به گزارش بازار کسب و کار، سید نجیب حسینی با اشاره به پیگیریهای مستمر مجلس برای تعیین تکلیف نهایی مطالبات گندمکاران، اظهار کرد: دغدغه گندمکاران و پرداخت به موقع مطالبات آنها، همواره در اولویت نظارتی مجلس شورای اسلامی قرار داشته است.
نماینده مردم مینودشت، کلاله، گالیکش و مراوهتپه در مجلس افزود: طبق آخرین اطلاعات دریافتی از مسئولان سازمان برنامه و بودجه، خوشبختانه فرآیند پرداختها با جدیت دنبال میشود و با واریز مابقی مبالغ تا پایان هفته آینده، پرونده مطالبات گندمکاران در سراسر کشور بسته خواهد شد.
عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس خاطرنشان کرد: تاکنون ۳۷۰ هزار میلیارد تومان از این مطالبات به حساب گندمکاران واریز شده و باقیمانده آن نیز طبق زمانبندی اعلام شده، تا پایان هفته آینده پرداخت میشود.
به گزارش بازار کسب و کار به نقل از خبرگزاری پلیس، سرهنگ حسین نوروزی اظهار کرد: در پی وقوع یک فقره نزاع و درگیری منجر به قتل یک جوان در تیرماه و دستگیری قاتل، یکی از بستگان مقتول دریک اقدام جنون آمیز در یکی از مناطق روستایی علیآبادکتول اقدام به قتل سه نفر از اعضای خانواده قاتل کرد و سپس متواری شد.
وی افزود: انگیزه این جنایت و همچنین دستگیری قاتل در حال پیگیری تخصصی است.
به گزارش بازار کسب و کار، مرتضی سلیمی اظهار کرد: بارشهای شدید و جاری شدن سیلاب در بخشهایی از شرق استان گلستان، موجب ورود نیروهای امدادی جمعیت هلالاحمر به مناطق متاثر از حادثه شد.
وی افزود: امدادگران هلالاحمر در شهرستانهای مراوهتپه، کلاله و شهر کرند از توابع گنبدکاووس حضور یافته و به خانوارهای گرفتار در سیلاب امدادرسانی کردند.
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر گلستان گفت: تا بامداد امروز دوشنبه (۶ مهر)، در مجموع هفت خانوار شامل ۳۸ نفر از خدمات امدادی برخوردار شدند و یک خانوار نیز بهصورت اضطراری اسکان داده شد.
سلیمی ادامه داد: برای مدیریت حوادث ناشی از بارندگی و سیلاب، پنج تیم عملیاتی با مشارکت ۱۴ نیروی امدادی در مناطق حادثهدیده مستقر شدند و چهار پایگاه امداد و نجات نیز در این عملیات مشارکت داشتند.
وی گفت: یک دستگاه آمبولانس و چهار دستگاه خودروی کمکدار سبک از ناوگان عملیاتی هلالاحمر برای امدادرسانی و پشتیبانی از نیروهای حاضر در مناطق سیلزده به کار گرفته شد.
مدیرعامل جمعیت هلالاحمر گلستان با اشاره به اقلام توزیعشده میان حادثهدیدگان اظهار کرد: یک دستگاه چادر، ۲۹ تخته پتو، ۲۰ تخته موکت، سه بسته غذایی ۷۲ ساعته، سه ست ظروف و ۶ بسته اقلام زیستی میان خانوارهای متاثر از سیلاب توزیع شده است.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، عیسی بابائی، مدیرکل کمیته امداد امام خمینی(ره) استان گلستان، با اشاره به اهمیت تأمین مسکن مناسب برای سالمندان تحت حمایت اظهار کرد: مسکن یکی از اساسیترین نیازهای خانوادههای تحت حمایت است و کمیته امداد تلاش میکند با اجرای برنامههای متنوع، متناسب با شرایط و نیاز هر خانواده، زمینه برخورداری سالمندان از مسکن ایمن و مناسب را فراهم کند.
وی افزود: حمایتهای کمیته امداد در حوزه مسکن سالمندان در چند محور دنبال میشود که از حمایتهای کوتاهمدت برای تأمین هزینههای سکونت تا ایجاد و تقویت داراییهای پایدار خانوار را دربر میگیرد.
بابائی با اشاره به حمایت از سالمندان اجارهنشین گفت: در این بخش، بهمنظور کمک به تأمین هزینههای سکونت و جلوگیری از بروز مشکلات معیشتی، به ۴۸۴ سالمند کمکهزینه اجاره مسکن پرداخت شده که ارزش مجموع این حمایتها ۵۰۰ میلیون تومان بوده است.
مدیرکل کمیته امداد استان گلستان ادامه داد: در راستای توسعه مسکن در مناطق محروم و بهویژه مناطق روستایی، ۶۶۶ مورد پروژه احداث مسکن روستایی نیز اجرا شده که برای این بخش در مجموع ۴۳۳ میلیارد تومان پرداخت شده است.
وی همچنین از تأمین مسکن از طریق خرید مستقیم برای تعدادی از سالمندان خبر داد و گفت: در راستای ایجاد امنیت سکونتی پایدار برای سالمندان آسیبپذیر، ۳ مورد خرید مسکن با اعتباری بالغ بر یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان انجام شده است.
بابائی با اشاره به اقدامات تکمیلی در حوزه مسکن سالمندان اظهار کرد: در بخش بهسازی و مدیریت فضای جانبی مسکن نیز ۳۴۲ مورد پروژه با اعتباری بالغ بر ۳۳ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان اجرا شده است که هدف آن ارتقای ایمنی، رفاه و کیفیت محیط زندگی سالمندان است.
وی خاطرنشان کرد: مجموعه این اقدامات نشاندهنده رویکرد جامع کمیته امداد در حوزه مسکن است؛ بهگونهای که متناسب با شرایط سکونتی و نیاز خانوادهها، از پرداخت کمکهزینه اجاره تا احداث، خرید و بهسازی مسکن در دستور کار قرار گرفته است.
مدیرکل کمیته امداد استان گلستان تأکید کرد: تأمین مسکن مناسب برای سالمندان تنها به معنای ایجاد سرپناه نیست، بلکه گامی مهم در راستای حفظ کرامت، آرامش و امنیت زندگی این قشر از جامعه به شمار میرود و کمیته امداد در این مسیر از ظرفیتهای مختلف برای تقویت امنیت سکونتی سالمندان تحت حمایت بهره میگیرد.
به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، محمود اسپانلو با اشاره به پروندههای مربوط به مفاسد اداری که از سوی سازمان بازرسی تشکیل و برای رسیدگی به دستگاه قضایی ارسال شده است، گفت: بخشی از این پروندهها پس از رسیدگی مختومه میشوند، اما صرف رسیدگی و مختومه شدن پرونده، به معنای برطرف شدن زمینههای وقوع فساد نیست.
وی افزود: بر همین اساس مقرر شد با تشکیل یک کارگروه ذیل شورای قضایی استان ، پروندههای مربوط به مفاسد اداری در دو سال گذشته بررسی شود تا گلوگاهها و نقاطی که در آنها تخلف و فساد شکل گرفته یا زمینه وقوع آن فراهم شده، از دل این پروندهها استخراج شود.
اسپانلو ادامه داد: پس از شناسایی این گلوگاهها، موضوع از دستگاههای اجرایی مربوط مطالبه خواهد شد تا مشخص شود برای رفع این نقاط و جلوگیری از تکرار تخلفات و جرایم چه اقداماتی انجام دادهاند.
وی تأکید کرد: این موضوع بهویژه درباره دستگاههایی که تخلفات و جرایم در آنها تکرار بیشتری داشته، اهمیت بیشتری دارد و شناسایی و اصلاح این نقاط میتواند در کنترل و پیشگیری از وقوع جرم و فساد مؤثر باشد.
رئیس کل دادگستری گلستان همچنین با تأکید بر ضرورت ایجاد تحول جدی در حوزه مبارزه با فساد اداری گفت: سرعت در رسیدگی به پروندههای مربوط به مفاسد اداری یکی از مطالبات اصلی ریاست قوه قضاییه و مردم است.
اسپانلو افزود: اگر رسیدگی به پروندههای فساد اداری با اطاله مواجه شود، اثربخشی لازم را نخواهد داشت و به همین دلیل تسریع در فرآیند رسیدگی به این پروندهها به صورت جدی مورد توجه قرار می گیرد .
امضاهای طلایی زیر ذرهبین نظارت قضایی
اسپانلو یکی دیگر از محورهای مورد تأکید در جلسه شورای قضایی را نظارت و انجام اقدامات پیشدستانه برای شناسایی نقاط فسادخیز عنوان کرد و گفت: حوزههایی که مدیران دارای اختیارات ویژه و اصطلاحا دارندگان امضاهای طلایی هستند باید بهصورت ویژه مورد توجه قرار می گیرد.
وی افزود: در همه حوزههایی که یک مدیر میتواند با استفاده از اختیار و امضای خود مالی را از دولت به بخش یا فرد دیگری منتقل کند، باید نظارت و کنترل کافی وجود داشته باشد.
رئیس کل دادگستری استان گلستان گفت: کارگروه تشکیل شده ذیل شورای قضایی در این بخش هم گلوگاههای فساد را شناسایی و با تقویت نظارت بر آنها، اقدامات پیشگیرانه برای جلوگیری از وقوع فساد اقتصادی و اداری انجام خواهد داد. اسپانلو درباره ترک فعل مدیران در گزارش جرایم هم هشدار داد و گفت: مدیران دستگاههای اجرایی به محض اطلاع از وقوع جرم، مکلف به اعلام موضوع به دادستان هستند و تشخیص و ارزیابی دلایل و ابعاد موضوع نیز بر عهده دادستان است .
وی تأکید کرد: سازمان بازرسی و دادستانهای سراسر استان باید در صورت کشف مواردی که مشخص شود مدیری از وقوع جرم اطلاع داشته اما موضوع را به دستگاه قضایی اعلام نکرده است، موضوع را با جدیت پیگیری کنند.
رئیس کل دادگستری گلستان گفت: برخورد با این موارد باید بهگونهای باشد که علاوه بر رسیدگی به جرم اصلی، ترک فعل و کوتاهی احتمالی مسئولانی که از وقوع جرم مطلع بوده و آن را گزارش نکردهاند نیز مورد توجه قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار بازار کسبوکار، تامین پایدار انرژی در شرایطی به یکی از محورهای مهم برنامهریزی استانها تبدیل شده که ناترازی انرژی و آسیبهای واردشده به برخی زیرساختهای حیاتی کشور در جریان جنگ، ضرورت آمادگی برای مواجهه با محدودیتهای احتمالی در ماههای سرد سال را افزایش داده است.
گلستان نیز که برای توسعه بخشهای صنعتی، کشاورزی و ترانزیتی خود به زیرساخت پایدار انرژی نیاز دارد، مدیریت این وضعیت را به روزهای اوج مصرف موکول نکرده و از ماهها قبل مجموعهای از اقدامات پیشگیرانه را در دستور کار قرار داده است.
بر این اساس، هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تامین سوخت جایگزین، آمادهسازی مشترکان حساس، مدیریت مصرف و طراحی سناریوهای مختلف برای شرایط افت فشار گاز یا محدودیت برق، در دستور کار مدیریت استان قرار گرفته است.
شرکت گاز و شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی منطقه گلستان در کنار دستگاههایی از جمله جهاد کشاورزی، اداره کل صنعت، معدن و تجارت، دانشگاه علوم پزشکی، فرمانداریها و واحدهای صنعتی، برنامهریزی برای شرایط مختلف تامین انرژی را دنبال کردهاند.
تامین سوخت دوم برای واحدهای حساس، افزایش ذخایر گاز مایع و نفت سفید، آمادهسازی نانواییها، تقویت ذخایر سوخت مراکز درمانی و برگزاری مانورهای آمادگی از جمله اقداماتی است که برای کاهش آسیبپذیری استان در برابر محدودیتهای احتمالی انرژی پیشبینی شده است.
در کنار برنامههای اجرایی، استفاده از ظرفیتهای منطقهای برای تقویت تامین انرژی نیز مورد توجه قرار گرفته و موضوع واردات گاز از ترکمنستان در سطح ملی و استانی پیگیری شده است.
در همین چارچوب، شورای اداری گلستاندر نشست روز یکشنبه پنجم مهر ۱۴۰۵، مدیریت ناترازی انرژی و میزان آمادگی دستگاههای اجرایی برای نیمه دوم سال را به صورت ویژه بررسی کرد.
در این نشست بر ضرورت استمرار هماهنگی میان دستگاههای اجرایی، تامین بهموقع سوخت جایگزین و پیشبینی سناریوهای مختلف تاکید شد تا در صورت اعمال محدودیتهای احتمالی، تامین انرژی خانوارها، مراکز حیاتی و واحدهای تولیدی با کمترین اختلال مواجه شود.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که ناترازی انرژی تنها یک مسئله مرتبط با تامین سوخت و برق نیست و مستقیما بر تولید، اشتغال، فعالیت واحدهای اقتصادی و کیفیت زندگی خانوارها اثر میگذارد؛ از این رو، میزان آمادگی دستگاههای اجرایی و تامین ذخایر پیش از ورود به دوره اوج مصرف، نقش تعیینکنندهای در مدیریت پیامدهای احتمالی خواهد داشت.
به گزارش بازار کسب و کار از سپاه نیوز، در اطلاعیه شماره ۱۷ روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به نقل از نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده است:
وَأُخْرَىٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهَا قَدْ أَحَاطَ اللَّهُ بِهَا وَکَانَ اللَّهُ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرًا
و [غنیمت ها و پیروزی های] دیگر [ی هست] که شما تا کنون بر آنها دست نیافته اید، بی تردید خدا بر آنها احاطه دارد [و به آسانی می تواند در دسترس شما قرار دهد]؛ و خدا همواره بر هر کاری تواناست.
*آیه ۲۱ سوره مبارک فتح*
رزمندگان نیروی دریایی سپاه، به یاری خداوند متعال، طی یک اقدام هماهنگ و پیچیده با اشراف اطلاعاتی و جنگ الکترونیک، توانستند یک فروند زهپاد پیشرفتهٔ ارتش تروریستی آمریکا را که به منظور جاسوسی در تنگهٔ هرمز فعالیت داشت، به دام بیندازند.
این زهپاد از نوع یکی از زیرسطحی های هوشمند و پیشرفته با نامRemus ۶۰۰ «ریموس ۶۰۰» بوده که توسط رزمندگان نیروی دریایی سپاه به غنیمت گرفته شده و اکنون در اختیار متخصصان این نیرو، به منظور بازیابی اطلاعات آن، قرار گرفته است.
نیروی دریایی سپاه با قاطعیت اعلام میکند تنگهٔ هرمز مسدود است و در برابر تحرکات خطرناک و تردد از مسیرهای غیرمجاز در تنگهٔ هرمز، با اقتدار و بی وقفه در حال برخورد هستیم.
بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: ۲۴۲۵مورد تلفات جادهای مهرهداران ایران در مطالعات دو دهه گذشته ثبت شده است. بررسی پژوهشهای دو دهه گذشته نشان میدهد گلستان بیشترین سهم از موارد ثبتشده و خوزستان بیشترین تنوع گونهای را در میان مهرهداران تلفشده داشته است. در میان این تلفات، گونههایی مانند یوزپلنگ آسیایی، گور ایرانی، پلنگ، کفتار، خرس سیاه و پازن هم دیده میشوند.
تلفات جادهای حیاتوحش یکی از مهمترین عوامل کاهش تنوع زیستی و تهدیدی جدی برای گونههای جانوری در ایران محسوب میشود. جادههای برونشهری در دو دهه گذشته آخرین مسیر زندگی حیوانات بسیاری بودهاند. مرور مطالعات منتشرشده درباره تلفات جادهای حیاتوحش در دو دهه گذشته، ۲۴۲۵ مورد تلفات مهرهداران را ثبت کرده است.
این یافتهها در مقاله پژوهشی «بررسی مقدماتی وضعیت تنوع زیستی در تلفات جادهای ایران: تحلیل تجمیعی دادههای انتشاریافته تلفات مهرهداران (۱۳۸۴ـ۱۴۰۳)» نوشته رضا حکیمی و روشنا بهباش منتشر شده است. این پژوهش با هدف بررسی وضعیت تنوع زیستی در تلفات جادهای و شناسایی الگوهای گونهای و جغرافیایی این تلفات انجام شده و در شماره شهریور ۱۴۰۵ نشریه «علوم و تکنولوژی محیط زیست» به چاپ رسیده است.
جزئیاتی از گونههای تلفشده
الگوی کلی تصادفات نشان میدهد گونههای ساکن در زیستگاههای جنگلی و نیمهجنگلی و گونههایی که تحرک بالایی دارند و برای جستوجوی غذا در مناطق مختلف رفتوآمد میکنند، بیشتر در معرض تصادفات قرار میگیرند. خانوادههای سگسانان با ۴۱٫۴۰ درصد، گرازسانان با ۱۴٫۸۰ درصد، گربهسانان با ۹٫۹۴ درصد، گاوسانان با ۵٫۹۸ درصد و راسوئیان با ۴٫۷۴ درصد، بیشترین سهم را از تلفات جادهای به خود اختصاص دادهاند.
در میان خانوادههای جانوری، سگسانان بیشترین سهم را از تلفات ثبتشده دارند. تلفات این خانواده در ۲۶ استان گزارش شده است. به نوشته پژوهش، گستردگی حضور سگسانان و همپوشانی زیستگاه برخی گونههای آنها با محیطهای انسانی میتواند خطر برخورد با خودروها را افزایش دهد. روباه و شغال از جمله گونههایی هستند که در این زمینه مورد اشاره قرار گرفتهاند.
گرازسانان با وجود تعداد نسبتاً کم مشاهدات، سهم بالایی از تلفات را به خود اختصاص دادهاند. فعالیت شبانه، حرکت گروهی و عبور جادهها از نزدیکی یا درون زیستگاههایی مانند جنگلها، اکوسیستمهای آبی، نیزارهای انبوه و زمینهای کشاورزی، از عواملی هستند که در پژوهش برای توضیح این میزان تلفات مطرح شدهاند. وجود لاشه و باقیمانده مواد غذایی در نزدیکی جادهها هم میتواند احتمال حضور این جانوران در حاشیه جاده را افزایش دهد.
گربهسانان نیز با ۹٫۹۴ درصد از تلفات در رتبه سوم قرار دارند و موارد تلفات آنها در ۲۸ استان گزارش شده است. به نوشته پژوهش، نیاز این جانوران به قلمروهای وسیع و فعالیت شبانه برای شکار میتواند احتمال مواجهه آنها با جادهها را افزایش دهد.
رتبه چهارم تلفات جادهای ایران، با حدود ۵٫۹۸ درصد، مربوط به خانواده گاوسانان از راسته زوجسمان است. با وجود تعداد نسبتاً کم مشاهدات، تلفات مربوط به این خانواده بالاست. گونههای این خانواده، مانند بزها و قوچها، احتمالاً علاوه بر جادههای مناطق کمارتفاع، بهدلیل عبور از جادههای مناطق کوهستانی و مرتفع هم در معرض خطر تصادفات جادهای قرار دارند.
در خانواده خدنگسانان هم تعداد تلفات نسبت به مشاهدات بالا گزارش شده است. حرکت در نزدیکی سطح زمین و عبور از جادهها برای جابهجایی یا جستوجوی غذا از عواملی است که میتواند خطر برخورد را افزایش دهد. در خانواده راسوئیان هم شنگ و راسو از جمله گونههایی هستند که تلفات جادهای آنها بالا گزارش شده است. جثه کوچک و عبور از جاده برای جستوجوی غذا از عوامل احتمالی این تلفات عنوان شدهاند.
در میان خانوادههای دیگر، خرگوشان با حدود ۴٫۷ درصد در رتبه ششم و خارپشتان با حدود ۴٫۷۵ درصد در رتبه هشتم قرار دارند. تحرک بالا و زندگی در مناطق باز درباره خرگوشان و جثه کوچک، سرعت پایین و فعالیت شبانه درباره خارپشتان، از عواملی هستند که در پژوهش برای افزایش خطر تلفات این جانوران مطرح شدهاند. پژوهش همچنین خارپشت، گربه وحشی و خرگوش را بهدلیل فراوانی محلی بالا و رفتار شبانه، از گونههایی میداند که بیشتر در معرض تصادفات جادهای قرار دارند. تشیها هم با حدود ۲٫۱ درصد از تلفات در رتبه نهم قرار گرفتهاند و حرکت کند آنها احتمال برخورد با خودروها را افزایش میدهد. سنجابها با ۱٫۷۷ درصد در رتبه دهم قرار دارند و عبور جادهها از میان مناطق جنگلی و مسیرهای بین درختان از عوامل افزایش خطر تلفات آنهاست.
تلفات خرسها در مقایسه با برخی خانوادهها کمتر است، اما این خانواده در رتبه یازدهم قرار گرفته است. پژوهش با توجه به محدود بودن جمعیت خرسها در ایران، این میزان تلفات را نگرانکننده میداند. درباره موشها، دوپاها و عقابسانان نیز تعداد موارد ثبتشده پایین است. اندازه کوچک جانوران یا احتمال ثبت نشدن همه موارد میتواند در پایین بودن تعداد گزارشها نقش داشته باشد. درباره عقابسانان نیز ارتفاع پرواز احتمال برخورد با خودروها را کاهش میدهد. از خانواده کلاغان حدود یک درصد از تلفات گزارششده در دو استان ثبت شده و ۳۶ نمونه از جغدها نیز در میان موارد تلفات قرار داشتهاند. در اسبسانان هم با وجود پایین بودن تعداد تلفات، پژوهش بر اهمیت از دست رفتن حتی یک فرد گور ایرانی با توجه به وضعیت جمعیتی و حفاظتی آن تأکید کرده است. از خانواده مارهای غیرسمی و مارهای شنی هم هر کدام یک مورد و از خانواده افعیان ۹ مورد تلفات گزارش شده است. خزیدن روی سطح جاده، گرماگیری روی آسفالت و حرکت کند از عوامل احتمالی افزایش خطر برخورد با خودروها عنوان شدهاند.
