سیدمحسن حسینی در گفتوگو با خبرنگار بازار کسبوکار با اشاره به نقش حیاتی انرژی برق در اقتصاد کشور اظهار داشت که برق نهتنها بهعنوان یک کالای مصرفی بلکه بهعنوان زیرساخت اصلی توسعه صنعتی و رفاه اجتماعی شناخته میشود. او تأکید کرد که هرگونه اختلال در تولید و تأمین برق میتواند زنجیره تولید و اشتغال را دچار آسیب کند و در نهایت بر رشد اقتصادی کشور اثر بگذارد.
او ادامه داد: یکی از شاخصهای کلیدی در ارزیابی توسعهیافتگی کشورها میزان مصرف سرانه برق است. ایران با ظرفیت نصبشده ۹۵ هزار مگاواتی جایگاه مناسبی در سطح جهان دارد اما رشد جمعیت، توسعه صنایع و تغییرات اقلیمی باعث شده است که این ظرفیت پاسخگوی نیاز روزافزون نباشد و لزوم حرکت به سمت منابع تجدیدپذیر بیش از گذشته احساس شود.
به گفته حسینی، سهم نیروگاههای برقآبی از این ظرفیت قابل توجه است؛ ایران با بیش از ۱۲ هزار مگاوات برقآبی نصبشده، رتبه دوم غرب آسیا و نوزدهم جهان را در اختیار دارد. با این حال او معتقد است که این ظرفیت بیشتر در حوضههای کارون و دز متمرکز شده و استانهایی همچون گلستان با وجود ظرفیتهای طبیعی فراوان سهم ناچیزی در این حوزه داشتهاند.
این کارشناس مسائل آب خاطرنشان کرد: منابع اصلی تولید برق در ایران همچنان نیروگاههای حرارتی هستند و این نیروگاهها با سهم ۸۱ درصدی، وابستگی شدیدی به منابع غیرتجدیدپذیر مانند نفت و گاز دارند. چنین رویکردی نهتنها هزینههای بالایی را به کشور تحمیل میکند بلکه زمینهساز آسیبهای زیستمحیطی گستردهای نیز میشود.
حسینی با اشاره به آثار منفی این روند افزود: نیروگاههای حرارتی حجم زیادی از آلایندههای زیستمحیطی را تولید میکنند که هم سلامت عمومی را تهدید میکند و هم در تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین نقش پررنگی دارد. به همین دلیل، توسعه انرژیهای پاک و تجدیدپذیر دیگر یک انتخاب نیست بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای کشور است.
او با تأکید بر مزایای گسترده نیروگاههای تجدیدپذیر گفت: این نیروگاهها علاوه بر کاهش مصرف سوختهای فسیلی و کاهش آلایندگی، هزینههای تمامشده برق را نیز کاهش میدهند. از منظر اقتصادی، چنین پروژههایی میتوانند موجب افزایش بهرهوری انرژی و ارتقای رقابتپذیری در بازار داخلی و حتی صادرات برق شوند.
این کارشناس همچنین به مسئله تلفات شبکه برق کشور اشاره کرد و گفت: تلفات بالای شبکه، یکی از نقاط ضعف جدی صنعت برق ایران است که هرچند از ۱۹ درصد در سال ۱۳۸۹ به حدود ۱۲ درصد در سال ۱۴۰۳ کاهش یافته اما همچنان رقم قابل توجهی محسوب میشود.
او تأکید کرد : توسعه نیروگاههای کوچک و پراکنده تجدیدپذیر میتواند این مشکل را برطرف کند. چرا که این نیروگاهها در نزدیکی محل مصرف احداث میشوند و نیاز به انتقال طولانیمدت برق را برطرف میسازند. در نتیجه، هم تلفات شبکه کاهش مییابد و هم امنیت عرضه برق افزایش پیدا میکند.
حسینی درباره کارکرد این نیروگاهها در شرایط بحرانی توضیح داد: در زمان بروز حوادث طبیعی مانند سیل و زلزله، که اغلب خطوط انتقال دچار آسیب میشوند، نیروگاههای کوچک برقآبی میتوانند بهعنوان منابع اضطراری برق به سرعت وارد مدار شوند و بخشهای مهمی از مناطق آسیبدیده را پشتیبانی کنند.
