بلاگ

  • گلایه ربیعی از حمله تندروها به پزشکیان و عراقچی و قالیباف

    گلایه ربیعی از حمله تندروها به پزشکیان و عراقچی و قالیباف

    به گزارش سرویس سیاسی بازار کسب و کار، علی ربیعی در یادداشتی نوشت؛ هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشم‌هایشان را به روی این حقیقت واضح می‌بندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و… را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند

    از درون جنگی ظالمانه و نابرابر با قدرت‌های سلطه‌گر و خونریز که با از دست دادن‌های جبران‌ناپذیر و شهادت رهبری همراه بود، انرژی وحدت‌بخشی در میان ایرانیان پدید آمد که نوع مصرف آن برای آینده کشور مهم و سرنوشت‌ساز است. انحراف در جهت مصرف این انرژی عظیم، یکی از تهدیدات سرنوشت ملت‌ است. ملت‌ها پس از جنگ، سرنوشت متفاوتی را تجربه کرده‌اند. حاکمیت و دولت‌های هوشمند، توانستند سرنوشتی توام با توسعه و قدرت ملی را برای جامعه خود رقم بزنند. این روزها شاهد ایجاد انحرافاتی توسط گروهی – آگاهانه یا ناآگاهانه، اعتقادی یا غیراعتقادی- تحت تاثیر نمی‌دانم چه جریانی، که بعدها مشخص خواهد شد! در دستاوردهای بزرگ جنگ هستیم که نمونه‌های از آن را می‌توان در تلاش‌هایی برای تغییر جهت مبارزه و حمله به سمت داخل – مدیران ومسوولان درگیر در مقاومت- و تحریک افکار عمومی علیه آنها دید.هرچند در حافظه تاریخی ایرانیان، شواهد دیگری از این دست موارد ثبت است‌. از این جمله می‌توان به تئوری «دشمنِ غریب و بعید داعش اشاره کرد که تنها به مسلمان‌کشی منجر شد و در خلال آن حتی یک تیر هم به سوی دشمنان بیانی از سوی خودشان (از جمله اسراییل) شلیک نشد.» در نمونه‌ای دیگر تئوری سازمان مجاهدین خلق که «بهشتی، دشمن نزدیک و امریکا دشمن دور » منجر به شهادت و از دست رفتن یکی از خاص‌ترین اندیشمندان اسلامی یعنی دکتر بهشتی شد و در نهایت سرنوشت این گروه هم مجاورت در کنار صدام و امریکا شد.

    در طی چند دهه اخیر، همواره با حساسیت، تحولات و تغییرات ارزشی جامعه را به وسع خود رصد کرده‌ام.

    با آنکه ایران جامعه‌ای متکثر و متنوع با کوهانه‌های جمعیتی با ارزش‌هایشان است، معتقدم اکثریت عظیم و قابل توجه ایرانیان همواره با هر گرایشی، به شکلی منسجم در مقابل متجاوزین ایستاده‌اند. لذا در این میان، باید حرف همه آنهایی که به فراخوان‌های همسو با دشمن به خیابان نیامدند، به خصوص آنان که زیر بمب‌ها و موشک‌های دشمن در خیابان فریاد همبستگی سر می‌دادند (که ایران قدردان حضور امیدبخش‌شان است)، را شنید.

    اما اینک باید عمیقا نگرانِ تلاش‌هایی بود که می‌خواهند جهت افکار عمومی را از مسائل اصلی، تمرکز بر دفاع ملی و گرفتن حق جامعه از نظام سلطه منحرف کرده و به سمت منازعات و تقابل‌های داخلی سوق دهند.  به باور من، انتقال کانون تنش از مساله اصلی به درگیری‌های درونی، یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای فرسایش همبستگی اجتماعی است. این روند، اگر به‌موقع فهم و مهار نشود، می‌تواند اعتماد عمومی را تخریب کند،شکاف‌های پنهان را فعال سازد و جامعه را درگیر نوعی خودفرسایی جمعی کند؛ وضعیتی که در آن، انرژی اجتماعی به‌جای مقاومت و بازسازی، صرف بدبینی، حذف و تقابل می‌شود.

    از تخریب مدیرانی که چه در میدان، چه در معیشت و چه در دیپلماسی برای احقاق حق فعالند تا سنگ‌‌پرانی به این افراد و تحریک فضای داخلی را نباید رفتاری بی‌اهمیت یا صرفا هیجانی تلقی کرد. اینها نشانه‌های خطرناکی از تولید شکاف و تضعیف انسجامند. هنوز هم خاطره تلخ «مُهر پراکنی » به سوی شهید لاریجانی در اذهان زنده است. عجیب است که چشم‌هایشان را به روی این حقیقت واضح می‌بندند که دشمن چگونه «پزشکیان »، «قالیباف » و… را تا مرز شهادت پیش راندند و تنها لطف خدا بود که با گشوده شدن یک روزنه، از شهادت حتمی نجات یافتند ولی همچنان در معرض ترور و شهادت قرار دارند.

    هر صدایی که جامعه را از تمرکز بر تهدیدهای واقعی منحرف کند و به سمت خصومت‌های داخلی سوق دهد، عملا به فرسایش وحدت ملی کمک می‌کند؛ حتی اگر خود را در پوشش خیرخواهی یا حساسیت اجتماعی عرضه کند.

    در برهه‌های حساس، بزرگ‌ترین خطا آن است که جامعه در دام سناریوهای تنش‌زا گرفتار شود و سرمایه اجتماعی خود را در میدان بدگمانی و تسویه‌حساب‌های درونی هدر دهد. امروز، بیش از همیشه، حفظ هوشیاری نسبت به پروژه‌های شکاف‌آفرین و دفاع از انسجام اجتماعی، یک مسوولیت ملی است.

  • قیمت برنج با تقویت تعاونی‌های کشاورزی قابل کنترل است/تعاونی‌ها جای واسطه‌ها را در بازار برنج بگیرند

    قیمت برنج با تقویت تعاونی‌های کشاورزی قابل کنترل است/تعاونی‌ها جای واسطه‌ها را در بازار برنج بگیرند

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، پیمان فلسفی، نماینده مردم تهران و رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس، با اشاره به وضعیت بازار برنج و افزایش قیمت این محصول، گفت: برنج یکی از کالاهای اساسی و از محصولات مهم در سبد مصرف غذایی مردم است که بخشی از نیاز کشور از طریق تولید داخلی و بخشی نیز از محل واردات تأمین می‌شود.

    عضو کمیسیون کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست مجلس افزود: برنج در حدود ۱۷ استان کشور کشت می‌شود، هرچند بخش عمده تولید برنج کشور در سه استان شمالی متمرکز است و در کنار آن، در برخی استان‌های دیگر نیز این محصول کشت می‌شود؛ بنابراین موضوع اصلاح الگوی کشت نیز باید در مورد برنج مورد توجه قرار گیرد.

    افزایش هزینه‌های تولید، قیمت تمام‌شده برنج را بالا برده است

    رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس ادامه داد: یکی از مسائل اساسی در تولید برنج، وجود ارقام بومی و محلی مانند هاشمی است که اگرچه عملکرد تولید آنها نسبت به ارقام پرمحصول پایین‌تر است، اما از نظر کیفیت، طعم، عطر و بو با ذائقه ایرانی سازگاری بالایی دارند و از این نظر منحصر به فرد هستند.

    فلسفی تصریح کرد: پایین‌تر بودن عملکرد ارقام محلی باعث می‌شود درآمد کشاورزانی که این نوع برنج را کشت می‌کنند تا حدودی کمتر باشد؛ از سوی دیگر، هزینه‌های تولید شامل کود، سم، سایر نهاده‌ها، مکانیزاسیون، ماشین‌آلات، آب و نیروی کار افزایش یافته و رشد تورم نیز بر قیمت تمام‌شده برنج اثر گذاشته است.

    وی افزود: در سال‌های گذشته، قیمت تمام‌شده برنج متناسب با قیمت سایر اقلام و هزینه‌های تولید کنترل می‌شد، اما پس از حذف ارز ترجیحی، قیمت برنج به‌عنوان یک کالای اساسی افزایش پیدا کرد؛ چراکه بخشی از نهاده‌ها، سموم و خدمات مورد نیاز تولید تحت تأثیر نرخ ارز ترجیحی قرار داشتند و تغییر این نرخ به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر قیمت تمام‌شده محصول اثر گذاشت.

    فلسفی گفت: برنج وارداتی نیز به دلیل حذف ارز ترجیحی با افزایش قیمت مواجه شد و افزایش قیمت برنج عمدتاً تحت تأثیر همین افزایش هزینه‌های تولید و تغییرات ارزی شکل گرفته است.

    این نماینده مردم در مجلس با بیان اینکه برای کنترل قیمت برنج باید از ظرفیت تشکل‌های تولیدی استفاده شود، اظهار کرد: دولت باید از ظرفیت تشکل‌ها، تعاونی‌های تولید و اتحادیه‌های متولی تولید برنج برای تأمین نهاده، بذر، خدمات و ماشین‌آلات با قیمت مناسب استفاده کنند تا این امکانات ارزان‌تر در اختیار کشاورزان قرار گیرد.

    وی ادامه داد: متأسفانه تشکل‌های تولیدی در حال حاضر نقش مورد انتظار خود را ایفا نمی‌کنند و در کنار تأمین نهاده‌ها، تأمین منابع مالی نیز باید از طریق بانک‌ها انجام شود تا امکان خرید محصول در زمان مناسب فراهم شود.

    واسطه‌ها برنج را ارزان از کشاورز می‌خرند و گران عرضه می‌کنند

    رئیس فراکسیون کشاورزی پویا و امور عشایر مجلس با انتقاد از نحوه خرید محصول از کشاورزان گفت: در حال حاضر برخی کارتل‌ها و شرکت‌های بزرگ، که بعضاً در حوزه واردات نیز فعال هستند، برنج را پیش از برداشت و به‌صورت شلتوک با قیمت پایین از کشاورزان خریداری می‌کنند و محصول را با فاصله قیمتی قابل توجه به بازار عرضه می‌کنند.

    فلسفی افزود: به جای اینکه این فرآیند توسط تعاونی‌ها و تشکل‌هایی انجام شود که خود کشاورزان عضو آنها هستند، تاجران و واسطه‌های بزرگ وارد میدان می‌شوند و محصول را پیش‌خرید می‌کنند.

    وی تصریح کرد: اگر تعاونی‌ها و تشکل‌های کشاورزی بتوانند خرید محصول را انجام دهند، هم محصول زودتر خریداری می‌شود و هم امکان عرضه آن با قیمت مناسب‌تر فراهم خواهد شد؛ در نتیجه بخشی از واسطه‌گری از چرخه بازار حذف و قیمت برنج کنترل می‌شود.

    خرید تضمینی برنج باید با تأمین مالی بانک‌ها انجام شود

    این نماینده مردم در مجلس تأکید کرد: دولت باید برای خرید تضمینی برنج برنامه مشخصی داشته باشد، اما بهتر است اجرای این خرید مستقیماً توسط دولت انجام نشود، بلکه تشکل‌ها، اتحادیه‌ها و تعاونی‌های کشاورزی مسئولیت خرید را بر عهده بگیرند و منابع مالی مورد نیاز نیز از طریق بانک‌ها تأمین شود.

    فلسفی گفت: اگر خرید برنج در زمان مناسب و به میزان کافی توسط تشکل‌ها و اتحادیه‌ها انجام شود، می‌توان قیمت برنج را کنترل کرد و زمینه عرضه محصول با قیمت مناسب‌تر را فراهم آورد.

    وی همچنین بر ضرورت تثبیت نرخ ارز تأکید کرد و گفت: تا زمانی که قیمت ارز تثبیت نشود، افزایش هزینه‌های تولید و قیمت کالاها ادامه خواهد داشت

  • چرا قربانیان «خشونت خانگی» سکوت می‌کنند؟

    چرا قربانیان «خشونت خانگی» سکوت می‌کنند؟

    به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، امیرمحمد واشقانی فراهانی با بیان اینکه خشونت خانگی یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال پنهان‌ترین انواع خشونت در جامعه است، اظهار کرد: این نوع خشونت معمولاً در محیط خصوصی و پشت درهای بسته رخ می‌دهد و به دلایلی مانند ترس، وابستگی اقتصادی، فشارهای خانوادگی و فرهنگی و نگرانی از پیامدهای گزارش جرم، بسیاری از موارد آن هرگز گزارش نمی‌شود.

    وی افزود: خشونت خانگی می‌تواند در قالب خشونت فیزیکی، روانی، اقتصادی و کلامی بروز کند و آثار آن تنها متوجه قربانی نیست، بلکه کودکان، سایر اعضای خانواده و حتی ساختار اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

    مداخله فوری پلیس برای حفظ جان قربانی

    این جرم‌شناس درباره اهمیت مداخله پلیس در موارد خشونت خانگی گفت: در مواردی که جرم مشهود باشد، پلیس وظیفه دارد برای حفظ امنیت و جلوگیری از ادامه جرم مداخله کند. این مداخله در وهله نخست با هدف حفاظت از جان و سلامت قربانی و کنترل وضعیت انجام می‌شود.

    واشقانی فراهانی ادامه داد: توقف خشونت، جلوگیری از تشدید درگیری، حفظ صحنه و آثار جرم و ثبت اظهارات اولیه قربانی و شاهدان از جمله اقدامات مهم در این مرحله است. حضور به‌موقع پلیس می‌تواند از ادامه خشونت و در موارد شدیدتر از تبدیل یک درگیری خانوادگی به آسیب‌های جبران‌ناپذیر جلوگیری کند.

    وی با اشاره به ارتباط میان خشونت‌های مستمر خانوادگی و برخی جرایم شدیدتر اظهار کرد: در برخی پرونده‌های قتل خانوادگی، پیش از وقوع قتل سابقه‌ای از خشونت، تهدید یا درگیری وجود داشته است. به همین دلیل نباید خشونت خانگی را صرفاً یک اختلاف خانوادگی تلقی کرد؛ بلکه در مواردی که امنیت و سلامت افراد در معرض خطر قرار دارد، موضوع باید جدی گرفته شود.

    مستندسازی؛ یکی از مهم‌ترین وظایف پلیس

    این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت ثبت دقیق آثار و ادله خشونت گفت: یکی از مشکلات پرونده‌های خشونت خانگی این است که قربانی ممکن است در مراحل بعدی تحت فشار قرار گرفته یا به دلیل ترس و وابستگی، از پیگیری موضوع منصرف شود. بنابراین مستندسازی اولیه اهمیت زیادی دارد.

    وی افزود: ثبت اظهارات قربانی و شاهدان، مستندسازی آثار آسیب، ثبت وضعیت محل، توجه به آثار تخریب یا درگیری و ارجاع قربانی به پزشکی قانونی در صورت ضرورت، می‌تواند به حفظ مسیر رسیدگی کمک کند.

    واشقانی فراهانی ادامه داد: در کنار ادله فیزیکی، پیام‌های تهدیدآمیز، تماس‌ها، پیامک‌ها و سایر ادله دیجیتال نیز در صورت وجود و با رعایت ضوابط قانونی می‌توانند در روشن شدن ابعاد پرونده مؤثر باشند.

    پلیس؛ نخستین حلقه حمایتی قربانی

    این جرم‌شناس با اشاره به وضعیت روحی قربانیان خشونت خانگی اظهار کرد: قربانی ممکن است در لحظه مراجعه به پلیس با ترس، اضطراب، شرم یا سردرگمی مواجه باشد و نحوه برخورد مأمور می‌تواند تأثیر زیادی بر تصمیم او برای ادامه پیگیری داشته باشد.

    وی گفت: پلیس باید ضمن تأمین امنیت، قربانی را در صورت نیاز به مراکز حمایتی، پزشکی قانونی یا اورژانس اجتماعی هدایت کند و اطلاعات لازم درباره مسیر قانونی پیگیری را در اختیار او قرار دهد.

    واشقانی فراهانی افزود: در مواردی که خطر ادامه خشونت وجود دارد، هماهنگی با مقام قضایی برای اتخاذ تصمیمات قانونی لازم نیز اهمیت دارد. هدف اصلی باید جلوگیری از تکرار خشونت و ایجاد امنیت برای قربانی باشد.

    ضرورت آموزش تخصصی مأموران

    وی با اشاره به تجربه برخی کشورها در ایجاد واحدهای تخصصی برای مقابله با خشونت خانگی اظهار کرد: رسیدگی به خشونت خانگی نیازمند آموزش تخصصی است. مأموری که با چنین پرونده‌ای مواجه می‌شود باید بداند چگونه با قربانی گفت‌وگو کند، چگونه اطلاعات را دریافت کند و چگونه بدون تشدید تنش، وضعیت را مدیریت کند.

    این استاد دانشگاه ادامه داد: توسعه آموزش‌های تخصصی برای مأموران و تقویت همکاری میان پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی و نهادهای حمایتی می‌تواند به افزایش اثربخشی مداخلات در این حوزه کمک کند.

    کنترل فرد خشونت‌ورز باید متناسب با خطر باشد

    واشقانی فراهانی درباره نحوه برخورد پلیس با فرد خشونت‌ورز گفت: در مواردی که جرم مشهود است و شرایط قانونی فراهم باشد، پلیس می‌تواند مطابق قانون اقدامات لازم را انجام دهد. تشخیص نحوه برخورد نیز باید متناسب با میزان خطر، شرایط صحنه و دستورات مقام قضایی باشد.

    وی افزود: در شرایطی مانند وجود تهدید جدی علیه قربانی، احتمال ادامه خشونت، وجود سلاح یا سابقه رفتارهای خشونت‌آمیز، مدیریت سریع وضعیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هدف از مداخله پلیس، پیش از هر چیز، کنترل خطر و تأمین امنیت افراد است.

    پیشگیری فقط با برخورد قضایی ممکن نیست

    این جرم‌شناس با تأکید بر اینکه مقابله با خشونت خانگی تنها از مسیر برخورد قضایی امکان‌پذیر نیست، گفت: پیشگیری از این پدیده نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات اجتماعی، فرهنگی و آموزشی است.

    وی ادامه داد: آموزش خانواده‌ها، افزایش آگاهی درباره مصادیق خشونت، اطلاع‌رسانی درباره راه‌های گزارش جرم، همکاری با اورژانس اجتماعی و مراکز حمایتی و شناسایی موقعیت‌های پرخطر می‌تواند در پیشگیری از تکرار خشونت مؤثر باشد.

    واشقانی فراهانی افزود: همچنین باید توجه داشت که برخی تهدیدها و اختلافات ممکن است ابتدا در فضای مجازی شکل بگیرند و سپس به خشونت در فضای واقعی منجر شوند؛ بنابراین توجه به تهدیدهای مجازی نیز بخشی از فرآیند پیشگیری است.