گونههای فهرست سرخ IUCN در میان تلفشدهها
از حدود ۴۰ گونه شناساییشده در میان تلفات جادهای، حدود ۲۲٫۵ درصد (حدود ۹ گونه) در فهرست سرخ IUCN در وضعیت آسیبپذیر و بالاتر قرار دارند؛ از جمله یوزپلنگ آسیایی، گور ایرانی، پلنگ، کفتار، خرس سیاه و پازن.
این پژوهش میافزاید: «برخی گونهها مانند گربه پالاس و گربه شنی در فهرست سرخ IUCN در وضعیت کمترین نگرانی معرفی شدهاند، اما طبق طبقهبندی حفاظتی مهرهداران کشور، گونههای در خطر انقراض به حساب میآیند. بنابراین اگر حدود ۹ گونهای که در سطح ملی حمایتشده محسوب میشوند هم در نظر گرفته شوند، حدود ۲۰ گونه در سطوح حفاظتی مختلف در فهرست گونههای تلفشده حضور دارند. تأثیر تلفات جادهای بر بدتر شدن سطح حفاظتی گونهها را نباید نادیده گرفت. در برخی گونهها، تلف شدن یک فرد هم میتواند اثر منفی زیادی بر بقای جمعیت آن گونه داشته باشد.»
جغرافیای تلفات جادهای
بررسی شاخصهای تنوع گونهای نشان داد که تلفات جادهای در چهارمحالوبختیاری بیشتر روی چند گونه خاص متمرکز بوده است، در حالی که خوزستان بیشترین تنوع گونههای تلفشده را داشته است. در شاخصهای بررسیشده، چهارمحالوبختیاری بالاترین میزان تمرکز تلفات بر یک یا چند گونه خاص و کمترین تنوع گونهای را داشت. در مقابل، خوزستان کمترین تمرکز و بیشترین تنوع گونهای را نشان داد.
بر اساس این مطالعه، استان گلستان با فاصلهای قابل توجه بیشترین میزان تلفات جانوری را در کشور دارد؛ ۲۷٫۳۰ درصد از کل تلفات. این استان با داشتن جنگلهای انبوه هیرکانی، زیستگاه گونههای متنوع حیاتوحش است. عبور جادهها از میان این زیستگاههای غنی، بدون تمهیدات حفاظتی کافی، به افزایش تصادفات جادهای با حیاتوحش منجر شده است.
استان ایلام با ۱۳٫۲۰ درصد از کل تلفات، با کوهستانها و جنگلهای بلوط، زیستگاه گونههای مهمی مانند کل و بز و پلنگ ایرانی است. توسعه جادهها در این استان بدون توجه کافی به مسیرهای جابهجایی حیاتوحش، خطر تلفات را افزایش داده است.
در استان خراسان رضوی، با ۱۱٫۸۴ درصد از کل تلفات، گستردگی جادهها و ترافیک بالای وسایل نقلیه، بهویژه در مسیرهای منتهی به مشهد، به افزایش تلفات جانوری منجر شده است.
مناطق کوهستانی و جنگلی استان اردبیل، با ۹٫۲۸ درصد از کل تلفات، زیستگاه گونههای متنوعی است، اما تداخل مسیرهای عبور حیاتوحش با جادهها، همانند دیگر مناطق، میتواند خطر تصادفات جادهای را افزایش دهد. استان فارس نیز ۴٫۷۴ درصد از کل تلفات را به خود اختصاص داده است.
در مجموع، پنج استان گلستان، ایلام، خراسان رضوی، اردبیل و فارس حدود ۶۶ درصد از کل تلفات کشور را به خود اختصاص دادهاند. بر اساس این پژوهش، این دادهها نشاندهنده اهمیت ویژه برنامهریزیهای حفاظتی برای این استانهاست.
استانهای اصفهان، همدان، تهران، سمنان و کهگیلویهوبویراحمد در ردههای بعدی قرار دارند. این استانها نیز بهدلیل ویژگیهای محیطزیستی و وجود جادههای پرتردد، نیازمند توجه هستند.
استانهایی مانند زنجان، سیستانوبلوچستان، خراسان شمالی و کردستان تلفات کمتری گزارش کردهاند. بر اساس پژوهش، این میزان پایینتر ممکن است بهدلیل ضعف گزارشدهی و همچنین کمبود شبکه جادهای، جمعیت کمتر حیاتوحش یا تعداد کمتر جادههای پرتردد باشد.
راهکار چیست؟
این پژوهش با توجه به میزان تلفات، استانهای گلستان، ایلام و خراسان رضوی را در اولویت توجه قرار میدهد و در عین حال، با در نظر گرفتن شاخصهای تنوع گونهای، خوزستان، فارس و اردبیل را نیز دارای اهمیت میداند. در این استانها تنوع گونههای تلفشده بیشتر بوده است؛ بنابراین صرف شمارش تلفات نمیتواند تصویر کاملی از پیامدهای جادهها بر حیاتوحش ارائه دهد.
بر این اساس، مطالعه تأکید میکند که ارزیابی تلفات جادهای باید هم تعداد تلفات و هم تنوع گونهای را در نظر بگیرد. در کنار آن، پایش دقیقتر و مستمر الگوهای زمانی و مکانی تلفات میتواند به شناسایی نقاط پرخطر و هدفمند شدن اقدامات حفاظتی کمک کند.
ایجاد گذرگاههای حیاتوحش، از جمله پلها و تونلهای زیرزمینی، در مناطق پرخطر، نصب علائم هشداردهنده، کاهش سرعت در محدودههای حضور حیاتوحش و فنسکشی مناطق حساس از جمله راهکارهای پیشنهادی این پژوهش است. مطالعه همچنین بر توجه به تغییرات فصلی، آبوهوایی و تغییر کاربری زمین، افزایش آگاهی عمومی درباره حفاظت از حیاتوحش و رانندگی ایمن و بهروزرسانی آییننامههای راهنمایی و رانندگی با توجه به تلفات حیاتوحش تأکید دارد.
به گزارش بازار کسب و کار، وضعیت پرداخت حقوق نیروهای شرکتی در آستانه اجرای یکی از تغییرات مهم در نظام پرداخت قرار دارد؛ بر اساس تصمیم دولت، از مهرماه اطلاعات نیروهای شرکتی دستگاههای مشمول در سامانه یکپارچه نظام اداری ثبت میشود و پرداخت حقوق آنها نیز قرار است از مسیر جدیدی انجام شود.
موضوع ساماندهی نیروهای شرکتی طی سالهای گذشته یکی از مسائل مطرح در حوزه نظام اداری و استخدامی کشور بوده است. بخشی از این نیروها اگرچه در دستگاههای دولتی و عمومی مشغول به کار هستند، اما رابطه قراردادی آنها با دستگاه از طریق شرکتهای پیمانکاری برقرار است. به همین دلیل، پرداخت حقوق و مزایا، حق بیمه و سایر کسورات آنها نیز در بسیاری از موارد از مسیر شرکتهای واسطه انجام میشد.
این شیوه پرداخت در سالهای گذشته با گلایههایی از سوی نیروهای شرکتی همراه بوده است از جمله تاخیر در پرداخت حقوق، نامنظم بودن پرداخت کسورات و حق بیمه و تفاوتهایی که در دریافتی نیروهای شاغل در شرایط مشابه ایجاد میشد.
اکنون دولت با مصوبه هیات وزیران در پنجم مردادماه، مسیر جدیدی را برای پرداخت حقوق این نیروها در نظر گرفته است. بر اساس این مصوبه، اطلاعات نیروهای شرکتی دستگاههای مشمول باید در سامانه یکپارچه نظام اداری ثبت و پس از تایید، پرداخت حقوق آنها از طریق سازوکار پیشبینیشده در دولت انجام شود.
چه تغییری ایجاد میشود؟
بر اساس برنامه اعلام شده، فرآیند ثبت اطلاعات نیروهای شرکتی از یکم مهرماه آغاز میشود و دستگاههای اجرایی تا نهم مهرماه فرصت دارند اطلاعات کارکنان شرکتی و شرکتهای پیمانکاری طرف قرارداد خود را در زیرسامانه مربوط ثبت کنند.
پیش از آن نیز دستگاههای مشمول از ۲۵ تا ۳۱ شهریورماه فرصت داشتند نام کاربری خود را از معاونت حکمرانی الکترونیک دریافت کنند. سازمطبق اعلام سازمان اداری و استخدامی، تقریباً همه دستگاههای اجرایی طبق آمار موجود، کد کاربری خود را دریافت کردهاند.
در این مرحله، اطلاعات کارکنان شرکتی، شرکت پیمانکاری و اطلاعات مرتبط با پرداختها وارد سامانه میشود و پس از تأیید سازمان اداری و استخدامی، پرداخت حقوق این نیروها از مسیر جدید انجام خواهد شد.
مسئولیت صحت و کامل بودن اطلاعات ثبت شده نیز بر عهده بالاترین مقام دستگاه اجرایی، ذیحسابان و مدیران مالی یا عناوین مشابه گذاشته شده است.
هدف از اجرای این سازوکار، فقط تغییر مسیر پرداخت حقوق نیست؛ بلکه دولت میگوید با پرداخت مستقیم، نظارت بر فرآیند پرداخت افزایش یافته و بخشی از مشکلات ناشی از حضور شرکتهای واسطه نیز کاهش پیدا میکند. در واقع، قرار است فاصله میان دستگاهی که نیروی شرکتی در آن خدمت میکند و حقوقی که آن نیرو دریافت میکند، شفافتر شود.
حقوق مهرماه چگونه پرداخت میشود؟
بر اساس توضیحات مسئولان سازمان اداری و استخدامی، قرار است پس از ثبت و تایید اطلاعات، حقوق نیروهای شرکتی همانند نیروهای رسمی، پیمانی و قراردادی از طریق سامانههای دولت و در موعد مقرر پرداخت شود.
بنابراین مهرماه را میتوان نخستین مرحله اجرای این سازوکار جدید دانست؛ مرحلهای که در آن دستگاههای اجرایی باید اطلاعات نیروهای شرکتی خود را تکمیل کنند و پس از تایید اطلاعات، پرداختها از مسیر پیشبینیشده انجام شود.
در این خصوص سخنگوی سازمان اداری و استخدامی کشور از آغاز فرآیند ثبت اطلاعات این نیروها در سامانه یکپارچه نظام اداری از ابتدای مهرماه خبر داد و گفت: دستگاههای اجرایی تا نهم مهرماه فرصت دارند اطلاعات کارکنان شرکتی و شرکتهای پیمانکاری طرف قرارداد خود را در سامانه ثبت کنند تا پرداخت حقوق این نیروها به صورت مستقیم و بهموقع انجام شود.
حسین رحمانیان در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به بخشنامه ابلاغ شده در ۲۳ شهریورماه به دستگاههای اجرایی کشور، اظهار کرد: این بخشنامه به دستگاههایی که مشمول ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری هستند. همچنین دستگاههایی که بخشی یا تمام بودجه آنها از دولت تأمین میشود، ابلاغ شده است و درباره سایر نهادهای عمومی نیز نحوه اجرا متعاقباً اعلام خواهد شد.
به گفته وی، دستگاههای مشمول از ۲۵ تا ۳۱ شهریورماه فرصت داشتند نام کاربری خود را از معاونت حکمرانی الکترونیک دریافت کنند و پس از دریافت کد کاربری، از یکم تا نهم مهرماه باید اطلاعات کارکنان شرکتی خود را در زیرسامانه مربوط در سکوی یکپارچه نظام اداری ثبت کنند. تقریبا همه دستگاههای اجرایی طبق آمار موجود، کد کاربری خود را دریافت کردهاند و تا نهم مهرماه فرصت دارند اطلاعات پرداخت کارکنان شرکتی خود را در سامانه وارد کنند.
در این میان صحت اطلاعات ثبت شده بسیار اهمیت دارد و مسئولیت صحت، کامل و دقیق بودن اطلاعات وارد شده بر عهده بالاترین مقام دستگاه اجرایی، ذیحسابان و مدیران مالی یا عناوین مشابه گذاشته شده است.
بر این اساس، پرداخت حقوق این نیروها از این پس قرار است بر اساس مصوبه پنجم مردادماه هیات وزیران و به صورت مستقیم از سوی دولت انجام شود که هدف از این اقدام، کاهش حاشیه سود شرکتهای واسطه، افزایش نظارت بر شرکتهای پیمانکاری و جلوگیری از برخی مشکلات و تخلفاتی است که در گذشته گزارش میشد.
بنابراین باتوجه به برخی مشکلات گذشته در پرداخت حقوق نیروهای شرکتی و گلایههایی که درباره تاخیر در پرداختها، پرداخت نشدن برخی حق بیمهها و مسائل دیگری وجود داشت و موجب اعتراض نیروهای شرکتی شده بود، امید است با همکاری دستگاههای اجرایی، سامانه هرچه سریعتر تکمیل شود تا پرداخت حقوق این نیروها از این پس به صورت مستقیم و به موقع انجام شود؛ این نخستین گامی است که دولت چهاردهم با دستور رئیسجمهور و پیگیریهای انجامشده برای ساماندهی نظام پرداخت نیروهای شرکتی برداشته است.
به گزارش بازار کسب و کار، سازمان توسعه تجارت ایران در نامهای به گمرک ایران موضوع واردات کالاها با برند کره جنوبی توسط تعاونی های مرزنشین را ابلاغ کرد.
در این نامه آمده است: نامه شماره ۸۷۳۲۸۳۶ مورخ ۱۴۰۵/۶/۲۹ و با توجه به تصمیمات متخذه در جلسه مورخ ۱۴۰۵/۶/۲۸ کارگروه ماده ۱۲ قانون ساماندهی و مبادلات مرزی واردات کالاهای کره جنوبی (لوازم خانگی)، محدودیتی در حوزه نشان های تجاری و مبدا کالای وارداتی توسط مرزنشینان (به جز رژیم صهیونیستی) وجود ندارد. خواهشمند است دستور فرمایید به گمرکات اجرایی ذیربط ابلاغ گردد.
به گزارش بازار کسب و کار، سیدحسین حسینی، درباره وضعیت مسیرهای شمالی کشور با توجه به افزایش فعالیت بنادر شمالی اظهار داشت: این مسیرها تا حدود زیادی فعالتر شدهاند، اما هنوز به حجمی که مورد انتظار است نرسیدهاند. در حال حاضر بخشی از کالاهایی که خریداری شده و همچنین کالاهای اساسی که خریداری میشوند، از مسیرهای شمالی وارد کشور میشوند، اما با توجه به اینکه کشورهای واقع در شمال ایران، بهویژه کشورهای تولیدکننده گندم و ذرت، نسبت به کشورهای گرمسیر مانند برزیل دیرتر برداشت محصول دارند، زمان ورود حجم عمده این کالاها نیز متفاوت خواهد بود.
وی ادامه داد: بر اساس برنامهریزیهایی که وزارت جهاد کشاورزی برای خرید کالاهای اساسی انجام داده، احتمالاً یکی یک ماه آینده حجم عمده بار وارداتی مربوط به خرید گندم، ذرت و نهادههای دامی از منطقه آسیای میانه، روسیه و کشورهای قفقاز وارد کشور خواهد شد.
حسینی تصریح کرد: بنابراین، مسیرهای شمالی کشور تا حدودی فعالتر شدهاند و در حال حاضر نیز بار در این مسیرها در حال ورود است، اما پیشبینی میشود با آغاز خریدهای عمده و ورود حجم بیشتری از کالاهای اساسی، فعالیت این مسیرها افزایش پیدا کند و نگرانی نداریم و بازار کالاهای اساسی خالی نمی ماند.
وی در ادامه درباره وضعیت ترانزیت کشور در سال جاری با توجه به شرایط جنگی گفت: امسال با توجهب ه شرایط قاعدتا آمار ترانزیت کاهش پیدا میکند. باید توجه داشت که بالاتر ۳۰ درصد آمار ترانزیت سال ۱۴۰۴ مربوط به ترانزیت سوخت بوده که امسال این عدد کاهش پیدا کرده است.
مدیرکل دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری با اشاره به تأثیر شرایط منطقه بر مسیرهای ترانزیتی کشور اظهار داشت: بخشی از ترانزیت ما به سوخت و فرآوردههای نفتی اختصاص داشت و با توجه به شرایط ایجادشده، مسیرهای مربوط به این بخش تحت تأثیر قرار گرفته است.
حسینی افزود: به عنوان نمونه، بخشی از کالاهایی که از بندرعباس و مسیر ایران ترانزیت میشد، از طریق دریا ادامه مسیر میداد و به کشورهای عربی میرسید که با تعطیلی این مسیر، طبیعتاً آن حجم از ترانزیت نیز متوقف شده است.
وی تأکید کرد: دغدغه اساسی ما این است که در صورت تداوم شرایط، در سال آینده یا دو سال آینده مسیرهای حملونقل تغییر کند و تجار و صاحبان کالا به مسیرهای دیگری عادت کنند.
مدیرکل دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری ادامه داد: در حال حاضر هر یک از صاحبان کالا و فعالان تجاری به دنبال مسیرهای جدید هستند و بخشی از آنها به دنبال مسیرهای جدید دریایی هستند.
حسینی با اشاره به تأثیر شرایط موجود بر مسیر ترانزیتی شمال ـ جنوب گفت: نگرانی اصلی ما این است که شرایط به آرامش برسد تا اعتماد تاجر برای عبور کالا و استفاده از مسیرهای ترانزیتی کشور حفظ شود.
وی افزود: در بخش ترانزیت غیرنفتی نیز مسیر شمال به جنوب تحت تأثیر قرار گرفته است. بخش عمدهای از بار ما از مسیر بندرعباس به جمهوری آذربایجان و گرجستان و همچنین کانتینرهای زیادی به مقصد روسیه و آسیای میانه منتقل میشد که این مسیرها تقریباً بهطور کامل تعطیل شدهاند.
مدیرکل دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری گفت: در مقابل، در بخش غرب کشور نیز شاهد کاهش ترانزیت هستیم، اما مسیرهای شرق ـ غرب که از اروپا و ترکیه عبور میکنند همچنان فعال هستند.
حسینی ادامه داد: در حال حاضر مسیر پاکستان نیز تا حدودی فعال است، هرچند حجم ترانزیت از این مسیر هنوز عدد قابل توجهی نیست.
وی درباره میزان کاهش ترانزیت کشور در سال جاری اظهار داشت: ممکن است امسال با کاهش ۱۵ تا ۲۰ درصدی ترانزیت نسبت به سال گذشته مواجه شویم.
مدیرکل دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری افزود: با این حال، باید توجه داشت که سال گذشته نیز میزان ترانزیت نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش داشت و اگر میزان فعلی را با سال ۱۴۰۳ که کشور رکورد ترانزیت را ثبت کرده بود مقایسه کنیم، میزان کاهش بیشتر خواهد بود.
بازار کسب و کار- سرویس اقتصادی: در شهریور ۱۴۰۵، میانگین قیمت آگهیشده آپارتمان در گرگان حدود ۶۹.۴ میلیون تومان به ازای هر مترمربع گزارش شده؛ این عدد «قیمت معاملهشده» نیست و بر پایه آگهیهای بازار است.
رئیس انجمن انبوهسازان گلستان می گوید که افزایش قیمت زمین، مصالح، دستمزد و سایر نهادهها موجب افزایش قیمت تمامشده شده و در مورد برخی مصالح مانند آهن، افزایش قابلتوجهی رخ داده است.
ساخت وساز برای سرمایهگذار پر ریسک و گران شده است
مهران فدوی در نخستین نشست خبری هیات مدیره انجمن صنفی انبوه سازان و توسعه گران استان گلستان در سالجاری با بیان اینکه چالش ساخت و ساز در استان فقط گرانی مصالح نیست، اظهار کرد: افزایش قیمت زمین و محدودیت زمین مناسب برای توسعه شهری؛ به دلیل محدودیت اراضی مناسب گرگان، افزایش هزینه مصالح و نیروی کار که مستقیماً قیمت تمامشده را بالا میبرد، هزینههای عوارض و جرایم ساختمانی ماده ۱۰۰ ، تأمین مالی دشوار و رکود فروش و طولانی شدن فرایندهای اداری و شهرسازی از عوامل فشار بر بازار مسکن است که سازنده و مصرف کننده را در شرایط سختی قرار داده است.
وی افزود: گرگان از یک طرف با کمبود زمین و افزایش قیمت مسکن مواجه است و از طرف دیگر، ساختوساز برای سرمایهگذار پرریسکتر و گرانتر شده است.
فدوی ادامه داد: این یعنی اگر سیاست شهری صرفاً به افزایش عوارض یا محدود کردن ساخت منجر شود، ممکن است نتیجه معکوس ایجاد کند که موجب کاهش انگیزه ساخت ، کاهش عرضه واحد جدید و افزایش فشار بر قیمت واحدهای موجود می شود.
به گفته وی، از سوی دیگر، بلندمرتبهسازی میتواند بخشی از راهحل باشد؛ زیرا در زمینی که قیمت بالایی دارد، امکان توزیع هزینه زمین میان تعداد بیشتری واحد فراهم میشود. اما باید همزمان ظرفیت پارکینگ، شبکه آب و فاضلاب، برق، معابر، آتشنشانی و حملونقل نیز در نظر گرفته شود . چرا که در غیر این صورت افزایش تراکم میتواند مشکلات زیرساختی ایجاد کند.
فدوی افزود: به نظرم برای گرگان، بحث اصلی نباید فقط این باشد که «مسکن گران شده است» بلکه باید به این موضوع توجه کنیم که چگونه میتوان هزینه زمین، عوارض، تأمین مالی و زمان ساخت را کاهش داد تا انبوهساز بتواند با قیمت پایینتر بدون اینکه کیفیت و ایمنی ساختمان کاهش یابد، اقدام به تولید سازه کند.
رییس انجمن انبوهسازان و توسعهگران گلستان بیان کرد: تمدید پروانههای ساختمانی در شرایط بحرانی، تثبیت عوارض، مشوق تراکم برای پروژههای واجد شرایط و تسهیل تأمین مالی میتواند شرایط ساخت و ساز را برای سازندگان در شرایط فعلی جنگی و تورم آسانتر کند و در مقابل، مسئولان نیز باید اطمینان حاصل کنند که مشوقها واقعاً به افزایش عرضه مسکن منجر میشوند، نه صرفاً افزایش ارزش زمین.
جرائم سنگین ماده ۱۰۰ و کاهش مشوقها
رئیس انجمن انبوهسازان گلستان از افزایش عوارض ساختمانی، جرایم سنگین ماده ۱۰۰، هزینههای تأمین اجتماعی و محدود بودن زمان مشوقهای ساختمانی انتقاد کرد و گفت: پیشتر انجمن انبوهسازان استان، طولانی بودن صدور پروانه و محدودیت تسهیلات برای بخش خصوصی را از موانع اصلی ساختوساز را به مسئولان در جلسات متعدد اعلام کرده است ولی متاسفانه اقدامات حمایتی در جهت تسهیل در ساخت وساز برای سازندگان گلستانی در نظر گرفته نشده است.
وی افزود: مسئله بیشتر به کافی نبودن و پایدار نبودن حمایتها در برابر هزینه و ریسک پروژه مربوط میشود، نه اینکه هیچ حمایتی وجود نداشته باشد.
انبوهسازان پای کار در جبهه تولید مسکن در شرایط جنگی
فدوی سازندگان را در شرایط فعلی کشور رزمندگان جبهه ساخت وساز عنوان کرد و گفت: این افراد به عنوان تولید کننده مهم ترین نیاز مردم باید مورد حمایت جدی دولتمردان و رفع چالش ها قرار گیرند.
بلندمرتبهسازی؛ راهی برای افزایش عرضه مسکن
به گفته رییس انجمن انبوه سازان و توسعه گران گلستان، انبوهساز وقتی سرمایه خود را وارد پروژه میکند، با چند هزینه و ریسک همزمان از جمله؛ زمین گران ، عوارض ، هزینه ساخت ، تأمین مالی ، تورم ، طولانی شدن صدور مجوز و ریسک فروش روبرو می شود و اگر در چنین شرایطی پروانه هم منقضی شود، تمدید آن مستلزم پرداخت هزینههای جدید می شود که عملاً ریسک توقف پروژه به سازنده منتقل میشود.
وی بیان کرد: بهنظر میرسد یکی از سیاستهای قابل بررسی برای گرگان این باشد که در شرایط فوقالعاده، بهخصوص برای پروژههای نیمهتمام، مدت اعتبار پروانه بدون تحمیل عوارض جدید متناسب با مدت توقف تمدید شود.
رییس انجمن انبوه سازان و توسعه گران گلستان با بیان اینکه استاندار می تواند با اختیارات داده شده دولت نقش موثری در انبوه سازی مسکن داشته باشد، اظهار کرد: استاندار گلستان می تواند از این اختیارات از جمله تسریع در الحاق اراضی واجد شرایط، استفاده از ظرفیت تغییر کاربری در چارچوب قانون، توافق با مالکان اراضی غیردولتی و اجرای هدفمند طرح بلندمرتبهسازی بخصوص در مرکز استان که بیشترین امار مهاجران را به خود اختصاص داده است، در جهت توسعه ساخت و ساز استفاده کند.
فدوی ادامه داد: این موضوع پشتوانه قانونی هم دارد و ماده ۵۰ قانون برنامه هفتم، استفاده از زمینهای دولتی و توافق با مالکان اراضی غیردولتی فاقد کاربری مسکونی را برای تأمین زمین طرحهای مسکن پیشبینی کرده و ارزش افزوده ناشی از تغییر کاربری، افزایش تراکم و سطح اشغال را نیز در سازوکار توافق مورد توجه قرار داده است.
وی با انتقاد از به تعویق افتادن برگزاری کمیسیون ماده ۵ نیز گفت: طبق گزارش ادارهکل راه و شهرسازی گلستان، کمیسیون ماده ۵ برای گرگان در آبان ۱۴۰۴ جلسهای با ۳۵ دستورکار داشته است؛ بنابراین این کمیسیون عملاً یکی از گلوگاههای تصمیمگیری درباره مغایرتهای طرح تفصیلی و توسعه شهری است.
فدوی افزود: طرح بلندمرتبهسازی گرگان نیز قبلاً در کمیسیون ماده ۵ تصویب و برای ادامه مراحل به شورای عالی شهرسازی و معماری ارسال شده بود؛ در این طرح، با توجه به مساحت زمین و عرض معبر، امکان ساخت ساختمانهای بیش از ۸ طبقه در پهنههای مشخص پیشبینی شده است.
وی افزود: چنانچه اگر جلسات کمیسیون بهموقع برگزار نشود، عواقبی از جمله تعیین تکلیف پروندههای تغییر کاربری و مغایرتهای طرح تفصیلی عقب بیفتد، پروژههای انبوهسازی سرمایهشان برای مدت بیشتری معطل بماند، صدور پروانه و شروع عملیات ساختمانی به تأخیر بیفتد، هزینه ساخت به دلیل طولانی شدن زمان پروژه افزایش پیدا کند، عرضه واحد مسکونی جدید در گرگان کاهش پیدا کند و در نهایت فشار قیمتی بر بازار مسکن بیشتر شود.
استفاده از مصالح نوین قیمت ساخت وساز را کاهش میدهد
در ادامه این نشست خزانه دار انجمن صنفی انبوه سازان و توسعه گران گلستان اظهار کرد: سازندگان ساختمان باید با هدف افزایش سرعت اجرای پروژهها، کاهش هزینههای ساخت و ارتقای کیفیت ساختمان، به سمت استفاده گستردهتر از مصالح و فناوریهای نوین ساختمانی حرکت کنند. استفاده صحیح از این مصالح میتواند ضمن کاهش زمان اجرا و هزینههای نیروی انسانی، میزان پرت مصالح را نیز کاهش داده و بهرهوری در صنعت ساختمان را افزایش دهد.
امین زینعلی افزود: برای تحقق این هدف، لازم است دستگاههای اجرایی، نهادهای تخصصی و مراکز آموزشی و پژوهشی با برگزاری دورههای مهارتی و ارائه آموزشهای تخصصی، زمینه آشنایی و توانمندسازی سازندگان و استادکاران را برای استفاده صحیح و اصولی از مصالح نوین فراهم کنند..
وی در ادامه افزود: در همین زمینه این انجمن تفاهمنامه ای را با پارک علم و فناوری گلستان در زابطه با استفاده از مصالح نوین به امضا رسانده و برای دوره های مهارت اموزی استاد کاران نیز با سازمان فنی و حرفه ای نیز هیم تفاهم نامه به امضا رسیده تا این افراد طی مدت کوتاهی دوره استفاده از این مصالح را آموزش ببینند.
زینعلی افزود: ما باید برای ساخت سازههای مقاوم همراه با فناوریهای نوین و کاهش زمان ساخت به سمت استفاده از تکنولوژیهای فناورانه حرکت کنیم و از شرایط سنتی عبور کنیم.
وی ادامه داد: دولت میتواند برای حمایت از سازندگان و حفظ جریان ساختوساز، سازوکاری برای تعدیل خودکار قراردادهای ساختمانی متناسب با تورم و افزایش هزینههای ساخت پیشبینی کند.
زینعلی افزود: بر این اساس، در قراردادهای سازندگان، بندی مشخص برای تعدیل سالانه قیمتها در نظر گرفته شود تا در صورت افزایش هزینههای مصالح، دستمزد، تجهیزات و سایر نهادههای ساختمانی، مبلغ قرارداد متناسب با شاخصهای رسمی تعدیل شود. این سازوکار میتواند از توقف یا کاهش پروژههای ساختمانی در اثر افزایش ناگهانی هزینهها جلوگیری کرده و امکان برنامهریزی مالی و ادامه فعالیت سازندگان را افزایش دهد.
وی ادامه داد: پیشنهاد میشود دولت با همکاری دستگاههای تخصصی، شاخص مشخص و قابلاستنادی برای تعدیل سالانه قراردادهای ساختمانی تعیین کند تا این فرآیند بهصورت شفاف، قابل پیشبینی و خودکار انجام شود.
خزانهدار انجمن انبوه سازان و توسعهگران گلستان گفت: به غم تمامی عقبماندگیها، کمبود زیرساختها و محدودیتهای موجود، استان گلستان توانسته است در صنعت ساختوساز جایگاه پنجم کشور را به خود اختصاص دهد. این جایگاه نشاندهنده ظرفیت بالای استان و توانمندی فعالان حوزه ساختوساز است؛ ظرفیتی که با حمایت هدفمند، رفع موانع و استفاده از فناوریها و مصالح نوین میتواند به یکی از پیشرانهای توسعه اقتصادی استان تبدیل شود.
پیشرو بودن گلستان در اجرای دستورالعملها
وی افزود: استان گلستان به دلیل پیشرو بودن در اجرای دستورالعملها و بخشنامههای جدید، گاهی عملاً نقش «آزمایشگاه اجرایی» را ایفا میکند؛ بهگونهای که برخی دستورالعملها پیش از آنکه در سطح کشور بهطور کامل تبیین، بررسی و الزامات اجرایی آنها مشخص شود، در استان به مرحله اجرا درمیآیند.
زینعلی گفت: این رویکرد اگرچه نشاندهنده آمادگی و همراهی دستگاههای اجرایی استان است، اما ضروری است پیش از اجرای بخشنامههای جدید، آثار و پیامدهای آنها با مشارکت تشکلهای حرفهای، کارشناسان و فعالان حوزه ساختوساز بررسی شود تا اجرای سیاستها متناسب با شرایط و ظرفیتهای بومی استان انجام گیرد.
انبوهسازان نیازمند سیاستهای حمایتی هستند
نایب رییس انجمن نیز در این نشست اظهار کرد: هزینه تمامشده ساختوساز در گرگان را میتوان به سه بخش اصلی هزینه زمین، هزینه مصالح ساختمانی و هزینه اجرای ساختمان و دستمزد. تقسیم می شود. در شرایط فعلی، نوسانات قیمت زمین و افزایش هزینه مصالح، تأثیر قابلتوجهی بر قیمت نهایی پروژههای ساختمانی دارند.
امین عقیلی افزود: بنابراین، برای کاهش هزینه تمامشده و افزایش امکان ساختوساز، لازم است سیاستهای حمایتی علاوه بر موضوع زمین، بر مدیریت هزینه مصالح و استفاده از مصالح و فناوریهای نوین نیز تمرکز داشته باشد.
وی افزود: استفاده از روشهای نوین ساخت میتواند با کاهش زمان اجرا، کاهش پرت مصالح و افزایش بهرهوری نیروی انسانی، بخشی از فشار هزینههای ساخت را کاهش دهد.
ادامه روند فعلی همچنان موجب افزایش قیمت مسکن میشود
عضو هیات مدیره انجمن و عضو اتحادیه مشاور املاک نیز اظهار کرد: با وجود افزایش قابلتوجه هزینههای زمین، مصالح ساختمانی، دستمزد و سایر نهادههای تولید، بسته حمایتی مؤثر و متناسبی برای تولیدکنندگان مسکن در نظر گرفته نشده است. تداوم این شرایط میتواند انگیزه سرمایهگذاری و توان مالی سازندگان را تحت تأثیر قرار دهد و روند ساختوساز را با چالش مواجه کند.
صنعتی افزود: ضروری است دولت و دستگاههای متولی، با مشارکت تشکلهای حرفهای و فعالان صنعت ساختمان، بستههای حمایتی مشخص و عملیاتی برای تولیدکنندگان مسکن تدوین کنند؛ از جمله تسهیل تأمین مالی، کاهش هزینههای اداری و صدور مجوز، ایجاد سازوکار تعدیل قراردادها متناسب با تورم و حمایت از استفاده از فناوری و مصالح نوین. این اقدامات میتواند به حفظ سرمایهگذاری در بخش مسکن و تداوم تولید کمک کند.
وی بیان کرد: در سالهای اخیر، بخش قابلتوجهی از سیاستهای حمایتی دولت در حوزه مسکن بر حمایت از مستأجران و کنترل فشار هزینههای اجاره متمرکز بوده است. در مقابل، به نظر میرسد حمایتهای مستقیم و متناسب از انبوهسازان و تولیدکنندگان مسکن کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
به گفته صنعتی، حمایت از مستأجران ضروری است، اما در کنار آن باید برای تولید و عرضه مسکن نیز سیاستهای حمایتی مؤثری در نظر گرفته شود. انبوهسازان و سازندگان، با افزایش هزینه زمین، مصالح، دستمزد و تأمین مالی مواجهاند و بدون ایجاد مشوقهای مناسب، ادامه سرمایهگذاری و افزایش تولید مسکن دشوارتر خواهد شد.
وی تصریح کرد: پیشنهاد میشود سیاستهای دولت بهگونهای طراحی شود که ضمن حمایت از مصرفکنندگان و مستأجران، از تولیدکنندگان مسکن نیز از طریق تسهیلات مالی، کاهش هزینههای ساخت، تسهیل فرآیند صدور مجوزها و ایجاد سازوکارهای تعدیل متناسب با افزایش هزینهها حمایت شود.
به گفته صنعتی، قیمت زمین یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در قیمت تمامشده مسکن است. هرچه قیمت زمین افزایش پیدا کند، هزینه نهایی ساخت و در نتیجه قیمت فروش مسکن نیز افزایش مییابد و در نهایت فشار بیشتری به مصرفکننده و خریدار واقعی مسکن وارد میشود.
وی ادامه داد: سیاستگذاری در حوزه مسکن نباید صرفاً بر حمایت از مصرفکننده متمرکز باشد؛ بلکه باید با مدیریت و ساماندهی بازار زمین، تأمین زمین مناسب برای ساختوساز و ایجاد مشوق برای توسعه در مناطق دارای ظرفیت، زمینه کاهش هزینه تمامشده مسکن نیز فراهم شود. در کنار این موضوع، حمایت از سازندگان و استفاده از فناوریها و مصالح نوین میتواند به کاهش سایر هزینههای تولید و افزایش عرضه مسکن کمک کند.
وی افزود: در شرایط فعلی اقتصادی، سازندگان با وجود افزایش شدید هزینههای ساخت، تورم و نوسانات قیمت مصالح، همچنان به فعالیت خود ادامه میدهند و متعهد هستند پروژهها را مطابق قرارداد و در زمان مقرر تحویل دهند. تداوم این روند، در شرایط کنونی نیازمند حمایت و همراهی جدی دولت است.
عضو هیات مدیره انجمن انبوه سازان گلستان گفت: دولت باید به سمت ایجاد سازوکارهایی برای تأمین و تثبیت دسترسی سازندگان به مصالح ساختمانی از جمله تسهیل تأمین مصالح، ایجاد امکان خرید مستقیم و عمده، حمایت از تولید داخلی و پیشبینی سازوکار تعدیل قیمتها متناسب با افزایش هزینهها حرکت کند.
وی افزود: اگر قرار است سازندگان به تعهدات قراردادی خود پایبند باشند، باید ابزار و حمایتهای لازم نیز در اختیار آنان قرار گیرد تا افزایش قیمت مصالح و سایر نهادههای تولید، موجب توقف پروژهها و تحمیل هزینههای بیشتر به سازنده و مصرفکننده نشود.
به گفته صنعتی، اگر تا پایان سال اقدامات مؤثری برای حمایت از تولید مسکن، کنترل هزینههای ساخت و تأمین پایدار مصالح و انرژی انجام نشود، هرگونه اختلال جدی در چرخه تأمین انرژی میتواند هزینه تولید مصالح، حملونقل و اجرای پروژههای ساختمانی را افزایش دهد. در چنین شرایطی، احتمال افزایش بیشتر هزینه تمامشده ساخت و در پی آن افزایش قیمت مسکن وجود خواهد داشت.
وی افزود: ضروری است دولت پیش از ایجاد چنین شرایطی، برای تأمین پایدار انرژی و مصالح ساختمانی و همچنین حمایت از سازندگان، برنامهای عملیاتی و پیشگیرانه تدوین کند.
۸۰ درصد درآمد شهرداری از ساخت و ساز تامین میشود
شهردار گرگان در این نشست با اشاره به اینکه شهرداری گرگان با محدودیت در منابع درآمدی پایدار مواجه است، اظهار کرد: بخش قابلتوجهی از درآمد آن به فعالیتهای ساختوساز و صدور پروانههای ساختمانی وابسته است. در شرایط فعلی که حجم ساختوساز و صدور پروانهها بهشدت کاهش یافته، درآمدهای شهرداری نیز تحت تأثیر قرار گرفته است.
مجید طاهری گفت: تداوم این وضعیت میتواند توان شهرداری در اجرای پروژههای عمرانی، توسعه زیرساختها و ارائه خدمات شهری را کاهش دهد. بنابراین، ضروری است در کنار تسهیل و حمایت از رونق ساختوساز، شهرداری به سمت تنوعبخشی به منابع درآمدی و تقویت درآمدهای پایدار حرکت کند تا اداره شهر وابستگی کمتری به درآمدهای ناشی از صدور پروانههای ساختمانی داشته باشد.
وی افزود: همکاری میان شهرداری، شورای شهر، دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی میتواند در شناسایی ظرفیتهای جدید اقتصادی، گردشگری و سرمایهگذاری شهر و ایجاد منابع درآمدی پایدار نقش مؤثری داشته باشد.
طاهری بیان کرد: افزایش مستمر قیمت مسکن در کنار کاهش قدرت خرید خانوارها، باعث شده است بخش قابلتوجهی از متقاضیان واقعی توان ورود به بازار خرید را از دست بدهند. در نتیجه، فاصله میان قیمت مسکن و توان مالی مصرفکنندگان افزایش یافته و معاملات با محدودیت بیشتری مواجه شده است.
شهردار گرگان افزود: ادامه این روند هم برای مردم و هم برای سازندگان نگرانکننده است؛ زیرا از یک سو خرید مسکن برای خانوارها دشوارتر میشود و از سوی دیگر، کاهش تقاضای مؤثر میتواند انگیزه و توان سرمایهگذاری در ساختوساز را کاهش دهد. بنابراین لازم است سیاستهای مسکن بهصورت همزمان بر افزایش قدرت خرید متقاضیان، کاهش هزینه تمامشده ساخت و حمایت از تداوم تولید مسکن متمرکز شود.
به گزارش خبرنگار اقتصادی بازار کسبوکار، رمضانعلی سنگدوینی بر استفاده از راهکارهای غیرقیمتی برای مدیریت ناترازی سوخت تأکید کرد و توسعه CNG، LPG و خودروهای برقی، اصلاح ناوگان و افزایش ظرفیت تولید را از مسیرهای قابل پیگیری دانست. با این حال، پرسشهای مهمی درباره سقف قیمت بنزین، آینده سهمیهها، علت کاهش میزان سهمیه، اثر افزایش نرخ بر هزینه حملونقل و بازار کالا، مقایسه مصرف خودروهای روسی و ایرانی و حدود اختیار دولت برای افزایش دوباره قیمت همچنان بیپاسخ ماند.
سنگدوینی با اشاره به موضع خود درباره افزایش قیمت بنزین گفت از ابتدا با این تصمیم مخالف بوده و تعداد زیادی از نمایندگان مجلس نیز با افزایش نرخ موافق نبودهاند. به گفته وی، ناترازی سوخت مسئلهای نیست که بتوان آن را صرفاً با افزایش قیمت حل کرد و همزمان باید مدیریت مصرف و افزایش ظرفیت تأمین سوخت مورد توجه قرار گیرد.
او با اشاره به تصمیم نهایی دولت برای افزایش نرخ سوم بنزین، تأکید کرد که این افزایش در نهایت اجرایی شده است.
در همین نقطه، پرسش مهم خبرنگار «بازار کسبوکار» درباره حدود اختیار دولت مطرح شد: آیا دولت میتواند بدون گرفتن موافقت مجلس نرخ بنزین را افزایش دهد و اگر تصمیم به افزایش دوباره قیمت بگیرد، آیا باز هم چنین امکانی خواهد داشت؟ سنگدوینی بر مخالفت خود و بخشی از نمایندگان با افزایش نرخ تأکید کرد، اما درباره مبنای حقوقی اختیار دولت و نقش مجلس در افزایشهای بعدی توضیح مشخصی ارائه نکرد.
از ابتدا مخالف افزایش قیمت بنزین بودم؛ ابهام در سهمیه ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی
افزایش نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان، پرسش دیگری را نیز به میان آورده است: آیا این رقم پایان مسیر افزایش قیمت است یا نرخهای بالاتری در راه خواهد بود؟
خبرنگار «بازار کسبوکار» در همین زمینه پرسید افزایش نرخ بنزین تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا برای این افزایشها سقف مشخصی تعیین شده است؟
سنگدوینی در پاسخ، بر مخالفت خود با افزایش قیمت و ضرورت استفاده از راهکارهای غیرقیمتی تأکید کرد، اما درباره سقف قیمت یا زمانبندی مشخص برای پایان افزایش نرخ، عدد یا برنامه مشخصی ارائه نکرد.
یکی از نقاط مهم مصاحبه، تفاوت میان «قیمت سهمیه» و «میزان سهمیه» بود. سنگدوینی تأکید کرد: قیمت سهمیههای اصلی افزایش نیافته است؛ اما خبرنگار «بازار کسبوکار» موضوع کاهش میزان سهمیه نسبت به گذشته را مطرح کرد.
افزایش نرخ سوم بنزین، شکاف میان سیاست قیمتگذاری و راهکارهای مدیریت مصرف را دوباره به کانون بحثهای انرژی کشانده است.
سنگدوینی ضمن اعلام مخالفت خود با افزایش قیمت، بر اصلاح ناوگان، توسعه سوختهای جایگزین و تقویت تولید تأکید دارد.
اما درباره مسیر آینده قیمت و سهمیه، آثار اقتصادی افزایش نرخ و حدود اختیار دولت در تصمیمهای بعدی، هنوز ابهامهای جدی وجود دارد.
