سرویس اجتماعی – بازار کسب و کار: روابط عمومی و رسانه دو بازوی مهم در چرخه اطلاعرسانی، آگاهیبخشی و شفافیت در جامعه شناخته می شوند؛ دو نهادی که در صورت تعامل سازنده میتوانند نقش مؤثری در انتقال صحیح اطلاعات، افزایش اعتماد عمومی و انعکاس مطالبات مردم ایفا کنند. با این حال، در برخی سازمانها و دستگاههای اجرایی، ضعف تعامل میان روابط عمومیها و رسانهها به یکی از چالشهای جدی در مسیر اطلاعرسانی مؤثر تبدیل شده است؛ چالشی که گاه از بیتوجهی به جایگاه رسانه آغاز میشود و در نهایت به شکلگیری شکاف ارتباطی و کاهش اعتماد متقابل میانجامد
مسئله زمانی جدیتر میشود که خبرنگاران و رسانههایی که سالها در عرصه اطلاعرسانی استان فعالیت کردهاند، با بیپاسخ ماندن تماسها و پیامها، دشواری در دریافت اطلاعات، نبود همکاری برای پیگیری موضوعات خبری یا برخوردهای غیرحرفهای مواجه شوند. تداوم چنین شرایطی میتواند انگیزه خبرنگاران برای برقراری ارتباط با برخی دستگاههای اجرایی را کاهش دهد؛ بهگونهای که تعدادی از آنان ترجیح دهند از پیگیری اخبار و ارتباطگیری با آن دستگاهها صرفنظر کنند.
این وضعیت، صرفاً یک اختلاف شخصی میان خبرنگار و مسئول روابط عمومی نیست؛ بلکه میتواند پیامدهایی فراتر از روابط حرفهای این دو گروه داشته باشد. هنگامی که مسیر ارتباط رسانه با یک دستگاه اجرایی مختل میشود، امکان دسترسی به اطلاعات دقیق، پیگیری مطالبات عمومی و انعکاس عملکرد آن مجموعه نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. در چنین شرایطی، هم رسانه در انجام وظیفه اطلاعرسانی با محدودیت مواجه میشود و هم دستگاه اجرایی فرصت پاسخگویی، ارائه توضیحات و انعکاس اقدامات خود را از دست میدهد.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که سابقه فعالیت رسانهای بهتنهایی نباید معیار برخورداری از امتیاز ویژه باشد؛ بلکه همه خبرنگاران و رسانههای واجد شرایط باید از احترام حرفهای و دسترسی عادلانه به اطلاعات عمومی برخوردار باشند. روابط عمومیها نیز حق دارند در چارچوب قانون، ضوابط سازمانی و ملاحظات محرمانگی عمل کنند؛ اما این محدودیتها نباید بهانهای برای بیتوجهی به پرسشهای مشروع رسانهها یا قطع ارتباط حرفهای با خبرنگاران باشد.
نکته اصلی اینجاست که تداوم رفتارهای قهری، بهجای حل اختلافها، ممکن است به عادیشدن قطع ارتباط میان رسانهها و دستگاههای اجرایی منجر شود. در چنین شرایطی، بازنده این تقابل فقط خبرنگار یا مسئول روابط عمومی نیست؛ بلکه افکار عمومی نیز از گردش آزاد اطلاعات و امکان پیگیری شفاف مسائل استان متضرر خواهد شد.

افزایش گلایههای برخی خبرنگاران و فعالان رسانهای از نحوه تعامل تعدادی از روابط عمومیهای دستگاههای اجرایی مرکز استان، ضرورت بازنگری در شیوه ارتباط این مجموعهها با رسانهها را برجسته کرده است. بنا بر روایت برخی فعالان رسانهای، تداوم بیپاسخ ماندن درخواستها و کاهش همکاری در زمینه اطلاعرسانی، در مواردی به حدی رسیده که برخی خبرنگاران از ادامه ارتباط با دستگاههای مربوطه صرفنظر کردهاند. اگر این روند ادامه یابد، پیامد آن میتواند فراتر از اختلاف میان دو طرف باشد و بر کیفیت اطلاعرسانی، شفافیت عملکرد دستگاهها و اعتماد عمومی تأثیر بگذارد. ازاینرو، انتظار میرود مدیران دستگاههای اجرایی با بررسی این گلایهها، زمینه تعامل حرفهای، پاسخگویی مسئولانه و ارتباطی عادلانه با رسانههای استان را فراهم کنند.