    رسانه‌ها؛ از آموزش تا حفظ حریم قربانی

    این استاد دانشگاه درباره نقش رسانه‌ها در مقابله با خشونت خانگی اظهار کرد: رسانه‌ها می‌توانند در افزایش آگاهی عمومی درباره این پدیده نقش مهمی داشته باشند. بسیاری از افراد ممکن است ندانند برخی رفتارها مصداق خشونت است یا ندانند برای دریافت حمایت و پیگیری قانونی باید به کجا مراجعه کنند.

    وی افزود: رسانه باید ضمن آموزش عمومی درباره پیامدهای خشونت و راه‌های گزارش آن، حریم خصوصی قربانیان را نیز رعایت کند. انتشار هویت یا تصاویر قربانی، بازنشر جزئیات آزاردهنده و پرداختن هیجانی به پرونده‌ها ممکن است آسیب‌های جدیدی ایجاد کند.

    واشقانی فراهانی تأکید کرد: رسانه‌ها باید به جای تمرکز صرف بر جنبه‌های خشونت‌آمیز یک پرونده، درباره علل وقوع، راه‌های پیشگیری، حقوق قربانیان و نقش نهادهای مسئول اطلاع‌رسانی کنند.

    چرا قربانیان خشونت خانگی سکوت می‌کنند؟

    این جرم‌شناس یکی از مهم‌ترین چالش‌های مقابله با خشونت خانگی را سکوت قربانیان دانست و گفت: ترس از فرد خشونت‌ورز، وابستگی مالی، نگرانی درباره فرزندان، فشار خانواده و نگاه اجتماعی از جمله عواملی است که می‌تواند مانع گزارش خشونت شود.

    وی ادامه داد: همین مسئله نشان می‌دهد که برخورد با خشونت خانگی نباید صرفاً به لحظه وقوع جرم محدود شود. قربانی باید احساس کند پس از گزارش خشونت نیز از حمایت برخوردار است و قرار نیست به دلیل گزارش خود با تهدید یا فشار بیشتری مواجه شود.

    واشقانی فراهانی افزود: تکرارشونده بودن خشونت نیز موضوع مهمی است. در بسیاری از موارد، یک حادثه خشونت‌آمیز منفرد نیست و در صورت نبود مداخله مؤثر ممکن است دوباره تکرار شود و شدت بیشتری پیدا کند.

    ضرورت همکاری پلیس، دستگاه قضایی و نهادهای حمایتی

    وی در پایان گفت: مقابله مؤثر با خشونت خانگی نیازمند همکاری میان پلیس، دستگاه قضایی، پزشکی قانونی، اورژانس اجتماعی، مراکز حمایتی و رسانه‌هاست. پلیس در خط مقدم مواجهه با این پدیده قرار دارد، اما به تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد آن را مدیریت کند.

    این استاد دانشگاه تأکید کرد: آموزش تخصصی مأموران، تقویت واحدهای تخصصی، مستندسازی دقیق، مداخله سریع در شرایط پرخطر، حمایت از قربانی و افزایش آگاهی عمومی می‌تواند به کاهش خشونت خانگی کمک کند. مهم‌تر از همه این است که خشونت خانگی به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی و کیفری دیده شود، نه صرفاً یک اختلاف خصوصی خانوادگی.

  • دانش‌آموزانِ غایب

    دانش‌آموزانِ غایب

    بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: براساس داده‌های رسمی، شمار بازماندگان از تحصیل در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ حدود ۹۹۲ هزار نفر اعلام شده است؛ حدود ۱۹۲ هزار نفر در دوره ابتدایی، ۲۱۴ هزار نفر در متوسطه اول و ۵۸۶ هزار نفر در متوسطه دوم. این عدد به‌تنهایی بسیار نگران‌کننده است. اما پرسش مهم‌تری وجود دارد: آیا این عدد تمام کودکانی را که در ایران از حق آموزش محروم مانده‌اند، دربرمی‌گیرد؟ به نظر می‌رسد پاسخ منفی باشد.

    برای فهم بهتر این مسئله می‌توان بازماندگی از تحصیل را در یک تقسیم‌بندی، به دو گروه «بازماندگی آشکار» و «بازماندگی پنهان» تقسیم کرد.

    کودکانی که در آمار دیده می‌شوند

    بازماندگی آشکار همان چیزی است که معمولاً در آمارهای رسمی با عنوان «بازمانده از تحصیل» می‌بینیم. در این وضعیت، کودک در سن تحصیل قرار دارد، اما در مدارس رسمی ثبت‌نام نشده است.

    یکی از مبناهای اصلی شناسایی این گروه، تطبیق اطلاعات جمعیتی و هویتی با اطلاعات ثبت‌نام دانش‌آموزان است. به زبان ساده، نظام آماری تلاش می‌کند مشخص کند از میان کودکانی که براساس اطلاعات موجود در سن تحصیل قرار دارند، چه تعداد در نظام آموزشی ثبت‌نام شده‌اند.

    این روش برای شناسایی بازماندگی آشکار ضروری است؛ اما یک محدودیت مهم دارد: این نظام ابتدا باید کودک را بشناسد تا بتواند غیبت او از مدرسه را تشخیص دهد. کودکی که در هیچ پایگاه اطلاعاتی وجود ندارد، بسیار دشوارتر شناسایی می‌شود.

    «قانون حمایت از اطفال و نوجوانان» مصوب ۱۳۹۹ نیز بازماندن کودک از تحصیل را به‌عنوان یکی از وضعیت‌های مخاطره‌آمیز شناسایی کرده و برای دستگاه‌های مختلف، تکالیفی در زمینه شناسایی، ثبت‌نام و حمایت از کودکان پیش‌بینی کرده است. بنابراین، بازماندگی آشکار، اگرچه مسئله‌ای بزرگ و جدی است، اما دست‌کم در بسیاری از موارد امکان شناسایی آماری دارد. مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که کودک در نظام آماری دیده نمی‌شود.
    کودکانی که در آمار نیستند

    گروه‌هایی از کودکان وجود دارند که ممکن است در آمار رسمی بازماندگان از تحصیل ظاهر نشوند، اما در عمل از حق آموزش محروم باشند. می‌توان این وضعیت را «بازماندگی پنهان از تحصیل» نامید.

    البته این اصطلاح یک طبقه‌بندی رسمی در نظام آماری کشور نیست؛ بلکه چارچوبی برای دیدن بخش‌هایی از مسئله است که در شمارش معمول بازماندگان از تحصیل کمتر دیده می‌شوند. این گروه دست‌کم شامل دو دسته مهم است: دسته نخست، کودکان بدون مدارک هویتی و دسته دوم، کودکانی که ثبت‌نام شده‌اند، اما سر کلاس نمی‌روند.

    کودکانی که مدارک هویتی ندارند

    یکی از مهم‌ترین گروه‌های در معرض بازماندگی پنهان، کودکانی هستند که شناسنامه، کد ملی یا سایر مدارک هویتی و اقامتی لازم برای ورود به چرخه رسمی خدمات عمومی، ازجمله آموزش، را ندارند. این گروه خود دو زیرمجموعه دارد: کودکانی که ایرانی‌اند، اما به‌دلایل مختلف اسناد هویتی ندارند و کودکانی که از خانواده‌های مهاجر و اتباع خارجی هستند و مدارک هویتی یا اقامتی لازم را در اختیار ندارند. مشکل بنیادین برای هر دو زیرمجموعه یکسان است.

    مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود. اگر نظام شناسایی کودک بر اطلاعات هویتی و ثبتی استوار باشد، کودکی که سند هویتی یا اقامتی ندارد، ممکن است پیش از آنکه به‌عنوان بازمانده از تحصیل شناسایی شود، اساساً از دایره شناسایی خارج باشد. در نتیجه، ممکن است در محله‌ای تعداد قابل‌توجهی کودک در سن تحصیل زندگی کنند، اما هیچ‌گاه در جدول رسمی کودکان بازمانده از تحصیل دیده نشوند. این مسئله به‌خصوص در مناطق حاشیه‌ای شهرها، سکونتگاه‌های غیررسمی، مناطق مرزی و مناطقی که جمعیت مهاجر بیشتری دارند، اهمیت پیدا می‌کند.

    قانون حمایت از اطفال و نوجوانان دقیقاً به همین مسئله توجه کرده است. بند «الف» ماده ۶ این قانون، «سازمان بهزیستی کشور» را مکلف کرده است با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط، اطفال و نوجوانان فاقد اسناد سجلی یا هویتی، اعم از ایرانی و غیرایرانی، را شناسایی و حسب مورد، به نهادهای حمایتی، آموزشی، درمانی یا قضایی معرفی کند. این موضوع نشان می‌دهد که قانون‌گذار نیز پذیرفته است کودک فاقد سند هویتی، فارغ از تابعیتش، می‌تواند از دایره شناسایی و حمایت خارج بماند.

    در سطح کلان سیاست‌گذاری نیز براساس دستور صادرشده در سال ۱۳۹۴، مبنی‌بر ثبت‌نام همه کودکان غیرایرانی مقیم ایران، اعم از دارای مدرک اقامتی معتبر و فاقد آن، و صدور «برگه حمایت تحصیلی» برای کودکان بدون مدرک از سال ۱۳۹۵، تلاش شده است این شکاف برای کودکان مهاجر پر شود.

    بااین‌حال، فاصله میان سیاست ابلاغی و اجرای کامل آن در سطح محلی، همچنان یکی از دلایل اصلی باقی‌ماندن بخشی از این کودکان در بازماندگی پنهان است.

    البته این مسئله به‌معنای آن نیست که تمام کودکان فاقد مدارک قطعاً در آمار رسمی غایب هستند؛ بلکه نکته اصلی این است که اتکا به داده‌های ثبتی، ذاتاً امکان از قلم افتادن کودکانی را افزایش می‌دهد که هنوز به‌طور کامل وارد چرخه ثبت رسمی نشده‌اند؛ چه ایرانی و چه مهاجر. به همین دلیل، شناسایی میدانی از سوی مدارس، سازمان‌های مردم‌نهاد، مددکاران اجتماعی، شوراهای محلی و سایر نهادهای اجتماعی می‌تواند مکمل مهمی برای آمارهای ثبتی باشد. در نتیجه، نمی‌توان صرفاً براساس تعداد کودکانی که کد ملی یا مدرک اقامتی آن‌ها در سامانه‌های رسمی وجود دارد، درباره ابعاد واقعی مسئله بازماندگی از تحصیل قضاوت کرد.

    کودکانی که سر کلاس نمی‌روند

    اما شاید مهم‌ترین بخش بازماندگی پنهان، گروهی باشد که کمتر درباره آن صحبت می‌شود: کودکانی که در مدرسه ثبت‌نام شده‌اند، اما در عمل و به‌طور واقعی، سر کلاس نمی‌روند.

    این کودک در آمار «وزارت آموزش و پرورش» وجود دارد. پرونده دارد. نامش در دفتر کلاس ثبت شده است و در آمار پوشش تحصیلی نیز دانش‌آموز محسوب می‌شود. اما در واقعیت، این کودک در کلاس درس حضور ندارد.

    فرض کنیم کودکی به‌دلیل مشکلات یادگیری، افت شدید تحصیلی، مشکلات رفتاری یا هر دلیل دیگری نمی‌تواند با سطح آموزشی کلاس همراه شود. در چنین شرایطی، اگر مدرسه نتواند حمایت آموزشی و تخصصی لازم را برای او فراهم کند، ممکن است کودک و خانواده به‌تدریج از ادامه حضور در مدرسه ناامید شوند.

    یک مصداق واقعی از همین وضعیت، مربوط به کودکی است که با مشکل یادگیری مواجه بود. خانواده او نیز با مشکلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و امکان پیگیری مستقل و مستمر مسئله را نداشت. در این شرایط، به گفته خانواده، مشاور مدرسه به آن‌ها پیشنهاد کرد که دیگر کودک را به مدرسه نفرستند و بهتر است به‌جای ادامه تحصیل، به سر کار برود.

    این روایت، اگرچه یک مورد مشخص است و نمی‌توان آن را به همه مدارس یا مشاوران تعمیم داد، اما پرسشی جدی پیش روی ما می‌گذارد: وقتی مدرسه نمی‌تواند مسئله یادگیری یک کودک را حل کند، چه مسیری پیش روی او قرار می‌دهد؟

    اگر نتیجه، کنار گذاشتن تدریجی کودک از مدرسه و ورود او به بازار کار باشد، ممکن است در آمار رسمی حتی ترک‌تحصیل‌کرده هم محسوب نشود؛ چراکه ممکن است ثبت‌نام او همچنان برقرار باشد. اما واقعیت روشن است: کودکی که دیگر به کلاس نمی‌رود و به‌جای آن مشغول کار می‌شود، عملاً از آموزش خارج شده است.

    در اینجا تفاوت میان «دانش‌آموز بودن روی کاغذ» و «دانش‌آموز بودن در واقعیت» آشکار می‌شود.

    نتیجه عملی این وضعیت، دقیقاً همان چیزی است که برای یک کودک ترک‌تحصیل‌کرده یا هرگز ثبت‌نام‌نشده رخ می‌دهد: کودک از آموزش محروم است. تنها تفاوت، در وضعیت اداری و ثبتی اوست.

    در واقع، ازآنجاکه او در سامانه‌ها دانش‌آموز به حساب می‌آید، برخلاف یک کودک بازمانده آشکار، هرگز در آمار رسمی بازماندگان از تحصیل ظاهر نمی‌شود.
    ثبت‌نام با حضور در کلاس اشتباه گرفته می‌شود

    نظام آموزشی معمولاً برای سنجش پوشش تحصیلی، ناگزیر به استفاده از شاخص‌هایی مانند ثبت‌نام و ترک تحصیل رسمی است. اما همین شاخص‌ها یک وضعیت بینابینی را نادیده می‌گیرند: کودکی که نه ثبت‌نامش لغو شده و نه رسماً ترک تحصیل کرده، اما ماه‌هاست سر کلاس نرفته است.

    این وضعیت می‌تواند از مسیرهای مختلفی آغاز شود. ممکن است کودک به‌دلیل عقب‌ماندگی تحصیلی شدید، هر روز احساس شکست کند و رفته‌رفته غیبت‌هایش بیشتر شود. ممکن است به‌دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به کار شود و دیگر وقتی برای حضور در کلاس نداشته باشد. اما یک مسیر مهم دیگر نیز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود: وقتی خود مدرسه به‌جای ارائه آموزش جبرانی یا حمایت ویژه، کودکی با مشکلات یادگیری را از حضور در کلاس منصرف می‌کند، بدون آنکه ثبت‌نام او را لغو کند.

    در این حالت، ترک تحصیل رسمی هرگز ثبت نمی‌شود؛ چون کودک همچنان روی کاغذ دانش‌آموز است. اما در عمل، او دقیقاً همان جایی ایستاده است که یک کودک بازمانده آشکار ایستاده، با این تفاوت که آمار رسمی او را نمی‌بیند. قانون حمایت از اطفال و نوجوانان نیز صرفاً بر ثبت‌نام تمرکز نکرده است؛ این قانون و آیین‌نامه اجرایی آن بر شناسایی کودکان در معرض خطر، حمایت، مشاوره و مداخلات لازم برای جلوگیری از آسیب و خروج آنان از چرخه آموزش تأکید دارند.

    بنابراین، مسئله فقط این نیست که نام کودک امروز در فهرست مدرسه هست یا نیست. باید پرسید: آیا این کودک واقعاً سر کلاس می‌رود؟

    چرا این گروه‌ها کمتر دیده می‌شوند؟

    دسته نخست، یعنی کودکان فاقد مدارک هویتی یا اقامتی، معمولاً بیشتر موردتوجه سازمان‌های مردم‌نهاد و فعالان حوزه آموزش قرار می‌گیرد. فعالان اجتماعی می‌توانند با مراجعه به محله‌ها، مناطق حاشیه‌ای، کارگاه‌ها، محل‌های کار کودکان و سکونتگاه‌های کم‌برخوردار، کودکانی را شناسایی کنند که در مدرسه حضور ندارند.

    اما دسته دوم دشوارتر دیده می‌شود؛ زیرا این کودک روی کاغذ دانش‌آموز است. نامش در مدرسه ثبت شده و در آمار وجود دارد. به همین دلیل، تا وقتی ثبت‌نامش رسماً لغو نشود، در هیچ آماری به‌عنوان بازمانده از تحصیل ظاهر نمی‌شود؛ حتی اگر ماه‌ها یا حتی یک سال تحصیلی کامل، پایش به کلاس نرسیده باشد.

    این وضعیت معمولاً از یک نقطه مشخص آغاز می‌شود: افت شدید یادگیری، غیبت‌های پراکنده و در نهایت، ترغیب مستقیم یا غیرمستقیم از سوی مدرسه به نیامدن. اگر این نقطه آغاز را زودتر ببینیم، یعنی همان لحظه‌ای که کودک ثبت‌نام‌شده در عمل از رفتن به کلاس بازداشته می‌شود، شاید بتوانیم پیش از آنکه این وضعیت به بازماندگی کامل و پایدار تبدیل شود، مداخله کنیم.
    آمار رسمی مهم است؛ اما کافی نیست

    در سال‌های اخیر، آمار رسمی بازماندگی از تحصیل در ایران نگرانی جدی ایجاد کرده است. «مرکز آمار ایران» برای سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ حدود ۹۲۹ هزار و ۷۹۸ بازمانده از تحصیل را گزارش کرده بود. در داده‌های مربوط به سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ نیز رقمی نزدیک به یک میلیون نفر گزارش شده است.
    آمار جامع و رسمی سال‌های تحصیلی اخیرتر، یعنی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ و پس از آن، هنوز به‌صورت یک رقم واحد و کشوری از سوی مرکز آمار ایران منتشر نشده است؛ آنچه در دسترس است، داده‌های بخشی و پراکنده مقام‌های وزارت آموزش و پرورش است. برای نمونه، تنها برای دوره ابتدایی، رقم‌های متفاوتی از حدود ۱۴۸ تا ۲۱۶ هزار بازمانده از تحصیل در گزارش‌های مختلف ذکر شده است. نبود یک گزارش جامع و به‌روز که همه مقاطع را با یک روش‌شناسی واحد بسنجد، خود یکی از مصداق‌های همان تشتت آماری است که در ابتدای این نوشته به آن اشاره شد.

    این اعداد نشان می‌دهند که بازماندگی از تحصیل، مسئله‌ای حاشیه‌ای یا محدود به گروه کوچکی از کودکان نیست. اما همین آمار باید ما را به یک پرسش مهم‌تر برساند: اگر تقریباً یک میلیون کودک در آمار رسمی دیده می‌شوند، چند کودک اصلاً امکان دیده‌شدن در این آمار را ندارند؟ و مهم‌تر، چند کودک در آمار دانش‌آموزان هستند، اما در واقعیت از یادگیری بازمانده‌اند؟

    پاسخ دقیق به این دو سؤال، نیازمند توسعه نظام‌های شناسایی و پایش است؛ نظام‌هایی که فقط آمار ثبت‌نام را اندازه‌گیری نکنند، بلکه وضعیت حضور، یادگیری، پیشرفت تحصیلی، ترک تحصیل و عوامل خطر را نیز دنبال کنند.