پرسش این بود که اگر نرخ سهمیههای اصلی ثابت مانده، علت کاهش مقدار سهمیه چیست و چرا همزمان نرخ سوم افزایش یافته است؟
پاسخ سنگدوینی عمدتاً بر ثابت ماندن قیمت سهمیههای اصلی متمرکز بود و درباره علت کاهش مقدار سهمیه و نسبت آن با افزایش نرخ سوم، توضیح مشخصی ارائه نشد.
این دو موضوع از نظر اقتصادی یکسان نیستند؛ زیرا حتی در صورت ثابت ماندن قیمت هر لیتر، کاهش مقدار سهمیه یارانهای میتواند هزینه واقعی سوخت خانوار را افزایش دهد.
افزایش نرخ سوم، آینده سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را نیز در کانون توجه قرار داده است. خبرنگار «بازار کسبوکار» پرسید آیا این سهمیهها از نظر نرخ و میزان در ادامه بدون تغییر باقی خواهند ماند یا احتمال بازنگری در آنها وجود دارد.
سنگدوینی در این بخش نیز بر مخالفت خود با افزایش قیمت تأکید کرد، اما درباره وضعیت قطعی سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی در ماههای آینده پاسخ روشنی ارائه نکرد.
به این ترتیب، برای مصرفکننده هنوز مشخص نیست سیاست سهمیههای اصلی در کنار نرخ سوم چگونه ادامه خواهد یافت و آیا ساختار فعلی سهمیهبندی پایدار خواهد ماند یا خیر.
سنگدوینی در بخش دیگری از مصاحبه با اشاره به شرایط روسیه در دوران جنگ، از محدودیتهای اعمالشده برای مدیریت منابع سوخت در شرایط خاص سخن گفت و شرایط آن کشور را با وضعیت ایران مقایسه کرد. محور اظهارات او در این بخش، مدیریت منابع و حفظ تأمین سوخت در شرایط جنگی بود.
اما خبرنگار «بازار کسبوکار» برای روشن شدن مبنای این مقایسه، پرسشی مشخص مطرح کرد: «اما خودروهای روسی که شما به آن اشاره داشتید در ۱۰۰ کیلومتر پیمایش چه میزان مصرف دارند که روسیه را مثال خود مطرح کردید و میفرمایید روسیه هم در جنگ است و ما هم در جنگ هستیم و همه کشورهای دنیا اقدام به بستن خروج بنزین از کشور خود کردند؟»
این سؤال مشخصاً ناظر بر تفاوت الگوی مصرف خودروها بود؛ با این حال، سنگدوینی عدد مشخصی درباره میزان مصرف خودروهای روسی در هر ۱۰۰ کیلومتر ارائه نکرد و مقایسه عددی میان مصرف خودروهای روسی و ایرانی در این بخش شکل نگرفت.
سنگدوینی در ادامه، مصرف بالای خودروهای تولید داخل و ضرورت اصلاح ناوگان را مورد توجه قرار داد. محور اظهارات او این بود که مدیریت ناترازی بنزین فقط به قیمت محدود نمیشود و کاهش مصرف خودروهای پرمصرف، اصلاح ناوگان و حرکت به سمت خودروهای کممصرف نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرچه مصرف متوسط خودروها بالاتر باشد، برای جابهجایی همان میزان مسافر و کالا، سوخت بیشتری مورد نیاز خواهد بود و فشار بیشتری بر شبکه تأمین بنزین وارد میشود.
خبرنگار «بازار کسبوکار» بخش دیگری از پرسشهای خود را به اثر افزایش قیمت بنزین بر اقتصاد اختصاص داد؛ از هزینه حملونقل و جابهجایی کالا تا تولید، توزیع، خدمات و سبد هزینه خانوار.
پرسش اصلی این بود که افزایش هزینه سوخت چگونه در زنجیره اقتصاد منتقل خواهد شد و چه میزان از آن میتواند در کرایه حملونقل، هزینه تولید و قیمت کالاها و خدمات منعکس شود.
سنگدوینی اصل اثرگذاری افزایش نرخ سوخت بر هزینه حملونقل، کالا و خدمات را رد نکرد، اما درباره میزان این اثر و سازوکار مشخص جلوگیری از انتقال هزینه به مصرفکننده، عدد یا برنامه اجرایی مشخصی ارائه نکرد.
در شرایطی که حملونقل جادهای بخش مهمی از جابهجایی کالا در کشور را بر عهده دارد، تعیین ابعاد این اثر برای فعالان اقتصادی و خانوارها اهمیت مستقیمی دارد.
سنگدوینی در برابر رویکرد صرفاً قیمتی، توسعه سوختهای جایگزین را یکی از مسیرهای مدیریت مصرف بنزین دانست و بر استفاده بیشتر از ظرفیت CNG تأکید کرد. به گفته وی، ظرفیت CNG کشور بیش از میزان مصرف فعلی است و بخشی از این ظرفیت بلااستفاده مانده است.
او همچنین LPG و خودروهای برقی را از دیگر گزینههای قابل پیگیری دانست و درباره LPG بر ضرورت ایجاد زیرساخت و ورود سرمایهگذاری بخش خصوصی تأکید کرد.
اصلاح ناوگان حملونقل نیز در همین چارچوب مورد توجه سنگدوینی قرار گرفت؛ رویکردی که هدف آن کاهش وابستگی به بنزین و پایین آوردن مصرف سوخت در بخش حملونقل است.
سنگدوینی در بخش دیگری از اظهارات خود به ذخیرهسازی سوخت اشاره کرد و گفت سال گذشته حدود ۳.۵ میلیارد لیتر گازوئیل برای نیروگاهها و شبکه توزیع ذخیره شده و در سال جاری نیز تلاش شده است سطح ذخایر حفظ شود.
وی همچنین از آسیب واردشده به بخشی از زیرساختهای انرژی و کاهش ظرفیت تولید گاز سخن گفت و افزود اقدامات برای بازگرداندن ظرفیتها ادامه دارد.
سنگدوینی افزایش ظرفیت تولید بنزین را نیز یکی از مسیرهای کاهش فشار بر شبکه سوخت دانست و بر تقویت ظرفیت پالایشی تأکید کرد.
قاچاق؛ مسئله جدیتر در گازوئیل
موضوع قاچاق سوخت نیز در اظهارات سنگدوینی مطرح شد. وی قاچاق گازوئیل را مسئلهای جدی دانست و اختلاف قیمت سوخت در داخل کشور و کشورهای پیرامونی را از عوامل مؤثر بر این پدیده عنوان کرد.
از نگاه او، کاهش شکاف قیمتی و کنترل قاچاق میتواند در مدیریت منابع سوخت و کاهش هدررفت فرآوردههای نفتی مؤثر باشد.
پرسشهایی که همچنان روی میز است
با وجود توضیحات سنگدوینی درباره مخالفت با افزایش قیمت و تأکید بر راهکارهای غیرقیمتی، چند پرسش کلیدی درباره آینده سیاست سوخت همچنان تعیین تکلیف نشده است؛ افزایش نرخ بنزین تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا نرخ ۱۰ هزار تومانی نرخ سوم سقف قیمتگذاری است یا احتمال افزایش دوباره آن وجود دارد؟
در حوزه سهمیه نیز پرسش اصلی این است که اگر قیمت سهمیههای اصلی افزایش نیافته، علت کاهش میزان سهمیه چیست و این کاهش چه نسبتی با افزایش نرخ سوم دارد؟ در همین چارچوب، آینده سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نیز روشن نیست و مشخص نشده که این سهمیهها از نظر نرخ و مقدار تا چه زمانی بدون تغییر باقی خواهند ماند.
پرسش بعدی به آثار اقتصادی افزایش نرخ مربوط میشود؛ افزایش قیمت بنزین چه میزان بر هزینه حملونقل، تولید، توزیع، خدمات و قیمت کالاها اثر خواهد گذاشت و چه سازوکاری برای جلوگیری از انتقال این هزینه به مصرفکننده وجود دارد؟
در بخش مقایسه با روسیه نیز پرسش خبرنگار درباره میزان مصرف خودروهای روسی در هر ۱۰۰ کیلومتر بیپاسخ ماند؛ موضوعی که برای مقایسه واقعی الگوی مصرف سوخت میان دو کشور اهمیت دارد.
و در نهایت، پرسش حقوقی و تعیینکننده این است که آیا دولت میتواند بدون موافقت مجلس نرخ بنزین را افزایش دهد و در صورت تصمیم به افزایش دوباره، حدود اختیار دولت و نقش مجلس در این تصمیم چیست؟
بنابراین، مسئله بنزین امروز تنها به یک عدد در جایگاه سوخت خلاصه نمیشود. قیمت و سهمیه از یک سو و مصرف خودرو، ظرفیت تولید، سوختهای جایگزین و هزینه حملونقل از سوی دیگر، مجموعهای بههمپیوسته را شکل دادهاند که تصمیمگیری درباره هر بخش آن بر بخشهای دیگر اثر میگذارد. از این منظر، تعیین مسیر آینده بازار بنزین نیازمند روشن شدن همزمان سیاست قیمتگذاری، وضعیت سهمیهها و برنامه کاهش مصرف و افزایش عرضه است؛ موضوعی که پاسخ دقیق به آن برای خانوار، راننده، تولیدکننده و فعال اقتصادی اهمیت یکسانی دارد.
جناب آقای نماینده، شما صراحتاً اعلام میکنید که از ابتدا مخالف افزایش قیمت بنزین بودهاید، اما در طول یک سال گذشته چندین بار سیاست قیمتگذاری و سهمیهبندی بنزین تغییر کرده است؛ یکبار با کاهش سهمیه و بار دیگر با افزایش نرخ بنزین در سهمیه سوم. در چنین شرایطی، مجلس چه نقشی در جلوگیری از تکرار این تصمیمها دارد و چرا با وجود مخالفتهایی که مطرح میشود، سیاست افزایش هزینه سوخت همچنان ادامه پیدا میکند؟
تلنگر
جناب آقای نماینده، مردم در شرایطی قرار دارند که فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای دقیق و مسئولانه است. در شرایطی که کشور ماهها تحت فشارهای ناشی از جنگ و تحریم قرار داشته و فشارهای اقتصادی نیز بخشی از این وضعیت را تشکیل میدهد، آیا افزایش هزینه سوخت و تغییر مکرر سهمیهها، آن هم بدون تبیین روشن آثار آن بر زندگی مردم، نمیتواند فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند؟
شما و دیگر مسئولان بارها از خود با تعبیر «خادم و نوکر مردم» یاد کردهاید. اگر قرار است مسئولان واقعاً خادم و نوکر مردم باشند، این خدمت باید در تصمیمهایی که مستقیماً با سفره و معیشت مردم ارتباط دارد نیز دیده شود؛ مردمی که امروز با هزینههای بالای زندگی، حملونقل، تولید و خدمات مواجهاند، انتظار دارند تصمیمگیران پیش از افزایش هر هزینهای، توان اقتصادی آنان را در نظر بگیرند.
بنزین فقط یک عدد روی جایگاه سوخت نیست؛ افزایش هزینه آن میتواند از حملونقل به قیمت کالا، خدمات، تولید و در نهایت سبد هزینه خانوار منتقل شود. بنابراین مطالبه مردم روشن است: اگر مسئولان خود را خادم و نوکر مردم میدانند، در تصمیمهای اقتصادی نیز در کنار مردم بایستند و اجازه ندهند بار ناترازیها و ناکارآمدیهای انباشته، بیش از این بر دوش آنان گذاشته شود.
به گزارش خبرنگار سرویس اقتصادی بازار کسب و کار، عبدالعلی کیانمهر امروز در حاشیه بازدید از «مانور نانوایان گنبدی و استفاده از سوخت جایگزین» به خبرنگاران گفت: بیشتر واحدهای نانوایی استان بویژه در نواحی غربی به سوخت دوم (نفت سفید و نفتگاز) و بعضا سوم (کپسول گاز مایع) مجهز شدند.
وی بیان کرد: پخت نان با سوختهای جایگزین هیچ تاثیری بر کیفیت نان و همانند پخت آن با گاز طبیعی فعلی ندارد و در برخی موارد بهتر هم است.
کیانمهر به برگزاری جلسات توجیهی و آموزشی با جامعه خبازان، اتحادیه صنفی آنها و فرمانداران جهت شتا بخشی به چرخه مجهز شدن واحدهای نانوایی به سوخت جایگزین و تجهیزات آن خبر داد و اضافه کرد: این تصمیم به جهت مواجهه احتمالی با کمبود گاز سراسری در فصل زمستان امسال اتخاذ شده است.
معاون هماهنگی امور اقتصادی استاندار گلستان ادامه داد: تامین نان به عنوان نیاز ضروری مردم نباید در شرایط بحرانی دچار مشکل شود بنابراین همه واحدهای خبازی استان موظف به همکاری در این خصوص و مجهز شدن به سوخت جایگزین و تجهیزات آن هستند.
کیانمهر گفت: یک کار آموزشی خوب هم در گنبدکاووس درحال انجام است و به نانوایان نحوه استفاده صحیح از سوخت جایگزین و تعویض سوزن مشعلها برای جلوگیری از ایجاد دود داده میشود.
وی افزود: به دستور استاندار گلستان بهصورت مستمر بر دوگانه سوز شدن واحدهای نانوایی این استان نظارت میشود و اگر تا دو هفته قبل از رسیدن فصل سرما، این کار انجام نشده باشد، بدون تعارف سهمیه آرد نانوایان متخلف قطع و به دیگر نانوایان داده خواهد شد.
بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: اهمیت کشت پاییزه در گلستان، ضرورت برنامهریزی منسجم برای پشتیبانی از کشاورزان را دوچندان میکند به طوری که گندم بهعنوان یکی از محصولات محوری این دوره در این استان شمالی، برای زراعت مناسب و تداوم تولید به دسترسی بهموقع به بذر مناسب، نهادههای مورد نیاز و خدمات فنی وابسته است.
مسوولان جهادکشاورزی و دستگاههای مرتبط در استان گلستان با برگزاری نشست های تخصصی و گفتوگوی مستقیم با بهرهبرداران با جدیت به دنبال شناسایی نیازها و موانع اجرایی بوده وبرای رفع آنها ضمن برنامه ریزی، پاسخگوی دغدغههای تولید کنندگان هستند.
همچنین تامین بذر و نهادهها، دسترسی به سوخت موردنیاز و ارائه خدمات فنی در زمان مناسب، از جمله موضوعاتی است که هماهنگی میان بخشهای مسوول میتواند روند کار بهرهبرداران استان را قبل از آغاز رسمی زراعتهای پاییزه تسهیل کند و اطلاعرسانی روشن درباره شیوه و زمان دسترسی به این حمایتها، در کنار رسیدگی به درخواستها، میتواند ضمن کمک به افزایش اطمینان کشاورزان، نقش به سزایی در امنیت غذایی و پایداری نولید داشته باشد.
طبق دادههای آماری، امسال حدود ۴۶۰ هزار هکتار گندم، ۷۵ هزار هکتار جو، ۶۵ هزار هکتار کلزا، هشت هزار و ۵۰۰ هکتار چغندر و حدود ۶ هزار هکتار سیبزمینی در برنامه الگوی کشت استان گلستان قرار گرفته و برای اجرا ابلاغ شده است.
شماری از گندمکاران استان گلستان در آستانه قرارگیری کاشت این محصول راهبردی نسبت افزایش قیمت نهادهها و رقابت ناپذیری زراعت این محصول با برخی از محصولات پاییزه تازه وارد از جمله چغندر قند و کلزا، خواستار حمایت بیشتر در تداوم کشت گندم در منطقه شدند.
آنان افزایش هزینههای بالای کاشت، داشت و برداشت گندم و گرانی نهادههای موردنیاز زراعت این محصول راهبردی با توجه به سیر صعودی نرخ تورم در جامعه ومدیریت در تامین نهادهها و نظارت بر توزیع مناسب، کمبود اختصاص گازوئیل برای تراکتور در آمادهسازی مزرعه برای کشت را از جمله دغدغههای تولید گندم در استان برشمردند.
نماینده بنیاد ملی گندمکاران شهرستان مینودشت گفت: در این شهرستان ۲۸ هزار و ۲۸ هکتار اراضی مستعد کشاورزی وجود دارد که ۲۰ هزار هکتار آن سال زراعی قبل به زیرکشت گندم رفت و حدود ۶۵ هزار تن محصول تولید شد.
موسی قزلسفلو افزود: در سال زراعی جاری نیز بهره برداران این شهرستان برای کشت گندم آماده می شوند ولی برای فراهم کردن مقدمات زراعت این محصول دغدغه دارند.
وی کمبود نهادههای کشاورزی به ویژه کودهای فسفاته و سموم کشاورزی، گران بودن نهادهای کشاورزی در قبال قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی، کیفیت پایین نهادههای کشاورزی، تاخیر در پرداخت مطالبات کشاورزان و واریز قطره چکانی مطالبات گندمکاران، کمبود شدید گازوئیل در بخش کشاورزی، هزینههای بالای عملیات کاشت، داشت و برداشت گندم، خرید ارزان محصولات کشاورزی توسط دولت ( قیمت پایین خرید تضمینی)، قطعی برق به مدت طولات در حوزه آبیاری مزارع و دستمزد بالای کارگران را از جمله مهم ترین موانع پیشرو بهره برداران استان گلستان برشمرد.
قزلسفلو خاطرنشان کرد: با توجه به این که تا کاشت گندم یک ماه فرصت وجود دارد، لازم است تدابیر لازم برای کاهش دغدغه های گندمکاران استان اندیشیده شود تا نقش آفرینی بهره برداران استان در امنیت غذایی کشور تداوم یابد.
مدیرعامل بنیاد ملی گندمکاران کشور گفت: یکی از مطالبات کشاورزان این است که قیمت محصولات کشاورزی در طول سال بازنگری شود؛ بر همین اساس لازم است در اسفند هر سال، نرخ محصولات کشاورزی با توجه به تغییرات تورمی و افزایش هزینههای تولید دوباره بررسی شود.
علیقلی ایمانی همچنین از پیگیری موضوع پرداخت جریمه تاخیر در خرید تضمینی محصولات کشاورزی خبر داد و گفت: بر اساس قانون، در صورت تاخیر دولت در پرداخت مطالبات کشاورزان، باید جریمه تاخیر مطابق نرخ اعلامی بانک مرکزی پرداخت شود که این موضوع در کمیتههای کارشناسی مطرح شده و در صورت تصویب در شورای قیمتگذاری، دولت مکلف به اجرای آن خواهد بود.
ایمانی با تاکید بر اینکه افزایش قیمت خرید تضمینی بهتنهایی راهحل مشکلات کشاورزان نیست، اظهار کرد: حتی اگر قیمت گندم به ۱۰۰ هزار تومان برسد، اما عملکرد کشاورز در هر هکتار پایین باشد، درآمد او افزایش قابل توجهی نخواهد داشت.
وی استفاده از یافتههای جدید تحقیقاتی، آموزش کشاورزان، انتخاب زمان مناسب کشت، مصرف بهینه کود، مبارزه بهموقع با آفات و بیماریها و مدیریت صحیح آبیاری را از عوامل موثر در افزایش درآمد کشاورزان دانست و گفت: حدود ۱۵۶ هزار هکتار اراضی آبی در استان گلستان وجود دارد و با افزایش عملکرد در واحد سطح، امکان تولید حدود یک میلیون تن گندم در این اراضی فراهم میشود.
وی افزود: بر اساس مصوبه هیات دولت، قرار است حدود ۱۷ تا ۱۸ محصول از جمله گندم، جو، برنج، دانههای روغنی و حبوبات زیر پوشش بیمه فراگیر اجباری قرار گیرند.
رییس صندوق بیمه محصولات کشاورزی گلستان هم در خصوص پوشش بیمه گندم با اشاره به این که بیمه مهمترین سرمایه گذاری بخش کشاورزی به شمار میرود، گفت: حمایت از این حوزه باید بیش از گذشت در الویت قرار گیرد.
محمد ناویدوست افزود: با توجه به این که استان گلستان جزو مناطق پرخطر در تهدید تولید محصولات کشاورزی محسوب میشود، باید راهکارهایی اندیشیده شود تا ریسک پذیری تولید کاهش یابد.
وی گفت: بیمه زراعت گندم در قالب الگوی کشت توسط دولت انجام می شود و بهرهبرداران نیز نگران پوشش بیمه محصول گندم نباشند.
وی افزود: انتظار از نمایندگان بنیاد ملی گندمکاران در استان گلستان این است که در حوزه فرهنگ سازی و افزایش آگاهی گندمکاران استان، دورههای آموزشی را برنامهریزی و عملیاتی کنند.
ناویدوست از راهاندازی نمایندگی بیمه محصولات کشاورزی در مینودشت و پوشش سه شهرستان زیر مجموعه گالیکش، کلاله و مراوه تپه درشرق گلستان خبر داد و گفت: این طرح در راستای تامین رفاه کشاورزان این منطقه صورت گرفته است.
معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گلستان هم از کشاورزان خواست اطلاعات خود را با دقت در سامانه پهنهبندی ثبت کنند و افزود: دریافت هر نوع نهاده و خدمات از سیستم وزارت جهاد کشاورزی، مستلزم ثبت اطلاعات کشاورز در سامانه است.
علی اکبر مهقانینوده تاکید کرد: اطلاعات ثبتشده باید صحیح و منطبق با واقعیت باشد؛ چراکه در سال گذشته مواردی وجود داشت که کشاورز یک محصول را در سامانه اعلام کرده بود اما محصول دیگری کشت کرده بود و همین موضوع هنگام خرید محصول یا دریافت خدمات برای او مشکل ایجاد کرد.
وی با اشاره به تغییرات اقلیمی و شرایط غیرقابل پیشبینی در برخی مناطق استان، افزود: در مواردی که شرایط اقلیمی باعث تغییر کشت و ایجاد خسارت شده، تلاشهایی برای اصلاح اطلاعات انجام شده است،ولی ممکن است در سالهای آینده امکان اصلاح اطلاعات به سادگی گذشته وجود نداشته باشد.
