پناه گرفتار شدگان بی پناه
پناه گرفتار شدگان بی پناه
شـغل آتـش نشـانی بـه عنـوان یکـی از پرهیجانتریـن و در عیــن حــال پرخطرتریــن وســخت تریــن کارهــای دنیاســت، زمانــی کــه بــه شــغل آتــش نشــان مــی اندیشـیم بـه الزمـه هـای عملکـرد آتـش نشـان سـرعت عمــل, قــدرت تحلیــل ســریع، اعصــاب قــوی و کنتــرل خـود در برابـر واکنشهـای احتمالـی آسـیب دیـدگان از حریــق یــا هــر حادثــه دیگــری و مهمتریــن بخــش ایثــار آنهــا مــی رســیم .

در خطر انداختن جان جود برای زندگی یک نفر دیگر مسئله‌ای است که فقط یک عاشق از پس درک ان برمی‌آید و آتش‌نشان عاشق است. آتش‌نشانی شغل نیست و عشق است.

پناه گرفتار شدگان بی پناه

نیمه شب است و تازه از یک مأموریت نجات فردی از داخل فضای دربسته برگشته‌اند. خواب و بیدار هستند که آژیر مرکز آتش‌نشانی با بالاترین درجه ممکن به صدا درمی‌آید و گروه با عجله خود رابه محل حادثه میرسانند. این عجله برای چیست؟ آیا جز این که نجات جان انسانی شریف نخستین وظیفه آنهاست؟