    کودکان در معرض بازماندگی از تحصیل

    شاید لازم باشد نگاه خود را تغییر دهیم. به‌جای اینکه فقط کودکی را که مدرسه را ترک کرده است، بازمانده از تحصیل بدانیم، باید کودکانی را که در معرض ترک تحصیل قرار دارند نیز شناسایی کنیم:

    کودکی که افت تحصیلی شدید دارد، کودکی که مرتب غیبت می‌کند، کودکی که مجبور به کار است، کودکی که از فقر رنج می‌برد، کودکی که مشکلات خانوادگی جدی دارد، کودکی که زبان آموزشی مدرسه برای او مانع یادگیری است، کودکی که نیازمند آموزش جبرانی است و کودکی که به‌دلیل مشکلات اجتماعی یا رفتاری، به‌تدریج از مدرسه فاصله می‌گیرد.

    این کودکان هنوز بازمانده از تحصیل نیستند؛ اما اگر مداخله‌ای صورت نگیرد، ممکن است فردای آن‌ها دقیقاً همان جایی باشد که امروز آمار بازماندگان از تحصیل قرار دارد.

    آنچه باید اندازه‌گیری شود

    اصل ۳۰ «قانون اساسی» دولت را مکلف به فراهم‌کردن وسایل آموزش‌وپرورش رایگان برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه کرده است. اما تحقق این حق را نمی‌توان فقط با بازکردن درِ مدرسه سنجید. عدالت آموزشی به‌معنای حضور واقعی در کلاس برای همه است.
    اگر قرار است سیاست‌گذاری برای کاهش بازماندگی از تحصیل مؤثر باشد، لازم است نظام شناسایی کودکان دست‌کم این سطوح را از یکدیگر تفکیک کند:

    ۱. کودکانی که هرگز وارد مدرسه نشده‌اند؛
    ۲. کودکانی که وارد مدرسه شده‌اند، اما ترک تحصیل کرده‌اند؛
    ۳. کودکانی که به‌دلیل نداشتن اسناد هویتی یا مشکلات ثبت اطلاعات، در نظام رسمی شناسایی نشده‌اند؛
    ۴. کودکانی که در مدرسه ثبت‌نام شده‌اند، اما در معرض ترک تحصیل قرار دارند؛
    ۵. کودکانی که ثبت‌نام شده‌اند، اما در عمل، با ترغیب یا سکوت مدرسه یا به هر دلیل دیگری، سر کلاس نمی‌روند.

    در چنین صورتی است که می‌توان تصویری واقعی‌تر از وضعیت آموزش کودکان در کشور به دست آورد. کودک یک عدد در جدول ثبت‌نام نیست. پشت هر عدد، یک زندگی وجود دارد. وقتی درباره حدود یک میلیون کودک بازمانده از تحصیل صحبت می‌کنیم، باید ببینیم این کودکان چه کسانی هستند، چند نفرند، کجا زندگی می‌کنند و چرا به مدرسه نمی‌روند.

  • نوغانداری؛ فرصتی سرمایه‌گذاری و اشتغال برای زنان روستایی گلستان

    نوغانداری؛ فرصتی سرمایه‌گذاری و اشتغال برای زنان روستایی گلستان

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: گلستان با دارا بودن بیش از هزار هکتار توتستان طبیعی و مصنوعی، یکی از بزرگ‌ترین ذخیره‌گاه‌های برگ توت به عنوان غذای اصلی کرم ابریشم در ایران محسوب می‌شود و آب‌وهوای مرطوب و معتدل این منطقه، شرایطی ایده‌آل برای پرورش کرم ابریشم فراهم کرده است.

    به گفته کارشناسان، گلستان در حال حاضر رتبه سوم تولید پیله تر ابریشم در کشور را به خود اختصاص داده و تنها در سال گذشته، بیش از ۳۰۰ تن پیله تر تولید کرده است.

    دوره پرورش کرم ابریشم حدود ۴۵ روز است و هر جعبه تخم نوغان می‌تواند در یک دوره برای سه نفر یا یک خانوار اشتغال موردی و فصلی ایجاد کند.

    در گذشته صنعت نوغانداری در شرق گلستان بازار پررونقی داشت و کم کم این فرصت شغلی درآمد زا علاوه بر مینودشت به عنوان قطب این صنعت در رامیان، کلاله، آزادشهر، گالیکش، مراوه‌تپه و گنبدکاووس نیز گسترش یافت.

    فعالیت در نوغانداری به گونه‌ای است که زنان روستایی در کنار همسران و فرزندان خود می‌توانند در بخش‌هایی مانند نگهداری و تغذیه کرم ابریشم و تولید پیله تر ابریشم نقش موثری داشته و از این مسیر به درآمد خانوار کمک کنند که با آشکارشدن ظرفیت‌های اقتصادی نوغانداری، روستاییان این مناطق به سمت کسب دانش این رشته و کسب تجربه برای پرورش کرم ابریشم رفتند.

    یکی از جدی‌ترین مشکلات فعالان نوغانداری گلستان، فروش خام پیله تر تولیدشده به خریدارانی از استان‌‍‌های دیگر است که به دلیل نبود فرصت صنایع تبدیلی، پیله‌ها با کمترین بهره‌وری به مناطق دیگر کشور رفته و پس از تبدیل به نخ ابریشم بار دیگر با قیمتی چند برابری در اخیار فعالان صنایع دستی استان قرار می‌گیرد.

    حمایت از صنعت نوغانداری استان گلستان در حوزه‌های ارایه تسهیلات به پرورش دهندگان، توسعه نهالستان، ایجاد زنجیره ارزش از جمله ایجاد واحدهای فرآوری، نخ‌ریسی، بافندگی به سرمایه‌گذاری نیاز تا علاوه بر جلوگیری از خام‌فروشی، زمینه اشتغال مستقیم و غیرمستقیم جوانان و زنان روستایی را فراهم کند و زنجیره تولید تا مصرف را در داخل استان تکمیل سازد.

    یک کارآفرین صنعت نوغانداری گلستان گفت: در این استان شمالی، مینودشت، رامیان، کلاله، آزادشهر، گالیکش، مراوه تپه و گنبدکاووس دارای بهره‌بردار فعال در زمینه پرورش پیله تر ابریشم هستند

    پژمان اکرامیان افزود: امسال پرداخت تسهیلات بانکی به هزار و ۲۰۰ پرورش‌‎دهنده پیله‌تر ابریشم در این استان شمالی در نظر گرفته شده وسقف تسهیلات بانکی به هر نوغاندار ۲ میلیارد ریال است ، گفت: این تسهیلات پرداختی در حوزه های بهسازی مکان نگهداری پیله‌ها مصرف خواهد شد.

    معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی گلستان نیز با اشاره به ظرفیت این استان در حوزه نوغانداری، گفت: گلستان از استان‌های مهم کشور در تولید پیله تر ابریشم است و امسال حدود چهار هزار و ۲۰۰ جعبه تخم نوغان در استان توزیع شده که بین ۱۶۰ تا ۱۶۵ تن پیله تر تولید شد.

    رضا نظری افزود: با این مقدار تولید پیله تر ابریشم، نوغانداران استان توانستند رتبه سوم کشوری را از آن خود کنند.

    وی مهم‌ترین مشکل صنعت نوغانداری گلستان را نبود صنایع تبدیلی و خام‌فروشی محصولات عنوان کرد و گفت:بخش قابل توجهی از تولیدات استان برای فرآوری به استان‌های اصفهان، یزد و خراسان ارسال می‌شود در حالی که ایجاد واحدهای فرآوری می‌تواند ارزش افزوده و اشتغال بیشتری برای گلستان به همراه داشته باشد.

    نظری خواستار افزایش میزان تسهیلات و شمار بهره‌برداران این حوزه شد و افزود: گلستان از دانش بومی و نیروی متخصص مناسبی در حوزه نوغانداری برخوردار است و در شهرستان‌هایی مانند مینودشت، کلاله و رامیان فعالیت‌های خوبی انجام می‌شود، بنابراین با افزایش حمایت‌های مالی و آموزشی می‌توان تولیداین محصول را ارتقا داد.

    وی با اشاره به سهمیه پرداخت هزار و ۲۰۰ تسهیلات بانکی به صنعت نوغانداری استان گلستان گفت: تعداد بهره‌بردران فعال این صنعت در استان بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ نفر است.

    معاون باغبانی جهادکشاورزی گلستان نیز گفت: اکنون ۲ نهالستان در زمینه تولید نهال توت در استان گلستان فعالیت دارد که ظرفیت تولید این واحد بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نهال است.

    نویدرضا فرهانی افزود: این مدیریت به دنبال توسعه نوغانداری با گسترش نهالستان های توت در استان است.

  • صرفه‌جویی میلیاردی کمیته امداد گلستان با توسعه خدمات درمانی جهادی

    صرفه‌جویی میلیاردی کمیته امداد گلستان با توسعه خدمات درمانی جهادی

    به گزارش خبرنگار بازار کسب‌وکار، عیسی بابائی با اشاره به استفاده از ظرفیت گروه‌های جهادی و تخصصی مردمی در حوزه درمان اظهار کرد: همکاری با این گروه‌ها یکی از راهکارهای کمیته امداد برای افزایش دسترسی خانواده‌های تحت حمایت به خدمات پزشکی و کاهش هزینه‌های درمانی است.

    وی افزود: در سال ۱۴۰۴، ۱۵ اردوی جهادی درمانی در نقاط مختلف استان برگزار شد و در جریان این اردوها، ۴ هزار و ۷۵۴ مددجو از خدمات درمانی بهره‌مند شدند.

    مدیرکل کمیته امداد استان گلستان با بیان اینکه این نهاد برای ارائه این خدمات یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان هزینه کرده است، گفت: ارزش واقعی خدمات ارائه‌شده در این بخش ۴ میلیارد و ۶۵۹ میلیون تومان بوده است.

    بابائی ادامه داد: این اختلاف میان هزینه پرداختی و ارزش خدمات دریافت‌شده، نشان‌دهنده نقش ظرفیت‌های مردمی و گروه‌های جهادی در کاهش هزینه ارائه خدمات درمانی به خانواده‌های نیازمند است.

     تداوم اردوهای درمانی جهادی در گلستان نشان می‌دهد بخشی از بار هزینه‌های درمان خانواده‌های نیازمند را می‌توان با اتکا به ظرفیت‌های تخصصی و داوطلبانه جامعه کاهش داد؛ مدلی که علاوه بر صرفه‌جویی در منابع کمیته امداد، دسترسی مددجویان به خدماتی مانند دندانپزشکی و بینایی‌سنجی را نیز افزایش داده است.

    وی با اشاره به تداوم این برنامه در سال ۱۴۰۵ گفت: طی پنج ماه نخست امسال نیز سه اردوی جهادی درمانی در استان برگزار شده که خدمات آن در حوزه‌های دندانپزشکی، بینایی‌سنجی و تجویز عینک بوده است.

    مدیرکل کمیته امداد گلستان اظهار کرد: در این اردوها ۵۸۱ خدمت درمانی به مددجویان ارائه شد که برای اجرای آن ۱۹۳ میلیون تومان از سوی کمیته امداد هزینه شده، در حالی که ارزش واقعی خدمات ارائه‌شده بیش از یک میلیارد تومان برآورد می‌شود.

    بابائی با تأکید بر اهمیت تداوم همکاری با گروه‌های جهادی تخصصی گفت: استفاده از ظرفیت‌های مردمی در حوزه درمان، علاوه بر افزایش دسترسی مددجویان به خدمات پزشکی و دندانپزشکی، می‌تواند به مدیریت هزینه‌ها و استفاده بهینه‌تر از منابع کمیته امداد کمک کند.

    وی افزود: استمرار این همکاری‌ها و توسعه مشارکت گروه‌های تخصصی می‌تواند بخشی از نیازهای درمانی خانواده‌های تحت حمایت را با هزینه کمتری تأمین کند.

  • امنیت غذایی ایران در گرو سه تصمیم

    امنیت غذایی ایران در گرو سه تصمیم

    بازار کسب و کار– سریس اقتصادی: امنیت غذایی برای ایران دیگر یک موضوع صرفاً اقتصادی یا کشاورزی نیست، بلکه موضوعی است که به امنیت ملی، ثبات اجتماعی، قدرت خرید خانوار، مدیریت منابع آب، تجارت خارجی و حتی سیاست خارجی کشور گره خورده است.

    این واقعیت را کافی است در آمارهای همین سال‌ها جست‌وجو کنیم. براساس آخرین گزارش سامانه جهانی اطلاعات و هشدار زودهنگام «فائو»، تولید غلات ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۹.۵ میلیون تن برآورد شده که بیش از ۱۰ درصد پایین‌تر از میانگین پنج‌ساله بوده است. در همان حال، واردات غلات ایران در سال زراعی ۲۰۲۵/۲۶ حدود ۲۲ میلیون تن برآورد شده؛ رقمی نزدیک به ۳۰ درصد بالاتر از میانگین. فائو در عین حال پیش‌بینی کرده است که چشم‌انداز تولید غلات در سال ۲۰۲۶، به‌دلیل شرایط مناسب‌تر بارندگی، به سطحی نزدیک به میانگین برسد.

    این اعداد یک نکته مهم را به ما یادآوری می‌کنند: امنیت غذایی با یک سال خوب یا بد کشاورزی تعریف نمی‌شود. امنیت غذایی نتیجه توانایی یک کشور برای تأمین پایدار غذای مورد نیاز مردم در شرایط عادی و بحرانی است.

    بنابراین، از همین‌جا باید یک خطای مفهومی را اصلاح کنیم؛ امنیت غذایی الزاماً به‌معنای خودکفایی در تولید همه محصولات نیست، همان‌طور که واردات یک محصول به‌خودی‌خود به‌معنای شکست سیاست کشاورزی نیست.

    کشوری مانند ایران که با اقلیم خشک و نیمه‌خشک، محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی و نوسان‌های اقتصادی و تجاری مواجه است، باید میان تولید داخلی، تجارت خارجی، ذخایر راهبردی و مدیریت مصرف، توازنی هوشمند ایجاد کند.

    پس پرسش اصلی این نیست که «چگونه همه‌چیز را در داخل تولید کنیم؟» پرسش درست این است: چگونه کاری کنیم که در ۱۰ سال آینده، غذای کافی، سالم، در دسترس و قابل پرداخت، با کمترین آسیب به آب و خاک و با بیشترین تاب‌آوری در برابر بحران‌ها در اختیار مردم ایران باشد؟

    به اعتقاد من، پاسخ این پرسش در سه تصمیم بزرگ نهفته است؛ تصمیم‌هایی که اگر امروز گرفته نشوند، هزینه اصلاح آن‌ها در سال‌های آینده بسیار بیشتر خواهد بود.

    تصمیم اول؛ آب باید از «نهاده تولید» به «معیار سیاست غذایی کشور» تبدیل شود

    اگر قرار باشد فقط یک مسئله را به‌عنوان مهم‌ترین تهدید بلندمدت امنیت غذایی ایران انتخاب کنیم، نمی‌توان از بحران آب عبور کرد. کشاورزی ایران در شرایطی فعالیت می‌کند که بخش بزرگی از منابع آب کشور در این بخش مصرف می‌شود. فائو سهم کشاورزی از برداشت آب ایران را نزدیک به ۸۰ درصد اعلام کرده و هم‌زمان بر آسیب‌پذیری کشاورزی ایران در برابر کاهش بارندگی، افزایش دما و تبخیر تأکید کرده است.

    بنابراین، هر برنامه‌ای که درباره امنیت غذایی ایران نوشته شود، اما مسئله آب را در مرکز خود قرار ندهد، از ابتدا ناقص است. مشکل البته فقط کمبود آب نیست؛ مشکل، رابطه میان آب و نوع تولید کشاورزی است. ممکن است تولید یک محصول در یک سال افزایش پیدا کند، اما اگر این افزایش تولید به قیمت برداشت بیشتر از سفره‌های زیرزمینی یا فشار مضاعف بر منابع آب حاصل شده باشد، آیا واقعاً به امنیت غذایی کمک کرده‌ایم؟

    پژوهش‌های جدید نیز دقیقاً بر همین مسئله تأکید دارند. یک مطالعه منتشرشده در سال ۲۰۲۶، با بررسی روندهای تولید محصولات راهبردی در ایران طی سال‌های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۲، نشان می‌دهد که رابطه میان رشد ارزش کشاورزی و ردپای آب در استان‌های مختلف یکسان نیست و تفاوت‌های اقلیمی و سهم آب سبز و آب آبی در مناطق مختلف باید در سیاست‌گذاری مورد توجه قرار گیرد.

    پیش‌تر نیز پژوهش‌های علمی درباره تجارت غذا و «آب مجازی» در ایران نشان داده بودند که در بسیاری از مناطق کشور، مصرف آب برای تولید برخی محصولات با فشار جدی بر منابع آب همراه است و تجارت محصولات کشاورزی می‌تواند از منظر آب نیز پیامدهای مهمی داشته باشد. بنابراین، تصمیم نخست باید تغییری بنیادین در فلسفه سیاست‌گذاری باشد؛ از این پس نباید فقط بپرسیم یک محصول چقدر تولید می‌شود، بلکه باید بپرسیم این محصول با چه میزان آب، در کدام منطقه و با چه بهره‌وری تولید می‌شود. این یعنی الگوی کشت باید از یک سند اداری به یک نظام اقتصادی واقعی تبدیل شود.

    اگر دولت از کشاورز می‌خواهد محصولی کم‌آب‌بر تولید کند، باید برای او بازار، قیمت، بیمه، تسهیلات و فناوری مناسب فراهم کند. نمی‌توان از یک سو درباره بحران آب هشدار داد و از سوی دیگر، ساختار اقتصادی را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که محصول پرآب‌بر برای کشاورز سودآورتر باشد.

    همچنین حمایت‌های دولتی باید از «سطح زیرکشت» به‌سمت بهره‌وری آب، افزایش عملکرد در واحد سطح، کیفیت محصول و حفظ منابع‌طبیعی تغییر کند.

    در چنین شرایطی، ممکن است حتی کاهش تولید یک محصول در یک منطقه، از منظر امنیت غذایی تصمیم درست‌تری باشد؛ اگر در مقابل، آب ذخیره‌شده برای تولید پایدارتر و ضروری‌تر در سال‌های آینده حفظ شود.

    فائو نیز در پروژه‌های اخیر خود در ایران بر توسعه محصولات مقاوم به خشکی، بهبود بهره‌وری آب، کشاورزی هوشمند اقلیمی و انتقال فناوری تأکید کرده است. این همان تغییری است که باید از امروز آغاز شود.

    بنابراین، معیار موفقیت کشاورزی ایران نباید فقط «تن تولیدشده» باشد، بلکه باید «تن تولیدشده به‌ازای هر واحد آب و هر واحد زمین» باشد.