مهقانی یاد آور شد: امسال حدود ۴۶۰ هزار هکتار گندم، ۷۵ هزار هکتار جو، ۶۵ هزار هکتار کلزا، هشت هزار و ۵۰۰ هکتار چغندر و حدود ۶ هزار هکتار سیبزمینی در برنامه الگوی کشت استان قرار گرفته است.
معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی گلستان درخصوص نگرانی بهره برداران استان برای کشت پاییزه سال زراعی جاری، افزود: برای زراعت گندم در استان، بین ۸۰ تا ۱۰ هزار تن بذر گندم موردنیاز بوده که ۴۰ هزار تن از طریق دولت تامین می شود و بقیه خودمصرفی است.
وی ادامه داد: اکنون بذر گندم خریداری شده در زمان مناسب میان بهرهبرداران زراعت گندم در استان توزیع خواهد شد.
مهقانی در خصوص تامین کودهای شیمیایی نیز گفت: بهرهبرداران در این زمینه با توصیههای کارشناسان و مسوولان جهادکشاورزی بیشتر همراه شده تا از چالش و کمبود کودهای شیمیایی ناشی از احتمال وجود ناترازی در فصل زراعی جاری پیشگیری شود.
مدیر شرکت خدمات حمایتی کشاورزی گلستان نیز با اشاره به این که ۸۰ درصد از زراعت دراین استان شمالی در فصل پاییزه صورت میگیرد، گفت: این مدیریت همگام با مسوولان جهادکشاورزی استان در تدارک تامین کودهای شیمیایی موردنیاز زراعت پاییزه وارد عمل شده تا نگرانی کشاورزان را برای زراعت گندم که قطب کشاورزی کشور به شمار میرود، مرتفع کند.
مجید محمدی اظهار کرد: امسال نیز همانند سال زراعی قبل که با مدیریت اعمال شده و توزیع کودهای شیمیایی پایه زراعت پاییزه را به دلیل وجود ناترازی انرژی از شهریورماه و قبل از آغاز سال زراعی به اجرا گذاشت و توانست ۱۰۰درصد برنامه را تامین کند به طوری که در سال قبل حدود ۱۰۷ هزار تُن کود اوره به عنوان کود پایه میان بهره برداران منطقه توزیع کرده بود.
وی ادامه داد: امسال با هماهنگی مسوولان جهادکشاورزی گلستان تدابیر لازم اندیشیده شده و طرح تامین کودشمیایی پایه زراعت پاییزه به ویژه گندم را از شهریورماه به مرحله اجرا گذاشته است.
محمدی یادآور شد: با توجه به پیش بینی هواشناسی مبنی بر پاییز پرباران در استان گلستان، نیاز کوددهی زراعت پاییزه در استان تامین خواهد شد.
وی گفت: ۱۳۵ کارگزاری زیر پوشش شرکت خدمات حمایتی کشاورزی گلستان در ۱۴ شهرستان فعال بوده و کودهای شیمیایی پایه زراعت پاییزه ( ازته، فسفاته و پتاسه) را با بهرهگیری از تمامی ظرفیتها از جمله شرکتهای طرف قرارداد با شرکت تامین کند.
رییس جهادکشاورزی گلستان نیز گفت: کشت پاییزه برای سال زراعی جاری جدید در این استان کلید خورده و محصولاتی از جمله گندم، جو، کلزا و چغندرقند و سیب زمینی کشت میشوند.
ابراهیم هزارجریبی افزود: ارایه خدمات به بهره برداران برای زراعت های پاییزه در استان طبق الگوی کشت بوده و مقدمات لازم برای آغاز کشت پاییزه در این خطه فراهم است.
وی ادامه داد: اکنون۷۰ مرکز خدمات غیردولتی بخش کشاورزی آماده ارایه خدمات برای زراعتهای پاییزه به ویژه گندم در استان فعال است.
هزارجریبی همچنین از بهرهبرداران کشت پاییزه در استان خواست با توجه به پیش بینیهای هواشناسی برای بارشهای سیلابی در فصل پیشرو، محصولات کشاورزی را زیر پوشش بیمه ببرند.
به گفته کارشناسان زراعت، بهترین زمان کشت گندم در شمال کشور به ویژه استان گلستان از میانه آبان تا آذر است.
طبق دادههای آماری جهادکشاورزی گلستان، گندمکاران با فروش ۸۵۰ هزار تَن محصول به دولت معادل ۱۰ درصد از کل خرید گندم در سال جاری، رتبه دوم کشوری را بعد از استان خوزستان به خود اختصاص دادند.
استان گلستان به خاطر داشتن زمینهای مستعد زراعت گندم و کشت سالانه بین ۴۰۰ تا ۳۵۰ هزار هکتار، یکی از قطب های مهم تولید گندم در کشور به شمار میرود.
به گزارش بازار کسب و کار از ریاست جمهوری، محمدرضا عارف روز شنبه در نامهای به مسعود پزشکیان رئیس جمهور اسلامی ایران تاکید کرد: سخنرانی مقتدرانه، حکیمانه و پرصلابت جنابعالی در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد را با دقت، غرور و افتخار دنبال کردم. سخنانی عزتمندانه، مقتدرانه و صلحطلبانه که بهعنوان نماینده شایسته ملت بزرگ ایران، مواضع اصولی و حقطلبانه کشورمان را در عرصه بینالمللی طنینانداز کرد. بر خود فرض دانستم به نمایندگی از همکارانم در دولت، قدردانی صمیمانه خود را از این حضور تاریخی ابراز داشته و بر عهد خویش برای خدمت به این مردم، پیمانی دوباره ببندیم.
معاون اول رئیس جمهور در این نامه آورده است: آنچه در این سخنرانی برای همکارانتان در دولت بیش از هر چیز برجسته و الهامبخش بود، نه صرفاً محتوای دیپلماتیک آن، بلکه روحی بود که در پس هر جملهاش جاری بود: روح وفاق، صداقت، اقتدار، صلحطلبی و مقاومت. ادای احترام هوشمندانه جنابعالی به مقام والای رهبر شهیدمان و شهدای مظلوم میهن بر بلندای تریبون سازمان ملل، نشان داد که راه شهدا و مکتب مقاومت، قطبنما و سرلوحه دستناخوردنی این دولت است. تصریح جنابعالی مبنی بر اینکه «تا آخرین نفس در دفاع از ایران عزیز، سرزمین مادریمان، خواهیم ایستاد» را نه یک شعار سیاسی، که بازتاب صادقانه باور جنابعالی و راهی میدانیم که در این دوران پرفرازونشیب، با پایبندی به گفتوگو، صداقت و پرهیز از تفرقه پیمودهایم.
عارف در این نامه تاکید کرد: میدانیم و باور داریم که تابآوری بیبدیل ایران در برابر یکی از سنگینترین آزمونهای تاریخ معاصر و فشارهای همهجانبه، محصول تصادف نیست. این تابآوری بر سه ستون استوار است که سخنرانی جنابعالی بهروشنی به آنها اشاره داشت:
۱. رشادت و حضور مردمی که به تعبیر خودتان «قدرت ما» هستند.
۲. جانفشانی و هوشمندی نیروهای مسلح که در برابر ناجوانمردانهترین حملات از میهن دفاع کردند.
۳. مجاهدت دولت در پشتیبانی همهجانبه از پایداری ملی و مدیریت هوشمندانه زیرساختها و خدمات در سخت ترین شرایط.
عبارت ماندگار «به ما ضربه زدند، اما زانو نزدیم» روایت دقیق همین سه ستون در کنار هم است.
وی در ادامه این نامه نوشت: در این میان، جنابعالی با تبیین دقیق دکترین دفاعی ایران نشان دادید که قدرتمندی ما برای بازدارندگی و صیانت از تمامیت ارضی است، نه تجاوز؛ و با افشای استانداردهای دوگانه مدعیان حقوق بشر، این پیام شفاف را به جهان مخابره کردید که ایران مقتدرانه از جنگ نمیهراسد و از مذاکره عزتمندانه نیز نمیگریزد.
معاون اول رئیس جمهور تاکید کرد: اما آنچه این ابعاد را به یکدیگر متصل کرد و به تابآوری ملی تبدیل ساخت، راهبرد وفاقی بود که جنابعالی فراتر از اختلافات جناحی و سیاسی، مظلومانه ولی با تمام وجود برای آن ایستادید. در روزگاری که کشورها زیر فشار بحران دچار شکاف داخلی میشوند، این دولت فراتر از برخی کملطفیها و تفاوت دیدگاهها، راه انسجام همه جریانات و نیروهای کشور را در پیش گرفت؛ انتخابی شجاعانه، تاریخی ومسئولانه. چرا که وفاقسازی در روزگار سخت جنگ و ترور و تحریم و محاصره، بسیار دشوارتر از ایجاد وفاق در روزگار صلح است.
وی یادآور شد: همچنین جمله جنابعالی که «صلحی که برای همه نباشد صلح نیست و عدالتی که شامل همه نشود عدالت نیست» را فراتر از یک موضع در سیاست بینالملل، تجلی همان نگاه فراگیرانهای میدانم که به داخل کشور نیز تسری یافته است و این سخن که «تهدید ملت ما را منسجمتر میکند» را در تعامل گستردهام با اقشار مختلف مردم، با تمام وجود لمس کردهام.
معاون اول رئیسجمهور در ادامه نوشت: بهعنوان معاون اول جنابعالی، ضمن اعلام حمایت کامل و قاطع از مواضع مقتدرانه، هوشمندانه و افتخارآمیزتان، به همراه تمامی همکارانم در هیأت دولت تصریح مینماییم که تحت مدیریت و راهبری جنابعالی و در چارچوب رهنمودها، اوامر و سیاستهای کلان ترسیمشده از سوی رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، تمام توان و ظرفیت کشور را برای تحقق این اهداف بلند به کار خواهیم بست. ما در دولت مجدداً با جنابعالی عهد میبندیم که در مسیر تبدیل این تابآوری تاریخی به توسعهای پایدار، اقتصادی مولد و رفاه شایسته برای مردم، شانه به شانه شما و در کنار ملت بزرگ ایران بایستیم. اگر وفاق ملی و همافزایی دولت با هوشمندی جنابعالی و تدابیر کم نظیر رهبری مقتدر و حکیم انقلاب، ایران را در برابر سختترین طوفانها سرپا نگاه داشت، همین پیوند استوار میتواند فردای روشن و باشکوه این سرزمین را بسازد.
بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: بررسی وضعیت بازار مواد اولیه صنعت چاپ و نشر نشان میدهد در میان اقلام اصلی مورد نیاز چاپخانهها و ناشران، کاغذ تحریر با کاهش قیمت همراه شده است. این کاهش در کنار ثبات نسبی قیمت مقوا و نوسان قیمت مرکب، چسب و زینک، تصویری از وضعیت فعلی بازار مواد اولیه این صنعت ارائه میدهد؛ بازاری که قیمت محصولات آن بهطور مستقیم با هزینههای تولید کتاب و سایر محصولات چاپی ارتباط دارد.
نگاهی به قیمت کاغذ تحریر نشان دهنده کاهش یک میلیون تومانی بهای این کالا است؛ هر بند کاغذ ۷۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ در بازار حدود هشت میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است. همچنین کاغذ تحریر ۷۰ گرمی در قطع ۶۰×۹۰ نیز به حدود هشت میلیون تومان رسیده است.
هر بند کاغذ ۸۰ گرمی در قطع ۷۰×۱۰۰ حدود ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان و در قطع ۶۰×۹۰ حدود ۹ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان عرضه میشود. بررسی قیمتهای موجود در بازار نشان میدهد کاهش قیمت در برخی انواع کاغذ، یکی از مهمترین تغییرات اخیر در این بخش بوده است.
کاغذ بهعنوان یکی از اصلیترین مواد اولیه صنعت چاپ و نشر، سهم قابلتوجهی در هزینه تمامشده کتاب دارد و تغییر قیمت آن میتواند بهویژه در تیراژهای بالا، اثر مستقیمی بر هزینه تولید داشته باشد. هرچه میزان مصرف کاغذ در فرآیند تولید یک اثر بیشتر باشد، تغییرات قیمت این محصول نیز سهم بیشتری در هزینه نهایی تولید خواهد داشت.
در این میان، کاهش قیمت کاغذ میتواند بخشی از فشار هزینهای ناشران و چاپخانهها را کاهش دهد؛ هرچند قیمت نهایی کتاب تنها به بهای کاغذ وابسته نیست و هزینههای چاپ، صحافی، زینک، مرکب، چسب، دستمزد و سایر مراحل تولید نیز در تعیین قیمت تمامشده نقش دارند.
کاغذ آچار نیز کاهش قیمت داشته و حدود ۸۸۰ هزار تومان در بازار خرید و فروش میشود. تغییر قیمت این محصول نیز برای بخشهایی از بازار چاپ و مصارف اداری و عمومی اهمیت دارد و میتواند در هزینه مصرفکنندگان این گروه از کاغذ اثرگذار باشد.
در بازار مقوا اما تغییر قیمت محسوسی رخ نداده است. مقوای ایندربرد به محدوده کیلویی ۴۸۰ هزار تومان و مقوای گلاسه به حدود کیلویی ۴۵۰ هزار تومان رسیده است. این اقلام در بخشهایی از فرآیند تولید کتاب، بهویژه چاپ و تولید جلد و محصولات چاپی، مورد استفاده قرار میگیرند.
ثبات نسبی قیمت مقوا در شرایطی رخ داده است که کاغذ در برخی اقلام با کاهش قیمت مواجه شده است. از آنجا که مقوا بیشتر در تولید جلد و برخی محصولات چاپی کاربرد دارد، تغییرات قیمت آن میتواند مسیر هزینه تولید را در بخش دیگری از فرآیند چاپ تحت تأثیر قرار دهد.
در بخش مرکب نیز قیمتها بسته به نوع و کاربرد محصول متفاوت است. هر کیلوگرم مرکب رنگی گلاسه ایرانی حدود یک میلیون و ۱۹۴ هزار تومان و مرکب مشکی گلاسه حدود ۹۲۳ هزار تومان قیمت دارد. مرکب رنگی تحریر نیز حدود یک میلیون و ۲۹ هزار تومان و مرکب مشکی تحریر حدود ۷۷۴ هزار و ۹۰۰ تومان عرضه میشود.
مرکبهای خارجی نیز با توجه به برند و کیفیت، در محدوده ۷۸۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۱۰ هزار تومان به فروش میرسند. تفاوت قیمت میان انواع مرکب، علاوه بر داخلی یا خارجی بودن محصول، به نوع مصرف، کیفیت و ویژگیهای فنی آن نیز مرتبط است.
در بخش چسب نیز هر کیلوگرم چسب سرد ایرانی حدود ۳۷۶ هزار تومان و چسب گرم حدود ۴۱۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است. این مواد از دیگر اقلام مصرفی در فرآیندهای پس از چاپ و صحافی به شمار میروند و تغییر قیمت آنها نیز در هزینه نهایی تولید اثرگذار است.
اگرچه سهم هر یک از این اقلام در هزینه تولید کتاب متفاوت است، اما مجموع هزینه مواد اولیه در کنار هزینههای نیروی انسانی، ماشینآلات، انرژی و خدمات چاپ، ساختار قیمت تمامشده محصولات چاپی را شکل میدهد. به همین دلیل، حتی تغییرات محدود در چند قلم از مواد مصرفی میتواند در مجموع هزینه تولید اثرگذار باشد.
در بازار زینک نیز قیمتها با دامنه متفاوتی معامله میشوند. هر زینک دوورقی از ۹۵۰ هزار تومان تا یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان و زینک چهارونیمورقی از حدود دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تا سه میلیون و ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارد.
زینک یکی دیگر از اقلام مورد استفاده در فرآیند چاپ است که طی هفته اخیر بسیاری از کارشناسان بازار نسبت به کمبود آن هشدار دادهاند زیرا قیمت آن، بهویژه برای سفارشهایی با تعداد فرمهای چاپی بیشتر، میتواند بر هزینه نهایی چاپ اثر بگذارد. از این منظر، تغییرات بازار زینک در کنار نوسانات کاغذ، مرکب و سایر مواد مصرفی، برای چاپخانهها و ناشران اهمیت دارد.
رصد بازار نشان میدهد که بازار مواد اولیه چاپ و نشر در شرایطی قرار دارد که کاهش قیمت در برخی انواع کاغذ و کاغذ آچار، در کنار ثبات نسبی قیمت مقوا و نوسان بهای مرکب، چسب و زینک رخ داده است و این وضعیت نشان میدهد بازار مواد اولیه چاپ و نشر همچنان تحت تأثیر تغییرات قیمت اقلام مختلف قرار دارد و هزینه تولید کتاب و محصولات چاپی نیز از مجموعه این تغییرات تأثیر میپذیرد.
کاهش قیمت کاغذ در این میان میتواند بخشی از هزینههای مستقیم تولید را تعدیل کند، اما برای ارزیابی اثر آن بر قیمت تمامشده کتاب باید روند قیمت سایر مواد اولیه و همچنین هزینههای چاپ، صحافی و خدمات وابسته نیز در نظر گرفته شود. بر همین اساس، رصد همزمان قیمت مواد اولیه، تصویر دقیقتری از روند هزینههای تولید در صنعت چاپ و نشر ارائه خواهد کرد.
بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: این قصهها نشان میدهند فرهنگ ایرانی چه انتخابهایی برای زندگی مردم و انتظاراتشان داشته است. برخی دیگر نیز ایدههای کلیدی هویت فرهنگی، خودشناسی و درک را بررسی میکنند. آنان میکاوند که این ایدهها چگونه در سنت ادبی غنی فولکلور و قصهگویی بازنمایی و پرورده شدهاند.
اما گاهی دیده میشود که در این روایات مرز میان خاطره و افسانه نامشخص میشود. در این موارد، حافظه جمعی رویدادهای تاریخی را با افسانههای کهن میآمیزد و آنچه پدید میآید، نه تاریخ محض و نه افسانه ناب، بلکه روایتی است که در آن گذشته دور و نزدیک به هم میپیوندند و شخصیتهای امروز نیز ناخواسته ردای قهرمانان اسطورهای را بر دوش میکشند. از یک سو، این فرایند ظرفیتی خلاقانه برای بازتولید معنا فراهم میکند و از سوی دیگر، این پرسش را پیش میآورد که آیا ما با تداوم یک الگوی فرهنگی کهن روبهروییم یا با تحریفی تدریجی که حافظه جمعی را از سندیت تهی میکند؟
نمونهای از این پدیده، روایتهایی است که درباره ساخت بناهای تاریخی نقل میشود؛ گاهی چند داستان متفاوت از یک بنا روایت میشود که نشان میدهد برخی از آنها ساختگی است. برای مثال، میتوان به داستان «قلعه خورنق» و معمارش، «سِنِمّار»، اشاره کرد؛ محل این قلعه در برخی اسناد در ناحیه اقدسیه، نزدیک محوطه حیره و شهر نجف، و در اسناد دیگر در روستایی نزدیک بلخ ثبت شده است، در حالی که «نظامی گنجوی» این قلعه را در یمن توصیف میکند.
همین موضوع در بناهای متأخر، نظیر «تیمچه فرش قم» و معمارش، استاد حسن قمی، نیز دیده میشود. در روایتی گفته میشود که استاد حسن پس از ساخت پایهها به عتبات میرود، اما در روایتی دیگر گفته میشود که برای ساخت حمام بیخبر به شاهرود میرود و برخی دیگر فقط به ناپدید شدن یکروزه معمار اشاره میکنند.
نکته جالب این است که داستان تیمچه فرش قم شباهت زیادی با افسانه کهن سنمار و قلعه خورنق دارد و این فرضیه وجود دارد که قسمتهایی از داستان سنمار به بناهای متأخر و معماران محلی پیوند خورده باشد؛ فرضیهای که قابل بررسی است.
داستان سنمار چنین روایت شده است که پادشاهی لخمی به نام «نعمان» در پی ساختن کاخی بود که تالار اصلی آن بدون ستون باشد، اما هیچ معماری را نمییافت که از عهده این کار برآید. سرانجام به او خبر دادند که فردی به نام سنمار توانایی انجام این کار را دارد. سنمار کار را پذیرفت و پایهها و دیوارها را تا زیر سقف بالا برد، اما سپس ناپدید شد و ساخت قصر نیمهکاره ماند. پس از مدتی بازگشت و شاه دستور قتل او را صادر کرد، ولی سنمار توضیح داد که اگر پس از بالا رفتن دیوارها بیدرنگ سقف ساخته شود، نشست زمین باعث ریزش آن میشود؛ به همین دلیل، شاه او را عفو کرد. با این حال، پس از اتمام کار، به دلایلی که در اسناد مختلف به شکلهای متفاوتی بیان شده است، او را از بالای همان قصر به پایین پرتاب کردند و معمار جان باخت. همین ماجرا چنان در حافظه عربزبانان ماندگار شد که به ضربالمثل «جزاء سنمار» بدل شد؛ به معنای مزد بد در برابر کار خوب. این مثل برای هر کسی به کار میرود که نیکی کند و پاداشش ستم باشد. نظامی، شاعر نامدار ایرانی، درباره آن شعری بلند میسراید و خصوصیات بنا را چنین توصیف میکند:
پنجه کارگر شد آهنسنج / بر بنا کرد کار سالی پنج
تا هم آخر به دست زرینچنگ / کرد سیمینرواقی از گِل و سنگ
کوشکی برج برکشیده به ماه / قبلهگاه، همه سپید و سیاه
احتمالاً همین ماندگاری افسانه سنمار در حافظه جمعی سبب شده که قرنها بعد، پارهای از عناصر آن بهشکلی ناخودآگاه در روایتهای ساخت تیمچه فرش و معمارش بازتاب یابد. «سیدمحسن محسنی» در مقاله «استاد حسن معمار قمی، هنرمند برجسته روزگار قاجار»، در شماره ۹۵ فصلنامه «میراث شهاب» (سال بیستوپنجم، بهار ۱۳۹۸)، علاوه بر مطالب ارزشمند متعددی که از استاد حسن قمی گرد آورده، شعر بلندی نیز از او نقل کرده که در آن به افسانه سنمار اشاره شده است؛ اشارهای که نشان میدهد این داستان در میان مردم آن زمان شناختهشده بوده است. در قسمتی از این شعر آمده است:
خانهای کز وضع و طرح او عیان / عجزها آرد سنمار زمان
ناسخ قصر خورنق آمده / از بناها جمله مشتق آمده
گر سنماری خورنق ساخته / کی چنین با وضع و رونق ساخته
محسنی همچنین در همین مقاله، داستان ساخت تیمچه را از زبان پدربزرگش چنین روایت کرده است:
«روایت شده که وقتی در زمان اتابک پایههای تیمچه به دست استاد حسن ساخته میشود، وی مدتی ناپدید میگردد و گویا به عتبات میرود. اتابک از این عمل به خشم میآید. زمانی که استاد حسن از سفر کربلا بازمیگردد، چوب و فلک آماده کرده بودند که او را تنبیه کنند، ولی او تقاضا میکند دست نگه دارند تا علت ناپدید شدن خود را روشن کند و سپس ریسمانهایی را که قبلاً با آن پایهها را اندازهگیری کرده بود نشان میدهد و مشخص میشود که دیوارها بعد از چند ماه نشست کرده و علت غیبت روشن میشود. این روایت به حد تواتر در میان کهنسالان قمی رایج است.»
در روایتی دیگر از «حاج عباس ستاریان»، نبیره استاد حسن قمی، آمده است: «وقتی که پایههای تیمچه را میبرد بالا، آب رودخانه را باز میکند تا دور تا دور را بگیرد و پایهها برود در آب. صبح هم از قم میرود و صاحبکار دلواپس میشود و میرود سراغ استاد حسن و میبیند که او نیست. بنّاها شایع میکنند که از جایش فرار کرده است.»
اما با پرسوجو از چند استادکار سنتی مشخص میشود که این روش در ابتدای کار و پیش از چیدن پایه، برای تهیه شفتهآهک زیر پایهها به کار میرفته و گاهی نیز برای تراز کردن سطح زیر کار استفاده میشده است؛ بعد از چیدن پایه معمول نبوده است. با این حال، رها کردن آب رودخانه به مدت یک روز در محوطه تیمچه چندان منطقی به نظر نمیرسد؛ مگر آنکه هدف، پر کردن مخزنی باشد تا آب برای مصارف بنایی ذخیره شود؛ چراکه در آن زمان لولهکشی آب وجود نداشت و انتقال آب به محل پروژه دشوار بوده است. اینجا این احتمال به وجود میآید که روایت اصلی دچار تحریف شده است.
داستان سنمار و کاخ خورنق، که ریشه در روایات عربی-اسلامی دارد و در «هفتپیکر» نظامی بازتاب یافته، یکی از پایدارترین موتیفهای ادبی و عامیانه درباره مزد بد در مقابل کار خوب است که به داستان سقف بیستون و ناپدید شدن برای نشست پایه تقلیل یافته است. با توجه به اینکه درباره برخی بناهای دیگر، مانند «مسجد جامع عباسی»، داستانی مشابه همین داستان شنیده میشود، این احتمال وجود دارد که قسمتهایی از داستان سنمار به بناهای متأخر نظیر تیمچه انتقال یافته باشد. این امر، در صورت تأیید، نمونهای از اختلاط حافظه جمعی با افسانههای کهن است که در موارد مختلف میتواند بروز یابد.
در گذشته، این فرایند از پیش برنامهریزیشده نبود؛ در بازهای بلندمدت و در اثر بازگویی شفاهی خاطرات، بهتدریج پدید میآمد. اما امروز، با گسترش شبکههای اجتماعی، برخی روایتها با برنامهریزی قبلی تحریف و بزرگنمایی میشوند.
شناخت مرز میان افسانهای که در طول قرنها در حافظه جمعی رسوب کرده و روایتی که در زمانه ما ساخته و پرداخته میشود، تنها یک تفکیک روششناختی نیست؛ پرسشی است درباره نسبت ما با گذشته و حقیقتی که در روایتها جستوجو میکنیم.
به گزارش بازار کسب و کار، محمد ابراهیمپور، رئیس سازمان، از رونمایی فرآیند ثبت قرارداد با احراز هویت اثر انگشت مهندسان در جلسه امروز هیاتمدیره سازمان خبر داد و اظهار کرد: این فرآیند با هدف ارتقای امنیت خدمات الکترونیکی، صیانت از هویت حرفهای مهندسان و جلوگیری از هرگونه سوءاستفاده از مهر و امضای اعضا طراحی و از فردا، اول مهرماه امسال، بهصورت رسمی اجرایی شده است.
وی با اشاره به اجرای این طرح اظهار کرد: با راهاندازی قابلیت احراز هویت اثر انگشت در سامانه آفاق، هویت مهندس در فرآیند ثبت و تأیید قرارداد از طریق اثر انگشت احراز شده و ثبت نهایی قرارداد منوط به تأیید هویت شخص صاحب مهر و امضا خواهد بود.
به گفته ابراهیمی پور، از اول مهرماه ۱۴۰۵، انجام قراردادها در سازمان منوط به ثبت و احراز اثر انگشت مهندس خواهد بود.
به گزارش سرویس سیاسی بازار کسب و کار، آیتالله سیدکاظم نورمفیدی در خطبههای نماز جمعه گرگان اظهار کرد: سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل موجب شگفتی و توجه بسیاری در جهان شد، زیرا وی با کمال صراحت و روشنی، آمریکا و رژیم صهیونیستی را مورد نقد قرار داد و درباره مسائل و مظلومیتهای ملت ایران سخن گفت.
وی افزود: در این سخنرانی، رییس جمهور آمریکا به عنوان فردی زورگو و قلدر مورد انتقاد قرار گرفت و همچنین عملکرد مجامع بینالمللی و سازمان ملل در قبال جنایات رژیم صهیونیستی زیر سوال رفت.
امام جمعه گرگان در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به هفته دفاع مقدس و تجربه هشت سال جنگ تحمیلی، گفت: ملت ایران در طول دهههای گذشته با فشارها و محدودیتهای فراوانی مواجه بوده اما هیچگاه در برابر زورگویی و تهدید عقبنشینی نکرده است.
وی با بیان این که ایران اسلامی در جنگ تحمیلی حدود ۲۰۰ هزار شهید تقدیم انقلاب کرد، افزود: با وجود این همه فشار و دشمنی، ملت ایران از آرمانها و سرزمین خود عقبنشینی نکرد و امروز نیز در برابر تهدیدها ایستاده است.
آیتالله نورمفیدی ادامه داد: در جنگ اخیر نیز در شرایطی که مراکز مختلف از جمله مراکز نظامی و علمی مورد حمله قرار گرفت و مردم، کودکان، بیمارستانها و مدارس آسیب دیدند، ملت ایران از میدان خارج نشد و تسلیم نشد.
وی تاکید کرد: ما اهل جنگ نیستیم و دنبال جنگ نمیگردیم، اما از جنگ نیز هراس نداریم؛ همانگونه که از مذاکره نیز فرار نمیکنیم، اگر مسالهای بر اساس منطق، عقلانیت و قوانین بینالمللی مطرح شود، جمهوری اسلامی ایران اهل منطق و گفت و گو است، اما اگر هدف از جنگ و فشار، وادار کردن ملت ایران به عقبنشینی باشد، این ملت عقبنشینی نخواهد کرد.
امام جمعه گرگان با اشاره به نقش امام خمینی (ره) و رهبر شهید معظم انقلاب در شکلگیری و استمرار جریان مقاومت، اظهار کرد: امام راحل در شرایطی که از نظر امکانات، نیرو و قدرت ظاهری در برابر نظام شاهنشاهی دست خالی بود، با ایمان، اراده و توکل به خداوند وارد میدان شد و ایستادگی کرد.
وی افزود: پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز کشور با مشکلات و محدودیتهای فراوانی مواجه شد، اما همین روحیه ایستادگی و مقاومت، انقلاب را حفظ کرد و به ملت ایران قوت قلب داد.
آیتالله نورمفیدی در ادامه با اشاره به شخصیت شهید سیدحسن نصرالله گفت: سیدحسن نصرالله از جمله شخصیتهایی بود که در شرایط دشوار منطقه، راه مقاومت را ادامه داد و نشان داد که حتی در برابر رژیم صهیونیستی نیز میتوان ایستادگی کرد.
امام جمعه گرگان با انتقاد از عملکرد مجامع بینالمللی در قبال اقدامات رژیم صهیونیستی گفت: امروز این سؤال مطرح است که سازمان ملل و دیگر مجامع بینالمللی در برابر جنایاتی که در منطقه رخ میدهد چه اقدامی انجام دادهاند.
وی افزود: رژیم صهیونیستی به کشتار مردم، زنان و کودکان ادامه میدهد و در عین حال از حمایت تسلیحاتی آمریکا برخوردار است؛ بنابراین این پرسش مطرح است که چنین مجامعی چگونه میتوانند مدعی دفاع از صلح و حقوق ملتها باشند.
آیتالله نورمفیدی با اشاره به موضع جمهوری اسلامی ایران درباره سلاح هستهای اظهار کرد: جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده که بر اساس مبانی شرعی، ساخت سلاح هستهای را جایز نمیداند، اما با وجود این موضع روشن، همچنان ایران با درخواستها و بازرسیهای متعدد مواجه است.
وی ادامه داد: در مقابل، درباره اقدامات رژیم صهیونیستی و زرادخانههای تسلیحاتی آن، برخورد مشابهی از سوی مجامع بینالمللی مشاهده نمیشود و این وضعیت، پرسشهای جدی درباره کارآمدی این نهادها ایجاد کرده است.
آیتالله نورمفیدی با تاکید بر اهمیت وحدت و همبستگی کشورهای منطقه گفت: پیوستگی و همکاری ملتها و کشورهای منطقه میتواند در برابر فشار قدرتهای بزرگ موثر باشد.
وی ابراز امیدواری کرد با تقویت وحدت میان ملتهای منطقه و ایستادگی در برابر سلطهطلبی، زمینه برای آزادی ملتها و تحقق عدالت و صلح در منطقه فراهم شود.
۴۲۵ هزار دانشآموز سال تحصیلی جدید را آغاز کردند
مدیر کل آموزش و پرورش گلستان گفت: حدود ۴۲۵ هزار دانشآموز استان در سال تحصیلی جدید در سه هزار واحد آموزشی و ۱۷ هزار و ۸۰۰ کلاس درس تحصیل خواهند کرد و ۲۵ هزار و ۵۰۰ معلم مسوولیت تعلیم و تربیت آنان را برعهده دارند.
قدرتالله نظری روز مصلی گرگان اظهار کرد: سال گذشته با وجود دشواریها و مسائل متعدد، آموزش و پرورش استان با تلاش جهادی فرهنگیان توانست سال تحصیلی را به پایان برساند و امسال نیز جریان آموزش به صورت حضوری و مستمر دنبال خواهد شد.
وی سه راهبرد اصلی نظام تعلیم و تربیت را «عدالت، کیفیت و هویت» اعلام کرد و گفت: در بخش عدالت آموزشی، توسعه فضاهای آموزشی و رفع محرومیت از مناطق کمترتوسعهیافته در دستور کار قرار دارد.
وی ادامه داد: تاکنون حدود چهار هزار و ۷۰۰ واحد آموزشی با ظرفیت ۲۴ هزار کلاس درس در کشور به بهرهبرداری رسیده و سهم گلستان از این طرح حدود ۱۰۰ واحد آموزشی با ۵۵۰ کلاس درس و اعتباری بالغ بر سهونیم همت بوده است.
مدیر کل آموزش و پرورش گلستان افزود: نهضت ملی مدرسهسازی در استان ادامه خواهد داشت تا دسترسی دانشآموزان مناطق مختلف به فضاهای آموزشی مناسب افزایش یابد.
وی درباره ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی نیز گفت: تقویت نماز، قرآن و برنامههای تربیتی از اولویتهای سال تحصیلی جدید است و برنامههایی برای توسعه اقامه نماز جماعت در مدارس و تقویت ارتباط دانشآموزان با نماز جمعه پیشبینی شده است.
نظری همچنین هویت ملی و اسلامی را از محورهای مهم تعلیم و تربیت دانست و اظهار کرد: معرفی پرچم و نمادهای ملی، مفاخر، مشاهیر، قهرمانان و بهویژه شهدا از برنامههایی است که برای تقویت هویت ایرانی و اسلامی دانشآموزان دنبال میشود.
وی با قدردانی از حمایتهای نماینده ولیفقیه در گلستان در حوزه مدرسهسازی گفت: آیتالله سیدکاظم نورمفیدی بیش از سه دهه در این زمینه فعالیت داشته و تاکنون بیش از ۲۵ واحد آموزشی، بهویژه در مناطق کمترتوسعهیافته و حاشیه شهرها، با حمایت وی ساخته و به بهرهبرداری رسیده است.
مدیر کل آموزش و پرورش گلستان همچنین از مشارکت خیران در توسعه فضاهای آموزشی استان خبر داد و افزود: خیران گلستانی طی ۲۰ ماه گذشته بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان برای نهضت ملی مدرسهسازی مشارکت کردهاند.
نظری شعار امسال نظام تعلیم و تربیت را «حماسه همدلی» عنوان کرد و گفت: مدرسه علاوه بر محل آموزش، بستری برای تقویت همدلی، انسجام، هویت، امید و نشاط دانشآموزان است.
وی با تاکید بر نقش خانوادهها در موفقیت برنامههای آموزش و پرورش افزود: همکاری مستمر خانواده و مدرسه باید تقویت شود، زیرا تربیت دانشآموز بدون مشارکت خانواده و جامعه امکان تحقق کامل اهداف آموزشی و پرورشی را ندارد.
مدیر کل آموزش و پرورش گلستان اظهار کرد: دانشآموزان و جوانان سرمایه اصلی کشور هستند و همه ظرفیتهای استان باید برای رشد، تربیت و شکوفایی استعدادهای آنان به کار گرفته شود.
به گزارش بازار کسب و کار، سردار پاسدار مقداد فرمانی امروز در جمع خبرنگاران در گنبد کاووس اظهار کرد: هفته دفاع مقدس یادآور جانفشانیهای ملت ایران و پیوند ناگسستنی مردم با آرمانهای اسلام و انقلاب است.
وی با اشاره به جایگاه گنبدکاووس در وحدت اقوام و مذاهب اظهار کرد: این شهر نماد وحدت اسلامی و همزیستی اقوام و مذاهب در کنار یکدیگر است و هرکس بخواهد الگوی همزیستی و یکپارچگی ایمانی جمهوری اسلامی ایران را مشاهده کند، باید به این خطه توجه داشته باشد.
دبیر اشراف راهبردی سازمان بسیج مستضعفین ادامه داد: گنبدکاووس تنها یک محدوده جغرافیایی نیست، بلکه جلوهای زنده از محبت، همزیستی و پیوند تاریخی میان شیعه و سنی و اقوام ترکمن، فارس، ترک، سیستانی، بلوچ و دیگر اقوامی است که دههها در کنار یکدیگر زندگی کردهاند.
وی با بیان اینکه دشمن تلاش کرده است از شکافهای قومی و مذهبی برای ایجاد ناامنی و اختلاف بهرهبرداری کند، گفت: علمای شیعه و سنی با تمسک به ریسمان الهی در کنار یکدیگر ایستاده و راه نفوذ دشمن را مسدود کردهاند. این وحدت باید حفظ شود، زیرا نخستین شرط نصرت الهی، انسجام و اتحاد است.
فرمانی با اشاره به تصاویر شهدای شیعه و سنی گنبدکاووس افزود: در دوران دفاع مقدس، جوانان ترکمن و فارس دوشادوش یکدیگر در جبههها حضور یافتند و خون آنان در مناطق مختلف عملیاتی درهم آمیخت؛ امروز نیز ثمره آن همدلی را در چنین اجتماعاتی شاهد هستیم.
وی در ادامه با اشاره به فلسفه شهادت و ایثار شهدا اظهار کرد: شهید ارزشمندترین سرمایه خود، یعنی جانش را، در طبق اخلاص گذاشت و تقدیم کرد. این شجاعت و فداکاری در محاسبات مادی ریشه ندارد، بلکه از اعتقادی آسمانی، قرآنی و عاشورایی سرچشمه میگیرد.
دبیر اشراف راهبردی سازمان بسیج مستضعفین اظهار کرد: اگر جانفشانی رزمندگان در شلمچه، طلائیه، فاو، سردشت، کرمانشاه، مهران و ایلام نبود، امروز شرایط کشور متفاوت بود و استقلال سیاسی، عزت ملی و اقتدار کشور، مرهون همین فداکاریهاست.
فرمانی با اشاره به تحولات و درگیریهای اخیر گفت: باید جبهه تقابل را با چشمانی باز و بصیرتی عمیق بازخوانی کنیم، زیرا میدان رویارویی امروز تنها به عرصه نظامی محدود نیست و دشمن در قالب جنگ ترکیبی، رسانهای، اقتصادی و شناختی نیز وارد میدان شده است.
وی افزود: دشمن با بهرهگیری از رسانهها و فضای مجازی، شایعهپراکنی و فشار اقتصادی میکوشد مردم، بهویژه جوانان، را نسبت به آینده و ارزشهای خود ناامید کند؛ با این حال، حضور مردم در تجمعات شبانه و برنامههای مختلف، از نگاه ما همهپرسی عملی در دفاع از حاکمیت، دین و استقلال کشور است.
فرمانی در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر ضرورت رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم گفت: مردم انقلاب را برای آب و نان به دست نیاوردند که بتوان با گرانی، افزایش قیمت بنزین و تورم آنان را تحت فشار قرار داد؛ با این حال، صبر و همراهی مردم از مسئولیت دولتمردان و دیگر مسئولان نمیکاهد.
وی اظهار کرد: معیشت مردم باید محور حرکت دولتمردان باشد و مسئولان باید با جدیت بیشتری اقدام کنند، در میان مردم حضور یابند و امکانات در اختیار خود را در خدمت آنان قرار دهند.
دبیر اشراف راهبردی سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به همراهی پاسداران و بسیجیان با مردم گفت: پاسداران و بسیجیان خود را جدا از مردم نمیدانند و در دشواریها در کنار آنان خواهند بود.
فرمانی با اشاره به وعده الهی درباره مستضعفان خاطرنشان کرد: مردم نگران نباشند؛ با حفظ وحدت، ایستادگی و توکل بر خدا میتوان بر مشکلات غلبه کرد.
به گزارش بازار کسب و کار و به به نقل از ایفدانا، مهدی پیرصالحی در پنل تخصصی “مدیریت ریسک؛ نقشه راه پایداری و تابآوری زنجیره تأمین دارو در شرایط جنگ و تحریم”، اظهار کرد: در شرایط فعلی، از یک سو تحت فشار هستیم تا قیمت دارو به اندازهای افزایش پیدا نکند که بیماران در تأمین دارو دچار مشکل شوند و از سوی دیگر ناچاریم دارو را به هر نحو ممکن تأمین و در اختیار بیماران قرار دهیم.
وی با اشاره به اهمیت کاهش وابستگی به واردات مواد اولیه دارویی، افزود: در شرایط جنگی احساس کردیم وابستگی ما به واردات مواد اولیه آزار دهنده است و نمیتوانیم در شرایط بحرانی چشم امید و دست یاری به کشورهای دیگر داشته باشیم. صنعت مواد اولیه طی سالهای اخیر رشد بسیار خوبی داشته و لازم است گامهای بیشتری برای تقویت این صنعت برداشته شود.
رئیس سازمان غذا و دارو با اشاره به تغییرات نرخ ارز مورد استفاده شرکتهای دارویی، گفت: شرکتهای دارویی در سال گذشته ارز غیرترجیحی را حدود ۷۰ هزار تومان تأمین میکردند، اما امروز این نرخ به ۱۷۰ هزار تومان افزایش یافته است.
پیرصالحی ادامه داد: ۵۰۰ میلیون دلار از منابع ارز ترجیحی ما از بودجه حذف شده و میزان ارز ترجیحی به ۳ میلیارد دلار کاهش یافته است. همچنین ۹۰۰ میلیون دلار از ارز ترجیحی دارو به ارز غیرترجیحی تغییر پیدا کرده است.
وی پیشبینی کرد بازار دارو در سال جاری به حدود ۷۵۰ تا ۸۰۰ همت برسد و در عین حال بر ضرورت توجه به تأمین منابع مالی و پرداخت مطالبات زنجیره سلامت تأکید کرد.
رئیس سازمان غذا و دارو با اشاره به وضعیت مطالبات بیمهها گفت: بیمه سلامت اکنون بیش از ۱۰ ماه بدهی دارد و میزان بدهی تأمین اجتماعی نیز به حدود ۷ ماه رسیده است.
وی درباره نحوه مدیریت ذخایر استراتژیک دارو اظهار کرد: تمام تلاش من و همکارانم در سازمان غذا و دارو این است که ذخایر استراتژیک دارو را با وجود ریسکهای متعدد از جمله شرایط محیطی، تاریخ انقضا و نحوه توزیع، به صورت پراکنده نگهداری کنیم تا در شرایط بحرانی با کمبود مواجه نشویم.
پیرصالحی در پایان تأکید کرد: بزرگترین ریسک امروز حوزه دارو، ریسک ریال و منابع مالی است و هرگونه تعلل در تأمین منابع ارزی و نقدینگی، تابآوری زنجیره تأمین دارو را کاهش خواهد داد.
بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: کارگران فصلی همواره در زمره سختکوشترین اقشار جامعه قرار دارند و در دشوارترین شرایط، برای تأمین هزینههای زندگی خود و خانوادههایشان کار میکنند. حداقل انتظار این قشر آن است که دولت با وضع قوانین مناسب، اتخاذ تصمیمات منطقی و اجرای سیاستهای حمایتی، از معیشت و امنیت شغلی آنان حمایت کند.
