×
×

بازار کسب و کار گزارش می‌دهد
گلستان در آستانه بحران آب؛ زمان از دست می‌رود

  • کد نوشته: 61197
  • ۱۴۰۴-۰۹-۰۶
  • ۰
  • گلستان - رضا محمدی - بازار کسب و کار | بحران آب در گلستان دیگر یک هشدار آینده‌نگرانه نیست؛ واقعیتی است که هر روز روشن‌تر می‌شود. در شرایطی که بارش‌ها کاهش یافته و خشکسالی طولانی‌مدت چهره استان را دگرگون کرده، هدررفت گسترده آب باران، فرسودگی شبکه‌ آبرسانی، بلاتکلیفی طرح‌های فاضلاب و تداوم الگوهای نادرست مصرف، زنگ خطر را برای توسعه کشاورزی و زندگی شهروندان بیش از هر زمان دیگری به صدا درآورده است...
    گلستان در آستانه بحران آب؛ زمان از دست می‌رود
  • تبلیغ هدفمند

    به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار بارش باران در بسیاری از روزهای سال برای مردم گلستان نه‌تنها نویدبخش نیست، بلکه به‌دلیل فقدان سازوکارهای جمع‌آوری آب باران به تبدیل شدن این نعمت به سیلاب‌های خیابانی انجامیده است. آبی که می‌تواند ذخیره شود و در روزهای تشنگی به کمک بیاید، به‌سادگی در جوی‌ها و کانال‌ها هدر می‌رود و سهمی در مدیریت منابع آبی استان ندارد. این هدررفت در شرایطی رخ می‌دهد که خشکسالی‌های پی‌درپی، ذخایر زیرزمینی و سطحی را به شدت کاهش داده است.

    در گذشته سنت‌های مردم این سرزمین پاسخی هوشمندانه به بحران آب بود. آب‌انبارها و مخازن سنتی نقش اصلی ذخیره‌سازی آب باران را برعهده داشتند و به کمک آن، بسیاری از مناطق کویری در فصل‌های گرم از بحران کم‌آبی عبور می‌کردند. اکنون اما این میراث عملی و آزموده‌شده کنار گذاشته شده و در بسیاری از مناطق تنها نام و خاطره‌ای از آنها باقی مانده است. این فراموشی هزینه سنگینی بر زندگی امروز تحمیل می‌کند.

    در برخی مناطق کشور هنوز آب‌انبارها فعال هستند و به‌عنوان سازه‌هایی کاربردی و کارآمد، منبع مطمئنی برای تأمین آب در دوره‌های قطعی و بحران محسوب می‌شوند. اما در گلستان با وجود ظرفیت بالای بهره‌گیری از این تجربه تاریخی، کمتر نشانی از برنامه‌ریزی جهت احیای آنها دیده می‌شود. این در حالی است که توسعه فناوری‌های نوین می‌تواند این روش‌ها را بسیار کارآمدتر و به‌صرفه‌تر سازد.

    تجهیزات مصرف آب در شهرها و روستاهای استان همچنان استانداردهای لازم را ندارند. استفاده گسترده از شیرآلات و وسایل غیر بهینه، به اتلاف حجم قابل توجهی از آب درون خانه‌ها و ادارات می‌انجامد. نبود نظارت کافی و فرهنگ‌سازی گسترده در این زمینه سبب شده آب به شکل پنهان اما گسترده از منازل و اماکن عمومی خارج شود و کسی متوجه این خسارت مداوم نباشد.

    شبکه آبرسانی استان نیز با فرسودگی گسترده روبه‌روست. بخش قابل‌توجهی از خطوط انتقال و توزیع آب در مناطق شهری و روستایی قدمتی چند ده‌ساله دارند و این یعنی نشتی‌های پنهان و آشکار که هر روز بخشی از ذخایر استان را می‌بلعند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که میزان هدررفت در برخی نقاط به ارقام نگران‌کننده‌ای رسیده است.