    تصمیم دوم؛ امنیت غذایی را از «تولید غذا» به «تاب‌آوری زنجیره غذا» ارتقا دهیم

    دومین اشتباه سیاست‌گذاری این است که امنیت غذایی را در مزرعه جست‌وجو کنیم. امنیت غذایی از بذر آغاز می‌شود، اما در مزرعه تمام نمی‌شود. از بذر، کود، سم و خوراک دام گرفته تا ماشین‌آلات، انرژی، تولید، حمل‌ونقل، انبارش، سردخانه، فرآوری، تجارت، توزیع و در نهایت قدرت خرید مصرف‌کننده، همه حلقه‌های یک زنجیره واحد هستند. اختلال در هر حلقه می‌تواند کل زنجیره را تحت تأثیر قرار دهد.

    گزارش‌های جدید فائو نیز نشان می‌دهد که تحولات ژئوپلیتیک و اختلال در مسیرهای تجاری می‌تواند هم‌زمان قیمت انرژی، کود، حمل‌ونقل و مواد غذایی را تحت تأثیر قرار دهد. این مسئله برای ایران اهمیت دوچندان دارد. کشور باید بداند اگر یک مسیر تجاری مختل شد، اگر یک تأمین‌کننده خارجی دچار مشکل شد، اگر قیمت نهاده‌ای مانند کود یا خوراک دام جهش کرد یا اگر یک بحران منطقه‌ای مسیرهای حمل‌ونقل را تحت تأثیر قرار داد، چه برنامه جایگزینی دارد. بنابراین، باید یک نظام ملی تاب‌آوری زنجیره غذا طراحی شود. این نظام باید حداقل چهار ستون داشته باشد: تولید داخلی پایدار، ذخایر راهبردی، تجارت خارجی متنوع و زیرساخت لجستیکی قدرتمند.

    در این چارچوب، واردات دیگر نباید در مقابل تولید داخلی تعریف شود. واردات می‌تواند بخشی از سیاست امنیت غذایی باشد، به شرط آنکه وابستگی به یک کشور، یک مسیر یا یک تأمین‌کننده ایجاد نکند. به بیان دیگر، خودکفایی مطلق هدف واقع‌بینانه‌ای نیست، بلکه تاب‌آوری هدفی واقع‌بینانه است.

    برای برخی محصولات راهبردی باید تولید داخلی قدرتمند داشت، اما برای برخی محصولات دیگر، به‌دلیل محدودیت آب یا مزیت اقتصادی، تجارت خارجی می‌تواند منطقی‌تر باشد. در بعضی موارد نیز ترکیبی از تولید داخلی و واردات بهترین راه‌حل است. در این میان، ذخایر راهبردی نیز باید از یک نگاه صرفاً کمی خارج شود. مهم نیست فقط چند تن کالا در انبار داریم؛ مهم این است که چه کالایی، در کجا، با چه کیفیتی، با چه سرعتی و با چه امکان جایگزینی در دسترس است.

    هم‌زمان باید سرمایه‌گذاری در سیلوها، سردخانه‌ها، انبارهای استاندارد، شبکه ریلی و جاده‌ای، بنادر و سامانه‌های هوشمند پایش بازار افزایش پیدا کند.

    نکته مهم این است که امنیت غذایی کشوری که محصول تولید می‌کند، اما آن را به‌دلیل ضعف زنجیره سرد، حمل‌ونقل یا انبارداری از دست می‌دهد، امنیت غذایی کاملی نیست.

    تصمیم سوم؛ کشاورزی ایران باید از «تولید ماده خام» به «زنجیره ارزش دانش‌بنیان» حرکت کند

    تصمیم سوم شاید همان نقطه‌ای باشد که اقتصاد کشاورزی و امنیت غذایی به یکدیگر می‌رسند. کشاورزی آینده دیگر فقط زمین، آب و نیروی انسانی نیست. کشاورزی آینده، داده، فناوری، ژنتیک، هوش مصنوعی، سنجش از دور، ماشین‌آلات هوشمند، صنایع تبدیلی، بسته‌بندی، لجستیک و بازارهای صادراتی است. ایران اگر بخواهد در ۱۰ سال آینده امنیت غذایی پایدار داشته باشد، باید از کشاورزی ماده‌محور عبور کند. تولید گندم مهم است، اما ارزش اقتصادی گندم فقط در مزرعه ایجاد نمی‌شود. تولید شیر مهم است، اما ارزش واقعی آن در زنجیره فرآوری، بسته‌بندی، تولید محصولات متنوع لبنی، استانداردسازی و بازار صادراتی تکمیل می‌شود. تولید میوه نیز زمانی بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد می‌کند که بتوان آن را با حداقل ضایعات، بسته‌بندی مناسب، فرآوری و برند ایرانی به بازارهای داخلی و خارجی رساند.

    به همین دلیل، صنایع غذایی باید بخشی از سیاست امنیت غذایی تلقی شوند، نه حلقه‌ای جداگانه از کشاورزی. هر میزان سرمایه‌گذاری برای افزایش تولید که بدون توجه به صنایع تبدیلی و زنجیره ارزش انجام شود، بخشی از ظرفیت اقتصادی کشور را بلااستفاده می‌گذارد. از سوی دیگر، کاهش ضایعات غذایی یکی از ارزان‌ترین راه‌های افزایش عرضه مؤثر غذاست. محصولی که با مصرف آب، انرژی، زمین و سرمایه تولید شده، اما در مراحل برداشت، حمل، انبارش یا توزیع از بین می‌رود، در واقع بخشی از منابع کشور را بدون ایجاد ارزش از چرخه خارج کرده است.

    بنابراین، باید سرمایه‌گذاری در صنایع تبدیلی، بسته‌بندی، زنجیره سرد و فناوری پس از برداشت را به‌اندازه سرمایه‌گذاری در مزرعه جدی گرفت.

    امنیت غذایی بدون قدرت خرید مردم کامل نیست

    اما حتی اگر سه تصمیم بالا را اجرا کنیم، یک مسئله دیگر باقی می‌ماند: مردم باید توان خرید غذا را داشته باشند. امنیت غذایی فقط موجود بودن غذا نیست؛ دسترسی اقتصادی به غذا نیز بخشی از آن است.

    این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم فائو در گزارش‌های خود نسبت به اثر تورم مواد غذایی بر قدرت خرید خانوارها و دسترسی به رژیم غذایی سالم هشدار داده است. بنابراین، سیاست غذایی باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: کشاورز باید انگیزه اقتصادی برای تولید داشته باشد و مصرف‌کننده نیز باید توان اقتصادی خرید غذای سالم را داشته باشد.

    اگر قیمت خرید از کشاورز بیش از حد پایین باشد، تولید آینده آسیب می‌بیند. اگر قیمت مصرف‌کننده بدون افزایش قدرت خرید رشد کند، امنیت غذایی خانوارها آسیب خواهد دید. راه‌حل، سرکوب قیمت یکی به نفع دیگری نیست؛ راه‌حل، اصلاح زنجیره تولید و توزیع، کاهش هزینه‌های غیرضروری، افزایش بهره‌وری و هدفمند کردن حمایت‌هاست.
    از امروز باید برای ۱۴۱۵ تصمیم بگیریم

    اگر بخواهیم امنیت غذایی ایران را در ۱۰ سال آینده جدی‌تر دنبال کنیم، سه تصمیم باید همین امروز در دستور کار قرار گیرد.

    امنیت غذایی را نباید با این سؤال سنجید که «چقدر تولید کرده‌ایم؟» بلکه باید پرسید: با چه میزان آب تولید کرده‌ایم؟ با چه هزینه‌ای؟ چقدر از تولیدمان در زنجیره از بین رفته است؟

    اگر یک بحران اقتصادی، اقلیمی یا سیاسی رخ دهد، چند ماه می‌توانیم زنجیره غذا را پایدار نگه داریم؟ و مهم‌تر از همه، آیا مردم توان خرید غذایی را که تولید کرده‌ایم، دارند؟

    در پایان، امنیت غذایی ۱۴۱۵ را نمی‌توان در سال ۱۴۱۵ ساخت. آن امنیت، محصول تصمیم‌هایی است که امروز در مزرعه، کارخانه، بازار و اتاق‌های سیاست‌گذاری گرفته می‌شود. شاید مهم‌ترین تصمیم همین باشد: به‌جای آنکه برای امنیت غذایی فردا، بحران‌های امروز را مدیریت کنیم، از امروز آینده امنیت غذایی ایران را طراحی کنیم.

  • افزایش ۳۰ درصدی قیمت گوشت منجمد وارداتی/ فروش بالای یک میلیون تومان

    افزایش ۳۰ درصدی قیمت گوشت منجمد وارداتی/ فروش بالای یک میلیون تومان

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، منصور پوریان، رئیس شورای تأمین دام کشور در پاسخ به این سوال که «وضعیت بازار و قیمت گوشت‌های وارداتی و به‌ویژه منجمد چگونه است؟» گفت: در برخی استان‌ها ستاد تنظیم بازار وارد کار شدند و قیمت بازاری برای گوشت مشخص کردند؛ مثلا ستاد تنظیم بازار برخی استان‌ها قیمت هر کیلوگرم گوشت گوسفند را یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و برخی دیگر، یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان تعریف کردند.

    برابری قیمت گوشت وارداتی با گوشت گرم داخلی

    رئیس شورای تأمین دام کشور در مورد وابستگی قیمت گوشت وارداتی به قیمت دلار، گفت: با توجه به اینکه واردات گوشت‌های منجمد وارداتی با ارز تالار دوم انجام می‌شود که نزدیک به قیمت بازار است، طبیعتاً قیمت این گوشت‌ها نسبتا با قیمت گوشت‌های داخلی و آن هم از نوع گرمش برابری می‌کند.

    پوریان افزود: هرچند گوشت گرم داخلی پاسخگوی نیاز داخل است، اما ازآنجا که گوشت‌های منجمد در سبد پرمصرف‌ها و مصارف عمده وجود دارد، قیمت گوشت منجمد وارداتی تاثیرات اصلی خود را در قیمت در بازار دارد؛ بنابراین باید و لازم است که تجدید نظری در خصوص ارز واردات گوشت برای گوشت‌های منجمد صورت بگیرد تا گوشت وارداتی با یک قیمت مشخص وارد شود و در اختیار مصرف‌کننده قرار بگیرد. در این مورد تسهیلات ارزی می‌بایست در اختیار واردکننده گوشت قرار بگیرد تا گوشت با قیمت مناسب و یک فاصله قیمتی نسبت به گوشت گرم داخلی وارد شود و به صرفه باشد و با قیمت منصفانه در اختیار پرمصرف‌ها و دهک‌های پایین جامعه قرارگیرد.

    گوشت قرمز داخلی پاسخگوی نیاز بازار است

    رئیس شورای تأمین دام کشور در مورد تولید گوشت قرمز داخلی، گفت: وضعیت و شرایط ما به گونه‌ای است که در حال حاضر تولید به خوبی صورت می‌گیرد و تولید داخل پاسخگوی نیاز بازار است.

    پوریان در پاسخ به این سوال که «قیمت گوشت منجمد چه تغییری نسبت به ماه گذشته کرده است؟» گفت: قیمت هر کیلوگرم گوشت منجمد برزیلی در بازار در حال حاضر یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و و ۴۰۰ هزار تومان است. این در حالی است که دقیقا یک ماه پیش این گوشت زیر یک میلیون تومان بود.

    وی ادامه داد: افزایش قیمت ارز باعث شده قیمت گوشت منجمد وارداتی حدود ۳۰ درصد افزایش یابد.

    جنگ قیمتی در بازار گوشت قرمز

    رئیس شورای تأمین دام کشور در مورد وضعیت بازار گوشت قرمز، گفت: الان در بازار گوشت قرمز متاسفانه جنگ قیمت وجود دارد و این جنگ قیمت بیشتر ناشی از شرایط به‌وجودآمده است و هر کسی به دنبال این است که برای خود یک قیمت بسازد.

    پوریان با بیان اینکه بازار به سمت ثبات بیشتر پیش می‌رود، گفت: در بحث عرضه گوشت قرمز به ویژه دام سبک و همچنین دام سنگین، عرضه‌های گسترده‌ای در این روز‌ها شاهد هستیم. در بخش عرضه گوشت گاومیش، گوشت باکیفیت و فراوانی به بازار عرضه می‌شود، زیرا تولید علوفه در شرایط خوبی است.

    مبادی واردات گوشت تغییری نکرده است

    رئیس شورای تأمین دام کشور در مورد لزوم واردات گوشت به کشور، گفت: واردات گوشت به ویژه در بخش منجمد، بر قیمت گوشت داخل اثرگذاری دارد؛ بنابراین سبد گوشت کشور باید همیشه پر باشد و بازار با تنوع گوشت گرم و منجمد رو‌به‌رو شود تا شاهد ثبات قیمت در بازار باشیم.

    پوریان در مورد مبادی واردات گوشت، گفت: مبادی قبلی واردات گوشت به کشور وجود دارد؛ همچنان گوشت از پاکستان و گوشت‌های منجمد گوسفندی از مغولستان وارد کشور می‌شود.

  • افزایش قدرت دفاعی از دستاوردهای مهم سال‌های اخیر جمهوری اسلامی است

    افزایش قدرت دفاعی از دستاوردهای مهم سال‌های اخیر جمهوری اسلامی است

    به گزارش سرویس سیاسی بازار کسب و کار، حجت‌الاسلام قربانعلی برقرار در خطبه‌های این هفته نماز جمعه گرگان با اشاره به دستاوردهای سپاه در حوزه تجهیزات و فناوری‌های پیشرفته افزود: دستیابی نیروهای سپاه به تجهیزات پیشرفته و به غنیمت گرفتن برخی تجهیزات دشمن، نشانه توانمندی، اشراف اطلاعاتی و اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است.

    وی با اشاره به در پیش بودن سالروز جنایات رژیم صهیونیستی در حمله به صبرا و شتیلا اظهار کرد: جنایات این رژیم در برابر چشم جهانیان انجام می‌شود و مردم بی‌گناه فلسطین قربانی حملات وحشیانه هستند، اما آمریکا همچنان از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کند.

    وی افزود: رژیم صهیونیستی در جنایت‌های خود به زن و مرد و کودک و بزرگسال رحم نمی‌کند و انسان‌های بی‌گناه را به شهادت می‌رساند رساند اما، آمریکا به جای جلوگیری از این جنایت‌ها، همچنان پشتیبان سیاسی و نظامی این رژیم است.

    حجت‌الاسلام برقرار در بخش دیگری از سخنانش، یادآور فاجعه دردناک حمله نظامیان اسرائیل به اردوگاه‌های صبرا و شتیلا در ۲۵ شهریور شد و اظهار داشت: شارون، قصاب این جنایت هولناک، به هیچ زن، مرد، کودک و پیری رحم نکرد.

    وی با استناد به آیات قرآن کریم در خصوص «مفسدان فی‌الارض»، تأکید کرد: صهیونیست‌ها با حمایت شیطان بزرگ (آمریکا)، به دنبال از بین بردن نسل بشر و تخریب کشاورزی و زیرساخت‌ها هستند تا در زمین فساد کنند.

    حجت‌الاسلام برقرار در ادامه با گرامیداشت سالروز شهادت آیت‌الله مدنی، ایشان را از چهره‌های کم‌نظیر انقلاب دانست و با اشاره به توصیفات حضرت امام خمینی (ره) درباره این شهید والامقام، تصریح کرد: شهید مدنی شخصیتی جامع از علم، عمل، تقوا و زهد بود که با بی‌رغبتی به ذخایر دنیوی و رسیدن به مدارج بالای خودسازی، الگویی ماندگار برای نسل‌ها باقی گذاشت.

    امام جمعه موقت گرگان، ذکر کثیر و یاد مداوم خداوند را یکی از شاخص‌های دعوت الهی برشمرد و با استناد به سوره احزاب، تصریح کرد: یاد خدا، چشم و گوش انسان را بینا و شنوا کرده و نفس سرکش را رام می‌کند. در مقابل، راهبرد اصلی شیطان «غفلت‌زایی» است. او تلاش می‌کند با مشغول کردن ذهن به دنیا، یاد خدا و نماز را که معراج مؤمن است، از خاطر انسان بزداید.

    برقرار، چیره شدن شیطان بر انسان را نتیجه فاصله گرفتن از ذکر الهی دانست و هشدار داد که غفلت از یاد خدا، نخستین گام در پذیرش دعوت شیطان و خروج از مسیر سعادت است.

    وی با تبیین تقابل راهبردیِ «دعوت الهی» و «وسوسه شیطانی»، تأکید کرد: یاد خدا تضمین‌کننده آرامش و امید در زندگی است.

    امام جمعه موقت گرگان همچنین ضمن دعوت همگان به خودسازی برای روز جزا، یاد و خاطره شهید آیت‌الله مدنی را گرامی داشت.

    برقرار گفت: مسیر الهی مبتنی بر آرامش، امنیت و امید است؛ برخلاف شیطان که همواره در پی ایجاد ترس، وحشت و اضطراب در دل انسان‌هاست.

    وی با استناد به آیات قرآن کریم، یاد خدا را عامل اصلی اطمینان قلوب برشمرد و افزود: خداوند متعال حتی بندگانی را که در زندگی دچار لغزش شده و در حق خویش اسراف کرده‌اند، از رحمت خود مأیوس نمی‌سازد و آنان را به بازگشت و توبه فرا می‌خواند.

    حجت‌الاسلام برقرار تأکید کرد: خدای متعال با آغوش باز توبه‌کنندگان را می‌پذیرد و این مهربانی، بزرگ‌ترین دلگرمی برای انسان در مسیر پرفراز و نشیب زندگی است.

    امام جمعه موقت گرگان در بخش دیگری از سخنان خود، با تلاوت آیه ۱۸ سوره مبارکه حشر، نمازگزاران را به تقوای الهی و محاسبه نفس دعوت کرد و گفت: هر انسانی باید بیندیشد که برای فردای قیامت خود چه ذخیره‌ای فرستاده است. وی با اشاره به مفهوم «تجسم اعمال»، یادآور شد که در روز قیامت، اعمال انسان عینیت می‌یابد و غفلت از این حقیقت، پشیمانی بی‌فایده‌ای را برای گناهکاران به همراه خواهد داشت.

    برقرار همچنین با گرامیداشت سالروز شهادت آیت‌الله مدنی، ایشان را از چهره‌های کم‌نظیر انقلاب دانست و با اشاره به توصیفات حضرت امام خمینی (ره) درباره این شهید والامقام، تصریح کرد: شهید مدنی شخصیتی جامع از علم، عمل، تقوا و زهد بود که تا آخرین لحظه حیات، تعهدی بی‌بدیل به آرمان‌های الهی و انقلاب داشت.

