وجود منابع فراوان، الگوی مصرف مناسبی نداریم.

    حاکمیت باید اعتماد سرمایه‌گذاران را بازسازی کند

    نصرتی با تأکید بر ضرورت تقویت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی اظهار کرد: سرمایه‌گذار باهوش است اما سرمایه ترسو است و متأسفانه کارنامه خوبی در زمینه جلب اعتماد سرمایه‌گذاران نداشته‌ایم.

    وی افزود: باید بی‌اعتمادی ایجادشده را به سرعت جبران کنیم و حاکمیت در این مسیر باید نقش تسهیل‌گر داشته باشد.

    ساخت شهرهای جدید بدون توجه به ظرفیت بافت‌های موجود توجیه ندارد

    معاون عمران و توسعه امور شهری و روستایی وزیر کشور با اشاره به ظرفیت‌های موجود در حوزه مسکن گفت: در کشور ۹۷۰ هزار هکتار محدوده شهری مسکونی وجود دارد و برای ۱۲۳ هزار هکتار نیز طرح الحاق تصویب شده است.

    نصرتی افزود: حدود ۱۷۴ هزار هکتار بافت فرسوده شهری در کشور داریم که بخشی از آن تاریخی و بخشی فاقد ارزش تاریخی است.

    وی با اشاره به وجود ۲۲ شهر جدید در کشور اظهار کرد: در شرایطی که ۶ میلیون و ۷۸۰ هزار نفر برای مسکن ثبت‌نام کرده‌اند، ساخت شهرهای جدید باید با دقت و بر اساس ظرفیت‌های موجود انجام شود.

    معاون وزیر کشور ادامه داد: اگر بتوانیم برای این افراد در ظرفیت‌های موجود خانه فراهم کنیم، هزاران برابر مقرون‌به‌صرفه‌تر از این است که بخواهیم در زمین‌های بایر شهر جدید ایجاد کنیم.

    نصرتی همچنین بر ضرورت بازنگری در ضوابط بافت‌های تاریخی تأکید کرد و گفت: برخی ضوابط موجود در بافت تاریخی نیازمند بازنگری جدی است، زیرا با این روش در برخی موارد بافت‌هایی ایجاد شده که اکنون ناامن شده‌اند.

    حفظ شهرداران فاقد مشکل قضایی و فساد

    وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت مدیریت شهری و انتخابات دوره هفتم شوراهای اسلامی شهر گفت: وزارت کشور برای برگزاری انتخابات دوره هفتم شورای اسلامی شهر اعلام آمادگی کرده است، اما هنوز پاسخی در این زمینه دریافت نکرده‌ایم.

    نصرتی افزود: شرایط فعلی تا حدودی دوپهلو است و مدیران شهری برای تصمیم‌گیری و تصویب مصوبات با ابهام‌هایی مواجهند، اما متناسب با مقتضیات کشور تلاش می‌کنیم این مسائل برطرف شود.

    وی با بیان اینکه در شرایط کنونی حفظ مدیران توانمند اهمیت دارد، اظهار کرد: اگر شهرداری مشکل قضایی و فساد نداشته باشد، بهتر است همان شهردار به فعالیت خود ادامه دهد تا اینکه فرد دیگری برای پذیرش این مسئولیت پیشنهاد و منصوب شود.

    معاون وزیر کشور تأکید کرد: این موضوع هم مصوبه فراقانونی و هم ابلاغ وزیر دارد و باید با همدلی در کنار یکدیگر قرار گیریم تا بتوانیم شرایط خاص حوزه شهری و روستایی را مدیریت کنیم.

    نصرتی گفت: در شرایط فعلی تعداد مراجعه‌کنندگان به شهرداری‌ها به دلیل فضای عمومی کشور کاهش یافته، اما انتظار از شهرداری‌ها به شدت بالاست و عبور از این شرایط سخت بدون همدلی امکان‌پذیر نیست.

    وی در پایان با اشاره به ظرفیت نمایندگان خراسان رضوی در مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: وجود ۱۸ نماینده خراسان رضوی و انتظارات این استان بسیار ارزشمند است و باید از این ظرفیت برای حل مسائل و پیشبرد امور استان استفاده کرد.

  • استثمار معلمان در مدارس غیردولتی

    استثمار معلمان در مدارس غیردولتی

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: «آقای وزیر، اگر اسم دیگری روی ما نمی‌گذارید، من با این حقوق به کجا شکایت کنم؟» این توییت یک معلم است که در پایین آن، عکسی از فیش حقوقی ۱۴ میلیون تومانی خود قرار داده است. شهریه مدارس غیردولتی در برخی مناطق به بالای ۲۰۰ میلیون تومان رسیده، اما معلمانی که ستون اصلی همین مدارس‌اند، با حقوقی کمتر از حداقل دستمزد کار می‌کنند. بیمه‌های ناقص، قراردادهای موقت و سفیدامضا و نبود امنیت شغلی، بخشی از روایت مشترک معلمانی است که سال‌هاست اعتراض می‌کنند، اما کسی صدایشان را نمی‌شنود و حقوق آنها را تضمین نمی‌کند. فعالان حوزه آموزش، دلیل این موضوع را نبود تشکل صنفی برای این معلمان و همچنین سودده‌بودن استثمار آنها می‌دانند؛ معلمانی که در گران‌ترین مدارس درس می‌دهند، اما سهمی از آن درآمد ندارند.

    معلمان مدارس غیردولتی سال‌هاست از شرایط خود ناراضی‌اند و به آن اعتراض دارند. ساعات و روزهای کاری این معلمان با معلمان رسمی تفاوتی ندارد، اما حقوق دریافتی‌شان بسته به استان و مدرسه، متفاوت و کمتر از حداقل حقوق مصوب است. حتی درباره این مسئله، کارزارهای متعددی از تهران و البرز تا ایلام به راه افتاده است تا توجه مردم و مسئولان به این موضوع جلب شود، اما هنوز هم در بر همان پاشنه می‌چرخد و تغییری در شرایط این معلمان به وجود نیامده است.

    حقوق معلم از حداقل وزارت کار هم کمتر است

    «فرناز» معلمی با ۲۱ سال سابقه کار است که در مدارس غیردولتی استان البرز کار می‌کند و شرایط معلمان این مدارس را فجیع توصیف می‌کند. او به «پیام ما» می‌گوید: «پارسال حقوق من فقط ۱۴ میلیون تومان بود، برای همین از آن مدرسه بیرون آمدم. اما الان به هر مدرسه‌ای می‌روم، آنها هم همان حقوق ۱۴ میلیونی پارسال را پیشنهاد می‌کنند. در بحث بیمه هم مدارس یا معلم‌ها را بیمه نمی‌کنند یا بیمه را ۱۰ یا ۲۰ روزه رد می‌کنند. تعداد مدارس غیردولتی‌ای که معلمان را بیمه ۳۰ روزه کنند، بسیار اندک است.»

    به گفته او، حقوق معلمان این مدارس از کف دستمزد نیز کمتر است. «امسال مبلغ حقوق را به ۲۰ میلیون تومان هم نرسانده‌اند. در نهایت ۱۴ تا ۱۵ میلیون تومان به معلم پول می‌دهند. حتی معلمان تازه‌کار یا کارآموز از این هم کمتر و در حد ۷ تا ۸ میلیون تومان حقوق می‌گیرند. من حاضرم بیکار بمانم، اما با این حقوق‌ها سر کار نروم.»

    او معتقد است این معلمان مدارس هستند که از صبح تا ساعت ۳ بعدازظهر زحمت می‌کشند و نحوه تدریس و آموزش آنهاست که یک مدرسه را برند می‌کند. «اما مدیران مدارس حقوق مکفی به آنها پرداخت نمی‌کنند.»

    چرا کسی بر شرایط ما نظارت نمی‌کند؟

    او شکایت خود را به آموزش‌وپرورش هم برده است. «وقتی من از آنها پرسیدم که چرا نظارتی بر مدارس غیردولتی وجود ندارد، پاسخ دادند که نظارت ما فقط در بخش آموزش است. برای حقوق و بیمه باید به اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی مراجعه کنید.» او ادامه می‌دهد: «من نمی‌دانم چگونه با اینکه بازرسان بیمه هرچند وقت یک‌بار به مدارس سر می‌زنند، متوجه نمی‌شوند که معلمان مدرسه بیمه نیستند.» فرناز درباره مبالغ هنگفت شهریه مدارس در استان البرز می‌گوید: «کف شهریه در سال گذشته ۴۰ میلیون تومان بود. در بعضی هنرستان‌ها حتی این شهریه به ۲۷۰ میلیون تومان هم می‌رسید. امسال نیز کمترین میزان شهریه از ۴۵ میلیون تومان شروع می‌شود و به بالای ۲۰۰ میلیون تومان می‌رسد. مدرسه‌ای در مهرشهر کرج، شهریه ۲۴۰ میلیون تومانی از دانش‌آموزان می‌گیرد، اما حقوقی که به معلم می‌دهد، ۲۰ میلیون تومان است.»

    معلم دیگری اهل ایلام و دارای ۱۱ سال سابقه کار است. «سوسن» میزان حقوق معلمان در مدارس غیردولتی را متفاوت می‌داند: «حدود دستمزد در سال گذشته بین ۶ تا نهایتاً ۱۲ میلیون تومان بوده است. فکر می‌کنم معلم مدرسه غیردولتی‌بودن، یکی از بدترین شغل‌هایی است که کسی می‌تواند داشته باشد. اما تحصیلات ما علوم تربیتی و روان‌شناسی است و خواه‌ناخواه وارد این شغل شده‌ایم و وقت خود را برای آن گذاشته‌ایم. برای همین، الان نه می‌توانیم از این کار خارج شویم و نه می‌توانیم با این شرایط ادامه دهیم. اعتراضات و تجمعات ما هم هیچ فایده‌ای نداشته است.»

    نظارت بر کار معلمان غیردولتی برعهده آموزش‌وپرورش است، اما دستمزد آنها نه

    به گفته او، آموزش‌وپرورش معلم‌های مدارس غیردولتی را جزو معلم‌ها حساب نمی‌کند، بلکه آنها را نیروی مشارکت مردمی در نظر می‌گیرد. «اما همین آموزش‌وپرورش نحوه کار ما را زیر نظر دارد؛ یعنی از نظر پوشش، ارتباط با دانش‌آموز و والدین و سبک آموزشی، ما را تحت نظر دارند. حتی اگر بخواهیم خلاقیتی داشته باشیم، مانع ما می‌شوند. اما مسئولیت پرداخت حقوق و رسمی‌شدن ما را به عهده نمی‌گیرند. ما از آنها خواستیم دست‌کم به ما کارت صلاحیت بدهند تا بتوانیم از اقامتگاه‌های مخصوص معلمان در شهرهای دیگر استفاده کنیم، اما آن را هم از ما دریغ کردند.»

    آموزش‌وپرورش نمی‌خواهد با مدارس غیردولتی درگیر شود

    این معلم پایه اول ابتدایی، دلیل این وضعیت را بی‌توجهی آموزش‌وپرورش به وضعیت معلم‌های مدارس غیردولتی می‌داند: «مدارس غیردولتی درآمد و سوددهی خوبی برای آموزش‌وپرورش دارند. برای همین، این نهاد بیشتر حامی مؤسسه‌هاست و رغبتی برای برخورد با آنها ندارد. حتی اداره کار به آنها گفته است که باید بیمه کامل برای ما رد شود، چون سختی کار داریم، اما تاکنون هیچ توجهی به این موضوع نشده است.»

    قراردادهای ما سفیدامضاست

    به گفته فرناز، بسیاری از اوقات قرارداد معلمان سفیدامضاست. «به معلم می‌گویند یا باید این قرارداد را امضا کنی یا خداحافظ. برای همین، ما مجبور به امضای آن می‌شویم. سپس در آن قرارداد حقوقی را مشخص کرده و آن را تحویل آموزش‌وپرورش می‌دهند، اما نصف حقوق مندرج در قرارداد را به معلم می‌دهند. ما در این مورد با آموزش‌وپرورش صحبت کرده‌ایم و حتی در مجلس هم مطرح شد، اما کسی آن را پیگیری نکرد.»

    معلمان مدارس غیردولتی استثمار می‌شوند

    یک معلم و پژوهشگر جامعه‌شناسی، این معلمان را در دسته بی‌ثبات‌کاران آموزشی قرار می‌دهد و به «پیام ما» می‌گوید: «مدارس غیردولتی از دوران پساجنگ ایران و عراق و هم‌زمان با سیاست‌های تعدیل ساختاری شروع به کار کردند و طبق آخرین آمار، تاکنون حدود ۱۵.۴ درصد مدارس کشور غیردولتی‌اند. معلم‌های مدارس غیردولتی آنجا هستند تا استثمار شوند و سود کلانی نصیب مالکان این مدارس کنند. بعضی اتفاقات، مانند آنلاین‌شدن مدارس در دوران جنگ، نیز به این سوددهی کمک کرد، زیرا هزینه‌های مدرسه حضوری از والدین گرفته شده بود و هیچ سازوکاری برای بازگشت این پول به خانواده‌ها ایجاد نشد.» او سازوکار استثمار معلمان را توضیح می‌دهد: «حقوق این معلمان تقریباً یک‌سوم دستمزد معلمان مدارس دولتی است. اگر میانگین حقوق معلمان مدارس دولتی ۲۵ میلیون تومان باشد، عموم این افراد دستمزدی حدود ۹ میلیون تومان می‌گیرند. برای بیمه هم قانونی وجود دارد که اگر معلمی بتواند ۳۰ ساعت در هفته تدریس کند، می‌تواند بیمه شود. اما پرکردن این ساعت در یک مدرسه تقریباً غیرممکن است. حتی اگر ممکن هم شود، مدیران و مالکان مدارس معمولاً معلمان را بیمه نمی‌کنند. اگر کسی هم بیمه شود، برای چند روز در ماه است.»

    هیچ‌کس به این معلمان قول رسمی‌شدن نداده است

    این پژوهشگر در پاسخ به این سؤال که چرا این معلمان تبدیل وضعیت نمی‌شوند، می‌گوید: «هیچ‌وقت به این معلمان قول رسمی‌شدن نداده‌اند. چنین موضوعی مربوط به معلمان حق‌التدریسی است که در مدارس دولتی درس می‌دهند و به این امید تدریس می‌کنند که بعد از سه یا چهار سال، به‌واسطه کمبود نیرو رسمی شوند.»

    اما به گفته او، معلم‌های مدارس غیردولتی کاملاً از حیطه دولت خارج‌اند. «سال ۱۳۹۵ هم اسم مدارس از غیرانتفاعی به غیردولتی تبدیل شد.»
    به گفته او، به همین دلیل است که معلمان این مدارس نمی‌توانند به جایی شکایت کنند. «اگر این معلم‌ها بخواهند شکایت کنند، بین شعب حقوق کار، تأمین اجتماعی و سازمان مدارس غیردولتی پاسکاری می‌شوند. مرجع مشخصی هم برای رسیدگی به شکایت این افراد وجود ندارد.»

    بدون وجود صنف یا انجمن، افراد از پیگیری حق خود ناتوان‌اند

    او معتقد است مسئله اصلی ناتوانی این معلمان در پیگیری حقوق خود، نداشتن هرگونه صنف، تشکل یا انجمن است. «برای همین نمی‌توانند به‌شکلی قانونی پیگیر حقوق خود باشند. در ۱۰ سال اخیر، این گروه نتوانسته است اعتراضاتی سازمان‌یافته ترتیب دهد. اعتراضات مقابل وزارتخانه توسط معلمان رسمی، حق‌التدریسی، طرح مهر و نهضت سوادآموزی انجام گرفته است. بیشتر کاری که معلمان مدارس غیردولتی انجام داده‌اند، در رسانه و به شکل دل‌نوشته و دردودل بوده است، اما کار سازمان‌یافته میدانی صورت نگرفته است.»

    رابطه معلمان مدارس غیردولتی با مدرسه تابع قواعد آمره قانون کار و تأمین اجتماعی است

    «فرشاد اسماعیلی»، حقوق‌دان، غیردولتی‌بودن مدرسه را به‌معنای غیردولتی‌شدن حقوق معلم نمی‌داند و به «پیام ما» می‌گوید: «معلم مدرسه غیردولتی نیروی کار است و رابطه او با مدرسه تابع قواعد آمره قانون کار و تأمین اجتماعی است. قانون اصلاح قانون تأسیس و اداره مدارس و مراکز آموزشی و پرورشی غیردولتی در سال ۱۴۰۲، صریح‌تر از گذشته در این زمینه تعیین تکلیف کرده است. مطابق ماده ۲۵، معلمان و کارکنان تمام‌وقت فاقد پوشش بیمه‌ای مدارس غیردولتی از مزایای قانون تأمین اجتماعی برخوردار می‌شوند و برای کارکنان پاره‌وقت نیز حمایت بیمه‌ای متناسب با ساعات کار پیش‌بینی شده است. همچنین در اصلاحات جدید، ساعات فعالیت تمام‌وقت معلمان و کارکنان آموزشی غیررسمی مدارس غیردولتی، ۳۰ ساعت در هفته تعیین شده است.»

    به گفته او، اگر معلمی تمام‌وقت کار می‌کند، ردکردن بیمه ۱۰ یا ۲۰ روز در ماه برای او غیرقابل‌توجیه است. «مدرسه نمی‌تواند از معلم کار تمام‌وقت بگیرد، اما بیمه او را به‌شکل صوری به ۱۰ یا ۲۰ روز تقلیل دهد. معلمی با ساعات کاری قابل‌توجه، حقوقی در محدوده ۱۲ یا ۱۴ میلیون تومان و بیمه ناقص، ما را با مجموعه‌ای از سازوکارهای کاهش هزینه نیروی کار مواجه می‌کند که شامل دستمزد پایین، قرارداد موقت، بیمه ناقص و انتقال ریسک بیکاری به خود معلم است. این همان چیزی است که من از آن به‌عنوان ارزان‌سازی نیروی کار آموزشی یاد می‌کنم.»