در خطر انداختن جان جود برای زندگی یک نفر دیگر مسئله‌ای است که فقط یک عاشق از پس درک ان برمی‌آید و آتش‌نشان عاشق است. آتش‌نشانی شغل نیست و عشق است.
به محل آتش‌سوزی که میرسند، اوضاع کاملاً به هم ریخته است. اضطراب و وحشت بر محل حادثه سایه انداخته است. عده‌ای ناله می‌کنند و دیگران بر سرخود میزنند. مادری اشک‌ریزان فریاد میزند
بچه‌ام در آتش مانده است» و دنیا انگار روی سر پدرش خراب شده است که هرچند دقیقه نزدیک آتش میشود و باز خودش را عقب میکشد؛ نمیداند چه کند.
آتش‌نشان با قدرت و صلابت به میدان می آید تا مردم امیدوار شوند. از پدر کودک‌نشانی‌های‌ لازم را میگیرد و داخل آتش می شود. چه شیرین است ان لحظه که آتش‌نشان با طفل معصومی در آغوش از میان آتش‌ها بیرون می آید.
کودک را در پناه خود گرفته در حالیکه خودش بر اثر گرما خسته و رنجور شده است. کودک رابه والدینش می‌سپارد و برای کمک به همکارانش که در حال خاموش کردن آتش هستند، دوباره بطرف شعله‌ها راهی میشود.
اما پشت این همه ی آرامش آتش‌نشان چه دلهره‌ای است؟ دلهره این که فردی وسط آتش بماند و او نتواند نجاتش دهد. هیچ مزدی برای آتش‌نشان نمی تواند جای لبخند مردم را پس از نجات جان خود یا عزیزانشان بگیرد.
آتش‌نشان با انتخاب چنین شغلی که جان خودش را برای نجات جان دیگران به خطر می‌اندازد، به راستی که یک فرشته نجات است. یک آتش‌نشان فداکار همواره در قلب مردم جای دارد .
به بهانه ی روزی که به نام آنها ثبت شده است به سراغ یکی از آنها رفته و مصاحبه ای را ترتیب داده ایم.
فریدون بدری یکی از آتش نشانان مطرح استان گلستان با ۲۰سال سابقه به شغل خود علاقه ی زیادی دارد و از زمانی که وارد این شغل شده است تاکنون تمام تلاشش براین بود که بهترین خدمت را به شهروندان ارائه دهد.
وی یک روز کاری آتش نشان را اینگونه باز گو می کند: شروع کاری از ساعت۷:۱۵دقیقه صبح با بازدید روزانه خودروها، شرکت در کلاس‌های دو ساعته روزانه و تبادل اطلاعات , مرتب سازی , ورزش و استراحت و از صبح به تناوب ۲ساعت صبح ۲ساعت شب نگهبانی شروع وتا ساعت ۸صبح فردا ادامه پیدا می کند
بدری گفت: طبق برنامه ساعت کاری ۲۴ ساعت ماموریت و ۴۸ ساعت استراحت تا ۸صبح فردا آغاز فعالیت می‌کنند. زمان عزیمت ماشین‌های آتش‌نشانی به محل حادثه از لحظه به صدا درآمدن آژیر حریق در روز باید کمتر از یک دقیقه و در شب کمتر از سه دقیقه باشد و ما تمام تلاشمان را می کنیم که این زمان حفظ شود.
به گفته فریدون بدری اولویت روز کاری یک آتش‌نشان را آژیر خطر تعیین می‌کند. وی خاطر نشان کرد: به محض اینکه این آژیر به صدا درمی‌آید در هر شرایطی که هستیم باید در کمتر از ۴۵ ثانیه لباس پوشیده و سوار ماشین‌ها شده باشیم و آدرس‌ها را چک کنیم تا مسیری مسدود نباشد،تا به محل حادثه برسیم.
این آتش نشان با سابقه و مطرح استان در خصوص سختی هایی که برای یک آتش نشان در این شغل وجود دارد اعلام داشت : شغل آتش نشانی به عنوان یکی از پرهیجان‌ترین و در عین حال پرخطرترین وسخت ترین کارهای دنیاست، زمانی که به شغل آتش نشان می اندیشیم به لازمه های عملکرد آتش نشان سرعت عمل, قدرت تحلیل سریع، اعصاب قوی و کنترل خود در برابر واکنش‌های احتمالی آسیب دیدگان از حریق یا هر حادثه دیگری و مهمترین بخش ایثار آنها می رسیم .
وقتی آژیر به صدا درمی‌آید اولین چیز مهم این است که در کمتر از ۴۵ ثانیه لباس پوشیده و سوار ماشین شده باشیم. نمی‌دانیم حریق بزرگ است یا نه و در طول اطفای حریق هم استرس زیادی به ما وارد می‌شود که عوارض زیادی داردو کم کم این آسیب‌های روحی بر روی تآثیر می گذارد که منشاء‌ بیماری‌های جسمی می‌شود.
در آن واحد باید تصمیم گیری شود نسبت به جایی که هیچ شناختی از آن نداریم حتی فرصت مشورت با همکاران وجود ندارد یک تصمیم فی البداهه که اول از همه حفظ جان شخص آسیب دیده مطرح است و در مرحله دوم حفظ مال آن و. چقدر بدن و سیستم عصبی تان باید چنین فشاری را تحمل کند که بتواند شما را برای اطفای حریق آماده نماید.
در این بین بیماری‌هایی هم به سراغ آتش‌نشانان می آید از جمله بیماری‌های قلبی، بیماری‌های تنفسی و سرطان. که بیشترین میزان مرگ و میر در میان آتش‌نشانان در نتیجه استرس و ایست قلبی و به نوبت سرطان کبد، ریه و پوست است که با آن دست و پنجه نرم می کنند.
فریدون بدری تیپ شخصیتی یک آتش نشان را اینگونه تعریف می کند:
آتش نشان‌ها اغلب افرادی انعطاف پذیر ,مهربان , ریسک پذیر, دارای توانایی مدیریت بحران و علاقه مند به حفظ و حراست از مردم هستند .به قول حکیم ارد بزرگ آتش نشانها ، اساطیر مهر و مهربانی هستند .
آنها هر دم ، هستی خود را برای زنده ماندن دیگران، به خطر می افکنند . فداکارتر و از جان گذشته تر از آتش نشانها وجود ندارد.
وی در خصوص چالش پیش روی آتش نشان‌ها لبخندی زد گفت:کار آتش نشان بیشتر آن چالش برانگیز است در عملیات های مختلف همیشه در معرض خطر هستیم احتمال ابتلا به بیماری های ناشی از دود , گاز و مواد شیمیایی و سمی , عدم امنیت شغلی سختی کار و عدم همکاری مردم در زمان بروز حادثه و عدم تامین اسیب دیدگی و خسارت آتش نشان توسط مسئولان, در حرف جایگاهت بالا باشد ولی در عمل ….همه و همه چالش است.
بدری همکاری مردم با آتش نشانان در حین حادثه را به دلیل کمبودهای فرهنگی در بعضی موارد خاص فاجعه دانست و افزود: گاهی اوقات بعضی از مردم با ما اصلا همکاری لازم را ندارند و با ما لج می کنند و این عدم احساس مسئولیت برای باز کردن راه ها و خلوت کردن خیابان به صورت معضل تعریف شده است و نبود همکاری آنها در جایی که نیروهای امداد رسانی با عجله در حال عبور و با یک حادثه پر خطر مواجه هستند یا با ماشین آتش نشانی کورس می گذارند یا در مسیر خلوت خیابان همپای ما رانندگی می کنند و در بیشتر مواقع هم گوشی بدست در حال ضبط حوادث و سوانح شهری هستند که این امر باعث تضعیف سرعت نیروهای امداد می شوند و اتفاقی که نباید بیفتد می افتد که بعضا گاهی پیش آمده که در محل ماموریت به ما فحش می دهند و درگیر می شوند هر چند ما تمام سعی مان براین است که هیچ واکنشی انجام ندهیم ومسلط به کار خود باشیم.
وی در خصوص کیفیت و کمیت امکانات و تجهیزات آتش نشانی در گفتگو با خبرنگار ما اذعان داشت: لباس کامل یک آتش‌نشان که شامل کلاهخود، ماسک محافظ، لباس ضد آتش، پوتین و دستکش و ابزار نظیر انبرها و کپسول‌های فشار قوی خودروهای آتش‌نشانی است که به نسبت شهرهای کو چک و بزرگ در اختیار ما قرار می گیرد تجهیزات ما از لحاظ کیفیت به‌روزاست . از لحاظ کمیت هم ایستگاه ها در سطح شهر افزایش یافته است که نیاز به تجهیزات نو و پرسنل بیشتری دارد .
به گفته ی فریدون بدری لذت بخش ترین قسمت کار آتش نشان نجات جان و یا مال فرد آسیب دیده با کمترین ضرراست وی تصریح کرد: عدم رعایت نکات ایمنی وسایل گرمایشی, مهمترین دلیل سوانح است که در مواجه با این سوانح اولویت آتش‌نشان حفظ جان است.
این آتش نشان مهربان و کم توقع و تودار در پاسخ به سوال که عکس العمل خانواده بعد ازهر حادثه مخصوصا یک حادثه یا اتش سوزی پرخطر پر ریسک افزود: تقریبا برای بیشتر خانواده ها این عکس العمل ها عادی شده است استرس هست اما ما به خاطر آرامش آنها همیشه سعی کردیم همه چیز را خوب جلوه بدهیم ناگفته نماند اکثر خانواده ها در جریان شدت حادثه و جزئیات اتفاقاتی که پیش می آید نیستند یعنی اصلا زیاد تعریفی از آن اتفاق نمی کنیم شاید لحظه ای که ما در محل اعلام شده حاضر می شویم آنقدر وضعیت بد و پرتنش باشد که تو روحیه ی خود آتش نشان تآثیر منفی بسزایی می گذارد می‌گویند سه چیز است که یک آتش‌نشان هرگز در زندگی اش فراموش نمی‌کند: اولین باری که یک نفر را از مرگ نجات می‌دهد، اولین باری که مرگ کسی را با چشم خود می‌بیند و اولین باری که موفق می‌شود حریق بزرگی را خاموش کند.
فریدون بدری با تأکید بر ضرورت آموزش شهروندی در حوزه آتش نشانی و خدمات ایمنی به عنوان یکی از مهمترین راهبردهای این سازمان در پیشگیری از حوادثخاطر نشان کرد: برگزاری دوره آموزش عمومی رایگان وآشنایی با اطفای حریق بحث پیشگیری از حوادث احتمالی برای کاهش خسارت‌های جانی و مالی، ضروری است شهروندان با شرکت در دوره‌های آموزشی سطح آگاهی و مهارت های خود را در هنگام وقوع حوادث ارتقا دهند. تا در حواشی بحران‌ها بتوانند امدادهای اولیه و پیشگیری از گسترش حریق و حوادث را برای خود، خانواده و اطرافیانشان انجام دهند تا شاهد کاهش خسارات جانی و مالی در حوادث باشیم.
وی در پایان با بیان این نکته ؛ در شغل ما همیشه حق با مردم است و حفظ و حراست جان ومال آنها به عهده ی ما می باشد یادآور شد: اگرچه یک آتش نشان دوره های تخصصی مختلفی را پشت سر می گذارند و تلاش می کنند در کوتاه ترین زمان ممکن خود را به محل حادثه برسانند اما بعضی از مردم توقع بیشتر ی ازمادارندهیچ گاه حادثه زمان و مکان وقوعش را به ما اعلام نمی کند گاهی پیش آمده به دلیل یکسری مشکلات مثل ترافیک یا باز هم کم کاری خود مردم کمی با تاخیر رسیده باشیم شخص حادثه دیده با آتش نشان درگیر می شود.


روزهایت می گذرند و تو چون شمع می سوزی راز فداکاری ات، دهان به دهان می چرخد شهر به تو می بالد


تو مهربان ترین آشنایی هستی که به یاری امیدهایی می شتابی که تا خاکستر شدن، زمانی بیش، فاصله ندارند تو می توانی عشق و امید را از زیر انبوهی از خاکستر بیرون بکشی و آسمان آبی را به پنجره های دود گرفته نشان بدهی وقتی شعله در شعله می پیچد، به هیچ چیز نمی اندیشی؛ مگر آن سوی آتش , وخوب می دانم که هیچ شبی، بی دلهره واضطراب پشت سر نگذاشته ای. شب هایت را پاس می داری تا خواب شهر، به آرامش بگذرد. پشت پلک های تو آرامش جریان دارد. تو از هزاران فرشته نجات زمین این شهرهای دور و نزدیکی که من می شناسم بله از آتش نشان سخن می گویم پناه گرفتارشدگان بی پناه سربازان بی سلاحی که در میان مردم هستند آنها هر روز با مرگ می جنگند تا ما را نجات بخشند.

  • نویسنده : سهیلا علاالدین
  • منبع خبر : بازار کسب و کار آنلاین