جای خالی صدای رسانه ها در شورای روابط عمومی ها
در شرایطی که برخی خبرنگاران و رسانههای باسابقه استان از نحوه برخورد تعدادی از روابط عمومیها، بیپاسخ ماندن درخواستهای خبری و کاهش همکاری در زمینه اطلاعرسانی گلایه دارند، انتظار میرود شورای روابط عمومیهای استان صرفاً به برگزاری جلسات اداری و برنامههای معمول محدود نماند و برای بررسی ریشهای این مشکلات، ابتکار عمل را در دست بگیرد.
یکی از اقداماتی که میتوانست در این زمینه مؤثر باشد، برگزاری مستمر نشستی مشترک با اصحاب رسانه، مدیران روابط عمومی دستگاههای اجرایی و نمایندگان نهادهای مرتبط بود، که چند باری بیشتربرگزار نشد و خروجی مثبتی را برای رسانه ها به همراه نداشت.
نشستی که در آن، گلایههای خبرنگاران بهصورت مستقیم مطرح شود، دیدگاههای روابط عمومیها شنیده شود و برای حل اختلافها راهکارهای عملی و قابل پیگیری ارائه شود.
اهمیت این موضوع از آن جهت است که وقتی یک نهاد هماهنگکننده برای حل مشکلات ارتباطی وجود دارد، اما سازوکار روشنی برای شنیدن و پیگیری گلایههای رسانهها شکل نمیگیرد، ممکن است فاصله میان خبرنگاران و دستگاههای اجرایی بیشتر شود. در چنین شرایطی، برخی خبرنگاران به این نتیجه میرسند که پیگیری مسائل از مسیرهای معمول نتیجهبخش نیست و در نهایت، ارتباط خود را با برخی دستگاهها کاهش میدهند یا از ادامه پیگیری اخبار آنها صرفنظر میکنند؛ وضعیتی که میتواند به تضعیف جریان اطلاعرسانی و کاهش فرصت پاسخگویی دستگاهها بینجامد.
شورای روابط عمومیهای استان گلستان میتواند نقش مهمی در ساماندهی ارتباطات سازمانی، ارتقای کیفیت اطلاعرسانی و بهبود تعامل میان روابط عمومی دستگاههای اجرایی و رسانههای استان ایفا کند. این شورا، در صورت برخورداری از برنامهریزی مؤثر، رویکرد حرفهای و ارتباط مستمر با فعالان رسانهای، میتواند به بستری برای تبادل تجربه، حل اختلافها و تقویت فرهنگ پاسخگویی در دستگاههای اجرایی تبدیل شود.
با این حال، میزان اثرگذاری چنین شورایی را نباید صرفاً با تعداد جلسات، همایشها یا برنامههای مناسبتی آن سنجید؛ بلکه معیار اصلی، تغییر ملموس در رفتار و عملکرد روابط عمومیهای عضو و بهبود کیفیت ارتباط آنها با رسانههاست.
۱. نقش شورا در اصلاح رفتار روابط عمومیها
یکی از مهمترین انتظارات از شورای روابط عمومیهای استان، ایجاد هماهنگی میان روابط عمومی دستگاههای اجرایی و ترویج استانداردهای حرفهای در ارتباط با رسانههاست. این شورا میتواند با تدوین دستورالعملهای ارتباطی، برگزاری دورههای آموزشی و انتقال تجربههای موفق، به کاهش رفتارهای سلیقهای و غیرحرفهای کمک کند.
برای مثال، پاسخگویی به تماسها و درخواستهای خبری خبرنگاران، ارائه بهموقع اطلاعات عمومی، رعایت عدالت در دسترسی رسانهها به اخبار و پرهیز از برخوردهای تبعیضآمیز، میتواند بهعنوان بخشی از معیارهای عملکرد حرفهای روابط عمومیها مورد توجه قرار گیرد.
فاصله میان فعالیتهای شورایی و واقعیتهای رسانهای
یکی از پرسشهای اساسی این است که فعالیتهای شورای روابط عمومیهای استان تا چه اندازه در رفتار روزمره روابط عمومی دستگاههای اجرایی اثرگذار بوده است.