    معلم باید حق خود را مطالبه کند

    به نظر او، در برابر این شرایط، اشتباه است که تصور کنیم معلم به‌دلیل نبود امنیت شغلی یا حاکمیت فضای سرکوب، فقط دو انتخاب، یعنی سکوت یا استعفا، را دارد. «قانون برای او مسیرهای رسمی مطالبه حق را پیش‌بینی کرده است. در مرحله اول، معلم باید رابطه کاری واقعی خودش را مستند کند؛ قرارداد، فیش حقوقی، واریز بانکی، برنامه هفتگی، حضور و غیاب، پیام‌های کاری، برنامه کلاس‌ها و هر مدرکی که نشان دهد واقعاً چه مقدار و با چه شرایطی برای مدرسه کار کرده است.» او ادامه می‌دهد: «برای مطالبات مزدی، حقوق و مزایای ناشی از رابطه کار، مسیر مراجعه به ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مراجع حل اختلاف کار وجود دارد. در مورد سوابق بیمه‌ای نیز باید موضوع از طریق سازمان تأمین اجتماعی پیگیری شود تا اگر کارکرد واقعی بیشتر از سابقه درج‌شده بوده، رابطه کار و میزان اشتغال بررسی و حق بیمه مربوط مطالبه شود.» به گفته اسماعیلی، پاسخ‌گویی نباید به شکایت فردی محدود شود، بلکه باید مسئله از یک اختلاف فردی به مطالبه‌ای صنفی تبدیل شود. «معلمان رسمی سابقه طولانی‌تری در مطالبه‌گری صنفی دارند، اما موقعیت معلمان غیررسمی مدارس غیردولتی متفاوت است. آنها می‌دانند ممکن است قراردادشان سال بعد تمدید نشود و هزینه بیشتری برای اعتراض و مطالبه‌گری بپردازند. بنابراین موقتی‌سازی قرارداد فقط امنیت شغلی را کاهش نمی‌دهد، بلکه به‌شکل غیرمستقیم قدرت تشکل‌یابی و چانه‌زنی جمعی را هم تضعیف می‌کند.» او راه‌حل را در سه سطح می‌بیند: «نخست، حق‌خواهی رسمی از طریق اداره کار، سازمان تأمین اجتماعی و در موارد لازم، مراجع قضایی و دیوان عدالت اداری. دوم، شفافیت قراردادی؛ یعنی معلم بداند دقیقاً با چه شرایطی استخدام شده، چند ساعت کار می‌کند، چه میزان حقوق می‌گیرد و چه میزان سابقه بیمه برای او ثبت می‌شود. سوم، تقویت تشکل‌یابی و مطالبه‌گری صنفی در میان معلمان غیررسمی.»

    قراردادهای سفیدامضا نشان‌دهنده نابرابری در قدرت است

    او درباره قراردادهای سفیدامضا توضیح می‌دهد: «این موضوع یکی از جدی‌ترین نشانه‌های نابرابری قدرت در رابطه کاری است. از نظر کیفری، صرف امضای سفید را نباید بدون تحقق شرایط قانونی، جرم قطعی تلقی کرد. اما سوءاستفاده از سفیدامضای گرفته‌شده، طبق ماده ۶۷۳ قانون مجازات اسلامی جرم‌انگاری شده است. بنابراین، اگر از سفیدامضای گرفته‌شده سوءاستفاده شود، موضوع می‌تواند وصف کیفری پیدا کند.»
    به اعتقاد اسماعیلی، مسئله مهم‌تر شرایطی است که معلم را به امضای سفید مجبور می‌کند: «اینجا باید به مسئله قدرت در رابطه کار توجه کنیم. از نظر صوری، دو طرف قرارداد آزادند، اما در عمل، وقتی یک طرف به شغل نیاز دارد و طرف دیگر اختیار تمدید یا عدم تمدید قرارداد را دارد، قدرت چانه‌زنی دو طرف برابر نیست. این همان جایی است که مسئله قرارداد سفیدامضا به بحث ارزان‌سازی نیروی کار وصل می‌شود.»

    او این اتفاقات را نتیجه خصوصی‌سازی آموزش می‌داند: «البته غیردولتی‌بودن مدارس الزاماً نتیجه منفی خصوصی‌سازی نیست. اما بحث این است که اگر خصوصی‌سازی بدون نظام قدرتمند تنظیم‌گری و حمایت اجتماعی اتفاق بیفتد، فشار کاهش هزینه‌ها به نیروی کار منتقل می‌شود.»

    به نظر او، چهار روند در اینجا دیده می‌شود: «یک، افزایش سهم بخش غیردولتی در ارائه خدمات آموزشی. دو، برون‌سپاری و انتقال بخشی از مسئولیت ارائه خدمات آموزشی از دولت به بازیگران بیرونی. سه، ارزان‌سازی نیروی کار. چهار، مقررات‌زدایی یا تسهیل مقررات؛ ایجاد امکان برای شکل‌های جدید ارائه آموزش، بدون اینکه الزاماً حمایت‌های اجتماعی و نظارت بر شرایط کار با همان سرعت توسعه پیدا کند.»

    مدارس گران و معلم ارزان؛ تناقضی که باید جدی گرفته شود

    این حقوق‌دان، آموزش را یکی از مهم‌ترین ابزارهای بازتولید فرصت‌های اجتماعی می‌داند که اگر به توانایی اقتصادی خانواده وابسته شود، به بازتولید نابرابری کمک می‌کند. «در پایین همین ساختار، معلمی است که برای تأمین زندگی ناچار است شرایط کاری ناپایدار و دستمزد پایین را بپذیرد. بنابراین، از یک طرف آموزش برای خانواده‌ها گران‌تر و از طرف دیگر، نیروی تولیدکننده آموزش ارزان‌تر می‌شود. این تناقضی است که باید آن را جدی گرفت.» به اعتقاد او، در اینجا با نوعی سلسله‌مراتب در بازار کار آموزش مواجهیم: «یک معلم رسمی آموزش‌وپرورش از نظر امنیت شغلی و حمایت‌های اجتماعی، در موقعیت متفاوتی نسبت به یک معلم غیررسمی مدرسه غیردولتی قرار دارد. ضمن اینکه این ساختار یک بُعد جنسیتی هم دارد. اگر زنان سهم بالایی از نیروی آموزشی را تشکیل دهند، هر نوع توسعه اشتغال موقت و کم‌قدرت در بخش آموزش می‌تواند اثر جنسیتی داشته باشد؛ یعنی زنان بیشتر وارد بازار کار شوند، اما بخشی از این ورود از مسیر مشاغل کم‌ثبات‌تر و کم‌قدرت‌تر اتفاق بیفتد.»

  • ترازمندی سازمان تامین اجتماعی

    ترازمندی سازمان تامین اجتماعی

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: ناترازی صندوقهای بازنشستگی و از جمله سازمان تامین اجتماعی یکی از مسائل دیرپا و ابرچالش‌های کشور بوده و هست که طی دو دهه اخیر بر حوزه رفاه و تامین اجتماعی کشور سایه انداخته است و تاثیر و تاثرات آن پس از اجرای طرح تحول سلامت، ظهور تغییرات جمعیتی (مهاجرت، سالمندی، کاهش ازدواج و فرزندآوری)، بروز کرونا، تحریم‌ها و حصر اقتصادی ظالمانه، یک دهه تورم بالا و مزمن، جنگ۱۲ روزه، دوره پساجنگ و بحران امنیتی اخیر، جنگ چهل روزه و محاصره اقتصادی، شدت بیشتری یافته است.

    علاوه بر موارد فوق، بازنشستگی‌های زودرس، بیکاری، تحمیل سرریزهای حمایتی، عدم رعایت اصول، قواعد و محاسبات بیمه‌ای، فقدان نهاد تنظیم گر، تحمیل قوانین و مقررات فاقد بار مالی تعهدی و بین نسلی تضمین شده، عدم سرمایه‌گذاری به موقع و متناسب وعدم بازدهی بهینه اندوخته‌های بیمه‌ای، عدم رعایت چندجانبه گرایی، انجام مداخلات غیر اصولی و مغایر با اصول حکمرانی مطلوب در صندوق‌ها و مغایر با اصول حاکمیت شرکتی در توابع آن‌ها، قدمت قوانین و مقررات و عدم روزآمدسازی آن‌ها و نیز عدم سازگارسازی آن‌ها با پویایی‌های جمعیتی و کسب وکارها وابرورندها و روندهای اقتصادی و فناوری، افزایش سهم اقتصاد و مشاغل غیر رسمی، فضای مجازی و نیروی کار مجازی، عدم ایجاد و انباشت سرمایه‌گذاری طی یک دهه اخیر، عدم پرداخت نقدی و به موقع حق بیمه‌های جاری سهم دولت وعدم پرداخت بدهیهای بیمه‌ای معوقه دولت به صندوق‌ها، نیروی کار غیرمجاز خارجی، عدم طراحی و استقرار نظام تامین اجتماعی فراگیر وچندلایه (امدادی، حمایتی وبیمه‌ای) و چندسطحی درلایه بیمه‌ای (پایه، مازاد و مکمل) و…، شمه‌ای از علل و عوامل ناترازی صندوقهای بازنشستگی و سازمان تامین اجتماعی هستند.

    در حال حاضر حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور تحت پوشش بیمه بازنشستگی از طریق حدود ۱۸ سازمان و صندوق بیمه‌گر اجتماعی می‌باشند (سازمان تامین اجتماعی حدود ۵۰ درصد آن‌ها را پوشش داده است) که متوسط نسبت پشتیبانی (تعداد بیمه شده به مستمری بگیر) در این صندوق‌ها حدود ۲ است در حالی که این نسبت حداقل باید ۵ باشد (این نسبت در غالب صندوقهای کارمندی دولتی کمتر از یک است ودر صندوق بازنشستگی کشوری ۰.۵ ودر صندوق لشکری ۰.۸ و مهم‌تر از همه اینکه نسبت مزبور در سازمان تامین اجتماعی به ۳.۸ رسیده است) و بدین ترتیب صندوقهای کشوری، لشکری، فولاد، «واجا» و هما مدت‌ها است که نقش اداره پرداختهای انتقالی را ایفاء نموده و به توزیع اعتبارات دریافتی از دولت می‌پردازند و اعتبار دریافتی آن‌ها از دولت در سال ۱۳۹۷ به میزان ۵۷ همت بوده است در سال ۱۴۰۴ به ۷۷۷همت رسیده و در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ کل کشور قرار است به ۹۷۸ همت برسد و سهم منابع اعطایی به این صندوق‌ها از کل منابع عمومی که در سال ۱۳۹۶ به میزان ۱۱.۵ درصد بوده است، در سال ۱۴۰۴ به ۱۷.۱ درصد رسیده و این روند رو به تزاید است. 

    سایر صندوقهای کارمندی دولتی نیز از لحاظ شاخصهای بیمه‌ای وضعیت بهتری ندارند و فقط با استفاده دیرپا، وسیع و عمیق از اعتبارات، امتیازات و انحصارات دستگاه اجرایی و شرکت‌ها و موسسات بزرگ مقیاس دولتی مربوطه و تزریق منابع از راههای غیر بودجه‌ای فعلا سر پا مانده اند.

    چگونگی نیل به ترازمندی نقدی و تعهدی؟ 

    بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی در گذر زمان شکل گرفته است و خروج از آن نیز علاوه بر لزوم اتخاذ و اجرای تصمیمات متناسب و راهبردی، نیازمند صرف زمان لازم است مضافا به اینکه در اولویت‌بندی مسائل، اتخاذ و اجرای راهکارها و اعمال مداخلات توسعه‌ای و تحولی بایستی به ملاحظات انسانی و نیز شرایط و اقتضائات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی حال حاضر کشور توجه داشت.

    بر اساس تجارب علمی و عملی موفق دنیا و نیز اجماع رای و اتفاق نظر غالب صاحبنظران، شکل گیری نظام تامین اجتماعی فراگیر وچندلایه (امدادی، حمایتی وبیمه‌ای) و چندسطحی درلایه بیمه‌ای (پایه، مازاد و مکمل) اصلی‌ترین و محوری‌ترین راهکار لازم برای جلوگیری از بروز بحران ناترازی صندوقهای بازنشستگی و نیز خروج از بحران مزبور است امری که در سیاستهای کلی ابلاغی برنامه‌های توسعه ماضی و برنامه هفتم پیشرفت به آن اشاره شده بود، ولیکن شوربختانه از سوی دولت‌های مختلف تحقق نیافته است و در حال حاضر نیز بلحاظ مضایق مبتلابه دولت تحقق کامل آن دور از انتظار است.

    در آذرماه سال ۱۳۹۹ نیز موضوع شکل گیری نظام متمرکز تامین اجتماعی به عنوان ماموریت شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا تعیین و ابلاغ شد و همچنین در سیاستهای کلی تامین اجتماعی ابلاغی ۲۱/۱/۱۴۰۱نیز مبتنی بر آسیب‌شناسی مسائل و مشکلات مبتلابه صندوقهای بازنشستگی، احکام لازم برای رفع ناترازی صندوقهای بازنشستگی در قالب شکل گیری نظام تامین اجتماعی برای همگان و طراحی و استقرار نظام جامع، فراگیر و چندلایه و چند سطحی تامین اجتماعی ابلاغ گردید که متاسفانه علیرغم گذشت حدود ۵ سال از ابلاغ آن، هنوز اجرایی نشده و تحقق نیافته است.

    ترازمندی صندوقهای بازنشستگی و به ویژه سازمان تامین اجتماعی و پایداری مالی آن‌ها، مبتنی بر تنظیم ورودی هاو خروجی‌ها (بیمه شدگان و مستمری بگیران) و تعادل منابع و مصارف (حق بیمه‌های دریافتی و تعهدات بیمه‌ای پرداختی) براساس اصول، قواعد و محاسبات بیمه‌ای صورت می‌گیرد که همانطور که در مقدمه مختصرا برشمار شد، بنابر علل و عوامل گوناگون این تنظیمات برهم خورده است و برای برون رفت از این شرایط، نیازمند اعمال اصلاحات بیمه‌ای هستیم که شامل اصلاحات سامانه‌ای (سیستماتیک)، سنجه‌ای (پارامتریک) و فنی (بازمهندسی فرآیندها و بازآرایی ساختارها و سازوکارها) است ولیکن تصمیم گیری و اجرای آن‌ها نیازمند یک فضای متناسب در کشور است و بعضا در کوتاه مدت نمی‌توانند مشکل کسری نقدینگی سازمان را مرتفع سازند و این صلاحات دارای اثرات بلند مدت هستند. سازمان تامین اجتماعی اگر دولت تعهدات بیمه‌ای خود را نقدا و مستمرا و به ارزش واقعی روز بپردازد تا دو دهه دیگر ترازمندی نقدی دارد که متاسفانه دولت‌ها قائل به این وظیفه و تکلیف قانونی مصرح در بند ۴ سیاستهای کلی تامین اجتماعی، نیستند.

    به دیگر سخن یا باید با فشار به کارفرمایان حق بیمه‌های بالفعل بیشتری وصول نمود یا حق بیمه‌های بالقوه بیشتری را وضع و دریافت نمود (که شرایط حال حاضر اقتصاد و کسب و کارها اقتضاء نمی‌کند) و یا باید با فشار به مستمری بگیران و بیمه شدگان تلاش نمود که از مزایا و تعهدات بیمه‌ای کاست (که شرایط معیشتی جامعه و تورم مزمن و بالا اقتضاء نمی‌کند) و افزایش سودآوری و بازدهی سرمایه‌گذاری‌های سازمان و یا فروش آن‌ها نیز در شرایط حال حاضر بازار بورس وباتوجه به اختلاف فاحش ارزش ذاتی آن‌هابا ارزش تابلوی بورس و در شرایط جنگ و بینا جنگ و…چندان در دسترس و محتمل نیست فلذا نیاز به یک بسته سیاستی جامع با رویکرد اقتضایی داریم. بالنتیجه برای گذار از این شرایط نیازمند تامین نقدینگی و کسری منابع هستیم و بایستی یک دوره تنفس برای گذار تدریجی و مدیریت شده، فراهم کنیم.

    در کنار راهکارهای تامین مالی مبتنی بر ابزارهای نوین مالی، اهرمی‌سازی و مولدسازی دارائی‌ها و «بازارپذیر کردن» و «بانک‌پذیر کردن» مطالبات و بدهی‌ها و… می‌توان نسبت به ترویج و تعمیم پوشش‌های متنوع بیمه‌های اجتماعی مبتنی بر «ورودی متفاوت، خروجی متفاوت» براساس انتخاب و ترجیح و ائتلاف‌سازی اقدام نمود

    چه می‌توان کرد؟ 

    در حال حاضر بالغ بر ۳۰ درصد از افراد توانمند، شاغل و مددجویان قابل توانمندسازی دارندگان مشاغل خرد و خانگی، اشتغال ناقص، اشتغال پلتفرمی، پریکاریا و فریلنسرها، صاحبان کسب و کارها و…، فاقد پوشش بیمه بازنشستگی هستند که براساس صدر سیاستهای کلی تامین اجتماعی و بندهای ۱.۵ (جزء سه) آن ونیز بند ۵ سیاستهای کلی برنامه هفتم پیشرفت و بند الف ماده ۳۱ قانون برنامه هفتم، بایستی تحت پوشش قرار گیرند. جزء ۳ بند ۵ سیاستهای کلی تامین اجتماعی اشعار میدارد: «امور بیمه پایه برای آحاد جامعه متناسب با وضع آنان از محل حق بیمه سهم بیمه‌شدگان، کارفرمایان و دولت» فلذا باید متناسب با وضع استخدامی، توان درآمدی مزدی و غیر مزدی و…افراد سبد بیمه بازنشستگی پایه لازم ایجاد گردد و سازمان تامین اجتماعی میتواند در این مسیر پیشقدم شده و با ایجاد «راه حل میانه» (Buffer solution) و تشکیل یک حساب یا صندوق (مجازی، معین و انتظامی) این قشر را تحت پوشش بیمه پایه بازنشستگی قرار دهد. اعمال روش «میانگیری» (Buffering) میتواند این امکان را برای سازمان ایجاد کند که در کوتاه مدت کسری نقدینگی خود را جبران نماید و ضریب نفوذ بیمه‌ای خود را بالا ببرد ونسبت پشتیبانی خود را بهبود ببخشد، این افراد در گذر زمان با افزایش مهارت، توسعه کسب و کار و افزایش توان مالی و یا تغییر نوع استخدام به جرگه بیمه شدگان مشمول قانون کار و تامین اجتماعی و با پایه بیمه‌پردازی معادل ویا بالاتر از حداقل دستمزد مصوب خواهند پیوست. بدیهی است با توجه به اینکه افراد موصوف در این دوره موقت از شمول ماده ۱۱۱ تامین اجتماعی مستثنی بوده و بیمه سلامت پایه خود را از سازمان بیمه سلامت دریافت نموده و در مرحله مقدماتی بیمه‌پردازی هستند، فعلا برای سازمان مصارف بیمه‌ای ندارند (مگر اینکه در این دوره خدای نکرده فوت نموده و یا ازکارافتاده کلی شوند) ضمن اینکه این دوره بیمه‌پردازی آن‌ها با دوره بیمه‌پردازی کامل ممزوج و مخلوط نخواهد شد و از سازوکار مستمری جمع استفاده خواهد شد.

    تجربه تاریخی نشان داده است که غالب این افراد، بعدها ودر قالب تصمیمات دولت و مجلس با سن بالا و سابقه کم به سازمان تامین اجتماعی تحمیل شده یا می‌شوند مضافا به اینکه افراد با جابجایی جغرافیایی (مثلا مهاجرت از روستا به شهر) ویا تغییر تقسیمات کشوری و یا تغییرات شغلی به طور خودکار تحت پوشش سازمان تامین اجتماعی در می‌آیند، فلذا چه بهتر که سازمان به جای رویکرد انفعالی (re active) به صورت فعال (pro active) با این موضوع برخورد نماید و «بیمه‌های خرد» (Micro insurance) و «بیمه‌های قابل حمل» (Portable insurance) را به سبد بیمه‌ای خود بیافزاید.

    ارائه پوشش بیمه‌ای در قالب «مسئولیت‌های اجتماعی شرکتی»، «یارانه بیمه‌ای»، فعالیتهای خیر خواهانه و نیکوکارانه «نذر بیمه» و بیمه اتباع خارجی شاغل یا مقیم ایران نیز میتواند در قالب طرح ” بیمه بازنشستگی فراگیر مد نظر قرار گیرد.

    این پوشش بیمه‌ای براساس تنوع بخشی، منعطف‌سازی و متناسب‌سازی سبد بیمه‌ای با رویکرد ترجیحی، ترویجی، اختیاری و ائتلاف‌سازی و فارغ از مشارکت مالی دولت بنا شده است علیهذا، دولت می‌تواند در صورت تمایل و یا دارا بودن توان مالی تعهدی با اعطای یارانه بیمه‌ای براساس ارزیابی آزمون وسع (ایجاد مشوق‌ها و محرکهای اقتصادی لازم برای بیمه شده یا کارفرما ویا کارپذیر و یا تسهیلگر مربوطه)، اقشار و گروههای هدف را با تقبل تمام یا بخشی از حق بیمه متعلقه نزد سازمان تامین اجتماعی، بیمه نموده (مبنای بیمه‌پردازی فارغ از حداقل دستمزد مصوب) و سهم الشرکه دولت از طریق اعطای امتیاز پهنه‌های نفتی، گازی و معدنی و یا از طریق واگذاری مصادیق مولدسازی اموال دولت ویا واگذاری سهام شرکتهای متعلق به صندوقهای بازنشستگی ناتراز متکی به بودجه عمومی دولت ویاتعیین سهم از صندوق توسعه ملی، تامین گردد( با توجه به دوره حداقل ۱۰ساله شروع مصارف بیمه‌ای این قبیل بیمه شدگان، سازمان میتواند با سرمایه‌گذاری بر روی این دارائی‌ها، منابع لازم برای مصارف دهه بعدی این افراد را تمهید و تدارک نماید.

     

  • ابلاغ بسته جدید ۱۵۰ همتی برای حمایت از بخش صنعت و معدن

    ابلاغ بسته جدید ۱۵۰ همتی برای حمایت از بخش صنعت و معدن

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، سعید شجاعی، معاون برنامه‌ریزی، نوآوری و هوشمندسازی وزارت صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به این سوال که «بسته حمایتی وزارت صمت برای صنایع و واحد‌های آسیب‌دیده در چه مرحله‌ای است؟» گفت: بسته‌های حمایتی برای واحد‌های آسیب‌دیده در جنگ زمان‌دار نیست و بسته اول در هفته قبل ابلاغ شده و در حال حاضر مشغول کارسازی آن هستیم تا بتوانیم آن را اجرایی کنیم.

    افزایش سرمایه صندوق صُحا برای تسهیلات‌دهی به بخش صنعت

    معاون برنامه‌ریزی، نوآوری و هوشمندسازی وزارت صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به این سوال که «چه بسته‌ای به صورت ویژه برای بخش صنعت ازسوی وزارت صمت در قالب تسهیلات آماده شده است؟» گفت: بسته حمایتی برای بخش صنعت و معدن ۵۰ همت در نظر گرفته شده که از طریق افزایش سرمایه صندوق صحا (صندوق حمایت از صنایع پیشرفته) در نظر گرفته شده است.

    شجاعی افزود: صندوق صحا این افزایش سرمایه را با چند بانک اهرم می‌کند و پیش‌بینی ما این است که اگر ۵۰ همت به صورت کامل تخصیص داده شود، حداقل بتوانیم تا ۱۵۰ همت به بخش صنعت و معدن تسهیلات بدهیم.

    بسته ۵۰ همتی ویژه صنایع آسیب‌دیده از جنگ

    معاون برنامه‌ریزی، نوآوری و هوشمندسازی وزارت صنعت، معدن و تجارت در پاسخ به این سوال که «این بسته حمایتی مشمول چه واحد‌هایی است؟» گفت: این بسته مشمول واحد‌های آسیب‌دیده در جنگ می‌شود.

    شجاعی افزود: ما در این بسته اصلا از لفظ مستقیم و غیرمستقیم در جنگ ۴۰ روزه استفاده نکردیم و این بسته شامل همه واحد‌هایی می‌شود که دچار آسیب فیزیکی شدند.

    واحد‌های که تعدیل نیرو داشتند نیز حمایت می‌شوند

    معاون برنامه‌ریزی، نوآوری و هوشمندسازی وزارت صنعت، معدن و تجارت ادامه داد: این بسته مشمول تعدیل نیرو در واحد‌های صنعتی متاثر از شرایط جنگی نیست.

    شجاعی خاطرنشان کرد: بسته ویژه واحد‌های دارای تعدیل نیرو که متاثر از این شرایط بوده‌اند، بسته مجزایی است که آن را با محوریت وزارت اقتصاد جلو می‌بریم تا بسته حمایتی دیگری شامل واحد‌های دارای تعدیل نیرو متاثر از این شرایط شود.

  • تلاش گلستان برای خروج از زمستان بدون گاز/ استاندار صدای مردم شد

    تلاش گلستان برای خروج از زمستان بدون گاز/ استاندار صدای مردم شد

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: نگرانی از ناترازی و کمبود گاز در زمستان که به تازگی زمزمه آن در کشور و از جمله استان گلستان همگانی شده و تعداد زیادی از مسئولان استانی بر کمبود گاز در زمستان تاکید داشته اند، گلستانی ها را در هاله‌ای ابهام برای رد شدن از زمستان با وجود مشکلات جنگ و تحریم قرار داده است.

    در این بین تولید کنندگان به عنوان نبض تپنده اقتصاد استان و کشور و به عنوان تامین کننده ۳۶ روز غذای سفره مردم ایران زمین نسبت به آن واکنش نشان داده و با آنکه تدابیر ویژه برای سوخت‌های جایگزین در استان اندیشیده شده اما همچنان رایزنی‌ها برای ایجاد راهکارهای مناسب در استان برای ممانعت از قطعی‌های طولانی مدت بین بخش خصوصی و دولت ادامه دارد.

    به عقیده بسیاری از کارشناسان ریشه اصلی بحران، شکاف میان تولید و مصرف است؛ شکافی که در سال‌های گذشته بزرگ‌تر شده و با رشد مصرف، فرسودگی بخشی از زیرساخت‌ها و نیاز به سرمایه‌گذاری در میادین و تأسیسات گازی، مدیریت آن دشوارتر شده است.

    از سوی دیگر نیروگاه‌های برق به عنوان بزرگترین مصرف کننده گاز نیز ممکن است در پی کمبود گاز در زمستان خاموشی‌های متعددی را تجربه کنند که با این تفاسیر مردم  مجبور  به تحمل ناترازی در زمینه  استفاده از هر دو انرژی هستند.

    اجرای دیر هنگام طرح پنل‌های خورشیدی که از سال‌های گذشته نسبت به آن کم توجهی شده بود ودر دولت جهاردهم در دستور کار جدی قرار گرفت نیز یا شروع جنگ، تحریم و افزایش قیمت برای خریداری، نصب و همچنین مشکل واردات قطعات  نتوانست آنگونه که باید در بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی به اجرا درآید.

     

    ایران در حالی ناترازی‌ها را با ایجاد انرژی خورشید از آن عبور کند که کشور درگیر جنگ  ناجوانمردانه آمریکا و اسراییل شد که در پی آن بخشی از پالایشگاه‌های گازی آسیب دید و اگر گه به سرعت و با تخصص ایرانیان بخشی از آن به مدار بازگشته اما هنوز به طور کامل به بازسازی نشده است.

    هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی انرژی ایران، در اظهارات اخیر خود هشدار داده است که در صورت سرد بودن زمستان، ایران ممکن است با ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون مترمکعب کسری گاز مواجه شود؛ رقمی که از نگاه او معادل حدود نیمی از نیاز کشور در اوج مصرف است.

    اورعی همچنین با اشاره به وابستگی شدید تولید برق به گاز گفته است که در زمستان، مصرف خانگی گاز می‌تواند به حدود ۴۶ درصد کل گاز کشور برسد و در صورت تحقق کسری ۵۰ درصدی، گاز کافی برای نیروگاه‌ها و صنایع باقی نخواهد ماند. اگر چنین سناریویی محقق شود، مسئله دیگر فقط افت فشار گاز در خانه‌ها نخواهد بود. گاز نیروگاه‌ها نیز تحت فشار قرار می‌گیرد و بحران گاز می‌تواند دوباره خود را به شکل بحران برق نشان دهد.

    با توجه به اینکه استان‌های شمالی از جمله گلستان در انتهای خط لوله گاز قرار دارند و وارات گاز  از ترکمستان نیز با چالش‌هایی مواجه بوده است اما تلاش ها برای گذر از این مسیر از مدتی پیش در دستور کار جدی مدیران ارشد گلستان بخصوص استاندار قرار  گرفته است.

    تلاش گلستان برای خروج از زمستان بدون گاز/ استاندار صدای مردم شد
    تلاش گلستان برای خروج از زمستان بدون گاز/ استاندار صدای مردم شد

    روز گذشته علی اصغر طهماسبی استاندار گلستان در دیدار اختصاصی با وزیر نفت با اشاره به ضرورت تقویت منابع گازی کشور، تأکید کرد: واردات گاز از کشورهای همسایه می‌تواند نقش مهمی در پایداری شبکه و تأمین سوخت زمستانی ایفا کند.

    وی افزود: توجه به ظرفیت‌های نفت و گاز گلستان و تسریع در طرح های نیمه‌تمام، در کنار تقویت منابع ملی، برای عبور از فصل سرد ضروری است.

    استاندار در ادامه خواستار تسریع در تصمیم‌گیری و اجرای طرح های مرتبط و با نفت و گاز در گلستان شد و بیان کرد: مخزن ذخیره گاز قزل‌تپه و بازگشت طرح‌های صوفیکم و سقرتپه باید هر چه سریعتر تعیین تکلیف شوند.

    در ادامه، وزیر نفت نیز با ارائه گزارشی از برنامه‌های وزارتخانه برای مدیریت سوخت در ماه‌های پیش‌رو، اعلام کرد: واردات گاز در دستور کار وزارت نفت قرار گرفته تا شبکه گاز کشور در زمستان با کمترین محدودیت و بدون قطعی اداره شود و همه تلاش ما این است که گاز مشترکان خانگی و صنفی قطع نشود.
    پاک‌نژاد تأکید کرد : این اقدام با هدف تقویت ذخایر و افزایش تاب‌آوری شبکه گاز انجام می‌شود.

    ورود اختصاصی استاندار به مساله رفع ناترازی گاز در زمستان نشان از آن دارد که حتی مسئولان بالادستی استان نسبت به این مساله در راستای رفع نگرانی‌ها و ابهامات کمبود گاز در زمستان و همچنین توجه به دغدغده‌های مردم و تولید کنندگان وارد عمل شده و در تلاش برای یافتن مسیرهای جدید برای عبور از این ناترازی هستند.  رفتاری که نه فقط نشان از دلواپسی‌های استاندار و تیم اقتصادی وی دارد که موجب شده تا گلستانی‌ها حضور وی را در بررسی مشکلات و مطالبات با انکه میتواند آنها به دیگر رده‌های مدیریتی استان واگذار کند ، بیشتر لمس کنند.

    گلستان به عنون استان مهم تولید کننده محصولات کشاورزی ، مرغ و تخم مرغ یکی از استان ها مهم کشور در تولید مواد غذایی به شمار میرود که رفع مشکل ناترازی گاز در این استان نقش مهمی در تامین غذای سفره های مردم در شرایط فعلی دارد.

     

     

     

  • محاصره اقتصادی نتوانست تجارت ایران را متوقف کند؛ کریدورهای جایگزین فعال شدند

    محاصره اقتصادی نتوانست تجارت ایران را متوقف کند؛ کریدورهای جایگزین فعال شدند

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، محمدرضا عارف در جلسه شورای عالی سینما با اشاره به فشارهای اقتصادی علیه کشور اظهار کرد: دشمن با ایجاد محاصره اقتصادی مشکلاتی برای کشور ایجاد کرده، اما این فشارها به معنای متوقف شدن روند تأمین کالا و نیازهای کشور نیست و امکان واردات کالاهای مورد نیاز همچنان وجود دارد.

    معاون اول رئیس‌جمهور با بیان اینکه خلیج‌فارس ساده‌ترین مسیر تجارت ایران محسوب می‌شود، افزود: در کنار این مسیر، سایر مسیرها و کریدورهای لازم برای تجارت نیز فعال شده‌اند تا نیازهای کشور از مسیرهای مختلف تأمین شود.

    عارف در عین حال آثار فشارهای اقتصادی بر زندگی مردم را مورد توجه قرار داد و گفت: محاصره اقتصادی مشکلاتی از جمله گرانی ایجاد کرده است، اما دولت تلاش می‌کند با ایجاد ثبات نسبی اقتصادی، کاهش هزینه‌های واردات و صادرات و تأمین معیشت مردم، آثار این فشارها را مدیریت کند.

    این اظهارات در شرایطی مطرح می‌شود که هزینه و مسیر تأمین کالاهای وارداتی از عوامل مهم اثرگذار بر قیمت تمام‌شده کالا در بازار داخلی است و هرگونه تغییر در مسیرهای تجاری می‌تواند بر هزینه حمل‌ونقل، زمان تأمین و در نهایت قیمت کالاها اثر بگذارد.

    تأمین نیاز کشور از مسیرهای متعدد تجاری

    تکیه بر مسیرهای جایگزین، در سخنان معاون اول رئیس‌جمهور به‌عنوان بخشی از سازوکار تأمین نیازهای کشور در شرایط فشار اقتصادی مطرح شد؛ رویکردی که هدف آن حفظ جریان واردات و جلوگیری از ایجاد اختلال جدی در زنجیره تأمین است.

    عارف همچنین با اشاره به آثار اقتصادی فشارها بر جامعه تأکید کرد: دولت باید همزمان با حفظ مسیرهای تجارت خارجی، کاهش هزینه‌های واردات و صادرات و تأمین معیشت مردم را دنبال کند.

    هنر در کنار اقتصاد و انسجام اجتماعی

    معاون اول رئیس‌جمهور در بخش دیگری از سخنان خود با تبریک روز سینما و قدردانی از هنرمندان و سینماگران، نقش هنر را در مسائل فرهنگی و کاهش آسیب‌های اجتماعی مهم دانست و گفت: حضور ارزشمند و کیفی هنرمندان در جشنواره فیلم فجر سال گذشته قابل تقدیر است و برگزاری چنین جشنواره‌هایی فرصتی برای ارزیابی روند پیشرفت هنر و سینماست.

    وی افزود: مایه افتخار است که سینما در کنار علم و فناوری برای دستیابی ایران به جایگاهی تأثیرگذار در حوزه تمدنی ایران، کشورهای منطقه و جهان تلاش می‌کند و هنر می‌تواند ارتباطات فرهنگی میان ایران و کشورهای این حوزه تمدنی را تقویت کند.

    عارف تنوع اقوام، گویش‌ها و زبان‌ها در ایران را یک ظرفیت مهم دانست و گفت: هنر می‌تواند در هم‌راستا کردن این تنوع‌های اجتماعی و تقویت همبستگی در کشور نقش مهمی ایفا کند.

    تشکیل شورای هنر و ادب

    معاون اول رئیس‌جمهور با اشاره به رویکرد دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ و هنر گفت: وفاق ملی شعار رئیس‌جمهور است و هنر نقش مهمی در تحقق این وفاق دارد.

    وی از تصویب تشکیل «شورای هنر و ادب» در دولت چهاردهم خبر داد و افزود: با پیشنهاد وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، دولت تشکیل این شورا را در کنار شورای عالی سینما تصویب کرده است؛ اقدامی که می‌تواند به ارتقای منزلت ادب، ادیب و هنرمند کمک کند.

    عارف تأکید کرد که در دو سال باقی‌مانده دولت چهاردهم باید مسیر جدی‌تر و پرشتاب‌تری در حوزه هنر دنبال شود.