    اقدامات انجام‌شده برای رفع مشکلات شبکه معمولاً به تعمیرات موضعی خلاصه شده است. این شیوه در کوتاه‌مدت شاید مانع قطع آب در برخی مناطق شود، اما به دلیل افزایش آسیب‌پذیری خطوط فرسوده، هدررفت‌ها ادامه پیدا می‌کند. در واقع بدون نوسازی کامل شبکه، نمی‌توان انتظار داشت مدیریت آب در استان سامان یابد.

    یکی از مهم‌ترین طرح‌های زیرساختی حوزه آب که سال‌هاست سرنوشت آن نامعلوم مانده، طرح جمع‌آوری و انتقال فاضلاب شهری است. طرحی که با هدف کاهش آلودگی‌ها، بازچرخانی آب و حفظ محیط‌زیست آغاز شد اما هنوز بخش‌های بزرگی از شهرها به شبکه کارآمد فاضلاب متصل نیستند. همین موضوع موجب شده حجم عظیمی از پساب‌های قابل استفاده، به شکل غیراصولی دفع و از دور مصرف خارج شوند.

    شهروندان که سال‌ها پیش برای دریافت انشعاب این شبکه هزینه پرداخت کرده‌اند، امروز با پرسش‌های جدی روبه‌رو هستند. چرا پروژه‌ای با چنین اهمیت حیاتی، پس از گذشت این همه زمان هنوز به نتیجه نرسیده است؟ این بلاتکلیفی اعتماد عمومی به طرح‌های مدیریت آب را نیز تحت‌تأثیر قرار داده و مطالبه‌گری مردم را افزایش داده است.

    در حوزه کشاورزی نیز چالش‌ها رو به افزایش است. وابستگی شدید به کشت‌های پرآب‌بر، در کنار محدودیت منابع، فشار سنگینی بر سفره‌های زیرزمینی و منابع سطحی استان تحمیل کرده است. کشاورزان که معیشت خود را در گرو کشت‌های سنتی می‌بینند، کمتر به سمت الگوهای نوین و کم‌مصرف هدایت شده‌اند.

    از سوی دیگر، زیرساخت‌های لازم برای توسعه شیوه‌های نوین آبیاری، مانند آبیاری تحت فشار و قطره‌ای، هنوز در کل استان فراگیر نشده است. این موضوع علاوه بر هدررفت منابع، هزینه‌های اقتصادی را برای تأمین آب در آینده افزایش می‌دهد. بی‌توجهی به این تغییرات راهبردی، می‌تواند امنیت غذایی استان را در سال‌های آینده تهدید کند.

    گلستان استانی کشاورزی است اما همین مزیت اگر به‌درستی مدیریت نشود، به یک تهدید بدل خواهد شد. در حالی که امکان توسعه صنعت گردشگری، که نیاز آبی بسیار کمتری دارد، سال‌هاست مورد تأکید کارشناسان است، برنامه‌ریزی‌ها بیشتر در مسیر تکرار الگوهای سنتی و پرمصرف ادامه یافته است. نتیجه این سیاست‌ها هزینه‌ای است که جامعه باید در آینده بپردازد.

    گرمایش زمین، کاهش بارندگی‌ها و تغییرات اقلیمی بر شدت بحران افزوده است. آمارها نشان می‌دهد میزان بارش‌ها نسبت به میانگین دوره‌های گذشته کاهش قابل توجهی یافته است. این کاهش زمانی خطرناک‌تر می‌شود که همزمان مدیریت مصرف و افزایش بهره‌وری نیز در اولویت نبوده است.

    با وجود همه هشدارها، توسعه سازه‌های ذخیره‌سازی آب مانند سدها، راهکاری است که سال‌هاست به‌عنوان محور اصلی مدیریت آب مطرح شده است. اما واقعیت این است که ساخت چنین پروژه‌هایی با زمان‌بندی طولانی، نمی‌تواند نیازهای فوری جامعه را پاسخ دهد. نمی‌توان بحران امروز را با راهکاری که نتیجه‌اش شاید دو دهه دیگر دیده شود مهار کرد.