اگر با وجود برگزاری جلسات متعدد و تأکید بر تعامل با رسانهها، همچنان تعدادی از خبرنگاران از بیپاسخ ماندن تماسها، دشواری دسترسی به مسئولان یا برخوردهای نامناسب گلایه داشته باشند، لازم است اثربخشی برنامههای شورا بهصورت جدی بررسی شود.
البته وجود چنین گلایههایی بهتنهایی برای قضاوت درباره عملکرد کل شورا کافی نیست؛ بلکه باید مشخص شود این مشکلات در چه دستگاههایی، با چه فراوانی و در چه بازه زمانی رخ دادهاند و شورا چه اقداماتی برای رسیدگی به آنها انجام داده است.
آیا شورا قدرت اصلاح رفتار روابط عمومیها را دارد؟
میزان تأثیرگذاری شورا به جایگاه سازمانی، اختیارات قانونی، حمایت مدیران ارشد استان و سازوکارهای اجرایی آن بستگی دارد. اگر فعالیت شورا به توصیههای کلی و جلسات تشریفاتی محدود بماند، طبیعی است که اثر آن بر رفتار روزمره روابط عمومیها نیز محدود باشد.
در مقابل، شورا میتواند با تعیین شاخصهای ارزیابی، دریافت منظم بازخورد از خبرنگاران، بررسی شکایتهای حرفهای و ارائه گزارشهای دورهای، زمینه پاسخگویی و اصلاح عملکرد را فراهم کند.
نکته مهم آن است که شورا نباید صرفاً به حمایت از روابط عمومیها در برابر انتقادها بپردازد؛ بلکه باید زمینه گفتوگوی دوطرفه را فراهم کند تا هم دغدغههای روابط عمومیها شنیده شود و هم مشکلات خبرنگاران بهطور منصفانه بررسی شود.
ضرورت توجه به رابطه شورا با رسانههای باسابقه استان گلستان
رسانههای باسابقه استان، به دلیل تجربه فعالیت خبری و شناخت مسائل محلی، میتوانند منبع ارزشمندی برای شناسایی مشکلات ارتباطی دستگاههای اجرایی باشند. بهرهگیری از این ظرفیت، به معنای اعطای امتیاز ویژه به رسانههای قدیمی نیست؛ بلکه به معنای استفاده از تجربه حرفهای آنها برای بهبود نظام اطلاعرسانی استان است.

اگر تعدادی از خبرنگاران به دلیل تجربههای نامطلوب، ارتباط خود را با برخی دستگاههای اجرایی کاهش دهند یا قطع کنند، شورا میتواند با ایجاد سازوکاری برای گفتوگو، بررسی موارد اختلاف و پیگیری پاسخگویی، مانع از عمیقتر شدن شکاف میان رسانهها و روابط عمومیها شود.
این شورا می تواند با ؛ تدوین منشور تعامل با رسانهها، ایجاد سازوکار دریافت و بررسی گلایهها، ارزیابی عملکرد روابط عمومیها، برگزاری نشستهای مستقیم با رسانهها و انتشار گزارش عملکردنقش مهمی در کیفیت فضای اطلاع رسانی استان ایفا کند.
در پایان
شورای روابط عمومیهای استان گلستان زمانی میتواند نقش مؤثری در بهبود فضای رسانهای استان داشته باشد که از جایگاه یک مجموعه صرفاً هماهنگکننده فراتر برود و به نهادی فعال برای ارتقای استانداردهای حرفهای، تقویت پاسخگویی و حل مشکلات ارتباطی تبدیل شود.
معیار واقعی موفقیت شورا، نه تعداد جلسات برگزارشده، بلکه میزان تغییری است که در رفتار روابط عمومیها و کیفیت تعامل آنها با رسانهها مشاهده میشود.
در نهایت، شورایی که نتواند میان روابط عمومیها، رسانهها و افکار عمومی پل ارتباطی مؤثری ایجاد کند، باید درباره میزان اثربخشی برنامهها و شیوه مداخله خود در حل مشکلات ارتباطی بازنگری کند. هدف نهایی نیز باید شکلگیری فضایی باشد که در آن، روابط عمومیها پاسخگو باشند، خبرنگاران بتوانند وظایف حرفهای خود را انجام دهند و مردم به اطلاعات دقیق و قابل اتکا دسترسی داشته باشند.