  • امدادرسانی هلال احمر به ۳۶ خانوار آسیب دیده از آبگرفتگی در شرق گلستان

    امدادرسانی هلال احمر به ۳۶ خانوار آسیب دیده از آبگرفتگی در شرق گلستان

    به گزارش بازار کسب و کار، از جمعیت هلال احمر گلستان، مرتضی سلیمی افزود: در پی بارش‌های رگباری و نقطه‌ای پنجشنبه شب ۱۹ شهریور و وقوع آبگرفتگی در مناطق شهری و روستایی شرق گلستان، هشت تیم امدادی این جمعیت با ۲۸ نیرو به همراه تجهیزات امدادی وارد عمل شدند.

    وی اضافه کرد: امدادگران هلال احمر گلستان با استفاده از پنج دستگاه موتور آب و سه دستگاه کف‌کش، عملیات تخلیه آب در ۱۶ واحد مسکونی و ۲۰ معبر از معابر شهرهای گنبدکاووس، گالیکش و مینودشت را با موفقیت انجام دادند.

    سلیمی ادامه داد: در مجموع در این امدادرسانی‌ها به ۳۶ خانوار گرفتار در آبگرفتگی با جمعیت ۱۵۷ نفر خدمات رسانی شد.

    مدیرعامل جمعیت هلال‌ احمر گلستان همچنین با اشاره به حضور و تلاش مستمر تیم‌های عملیاتی این نهاد در مناطق متاثر از آبگرفتگی، از شهروندان خواست در زمان وقوع سیلاب از تردد در مسیرهای آب‌گرفته و نزدیک شدن به جریان‌های روان‌آب خودداری کنند و در صورت نیاز به خدمات امدادی، با سامانه ۱۱۲ جمعیت هلال‌احمر تماس بگیرند.

     

  • انسان در آینه زمین

    انسان در آینه زمین

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: اگر به یک مشت خاک، یک تکه سنگ یا ذرات جمع‌شده در بستر رودخانه نگاه کنیم، در ظاهر با موادی ساده روبه‌رو هستیم؛ اما هرکدام حاصل فرایندهایی طولانی‌اند. سنگ‌ها در اثر هوازدگی خرد می‌شوند، آب ذرات را جابه‌جا می‌کند و رسوبات در محیط‌های مختلف ته‌نشین می‌شوند. خاک نیز در نتیجه برهم‌کنش سنگ، آب، هوا و موجودات زنده شکل می‌گیرد. آنچه ما سطح زمین می‌نامیم، حاصل همین فرایندهای پیوسته است. انسان از ابتدا در میان این چرخه‌ها زندگی می‌کرد. سنگ را برای ساخت ابزار برداشت، چوب را برای سوخت و سازه به کار گرفت و برای یافتن آب و غذا با ویژگی‌های زمین سازگار شد. با گذشت زمان، این مواد از حالت منابعی که صرفاً در محیط یافت می‌شدند، به موادی تبدیل شدند که انسان آن‌ها را انتخاب و تغییر می‌داد.

    آتش یکی از نخستین نمونه‌های این تحول بود. آتش میلیون‌ها سال پیش از انسان در طبیعت وجود داشت و بخشی از چرخه‌های برخی زیست‌بوم‌ها بود. تفاوت زمانی آغاز شد که انسان توانست آن را حفظ و کنترل کند. آتش امکان پخت غذا و تأمین گرما را فراهم کرد و در برخی مناطق، با سوزاندن پوشش گیاهی، ترکیب گیاهان و زیستگاه‌ها را نیز تغییر داد. انسان به این ترتیب، یکی از فرایندهای طبیعی را به ابزاری در زندگی خود تبدیل کرد. در کنار آتش، ابزارها امکان استفاده دقیق‌تر از مواد را فراهم کردند. انسان با شناخت ویژگی‌های سنگ‌ها، آن‌ها را برای بریدن، کوبیدن و شکار شکل داد. اهمیت این فناوری فقط در خود ابزار نبود؛ دانش ساخت و استفاده از آن می‌توانست منتقل شود و در نسل‌های بعد توسعه پیدا کند. همین انباشت تجربه، به انسان اجازه داد فناوری را به‌تدریج پیچیده‌تر کند. این توانایی در شناخت محیط، در انتخاب محل سکونت نیز اهمیت پیدا کرد. نزدیکی به رودخانه‌ها و چشمه‌ها، دسترسی به زمین‌های مناسب و شناخت خطرهایی مانند سیلاب، بخشی از تصمیم‌گیری جوامع انسانی شد. انسان به‌تدریج فقط در یک چشم‌انداز زندگی نمی‌کرد؛ آن را براساس نیازهای خود سازمان می‌داد.

    کشاورزی این تغییر را گسترده‌تر کرد. زمین از محلی برای برداشت منابع، به بخشی از نظام تولید تبدیل شد. پوشش گیاهی تغییر کرد، زمین شخم زده شد و آب به‌سوی مزارع هدایت شد. در بعضی مناطق، این تغییرات به شکل‌گیری نظام‌های پایدار تولید کمک کردند و در برخی دیگر، فرسایش خاک، شوری یا کاهش حاصلخیزی را به دنبال داشتند. خاک در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا برخلاف بسیاری از منابع، تشکیل آن بسیار کند است. شکل‌گیری خاک حاصلخیز به اقلیم، سنگ مادر، پوشش گیاهی و زمان وابسته است و در بسیاری از محیط‌ها هزاران سال طول می‌کشد. در مقابل، فرسایش می‌تواند در مدت کوتاه‌تری بخش قابل‌توجهی از خاک سطحی را از بین ببرد. این اختلاف زمانی، یکی از محدودیت‌های مهم در بهره‌برداری از سرزمین است. با افزایش جمعیت و شکل‌گیری شهرها، تغییرات نیز از زمین‌های کشاورزی فراتر رفت. سنگ و خاک برای ساخت‌وساز استخراج و جابه‌جا شدند، مسیر آب تغییر کرد و زمین‌ها برای ایجاد جاده و ساختمان دگرگون شدند. در نتیجه، انسان شروع به جابه‌جایی مواد در مقیاسی کرد که پیش‌تر عمدتاً به فرایندهای طبیعی وابسته بود. بااین‌حال، تا مدت‌ها مقدار انرژی در دسترس، محدودکننده اصلی باقی ماند. نیروی انسان و جانوران، چوب و دیگر منابع زیستی، توان لازم برای جابه‌جایی حجم‌های بسیار بزرگ ماده را فراهم نمی‌کردند. ورود سوخت‌های فسیلی این محدودیت را تغییر داد. زغال‌سنگ، نفت و گاز طبیعی حاصل فرایندهای زمین‌شناختی بسیار طولانی‌اند. ماده آلی در شرایط مناسب دفن شده و طی میلیون‌ها سال، تحت‌تأثیر فشار و دما دگرگون شده است؛ اما انسان توانست این ذخیره انرژی را در زمانی بسیار کوتاه استخراج و مصرف کند. دسترسی به این انرژی، استخراج معادن، ماشین‌آلات سنگین، ساخت سدها، گسترش شهرها و جابه‌جایی حجم عظیمی از سنگ و خاک را ممکن کرد.

    ماده‌ای که پیش‌تر در محل خود باقی می‌ماند، اکنون می‌توانست از یک قاره به قاره دیگر منتقل شود و وارد چرخه‌های تازه‌ای از تولید و مصرف شود. از دید زمین‌شناسی، اهمیت این تحول فقط در مقدار مواد جابه‌جاشده نیست، بلکه در تغییر مسیر فرایندهاست. هوازدگی، فرسایش، حمل و رسوب‌گذاری همچنان ادامه دارند، اما فعالیت انسانی در بسیاری از مناطق به یکی از عوامل مؤثر بر شدت و مسیر آن‌ها تبدیل شده است. بااین‌حال، زمین همچنان بسیار بزرگ‌تر و قدیمی‌تر از تاریخ انسان است. رودخانه‌ها مسیر خود را تغییر می‌دهند، کوه‌ها فرسوده می‌شوند و رسوبات در حوضه‌های جدید انباشته می‌شوند. آنچه تغییر کرده، جایگاه انسان در میان این فرایندهاست. انسان موجودی با پیشینه‌ای چندصدهزارساله است؛ در مقایسه با عمر زمین، حضوری بسیار کوتاه دارد. بااین‌حال، در همین زمان توانسته است ماده و انرژی را به شکلی سازمان دهد که اثر فعالیتش در مقیاس‌هایی فراتر از محل زندگی‌اش دیده شود.

    شاید «آینه زمین» دقیقاً همین را به ما نشان دهد: تاریخ انسان را نمی‌توان جدا از تاریخ ماده، آب، خاک و انرژی فهمید. هرچه بیشتر به زمین نگاه کنیم، بهتر می‌بینیم که داستان انسان، بخشی از داستان بزرگ‌تر سیاره‌ای است که در آن زندگی می‌کند.

  • آسیب جدی به ۹ جنگنده آمریکایی در حمله موشکی ایران به پایگاه اردن

    آسیب جدی به ۹ جنگنده آمریکایی در حمله موشکی ایران به پایگاه اردن

    به گزارش خبرنگار سیاسی بازار کسب‌وکار، بر اساس گزارش سی‌بی‌اس، یک فروند جنگنده «A-۱۰ تاندربولت» آمریکا در جریان این حمله هدف قرار گرفته و یکی از بال‌های خود را از دست داده است. حدود هشت فروند جنگنده «F-۱۵» نیز در این حمله آسیب دیده‌اند.

    اردن پیش از این از حمله موشکی به خاک خود خبر داده بود. گزارش‌های اولیه نیز از حمله به دو پایگاه «الازرق» و «شاهزاده حسن» حکایت داشت.

    شبکه الجزیره هم پیش‌تر گزارش داده بود که اردن از رهگیری موشک در شهر اربد در شمال این کشور خبر داده است. سه‌شنبه شب ۱۷ شهریور نیز برخی منابع اردنی اعلام کردند که صدای چند انفجار در نقاط مختلف این کشور شنیده شده است.

    رسانه‌های عربی پایگاه‌های هوایی «موفق السلطی» در منطقه الازرق و «شاهزاده حسن» را از اهداف حملات موشکی ایران عنوان کردند.

    بر اساس گزارش‌های منتشرشده، ارتش اردن برای مقابله با موشک‌های شلیک‌شده، جنگنده‌های نیروی هوایی خود را به پرواز درآورده است. در همین حال، برخی گزارش‌ها از ناتوانی سامانه‌های پدافندی آمریکایی در رهگیری همه موشک‌ها خبر داده‌اند.

    تصاویر و ویدئوهای منتشرشده در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی عربی نیز صحنه‌هایی از موشک‌ها در آسمان اردن را نشان می‌دهد. در برخی از این تصاویر، موشک‌ها پس از رسیدن به آسمان هدف به چند راکت کوچک‌تر تقسیم می‌شوند و مهمات به سمت زمین حرکت می‌کنند.

    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بامداد چهارشنبه ۱۸ شهریور تصاویری از حمله موشکی به پایگاه‌های آمریکایی در اردن منتشر کرد.

    نیروی هوافضای سپاه در توضیح این تصاویر، از «شیرجه موشک بارشی بر روی پایگاه آمریکایی در اردن» خبر داد و اعلام کرد که موشک‌های ایران با عبور از پدافند هوایی اردن به سمت اهداف خود حرکت کرده‌اند.

    سپاه پاسداران همچنین اعلام کرد که پاسخ کوبنده ایران ادامه دارد.

    این حمله پس از آن انجام شد که سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد ارتش آمریکا تهدید کرده است سه فروند نفتکش ایرانی را هدف قرار خواهد داد.

    سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا در این زمینه گفته بود در صورت هرگونه تعرض به کشتی‌های ایرانی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پایگاه‌ها و منافع آمریکا در منطقه را به شدت هدف قرار خواهند داد.

    گزارش سی‌بی‌اس درباره آسیب دیدن ۹ فروند هواپیمای نظامی آمریکا، در شرایطی منتشر شده که حملات و تهدیدهای متقابل میان ایران و آمریکا در منطقه ادامه دارد.

  • زنبورداری؛ جاذبه کم هزینه و پردرآمد کشاورزی گلستان

    زنبورداری؛ جاذبه کم هزینه و پردرآمد کشاورزی گلستان

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: استقرار کندوهای زنبور عسل در گوشه و کنار خانه و باغ مزارع، تصویری آشنا از زندگی روزمره روستاییان گلستان است که به فراخور موقعیت و فراغت کار، تعداد و نحوه فعالیت در این صنعت پولساز با یکدیگر متفاوت است.

    ظرفیت تولید میانگین ۱۰ کیلوگرم عسل از هر کندو در هر فصل برداشت چند ماهه در کنار افزایش مستمر کلنی‌ها در صورت فراهم بودن شرایط مساعد نگهداری و مراقبت، زنبورداری را به یکی از کارهای مورد علاقه روستاییان گلستان تبدیلی کرده که ظرفیت درآمدزایی فراوان در کنار امکان فعالیت همزمان در بخش دیگر کشاورزی به دلیل نیاز کم زنبور به مراقبت همیشگی، امکان گسترش زنبورداری از چند کلنی محدود به فعالیت غالب کشاورزی را فراهم کرده است.

    بر اساس اعلام جهادکشاورزی گلستان، ۲ هزار و ۵۱۴ زنبورستان با به ۱۴۷ هزار و ۴۴۶ کلنی در این استان فعال است که توسعه فعالیت زنبورداری در گلستان با سرمایه‌گذاری و حمایت از زنبورداران، کاهش هزینه‌های تولید، توسعه آموزش و فناوری، تقویت بیمه و تسهیلات، توسعه صنایع تبدیلی و جلوگیری از فروش فله‌ای امکان‌پذیر است.

    شهرستان‌های استان گلستان، ظرفیت‌ متفاوتی برای سرمایه گذاری در حوزه زنبورداری دارند که علی‌آبادکتول، آزادشهر، رامیان، مینودشت، گالیکش، کلاله، مراوه‌تپه، گنبدکاووس و گرگان از جمله مناطق دارای ظرفیت مناسب برای فعالیت‌ زنبورداری در استان به شمار می‌روند.

    همچنین وجود هفت اقلیم از ۱۳ اقلیم آب و هوایی دنیا، نواحی جنگلی هیرکانی و کوهستانی، ۶۵۰ هزار هکتار کشتزار محصولات مختلف، باغ‌های میوه، گل و گیاهان دارویی در استان گلستان، امکان استقرار و کوچ زنبورستان‌ها را دوچندان کرده است.

    به گفته کارشناسان و محققان مرکز تحقیقات جهادکشاورزی گلستان، این صنعت علاوه بر تولید عسل، موم، گرده گل، بره‌موم و سایر فرآورده‌های زنبور عسل، از لحاظ خدمات گرده‌افشانی نیز اهمیت بسیار زیادی دارد به‌گونه‌ای که زنبور عسل با گرده‌افشانی باغات و برخی محصولات زراعی و باغی، به افزایش تشکیل میوه، بهبود کیفیت محصول و افزایش عملکرد کمک می‌کند و همچنین ارزش اقتصادی زنبور عسل بسیار فراتر از ارزش عسل تولیدی است.

    معاون امور طیور جهادکشاورزی گلستان با اشاره به این که باید به زنبور عسل علاوه بر تولیدکننده عسل، به عنوان یکی از عوامل موثر در افزایش تولیدات کشاورزی و تقویت امنیت غذایی نگاه شود، گفت: صنعت زنبورداری استان به دلیل برخورداری از تنوع اقلیمی، مراتع، باغات، اراضی کشاورزی و پوشش گیاهی مناسب، از ظرفیت‌های مهم بخش کشاورزی استان محسوب می‌شود.

    سحر کریمی اظهار کرد: وضعیت فعلی صنعت زنبورداری گلستان مطلوب است اما توسعه بیشتر آن به افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌های تولید، توسعه صنایع تبدیلی و ایجاد بازارهای جدید برای محصولات زنبورداری نیاز دارد.

    وی ادامه داد: اکنون ۲ هزار و ۵۱۴ زنبورستان دارای ۱۴۷ هزار و ۴۴۶ کلنی فعال در استان وجود دارد که از این تعدد ۱۴۳ هزار و ۳۱۵ کلنی مدرن و بقیه سنتی هستند که از این تعداد حدود هزار و ۱۹۹تن عسل برداشت می‌شود که این مقدار در سال‌های اخیر با رشد محسوس همراه بوده است.

    معاون امور طیور جهادکشاورزی گلستان یکی از مهم‌ترین مشکلات زنبورداران را افزایش هزینه‌های تولید اعلام کردن و گفت: هزینه‌ تغذیه کمکی، شکر، دارو، تجهیزات، حمل‌ونقل و کوچ زنبورستان‌ها بر سودآوری این حرفه تاثیر مستقیم دارد و از سوی دیگر تغییرات اقلیمی، کاهش بارندگی، خشکسالی، تغییر زمان گل‌دهی گیاهان و کاهش یا پراکندگی منابع شهد و گرده می‌تواند بر میزان تولید و سلامت کلنی‌ها تاثیرگذار باشد.

    این کارشناس ادامه داد: کنترل بیماری‌ها و آفات نیز از موضوعات مهم این بخش است و پایش مستمر زنبورستان‌ها، آموزش زنبورداران، رعایت اصول بهداشتی و استفاده صحیح و به‌موقع از داروهای مورد تایید، نقش مهمی در کاهش خسارت دارد.

    وی خاطرنشان کرد: در کنار این موارد، بیمه زنبورداران، دسترسی به تسهیلات بانکی، تامین سرمایه درگردش و هزینه‌های بالای تجهیز و نوسازی زنبورستان‌ها از جمله دغدغه‌های فعالان این بخش به شمار می‌رود.

    معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی گلستان نیز با اشاره به ظرفیت سرمایه گذاری در صنعت زنبورداری استان، گفت: در چارچوب برنامه هفتم توسعه، رویکرد بخش کشاورزی استان افزایش بهره‌وری، استفاده بهینه از منابع، توسعه زنجیره ارزش، افزایش ارزش افزوده محصولات و حمایت از تولیدکنندگان از جمله زنبورداری است.

    رضا نظری به خبرنگار ایرنا اظهار کرد: در حوزه زنبورداری استان حرکت از تولید سنتی و فروش فله‌ای به سمت زنبورداری حرفه‌ای، افزایش تولید، فرآوری، بسته‌بندی، برندسازی و توسعه بازار از اولویت‌های مهم است.

    زنبورداری، جاذبه کم هزینه و پردرآمد کشاورزی گلستان

    وی تاکید کرد: حمایت بیشتر از زنبورداران از طریق ارایه تسهیلات، بیمه، آموزش، تامین نهاده‌ها و تجهیزات و همچنین تسهیل دسترسی آنان به بازار فروش از جمله اقداماتی است که می‌تواند به تحقق اهداف توسعه‌ای این حوزه در استان کمک کند.

    نظری با اشاره به ایجاد و تقویت صنایع تبدیلی برای توسعه صنعت زنبورداری گلستان، افزود: عسل تولیدی استان علاوه بر مصرف مستقیم، قابلیت فرآوری، بسته‌بندی استاندارد و عرضه در قالب برندهای معتبر را دارد و می‌تواند ارزش افزوده بیشتری ایجاد کرده و درآمد زنبورداران را افزایش دهد.

    معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی گلستان گفت: ایجاد یک نشان تجاری معتبر برای عسل استان، در صورت فراهم شدن زیرساخت‌های لازم و مشارکت تشکل‌ها و تولیدکنندگان، می‌تواند به معرفی ظرفیت‌های زنبورداری استان گلستان در بازارهای ملی و در ادامه بازارهای صادراتی کمک کند.

    نظری ادامه داد: فعالیت در حوزه صادرات عسل و فرآوره های آن نیز، نخستین گام، تولید عسل باکیفیت و استاندارد، شناسنامه‌دار کردن محصول، ایجاد برند معتبر، توسعه بسته‌بندی و رعایت الزامات بازارهای هدف است که با فراهم شدن این زیرساخت‌ها، عسل تولیدی استان گلستان می‌تواند ظرفیت حضور بیشتری در بازارهای ملی و صادراتی داشته باشد.

    وی همچنین آموزش زنبورداران را یکی از ارکان اصلی افزایش بهره‌وری این صنعت برشمرد و گفت: آموزش در زمینه مدیریت کلنی، تغذیه، کنترل بیماری‌ها و آفات، اصلاح نژاد، کوچ اصولی، برداشت و نگهداری صحیح عسل و رعایت استانداردهای تولید به‌صورت مستمر دنبال می‌شود.

    معاون بهبود تولیدات دامی جهادکشاورزی گلستان تاکید کرد: شناسایی و تقویت منابع شهد و گرده، بررسی اثر تغییرات اقلیمی بر زنبورستان‌ها، اصلاح نژاد متناسب با شرایط اقلیمی استان و ارتقای روش‌های مدیریت کلنی از نیازهای پژوهشی مهم صنعت زنبورداری گلستان است.

    وی ادامه داد: استفاده از فناوری‌های نوین، ثبت اطلاعات زنبورستان‌ها، پایش سلامت کلنی‌ها و استفاده از تجهیزات مدرن می‌تواند به کاهش هزینه‌ها و افزایش بهره‌وری کمک کند.

  • تعهدات کانسار خزر در مسیر اجرا/برگزاری اکسپو گلستان با محوریت توسعه تجارت

    تعهدات کانسار خزر در مسیر اجرا/برگزاری اکسپو گلستان با محوریت توسعه تجارت

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، عبدالعلی کیان مهر با بیان این مطلب اظهار کرد: نیروگاه ۱۹.۲ مگاواتی کردکوی شرکت کانسار خزر وارد مدار شده و نیروگاه خورشیدی ۲.۵ مگاواتی نیز طبق برنامه تا ماه آینده وارد مدار خواهد شد. همچنین عملیات اجرایی ورزشگاه چندمنظوره این مجموعه در هفته دولت آغاز شد و پیش‌بینی می‌شود این پروژه نیز تا هفته دولت سال آینده به بهره‌برداری برسد.

    وی با اشاره به اقدامات زیست‌محیطی شرکت کانسار خزر گفت: در کنار پروژه‌های توسعه‌ای، اجرای اقدامات مرتبط با حفظ محیط‌زیست و مصوبات سال ۱۴۰۲ در خصوص تالاب نیز در دستور کار شرکت قرار دارد.

    به گفته کیان مهر، این نشست با هدف هماهنگی هرچه بیشتر دستگاه‌های متولی برای اجرای این بخش از تعهدات برگزار شد و این پروژه نیز با رعایت تمامی الزامات زیست‌محیطی و در چارچوب ضوابط و مقررات، اجرا خواهد شد.

    تعهدات کانسار خزر در مسیر اجرا
    تعهدات کانسار خزر در مسیر اجرا

    معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار گلستان در ادامه با تأکید بر نقش بخش خصوصی در برگزاری رویداد نمایشگاهی اکسپو ۲۰۲۶ گلستان نیز گفت: اکسپو گلستان باید با رویکرد معرفی ظرفیت‌های اقتصادی، توسعه تجارت و جذب سرمایه‌گذاری برگزار شود و در این مسیر، اتاق بازرگانی گرگان، اتاق ایران و اتاق‌های مشترک بازرگانی باید نقش فعال و مؤثری ایفا کنند.

    وی افزود: استفاده از ظرفیت اتاق بازرگانی ایران، اتاق‌های مشترک ایران با کشورهای هدف و شبکه فعالان اقتصادی می‌تواند زمینه حضور هیئت‌های تجاری و سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را در این رویداد فراهم کند؛ بنابراین ضروری است ظرفیت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری استان به‌صورت هدفمند به این مجموعه‌ها معرفی و از این فرصت برای توسعه تعاملات اقتصادی گلستان استفاده شود.

    کیان‌مهر در پایان بر تهیه برآورد دقیق هزینه‌های برگزاری و تعیین سهم دستگاه‌ها و بخش خصوصی تأکید کرد و گفت: با تقسیم مسئولیت‌ها، استفاده از ظرفیت حامیان مالی و مشارکت دستگاه‌های اجرایی می‌توان اکسپو گلستان را با کمترین فشار مالی و در عین حال با کیفیت مطلوب برگزار کرد تا این رویداد به فرصتی برای معرفی توانمندی‌های استان و ایجاد تعاملات مؤثر اقتصادی تبدیل شود.

  • رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت/ بازار زینک و کاغذ تب کرد

    رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت/ بازار زینک و کاغذ تب کرد

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: با توجه به اینکه مطبوعات یکی از ارکان مهم و اساسی کشور برای توسعه فضای اطلاع رسانی و آموزش است و چند سالی می شود که سایت‌های خبری بخش بزرگی از این اطلاع رسانی را گرفته و تعداد خوانندگان این نشریات را کاهش داده اما باید گفت که نمی‌توان بدون وجود و حضور نشریات کاغذی فضای رسانه‌ای را به معنای واقعی رسانه‌ای مشاهده و لمس کرد.

    کمبود و افزایش قیمت کاغذ و زینک در چند سال اخیر اگر چه مشکلاتی را برای مدیران رسانه‌های چاپی بوجود آورد اما این کمبود و گرانی در شرایط فعلی جنگی با توجه به مشکلات معیشتی در اثر افزایش قیمت‌ها، تحریم و افزایش قیمت بنزین در چند روز اخیر و در پی آن درآمدهای ناپایدار مطبوعات گلستانی که بخشی از آن را آگهی‌های ثبتی تامین می‌کند، عرصه را به شدت بر این رسانه‌ها تنگ کرده است.

    گلستان با دارا بودن دو روزنامه و چندین هفته‌نامه و البته سرپرستی، یکی از استان‌های کم‌برخودار کشور در بحث اقتصادی به شمار می‌رود که رسانه‌های آن نیز امکان داشتن اسپانسرهای اقتصادی را برای گذران فعالیت خود و پرداخت هزینه‌های جاری نشر و نیرو ندارند و از اینرو با تزریق آگهی‌های ثبتی و دولتی زنده هستند.

    بررسی قیمت‌های بازار کاغذ در هفته اخیر نشان می‌دهد، هر بند کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ اکنون حدود ۸ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان معامله می‌شود، در حالی که بهای این کالا در هفته گذشته حدود شش میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بود. کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۶۰×۹۰ نیز حدود ۷ میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری شده است و بهای آن در هفته گذشته پنج میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بود.

    رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت
    رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت

    در بخش کاغذهای ۸۰ گرمی، قیمت‌ها بیشتر است؛ به‌طوری که هر بند کاغذ در قطع ۷۰×۱۰۰ حدود ۱۰ میلیون و ۲۵۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ حدود ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود. به این ترتیب، قیمت کاغذ تحریر ۸۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ نیز عملاً وارد کانال ۱۰ میلیون تومانی شده است.

    البته افزایش قیمت تنها به کاغذ تحریر محدود نمی‌شود و در این هفته هر بسته کاغذ آچار حدود ۸۲۰ هزار تومان خرید و فروش شد؛ در حالی که قیمت این محصول در هفته گذشته حدود ۷۵۰ هزار تومان بود. این افزایش، در مدت یک هفته، نشان‌دهنده تداوم فشار صعودی در بازار کاغذ است.

    افزایش هزینه مرکب، زینک و چسب

    همزمان با افزایش قیمت کاغذ، سایر مواد اولیه صنعت چاپ نیز با نرخ‌های قابل‌توجهی عرضه می‌شوند؛ در بازار زینک نیز هر زینک دوورقی حدود ۷۰۰ هزار تومان و زینک چهارونیم‌ورقی حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار تومان معامله می‌شود که نشان می‌دهد این کالا نسبت به هفته گذشته هم رشد قیمت داشته است.

    هر کیلوگرم مرکب رنگی گلاسه ایرانی حدود یک میلیون و ۱۹۴ هزار تومان و مرکب مشکی گلاسه حدود ۹۲۳ هزار تومان قیمت دارد، مرکب رنگی تحریر نیز حدود یک میلیون و ۲۹ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر حدود ۷۷۴ هزار و ۹۰۰ تومان عرضه می‌شود. قیمت مرکب‌های خارجی نیز، بسته به برند و کیفیت، بین ۷۸۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۱۰ هزار تومان متغیر است.

    حمید نیکدل، رئیس اتحادیه فروشندگان کاغذ و مقوا در گفتگو با رسانه ایبنا گفت: به دلیل افزایش قیمت‌ها خرید و فروش کاغذ تقریبا متوقف شده است، نه خریدار رغبتی به خرید دارد و نه فروشنده و نوعی رکود در کار ایجاد شده است.

    به گفته وی، این وضعیت مطلوب مصرف‌کننده و فروشنده نیست اما نامشخص بودن وضعیت بازار، همچنین نرخ ارز به این مساله دامن زده است.

    رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت
    رسانه‌های چاپی گلستان زیر تیغ افزایش قیمت

    همچنین چاپخانه‌داران نیز افزایش قیمت مواد اولیه را یکی از مهم‌ترین چالش‌های فعالیت خود می‌دانند؛ رشد قیمت کاغذ، مرکب، زینک و سایر مواد مصرفی، هزینه اجرای سفارش‌های چاپی را افزایش می‌دهد و در صورت ادامه این روند، می‌تواند به افزایش نرخ خدمات چاپ منجر شود.

    نگاهی گذرا به بازار نشان می‌دهد، بازار کاغذ بیش از آنکه صرفاً از میزان موجودی فعلی تأثیر بپذیرد، به چشم‌انداز تأمین کالا و هزینه جایگزینی وابسته است. زمانی که واردکننده نسبت به زمان و نرخ تأمین ارز اطمینان نداشته باشد، عرضه کالا، با احتیاط بیشتری انجام می‌شود و افزایش هزینه‌های آینده می‌تواند بر قیمت‌های امروز تاثیر بگذارد.

    آینده کاغذ؛ ثبات مشروط یا افزایش تدریجی؟
    بررسی مجموعه متغیرهای بازار نشان می‌دهد چشم‌انداز کوتاه‌مدت صنعت چاپ و نشر بیش از هر چیز به وضعیت تخصیص ارز و نحوه تأمین کالا وابسته است. در این صورت، اگر روند تأمین ارز، بهبود یابد و عرضه‌کنندگان نسبت به واردات و تأمین مجدد کالا اطمینان پیدا کنند، احتمال ثبات نسبی قیمت کاغذ در هفته‌های آینده وجود دارد؛ هرچند کاهش محسوس قیمت‌ها در کوتاه‌مدت دور از انتظار به نظر می‌رسد.

    اما در حالت دوم، یعنی تداوم مشکلات تخصیص ارز و افزایش تقاضای فصلی، کاغذ تحریر می‌تواند از مرز ۷ میلیون تومان عبور کند و سایر انواع کاغذ و محصولات نیز تحت تأثیر آن قرار گیرند. افزایش همزمان قیمت مواد مصرفی چاپ نیز موجب می‌شود حتی با ثبات نسبی قیمت کاغذ، هزینه تمام‌شده تولید محصولات چاپی همچنان روندی صعودی داشته باشد.

    مردم، گرانی و آینده رسانه‌های مکتوب !

    در چنین شرایطی، چاپخانه‌ها و ناشران با دو چالش همزمان مواجه خواهند بود: افزایش سرمایه در گردش مورد نیاز برای تأمین مواد اولیه و دشواری انتقال کامل هزینه‌ها به قیمت نهایی محصول در بازاری که توان خرید مخاطب محدود است؛ بنابراین فشار هزینه ممکن است بیش از هر بخش دیگری بر حاشیه سود فعالان صنعت چاپ و نشر اثر بگذارد.

    بر اساس گزارش‌های منتشر شده در رسانه ها، به نظر می‌رسد هفته‌های پیش رو برای بازار کاغذ و صنعت چاپ مهم باشد؛ اگر سیاست‌گذاری ارزی و روند تأمین مواد اولیه بتواند ثبات بیشتری ایجاد کند، بازار فرصت خواهد داشت از جهش‌های ناگهانی فاصله بگیرد؛ اما ادامه وضعیت کنونی، همراه با افزایش تقاضای فصلی، می‌تواند پاییزی پُرهزینه برای ناشران، چاپخانه‌داران و مصرف‌کنندگان محصولات فرهنگی رقم بزند.

    اگرچه اکنون کاغذ، هنوز به‌طور رسمی وارد کانال ۷ میلیون تومان نشده است، اما قیمت ۶ میلیون و ۹۰۰ هزار تومانی هر بند کاغذ تحریر نشان می‌دهد این مرز روانی بیش از هر زمان دیگری در دسترس است؛ مرزی که عبور از آن می‌تواند نشانه‌ای از آغاز دور تازه‌ای از افزایش هزینه در صنعت چاپ و نشر باشد.

    نوسانات نرخ ارز، چالش‌های سیاسی، عدم تخصیص ارز و سودجویی برخی از دلالان برای کسب سود بیشتر را می‌توان از مهمترین دلایل تغییرات بازار دانست. به نظر می‌رسد که پیش‌بینی و اتخاذ تمهیدات ویژه از سوی دولت و معاونت‌های مطبوعاتی استان‌ها می‌تواند برای فعالان این حوزه و برون رفت از آن راهگشا باشد.

  • ایرادات و مشکلات موجود در کمیته فنی دفتر جنگلکاری و پارک‌ها احصا شده است

    ایرادات و مشکلات موجود در کمیته فنی دفتر جنگلکاری و پارک‌ها احصا شده است

    به گزارش سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، کامران پورمقدم امروز در همایش پارک‌های جنگلی منطقه ۳ کشور در گرگان، اظهار کرد: پارک‌های جنگلی حلقه ارتباطی میان جامعه و جنگل هستند و می‌توانند مردم را با اکوسیستم‌های جنگلی، خدمات و کارکردهای آن آشنا کنند.

    وی ادامه داد: ظرفیت‌های گردشگری و تفرجی پارک‌های جنگلی اهمیت زیادی دارد و اقدامات ارزشمندی نیز در این زمینه به‌ویژه در منطقه جنگل‌های هیرکانی، انجام شده است ولی در تهیه و اجرای طرح‌های پارک‌های جنگلی باید میزان اثرگذاری این طرح‌ها بر حفاظت و احیای جنگل‌ها، توسعه زون‌های احیایی و بهبود وضعیت عرصه‌های جنگلی نیز مورد توجه قرار گیرد.

    پورمقدم با اشاره به حساسیت جامعه نسبت به حفاظت از جنگل‌، گفت: در برنامه هفتم توسعه نیز بر مدیریت جنگل‌ها در قالب طرح‌های مدیریت پایدار تاکید شده است و یکی از مهم‌ترین ابزارهای مدیریتی در این زمینه، پارک‌های جنگلی و ظرفیت‌های غیرچوبی اقتصادی جنگل‌ها به‌ویژه ظرفیت تفرجی آن‌ها است.

    معاون امور جنگل سازمان: مدیریت پارک‌های جنگلی، حفاظت و احیای جنگل‌ها هدف اصلی است

    وی خاطرنشان کرد: بر اساس مطالعات آمایشی و نیمه‌تفصیلی انجام‌شده در جنگل‌های هیرکانی، ظرفیت‌های تفرجی یکی از کارکردهای مهم این پهنه‌هاست که باید با رعایت شاخص‌ها و شیوه‌نامه‌های مشخص، برای مدیریت پایدار جنگل مورد استفاده قرار گیرد.

    پورمقدم یادآور شد: ایرادات و مشکلات موجود در کمیته فنی دفتر جنگلکاری و پارک‌ها احصا شده و نامه‌ای نیز برای معاونت حفاظت و امور اراضی سازمان ارسال شده که امیدواریم با برگزاری نشست‌های مشترک، این موارد اصلاح شود تا اجرای طرح‌ها با شفافیت و سهولت بیشتری انجام گیرد.

    وی درباره نحوه محاسبه پرداخت‌های مربوط به طرح‌های زراعت چوب نیز گفت: در عرصه‌های ملی و منابع طبیعی، موضوعی تحت عنوان حق انتفاع در طرح‌های زراعت چوب مطرح نیست و دریافت مبالغ با این عنوان صحیح نیست.

    معاون امور جنگل ادامه داد: پرداخت‌های مربوط به طرح‌های زراعت چوب باید بر اساس بیلان طرح، هزینه‌ها، درآمدها و سهمی که به عنوان بهره مالکانه تعیین می‌شود، محاسبه و دریافت شود.

    پورمقدم همچنین با اشاره به تدوین شیوه‌نامه شناسایی و مدیریت درختان خطرساز، گفت: شاخص‌های مربوط به درختان خطرساز، درختان شکسته و افتاده و سایر موارد مرتبط با ماده ۳۶ قانون حفاظت و بهره‌برداری تدوین شده است.

    وی افزود: هر درخت کج یا معوجی را نمی‌توان در هر نقطه‌ای درخت خطرساز تلقی کرد، موقعیت مکانی درخت، میزان تردد جمعیت، حضور گردشگران یا ساکنان و قرار گرفتن در مجاورت جاده‌ها و مسیرهای پرتردد از جمله شاخص‌هایی است که در این شیوه‌نامه مورد توجه قرار گرفته است.

    مدیرکل دفتر جنگلکاری، پارک‌ها و ذخیره‌گاه‌های جنگلی سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور نیز گفت: توسعه کمی و کیفی پارک‌های جنگلی و استفاده از ظرفیت‌های تفرجی آن‌ها، در چارچوب طرح مدیریت پایدار جنگل‌های شمال دنبال می‌شود.

    بهرام دلفان اباذری افزود: در این چارچوب، دانشگاه‌ها می‌توانند متناسب با برنامه‌های آموزشی خود، از ظرفیت عرصه‌های جنگلی استفاده کنند و در کنار طرح‌های جنگلداری، پارک جنگلی و ذخیره‌گاه جنگلی نیز داشته باشند.

    وی ادامه داد: توسعه پارک‌های جنگلی تنها به استان‌های شمالی محدود نمی‌شود و استان‌های همجوار نیز از ظرفیت‌های طبیعی مناسبی برخوردارند. مناطق جنگلی و گردشگری در استان‌هایی مانند خراسان شمالی و اردبیل می‌توانند با همکاری استانداری‌ها و دستگاه‌های اجرایی، به پارک‌های جنگلی و تفرجگاه‌های مناسب تبدیل شوند.

    معاون امور جنگل سازمان: مدیریت پارک‌های جنگلی، حفاظت و احیای جنگل‌ها هدف اصلی است

    دلفان اباذری افزود: در طرح‌های مدیریت پایدار جنگل‌های شمال، پهنه‌ها و کارکردهای مختلفی پیش‌بینی شده که بخشی از آن به موضوع تفرج، بخشی به ذخیره‌گاه‌های جنگلی و بخش دیگری به مأموریت‌های دفتر جنگلکاری و پارک‌ها مربوط است.

    وی افزود: پارک‌های جنگلی کشور حاصل تلاش و تجربه چندین نسل از مدیران، کارشناسان و کارکنان منابع طبیعی است و بسیاری از پارک‌های شناخته‌شده کشور از جمله پارک‌های جنگلی خارج از شمال، نتیجه اقدامات ارزشمند گذشتگان در حوزه جنگلکاری و توسعه فضای سبز به شمار می‌رود.

    مدیرکل دفتر جنگلکاری، پارک‌ها و ذخیره‌گاه‌های جنگلی ادامه داد: در استان‌های شمالی کشور، به دلیل برخورداری از شرایط طبیعی مناسب، ظرفیت قابل‌توجهی برای توسعه پارک‌های جنگلی وجود دارد و طی سال‌های اخیر نیز اقدامات مناسبی برای شناسایی و برنامه‌ریزی این مناطق انجام شده است.

    وی ‌همچنین با اشاره به اهمیت آموزش و اطلاع‌رسانی در پارک‌های جنگلی، گفت: در تمامی طرح‌های پارک‌های جنگلی باید فضای مشخصی برای ایجاد مرکز بازدیدکنندگان یا خانه طبیعت پیش‌بینی شود، بازدیدکننده باید بداند وارد چه عرصه‌ای شده و این پارک چه ظرفیت‌ها، کارکردها و امکاناتی دارد.

    در این همایش معاونان امور جنگل ادارات کل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان، خراسان شمالی، نوشهر مازندران، اردبیل، ساری مازندران، سمنان و گیلان به طرح مسایل و مشکلات حوزه پارک های جنگلی در استان‌های خود پرداخته و راهکارهایی از جمله تفویض اختیار به اداره کل استانی برای تعیین تکلیف درختان خطرساز، اضافه کردن زمان ایجاد زیرساخت‌ها به زمان قرارداد از ۱۵ سال به ۱۸ سال، ‌ارایه کردند.

  • پرداخت وام ارزان قیمت و مورد نیاز برای خرید مواد اولیه تولید کنندگان صنایع دستی

    پرداخت وام ارزان قیمت و مورد نیاز برای خرید مواد اولیه تولید کنندگان صنایع دستی

    به گزارش سرویس فرهنگی بازار کسب و کار، ️حسین خواجه بیدختی امروز در گرگان اظهار کرد: باوجود شرایط جنگی و مشکلات مالی دولت، حجم تسهیلات حمایتی حوزه صنایع دستی و بوم گردی‌ها امسال در مقایسه با سال گذشته ۲۵ هزار میلیارد ریال و سقف وام پرداختی به متقاضیان نیز از مبلغ ۲۵۰ میلیون به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است.

    وی افزود: درسال گذشته هم ۷۵ هزار میلیارد ریال تسهیلات از محل تبصره ۱۵ به هنرمندان صنایع دستی و صاحبان بوم گردی‌ها و در مجموع به ۱۷۰۰ کارگاه متقاضی در این ۲ بخش پرداخت شد.

    خواجه بیدختی از حمایت تسهیلاتی از تامین کنندگان مواد اولیه زنجیره تولید درحوزه صنایع دستی هم خبر داد و اضافه کرد: امسال به‌منظور کنترل نوسانات قیمت مواد اولیه و جلوگیری از ضرور و زیان فعالان صنایع دستی، وام ارزان قیمت و مورد نیاز به تامین کنندگان مواد اولیه این بخش هم پرداخت خواهد شد.

    وی ادامه داد: افراد حقیقی یا حقوقی (شرکت‌ها) فعال در حوزه تامین مواد اولیه صنایع دستی می‌توانند با مراجعه به ادارات میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان یا استان محل سکونت خود از این تسهیلات استفاده کنند.

    حمایت ۱۰۰ هزار میلیارد ریالی دولت از هنرمندان صنایع دستی

    وی به همراه چند تن دیگر از مدیران کل وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از موزه تخصصی هنرهای سنتی (دستبافته‌های داری ترکمن) متعلق به بخش خصوصی در شهر گنبدکاووس و نیز روستای مرزی تنگلی از توابع بخش داشلی رون این شهرستان که درحوزه سوزن دوزی فعالیت دارد، دیدن کردند.

    شهرستان گنبدکاووس بیش از ۴۰۰ هزار نفر جمعیت متشکل از اقوام و مذاهب اسلامی و نیز بیش از هفت هزار هنرمند فعال در حوزه صنایع دستی دارد.

  • جای خالی تسهیلات و زنجیره ارزش، برای رونق تولید گیاهان دارویی در گلستان

    جای خالی تسهیلات و زنجیره ارزش، برای رونق تولید گیاهان دارویی در گلستان

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: مناطق کوهستانی و جنگلی و مرتعی گلستان، هر یک میزبان گیاهان دارویی گوناگون و پرخاصیتی است که با آشکارشدن فواید آن، به گیاهانی پرمصرف در میان خانواده‌ها تبدیل شده و آرام آام جای خود را در سبد کالایی مردم باز کرده است.

    امکان رشد و تولید بیش از هزار و ۷۰۰ گیاه دارویی شناخته شده و گمنام در جای جای گلستان، یک فرصت کم نظیر را برای علاقمندان کشاورزی فراهم کرده تا با شناسایی درست این گیاهان و موارد مصرف و فواید درمانی و دارویی آن، نسبت به کشت و تولید آن اقدام کنند اما مشکل اصلی فعالان این بخش کمبود سرمایه در گردش و علاوه بر آن ایجاد زنجیره ارزش است.

    طبق گزارش دستگاه‌های مرتبط با گیاهان دارویی از مجموع گیاهان شناسایی شده در گلستان ۴۰۹ گونه آن دارویی است کـه ۱۵۶ گونه در جنگل ها، ۹۸ گونه در مراتـع، ۴۷ گونه درحاشیه مزارع و ۱۰۸ گونه دیگر به صورت مشترک در اراضی جنگلی، مرتعی و زراعی رشد می‌کند.

    مدیرعامل شرکت تعاونی زعفران‌کاران وامنان صدور مجوز صادرات محصولات گیاهان دارویی، تامین سرمایه در گردش و ایجاد بانک زعفران را از مطالبات تولیدکنندگان عنوان کرد و گفت: راه‌اندازی بانک زعفران می‌تواند از فروش محصول کشاورزان با قیمت پایین در زمان برداشت جلوگیری کند و زمینه عرضه و صادرات آن را در زمان مناسب فراهم سازد.

    ذبیح الله عادلی همچنین خواستار توسعه صنایع فرآوری گل زعفران در گلستان شد و اظهار کرد: بخش قابل توجهی از گل زعفران تولیدی گلستان در فصل برداشت به استان‌های دیگر ارسال می‌شود و فرآوری آن در داخل استان می‌تواند ضمن جلوگیری از خام‌فروشی، اشتغال و درآمد بیشتری برای روستاییان ایجاد کند.

    وی با اشاره به خرد شدن اراضی زعفران در نتیجه تقسیم زمین میان اعضای خانواده‌ها، بر ضرورت مدیریت و اصلاح الگوی کشت تاکید کرد و گفت: حفظ زمین‌های زعفران و افزایش بهره‌وری در قطعات کوچک، نیازمند برنامه‌ریزی، آموزش و حمایت فنی مستمر از کشاورزان است.

    عادلی با بیان این که کشت زعفران در روستای وامنان از توابع بخش چشمه‌ساران شهرستان آزادشهر، بیش از ۳۰ سال قبل و با هدف مقابله با کمبود آب و تغییر الگوی کشت از سیب‌زمینی، گندم و جو آغاز شده است، افزود: زراعت زعفران در وامنان به‌تدریج به دست‌کم ۵۰ روستای اطراف گسترش یافته و اکنون حدود هزار و ۵۰۰ هکتار از اراضی منطقه به این محصول اختصاص دارد که این فعالیت زمینه‌ساز کوچ معکوس حدود ۱۲۰ خانوار و بازگشت شماری از خانواده‌ها به روستاهای منطقه شده است.

     

    وی ادامه داد: شرکت تعاونی تولید روستایی زعفران‌کاران وامنان نیز در سال ۱۳۹۲ با عضویت هزار سرپرست خانوار از پنج روستا تشکیل شد و در کنار آموزش، کشت و فرآوری زعفران، در زمینه تولید و فرآوری گل‌محمدی، گل‌گاوزبان و دیگر گیاهان دارویی نیز فعالیت می‌کند.

    هفت برابرشدن کشت زعفران در خمین

    عادلی خاطرنشان کرد: این شرکت تاکنون حدود ۲۰۰ هزار اصله نهال گل‌محمدی و دیگر درختان مثمر را میان کشاورزان منطقه توزیع کرده و حدود ۴۰ هکتار از اراضی نیز به کشت گل‌محمدی اختصاص یافته و امسال حدود ۱۲ تن گل‌محمدی از کشاورزان خریداری شد.

    معاون باغبانی جهاد کشاورزی گلستان نیز با اشاره به این که گیاهان دارویی این استان یکی از ظرفیت های سرمایه گذاری برای ایجاد ارزش افزوده برای بهره برداران و کمک به رونق اقتصادی استان به شمار می‌رود، گفت: باید از این حوزه اشتغالزا و درآمد زا برای جوامع روستایی استان، حمایت بیشتری به عمل آید تا برندهایی در کشور و حتی زمینه صادرات بیشتر این محصولات فراهم شود.

    نوید رضا فرهانی افزود: سالانه حدود سه هزار و ۸۰۰ تن محصول از گروه گیاهان دارویی از سطح زیر سه هزار و ۱۵ هکتار در استان تولید می‌شود که از ارزش اقتصادی بالایی برخوردار است.

    وی با اشاره به این که زعفران یکی از مهم‌ترین محصولات این حوزه در استان گلستان به شمار می رود، گفت: در حال حاضر از هزار و ۵۰۰ هکتار باغ زعفرانی ایجاد شده در استان، حدود ۴.۵ تن زعفران با کیفیت بالا در گلستان تولید می‌شود که بخشی از آن در استان فرآوری و حتی صادر می‌شود.

    فرهانی با بیان این‌که توسعه مناطق کم‌برخوردار شرقی و شمالی استان از طریق محصولات کم‌آب‌بر می‌تواند به افزایش درآمد روستاییان کمک کند، افزود: توسعه کشت گل‌محمدی و دیگر گیاهان دارویی در این مناطق باید با برنامه‌ریزی مناسب دنبال شود.

    وی کشاورزی قراردادی و برندسازی را از نیازهای مهم حوزه گیاهان دارویی در استان گلستان دانست و گفت: در حال حاضر برخی شرکت‌ها به‌صورت محدود در این زمینه فعالیت می‌کنند و با اختصاص اعتبارات و حمایت‌های لازم می‌توان دامنه فعالیت آن‌ها را گسترش داد.

    معاون باغبانی جهادکشاورزی گلستان ادامه داد: اسانس‌گیری از گیاهان دارویی، فرآوری و بسته‌بندی این محصولات ارزش افزوده قابل توجهی ایجاد می‌کند و باید در طرح‌های توسعه‌ای استان مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

     

    محمد ابراهیم حسن‌نژاد معاون راهبری، امور زیربنایی و اقتصادی معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست‌جمهوری نیز از آمادگی این معاونت برای حمایت از طرح‌های توسعه‌ای در حوزه گیاهان دارویی، دامپروری، شتر و سایر ظرفیت‌های اقتصادی روستاهای معرفی شده از سوی استان گلستان خبر داد و گفت: طرح‌هایی که با همکاری دستگاه تخصصی تهیه و ارائه شوند، در اولویت بررسی و پیگیری قرار می‌گیرند.

  • تقویت زیرساخت‌های انبارداری و لجستیکی در مرز اینچه برون ضروری است

    تقویت زیرساخت‌های انبارداری و لجستیکی در مرز اینچه برون ضروری است

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، عبدالعلی کیان مهر در جریان بازدید از شرکت انبارهای عمومی و خدمات گمرکی ایران در تهران، بر ظرفیت‌های این مجموعه برای توسعه زیرساخت‌های انبارداری و لجستیکی استان و منطقه آزاد اینچه‌برون تأکید و اظهار کرد: ایجاد ظرفیت‌های استاندارد انبارداری در کنار گمرک، پایانه مرزی، خطوط ریلی و زیرساخت‌های منطقه آزاد، می‌تواند زمان و هزینه عملیات تجاری را کاهش و حجم مبادلات را افزایش دهد.

    وی افزود: اینچه برون به عنوان یکی از مرزهای شمالی کشور بخصوص در زمان جنگ و تحریم می تواند نقش مهمی در رونق تجاری ایران و ارتباط با کشورهای آسیای میانه ایفا کند.

    کیان مهر بیان کرد: استفاده از ظرفیت های این منطقه نیازمند توسعه خدمات لجستیکی و انبارداری است و چرا که این امکان را به تجار می دهد تا در فضایی امن در این کریدور به تجارت بپردازند.

    وی ادامه داد: همسایگی گلستان با استان بالکان ترکمنستان و زیرساخت‌های گمرکی اینچه‌برون، فرصتی بی‌نظیر برای گسترش تجارت با این کشور همسایه فراهم کرده است.

    گفتنی است، در این دیدار ظرفیت‌های سرمایه‌گذاری و توسعه خدمات انبارداری، لجستیکی بررسی و بر پیگیری عملیاتی شدن همکاری‌ها تأکید شد؛ اقدامی که می‌تواند به تسهیل تجارت، افزایش گردش کالا، جذب سرمایه‌گذاری و رونق اقتصادی استان منجر شود.

  • قدردانی معاون حقوقی رئیس‌جمهور از استانداری گلستان

    قدردانی معاون حقوقی رئیس‌جمهور از استانداری گلستان

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار، مجید انصاری معاون حقوقی رئیس‌جمهور، امروز در آیین امضای اسناد سرمایه‌گذاری مرکز لجستیک اینچه‌برون، با ابراز خرسندی از به ثمر نشستن اقدامات انجام‌شده برای توسعه این مرکز، گفت: توسعه همه‌جانبه راه‌آهن در مسیر کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب و همچنین توسعه و به‌هم‌پیوستگی شبکه داخلی ریلی، از ضرورت‌های کشور است که در سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری و قانون برنامه هفتم توسعه نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

    مجید انصاری بر عزم دولت برای رفع موانع حقوقی پیش روی سرمایه‌گذاری بخش خصوصی داخلی و خارجی تاکید کرد و از پیگیری آن معاونت برای ارایه راهکار در این زمینه خبر داد.

    معاون حقوقی رئیس‌جمهور یکی از وظایف ذاتی و قانونی معاونت حقوقی ریاست‌جمهوری را رفع گره‌ها و موانع حقوقی پیش روی تولید و فعالیت‌های اقتصادی عنوان کرد.

    وی با تاکید بر اهمیت کریدور شمال ـ جنوب و پروژه‌های مرتبط با آن، مرکز لجستیک اینچه‌برون را یکی از ظرفیت‌های مهم در این حوزه دانست و گفت: دولت و دستگاه‌های اجرایی موظف به رفع مشکلات بخش خصوصی در مسیر سرمایه‌گذاری هستند.

  • شکار یک فروند زیرسطحی هوشمند دشمن آمریکایی در تنگه هرمز

    شکار یک فروند زیرسطحی هوشمند دشمن آمریکایی در تنگه هرمز

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار از سپاه نیوز، اطلاعیه شماره ۱۲ روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَأُخْرَىٰ تُحِبُّونَهَا نَصْرٌ مِّنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ  وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ( صف/۱۳)

    مردم مبعوث شده ایران عزیز؛

    با عنایت خاصه خداوند متعال رزمندگان نیروی دریایی سپاه یکی از مدرن ترین زیر دریایی های هوشمند و بدون سرنشین ارتش تروریست امریکا را در ورودی تنگه هرمز طی یک اقدام پیچیده اشراف اطلاعاتی و عملیاتی در سحرگاه امروز به دام انداختند.

    این زیر سطحی هوشمند از جدیدترین تکنولوژی در حوزه زیر سطحی در دنیا برخور دار بوده، که سال ۲۰۲۵ میلادی به ناوگان ارتش تروریست آمریکا تحویل شده است.

    گفتنی است این زیر سطحی  اکنون به غنیمت گرفته شده و طی ساعات دیگر تصاویری از آن منتشر خواهد شد.

    وما النصر الا من عند الله العزیز الحکیم


     

  • رقم کالا برگ افزایش می یابد

    رقم کالا برگ افزایش می یابد

    به گزارش بازار کسب و کار محمدرضا عارف عصر سه‌شنبه در گفت‌وگو با خبرنگاران، با اشاره به برنامه‌ریزی‌های انجام‌شده برای افزایش میزان کالابرگ الکترونیکی، گفت: دولت مصمم است به‌زودی افزایش اعتبار این طرح را کلید بزند و جزئیات آن را اعلام کند.

    او گفت: افزایش میزان کالابرگ الکترونیکی با نظر و تأکید رئیس‌جمهور از اسفندماه سال گذشته در دستور کار قرار داشته، اما تأمین‌نشدن کامل منابع مالی مورد نیاز، اجرای کامل آن را با تأخیر مواجه کرده است.

    معاون اول رئیس‌جمهور افزود: دولت تأمین منابع مالی این طرح را دنبال می‌کند و در صورتی که امکان پوشش یکباره تمامی اقشار فراهم نشود، افزایش میزان کالابرگ می‌تواند در فازهای نخست برای بخش‌هایی از جامعه اجرا شود.

    عارف تأکید کرد: جزئیات اجرای این برنامه و نحوه افزایش میزان کالابرگ در اولین فرصت به مردم اعلام خواهد شد.

    بر اساس اظهارات معاون اول رئیس‌جمهور، تأمین منابع مالی همچنان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در زمان و دامنه اجرای افزایش کالابرگ است و دولت میان اجرای یکباره برای همه اقشار و اجرای مرحله‌ای آن، در صورت محدودیت منابع، انعطاف در نظر گرفته است.

    آنچه در این اظهارات قطعی به نظر می‌رسد، تأکید دولت بر افزایش کالابرگ است؛ با این حال، مبلغ افزایش، زمان دقیق اجرا و دامنه پوشش آن هنوز اعلام نشده و تحقق این برنامه به تأمین منابع مالی مورد نیاز وابسته است.

  • گلستان نیازمند حمایت اعتباری برای رونق دوباره طلای سفید

    گلستان نیازمند حمایت اعتباری برای رونق دوباره طلای سفید

    بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: معاون راهبری، امور زیربنایی و اقتصادی معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست‌جمهوری با تاکید بر ضرورت تکمیل زنجیره ارزش پنبه در گلستان، گفت: رفع مشکلات فنی، سرمایه در گردش، فناوری، بازار و سیاست‌های وارداتی، پیش‌شرط دستیابی به تولید پایدار این محصول در استان است.

    محمدابراهیم حسن‌نژاد در نشست بررسی وضعیت کشت پنبه در گلستان، افزود: شکل‌گیری صنایع وابسته از جمله نساجی و وجود ظرفیت‌های مناسب در این استان، اهمیت ویژه‌ای به پنبه داده که تلاش می‌کنیم برای تدوین یک برنامه جامع اقدام کنیم.

    وی گفت: باید مشخص شود سرمایه‌گذاری و حمایت‌ها در کدام حلقه زنجیره بیشترین اثر را دارد، چه عواملی به تولید آسیب زده و کدام سیاست‌ها، از جمله سیاست‌های مرتبط با واردات، بر وضعیت تولید داخلی اثرگذار بوده است.

    حسن‌نژاد ادامه داد: بخش عمده درآمد و اشتغال روستاییان کشور به فعالیت‌های کشاورزی وابسته است و بسیاری از صنایع تبدیلی و مشاغل ایجادشده در روستاها نیز با بخش کشاورزی ارتباط مستقیم دارند که در معاونت توسعه روستایی، استفاده از ظرفیت‌های بومی مناطق مختلف، مهارت‌آموزی، تقویت جوامع محلی و توسعه زنجیره‌های ارزش محصولات روستایی دنبال می‌شود.

    معاون راهبری، امور زیربنایی و اقتصادی معاونت توسعه روستایی و مناطق محروم ریاست‌جمهوری با اشاره به این‌که زنجیره‌های تولید ممکن است با مشکلات فنی، کمبود سرمایه و سرمایه در گردش، فناوری و بازار مواجه باشند، گفت: معاونت توسعه روستایی تا حد امکان رفع این مشکلات تلاش خواهد کرد.

    وی تاکید کرد: اگر پس از تولید، بازار مناسب، فناوری لازم یا ظرفیت صنعتی کافی وجود نداشته باشد، محصول با مشکل مواجه می‌شود؛ بنابراین باید همه حلقه‌های زنجیره، از تولید و فرآوری تا بازار داخلی و صادرات، همزمان مورد توجه قرار گیرد.

    وی اضافه کرد: بسیاری از محصولات و الیاف مورد نیاز کشور، از جمله الیاف گیاهی و دامی، ظرفیت تولید داخلی دارند و بخش مهمی از سرمایه‌گذاری‌های مورد نیاز نیز در حوزه صنعت و فرآوری انجام می‌شود؛ از این‌رو بررسی همزمان مسائل کشاورزی، صنعت، بازرگانی و سیاست‌گذاری ضروری است.

    ضرورت تدوین برنامه جامع برای پنبه گلستان

    رییس سازمان جهاد کشاورزی گلستان نیز در این نشست گفت: حل مشکلات پنبه و رونق دوباره کشت این محصول، یکی از مطالبات گلستان است که تلاش می‌کنیم طرح و برنامه عملیاتی برای توسعه این محصول فراهم کنیم.

    ابراهیم هزارجریبی افزود: در حاشیه این نشست، پیشنهادهایی درباره حمایت از توسعه دامپروری، پرورش شتر، گیاهان دارویی و دیگر ظرفیت‌های اقتصادی روستاهای گلستان نیز مطرح شد تا معاونت توسعه روستایی در این بخش‌ها نیز در کنار استان قرار گیرد.

    گلستان نیازمند حمایت اعتباری و سیاستی است

    معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گلستان نیز پنبه را یکی از محصولات راهبردی، صنعتی و اقتصادی استان دانست و گفت: گلستان از ظرفیت‌های مناسبی برای توسعه کشت پنبه برخوردار است و تنوع اقلیمی، منابع آب و خاک، وجود موسسه تحقیقات پنبه کشور، مراکز علمی و آموزشی، تشکل‌های معتبر و تعاونی‌های تولید از مهم‌ترین مزیت‌های استان در این زمینه به شمار می‌رود.

    علی‌اکبر مهقانی‌نوده افزود: وجود کارخانه‌های پنبه‌پاک‌کنی و روغن‌کشی، دانش فنی کارشناسان و کشاورزان و قرار گرفتن گلستان در کریدورهای مواصلاتی کشور، ظرفیت مناسبی برای توسعه زنجیره پنبه ایجاد کرده است.

    وی با اشاره به سابقه طولانی کشت پنبه در گلستان، گفت: کشت این محصول در استان از حدود سال ۱۳۱۰ آغاز شده و در گذشته سطح زیرکشت پنبه به حدود ۱۵۰ هزار هکتار می‌رسید، اما به دلیل کوچک شدن اراضی، کاهش حمایت‌ها، افزایش ریسک تولید و برخی عوامل بیرونی، سطح کشت آن در سال گذشته به حدود هشت هزار و ۵۰۰ هکتار بود و امسال به حدود ۹ هزار هکتار رسید.

    وی از برنامه‌ریزی برای تامین و تدارک بذر پنبه، ضدعفونی بذر، توسعه کشت حفاظتی و مستقیم، تامین و توزیع نهاده‌ها و ایجاد پایگاه‌های الگویی و مکانیزه خبر داد و گفت: این اقدامات با هدف افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌های تولید و توسعه برداشت ماشینی انجام می‌شود.

    معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی گلستان، افزود: حدود ۴۰ درصد هزینه تولید پنبه مربوط به برداشت است و توسعه برداشت مکانیزه می‌تواند ضمن کاهش هزینه‌ها، سرعت عملیات را افزایش داده و از آسیب به الیاف جلوگیری کند.

    وی با اشاره به اجرای کشت قراردادی پنبه با مشارکت بخش خصوصی گفت: ترویج کشت مکانیزه، ایجاد فاصله مناسب بین ردیف‌های کشت، شناسایی و بهینه‌سازی کمباین‌های برداشت پنبه و توسعه سیستم‌های نوین آبیاری از دیگر برنامه‌های استان است.

    مهقانی‌نوده خاطرنشان کرد: استان گلستان با همکاری مرکز تحقیقات پنبه کشور و حمایت استانداری، موضوع بهینه‌سازی کمباین‌های برداشت پنبه را پیگیری می‌کند و امیدواریم این اقدام در آینده نزدیک به افزایش ضریب مکانیزاسیون در استان منجر شود.

    وی مهم‌ترین چالش‌های توسعه کشت پنبه در گلستان را بالا بودن هزینه تولید، نبود تناسب میان قیمت خرید محصول و هزینه‌های تولید، افزایش هزینه نیروی کار، پایین بودن ضریب مکانیزاسیون برداشت، کوچک بودن قطعات اراضی، کاهش منابع آبی و کافی نبودن حمایت‌های اعتباری عنوان کرد.

    معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی گلستان، افزود: پنبه در استان با محصولاتی مانند شالی، ذرت، سویا و برخی محصولات سبزی و صیفی برای استفاده از زمین رقابت دارد و افزایش مزیت اقتصادی این محصولات، تصمیم کشاورزان برای کشت پنبه را دشوار کرده است.

    وی ادامه داد: واردات بی‌رویه و نبود پشتیبانی بازرگانی مناسب از تولیدکنندگان داخلی نیز از دیگر چالش‌های این بخش است و باید برای حمایت از تولید داخلی، سیاست‌های منسجم‌تری در حوزه تجارت و واردات اتخاذ شود.

    مهقانی‌نوده گفت: پنبه از نظر تناوب زراعی یکی از بهترین محصولات برای استان گلستان است، زیرا پوشش مناسبی در فصل تابستان ایجاد می‌کند، به کاهش تبخیر از سطح خاک کمک می‌کند و با توجه به ویژگی‌های ریشه‌ای، نقش مؤثری در تناوب محصولات کشاورزی دارد.

    وی اضافه کرد: تنوع فرآورده‌های حاصل از پنبه، ظرفیت بالای اشتغال‌زایی، ایجاد ارزش افزوده و کمک به جلوگیری از مهاجرت روستاییان، اهمیت احیای کشت این محصول را دوچندان کرده است.

    معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی گلستان ایجاد زنجیره ارزش پنبه را یکی از مهم‌ترین راهکارهای توسعه این محصول دانست و گفت: حمایت از کشت قراردادی، ایجاد زنجیره تولید، فرآوری پنبه‌دانه و استحصال روغن و کنجاله، بازسازی و نوسازی کارخانه‌های پنبه‌پاک‌کنی و حمایت اعتباری از کارگاه‌ها و صنایع مرتبط باید در دستور کار قرار گیرد.

    وی پیشنهاد کرد: واردات پنبه به خرید پنبه تولید داخل مشروط شود تا ضمن حمایت از کشاورزان، زمینه رونق صنایع داخلی و افزایش انگیزه تولید فراهم شود.

    مهقانی‌نوده همچنین تعیین قیمت تضمینی متناسب با هزینه‌های تولید و قدرت رقابت پنبه با محصولات رقیب، حمایت از تولید ارقام داخلی سازگار با شرایط استان و قابل برداشت با ماشین، تقویت شبکه‌های ترویج و مراقبت پنبه و تامین ادوات و ماشین‌آلات مورد نیاز را ضروری دانست.

    وی خاطرنشان کرد: توسعه سیستم‌های نوین آبیاری، افزایش بهره‌وری به ازای هر واحد آب و پرداخت تسهیلات برای کاشت، داشت و برداشت و سرمایه در گردش از دیگر نیازهای اساسی پنبه‌کاران و صنایع وابسته در گلستان است.

  • آموزش، فرهنگ‌سازی و ترویج حفاظت در دستور کار منابع طبیعی است

    آموزش، فرهنگ‌سازی و ترویج حفاظت در دستور کار منابع طبیعی است

    به گزارش بازار کسب و کار، بهرام دلفان اباذری امروز در آیین افتتاح مرکز بازدیدکنندگان خانه طبیعت ناهارخوران گرگان، بر توسعه مراکز بازدیدکنندگان در تمامی پارک‌های جنگلی کشور به عنوان یکی از راهبردهای مهم آموزش و فرهنگ‌سازی در حوزه منابع طبیعی تاکید کرد.

    وی گفت: مراکز بازدیدکنندگان به عنوان حلقه اتصال مردم با طبیعت، با معرفی ارزش‌های جنگل‌های هیرکانی و دیگر رویشگاه‌های کشور زمینه‌ساز شکل‌گیری مسوولیت‌پذیری اجتماعی در قبال منابع طبیعی خواهند بود.

    مدیرکل جنگل‌کاری: حفاظت از جنگل‌ها نیازمند مشارکت آگاهانه مردم است

    اباذری بیان کرد: تجربه راه‌اندازی مرکز بازدیدکنندگان خانه طبیعت ناهارخوران گرگان می‌تواند به عنوان الگویی موفق در سایر پارک‌های جنگلی کشور اجرا شود و نقش مؤثری در افزایش مشارکت عمومی و نهادینه‌سازی فرهنگ حفاظت از منابع طبیعی ایفا کند.

    آیین افتتاح نخستین مرکز بازدیدکنندگان خانه طبیعت ناهار خوران گرگان با حضور مدیر کل دفتر جنگلکاری، پارک‌ها و ذخیره‌گاه‌های جنگلی کشور و مدیران و معاونان امور جنگل منطقه چهار منابع طبیعی و آبخیزداری کشور در گلستان برگزار شد.

  • گلستان برای دستیابی به رشد اقتصادی به سرمایه‌گذاری‌های جدید نیاز دارد

    گلستان برای دستیابی به رشد اقتصادی به سرمایه‌گذاری‌های جدید نیاز دارد

    به گزارش خبرنگار اقتصادی بازار کسب و کار، امیر یوسفی در همایش علمی و تخصصی نوآوری اجتماعی و توسعه اقتصادی با حضور علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور، طهماسبی، استاندار گلستان و جمعی از مسئولان و فعالان اقتصادی و اجتماعی، اظهار کرد: در کنار شناسایی و معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری، دولت نیز باید بستر و حمایت‌های لازم را برای حضور سرمایه‌گذاران و اجرای پروژه‌های اقتصادی فراهم کند.

    یوسفی با اشاره به جایگاه گلستان در بخش کشاورزی، ادامه داد: با وجود ظرفیت بالای استان در تولید محصولات کشاورزی، بخش قابل توجهی از این محصولات همچنان به صورت خام و با ارزش افزوده پایین از استان خارج می‌شود.

    وی خاطرنشان کرد: ادامه این روند موجب می‌شود بخشی از ارزش اقتصادی محصولات و فرصت‌های ایجاد اشتغال و درآمد، خارج از استان شکل بگیرد؛ بنابراین باید با توسعه صنایع تبدیلی و تکمیلی، مسیر حرکت از خام‌فروشی به سمت ایجاد زنجیره‌های کامل تولید، فرآوری، بسته‌بندی و صادرات را هموار کرد.

    رئیس اتاق بازرگانی گرگان همچنین توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل را یکی از پیش‌نیازهای اساسی توسعه اقتصادی گلستان دانست و گفت: توسعه صادرات و جذب سرمایه‌گذاری بدون برخورداری از شبکه مناسب جاده‌ای، ریلی، بندری و حمل‌ونقل امکان تحقق مطلوب نخواهد داشت.

    یوسفی افزود: پروژه‌های زیرساختی استان باید با نگاه ملی و سرعت بیشتری دنبال شوند، چرا که ضعف زیرساخت‌ها می‌تواند روند توسعه تجارت، صادرات و سرمایه‌گذاری را با محدودیت مواجه کند.

    وی با اشاره به ظرفیت مرز اینچه‌برون برای توسعه مناسبات تجاری با کشورهای آسیای مرکزی اظهار کرد: گلستان از موقعیت مناسبی برای ایفای نقش در تجارت با کشورهای این منطقه برخوردار است و مرز اینچه‌برون می‌تواند به یکی از محورهای مهم توسعه تجارت و صادرات استان تبدیل شود.

    یوسفی با تأکید بر ضرورت تقویت زیرساخت‌های این مرز، گفت: در شرایط فعلی، امکانات و تجهیزات مرز اینچه‌برون، به‌ویژه در حوزه تخلیه و بارگیری، با محدودیت‌هایی مواجه است و با توجه به افزایش حضور بازرگانان داخلی و خارجی، رفع این مشکلات و ارتقای زیرساخت‌های مرز باید با جدیت و سرعت بیشتری دنبال شود.

    رئیس اتاق بازرگانی گرگان در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از همراهی استاندار گلستان و تیم اقتصادی استان با بخش خصوصی، اظهار کرد: هیچ برنامه توسعه‌ای بدون مشارکت واقعی فعالان اقتصادی به نتیجه مطلوب نمی‌رسد و بخش خصوصی باید در فرآیند سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری‌های اقتصادی مورد توجه جدی قرار گیرد.

    وی ادامه داد: انتظار می‌رود تیم اقتصادی استان، موضوع توسعه اقتصادی و رفع موانع تولید را در قالب برنامه‌ای مشخص، قابل اندازه‌گیری و زمان‌بندی‌شده دنبال کند تا فعالان اقتصادی بتوانند آثار اقدامات و تصمیمات را در فضای کسب‌وکار مشاهده کنند.

    یوسفی تأکید کرد: اتاق بازرگانی گرگان آمادگی دارد در کنار استانداری و دستگاه‌های اجرایی، مسائل و پیشنهادهای بخش خصوصی را به صورت منسجم و کارشناسی ارائه و برای رفع موانع و تسهیل فعالیت‌های اقتصادی همکاری کند.

    وی در پایان با تأکید بر ضرورت تبدیل گفت‌وگوها به اقدامات عملی، گفت: نشست‌های تخصصی زمانی می‌توانند اثرگذار باشند که از مرحله بیان دیدگاه‌ها فراتر رفته و به ارائه راهکار، شکل‌گیری همکاری‌های مشترک و اجرای اقدامات مشخص منجر شوند.

    وی افزود: نوآوری اجتماعی می‌تواند با ارائه راهکارهای خلاقانه و مشارکت‌محور برای مسائل جامعه، در کنار ایجاد ارزش اجتماعی، زمینه توسعه کسب‌وکارها، ایجاد اشتغال، افزایش کیفیت زندگی و شکل‌گیری فرصت‌های جدید اقتصادی را فراهم کند.

    رئیس اتاق بازرگانی گرگان با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد در حل مسائل اقتصادی و اجتماعی، گفت: امروز بسیاری از مشکلات نیازمند عبور از روش‌های سنتی و ایجاد ارتباط مؤثر میان بخش خصوصی، دستگاه‌های اجرایی، دانشگاه‌ها، تشکل‌ها و نهادهای مردمی است.

    یوسفی با اشاره به نقش اتاق بازرگانی به عنوان پارلمان بخش خصوصی، تصریح کرد: اتاق بازرگانی تلاش کرده است بستر گفت‌وگو و هم‌افزایی میان فعالان اقتصادی، مدیران و سیاست‌گذاران را فراهم کند و تشکل‌های بخش خصوصی نیز می‌توانند با شناخت دقیق مسائل و ظرفیت‌های موجود، در ارائه راهکار و شکل‌گیری جریان‌های جدید اقتصادی و اجتماعی نقش مؤثری داشته باشند.

    وی با اشاره به ظرفیت‌های متنوع گلستان در حوزه‌های کشاورزی، گردشگری، صنایع دستی و سرمایه انسانی، اظهار کرد: استان از ظرفیت‌های ارزشمندی برخوردار است، اما تبدیل این ظرفیت‌ها به فرصت‌های اقتصادی نیازمند پیوند مؤثر میان دانش، خلاقیت، سرمایه و بازار است.

    رئیس اتاق بازرگانی گرگان، نوآوری را صرفاً محدود به فناوری و ابزارهای جدید ندانست و گفت: اصلاح فرآیندهای اداری، کاهش بروکراسی و ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی برای حل مسائل سرمایه‌گذاران نیز می‌تواند مصداقی از نوآوری در مسیر توسعه باشد.

    یوسفی افزود: سرمایه‌گذار نباید برای حل مسائل خود میان دستگاه‌های مختلف سرگردان باشد؛ بلکه دستگاه‌های مسئول باید در کنار یکدیگر قرار گیرند و برای حل مسائل، رویکردی مشترک و مسئله‌محور داشته باشند. همچنین دولت و بخش خصوصی باید به جای تقابل، در کنار یکدیگر برای توسعه تصمیم‌گیری کنند.