افزایش مستمر تورم و رشد هزینههای زندگی، فشار بیشتری بر کارگران فصلی وارد کرده است؛ کارگرانی که به دلیل ماهیت ناپایدار اشتغال خود، از درآمد ثابت و امنیت شغلی برخوردار نیستند. تداوم این روند و افزایش فاصله میان دستمزد و هزینههای ضروری زندگی، میتواند شرایط معیشتی این گروه را دشوارتر کند.
در چنین شرایطی، اتخاذ سیاستهای مؤثر برای کنترل تورم، حمایت از اشتغال و تقویت قدرت خرید کارگران، از مهمترین مطالبات کارگران فصلی به شمار میرود.
مهاجرپذیری گلستان و افزایش شمار کارگران فصلی
استان گلستان به دلیل ظرفیتهای کشاورزی، دامداری و فعالیتهای فصلی، یکی از مناطقی است که بخشی از نیروی کار مورد نیاز آن از طریق کارگران فصلی تأمین میشود. در سالهای اخیر، افزایش جابهجایی نیروی کار و مهاجرت برای یافتن فرصتهای شغلی، بر شمار کارگران فصلی در برخی مناطق استان افزوده است.
کارگران فصلی ساختمانی؛ معیشتی دشوار در سایه تحریم و جنگ
این شرایط، ضرورت توجه بیشتر به وضعیت اشتغال، دستمزد، بیمه و حمایتهای اجتماعی از کارگران فصلی را دوچندان میکند. ناپایداری شغلی و وابستگی درآمد این گروه به فصل و میزان فعالیت اقتصادی، موجب میشود هرگونه تغییر در شرایط اقتصادی، مستقیماً بر معیشت آنان اثر بگذارد.
در این بین کارگران فصلی ساختمانی از جمله اقشاری هستند که به دلیل ماهیت ناپایدار کار، همواره با دغدغه تأمین معیشت و امنیت شغلی مواجهاند. کاهش فعالیتهای ساختمانی، تعطیلی یا وقفه در پروژهها و نبود درآمد مستمر، زندگی این کارگران و خانوادههایشان را با دشواریهای جدی روبهرو کرده است.
افزایش هزینههای مسکن، خوراک و سایر نیازهای ضروری زندگی در شرایطی اتفاق میافتد که بسیاری از کارگران ساختمانی درآمد ثابت و قابل پیشبینی ندارند. در نتیجه، حتی دورههای کوتاه بیکاری میتواند فشار قابلتوجهی بر اقتصاد خانوار آنان وارد کند.
توجه به بیمه، حمایت در دورههای بیکاری، ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و تقویت حمایتهای اجتماعی، از مهمترین مطالبات این گروه از کارگران است؛ مطالباتی که میتواند بخشی از نگرانیهای معیشتی آنان را کاهش دهد.
کاهش ساختوسازها؛ افزایش نگرانی از بیکاری کارگران ساختمانی
طی چند سال اخیر و بخصوص از زمان آغاز جنگ کاهش فعالیتهای ساختوساز، فرصتهای شغلی کارگران ساختمانی را محدود کرده و بسیاری از آنان را با دورههای طولانیتر بیکاری و کاهش درآمد مواجه کرده است. کارگرانی که بخش قابلتوجهی از زندگی و معیشت خانواده خود را از طریق دستمزد روزانه تأمین میکنند، در صورت توقف یا کاهش پروژههای ساختمانی، منبع درآمد مشخص و پایداری ندارند.
تداوم رکود در ساختوساز علاوه بر کاهش فرصتهای کاری، فشار هزینههای زندگی را بر این قشر افزایش داده است. برای کارگران ساختمانی، چند روز یا چند هفته بیکاری میتواند به معنای عقبافتادن اجاره، هزینههای ضروری خانواده و سایر مخارج زندگی باشد.
تعیین تکلیف بیمه کارگران ساختمانی؛ مطالبهای برای امنیت شغلی و معیشتی
تعیین تکلیف وضعیت بیمه کارگران ساختمانی یکی از مطالبات مهم این قشر است؛ کارگرانی که به دلیل ماهیت سخت و ناپایدار شغل خود، بیش از بسیاری از گروههای شغلی به حمایتهای بیمهای نیاز دارند.
کارگران فصلی ساختمانی؛ معیشتی دشوار در سایه تحریم و جنگ
کاهش فعالیتهای ساختمانی و دورههای بیکاری، در کنار افزایش هزینههای زندگی، شرایط معیشتی این کارگران را دشوارتر کرده است. در چنین وضعیتی، استمرار و برخورداری از پوشش بیمهای میتواند نقش مهمی در تأمین امنیت اجتماعی و کاهش نگرانیهای کارگران و خانوادههای آنان داشته باشد.
کارگران ساختمانی انتظار دارند وضعیت بیمه آنان با تصمیمی روشن و سازوکاری پایدار تعیین تکلیف شود تا نگرانی بابت قطع یا بلاتکلیفی پوشش بیمهای، بر مشکلات ناشی از بیکاری و ناپایداری درآمد آنان افزوده نشود.
رئیس کمیته تأمین اجتماعی کمیسیون اجتماعی مجلس مردادماه امسال ضمن تأکید بر لزوم تصویب فوری لایحه ۱۰ مادهای اصلاح برخی مواد قانون تأمین اجتماعی، برای پایداری منابع سازمان تأمین اجتماعی، از وزیر کار خواست نسبت به رفع موانع درآمدی سازمان فنیوحرفهای و اجرای بیمه کارگران ساختمانی اقدام کند.
احمد بیگدلی با بیان اینکه بیش از هفت ماه است که در این کمیته بهصورت تخصصی بر روی «لایحه ۱۰ مادهای» اصلاح موادی از قانون تأمین اجتماعی کار شده است؛ اظهار کرد: سازمان تأمین اجتماعی میراثی از نسلهای گذشته است و باید برای پایداری آن راهکار عملیاتی ارائه دهیم. متأسفانه سازمان در حال حاضر با ناترازی شدید میان تعداد بازنشستگان و بیمهشدگان مواجه است.
وی با اشاره به وضعیت مالی سازمان تأمین اجتماعی، افزود: هزینههای جاری سازمان ماهانه به حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده و در مجموع هزینههای سازمان بیش از ۲۰۰ همت برآورد میشود که عملاً توان توسعه زیرساختها و احداث درمانگاههای جدید را از سازمان سلب کرده است. این لایحه با زحمات بسیاری در جلسات متعدد از جمله جلسه اصناف و اتاق بازرگانی تدوین شده و تمام دغدغههای صنوف در آن دیده شده است.
بیگدلی با تأکید بر اهمیت لایحه مذکور، گفت: از همکارانم در مجلس درخواست دارم با رایزنیهای لازم، طرح این لایحه را به صورت خارج از نوبت در صحن علنی مجلس پیگیری کنند؛ چرا که بدون ایجاد درآمد پایدار، نمیتوان انتظاری برای حل مشکلات مصارف سازمان داشت.
رئیس کمیته تأمین اجتماعی مجلس در ادامه به معضل بیمه کارگران ساختمانی پرداخت و از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درخواست کرد موضوع بیمه کارگران ساختمانی را در اولویت قرار دهید.
بیگدلی با بیان اینکه طبق پیگیریهای ما، دیوان عدالت اداری نیز نظر مثبتی در این زمینه دارد؛ اضافه کرد: درخواست ما این است که هیئت امنای سازمان، مجوز موقتی برای متقاضیان بیمه کارگر ساختمانی با نرخ ۱۳.۵ درصد صادر کند تا ضمن حل مشکل این قشر زحمتکش، مسیر برای دائمی شدن قانون هموار شود.
وی همچنین با اشاره به مصوبه شورای عالی کار گفت: در مصوبه اخیر تأکید شده که برای بررسی مجدد افزایش مزایای حداقل دستمزد، جلسهای در پایان شهریورماه برگزار شود؛ لذا از وزیر محترم تقاضا دارم این موضوع را از هماکنون در دستور کار قرار دهند تا دغدغههای معیشتی کارگران به نحو احسن مرتفع شود.
کارگران ساختمانی با اضطراب روزگار میگذرانند
رییس انجمن کارگران ساختمانی گرگان در این رابطه به خبرنگار بازار کسب و کار گفت: بسیاری از کارگران ساختمانی همزمان با دو مشکل اساسی مواجهاند؛ از یک سو بیثباتی شغلی، نبود فرصتهای کاری مناسب و دستمزد متناسب با هزینههای زندگی، و از سوی دیگر، محرومیت از پوشش بیمهای و نداشتن سابقه بیمه کافی.
علی اصغر دهسنگی افزود: کارگران بسیاری سالها در مشاغل ساختمانی فعالیت کردهاند، اما به دلایل مختلف همچنان از مزایای بیمه اجتماعی محروم هستند. این مسئله در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که کار ساختمانی از جمله مشاغل پرخطر محسوب میشود و کارگران آن همواره در معرض حوادث و آسیبهای ناشی از کار قرار دارند.
معیشت کارگران قربانی تصمیمهای اشتباه
به گفته وی ، تعیین تکلیف وضعیت بیمه کارگران ساختمانی و فراهم کردن پوشش بیمهای پایدار، میتواند بخش مهمی از نگرانیهای معیشتی و اجتماعی این قشر و خانوادههای آنان را کاهش دهد.
دهسنگی ادامه داد: کارگران نسبت به اجرای تصمیماتی مانند افزایش قیمت بنزین و حذف ارز ترجیحی از کالاهای باقیمانده ابراز نگرانی میکنند؛ چراکه افزایش هزینههای تولید و حملونقل و تغییر قیمت کالاهای اساسی میتواند فشار بیشتری بر هزینههای خانوار وارد کند.
وی بیان کرد: در شرایطی که بسیاری از کارگران با دستمزدهای محدود و درآمدهای ناپایدار روزگار میگذرانند، هرگونه افزایش محسوس در هزینههای ضروری زندگی، مستقیماً قدرت خرید آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. از این رو، کارگران خواستار آن هستند که پیش از اجرای چنین سیاستهایی، آثار آن بر معیشت خانوارهای کمدرآمد بهطور جدی بررسی و سازوکارهای حمایتی لازم پیشبینی شود.
شکاف میان شعارهای اقتصادی دولت و سیاست های اجرائی
به گفته دهسنگی، میان شعارها و وعدههای اقتصادی دولت و برخی سیاستهای اجرایی، شکاف قابلتوجهی دیده میشود؛ شکافی که از نگاه کارگران، آثار آن بیش از همه در افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید خانوارهای حقوقبگیر و کمدرآمد نمایان میشود.
وی افزود: کارگران ساختمانی به دلیل ثابت نبودن شغل انتظار دارند سیاستهای اقتصادی در عمل نیز با هدف حمایت از معیشت، حفظ قدرت خرید و ایجاد ثبات در بازار کار همراه باشد و تصمیمات اجرایی، فشار بیشتری بر اقشار دارای درآمد ثابت یا ناپایدار وارد نکند.
کارگران ساختمانی در شرایط رکود؛ کاهش اشتغال و تشدید مشکلات معیشتی
دهسنگی بیان کرد: کارگران ساختمانی در شرایطی که رکود بر فعالیتهای اقتصادی و بازار ساختوساز سایه انداخته است، با مشکلات متعددی از جمله کاهش فرصتهای شغلی، افزایش دورههای بیکاری و دشواری تأمین هزینههای زندگی مواجه هستند.
وی افزود: در چنین شرایطی، انتظار میرود حمایتهای قانونی و اجتماعی از این قشر تقویت شود؛ اما به گفته فعالان کارگری، نهتنها حمایتهای کافی متناسب با شرایط موجود صورت نمیگیرد، بلکه برخی از حداقلهای حمایتی نیز با چالش مواجه شده است.
رییس انجمن کارگران ساختمانی گرگان گفت: کارگران ساختمانی که بخش قابلتوجهی از درآمدشان به میزان فعالیت پروژههای ساختمانی وابسته است، بیش از هر زمان دیگری به امنیت شغلی، پوشش بیمهای و حمایتهای معیشتی نیاز دارند. بیتوجهی به این مطالبات میتواند فشار اقتصادی بیشتری بر این کارگران و خانوادههای آنان وارد کند.
نکرانی از تداوم گرانی و کم کاری
با این اوصاف، نگرانی اصلی این است که در سالهای اخیر، افزایش مداوم قیمتها و رشد هزینههای زندگی، فشار قابلتوجهی بر معیشت خانوارها وارد کرده و روند تورمی همچنان ادامه داشته باشد.
در چنین شرایطی، کارگران و بهویژه افرادی که از درآمد ثابت و پایدار برخوردار نیستند، بیش از دیگران در معرض کاهش قدرت خرید و تشدید مشکلات معیشتی قرار دارند. نگرانی آنان این است که تداوم گرانیها، بدون افزایش متناسب درآمد و دستمزد، فاصله میان درآمد و هزینههای زندگی را بیش از پیش افزایش دهد.
کاهش فعالیت های ساختمانی و نگرانی از بیکاری بیشتر
کاهش فعالیتهای ساختمانی و رکود در این بخش، فرصتهای شغلی بسیاری از کارگران ساختمانی را محدود کرده است. با کاهش پروژهها، تعداد روزهای کاری کارگران نیز کمتر شده و بسیاری از آنان با دورههای بیکاری و کاهش قابلتوجه درآمد مواجه هستند.
این وضعیت در شرایطی که هزینههای زندگی همچنان افزایش مییابد، فشار مضاعفی بر معیشت کارگران ساختمانی و خانوادههای آنان وارد کرده است. کارگرانی که درآمدشان به تعداد روزهای کار وابسته است، با کاهش فعالیتهای ساختمانی عملاً با دو مشکل همزمانِ بیکاری و کاهش قدرت خرید روبهرو شدهاند.
وضعیت اشتغال کارگران ساختمانی؛ کار ناپایدار و درآمد نامطمئن
وضعیت اشتغال کارگران ساختمانی بهشدت تحت تأثیر میزان فعالیت در بخش ساختوساز قرار دارد. کاهش پروژههای ساختمانی و کند شدن روند اجرای طرحها، موجب شده بسیاری از این کارگران با کاهش روزهای کاری و دورههای بیکاری مواجه شوند.
ماهیت روزمزد و فصلی این نوع اشتغال نیز باعث میشود درآمد بسیاری از کارگران ساختمانی ثابت و قابل پیشبینی نباشد. در نتیجه، افزایش هزینههای زندگی در کنار کاهش فرصتهای کاری، فشار مضاعفی بر معیشت آنان وارد کرده است.
در این شرایط، ایجاد زمینه برای رونق ساختوساز، حمایت از اشتغال پایدار و تقویت پوششهای بیمهای میتواند از مهمترین مطالبات کارگران ساختمانی باشد؛ بهویژه برای کارگرانی که در دورههای رکود، بخش قابلتوجهی از درآمد خود را از دست میدهند.
به گزارش بازار کسب و کار و به نقل از وزارت نفت، غلامعباس حسینی با اشاره به پایان عملیات تعمیرات اساسی در پالایشگاههای دوازدهگانه مجتمع افزود: با توجه به محدودیتهای پیشرو، ۶ پالایشگاه در برنامههای تعمیراتی قرار داشتند و این عملیات بر اساس برنامه زمانبندی و با رعایت الزامها و استانداردهای ایمنی پایان یافت. پالایشگاههای مجتمع گاز پارس جنوبی با آمادگی کامل در مسیر تولید پایدار و حداکثری گاز مورد نیاز کشور قرار گرفتند.
وی ادامه داد: تعمیرات اساسی امسال با هدف افزایش آمادگی عملیاتی، حفظ قابلیت اطمینان تجهیزات و فراهمکردن شرایط مناسب برای تداوم فرآورش گاز در ماههای سرد سال اجرا شد و در این مسیر، آمادهسازی تجهیزات کلیدی و تأسیسات راهبردی پالایشگاهها با جدیت دنبال شد.
مدیرعامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با تأکید بر نقش توان داخلی در اجرای موفق این برنامهها تصریح کرد: بخش قابل توجهی از فعالیتهای تعمیراتی با اتکا به ظرفیتهای داخلی، دانش و تجربه متخصصان مجتمع و اقدامهای نوآورانه انجام شد و کارگاه مرکزی مجتمع با توانمندی در حوزه تعمیر، بازسازی و ساخت قطعات و تجهیزات، نقش مؤثری در پشتیبانی از عملیات تعمیرات اساسی ایفا کرد.
حسینی ادامه داد: بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی افزونبر پشتیبانی از استمرار تولید، زمینه افزایش آمادگی عملیاتی و کاهش وابستگی به منابع خارجی را فراهم کرده است و مجتمع گاز پارس جنوبی استفاده حداکثری از توان شرکتهای داخلی، سازندگان و متخصصان ایرانی را در اولویت قرار میدهد.
وی با اشاره به اهمیت استمرار تولید گاز در ماههای سرد سال یادآور شد: امیدواریم با آمادگی ایجادشده در پالایشگاههای مجتمع، در ماههای سرد سال بتوانیم حداکثر ظرفیت فرآورش و تولید گاز را با پایداری و بدون وقفه در اختیار شبکه سراسری قرار دهیم و در خدمت مردم شریف کشورمان باشیم.
مدیرعامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با تأکید بر اهمیت استمرار مدیریت مصرف انرژی و همراهی مصرفکنندگان با صنعتگران حوزه گاز گفت: در کنار تلاش صنعت گاز برای تأمین پایدار انرژی، مدیریت مصرف از سوی مصرفکنندگان و همراهی مردم با صنعتگران حوزه گاز اهمیت ویژهای دارد و انتظار میرود هموطنان، بهویژه در روزهای سرد سال، رعایت الگوی مصرف، صرفهجویی و مصرف بهینه گاز را سرلوحه قرار دهند تا امکان بهرهمندی پایدار از این نعمت ملی برای همه فراهم باشد.
بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: «آرمان خورسند»، رئیس مرکز امور بینالملل و کنوانسیونهای سازمان حفاظت محیطزیست، گفت: «کنوانسیون تهران بستری برای همکاری پنج کشور ساحلی دریای خزر فراهم کرده است تا در کنار اجرای پروژههای دوجانبه و چندجانبه، امکان جذب منابع مالی بینالمللی برای حفاظت از این پهنه آبی نیز فراهم شود. این کنوانسیون چهار پروتکل اجرایی دارد که سه پروتکل تاکنون از سوی همه اعضا پذیرفته و لازمالاجرا شده است. پروتکل آکتائو درباره حوادث و آلودگیهای نفتی، پروتکل مسکو در خصوص آلودگی ناشی از منابع و فعالیتهای مستقر در خشکی و پروتکل مربوط به آثار زیستمحیطی فرامرزی از جمله پروتکلهای اجرایی کنوانسیون تهران هستند. پروتکل عشقآباد درباره تنوع زیستی هنوز بهطور کامل از سوی همه اعضا پذیرفته نشده است.»
او ادامه داد: «درباره یک پروتکل دیگر با موضوع پایش و تبادل اطلاعات، در حال مذاکره هستیم. کنوانسیون تهران با نهادها و صندوقهای بینالمللی محیطزیستی نیز همکاری دارد و مذاکراتی برای اجرای یک پروژه مشترک میان کشورهای ساحلی با استفاده از منابع مالی بینالمللی در جریان است.»
خورسند با اشاره به اجرای پروژههای مشترک در حوزه آلودگیهای دریایی گفت: «در حال حاضر پروژهای درباره آلودگیهای پلاستیکی در دریای کاسپین در حال اجراست که معاونت محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست، متولی ملی آن در ایران است.»
نگرانی از کاهش تراز آب خزر
«احمدرضا لاهیجانزاده»، معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست، گفت: «کاهش تراز دریای خزر یکی از جدیترین موضوعات مطرحشده در کاپ ۷ است؛ چراکه هر پنج کشور ساحلی، با تفاوت در میزان اثرپذیری، از این روند متضرر میشوند. از سال ۱۹۹۵ کاهش تراز آب خزر آغاز شد و تا سال ۲۰۲۰، بهطور میانگین سالانه حدود ۷.۵ سانتیمتر کاهش ثبت شد. این میزان از ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ به حدود ۲۰ سانتیمتر و در سال ۲۰۲۶ به حدود ۲۳ سانتیمتر رسید.»
او افزود: «اگر روند کنونی ادامه یابد، کاهش تراز و پسروی آب خزر دستکم تا سال ۲۰۵۰ ادامه خواهد داشت. این پسروی در بخش کمعمق شمالی شدیدتر بوده و در برخی مناطق به ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر رسیده و بنادر کشورهای این بخش را تحت تأثیر قرار داده است. در سواحل ایران نیز این روند مشاهده میشود و بهدلیل شرایط توپوگرافی بستر، شدت آن در گلستان بیشتر است، هرچند در مازندران و گیلان نیز ادامه دارد.»
لاهیجانزاده با اشاره به اقدامات منطقهای برای مواجهه با کاهش تراز آب خزر گفت: «یک طرح منطقهای برای مقابله و سازگاری با این پدیده تهیه شده که کلیات آن قرار است به امضای کشورهای منطقه برسد.»
او درباره عوامل مؤثر بر کاهش تراز آب دریای خزر گفت: «بیشترین اثر مربوط به تغییر اقلیم، افزایش دما و افزایش شدت تبخیر است و پس از آن کاهش ورودی رودخانهها قرار دارد. حدود ۸۰ درصد ورودی آب دریای خزر از طریق رودخانه ولگا تأمین میشود و ۲۰ درصد دیگر مربوط به رودخانههای چهار کشور دیگر است. سهم ایران از ورودی رودخانهای به دریای خزر حدود ۵ درصد است.»
او افزود: «میزان تبخیر در دریای خزر بسیار بالاست و اعداد ثبتشده برای شدت تبخیر حدود ۳۰۰ تا ۳۶۰ میلیارد مترمکعب است، در حالی که کاهش ورودی رودخانهها بسیار کمتر از این میزان است.»