    سینما در خدمت انسجام ملی

    عارف با اشاره به نقش جبهه‌های «میدان، خیابان، خدمت و علم و فناوری» در دو جنگ تحمیلی اخیر گفت: هنرمندان و به‌ویژه سینماگران وظیفه سنگینی در ترسیم عظمت ملت ایران و دستاوردهای کشور برعهده دارند.

    وی سینما را زبان گویای تمدن و هویت ایران دانست و افزود: هنر متعهد و ملی می‌تواند پایه‌گذار انسجام ملی باشد.

    معاون اول رئیس‌جمهور همچنین گفت دشمن در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان به اهداف خود دست نیافت، اما از راهبرد براندازی دست برنداشته و اکنون وارد جنگ اقتصادی با هدف فروپاشی اجتماعی شده است.

    عارف با بیان اینکه همزمان با جنگ اقتصادی، انسجام اجتماعی کشور نیز هدف قرار گرفته است، تأکید کرد: هنرمندان باید برای حفظ و ارتقای این سرمایه اجتماعی، با استفاده از ظرفیت‌های ظریف و اثرگذار هنر تلاش بیشتری داشته باشند.

    تصویب صندوق ملی حمایت از توسعه سینمای ایران

    در این جلسه گزارشی از روند اجرای مصوبات پیشین شورای عالی سینما ارائه و مقرر شد «کمیته پیگیری مصوبات شورای عالی سینما» برای پیگیری منظم اجرای مصوبات و ارائه گزارش تشکیل شود.

    همچنین کلیات طرح «تأسیس صندوق ملی حمایت از توسعه سینمای ایران» با هدف ایجاد درآمد پایدار برای صنعت سینما به تصویب رسید.

    براساس تصمیم این جلسه، دبیرخانه شورای عالی سینما، سازمان برنامه و بودجه، وزارت امور اقتصادی و دارایی، معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری و سازمان اداری و استخدامی کشور موظف شدند پیشنهاد خود درباره تعیین ماهیت حقوقی این صندوق را ظرف دو ماه نهایی کنند.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار: بخش اقتصادی سخنان معاون اول رئیس‌جمهور یک پیام روشن دارد؛ در شرایطی که فشارهای خارجی هزینه تجارت و تأمین کالا را افزایش داده، صرف باز نگه داشتن مسیر واردات کافی نیست و کاهش هزینه جابه‌جایی کالا، کوتاه شدن مسیرهای تأمین و کنترل اثر این هزینه‌ها بر قیمت نهایی کالا، بخش مهم‌تری از مدیریت فشار اقتصادی بر خانوارها و تولیدکنندگان خواهد بود.

  • ۴۰۰ دانش‌آموز گلستانی بورسیه تحصیلی شدند/ تامین بیش از یک میلیون نوشت افزار در پویش سراسری« برای آینده سازان»

    ۴۰۰ دانش‌آموز گلستانی بورسیه تحصیلی شدند/ تامین بیش از یک میلیون نوشت افزار در پویش سراسری« برای آینده سازان»

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، محمد نوری زاده صبح امروز در نشست خبری با بیان اینکه این پویش با تجمیع کمک های مردمی و با هدف تامین نوشت افزار برای دانش آموزان کم برخودار و نیازمند اجرا می شود، اظهار کرد: سال گذشته با مشارکت گروه‌های مختلف، ۸۱۰ هزار و ۴۵۰ بسته نوشت‌افزار تأمین و در سراسر کشور توزیع شد و امسال پیش‌بینی اولیه ما تأمین بیش از یک میلیون بسته بود که با استقبال گسترده مردم و مجموعه‌های مختلف، این هدف افزایش یافت.

    وی افزود: اگر چه جنگ و تحریم بر کمک های مردمی هم کمی سایه انداخته است اما همچنان کمک های خیران اگر چه نسبت به سال گذشته کمتر شده باشد اما ادامه دارد .

    نوری زاده بیان کرد: امسال بسیج دانش‌آموزی، بنیاد علوی، سازمان داوطلبان هلال احمر، مجموعه‌های صنعتی و بنیادهای مختلف در کنار این پویش قرار گرفتند و با تشکیل شبکه‌ای منسجم، ظرفیت‌های بیشتری برای حمایت از دانش‌آموزان فراهم شد.

    وی از ایجاد یک زنجیره حمایتی در قالب ابن پویش برای حمایت از دانش اموزان کم برخودار و محروم سخن گفت و افزود: هر ساله تلاش میکنیم تا کمک های تحصیلی فقط معطوف به نوشت افرار و نباید و ، در حوزه تامبن لباس، کفش ، کیف و حتی بسته های معیشتی و نصب وسایل گرمایشی در خانه این دانش اموزان ورود کنیم.

    وی از بورسیه تحصیلی ۴۰۰ دانش‌آموز مستعد استان گلستان خبر داد و گفت: امسال تعدادی از دانش‌آموزان با استعداد استان گلستان که معدل بالای ۱۷ داشتند و پیگیر تحصیل بودند، با همکاری موسسه آموزشی و انتشاراتی مبتکران تحت پوشش بورسیه تحصیلی قرار گرفتند تا حمایت از آنان در طول سال ادامه داشته باشد.

    دبیر پویش سراسری آینده‌سازان همچنین از شکل‌گیری کمپین «همکلاسی» خبر داد و گفت: با مشارکت مردم در محلات و میادین شهرها، طرحی برای تأمین ۱۶۸ بسته در هر محله و میدان شکل گرفت که هدف آن رساندن تعداد بسته‌های حمایتی به یک میلیون و ۶۸۰ هزار بسته در کشور است.

    وی افزود: تمامی کول پشتی هایی که در این پویش برای کودکان نیازمند جمع آوری میش ود به شهر میناب منتقل و از انجا به یاد ۱۶۸ کودک محصل شهید به دیگر استان ها انتقال می یابد.

    نوری زاده افزود: گفت: هدف این است که هر فرد یا مجموعه‌ای متناسب با توان خود در این کار جمعی مشارکت کند؛ یک مجموعه ممکن است ۵۰ یا ۱۰۰ بسته تأمین کند و مجموعه دیگری تنها یک بسته، اما مجموع این کمک‌ها می‌تواند نیاز تعداد زیادی از دانش‌آموزان را برطرف کند.

    گفت: هدف این است که هر فرد یا مجموعه‌ای متناسب با توان خود در این کار جمعی مشارکت کند؛ یک مجموعه ممکن است ۵۰ یا ۱۰۰ بسته تأمین کند و مجموعه دیگری تنها یک بسته، اما مجموع این کمک‌ها می‌تواند نیاز تعداد زیادی از دانش‌آموزان را برطرف کند.

  • شهرها دیگر منتظر سیل نمی‌مانند، غافلگیرش می‌کنند

    شهرها دیگر منتظر سیل نمی‌مانند، غافلگیرش می‌کنند

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: سیستم‌های هشدار سریع سیل بر پایه هوش مصنوعی شبکه‌ای از سنسورها، دوربین‌ها و الگوریتم‌های پیشرفته هستند که به‌طور مداوم وضعیت آب‌وهوا، سطح آب و تردد شهری را پایش می‌کنند و خطر سیل را قبل از وقوع پیش‌بینی می‌کنند. این سیستم‌ها برخلاف روش‌های سنتی که تنها پس از وقوع سیل فعال می‌شدند، رویکردی پیش‌دستانه دارند و به شهروندان و مسئولان فرصت می‌دهند تا قبل از فاجعه اقدام کنند.

    این سیستم‌ها از چندین بخش کلیدی تشکیل شده‌اند: سنسورهای اینترنت اشیا که سطح آب در رودخانه‌ها، کانال‌ها و خیابان‌ها را اندازه‌گیری می‌کنند و داده‌ها را به‌طور لحظه‌ای به مرکز کنترل ارسال می‌کنند. دوربین‌های مدار بسته مجهز به هوش مصنوعی تصویری که تصاویر را تحلیل می‌کند و عمق آب، سرعت جریان و مناطق غرق‌شده را تشخیص می‌دهد. ایستگاه‌های هواشناسی محلی که داده‌های بارش، دما، رطوبت و سرعت باد را جمع‌آوری می‌کنند و الگوریتم‌های یادگیری ماشین که این داده‌ها را تحلیل می‌کنند و با استفاده از مدل‌های پیش‌بینی، وقوع سیل را ۱۲ تا ۲۴ ساعت قبل اعلام می‌کنند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    سال ۲۰۲۶ نقطه عطفی در توسعه سیستم‌های هشدار سریع سیل است. ترکیب ال‌نینوی بی‌سابقه، پیشرفت‌های سریع در هوش مصنوعی و اینترنت اشیا و درس‌های گرفته‌شده از سیل‌های ویرانگر ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ موجب شد که شهرهای بزرگ میلیاردها دلار بر این فناوری سرمایه‌گذاری کنند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بازار جهانی سیستم‌های هشدار سیل هوشمند در ۲۰۲۶ به ۲.۸ میلیارد دلار رسیده است که ۴۵ درصد افزایش نسبت به ۲۰۲۴ دارد.

    دولت هند در ۲۰۲۶-۲۰۲۵ برنامه مدیریت طوفان شهرهای هوشمند را با بودجه ۵۰۰ میلیون دلار اجرا کرد که شامل نصب سنسورهای اینترنت اشیا و دوربین‌های هوشمند در ۱۰۰ شهر است. اندونزی در چارچوب برنامه شهر هوشمند ناسانتارا ۲۰۰ میلیون دلار برای سیستم‌های هشدار سیل سرمایه‌گذاری کرد. کره جنوبی بودجه ۱۰۰ میلیون وون (۷۵ میلیون دلار) برای ارتقای سیستم‌های مدار بسته با هوش مصنوعی اختصاص داد. فیلیپین نیز در اوت ۲۰۲۶، یک میلیارد پزو (۱۸ میلیون دلار) برای سیستم هشدار سیل بر پایه هوش مصنوعی با نقشه‌برداری لیدار و مدل‌های یادگیری ماشین تخصیص داد.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    گوراکپور، هند؛ نخستین سیستم مدیریت سیل شهری هند با هوش مصنوعی

    گوراکپور، شهری با جمعیت ۶۷۰ هزار نفر در ایالت اوتار پرادش هند، هر سال با سیل‌های موسمی ویرانگری روبه‌رو می‌شود. این شهر در نزدیکی رودخانه راپتی واقع شده است و در فصل موسمی از ژوئن تا سپتامبر بارش‌های شدیدی را تجربه می‌کند. در ۲۰۲۴، سیل‌های گوراکپور بیش از ۵۰ کشته بر جای گذاشت و هزاران نفر را آواره کرد. سیستم‌های هشدار سنتی که تنها بر اساس داده‌های ایستگاه‌های هواشناسی دور عمل می‌کردند، نتوانستند سیل‌های ناگهانی را پیش‌بینی کنند و شهروندان چند دقیقه قبل از وقوع سیل مطلع ‌شدند.

    در آوریل ۲۰۲۶، شهرداری گوراکپور با همکاری اندیشکده برنامه‌ریزی دولت هند، نخستین سیستم مدیریت سیل شهری هند با هوش مصنوعی (UFMC) را راه‌اندازی کرد. این سیستم شامل ۵۰ سنسور اینترنت اشیا است که در رودخانه راپتی، کانال‌های شهری و مناطق مستعد سیل نصب شده‌اند و سطح آب، سرعت جریان و بارش را هر پنج دقیقه اندازه‌گیری می‌کنند. داده‌ها به‌طور لحظه‌ای به مرکز کنترل ارسال و توسط الگوریتم‌های یادگیری ماشین تحلیل می‌شوند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    الگوریتم‌های UFMC از شبکه‌های عصبی عمیق استفاده می‌کنند که با داده‌های تاریخی ۲۰ ساله بارش و سیل آموزش دیده‌اند. این مدل‌ها می‌توانند بارش و خطر سیل را تا ۲۴ ساعت قبل با دقت ۸۰ درصد پیش‌بینی کنند. هنگامی که خطر سیل تشخیص داده می‌شود، سیستم به‌طور خودکار پیام‌های هشدار را از طریق پیام، اپلیکیشن موبایل و بلندگوهای عمومی به شهروندان ارسال می‌کند. هم‌زمان، مسئولان شهری از طریق داشبورد مرکزی از وضعیت مطلع می‌شوند و می‌توانند پمپ‌ها، دریچه‌ها و موانع سیل را به‌طور خودکار یا دستی فعال کنند.

    این سیستم از زمان راه‌اندازی تاکنون، توانسته است ۱۵ سیل ناگهانی را ۲۴ ساعت قبل پیش‌بینی کند و برای ۳۰۰ هزار شهروند پیام هشدار ارسال کند. دقت پیش‌بینی‌ها نسبت به سیستم‌های سنتی بهبود قابل‌توجهی دارد. زمان پاسخگویی به شکایات آب‌گرفتگی از چهار تا شش ساعت به یک تا دو ساعت کاهش یافته که معادل بهبود ۶۵ درصدی است. در طول آزمایش سیستم، ۷۰ درصد از ۲۵۰ شکایت آب‌گرفتگی در عرض چند ساعت حل‌وفصل شده است.

    تعداد کشته‌های ناشی از سیل از ۵۰ نفر در ۲۰۲۴ به ۱۲ نفر در ۲۰۲۶ کاهش یافته است که نشان‌دهنده تأثیر مستقیم هشدارهای زودهنگام بر نجات جان انسان‌ها است. علاوه بر این، سیستم هوشمند هزینه‌های عملیاتی مدیریت سیل را ۳۰ درصد کاهش داده است، زیرا نیاز به گشت‌زنی‌های دستی و بازرسی‌های میدانی کمتر شده است. گوراکپور نشان داده است که شهرهای کوچک با منابع محدود نیز می‌توانند با هوش مصنوعی و اینترنت اشیا، مقاومت خود را در برابر سیل افزایش دهند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    سئول، کره جنوبی؛ منطقه سوچو روی دوربین‌های عمومی

    سئول در سال‌های اخیر با سیل‌های ناگهانی ناشی از بارش‌های شدید روبه‌رو شده است. منطقه سوچو یکی از ۲۵ منطقه سئول با جمعیت ۴۲۰ هزار نفر، به‌طور خاص آسیب‌پذیر است زیرا در نزدیکی رودخانه هان واقع شده و دارای کانال‌های متعددی است. سیستم‌های هشدار سنتی که بر اساس سنسورهای سطح آب عمل می‌کردند، نمی‌توانستند عمق آب و سرعت جریان را به‌طور لحظه‌ای اندازه‌گیری کنند و هشدارها با تأخیر صادر می‌شد.

    در سپتامبر ۲۰۲۵، منطقه سوچو با همکاری شرکت‌های فناوری کره‌ای، سیستم اندازه‌گیری و هشدار سیل با هوش مصنوعی را راه‌اندازی کرد. این سیستم از هوش مصنوعی تصویری روی ۱۰۰ دوربین مدار بسته عمومی استفاده می‌کند که در مناطق مستعد سیل نصب شده‌اند. دوربین‌ها تصاویر را هر ۱۰ ثانیه ضبط می‌کنند و الگوریتم‌های هوشمند این تصاویر را تحلیل می‎کنند و عمق آب، سرعت جریان، سطح آب رودخانه و مناطق غرق‌شده را تشخیص می‌دهند.

    سیل ۲۴ ساعت قبل خبر می‌دهد

    الگوریتم‌های هوشمند با میلیون‌ها تصویر از سیل‌های گذشته آموزش دیده‌اند. این مدل‌ها می‌توانند عمق آب را با دقت ۹۵ درصد و سرعت جریان را با دقت ۹۰ درصد اندازه‌گیری کنند. هنگامی که عمق آب یا سرعت جریان از آستانه ایمنی فراتر می‌رود، سیستم به‌طور خودکار وضعیت را به مسئولان اطلاع می‌دهد و موانع لیزری، چراغ‌های هشدار و بلندگوهای عمومی را فعال می‌کند. پیام‌های هشدار نیز از طریق پیام، اپلیکیشن موبایل و تابلوهای دیجیتال به شهروندان ارسال می‌شود.

    در فصل بارش‌های شدید ۲۰۲۶، این سیستم توانست ۲۰ مورد خطر سیل را به‌طور لحظه‌ای تشخیص دهد و به ۳۰۰ هزار شهروند هشدار دهد. دقت اندازه‌گیری عمق آب ۹۵ درصد و سرعت جریان ۹۰ درصد بود که نسبت به سنسورهای سنتی ۸۰ درصد بهبود قابل‌توجهی دارد. زمان پاسخگویی به سیل از ۴۵ دقیقه به ۱۰ دقیقه کاهش یافت که نشان‌دهنده موفقیت این سیستم است. این سیستم در سپتامبر ۲۰۲۶ جایزه وزیر کشور و ایمنی کره جنوبی را دریافت کرد و به‌عنوان یکی از بهترین نمونه‌های استفاده از دوربین‌های هوشمند در مدیریت بلایا شناخته شد.

  • پست گلستان در مسیر هوشمندسازی خدمات؛ از «نشانیت» تا پلاک آبی و اطلس مدارس

    پست گلستان در مسیر هوشمندسازی خدمات؛ از «نشانیت» تا پلاک آبی و اطلس مدارس

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌ و کار، توسعه خدمات پستی در گلستان در شرایطی وارد مرحله تازه‌ای شده که اجرای طرح‌هایی مانند «مرسوله من، مسئولیت من»، سرویس «نشانیت»، طرح ملی GNAF و برداشت اطلاعات مدارس، قرار است بخشی از فرآیندهای خدمات‌رسانی مبتنی بر نشانی را دقیق‌تر و کم‌هزینه‌تر کند.

    حسن ایزدپناه، مدیرکل پست استان گلستان، در گفت‌وگویی اختصاصی با بازار کسب‌ و کار با اشاره به اهمیت افزایش کیفیت خدمات پستی و جلب رضایت مردم، اجرای پویش «مرسوله من، مسئولیت من» را یکی از برنامه‌های مورد توجه شرکت ملی پست عنوان کرد؛ پویشی که بر افزایش دقت در فرآیند توزیع و تقویت مسئولیت‌پذیری در چرخه جابه‌جایی و تحویل مرسولات تمرکز دارد.

    وی با اشاره به نقش پستچی‌ها در ارتباط مستقیم با مردم افزود: کیفیت نهایی خدمات پستی تنها به فرآیندهای فنی و سامانه‌ها محدود نمی‌شود و نحوه توزیع و تعامل مأموران پست با گیرندگان نیز بخش مهمی از تجربه مردم از خدمات پستی است.

    برداشت اطلاعات ۲۶۱۰ مدرسه در گلستان

    در همین چارچوب، دومین نشست هم‌اندیشی و تعیین اطلس عملیات برداشت اطلاعات مدارس استان گلستان نیز با حضور معاون آمار و اطلاعات مکانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان، مسئولان آموزش و پرورش و مدیرکل پست گلستان برگزار شد.

    در این نشست، فرآیند جمع‌آوری، تکمیل و ساماندهی اطلاعات مدارس و نحوه همکاری دستگاه‌های مسئول مورد بررسی قرار گرفت و وظایف سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، آموزش و پرورش و اداره کل پست استان در اجرای این پروژه مشخص شد.

    سعادت‌فر، معاون آمار و اطلاعات مکانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی استان گلستان، بر استفاده حداکثری از ظرفیت دستگاه‌های مرتبط تأکید کرد و گفت: تقسیم کار مشخص و هماهنگی میان مجموعه‌ها می‌تواند زمینه اجرای دقیق‌تر این پروژه را فراهم کند.

    بر اساس تصمیم اتخاذشده، فرم‌های آماده‌شده از طریق اداره کل آموزش و پرورش استان به ادارات شهرستانی و مدیران مدارس ابلاغ خواهد شد تا برداشت و تکمیل اطلاعات با وحدت رویه انجام شود.

    ایزدپناه نیز با اشاره به ظرفیت شبکه پستی استان گفت: با توجه به امکان مراجعه حضوری نیروهای پست در نقاط شهری و روستایی و با هماهنگی دستگاه‌های مسئول، اطلاعات ۲ هزار و ۶۱۰ مدرسه در سطح استان قابل برداشت است و این عملیات می‌تواند در بازه زمانی تعیین‌شده اجرا شود.

    این پروژه از منظر اقتصادی نیز اهمیت دارد؛ چراکه ایجاد و به‌روزرسانی بانک دقیق اطلاعات مکانی مدارس، علاوه بر کاهش خطا در ارائه خدمات، می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی دقیق‌تر دستگاه‌های اجرایی و تخصیص هدفمندتر منابع در حوزه آموزش باشد.

    «نشانیت»؛ دریافت گواهی نشانی بدون مراجعه حضوری

    یکی دیگر از خدمات جدید مورد اشاره مدیرکل پست گلستان، سرویس «نشانیت» است؛ خدمتی که با هدف کاهش مراجعه حضوری و ارائه گواهی معتبر نشانی طراحی شده است.

    بر اساس این سرویس، شهروندان می‌توانند گواهی معتبر نشانی خود را دریافت کنند و این گواهی برای ارائه به دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و دریافت خدمات مورد استفاده قرار گیرد.

    قرار است سرویس «نشانیت» در هفته پست، از ۱۷ تا ۲۳ مهرماه، به بهره‌برداری برسد؛ اقدامی که در صورت استقبال دستگاه‌های اجرایی و مردم می‌تواند بخشی از مراجعات حضوری مرتبط با احراز نشانی را کاهش دهد.

    پلاک آبی؛ نشانی استاندارد برای خدمات هوشمند

    در بخش دیگری از برنامه‌های پستی گلستان، اجرای طرح ملی GNAF نیز دنبال می‌شود؛ طرحی که هدف آن استانداردسازی و یکپارچه‌سازی نشانی اماکن و ایجاد زیرساخت اطلاعات مکانی برای ارائه خدمات دقیق‌تر و هوشمند است.

    در همین راستا، نخستین پلاک آبی هوشمند کدپستی شهر قرق در مسجد جامع این شهر نصب شد. این مراسم با حضور سنگدوینی، نماینده مردم گرگان و آق‌قلا در مجلس شورای اسلامی، مهیایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گلستان، نصیبی، فرماندار شهرستان گرگان، مدیرکل پست استان و جمعی از مسئولان استانی و شهرستانی برگزار شد.

    هدف از اجرای این طرح آن است که هر واحد دارای یک نشانی و کدپستی استاندارد و منحصربه‌فرد باشد؛ موضوعی که می‌تواند دقت خدمات پستی، اداری، شهری و امدادرسانی را افزایش دهد.

    اهمیت اقتصادی این طرح نیز در همین نقطه آشکار می‌شود؛ زیرا هرچه اطلاعات مکانی دقیق‌تر و قابل اتکاتر باشد، امکان ارائه خدمات بر مبنای موقعیت واقعی اماکن، برنامه‌ریزی شهری، مدیریت زیرساخت‌ها و هدف‌گذاری خدمات عمومی نیز افزایش پیدا می‌کند.

    در مجموع، مجموعه طرح‌های در حال اجرای پست گلستان نشان می‌دهد که شبکه پستی استان در حال عبور از نقش سنتی انتقال مرسوله و حرکت به سمت یک زیرساخت اطلاعاتی و خدماتی مبتنی بر نشانی، کدپستی و داده‌های مکانی است؛ تغییری که در صورت تکمیل زیرساخت‌ها و اتصال دستگاه‌های اجرایی، می‌تواند بخشی از هزینه‌ها و مراجعات غیرضروری مردم و دولت را کاهش دهد.

  • قیمت تنها مسئله گندم نیست

    قیمت تنها مسئله گندم نیست

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: دولت هر سال نرخ خرید تضمینی را اعلام می‌کند، اما کشاورز پیش از رسیدن محصول به مراکز خرید، بخش عمده هزینه تولید را با قیمت‌های آزاد و متأثر از تورم پرداخت کرده است؛ از بذر، کود و سم گرفته تا ماشین‌آلات، سوخت، دستمزد و هزینه تأمین آب. در چنین شرایطی، اگر نرخ تضمینی متناسب با افزایش واقعی هزینه تولید اصلاح نشود، حاشیه سود کشاورز عملاً کوچک‌تر می‌شود. تأخیر در پرداخت مطالبات نیز این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. پولی که چند ماه بعد به کشاورز می‌رسد، در اقتصاد تورمی همان ارزش روز تحویل محصول را ندارد. مشکل دوم، شکاف قیمتی میان بازار رسمی داخل و ارزش گندم در بازارهای پیرامونی است.

    در استان‌های مرزی، هرچه این فاصله بیشتر شود، انگیزه خروج محصول از شبکه رسمی نیز افزایش پیدا می‌کند. اینجاست که واسطه‌ها و شبکه‌های غیررسمی وارد میدان می‌شوند و با پیشنهاد پرداخت نقدی یا قیمت بالاتر، بخشی از محصول را از چرخه خرید دولتی خارج می‌کنند.

    برخورد انتظامی با این پدیده شاید بخشی از نشتی بازار را مهار کند، اما علت اقتصادی آن را از بین نمی‌برد. خرید تضمینی زمانی کارآمد است که واقعاً «تضمین» ایجاد کند؛ تضمین سود حداقلی برای تولیدکننده، تضمین پرداخت به‌موقع و تضمین ثبات در سیاست‌گذاری. اگر کشاورز هر سال درباره قیمت، زمان پرداخت و آینده بازار تردید داشته باشد، سیاست خرید تضمینی به‌تدریج کارکرد تنظیمی خود را از دست می‌دهد.

    امنیت غذایی را نمی‌توان با قیمت‌گذاری دستوری و پرداخت‌های دیرهنگام حفظ کرد. گندم زمانی در شبکه رسمی باقی می‌ماند که تولید آن برای کشاورز از نظر اقتصادی قابل دفاع باشد. مسئله اصلی همین‌جاست: دولت نباید میان «خرید ارزان‌تر» و «تداوم تولید» یکی را انتخاب کند؛ سیاست درست باید هر دو را هم‌زمان ممکن کند.

  • خسارت ۲.۵ میلیارد دلاری استخراج غیرمجاز رمزارز به کشور

    خسارت ۲.۵ میلیارد دلاری استخراج غیرمجاز رمزارز به کشور

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، رمضانعلی سنگدوینی با بیان اینکه پدیده استخراج غیرمجاز رمزارز به یک معضل جدی برای زیرساخت‌های انرژی کشور تبدیل شده است، گفت: برآوردها نشان می‌دهد که این مراکز با مصرف غیرقانونی برق،سالانه خساراتی در حدود ۲/۵ میلیارد دلار به کشور تحمیل می‌کنند. این میزان مصرف که اکنون به ۳ هزار و ۷۵۰ مگاوات رسیده، عملاً معادل مصرف برق چهار استان کشور است و در واقع ۸ درصد از کل مصرف برق خانگی کشور را به خود اختصاص داده که عددی بسیار نگران‌کننده است.

    هدررفت حامل های انرژی برای استخراج رمزارز

    نماینده مردم گرگان و آق قلا در مجلس شورای اسلامی با اشاره به گستردگی این پدیده، افزود: متأسفانه تعداد زیاد مزرعه استخراج غیرمجاز در سطح کشور شناسایی شده‌اند. نکته حائز اهمیت این است که این مزارع علاوه بر سوءمصرف برق، از سایر حامل‌های انرژی نیز به صورت غیرقانونی استفاده می‌کنند که این امر ضرر اقتصادی مضاعفی را به بیت‌المال وارد می‌کند.

    وی با اشاره به آمار کشفیات ماینرها بیان کرد: در سال ۱۴۰۴ شاهد کشف ۲۶۷ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز بودیم و تنها در ۴ ماه اخیر نیز بیش از ۱۲ هزار و ۵۱۱ دستگاه شناسایی و ضبط شده است. هر دستگاه ماینر به دلیل بهره‌مندی از یارانه پنهان برق،نزدیک به ۴۵ میلیون تومان درآمد ایجاد می‌کند که این حاشیه سود بالا، عامل اصلی گسترش این فعالیت‌های غیرقانونی است. اگر این ناترازی و هدررفت انرژی مدیریت شود، صرفه‌جویی کلانی برای کشور به همراه خواهد داشت.

    حذف یارانه برق مراکز استخراج رمزارز غیرمجاز/برخورد قضائی در راه است

    این نماینده مردم در مجلس دوازدهم با اشاره به تدابیر جدید برای مقابله با این پدیده،تصریح کرد: وزارت نیرو در کنار برخورد قضایی،حذف یارانه انرژی مراکز متخلف را در دستورکار قرار داده است.طبق سیاست‌های جدید، هر مرکز استخراج رمزارز غیرمجاز که شناسایی شود، علاوه بر پرداخت هزینه‌های مصرف انرژی در دوره‌های گذشته، به مدت یک سال مشمول حذف یارانه انرژی شده و صورت‌حساب برق آن بر مبنای تعرفه آزاد محاسبه خواهد شد؛ ضمن آنکه در صورت تکرار تخلف، با ابطال پروانه فعالیت مواجه می‌شوند.

    عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در پایان با اشاره به روند بررسی طرح‌های قانونی در مجلس،خاطرنشان کرد:مجلس شورای اسلامی برای رفع خلأهای قانونی و بازدارندگی بیشتر، با بررسی دوفوریتی «طرح الحاق ماده ۶۸۷ مکرر به قانون مجازات اسلامی در خصوص مقابله با استفاده غیرمجاز از برق برای استخراج رمز ارز » موافقت کرده است. در صورت تصویب نهایی این طرح، علاوه بر تشدید جرایم نقدی،مجازات‌های کیفری سنگین و حتی حبس برای متخلفان در نظر گرفته خواهد شد تا بازدارندگی لازم در برابر سرقت انرژی و فشار به شبکه سراسری برق ایجاد شود. مجلس بر این باور است که نباید اجازه داد با فعالیت‌های سودجویانه، پایداری شبکه برق کشور و حقوق عامه شهروندان به مخاطره بیفتد.

  • تفاهم‌نامه همکاری سه‌جانبه در حوزه مدیریت بحران گلستان امضا شد

    تفاهم‌نامه همکاری سه‌جانبه در حوزه مدیریت بحران گلستان امضا شد

    به گزارش بازار کسب و کار و به نقل از روابط عمومی سازمان نظام مهندسی گلستان، این تفاهمنامه روز گذشته با محوریت توسعه همکاری‌های مشترک در زمینه پیشگیری و کاهش خطر، آمادگی و پاسخ، ارزیابی خسارات و اقدامات پس از حادثه و همچنین تقویت خدمات‌رسانی در چارچوب «قرارگاه ایران من»  در محل سالن اجتماعات سازمان منعقد شد.

    بر اساس مفاد این تفاهمنامه، طرفین در زمینه آموزش و توانمندسازی تیم‌های ارزیاب و واکنش سریع، سازماندهی مهندسان، متخصصان و نیروهای فنی داوطلب، ارزیابی خسارات ساختمانی، توسعه ساخت‌وسازهای ایمن و مقاوم، مستندسازی حوادث و استخراج درس‌آموخته‌ها، همکاری خواهند کرد.

    همچنین مشارکت در رزمایش‌ها و تمرین‌های مدیریت بحران، همکاری در تدوین و به‌روزرسانی استانداردها و دستورالعمل‌های ایمنی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های تخصصی مهندسان در مراحل قبل، حین و پس از وقوع حوادث از دیگر محورهای این تفاهمنامه است.

    در این تفاهمنامه بر هم‌افزایی ظرفیت‌های سازمان نظام مهندسی ساختمان و بسیج مهندسین استان در کنار مدیریت بحران استان برای ارتقای آمادگی، تاب‌آوری و تسریع در ارائه خدمات تخصصی به مناطق آسیب‌دیده تأکید شده است.

    برای پیگیری و اجرای مفاد این تفاهمنامه نیز کمیته مشترک با حضور نمایندگان طرفین تشکیل خواهد شد.

  • واقعیت‌های نظامی ایران در میدان رونمایی می‌شوند

    واقعیت‌های نظامی ایران در میدان رونمایی می‌شوند

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار از سپاه نیوز، سردار سرلشکر پاسدار احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نشست مشترک با امیر سرلشکر امیر حاتمی برای بررسی آخرین وضعیت میادین نبرد، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای جنگ‌ اخیر به خصوص شهدای ارتش مقتدر به ویژه امیر سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی و امیر سرلشکر شهید عزیز نصیر زاده با اشاره به دستاوردهای جنگ تحمیلی اخیر بیان کرد: وحدت و انسجام ملی برترین دستاورد جنگ نظامی و تهدیدات اخیر دشمن بوده است. در بخش نظامی به مانند سایر بخش ها شاهد وحدت بینظیر کلیه نیروهای نظامی و انتظامی و هم افزایی اطلاعاتی و عملیاتی بی‌سابقه هستیم که از عوامل مهم پیروزی به حساب می‌آید.

    فرمانده کل سپاه پاسداران در ادامه در خصوص حماسه ارتش در دو جنگ تحمیلی اخیر بیان داشت: روحیه سلحشوری و وطن دوستی فرماندهان و نیروهای ارتش در این دو جنگ، صفحات درخشانی از مردانگی و ایثار را در تاریخ ایران ثبت کرد. ارتش انقلابی در جنگ با ابتکارات عملیاتی، انقلابی عمل کرد. ارتش و سپاه به عنوان دو قدرت بزرگ ضدآمریکایی، پوزه قدرت‌های تروریستی را به خاک مالیدند.

    واقعیت‌های نظامی ایران در میدان رونمایی می‌شوند

     

    سرلشکر وحیدی با تجلیل از رشادت رزمندگان ارتش در ادامه افزود: آمریکایی ها به سد مستحکم ایمان و غیرت ایرانیان برخورد کرده‌اند و استیصال و درماندگی در رفتار و تصمیمات کاخ سفید موج می زند. ترامپ برای دستاوردسازی به دروغ و فریبکاری متوسل شده است. دستگاههای اطلاعاتی و نظامی آمریکا و صهیونیست ها، مقامات سیاسی آمریکا را نسبت به چالش های نظامی ایران و تاب آوری ایران فریب دادند و امروز هم مقامات سیاسی آمریکایی برای سرپوش گذاشتن بر شکست ها در حال فریب مردم آمریکا هستند.

    فرمانده کل سپاه با بیان اینکه توان نظامی ارتش جمهوری اسلامی ایران فراتر از تصور دشمن است، در این جنگ آنها برآوردهای غلط خود از توان ارتش ما را به عینه مشاهده کردند و واقعیت‌های نظامی ایران در میدان رونمایی می‌شوند، تاکید کرد: ارتش صهیونیستی بدون پشتیبانی آمریکایی ها در زمانی بسیار کوتاه فرو می پاشد.

    سرلشکر حاتمی: وحدت ناگسستنی ارتش و سپاه چون سپر آهنینی از کشورمان در برابر فتنه‌ها و توطئه‌های دشمنان، محافظت می‌کند

    در این نشست امیر سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: سپاه پاسداران در طول بیش از ۴ دهه همواره یکی از ستون‌های اصلی قدرت ملی، امنیت و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران بوده و امروز نیز با اتکا به ایمان، تجربه و توانمندی‌های راهبردی خود مقتدرانه در خط مقدم دفاع از استقلال و امنیت کشور ایستاده است.

    فرمانده کل ارتش بیان کرد: دشمنی مستمر جبهه استکبار با سپاه، خود گواه روشنی بر نقش تعیین کننده این نهاد در حفظ اقتدار و امنیت ملی است؛ دشمنان به خوبی می‌دانند که سپاه، نماد اراده و قدرت دفاعی ملت ایران و یکی از مهمترین موانع تحقق اهداف آنان است.

    واقعیت‌های نظامی ایران در میدان رونمایی می‌شوند

     

    امیر حاتمی با گرامیداشت یاد شهدای اقتدار ایران بیان کرد: سپاه امروز، میراث‌دار خون فرماندهان و رزمندگان بزرگی است که در راه دفاع از ایران و انقلاب اسلامی جان خود را فدا کرده‌اند؛ از سردار شهید سپهبد حسین سلامی و سردار شهید سپهبد محمد پاکپور تا سردار شهید سرلشکر امیرعلی حاجی زاده و دیگر فرماندهان و پاسداران شهید که نام و مجاهدتشان در تاریخ دفاع از کشور ماندگار و پرافتخار و سربلند خواهد بود.

    فرمانده کل ارتش ادامه داد: سپاه پاسداران در تعامل و هم‌افزایی با ارتش جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر سرمایه انسانی مومن و فداکار خود همچنان سدی محکم در برابر هرگونه تهدید و تعرض است و این مسئله امروز دشمن را ناامید کرده است.

    سرلشکر حاتمی یادآور شد: خواسته دشمنان از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی این بوده که ملت ایران از خواسته‌های به حق خود بگذرد، اما ملت عزیزمان با تحمل سختی‌ها، هزینه‌ها و تقدیم شهدای بسیاری، مقابل دشمنان ایستادگی کرده و خواهد کرد.
    ایشان افزود: دشمنان باید نگاه خود را به مردم بزرگ ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و رهبری عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی عوض کنند و بدانند که با ملت بزرگ ایران باید به زبان احترام سخن گفت.

    فرمانده کل ارتش با تاکید بر اینکه وحدت و هماهنگی موجود میان ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستون استوار امنیت ملی و کلید فتح قله‌های امنیت و اقتدار است بیان کرد: وحدت ناگسستنی ارتش و سپاه همان گونه که رهبران انقلاب اسلامی انتظار داشته و دارند، سپر آهنینی است که از کشورمان در برابر فتنه‌ها، ترفندها و توطئه‌های دشمنان، محافظت کرده است.

    امیر حاتمی افزود: در جنگ‌های تحمیلی اخیر و ایستادگی مقابل خواسته‌های دشمنان، بار دیگر ثابت کردیم که بر سر منافع ملی‌مان معامله نخواهیم کرد و ملت ایران و نیروهای مسلح برخاسته از ملت، راه شهدا را با اقتدار ادامه خواهند داد.

    فرمانده کل ارتش یادآور شد: دشمنان ملت بزرگ ایران اسلامی به وضوح دیدند، کوچک‌ترین تعرضی با پاسخی واحد، سریع و هوشمندانه و قوی از سوی رزمندگان ارتش و سپاه مواجه خواهد شد و امروز نظام اسلامی به برکت همین ایستادگی در اوج اقتدار و سربلندی قرار دارد.


     

  • مردم می‌پرسند «چه بودیم و چه شدیم؟»

    مردم می‌پرسند «چه بودیم و چه شدیم؟»

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار تصمیم جدید درباره سهمیه سوخت خودروهای نوشماره بالای یک میلیاردتومان، بار دیگر هزینه حمل‌ونقل و فشار بر اقتصاد خانوار را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی در طی یکماه گذشته تبدیل کرده است؛ بر اساس اعلام مدیر سامانه هوشمند سوخت، خودروهای نوشماره با ارزش بیش از یک میلیارد تومان که قیمت اکثر خودروهای بی کیفیت داخلی امروز است از سهمیه‌های بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی خارج شده و ۱۱۰ لیتر سهمیه ماهانه آنها با نرخ سوم، یعنی لیتری ۱۰ هزار تومان، محاسبه می‌شود؛ تصمیمی که در اقتصاد تورمی ایران این پرسش را پررنگ کرده است که آیا قیمت یک خودرو می‌تواند معیار دقیقی برای سنجش توان مالی مالک آن باشد؟

    مسئله فقط قیمت بنزین نیست

    افزایش هزینه سوخت را نمی‌توان تنها با رقم درج‌شده روی جایگاه‌های عرضه بنزین سنجید. بنزین بخشی از هزینه استفاده از خودرو است و هر تغییر در قیمت آن، در کنار هزینه‌های بیمه، تعمیرات، قطعات، لاستیک، روغن، استهلاک، عوارض و پارکینگ، هزینه نهایی جابه‌جایی خانوار را افزایش می‌دهد.

    این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که خودرو برای بسیاری از خانوارها دیگر یک کالای مصرفی ساده نیست، بلکه به یکی از اصلی‌ترین دارایی‌های آنها تبدیل شده است. رشد مداوم قیمت خودرو در سال‌های گذشته باعث شده حتی برخی خودروهایی که زمانی در گروه محصولات متوسط یا اقتصادی قرار می‌گرفتند، امروز به محدوده قیمت‌های میلیاردی برسند.

    در چنین شرایطی، افزایش هزینه استفاده از خودرو می‌تواند فشار مضاعفی بر خانوار وارد کند؛ به‌ویژه برای خانواده‌هایی که خودرو بخش بزرگی از دارایی آنها را تشکیل می‌دهد اما درآمد ماهانه‌شان همپای رشد قیمت خودرو افزایش نیافته است.

    مرز یک میلیارد تومان چقدر توان مالی را نشان می‌دهد؟

    یکی از پرسش‌های اصلی درباره سیاست جدید، نحوه استفاده از قیمت خودرو به عنوان معیار تشخیص توان مالی است.

    در یک اقتصاد تورمی، افزایش قیمت دارایی‌ها لزوماً به معنای افزایش درآمد یا قدرت خرید صاحبان آن دارایی‌ها نیست. ممکن است خودرویی که چند سال قبل با درآمد یک خانوار متوسط خریداری شده، امروز صرفاً به دلیل تورم و کاهش ارزش پول ملی، قیمتی بالاتر از یک میلیارد تومان داشته باشد.

    در این حالت، قیمت خودرو تصویری از ارزش اسمی دارایی ارائه می‌دهد، اما الزاماً تصویری دقیق از وضعیت اقتصادی مالک آن نیست.

    به همین دلیل، قرار دادن یک مرز قیمتی مشخص برای حذف سهمیه‌های ارزان‌تر می‌تواند محل بحث باشد. پرسش این است که آیا قیمت خودرو به تنهایی می‌تواند جایگزین شاخص‌هایی مانند درآمد، تعداد اعضای خانوار، میزان استفاده از خودرو و سایر مؤلفه‌های مؤثر بر قدرت اقتصادی خانوار شود؟

    بنزین ۱۰ هزار تومانی چه اثری دارد؟

    بر اساس ساختار اعلام‌شده، سهمیه پایه ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و سهمیه دوم ۵۰ لیتر با نرخ ۳۰۰۰ تومان عرضه می‌شود و نرخ سوم بنزین نیز ۱۰ هزار تومان تعیین شده است.

    برای خودروهای نوشماره با ارزش بیش از یک میلیارد تومان، طبق اعلام مدیر سامانه هوشمند سوخت، سهمیه‌های ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی اختصاص نمی‌یابد و ۱۱۰ لیتر سهمیه ماهانه این خودروها با نرخ سوم محاسبه می‌شود.

    به این ترتیب، هزینه ۱۱۰ لیتر بنزین برای مالک چنین خودرویی در یک ماه به یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان می‌رسد.

    البته این رقم تنها هزینه سوخت است و هزینه واقعی مالکیت و استفاده از خودرو بسیار بیشتر از آن خواهد بود. در کنار بنزین، هزینه‌های نگهداری و تعمیرات، بیمه، تعویض قطعات، لاستیک، روغن، استهلاک و سایر مخارج مرتبط با خودرو نیز به صورت ماهانه یا دوره‌ای به خانوار تحمیل می‌شود.

    از همین منظر، بحث اصلی صرفاً افزایش هزینه بنزین نیست؛ بلکه مسئله، انباشته شدن هزینه‌هایی است که در نهایت از درآمد قابل مصرف خانوار کاسته می‌شود.

    خودرو گران شده، اما درآمد نه

    یکی از تناقض‌های مهم اقتصاد امروز ایران، فاصله میان رشد قیمت دارایی‌ها و رشد درآمد خانوار است.

    تورم باعث شده قیمت مسکن، خودرو و بسیاری از کالاهای سرمایه‌ای با سرعت زیادی افزایش پیدا کند، اما درآمد بخش قابل توجهی از جامعه نتوانسته با همین سرعت حرکت کند. نتیجه آن است که ارزش اسمی دارایی افراد بالا رفته، بدون آنکه الزاماً قدرت خرید آنها افزایش یافته باشد.

    در مورد خودرو این مسئله آشکارتر است. یک خانوار ممکن است صاحب خودرویی باشد که ارزش آن از یک میلیارد تومان عبور کرده، اما همین خودرو تمام یا بخش قابل توجهی از دارایی خانوار را تشکیل دهد. فروش آن نیز لزوماً به معنای تبدیل شدن خانواده به یک خانوار پردرآمد نیست؛ چرا که در بسیاری از موارد، خودرو وسیله اصلی رفت‌وآمد و یکی از ضروری‌ترین دارایی‌های خانواده است.

    این تفاوت میان «ثروت اسمی» و «توان اقتصادی واقعی» موضوعی است که در طراحی سیاست‌های حمایتی و قیمتی باید مورد توجه قرار گیرد.

    فشار هزینه‌ای از خودرو به کالا و خدمات

    اثر افزایش هزینه سوخت نیز به مالک خودرو محدود نمی‌شود.

    حمل‌ونقل یکی از حلقه‌های اصلی زنجیره تولید و توزیع کالا و خدمات است. افزایش هزینه جابه‌جایی می‌تواند هزینه فعالیت برای تولیدکننده، توزیع‌کننده و ارائه‌دهنده خدمات را بالا ببرد و در صورت انتقال این هزینه به مصرف‌کننده، بخشی از فشار آن در نهایت به قیمت کالاها و خدمات منتقل شود.

    البته میزان این اثر به عوامل مختلفی مانند سهم سوخت در هزینه تولید و توزیع، وضعیت بازار، شدت رقابت و سیاست‌های کنترلی دولت بستگی دارد و نمی‌توان هر افزایش قیمت را مستقیماً به تغییر قیمت بنزین نسبت داد.

    با این حال، در اقتصادی که خانوارها همزمان با تورم عمومی، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینه‌های ضروری مواجه‌اند، حتی افزایش‌های نسبتاً محدود در چند قلم هزینه می‌تواند در مجموع فشار قابل توجهی ایجاد کند.

    مسئله مصرف سوخت و کیفیت خودروها

    از سوی دیگر، بحث قیمت بنزین بدون توجه به مصرف سوخت خودروها کامل نیست.

    بخش قابل توجهی از خودروهای تولید داخل و برخی خودروهای قدیمی موجود در ناوگان کشور، مصرف سوخت بالاتری نسبت به استانداردهای خودروهای جدید در بازارهای پیشرفته دارند. در چنین شرایطی، افزایش هزینه بنزین بیش از آنکه صرفاً یک موضوع قیمتی باشد، به مسئله بهره‌وری ناوگان نیز مربوط می‌شود.

    اگر سیاست‌گذار به دنبال کاهش مصرف سوخت و اصلاح الگوی مصرف است، این سیاست باید همزمان با ارتقای کیفیت خودروها، توسعه حمل‌ونقل عمومی، بهبود زیرساخت‌های جابه‌جایی و ایجاد امکان نوسازی ناوگان دنبال شود.

    در غیر این صورت، افزایش هزینه سوخت ممکن است بیشتر از آنکه رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، هزینه زندگی او را افزایش دهد.

    فشار خارجی و تصمیم‌های داخلی

    اقتصاد ایران همزمان با محدودیت‌های ناشی از تحریم، مشکلات تجارت خارجی، دشواری نقل‌وانتقال مالی، افزایش هزینه برخی نهاده‌ها و فشار بر تولیدکنندگان روبه‌رو است. در چنین فضایی، تصمیم‌های اقتصادی داخلی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند؛ زیرا خانوار و بنگاه اقتصادی ظرفیت محدودی برای جذب هزینه‌های جدید دارند.

    مردم طی سال‌های گذشته با آثار تحریم و محدودیت‌های اقتصادی مواجه بوده‌اند، اما انتظار طبیعی از سیاست‌گذاری داخلی این است که تا حد امکان بخشی از این فشارها را مدیریت کند، نه اینکه هزینه‌های جدید بدون توجه به قدرت خرید به اقتصاد خانوار منتقل شود.

    از این منظر، بحث بر سر بنزین ۱۰ هزار تومانی را نمی‌توان جدا از تصویر بزرگ‌تر اقتصاد خانوار دید؛ تصویری که در آن افزایش قیمت دارایی‌ها، تورم کالا و خدمات، هزینه مسکن، حمل‌ونقل و کاهش قدرت خرید همزمان اتفاق افتاده است.

    آنچه مردم می‌پرسند

    برای بسیاری از مردم، مسئله در نهایت به یک پرسش ساده برمی‌گردد: اگر قیمت خودرو، مسکن و سایر دارایی‌ها چند برابر شده، آیا درآمد و قدرت خرید آنها نیز به همان نسبت افزایش یافته است؟

    خودروی بالای یک میلیارد تومان ممکن است در آمار و ارقام یک دارایی گران‌قیمت محسوب شود، اما در اقتصاد تورمی امروز، این قیمت به تنهایی نمی‌تواند درباره وضعیت مالی صاحب آن قضاوت دقیقی ارائه دهد.

    به همین دلیل، سیاست‌های مرتبط با سوخت و حمایت از خانوار زمانی می‌تواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که علاوه بر قیمت دارایی‌ها، درآمد واقعی، قدرت خرید و هزینه‌های ضروری زندگی را نیز در نظر بگیرد.

    در نهایت، مسئله اصلی فقط این نیست که یک لیتر بنزین چند تومان قیمت دارد؛ مسئله این است که مجموع هزینه‌های زندگی چه سهمی از درآمد خانوار را مصرف می‌کند و هر تصمیم جدید تا چه اندازه می‌تواند این فاصله را بیشتر یا کمتر کند.

  • تنظیم گری فضای مجازی تنها «فیلترینگ» نیست

    تنظیم گری فضای مجازی تنها «فیلترینگ» نیست

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، نشست خبری اولین همایش ملی تنظیم‌گری فضای مجازی، با تشریح اهداف و رویکردهای این همایش با حضور حسین بابایی مجرد، رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و دبیر علمی همایش، و محمود کولیوند، دبیر اجرایی این رویداد در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد.

    حسین بابایی مجرد در این نشست با اشاره به سابقه فعالیت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در حوزه معرفت و سیاست‌پژوهی، اظهار داشت: هدف از تأسیس نهادهای سیاست‌پژوهی در سال‌های اخیر، اثرگذار کردن مطالعات نظری در فضای حاکمیتی بوده است. این همایش که برنامه‌ریزی آن از دوران حضور شهید رئیسی آغاز شده بود، با بهره‌گیری از ظرفیت‌های علمی از جمله برگزاری مدرسه زمستانه و تولید تألیفات جدید، اکنون به صورت بسته‌ای کامل و درخور ارائه می‌شود.

    رئیس اندیشکده حکمرانی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با بیان اینکه همایش‌ها شأن ترویجی دارند و باید ذهن کارشناسان را با مسائل واقعی کشور مماس کنند، گفت: متأسفانه مدتی است که موضوع حکمرانی و تنظیم‌گری به مسئله فیلترینگ تنزل پیدا کرده است؛ در حالی که هدف کلان و جدی ما فراتر از این موضوع است. تنظیم‌گری موضوعی نو است و متأسفانه تألیفات داخلی در این حوزه اندک بوده و نهادهای علمی تخصصی ما با نوعی «فقر معرفتی» مواجه‌اند. گاهی نیز هرگونه رفتار هدایتگرانه به اشتباه به عنوان تنظیم‌گری تلقی می‌شود.

    وی افزود: هدف ما رسیدن به یک انسجام نظری، بیانی و اصطلاحی از مفهوم تنظیم‌گری است. این همایش مقصد نیست، بلکه معبری است تا اصحاب این حوزه بتوانند در فضای دانشی و سیاستی از آن بهره ببرند و مقدمه‌ای برای آشنایی و تفاهمات اولیه باشد.

    بابایی مجرد با اشاره به تعدد نهادهای فعال در حوزه تنظیم‌گری خاطرنشان کرد: برخی از این نهادها صرفاً شأن سیاست‌گذاری دارند و شأن رگولاتوری (تنظیم‌گری) ندارند و گاهی میان آن‌ها تضاد و تباین وجود دارد. بر همین اساس، «مسئله‌مندسازی» نهادهای سیاست‌گذار و تنظیم‌گر از اهداف اصلی ما بوده که صورت‌بندی خاصی نیز برای آن در نظر گرفته‌ایم.

    وی در ادامه به موضوعاتی مانند «حسابرسی هوش مصنوعی» اشاره کرد و گفت: در برخی کشورهای غربی استفاده از هوش مصنوعی در آموزش ممنوع شده است، زیرا مانع تفکر و ایجاد امتناع ذهنی می‌شود. در این راستا، حسابرسی به معنای ممیزی و شناسایی کاربردهای سوء است.

    در ادامه این نشست، محمود کولیوند، دبیر اجرایی همایش، به تشریح جزئیات اجرایی این رویداد پرداخت و اعلام کرد: تاکنون ۵۰ مقاله در حوزه حکمرانی فضای مجازی به دبیرخانه همایش ارسال شده که از این تعداد، ۳۰ مقاله پس از داوری علمی پذیرش نهایی شده‌اند.

    کولیوند افزود: تاکنون ۱۹ پیش‌نشست تخصصی برگزار شده و در طول همایش اصلی نیز ۷ پنل تخصصی دایر خواهد شد. همچنین مجموعه‌ای از مقالات برتر منتشر شده و نشست‌های تخصصی جداگانه‌ای با ارائه‌دهندگان این مقالات برگزار می‌شود.

    دبیر اجرایی همایش ملی تنظیم‌گری فضای مجازی درباره بخش انتشارات نیز گفت: حدود ۳۰ تألیف در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این حوزه آماده شده که در معرض دید عموم قرار می‌گیرد و در حاشیه همایش، از ۸ کتاب جدید به صورت رسمی رونمایی خواهد شد.

  • سرپرست تامین اجتماعی برای پزشک خانواده شرط گذاشت

    سرپرست تامین اجتماعی برای پزشک خانواده شرط گذاشت

    به گزارش بازار کسب و کار و به نقل از روابط عمومی سازمان تأمین اجتماعی، غلامحسین محمدی، سرپرست سازمان تأمین‌اجتماعی، در این جلسه ضمن تأکید بر پیگیری موضوعات اجرایی مربوط به طرح پزشکی خانواده و نظام ارجاع، بر ضرورت بررسی و تعیین تکلیف همه موارد مرتبط با این طرح از جمله هزینه‌های اجرایی مربوطه تأکید کرد.

    وی در ادامه، دستیابی به مدل همکاری و مشارکت سازمان تأمین اجتماعی در راستای اجرای طرح پزشکی خانواده و نظام ارجاع را مشروط به بررسی تمامی مسائل مربوطه دانست.

    در ادامه این نشست، موضوعات دریافت داده‌های سرویس انتساب از مرکز مدیریت آمار و فناوری اطلاعات وزارت بهداشت، جزئیات اطلاعات و داده‌های اجرای طرح پزشکی خانواده و نظام خانواده در شهرستان‌های پایلوت این طرح، هزینه‌های سرانه و چگونگی اجرای طرح در سطوح ۲ و ۳ و تفاهم‌نامه این سطوح بین سازمان تأمین‌اجتماعی و وزارت بهداشت، مطرح شد.

    همچنین در نشست مربوطه، استقرار برنامه پزشکی خانواده و نظام ارجاع در سازمان تأمین‌اجتماعی و نحوه همکاری تأمین‌اجتماعی با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در راستای اجرایی کردن این طرح مورد بررسی قرار گرفت

  • تعیین تکلیف اراضی وقفی/ صدور دستور برای رسیدگی ویژه به پرونده‌های این اراضی

    تعیین تکلیف اراضی وقفی/ صدور دستور برای رسیدگی ویژه به پرونده‌های این اراضی

    به گزارش بازار کسب و کار، حسن بابایی در سفر به استان گلستان همراه با رئیس‌کل دادگستری گلستان با حضور در مسجد امام‌حسین (ع) کوی طهماسبی گرگان با مردم دیدار کرد، مشکلات و مطالبات آنان را از نزدیک شنید.

    تعیین تکلیف اراضی وقفی به عنوان یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های اهالی مطرح شد و در همین رابطه رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دستورات لازم را برای رسیدگی ویژه به این پرونده‌ها صادر کرد.

    محمود اسپانلو رئیس‌کل دادگستری گلستان هم ضمن استماع مشکلات نمازگزاران، دستورات تلفنی برای پیگیری فوری بخشی از درخواست‌های مردمی از سوی مدیران دستگاه‌های اجرایی صادر کرد.

    رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک برای شرکت در نشست منطقه‌ای «اجرای قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول» به گلستان سفر کرد.

    حضور در نشست شورای قضایی گلستان و افتتاح ساختمان جدید اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان گمیشان، از دیگر برنامه‌های سفر وی به این استان است.

  • نبض ریلی اینچه‌برون در دست توسعه لجستیکی و انبارداری/ بلاتکلیفی تجار برای تخلیه بار

    نبض ریلی اینچه‌برون در دست توسعه لجستیکی و انبارداری/ بلاتکلیفی تجار برای تخلیه بار

    بازار کسب و کار – سرویس اقتصادی: راه آهن بین المللی اینچه برون (ایران) ترکمنستان و قزاقستان که فعالیت خود را سال ۱۳۹۳ باحضور روسای جمهور سه کشور آغاز کرد به اعتقاد کارشناسان و فعالان اقتصادی از جمله بهترین ظرفیت های زیرساختی گلستان در راستای رونق اقتصادی و توسعه روابط تجاری داخلی و برون مرزی این استان شمالی و نیز ایران است.

    خط راه آهن بین المللی اینچه برون واقع در شرق دریای خزر، ۹۲۴ کیلومتر طول دارد که ۱۲۰ کیلومتر آن در قزاقستان، ۷۰۰ کیلومتر در ترکمنستان و بیش از ۸۰ کیلومتر آن در ایران واقع است.

    این خط ریلی از ناحیه «اوزن» قزاقستان شروع شده و با عبور از شرق دریای خزر به ترکمنستان رسیده و با گذر از محدوده «اترک» در منطقه «داشلی برون» از این کشور همسایه خارج و در نهایت از طریق مرز اینچه برون به شمال گنبدکاووس و ایستگاه راه آهن گرگان متصل می شود.

    در اهداف اولیه پیش بینی شده خط راه آهن بین المللی اینچه برون، جابه جایی سالانه بیش از سه میلیون تُن بار در نظر گرفته شده که قابلیت افزایش این ظرفیت تا ۱۰ میلیون تُن نیز وجود دارد.

    به اعتقاد کارشناسان و فعالان اقتصادی، این خط ریلی بسیار مهم نه تنها نقش زیادی در افزایش تجارت بین المللی، منطقه ای و ترانزیت کالا، غلات، محصولات کشاورزی، صنعتی، گاز و مسافر بین ایران با کشورهای مشترک المنافع آسیای میانه (CIS) دارد بلکه با اتصال راه آهن اینچه برون به کریدور ریلی شمال جنوب، این کشورها و روسیه می توانند از کوتاهترین مسیر و با صرفه زمان مناسب به خلیج فارس و آب های آزاد متصل شوند.

    اگرچه درسال های آغازین فعالیت راه آهن بین المللی اینچه برون به دلیل ایجادنشدن برخی زیرساخت های مورد نیاز، اهداف اولیه پیش بینی شده کمتر محقق شد اما با روی کار آمدن دولت سیزدهم و پس از آن توجه جدی دولت چهاردهم به توسعه اقتصادی با مشارکت بخش خصوصی، دیپلماسی منطقه ای و توسعه روابط با همسایگان، امیدها برای رونق هرچه بیشتر گمرک و این خط ریلی افزایش یافت.

    به گفته کارشناسان، روند رو به گسترش حمل و نقل بین المللی زمینی و ریلی در گمرک اینچه برون، نتیجه تقویت دیپلماسی اقتصادی کشورهای همسایه از جمله ترکمنستان بود که این ظرفیت به عنوان یکی از اولویت ها توسعه اقتصادی کشور و گلستان مورد توجه جدی مسئولان استانی قرار دارد.

    توسعه زیر ساختی در این منطقه طی یکسال گذشته تا کنون امیدها برای توسعه حمل و نفل کالا را بیشتر کرد و در زمانی که بسیاری از کریدورهای کشور از جمله جنوب در معرض جنگ و بمباران قرار داشت این کریدور نقش مهمی در واردات کالا و مواد اولیه به کشور را ایفا کرد اما وجود برخی کمبودها در حوزه لجستیکی و انبار داری تجار را با مشکلات زیادی روبرو کرده است و مانع از افزایش تبادل کالا شده است.

    پیگیری‌های متعدی برای رفع این موانع از سوی مسئولان استانی و بخش خصوصی به عنوان سرمایه گذار برای این منطقه انجام شد اما همچنان تجار از کندی روند تخلیه بار و کمبود انبار گلایه‌مندند.

    طرح جامع توسعه اجرا نشود، اینچه برون عقب می‌ماند

    در این بین وجود برخی اختلاف نظرها از سوی مدیریت منطقه آزاد اینچه برون و راه آهن نیز مانع سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این منطقه شده بود که در مردادماه امسال مدیرعامل راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در حالی که هدفگذاری ترانزیت ریلی از منطقه آزاد اینچه‌برون برای امسال ۱۰ میلیون تن تعیین شده بود، به دلیل وجود ۴ خط ریلی فعال به جای ۴۰ خط مورد نیاز، شبکه قفل شده و ۱۵ قطار حامل کالا در ایستگاه‌های اترک و ترکمنستان زمین‌گیر شده‌اند.

    جبارعلی ذاکری، در جلسه‌ای با محمود صابر معاون هماهنگی و برنامه‌ریزی امور حقوقی دستگاه‌های اجرایی کشور در گرگان با انتقاد از توقف عملیات اجرایی توسعه مرکز لجستیک منطقه آزاد اینچه‌برون از سال ۱۴۰۱ و فرار سرمایه‌گذاران به دلیل بلاتکلیفی، تاکید کرد که این بحران، نه تنها گلستان را از یک فرصت طلایی محروم کرده، بلکه باعث شده تا صاحبان کالا برای ترانزیت کانتینرهای خود تا سه ماه آینده رزرو کنند و حتی برای واردات داروهای ضروری نیز با مانع مواجه شوند.

    وی خاطرنشان کرد: اگر طرح جامع توسعه این مجموعه به سرانجام برسد، می‌توانیم حجم مبادلات را به مراتب افزایش دهیم، اما انبوه باری که هم‌اکنون در ایستگاه اترک انباشته شده، نشان می‌دهد شبکه اصلی ریلی کشور در این نقطه، توان پاسخگویی به نیازهای ترانزیتی را ندارد.

    مدیرعامل راه‌آهن ایران به یکی از مهم‌ترین گره‌های فنی این پایانه اشاره کرد و گفت: بخش عمده بارهای ورودی از خط عریض (استاندارد روسی) وارد می‌شوند، اما زیرساخت تبدیل آن‌ها به خط نرمال (استاندارد اروپایی) در اینچه‌برون فراهم نیست.

    وی ادامه داد: برای انتقال بار بین این دو خط، به جای استفاده از جرثقیل‌های مدرن و سریع، مجبوریم با جرثقیل‌های موجود، کانتینرها را بلند کرده، روی زمین بگذاریم و سپس به واگن نرمال منتقل کنیم که این فرآیند دست‌وپاگیر، هم هزینه‌های عملیاتی را افزایش داده و هم زمان سیر انجام کار را به شدت طولانی کرده است.

    ذاکری به پیامدهای ناترازی زیرساختی منطقه آزاد اینچه‌برون اشاره کرد و گفت: اگر امروز یک بازرگان بخواهد ضروری‌ترین داروها را از چین وارد کند، باید سه ماه برای رزرو کانتینر منتظر بماند، چون ظرفیت مسیر و مقصد قفل است.

    وی گفت: این بحران تنها به داخل کشور محدود نشده و روابط بین‌المللی ریلی را نیز تحت تاثیر قرار داده، بطوری که کار هر دو روز یک بار جلسه مجازی با وزیر راه‌آهن ترکمنستان برگزار می‌کنم و به جایی رسیده‌ایم که آمار واگن‌ها را لحظه‌ای با یکدیگر رد و بدل می‌کنیم.

    ذاکری با اشاره به جلسات متعدد برای فعال‌سازی مجدد مسیر سرخس به منظور کاهش فشار از روی اینچه‌برون، خاطرنشان کرد: پیشنهاد دادیم که این پایانه با همین ظرفیت فعلی کار خود را انجام دهد و بار مازاد به سرخس هدایت شود، اما این یک راه‌حل موقتی است چرا که اگر این قفل زیرساختی باز نشود، سرمایه‌گذاران بخش خصوصی ‌نمی‌توانند دوام بیاورند. ‌

    تعیین تکلیف سریع محموله‌های ریلی

    با وجود افزایش واردات اما کمبودها همچنان عرصه را بر تجار تنگ کرده است تا اینکه روز گذشته معاونت اقتصادی استاندار گلستان به این مساله واکنش نشان داد و روز گذشته در نشستی دوستانه با بخش خصوصی و دولتی برای رفع این مشکلات اظهار کرد که وضعیت محموله‌های ریلی برای رفع گلوگاه‌های حمل و نقل در گلستان باید رفع تکلیف شود .

    عبدالعلی کیان مهر، با تأکید بر ضرورت تسریع در روند تخلیه، بارگیری و ارسال محموله‌ها، گفت: با توجه به افزایش حجم بار ورودی، باید با یک برنامه منسجم و هماهنگی میان راه‌آهن، گمرک، منطقه آزاد، شرکت‌های فورواردر و بخش خصوصی، از انباشت و رسوب کالا جلوگیری کرد. معاون اقتصادی استاندار افزود: بخشی از محموله‌ها به دلیل محدودیت واگن و تجهیزات تخلیه و بارگیری با تأخیر مواجه شده‌اند و این موضوع می‌تواند زنجیره تأمین و فعالیت واحدهای تولیدی را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین اولویت نخست، تعیین تکلیف بارها و ارسال سریع آنها به مقصد است.

    وی با اشاره به افزایش ورود قطارهای کانتینری و ضرورت ارتقای ظرفیت عملیاتی، بر استفاده بیشتر از توان شرکت‌های خصوصی تأکید کرد و گفت: ایجاد سازوکار مشخص برای فعالیت اپراتورها و استفاده از ظرفیت تجهیزات بخش خصوصی، می‌تواند سرعت عملیات را افزایش داده و از معطلی قطارها و اشغال خطوط جلوگیری کند

    کیان‌مهر خواستار نظارت مستمر بر عملکرد شرکت‌های فورواردر و هماهنگی دقیق آنها در ارسال محموله‌ها شد و اظهار کرد: در شرایط فعلی هر اقدامی که به کاهش زمان توقف بار و تسریع در انتقال آن کمک کند باید با جدیت دنبال شود و دستگاه‌های متولی نیز با تصمیم‌گیری سریع و همکاری، زمینه روان‌سازی جریان حمل‌ونقل ریلی را فراهم کنند.

    ۲۵ مرداد اسمال بود که تفاهم نامه ای بین منطقه آزاد و راه‌آهن با حضور معاون حقوقی رئیس‌جمهور به امضا رسید که به نظر می‌رسید گامی بزرگ برای توسعه لجستیکی اینچه‌ برون باشد.

    بر اساس این تفاهمنامه، سازمان منطقه آزاد اینچه‌ برون و راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران درباره نحوه همکاری و تعامل در مدیریت و بهره‌برداری از مرکز لجستیک منطقه آزاد اینچه‌ برون در مرز اینچه‌برون به تفاهم رسیدند.

    این تفاهم با هدف رفع تداخلات وظایف، ایجاد سازوکار مشخص برای همکاری دستگاه‌های مرتبط و فراهم کردن زمینه بهره‌برداری مؤثر از ظرفیت‌های لجستیکی منطقه آزاد اینچه‌ برون انجام شده است.

    مرکز لجستیک منطقه آزاد اینچه‌برون با قرار گرفتن در نقطه اتصال ظرفیت‌های مرزی، ریلی و تجاری منطقه، از زیرساخت‌های مهم این منطقه برای توسعه حمل‌ونقل، ترانزیت و تجارت به شمار می‌رود و تعیین چارچوب مشخص برای مدیریت و بهره‌برداری آن می‌تواند نقش مؤثری در فعال‌ سازی ظرفیت‌های لجستیکی اینچه‌ برون داشته باشد.

    در این نشست، همچنین بر ضرورت هم‌افزایی و هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و متولیان حوزه لجستیک برای رفع موانع موجود و تسریع در بهره‌برداری از ظرفیت‌های منطقه تأکید شد.

    اگر چه امضای این تفاهم‌نامه، گامی مهم در مسیر ساماندهی همکاری میان سازمان منطقه آزاد اینچه‌ برون و راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران و استفاده هدفمندتر از ظرفیت‌های ریلی و لجستیکی منطقه در مسیر توسعه تجارت و ترانزیت کشور به شمار می‌رود، اما فشارهای وارد شده بر تجار به دلیل رفع نشدن مشکلات تخلیه بار همچنان سد راهی برای توسعه اقتصادی این منطقه و تبدیل آن به هاب اقتصادی کشور در شرایط جنگی است.

     

     

  • مواجهه مدرسه و فناوری

    مواجهه مدرسه و فناوری

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، مدرسه و کلاس درس را با پرسشی جدی مواجه کرده است؛ پرسشی که دیگر نمی‌توان پاسخ آن را به آینده موکول کرد: آیا باید استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی را ممنوع کرد؟ نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از ابزارهایی که می‌توانند در چند ثانیه متن تولید کنند، مسئله‌ای واقعی است؛ اما پاسخ به این نگرانی لزوماً نمی‌تواند ممنوعیت باشد. مسئله اساسی‌تر این است که نظام آموزشی چگونه می‌تواند دانش‌آموز را برای زندگی در جهانی آماده کند که هوش مصنوعی در آن بخشی از زندگی روزمره، تحصیل و آینده شغلی او خواهد بود.

    هوش مصنوعی اکنون دیگر صرفاً یک فناوری تخصصی نیست. دانش‌آموز می‌تواند از یک ابزار هوش مصنوعی برای توضیح یک مفهوم درسی، خلاصه‌کردن یک متن، حل یک مسئله، تولید ایده برای نوشتن یا حتی انجام کامل تکلیف استفاده کند. همین قابلیت دو چهره متفاوت از این فناوری را مقابل نظام آموزشی قرار می‌دهد: از یک سو ابزاری برای تسهیل و شخصی‌سازی یادگیری و از سوی دیگر وسیله‌ای که اگر بدون نظارت مورد استفاده قرار گیرد، می‌تواند خودِ فرایند یادگیری را کنار بزند.

    وقتی تکلیف جای یادگیری را می‌گیرد

    مهم‌ترین نگرانی درباره استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی، نه صرفاً تقلب، بلکه از بین رفتن فرصت یادگیری است. دانش‌آموزی که از هوش مصنوعی می‌خواهد انشا، تحقیق یا پاسخ یک مسئله را به‌طور کامل برای او تولید کند، ممکن است محصول نهایی قابل‌قبولی تحویل دهد، اما الزاماً مهارتی در او شکل نگرفته است.

    مدرسه فقط محل دریافت پاسخ صحیح نیست؛ بخش مهمی از کارکرد آن، تمرین فکرکردن، پرسیدن، اشتباه‌کردن، بازنویسی، استدلال و رسیدن به پاسخ است. اگر فناوری تمام این مراحل را به جای دانش‌آموز انجام دهد، ممکن است فاصله میان «انجام تکلیف» و «یادگیری» بیشتر شود.

     

    از این منظر، نگرانی معلمان قابل درک است. اگر دانش‌آموز بتواند تکالیف خود را با چند دستور به هوش مصنوعی بسپارد، شیوه‌های سنتی ارزیابی نیز کارایی خود را از دست می‌دهند. دیگر نمی‌توان صرفاً با یک تحقیق کتبی یا یک انشای تحویل‌داده‌شده فهمید که دانش‌آموز واقعاً چه چیزی آموخته است.

    اما این مسئله به همان اندازه که ضرورت نظارت را نشان می‌دهد، نیاز به تغییر روش‌های آموزشی و ارزیابی را نیز آشکار می‌کند.

    ممنوعیت، مسئله را حل می‌کند یا آن را پنهان؟

    ممنوعیت کامل هوش مصنوعی در مدرسه ممکن است در نگاه نخست راه‌حلی ساده به نظر برسد، اما اجرای آن با دشواری‌های جدی روبه‌رو است. دانش‌آموزان خارج از مدرسه همچنان به این ابزارها دسترسی خواهند داشت و بنابراین حذف هوش مصنوعی از کلاس لزوماً به معنای حذف آن از زندگی دانش‌آموز نیست.

    از سوی دیگر، اگر مدرسه درباره هوش مصنوعی سکوت کند، دانش‌آموز ممکن است استفاده از آن را بدون شناخت محدودیت‌ها و خطراتش بیاموزد. این در حالی است که یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای دانش‌آموزان، به جای حذف این فناوری، بر ایجاد توانایی‌هایی مانند قضاوت انتقادی درباره خروجی‌های هوش مصنوعی، شناخت ملاحظات اخلاقی و کسب دانش پایه درباره این فناوری تأکید کرده است. این چارچوب ۱۲ شایستگی را در چهار حوزه اصلی تعریف می‌کند و دانش‌آموز را نه فقط مصرف‌کننده، بلکه در نهایت «هم‌آفرین» فناوری می‌بیند.

    به بیان دیگر، شاید سؤال درست این نباشد که «چگونه دانش‌آموز را از هوش مصنوعی دور کنیم؟» بلکه باید پرسید «چگونه او را به کاربری تبدیل کنیم که هوش مصنوعی نتواند به جای او فکر کند؟»

     

    هوش مصنوعی می‌تواند معلم را هم توانمندتر کند

    وجه دیگر ماجرا، فرصت‌هایی است که استفاده درست از هوش مصنوعی می‌تواند در اختیار آموزش قرار دهد. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند در توضیح دوباره یک مفهوم، تولید تمرین‌های متناسب با سطح دانش‌آموز، ارائه نمونه‌های بیشتر و کمک به دسترسی دانش‌آموزان به منابع آموزشی نقش داشته باشند.

    یونیسف نیز در راهنمای جدید خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، ضمن تأکید بر ضرورت حفاظت از کودکان، به فرصت‌هایی مانند پشتیبانی از یادگیری، افزایش دسترسی آموزشی برای کودکان دارای معلولیت، آموزش شخصی‌سازی‌شده و ارائه بازخورد اشاره کرده است. البته این سازمان تأکید می‌کند که استفاده از چنین سامانه‌هایی باید بر پایه شواهد، همراه با حفاظت از حریم خصوصی و رعایت حقوق کودک باشد.

    در چنین شرایطی، معلم نیز باید از نقش سنتی خود فاصله نگیرد، بلکه نقش او در هدایت یادگیری پررنگ‌تر شود. یونسکو در چارچوب شایستگی هوش مصنوعی برای معلمان، بر مهارت‌هایی از جمله اخلاق هوش مصنوعی، کاربردهای آن، روش‌های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی و استفاده حرفه‌ای از این فناوری تأکید کرده است.

    مواجهه مدرسه و فناوری

    مرز استفاده درست و نادرست کجاست؟

    شاید بتوان یک اصل ساده برای مدرسه تعریف کرد: هوش مصنوعی باید دستیار دانش‌آموز باشد، نه جایگزین دانش‌آموز.

    برای نمونه، اگر دانش‌آموز متنی را خودش نوشته و از هوش مصنوعی برای پیدا کردن ایرادهای نگارشی یا دریافت پیشنهادهای اصلاحی کمک بگیرد، ماهیت فرایند یادگیری با زمانی که تمام متن را به هوش مصنوعی می‌سپارد متفاوت است. اگر دانش‌آموز ابتدا مسئله ریاضی را حل کند و سپس از هوش مصنوعی بخواهد روش او را بررسی کند، استفاده از فناوری می‌تواند بخشی از یادگیری باشد؛ اما اگر تنها پاسخ نهایی را دریافت و بدون فهم آن ثبت کند، فناوری عملاً جای یادگیری را گرفته است.

    بنابراین، مدرسه به سیاستی نیاز دارد که دقیقاً مشخص کند استفاده از هوش مصنوعی در چه فعالیت‌هایی مجاز، در چه فعالیت‌هایی محدود و در چه مواردی ممنوع است. این سیاست همچنین باید به دانش‌آموز آموزش دهد که خروجی هوش مصنوعی الزاماً درست نیست، اطلاعات شخصی خود را در اختیار سامانه‌های ناشناخته قرار ندهد و محتوای تولیدشده را بررسی و ارزیابی کند.

    مواجهه مدرسه و فناوری

    به جای جنگ با فناوری، سواد هوش مصنوعی را آموزش دهیم

    واقعیت این است که نسل جدید احتمالاً در آینده‌ای وارد بازار کار خواهد شد که استفاده از هوش مصنوعی در بسیاری از مشاغل یک مهارت معمول محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، مدرسه‌ای که صرفاً ممنوعیت را انتخاب کند، ممکن است دانش‌آموز را از فناوری دور نگه دارد، اما لزوماً او را برای آینده آماده نمی‌کند.

    یونیسف نیز در راهنمای خود بر ضرورت آماده‌سازی کودکان برای تحولات فعلی و آینده هوش مصنوعی تأکید کرده و هم‌زمان حفاظت از ایمنی، حریم خصوصی، عدالت و رفاه کودکان را ضروری دانسته است.

    البته این به معنای رهاکردن دانش‌آموز در برابر هوش مصنوعی نیست. برعکس، هرچه ابزار قدرتمندتر می‌شود، نقش مدرسه در آموزش نحوه استفاده از آن مهم‌تر خواهد شد. دانش‌آموز باید بداند چه زمانی از هوش مصنوعی کمک بگیرد، چگونه پرسش درست مطرح کند، چگونه پاسخ آن را راستی‌آزمایی کند و مهم‌تر از همه، کدام بخش از فرایند باید همچنان حاصل تفکر و تلاش خودش باشد.

    در نهایت، ممنوعیت می‌تواند برای برخی فعالیت‌های مشخص و در سنین یا شرایط خاص ضروری باشد؛ اما ممنوعیت فراگیر، پاسخ پایداری برای مسئله هوش مصنوعی در آموزش نیست. آنچه نظام آموزشی به آن نیاز دارد، مجموعه‌ای از قواعد روشن، آموزش سواد هوش مصنوعی، توانمندسازی معلمان و بازطراحی شیوه‌های ارزیابی است.

    مدرسه اگر قرار است دانش‌آموز را برای آینده آماده کند، نمی‌تواند فناوری‌ای را که آینده را شکل می‌دهد نادیده بگیرد. مسئله اصلی این نیست که دانش‌آموز هرگز از هوش مصنوعی استفاده نکند؛ مسئله این است که یاد بگیرد در حضور هوش مصنوعی همچنان خودش فکر کند.

  • گلایه ربیعی از حمله تندروها به پزشکیان و عراقچی و قالیباف

    گلایه ربیعی از حمله تندروها به پزشکیان و عراقچی و قالیباف

    به گزارش سرویس سیاسی بازار کسب و کار، علی ربیعی در یادداشتی نوشت؛ هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشم‌هایشان را به روی این حقیقت واضح می‌بندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و… را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند

    از درون جنگی ظالمانه و نابرابر با قدرت‌های سلطه‌گر و خونریز که با از دست دادن‌های جبران‌ناپذیر و شهادت رهبری همراه بود، انرژی وحدت‌بخشی در میان ایرانیان پدید آمد که نوع مصرف آن برای آینده کشور مهم و سرنوشت‌ساز است. انحراف در جهت مصرف این انرژی عظیم، یکی از تهدیدات سرنوشت ملت‌ است. ملت‌ها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتی را تجربه کرده‌اند. حاکمیت و دولت‌های هوشمند، توانستند سرنوشتی توام با توسعه و قدرت ملی را برای جامعه خود رقم بزنند. این روزها شاهد ایجاد انحرافاتی توسط گروهی – آگاهانه یا ناآگاهانه، اعتقادی یا غیراعتقادی- تحت تاثیر نمی‌دانم چه جریانی، که بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهای بزرگ جنگ هستیم که نمونه‌های از آن را می‌توان در تلاش‌هایی برای تغییر جهت مبارزه و حمله به سمت داخل – مدیران ومسوولان درگیر در مقاومت- و تحریک افکار عمومی علیه آنها دید.هرچند در حافظه تاریخی ایرانیان، شواهد دیگری از این دست موارد ثبت است‌. از این جمله می‌توان به تئوری «دشمنِ غریب و بعید داعش اشاره کرد که تنها به مسلمان‌کشی منجر شد و در خلال آن حتی یک تیر هم به سوی دشمنان بیانی از سوی خودشان (از جمله اسراییل) شلیک نشد.» در نمونه‌ای دیگر تئوری سازمان مجاهدین خلق که «بهشتی، دشمن نزدیک و امریکا دشمن دور » منجر به شهادت و از دست رفتن یکی از خاص‌ترین اندیشمندان اسلامی یعنی دکتر بهشتی شد و در نهایت سرنوشت این گروه هم مجاورت در کنار صدام و امریکا شد.

    در طی چند دهه اخیر، همواره با حساسیت، تحولات و تغییرات ارزشی جامعه را به وسع خود رصد کرده‌ام.

    با آنکه ایران جامعه‌ای متکثر و متنوع با کوهانه‌های جمعیتی با ارزش‌هایشان است، معتقدم اکثریت عظیم و قابل توجه ایرانیان همواره با هر گرایشی، به شکلی منسجم در مقابل متجاوزین ایستاده‌اند. لذا در این میان، باید حرف همه آنهایی که به فراخوان‌های همسو با دشمن به خیابان نیامدند، به خصوص آنان که زیر بمب‌ها و موشک‌های دشمن در خیابان فریاد همبستگی سر می‌دادند (که ایران قدردان حضور امیدبخش‌شان است)، را شنید.

    اما اینک باید عمیقا نگرانِ تلاش‌هایی بود که می‌خواهند جهت افکار عمومی را از مسائل اصلی، تمرکز بر دفاع ملی و گرفتن حق جامعه از نظام سلطه منحرف کرده و به سمت منازعات و تقابل‌های داخلی سوق دهند.  به باور من، انتقال کانون تنش از مساله اصلی به درگیری‌های درونی، یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای فرسایش همبستگی اجتماعی است. این روند، اگر به‌موقع فهم و مهار نشود، می‌تواند اعتماد عمومی را تخریب کند،شکاف‌های پنهان را فعال سازد و جامعه را درگیر نوعی خودفرسایی جمعی کند؛ وضعیتی که در آن، انرژی اجتماعی به‌جای مقاومت و بازسازی، صرف بدبینی، حذف و تقابل می‌شود.

    از تخریب مدیرانی که چه در میدان، چه در معیشت و چه در دیپلماسی برای احقاق حق فعالند تا سنگ‌‌پرانی به این افراد و تحریک فضای داخلی را نباید رفتاری بی‌اهمیت یا صرفا هیجانی تلقی کرد. اینها نشانه‌های خطرناکی از تولید شکاف و تضعیف انسجامند. هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشم‌هایشان را به روی این حقیقت واضح می‌بندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و… را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.

    هر صدایی که جامعه را از تمرکز بر تهدیدهای واقعی منحرف کند و به سمت خصومت‌های داخلی سوق دهد، عملا به فرسایش وحدت ملی کمک می‌کند؛ حتی اگر خود را در پوشش خیرخواهی یا حساسیت اجتماعی عرضه کند.

    در برهه‌های حساس، بزرگ‌ترین خطا آن است که جامعه در دام سناریوهای تنش‌زا گرفتار شود و سرمایه اجتماعی خود را در میدان بدگمانی و تسویه‌حساب‌های درونی هدر دهد. امروز، بیش از همیشه، حفظ هوشیاری نسبت به پروژه‌های شکاف‌آفرین و دفاع از انسجام اجتماعی، یک مسوولیت ملی است.

  • قیمت برنج با تقویت تعاونی‌های کشاورزی قابل کنترل است/تعاونی‌ها جای واسطه‌ها را در بازار برنج بگیرند

    قیمت برنج با تقویت تعاونی‌های کشاورزی قابل کنترل است/تعاونی‌ها جای واسطه‌ها را در بازار برنج بگیرند

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، پیمان فلسفی، نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس، با اشاره به وضعیت بازار برنج و افزایش قیمت این محصول، گفت: برنج یکی از کالاهای اساسی و از محصولات مهم در سبد مصرف غذایی مردم است که بخشی از نیاز کشور از طریق تولید داخلی و بخشی نیز از محل واردات تأمین می‌شود.

    عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس افزود: برنج در حدود ۱۷ استان کشور کشت می‌شود، هرچند بخش عمده تولید برنج کشور در سه استان شمالی متمرکز است و در کنار آن، در برخی استان‌های دیگر نیز این محصول کشت می‌شود؛ بنابراین موضوع اصلاح الگوی کشت نیز باید در مورد برنج مورد توجه قرار گیرد.

    افزایش هزینه‌های تولید، قیمت تمام‌شده برنج را بالا برده است

    رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس ادامه داد: یکی از مسائل اساسی در تولید برنج، وجود ارقام بومی و محلی مانند هاشمی است که اگرچه عملکرد تولید آنها نسبت به ارقام پرمحصول پایین‌تر است، اما از نظر کیفیت، طعم، عطر و بو با ذائقه ایرانی سازگاری بالایی دارند و از این نظر منحصر به فرد هستند.

    فلسفی تصریح کرد: پایین‌تر بودن عملکرد ارقام محلی باعث می‌شود درآمد کشاورزانی که این نوع برنج را کشت می‌کنند تا حدودی کمتر باشد؛ از سوی دیگر، هزینه‌های تولید شامل کود، سم، سایر نهاده‌ها، مکانیزاسیون، ماشین‌آلات، آب و نیروی کار افزایش یافته و رشد تورم نیز بر قیمت تمام‌شده برنج اثر گذاشته است.

    وی افزود: در سال‌های گذشته، قیمت تمام‌شده برنج متناسب با قیمت سایر اقلام و هزینه‌های تولید کنترل می‌شد، اما پس از حذف ارز ترجیحی، قیمت برنج به‌عنوان یک کالای اساسی افزایش پیدا کرد؛ چراکه بخشی از نهاده‌ها، سموم و خدمات مورد نیاز تولید تحت تأثیر نرخ ارز ترجیحی قرار داشتند و تغییر این نرخ به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر قیمت تمام‌شده محصول اثر گذاشت.

    فلسفی گفت: برنج وارداتی نیز به دلیل حذف ارز ترجیحی با افزایش قیمت مواجه شد و افزایش قیمت برنج عمدتاً تحت تأثیر همین افزایش هزینه‌های تولید و تغییرات ارزی شکل گرفته است.

    این نماینده مردم در مجلس با بیان اینکه برای کنترل قیمت برنج باید از ظرفیت تشکل‌های تولیدی استفاده شود، اظهار کرد: دولت باید از ظرفیت تشکل‌ها، تعاونی‌های تولید و اتحادیه‌های متولی تولید برنج برای تأمین نهاده، بذر، خدمات و ماشین‌آلات با قیمت مناسب استفاده کنند تا این امکانات ارزان‌تر در اختیار کشاورزان قرار گیرد.

    وی ادامه داد: متأسفانه تشکل‌های تولیدی در حال حاضر نقش مورد انتظار خود را ایفا نمی‌کنند و در کنار تأمین نهاده‌ها، تأمین منابع مالی نیز باید از طریق بانک‌ها انجام شود تا امکان خرید محصول در زمان مناسب فراهم شود.

    واسطه‌ها برنج را ارزان از کشاورز می‌خرند و گران عرضه می‌کنند

    رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس با انتقاد از نحوه خرید محصول از کشاورزان گفت: در حال حاضر برخی کارتل‌ها و شرکت‌های بزرگ، که بعضاً در حوزه واردات نیز فعال هستند، برنج را پیش از برداشت و به‌صورت شلتوک با قیمت پایین از کشاورزان خریداری می‌کنند و محصول را با فاصله قیمتی قابل توجه به بازار عرضه می‌کنند.

    فلسفی افزود: به جای اینکه این فرآیند توسط تعاونی‌ها و تشکل‌هایی انجام شود که خود کشاورزان عضو آنها هستند، تاجران و واسطه‌های بزرگ وارد میدان می‌شوند و محصول را پیش‌خرید می‌کنند.

    وی تصریح کرد: اگر تعاونی‌ها و تشکل‌های کشاورزی بتوانند خرید محصول را انجام دهند، هم محصول زودتر خریداری می‌شود و هم امکان عرضه آن با قیمت مناسب‌تر فراهم خواهد شد؛ در نتیجه بخشی از واسطه‌گری از چرخه بازار حذف و قیمت برنج کنترل می‌شود.

    خرید تضمینی برنج باید با تأمین مالی بانک‌ها انجام شود

    این نماینده مردم در مجلس تأکید کرد: دولت باید برای خرید تضمینی برنج برنامه مشخصی داشته باشد، اما بهتر است اجرای این خرید مستقیماً توسط دولت انجام نشود، بلکه تشکل‌ها، اتحادیه‌ها و تعاونی‌های کشاورزی مسئولیت خرید را بر عهده بگیرند و منابع مالی مورد نیاز نیز از طریق بانک‌ها تأمین شود.

    فلسفی گفت: اگر خرید برنج در زمان مناسب و به میزان کافی توسط تشکل‌ها و اتحادیه‌ها انجام شود، می‌توان قیمت برنج را کنترل کرد و زمینه عرضه محصول با قیمت مناسب‌تر را فراهم آورد.

    وی همچنین بر ضرورت تثبیت نرخ ارز تأکید کرد و گفت: تا زمانی که قیمت ارز تثبیت نشود، افزایش هزینه‌های تولید و قیمت کالاها ادامه خواهد داشت