    سیاست‌گذاری‌های کلان باید به سمت استفاده هم‌زمان از راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت حرکت کند. احیای شیوه‌های گذشته، استفاده از فناوری‌های نوین، توسعه سامانه‌های جمع‌آوری آب باران و بازچرخانی پساب‌ها، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند پیش از تکمیل پروژه‌های عظیم، بحران را تا حدی مدیریت کنند.

    خشکسالی تنها مشکل منابع آبی نیست؛ هدررفت منابع موجود نیز به همان اندازه نگران‌کننده است. اگر سامانه‌های مصرف و انتقال آب اصلاح نشوند، حتی پرآبی‌ترین سال‌ها نیز گره بحران را باز نخواهد کرد. مدیریت آب به‌معنای ساده، یعنی پاسداری از آنچه در اختیار داریم.

    فرهنگ‌سازی عمومی در تمام این مسیر نقشی تعیین‌کننده دارد. تا زمانی که شهروندان نقش خود را در حفظ منابع آبی باور نکنند، بهترین برنامه‌های اجرایی نیز نتیجه‌ای محدود خواهند داشت. آگاه‌سازی جامعه درباره ارزش آب و مشارکت مردم در مصرف درست، ضرورتی غیرقابل چشم‌پوشی است.

    یکپارچگی مدیریتی نیز از الزامات عبور از بحران کنونی است. تعدد نهادهای تصمیم‌گیر و اجراکننده در حوزه آب، اغلب موجب کندی روندها و کاهش اثربخشی اقدامات شده است. هماهنگی مؤثر میان دستگاه‌ها، سرعت و کیفیت برنامه‌ها را ارتقا خواهد داد.

    تجربه کشورهای مشابه نشان می‌دهد تلفیق روش‌های سنتی و فناوری‌های روز می‌تواند جهشی بزرگ در مدیریت آب ایجاد کند. فناوری‌های نوین ذخیره‌سازی و تصفیه آب باران، اگر با سیستم‌های بومی سازگار شوند، می‌توانند بهره‌وری منابع آبی را به‌طور چشمگیری افزایش دهند. این همان ظرفیتی است که در گلستان تا امروز مورد غفلت قرار گرفته است.

    محیط‌زیست گلستان نیز به‌دلیل بحران آب تحت فشار جدی است. تالاب‌ها و منابع آبی طبیعی در معرض کاهش سطح آب و آلودگی هستند. ادامه این روند می‌تواند آسیب‌های برگشت‌ناپذیری بر اکوسیستم‌های استان وارد کند و تبعات اقتصادی و اجتماعی آن دامنگیر همگان شود.

    از سوی دیگر، شتاب توسعه شهری بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌های آبی، مشکل را دوچندان کرده است. افزایش جمعیت شهرها بدون هماهنگی با ظرفیت شبکه‌های آب و فاضلاب، ضعف‌های موجود را تشدید و منابع را تحت فشار بیشتری قرار داده است. این عدم تناسب، آینده مدیریت آب را با چالش بیشتری همراه می‌کند.

    پاسخ‌گویی و شفافیت درباره پروژه‌های مهم آبی از مطالبات جدی مردم است. اطلاع‌رسانی دقیق درباره زمان‌بندی، هزینه‌ها و عملکرد طرح‌ها، می‌تواند اعتماد عمومی را تقویت کند. پنهان‌کاری یا ارائه اطلاعات ناقص، تنها به افزایش شکاف میان مردم و دستگاه‌ها خواهد انجامید.

    امروز مردم بیش از هر زمان دیگری نگران آینده آب در استان هستند. این نگرانی از تجربه‌های ملموس و روزمره ناشی می‌شود؛ قطعی‌های مکرر، افت فشار، و مشاهده هدررفت آشکار و پنهان آب در مسیرها و خانه‌ها. این نشانه‌ها پیام روشنی دارند: اوضاع آب در گلستان خوب نیست.

    تأمین آب سالم و پایدار نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای استان به شمار می‌رود. بدون آن امکان ادامه زندگی با استانداردهای حداقلی نیز دشوار خواهد بود. هر تصمیمی که امروز اتخاذ می‌شود، آینده نسل‌های بعد را رقم خواهد زد.


    بی‌توجهی به ذخیره‌سازی آب باران، فرسودگی گسترده شبکه آبرسانی و بلاتکلیفی طرح‌های فاضلاب در حالی ادامه دارد که مردم گلستان هر روز بیش از گذشته آثار کمبود آب را در زندگی و معیشت خود لمس می‌کنند. این وضعیت، آینده کشاورزی و محیط‌زیست استان را با تهدید جدی روبه‌رو کرده و ضرورت اتخاذ راهکارهای فوری را دوچندان ساخته است. در شرایطی که ساخت سدها نیازمند سال‌ها زمان و بودجه‌های کلان است، استفاده از روش‌های ترکیبی، شامل احیای شیوه‌های سنتی ذخیره‌سازی و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، تنها مسیر قابل‌اتکای مدیریت بحران آب به شمار می‌رود.


    کارشناسان معتقدند برای کاهش فشار بر منابع موجود، باید الگوی توسعه استان بازنگری شود. استفاده از ظرفیت‌های گردشگری و خدمات‌محور کردن اقتصاد، به‌جای تداوم سیاست‌های کاملاً کشاورزی‌محور، می‌تواند تعادل استفاده از منابع آبی را برقرار کند. این تغییر در نگاه توسعه‌ای یک ضرورت فوری است.

    پیشنهاد کارشناسان و پیشکسوتان محلی باید جدی گرفته شود. تجربه ریش‌سفیدان در کنار دانش متخصصان، ترکیب ارزشمندی است که می‌تواند مبنای تصمیم‌های دقیق و کارآمد قرار گیرد. چشم‌پوشی از این ظرفیت عظیم، در شرایط بحران قابل توجیه نیست.

    بحران آب فقط یک دغدغه زیست‌محیطی نیست؛ به‌سرعت به یک مسئله اجتماعی و اقتصادی تبدیل خواهد شد. مهاجرت، بیکاری و تنش‌های اجتماعی از پیامدهای احتمالی تداوم این روند است. هرچقدر واکنش به بحران دیرتر انجام شود، هزینه‌ها سنگین‌تر خواهد شد.

    سیاست‌گذاری‌ها باید به سمت مدیریت تقاضا سوق یابد؛ یعنی کاهش مصرف در کنار افزایش بهره‌وری. تجربه جهانی ثابت کرده تمرکز صرف بر افزایش عرضه آب، راه‌حل پایدار نیست. برنامه‌های جدی در این مسیر هنوز جای خود را در استان پیدا نکرده است.

    در کنار همه چالش‌ها، فرصت‌های بزرگی نیز وجود دارد. گلستان با تنوع آب‌وهوایی و جغرافیایی، می‌تواند از روش‌های متنوع تأمین آب بهره ببرد؛ از آب باران و بازچرخانی پساب تا توسعه فناوری‌های نمک‌زدایی در مناطق ساحلی. بهره‌گیری درست از این فرصت‌ها می‌تواند آینده‌ای پایدار رقم بزند.

    جامعه دانشگاهی و نخبگان استان بارها راهکارهای علمی خود را مطرح کرده‌اند اما حلقه اتصال این ایده‌ها با سیاست‌گذاری‌ها همچنان ضعیف است. ایجاد پل همکاری میان دانشگاه و مدیریت اجرایی در حوزه آب یک نیاز ضروری است که باید عملیاتی شود. نتایج این همکاری می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند.

    تجربه دهه‌های گذشته نشان داده هر جا مردم به‌عنوان شریک اصلی در پروژه‌های آب حضور داشتند، موفقیت‌ها چشمگیرتر بوده است. مشارکت محلی، نگهداری و بهره‌برداری از زیرساخت‌ها را پایدارتر می‌کند. بدون مشارکت شهروندان، مدیریت آب یک طرح روی کاغذ باقی می‌ماند.

    در نهایت باید پذیرفت که بحران آب مهربانانه هشدار نمی‌دهد؛ وقتی به سراغ جامعه بیاید با تبعات سخت رخ خواهد نمود. امروز زمان تصمیم‌گیری شجاعانه و اجرای برنامه‌هاست. تعلل بیش از این، آینده‌ای پرهزینه برای گلستان رقم خواهد زد.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار 

    بحران آب در گلستان مستقیم‌ترین اثر را بر کسب‌وکارهای وابسته به کشاورزی برجای می‌گذارد. خشکسالی به کاهش بهره‌وری مزارع منجر شده و سرمایه‌گذاری در تولیدات کشاورزی را پرریسک کرده است. این یعنی کاهش سود اقتصادی و افزایش هزینه برای تولیدکنندگان محلی. ادامه این روند به رکود اشتغال در بخش غالب اقتصاد استان خواهد انجامید.

    نبود زیرساخت‌های پایدار آب، برای صنایع نیز مانعی جدی است. سرمایه‌گذاران در بخش‌های غذایی و تبدیلی تمایل کمتری برای ورود به گلستان خواهند داشت. این مشکل می‌تواند فرصت‌های ارزشمند ایجاد ارزش افزوده و اشتغال را از استان سلب کند. امنیت سرمایه‌گذاری، بر پایه امنیت منابع حیاتی شکل می‌گیرد.

    گردشگری یکی از ظرفیت‌های بزرگ گلستان است که می‌تواند فشار اقتصادی بر منابع آبی را کاهش دهد. توسعه گردشگری پایدار با نیاز آبی کمتر، جایگزینی مناسب برای کشاورزی پرمصرف است. با این حال کمبود برنامه‌ریزی در این حوزه، این فرصت را به تهدیدی ناشناخته تبدیل کرده است. اقتصاد استان نیازمند این تغییر رویکرد است.

    بازچرخانی پساب یکی از سودآورترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری در جهان امروز است. بهره‌گیری از این فناوری می‌تواند علاوه بر مدیریت بحران آب، زمینه‌ساز کارآفرینی و ایجاد زنجیره‌های جدید اقتصادی در استان باشد. اما توقف طرح‌های فاضلاب، این فرصت را بلااستفاده نگه داشته است.

    استان گلستان می‌تواند با بهره‌گیری از کسب‌وکارهای دانش‌بنیان، مسیر مدیریت هوشمند آب را در پیش بگیرد. حسگرهای نشتی، کنتورهای هوشمند و سامانه‌های پیش‌بینی خشکسالی، ابزارهایی هستند که اشتغال تخصصی ایجاد کرده و مصرف را کاهش می‌دهند. سرمایه‌گذاری در این حوزه یعنی افزایش تاب‌آوری اقتصادی و زیست‌محیطی استان.

    در نهایت، آینده اقتصادی گلستان با آینده منابع آبی آن گره خورده است. هر تصمیمی برای حفظ این ثروت حیاتی، در واقع تضمین امنیت اقتصادی جامعه است. امروز حمایت از مدیریت علمی آب، سرمایه‌گذاری در آینده مردم گلستان است؛ آینده‌ای که هرچقدر دیرتر به آن بیندیشیم، رسیدنش سخت‌تر و پرهزینه‌تر خواهد شد.

    نویسنده: رضا محمدی
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *