×
×

جنگل در آتش هنوز می‌سوزد!

  • کد نوشته: 61142
  • ۱۴۰۴-۰۹-۰۴
  • ۰
  • گلستان - حمیدرضا محمدیاری - بازار کسب و کار | شرق گلستان این روزها زیر سایه دود و نگرانی نفس می‌کشد. آتش‌سوزی در جنگل‌ها اگرچه در گزارش‌ها «تحت کنترل» معرفی می‌شود اما زیر خاک هنوز نفس‌های داغی پنهان است که هر لحظه می‌تواند اقتصاد و زندگی مردم را تهدید کند. مهم‌ترین پرسش این است که آیا امکانات اطفا با وسعت بحران هم‌خوانی دارد یا همچنان با مدیریت واکنشی روبه‌رو هستیم؟...
    جنگل در آتش هنوز می‌سوزد!
  • تبلیغ هدفمند

    به گزارش بازار کسب و کار مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری گلستان اعلام کرد حریق در جنگل‌های شرق استان فعال اما تحت کنترل است. او هشدار داد کوچک‌ترین غفلت می‌تواند باعث زبانه‌کشیدن مجدد آتش شود. تمرکز نیروها بر پیشگیری از شعله‌ور شدن نقاط زیرخاک است. این وضعیت شکننده است و نیازمند نظارت لحظه‌ای. بحران تمام نشده است.

    علی‌اصغر نیکویی گفت عملیات در آزادشهر به مرحله پایش نهایی رسیده است. او تأکید کرد که مسیرهای سخت‌گذر و شرایط آب‌وهوایی ناپایدار، مانع اصلی اطفای سریع است. آتش در دل خاک هنوز فرصت تنفس دارد. بازگشت آتش در تجربه سال‌های گذشته ثابت شده بود. دغدغه اصلی جلوگیری از تکرار همین چرخه است.

    وی گفت برخی از ارتفاعات تنها با پیاده‌روی قابل دسترسی است و انتقال تجهیزات بسیار دشوار است. نیروها با وجود خطرات جدی، عملیات را متوقف نکرده‌اند. نبود ابزارهای هوایی ضعف بزرگ در مدیریت بحران محسوب می‌شود. هر ساعت تأخیر هزینه‌های محیط‌زیستی را افزایش می‌دهد. زمان علیه جنگل‌ها پیش می‌رود.

    او افزود کانون‌های پنهان آتش مانند زغال‌های زیرخاک عامل پایداری بحران هستند. نیروها باید تک‌تک نقاط را بیل‌زنی و سردسازی کنند. احتمال بازگشت شعله‌ها در هر لحظه وجود دارد. همین امر عملیات را فرسایشی کرده است. مدیریت بحران باید رویکرد پیشگیرانه جدی‌تری اتخاذ کند.

    وی ادامه داد بادهای شرجی می‌توانند آتش را در لحظه به چند کیلومتر دورتر منتقل کنند. همین شرایط غیرقابل‌پیش‌بینی، کنترل را سخت‌تر می‌سازد. آتش‌سوزی‌ها با کوچک‌ترین تغییر جوی تشدید می‌شوند. عملیات باید چندلایه باشد. پیش‌بینی‌پذیری در چنین شرایطی جایگاهی ندارد.

    او تأکید کرد خسارت‌های دیده‌نشده این حریق‌ها خطرناک‌تر از شعله‌هاست. خاک حاصل‌خیز، لایه‌لایه می‌سوزد و نابود می‌شود. احیا سال‌ها زمان می‌برد. این شکست اکولوژیک، آینده کشاورزی منطقه را تهدید می‌کند. هر سانتی‌متر خاک ارزشمند است.

    وی گفت حیات‌وحش بی‌سر و صدا از بین می‌رود. جابه‌جایی گونه‌ها زنجیره طبیعی را مختل می‌کند. نابودی هر زیستگاه بر تمام زیست‌بوم اثر دارد. این خسارت‌ها در آمار رسمی کمتر دیده می‌شود. اما در بلندمدت ضربه‌زننده‌تر خواهند بود.

    او ادامه داد مشارکت نیروهای مردمی ستون اصلی پایداری عملیات بوده است. حافظان بومی جنگل‌ها در خط مقدم قرار دارند. این همراهی باید سازمان‌یافته‌تر شود. آموزش‌های تخصصی به مردم ضروری است. مردم همیشه بار اصلی را به دوش می‌کشند.


    از کلاله تا مینودشت، از گالیکش تا علی‌آبادکتول، نیروهای محلی و تخصصی با حداقل تجهیزات می‌جنگند. در همین شرایط درخواست استقرار بالگرد اطفای حریق به‌عنوان آخرین امید مطرح شده است؛ اما آیا این درخواست دیرهنگام نیست؟


    وی گفت ۴۰ نیروی ستادی نیز برای کمک اعزام شده‌اند اما ساختار یگان حفاظت هنوز کمبود نیروی متخصص دارد. مدیریت بحران نمی‌تواند با جابه‌جایی پرسنل اداری تقویت شود. نیاز به نیروهای ماهر و آموزش‌دیده جدی است. سرمایه انسانی باید تقویت شود. این موضوع سال‌ها نادیده گرفته شده است.

    او افزود مدیریت اطفای حریق باید به‌صورت دائمی و ساختاری اصلاح شود. هزینه پیشگیری بسیار کمتر از هزینه اطفاست. تجربه‌ها نباید تکرار فراموشی باشند. اگر امروز اصلاح نکنیم فردا خسارت بزرگ‌تری رخ می‌دهد. بحران بهانه نیست، هشدار است.

    وی گفت درخواست رسمی برای استقرار بالگرد ارائه شده است. استفاده از نیروی هوایی سرعت عملیات را افزایش می‌دهد. نقاط دور از دسترس باید از آسمان هدف‌گیری شوند. انتظار طولانی برای بالگرد، سوختن بیشتر به‌همراه دارد. تصمیم‌گیری باید سریع‌تر شود.

    او توضیح داد جنگل‌های هیرکانی بخشی از سرمایه ملی‌اند. نابودی آن‌ها اثرات زنجیره‌ای بر اقلیم منطقه دارد. افزایش دما و کاهش بارش از پیامدهای این فقدان است. جنگل‌ها سپر اکولوژیک استان هستند. این سپر در حال از دست رفتن است.

    وی گفت همکاری دستگاه‌های امدادی مؤثر بوده اما ظرفیت‌ها محدود است. حادثه‌ای بزرگ‌تر از توان تجهیزات موجود خواهد بود. نوسازی تجهیزات باید قبل از بحران انجام شود. مدیریت واکنشی دوام ندارد. آینده نیازمند آمادگی است.

    او افزود خلا فناوری در پایش حرارتی مناطق جنگلی محسوس است. نبود پهپادهای تخصصی کار را سخت کرده است. نقاط کور بسیارند و خطر در آن‌ها پنهان. بدون فناوری، مبارزه با آتش بیشتر شبیه حدس زدن است. تکنولوژی باید ابزار اصلی باشد.

    وی ادامه داد سوختن جنگل‌ها تیشه‌ای به ریشه اقتصاد گردشگری می‌زند. این منطقه مقصد طبیعت‌دوستان است. با از دست رفتن زیبایی، اقتصاد محلی هم سقوط می‌کند. ریزش اشتغال، مهاجرت روستایی را افزایش می‌دهد. اما هنوز برای پیشگیری دیر نشده است.

    او گفت هر آتش‌سوزی بخشی از اعتماد عمومی را می‌سوزاند. مردم انتظار پاسخ‌گویی و شفافیت دارند. گزارش‌های کوتاه و سربسته اطمینان‌بخش نیست. جامعه باید شریک مدیریت باشد. اعتماد ابزار مهم بقا در بحران است.

    وی گفت کارشناسان منابع طبیعی باور دارند زمان مدیریت سنتی تمام شده است. فناوری و آموزش باید محور کار باشد. بحران‌ها مدرن شده‌اند اما راه‌حل‌ها همچنان قدیمی‌اند. این شکاف باید پر شود. آینده جنگل‌ها به اصلاح امروز بستگی دارد.

    او افزود مردم محلی نگران آینده معیشت خود هستند. صدای آن‌ها باید شنیده شود. نقش آن‌ها فقط حضور در میدان نیست؛ آن‌ها مالک اصلی این جنگل‌ها هستند. بی‌توجهی به مطالبه عمومی، اعتماد را می‌سوزاند. جامعه باید در تصمیم‌سازی مشارکت داشته باشد.

    وی ادامه داد اقتصاددانان هشدار می‌دهند ادامه این روند خسارت‌های ملی ایجاد می‌کند. هزینه بازسازی بسیار بالاست. اگر پیشگیری نکنیم باید چندبرابر هزینه کنیم. سرمایه‌گذاری در حفاظت سودآورترین اقدام است. حساب و کتاب بحران‌ها همین را می‌گوید.

    او تأکید کرد بحران آتش‌سوزی، آزمون کارآمدی مدیریت است. هر تصمیم دیرهنگام خسارتی جبران‌ناپذیر دارد. فرصتی برای خطای تکراری باقی نمانده است. جنگل‌ها فریاد خاموشی دارند. شنیدن این فریاد، اولین قدم اصلاح است.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌ و کار 

    وی گفت بحران آتش‌سوزی فقط زیست‌محیطی نیست؛ یک چالش اقتصادی نیز هست. نابودی مرتع، هزینه دامداری را افزایش می‌دهد. افزایش هزینه خوراک دام مستقیماً بازار گوشت و لبنیات را متلاطم می‌کند. این اثر به‌سرعت به سفره مردم می‌رسد. اقتصاد محلی شکننده‌تر از همیشه می‌شود.

    او تأکید کرد رکود گردشگری پس از حریق اجتناب‌ناپذیر است. صاحبان اقامتگاه‌ها و راهنمایان محلی اولین قربانیان اقتصادی‌اند. کاهش ورودی گردشگر یعنی افت درآمد و تعطیلی کسب‌وکارها. وابستگی به طبیعت در این منطقه بالاست. از دست رفتن این سرمایه برابر است با فقر بیشتر.

    وی گفت زنجیره تأمین چوب قانونمند نیز آسیب می‌بیند. افزایش قاچاق چوب پس از سوختن جنگل‌ها محتمل است. بازار سیاه جان می‌گیرد و دولت زیان می‌بیند. نظارت سخت‌گیرانه پس از بحران باید تشدید شود. سهل‌انگاری، جنگل‌خواری را تسهیل می‌کند.

    او افزود سرمایه‌گذاران در پروژه‌های بوم‌گردی با تردید روبه‌رو می‌شوند. تردید یعنی کاهش سرمایه‌گذاری جدید. این توقف موجب عقب‌ماندگی توسعه‌ای خواهد شد. اقتصاد سبز بدون جنگل بی‌معنی است. باید برای حفظ مزیت رقابتی منطقه تلاش کرد.

     

    نویسنده: مهندس حمیدرضا محمدیاری
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *