به گزارش بازار کسب و کار در گلستان، میزان بارشها که همیشه یکی از پشتوانههای اصلی منابع آب به حساب میآمد، حالا با تأخیرهای نگرانکنندهای روبهرو شده است. حسینی میگوید: زمان بارندگیها از مهر به آبان رسیده و این تغییر تقویمی کوچک، تبعات بزرگی دارد. و توضیح میدهد وقتی بارش دیر شروع میشود، مخازن طبیعی زمین مانند سفرههای زیرزمینی فرصت کافی برای تغذیه ندارند، و همین امر فشار مضاعفی به منابع موجود وارد میکند.
این وضعیت به معنای آن است که گلستان با کاهش جدی ذخایر آبی مواجه است؛ ذخایری که طی سالها برداشت بیرویه، اکنون تاب تحمل کمبود بیشتر را ندارند. کارشناس حوزه آب تأکید دارد: کاهش آب فقط کاهش حجم نیست، بلکه کاهش کیفیت هم هست؛ و آب بیکیفیت یعنی محرومیت از حق شرب سالم.
او به یک نکته بسیار ظریف اشاره میکند: بسیاری تصور میکنند آب هست، پس مشکل چیست؟ اما واقعیت این است که آب قابلنوشیدن نیست. یعنی ممکن است چاهی پر باشد، اما نیترات بالا و شوری زیاد آن را به تهدید تبدیل میکند، نه نعمت.
حسینی ریشه بخشی از بحران را مصرف غیرعلمی و غیرشرعی مینامد؛ تعبیری متفاوت که میخواهد نشان دهد اسراف آب نه فقط یک خطای اقتصادی، بلکه خطایی انسانی و اخلاقی است. او میگوید ادامه این روند، ظلمی آشکار به طبیعت و به نسل آینده است.
در کنار این مصرف غلط، تغییرات اقلیمی سهم جدی دارد. گلخانه گازهای گلخانهای باعث بینظمیهای آبوهوایی شده و کشورها را با نوعی خشکسالی خزنده درگیر کرده است؛ خشکسالیای که آهسته اما پیوسته سفرهها را خالی میکند.
او راهحل را در اصلاح الگوی مصرف و مدیریت بحرانمحور میبیند و معتقد است که دولت و وزارت نیرو باید مدل همکاری با کشاورزان را تغییر دهند. پیشنهاد او: قراردادهای مدیریت چاههای کشاورزی برای تأمین آب شرب، اقدامی هزینهبر اما ضروری برای جلوگیری از بیآبی در شهرها.
حسینی بخشی از مشکلات را ناشی از شبکههای فرسوده انتقال آب میداند. لولههایی که سالهاست وظیفه دارند آب را به خانهها برسانند، خود عامل هدررفت میشوند؛ هدررفتی که در برخی نقاط تا ۳۰ درصد نیز گزارش شده است.
به گفته او، جایگزینی پمپها، اصلاح مسیرها و تکمیل خطوط انتقال جدید باید با فوریت در دستور کار قرار گیرد. او از پروژه احداث چهار مخزن بزرگ در گرگان یاد میکند و میگوید: یک مورد آماده و متصل شده و سه مورد دیگر در آستانه بهرهبرداری هستند.
اینها بخشی از پیشرفتها و امیدهاست؛ اما نه آنقدر که ما را از بحران دور کند. او تاکید میکند: تا زمانی که مردم مشارکت نکنند، پروژهها کافی نخواهد بود.
مردم باید مصرف را مدیریت کنند و استفاده از شیرآلات کممصرف و کنترل جریان آب در خانهها را جدی بگیرند. او این فرهنگسازی را یک وظیفه عمومی میخواند که اگر رها شود، هزینههای درمانی و معیشتی بهشدت بالا خواهد رفت.
اما ریشه بحران در کجاست؟ حسینی پاسخ میدهد: «کشاورزی سنتی.» او تأکید دارد که کشاورزی گلستان نمیتواند همچنان به روشهای پرآببر دهههای گذشته ادامه دهد.
با این حال، او به یک واقعیت تلخ اشاره میکند: نمیتوان معیشت کشاورزان را در خطر گذاشت. به عبارت دیگر، هر اقدام اصلاحی باید همراه با حمایت اقتصادی باشد.
راهحل؟ توسعه تحقیقات در زمینه محصولات کمآببر، تغییر الگوی کشت، حمایت از بازار فروش محصولات جدید و پرداخت مستقیم در قالب مشوقهای مالی یا بیمه محصولات است. او تأکید دارد: وقتی کشاورز مطمئن باشد تولیدش فروش دارد، تغییر را میپذیرد.
حسینی از رویکرد برخی مدیران درباره «توسعه گسترده گلخانهها» انتقاد میکند و میگوید: گلخانهها عالیاند اما پاسخ همه نیازها نیستند و تبدیل همه اراضی به گلخانه توجیه اقتصادی ندارد.
او بر حفظ تعادل بین زراعت، باغداری و گلخانه بهعنوان الزام امنیت غذایی تاکید دارد. ایجاد یک الگوی ترکیبی پایدار، مطالبه کارشناسان آب و اقتصاد کشاورزی است.
در ادامه بحث، حسینی به مفهوم کلیدی «مدیریت یکپارچه منابع آب» میرسد. او میگوید: وقتی یک بخش بهصورت جزیرهای تصمیم بگیرد، نتیجه جز بحران نخواهد بود. و مثالی که می زند: مدیریت آب مانند مدار الکتریکی است، یک قطعی کوچک، کل مدار را از کار میاندازد.
این دقیقاً همان اتفاقی است که امروز در کشور رخ میدهد: دستگاهها موازیکاری میکنند، اما کسی پاسخگوی نتیجه نهایی نیست. او معتقد است هماهنگی نهادی بزرگترین چالش ساختاری مدیریت آب است.
به گفته او، حتی اگر بارشها به حالت نرمال برگردد، نباید تصور کرد که مشکل حل شده است. مصرف کنترلنشده در سالهای پرآب، ذخائر را نابود میکند و کشور دوباره در دوره کمآبی، فلج میشود.
او به یک تناقض بزرگ اقلیمی اشاره میکند: خشکسالی مساوی با نبود سیل نیست! بارشهای پرحجم کوتاهمدت، خطر سیلابهای ویرانگر را افزایش داده است؛ بارانی که نفوذ نمیکند، فقط تخریب میکند.
مدیریت سیلاب و خشکسالی باید مکمل هم باشد، نه دو مسیر جداگانه. این پیوند، همان مدیریت آبهای سطحی و زیرزمینی است؛ مدلی علمی که در برخی کشورهای پیشرو اجرا شده و نتیجه داده است.
حسینی تاکید دارد آگاهی اجتماعی مهمترین ستون پیشگیری از بحران است. مردم باید بدانند که هزینه بیتفاوتی را خودشان پرداخت میکنند؛ در قبض آب، در افت کیفیت زندگی و حتی در مهاجرت اجباری از روستاها.
این کارشناس با نگاهی فراتر از امروز میگوید: نسل آینده از ما خواهد پرسید چرا حق آنها را هدر دادید؟ آب میراث پدری نیست که خرج امروز شود؛ امانتی است برای فردا.
او امیدوار است اطلاعرسانی رسانهها منجر به تصمیمگیری علمیتر، سرعت در اجرای پروژهها و احترام بیشتر به ارزش آب شود. حسینی در پایان تاکید میکند: آب حقالناس است، حفظ آن واجب.
نکته قابل تأمل بازار کسبوکار
بحران آب مستقیماً روی اقتصاد اثر میگذارد: افزایش قیمت محصولات کشاورزی، افت تولید، بستهشدن واحدهای صنعتی و کاهش گردش مالی بازارها. آب امروز نهتنها یک منبع طبیعی، بلکه سرمایه اصلی توسعه اقتصادی استان است.
اگر دولت در اصلاح الگوی کشت و تغییر فناوری مصرف آب، سرمایهگذاری نکند، چرخه معیشتی کشاورزان سقوط میکند و بیکاری در روستاها اوج میگیرد. نتیجه؟ مهاجرت، حاشیهنشینی و افزایش آسیبهای اجتماعی.
صنایع نیز باید بدانند که رقابت آینده بر اساس بهرهوری منابع خواهد بود، نه گسترش مصرف. آب گران و کمکیفیت یعنی هزینه تولید بالا و کاهش سودآوری؛ یعنی ریسک اقتصادی جدی برای سرمایهگذاران.
بازار کسبوکار هشدار میدهد: مدیران باید تصمیم بگیرند؛ یا امروز در شبکه آب سرمایهگذاری میکنیم، یا فردا باید هزینه بحران را بهصورت چندبرابر از جیب مردم و اقتصاد پرداخت کرد.
اینچهبرون رکورددار تثبیت اسناد و قطب جدید سرمایهگذاری

























دیدگاهتان را بنویسید