پرونده آب در جریان مذاکره
در ادامه، خورسند درباره مذاکرات مرتبط با حقآبههای ایران گفت: «موضوع مدیریت منابع آب و مسائل مرتبط با آن اکنون در بسیاری از عرصههای بینالمللی به یکی از موضوعات حساس تبدیل شده است. پروندههای آبی و موضوعات مرتبط با آب جزو پروندههای کاملاً فعال و در جریان مذاکرات هستند و سازمانهای تخصصی و وزارت امور خارجه بهصورت مستمر این موضوعات را دنبال میکنند.»
او ادامه داد: «از جمله پروندههای مورد پیگیری میتوان به موضوع تالابهای مشترک میان ایران و عراق و همچنین رودخانههای مرزی در شمال کشور میان ایران، جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکیه اشاره کرد که بهصورت مستمر درباره آنها بحث و رایزنی میشود.»
خورسند درباره برنامههای مرتبط با حفاظت از فوک خزری گفت: «ایران پیش از این یک طرح جامع ملی برای حفاظت از فوک خزری تهیه کرده بود. اکنون تلاش شده این طرح به یک پیشنهاد برای اجرای برنامهای منطقهای تبدیل شود. کلیات این طرح نیز در نشستهای اخیر مورد تأیید قرار گرفته و در صورت تأیید سایر کشورهای منطقه، میتواند در سند نهایی اجلاس مطرح شود.»
او درباره علل تلفات فوک خزری اظهار کرد: «هنوز علت قطعی تلفات این گونه مشخص نشده است. در دستکم دو مورد، قزاقستان نتایج فعالیتهای علمی خود درباره این موضوع را به ایران ارائه کرده است، اما هنوز به جمعبندی قطعی درباره علت تلفات نرسیدهاند. در مطالعات انجامشده، عوامل مختلفی از جمله پدیدههای طبیعی و احتمال آزاد شدن برخی گازها یا مواد از بستر دریای خزر، فعالیتهای نفتی و آلودگیهای ناشی از آن، تغییر اقلیم، کاهش دوره یخبندان در زیستگاههای شمالی، تغییر یا از بین رفتن زیستگاههای تأمینکننده منابع غذایی و همچنین عوامل میکروبی و ویروسی مورد بررسی قرار گرفتهاند.»
خورسند ادامه داد: «مجموعه این عوامل میتوانند بهصورت منفرد یا تجمعی بر تلفات فوک خزری اثرگذار باشند، اما در شرایط فعلی نمیتوان با قطعیت یکی از آنها را علت اصلی تلفات اعلام کرد.»
او با اشاره به دشواری انجام مطالعات روی لاشه فوکها در ایران گفت: «تلفات معمولاً در محدوده مشخصی اتفاق میافتد و جریان آب لاشهها را به سمت ساحل میآورد، اما با توجه به گذشت زمان، نمونهای که به ساحل میرسد در بسیاری از موارد قابلیت لازم برای انجام مطالعات دقیق را ندارد.»
نگرانی از آلایندههای دریای خزر
لاهیجانزاده درباره سازوکار سنجش و تعیین سهم کشورهای مختلف در ورود آلایندهها به دریای خزر گفت: «یکی از موضوعات مهم در حفاظت از محیطزیست دریای خزر، ورود منابع آلاینده از خشکی به دریاست که بخشی از آن مربوط به پسابها و فاضلابهای شهری، انسانی، صنعتی و کشاورزی است. پسابهای کشاورزی نیز میتوانند حاوی کود و سموم باشند و در کنار آن، پسماندها نیز یکی از منابع ورود آلودگی به دریای خزر محسوب میشوند. ورود پلاستیک به دریا نیز از منابع مختلفی صورت میگیرد که یکی از منابع اصلی آن رودخانهها هستند. این آلایندهها میتوانند در طول مسیر رودخانه وارد آب شوند و در نهایت به دریای خزر برسند.»
لاهیجانزاده ادامه داد: «یکی از موضوعاتی که بهطور جدی مورد بحث قرار گرفته، مسئله پایش و اندازهگیری میزان آلایندههای ورودی از کشورهای مختلف است. برای این منظور، موضوع ایجاد یک بستر مشترک برای اشتراکگذاری دادهها میان کشورهای ساحلی مطرح شده است تا اطلاعات مربوط به وضعیت آلودگی و میزان ورود آلایندهها در اختیار کشورهای منطقه قرار گیرد. البته هنوز درباره اشتراکگذاری دادهها به توافق نهایی نرسیدهایم، زیرا دستکم دو یا سه کشور اعلام کردهاند که برای اشتراکگذاری دادههای داخلی خود در سطح منطقهای، نیازمند دریافت مجوز از مراجع قانونی بالادستی خود هستند.»
او با اشاره به مذاکرات مربوط به پروتکل پایش و تبادل اطلاعات گفت: «یکی از پروتکلهای کنوانسیون تهران که چندین سال است درباره آن مذاکره میشود، به موضوع پایش اختصاص دارد و هدف آن این است که سازوکاری برای نحوه پایش و قرار گرفتن دادهها در یک بستر مشترک میان کشورهای ساحلی ایجاد شود. ایجاد چنین بستری میتواند امکان دسترسی کشورهای عضو به اطلاعات و دادههای مرتبط با وضعیت دریای خزر را فراهم کند، اما رسیدن به توافق درباره نحوه تبادل و اشتراکگذاری این دادهها همچنان در دست بررسی و مذاکره است.»
اطلس تنوع زیستی خزر گونههای در معرض خطر را مشخص کرده است
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به اقدامات انجامشده برای شناسایی و حفاظت از گونههای در معرض خطر دریای خزر گفت: «اطلس تنوع زیستی دریای خزر سال گذشته به پایان رسید و اطلاعات دقیقی از وضعیت تنوع زیستی در محدوده آبی ایران در اختیار قرار گرفته است. در این اطلس، گونههای در معرض خطر نیز مشخص شدهاند و در میان گونههای شاخص، فوک خزری و ماهیان خاویاری از مهمترین موارد به شمار میروند. حفاظت از این گونهها نیازمند همکاری جمعی کشورهای ساحلی است. برای نمونه، اگر قرار باشد وضعیت ماهیان خاویاری به شرایط مطلوب بازگردد، هر پنج کشور باید در این زمینه اهتمام داشته باشند و پروژههای مرتبط را اجرا کنند.»
لاهیجانزاده با اشاره به اقدامات انجامشده برای حفاظت از فوک خزری اظهار کرد: «در گذشته در کشورهایی مانند روسیه و قزاقستان شکار فوک خزری انجام میشد، اما با اقدامات انجامشده، شکار این گونه ممنوع شده و در قزاقستان با افرادی که اقدام به شکار میکنند برخورد قضایی صورت میگیرد. این اقدامات بهصورت مرحلهای در حال انجام است، اما نکته مهم این است که ایران توانسته اطلاعات جامعی درباره وضعیت تنوع زیستی در محدوده آبی خود به دست آورد و لازم است کشورهای همسایه نیز مطالعات مشابهی انجام دهند تا دادهها با یکدیگر به اشتراک گذاشته شوند و اقدامات منطقهای برای حفاظت از گونهها شکل بگیرد.»
او گفت: «در شرایط فعلی تمرکز بیشتری بر فوک خزری وجود دارد و طرح ارائهشده از سوی ایران در این زمینه بهعنوان یکی از دستاوردهای اجلاس پذیرفته شده است. همچنین کشورهای ساحلی از چند سال گذشته درباره احیای ماهیان خاویاری اقداماتی انجام دادهاند که در این میان روسیه فعالیت بیشتری داشته است. کاهش تراز آب خزر میتواند تالابهای ساحلی را با آسیب جدی مواجه کند.»
لاهیجانزاده در ادامه درباره پیامدهای کاهش تراز آب دریای خزر و آثار آن بر مناطق پیرامونی گفت: «سازمان برنامه و بودجه کشور از سال گذشته تهیه طرح جامع تعیین اثرات پسروی آب و مقابله با این اثرات را آغاز کرده و این سند حدود ۱۰ روز پیش به تصویب شورای عالی آمایش کشور رسیده است و در گام بعدی قرار است به تصویب دولت برسد. در این مطالعه، ابعاد مختلف پیامدهای کاهش تراز آب مورد بررسی قرار گرفته است. موضوع اثرگذاری این روند بر منطقه پیچیدگیهای زیادی دارد و نمیتوان بهسادگی درباره تأثیر مستقیم آن بر جنگلهای هیرکانی اظهارنظر کرد، اما یکی از پیامدهای ملموستر، آسیب شدید به تالابهای ساحلی است.»
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست ادامه داد: «اگر روند پسروی آب با همین شدت ادامه پیدا کند و اقدام عملیاتی انجام نشود، انتقال آب از خزر به ایستگاه پمپاژ و خلیج گرگان که اقدامی موقت محسوب میشود، میتواند زمان لازم برای اجرای اقدامات اساسیتر را فراهم کند. اگر خلیج گرگان، بهویژه بخش غربی آن، از دست برود، این منطقه میتواند به کانون گردوغبار تبدیل شود و این کانون میتواند بر جنگلهای هیرکانی اثرگذار باشد.»
لاهیجانزاده گفت: «در حال حاضر کانونهای فعال گردوغبار در کشورهای ترکمنستان و قزاقستان وجود دارد و در صورت تشدید شرایط، احتمال شکلگیری کانونهای جدید گردوغبار در این مناطق وجود دارد. بخشی از آلودگی هوای شمالشرق کشور نیز اکنون از کانونهای موجود در این دو کشور به ایران منتقل میشود و تشدید این روند میتواند بر جنگلهای هیرکانی اثرگذار باشد؛ همانطور که گردوغبار ورودی از کشورهایی مانند عراق، سوریه، اردن و عربستان بر جنگلهای زاگرس اثرگذار بوده است.»
پسروی خزر نباید بهعنوان افزایش اراضی تلقی شود
لاهیجانزاده با اشاره به برخی برداشتها درباره افزایش اراضی در پی پسروی آب دریای خزر گفت: «کاهش تراز آب خزر و اضافه شدن بخشهایی از بستر دریا به خشکی، به معنای افزایش واقعی پهنه سرزمینی نیست و این پدیده میتواند پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی متعددی به همراه داشته باشد.»
او در ادامه با اشاره به وضعیت مدیریت پسماند در استانهای شمالی اظهار کرد: «موضوع پسماند در استانهای شمالی سالهاست مطرح است و حتی در قوانین برنامههای پنجساله نیز بر اولویت مدیریت پسماند در استانهای ساحلی شمال کشور تأکید شده است. براساس قانون مدیریت پسماند، سازمان حفاظت محیطزیست بهجز در حوزه پسماندهای ویژه، نقش اجرایی مستقیمی در مدیریت پسماند ندارد و مدیریت پسماندهای شهری که اکنون یکی از معضلات مهم استانهای شمالی است، بر عهده شهرداریهاست.»
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به همکاریهای بینالمللی در زمینه مدیریت پسماند گفت: «در قالب کمکهای بینالمللی، اعتبار محدودی از سوی روسیه برای مدیریت پلاستیک در سواحل شمالی اختصاص یافت تا با توجه به ورود پلاستیک و میکروپلاستیک به دریای خزر، فعالیتهایی بهصورت پایلوت در برخی شهرها انجام شود.»
لاهیجانزاده تصریح کرد: «یکی از مشکلات جدی این است که علاوه بر تخلیه پسماند در برخی مناطق ساحلی و محدودههای جنگلی، مدیریت مناسبی نیز بر این پسماندها انجام نمیشود و شیرابه حاصل از آنها میتواند به سفرههای آب زیرزمینی نفوذ کند یا از طریق رودخانههای مجاور دوباره وارد دریای خزر و تالابها شود. تالاب انزلی یکی از نمونههای این وضعیت است و بخشی از شیرابه و فاضلاب بهصورت غیرمستقیم و از طریق رودخانهها وارد این تالاب میشود.»
او با اشاره به پیگیری موضوع در کارگروه ملی پسماند اظهار کرد: «وضعیت پسماند در شمال کشور در جلسات کارگروه ملی پسماند که با ریاست معاون اجرایی رئیسجمهوری برگزار میشود، بارها مطرح شده و تصمیماتی نیز در این زمینه اتخاذ شده است. امیدواریم با نگاه ویژه به این موضوع، اقدامات مؤثرتری برای ساماندهی وضعیت پسماند در استانهای شمالی انجام شود.»
لاهیجانزاده ادامه داد: «سازمان حفاظت محیطزیست حتی پیشنهادی را برای تأمین منابع مالی پایدار مدیریت پسماند مطرح کرد تا از خودروهایی که وارد استانهای شمالی میشوند، در همان محل دریافت عوارض، سهمی بابت مدیریت پسماند دریافت شود؛ چراکه شمار زیادی از مسافران هر هفته وارد این استانها میشوند و بخشی از تولید پسماند نیز مربوط به همین جمعیت شناور است. این پیشنهاد در مجلس رأی نیاورد، اما امیدواریم در لایحه بودجه سال ۱۴۰۶ بتوانیم پیشنهاد مشابهی را مطرح کنیم تا با تصویب آن، اعتبار و بودجهای پایدار برای مدیریت پسماند در استانهای شمالی فراهم شود.»
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست همچنین از پیگیری طرحهای جدید برای مدیریت شیرابه پسماند خبر داد و گفت: «در استانهای گیلان، مازندران و گلستان برنامهریزیهایی انجام شده است. وضعیت گلستان نسبت به دو استان دیگر بهتر است و مشکلات حادتر در گیلان و پس از آن در مازندران قرار دارد.»
اجرای طرح پایلوت جمعآوری و بازیافت پلاستیک در بهشهر
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست درباره افزایش نگرانیها از آلودگی ناشی از پلاستیک و میکروپلاستیک گفت: «توجه جهانی در ۱۰ سال گذشته به این موضوع افزایش یافته است، چراکه پلاستیک در طبیعت بهراحتی از بین نمیرود و در فرایند تجزیه نیز میتواند به ذرات بسیار ریز تبدیل شود.»
لاهیجانزاده ادامه داد: «اگر میکروپلاستیکها وارد آب شرب شوند، به دلیل اندازه بسیار کوچک میتوانند جذب بدن شوند و پیامدهای خود را به دنبال داشته باشند. همچنین این ذرات میتوانند بهعنوان ناقل سایر آلایندهها عمل کنند؛ بهگونهای که فلزات سنگین و برخی ترکیبات و مواد خطرناک میتوانند بر سطح این ذرات قرار گرفته و از طریق آنها وارد زنجیره غذایی شوند. بنابراین میکروپلاستیکها علاوه بر اینکه خودشان میتوانند مشکلساز باشند، بهعنوان ناقل آلایندهها نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.»
لاهیجانزاده ادامه داد: «در این زمینه دو اقدام اساسی باید انجام شود؛ نخست، کاهش مصرف پلاستیک و افزایش آگاهی عمومی بهگونهای که مصرف پلاستیک از اقلام پرمصرف سبد خانوار خارج شود و دوم، مدیریت مناسب پلاستیکهایی که تولید و مصرف شدهاند.»
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به تغییر رفتار برخی مردم در زمینه مصرف پلاستیک اظهار کرد: «افزایش قیمت پلاستیک در ماههای اخیر باعث شده است برخی شهروندان استفاده از کیسههای پارچهای را جایگزین کیسههای پلاستیکی کنند و حتی برخی صنایع نیز اعلام کردهاند بستهبندیهای مصرفشده را از مشتریان تحویل میگیرند.»
همکاری کشورهای ساحلی برای حفاظت از خزر
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به نقش کنوانسیون تهران در هماهنگی کشورهای ساحلی دریای خزر گفت: «کنوانسیون تهران در سال ۱۳۸۵ لازمالاجرا شد و در ادامه، پروتکلهای مختلفی ذیل آن تعریف شد که تصویب و اجرای آنها بهتدریج در کشورهای عضو در حال انجام است. پروتکل مربوط به ارزیابی آثار زیستمحیطی نیز سال گذشته به تصویب رسید و اکنون لازمالاجرا شده است. هر یک از این پروتکلها باید در کشورهای عضو به تصویب دولت و مجلس برسد و اگر مجلس یکی از کشورها پروتکلی را تصویب نکند، آن پروتکل در آن کشور قابلیت اجرا نخواهد داشت.»
او ادامه داد: «براساس پروتکل ارزیابی زیستمحیطی، پروژههای بزرگمقیاسی که بتوانند بر محیطزیست دریای خزر اثرگذار باشند، باید بهگونهای بررسی شوند که سایر کشورهای ساحلی نیز در جریان آثار احتمالی آن قرار گیرند و درباره نبود آثار منفی آن بر خزر اطمینان حاصل کنند.»
لاهیجانزاده با اشاره به افزایش تعاملات کشورهای ساحلی در حوزه محیطزیست خزر اظهار کرد: «اکنون تقریباً هر ماه در یکی از کشورهای ساحلی، موضوعات مرتبط با محیطزیست دریای خزر مورد بررسی قرار میگیرد و دیدگاههای محققان و کارشناسان این کشورها نیز در برنامهریزیها مورد توجه قرار میگیرد.»
او افزود: «در افتتاحیه هفتمین اجلاس کشورهای متعاهد کنوانسیون تهران، معاون وزیر ترکمنستان گزارشی از اقدامات این کشور ارائه کرد. با وجود اینکه ترکمنستان حدود ۲۰۰ کیلومتر خط ساحلی دارد که در مقایسه با برخی کشورهای دیگر ساحلی، محدوده کمتری است، این کشور اقدامات مختلفی برای حفاظت از ماهیان خاویاری، کاهش آلودگی و جلوگیری از ورود آلایندهها به دریای خزر انجام داده است.»
پیشنهادها برای بیانیه پایانی کاپ ۷
معاون محیطزیست دریایی سازمان حفاظت محیطزیست با اشاره به روند تدوین بیانیه پایانی هفتمین اجلاس کشورهای متعاهد کنوانسیون تهران گفت: «این بیانیه در پایان اجلاس به امضای کشورهای عضو میرسد و بهنوعی نقشه راه همکاریهای دو سال آینده، تا زمان برگزاری اجلاس بعدی، خواهد بود تا موضوعات مختلف بهصورت مستمر پیگیری و نهایی شوند و در اجلاس بعدی به تصویب برسند.»
او ادامه داد: «کشورهای عضو در مرحله نخست، پیشنهادهای خود را برای درج در بیانیه ارائه کردند که در مجموع ۴۵ بند پیشنهاد شد و پس از آن، این بندها بهصورت جداگانه در جلسات کارشناسی مورد بررسی قرار گرفت.»
او با اشاره به مهمترین بندهای نهاییشده گفت: «در بیانیه بر اجرایی شدن پروتکل مسکو و همچنین پروتکل ارزیابی آثار زیستمحیطی فرامرزی تأکید شده است. پروتکل ارزیابی فرامرزی سال گذشته تصویب شد و اکنون در مسیر اجرا قرار دارد. همچنین از کشورهایی که هنوز پروتکل عشقآباد درباره تنوع زیستی را تصویب نکردهاند، دعوت شده است تا این پروتکل را تأیید کنند و امیدواریم روند تصویب آن در همه کشورهای عضو نهایی شود.»
او ادامه داد: «ادامه کار برای نهایی شدن پروتکل پایش و تبادل اطلاعات نیز مورد تأکید قرار گرفته است. هدف این است که پایش زیستمحیطی دریای خزر انجام شود و اطلاعات حاصل از این پایش نیز میان کشورهای ساحلی به اشتراک گذاشته شود؛ البته ابتدا خود پروتکل پایش باید به تصویب برسد.»
لاهیجانزاده گفت: «یکی از مواردی که با استقبال کشورهای عضو مواجه شد، پیشنهاد ایران برای تهیه برنامه اقدام منطقهای حفاظت از فوک خزری بود. ایران پیش از این برنامه اقدام ملی در این زمینه را تهیه کرده بود و پیشنهاد منطقهای آن نیز به نام ایران ثبت شده است و امیدواریم در سند نهایی اجلاس به تصویب برسد.»
او همچنین از تأکید بر نهایی شدن و اجرای هرچه سریعتر برنامه منطقهای پایش زیستمحیطی خبر داد و گفت: «برای نحوه پایش وضعیت دریای خزر، برنامهای منطقهای تهیه شده است که باید از سوی هر پنج کشور ساحلی اجرا شود.»
او افزود: «پیشنویس برنامه اقدام منطقهای درباره نوسانات تراز آب دریای خزر نیز تهیه شده و امیدواریم کلیات آن در اجلاس به تصویب برسد. همچنین برنامه و بودجه دو سال آینده کنوانسیون در حال بررسی است و در صورت تأیید کشورهای عضو، کلیات آن در بیانیه پایانی درج خواهد شد. بهروزرسانی برنامه راهبردی کنوانسیون تهران درباره دریای خزر نیز مورد استقبال قرار گرفته است، چراکه این برنامه قدمت زیادی دارد و نیازمند بازنگری و بهروزرسانی است.»
استقرار دبیرخانه کنوانسیون تهران در منطقه در حال بررسی است
لاهیجانزاده یکی از موضوعات مهم مطرحشده در اجلاس را محل استقرار دبیرخانه کنوانسیون تهران عنوان کرد و گفت: «یکی از مباحث مهم این است که دبیرخانه از وضعیت فعلی خارج و به منطقه بازگردد. دبیرخانه کنوانسیون تهران در حال حاضر بهصورت موقت در ژنو و تحت نظر سازمان ملل متحد فعالیت میکند و پیشنهاد بازگشت آن به منطقه مطرح شده است، اما اینکه در کدام کشور مستقر شود و اساساً در شرایط فعلی بازگشت دبیرخانه به منطقه به چه شکلی انجام شود، از موضوعات مورد بحث کشورهای ساحلی است.»
او افزود: «موضوع حق عضویت کشورهای عضو نیز در حال بررسی است و درباره نحوه پرداخت و میزان حق عضویت و اینکه آیا این مبالغ باید افزایش پیدا کند یا خیر، میان کشورهای عضو بحث و رایزنی در جریان است.»