او در ادامه با اشاره به شرایط ویژه استان گلستان گفت: این استان به دلیل موقعیت جغرافیایی و برخورداری از منابع آبی فراوان، از جمله رودخانههای دائمی و سدهای مخزنی، ظرفیت بالایی برای توسعه نیروگاههای کوچک برقآبی دارد. این ویژگی میتواند گلستان را به یکی از قطبهای اصلی تولید برق تجدیدپذیر در کشور تبدیل کند.
به گفته حسینی، وجود ۱۴ سد مخزنی بزرگ در استان و همچنین شبکه گسترده رودخانهها و کانالهای آبیاری، زمینه مناسبی برای احداث دهها نیروگاه کوچک برقآبی فراهم کرده است. او تأکید کرد که تنها بخشی از این ظرفیتها بالفعل شده و بخش عمدهای همچنان بلااستفاده مانده است.
وی یادآور شد: بر اساس مطالعات شرکت آب منطقهای گلستان، تاکنون حدود ۱۰۰ نقطه مستعد احداث نیروگاه شناسایی شده است. این نشان میدهد که ظرفیت واقعی استان بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون به بهرهبرداری رسیده و میتواند پاسخگوی بخش مهمی از نیاز منطقه به انرژی برق باشد.
این کارشناس مسائل آب بر جنبههای اقتصادی این پروژهها نیز تأکید کرد و گفت: نیروگاههای کوچک برقآبی میتوانند ظرفیت تولیدی بیش از هزار مگاوات برق پاک را در استان ایجاد کنند. این ظرفیت علاوه بر تأمین انرژی مورد نیاز، فرصتهای گستردهای برای سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق محروم استان فراهم خواهد کرد.
حسینی در پایان گفتوگو تصریح کرد: تحقق این ظرفیتها مستلزم سیاستگذاری درست، حمایت مالی دولت و فراهمسازی بستر ورود سرمایهگذاران بخش خصوصی است. در صورت تحقق این شرایط، گلستان میتواند به الگویی موفق در توسعه نیروگاههای کوچک برقآبی برای سایر استانهای کشور تبدیل شود.
نکته قابل تأمل بازار کسبوکار
از منظر اقتصادی، تمرکز بیش از حد سرمایهگذاریهای برقآبی در غرب و جنوب کشور و غفلت از استانهایی چون گلستان نشاندهنده یک عدم توازن جدی در سیاستگذاری انرژی است. این نابرابری موجب شده تا ظرفیتهای عظیم شمال کشور همچنان دستنخورده باقی بماند و فرصتهای توسعهای از دست برود.
توسعه نیروگاههای کوچک برقآبی در گلستان نهتنها میتواند هزینههای تولید برق را کاهش دهد، بلکه موجب کاهش هزینههای انتقال و توزیع برق نیز خواهد شد. این امر قیمت تمامشده انرژی را برای مصرفکنندگان رقابتیتر کرده و فشار اقتصادی بر دولت برای یارانههای انرژی را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، چنین پروژههایی پیوند مستقیمی با اشتغالزایی پایدار دارند. ایجاد فرصتهای شغلی محلی، بهویژه در مناطق محروم و روستایی استان، موجب کاهش نرخ مهاجرت، رونق اقتصادی منطقه و ارتقای عدالت اجتماعی خواهد شد.
سرمایهگذاری بخش خصوصی در این حوزه میتواند با شکستن انحصار تولید برق، زمینه توسعه بازارهای محلی انرژی و حتی صادرات برق به استانهای همجوار و کشورهای همسایه را فراهم آورد. این موضوع بهطور مستقیم به افزایش درآمدهای استان و کشور منجر خواهد شد.
در نهایت، پیوند میان مدیریت منابع آب و انرژی در پروژههای برقآبی کوچک یک مزیت مضاعف است. چنین رویکردی علاوه بر ارتقای امنیت انرژی، موجب مدیریت بهینه منابع آب نیز خواهد شد؛ موضوعی که در استانهایی مانند گلستان با چالشهای جدی در حوزه آب کشاورزی، اهمیتی دوچندان دارد.
جزئیات بازگشت بانک رفاه/ حق مسکن کارگران افزایش مییابد

























دیدگاهتان را بنویسید