به گزارش خبرنگار بازار کسب و کار محمود نیکسرشت، کارآفرین جوان اسلبکار، در این همایش خود را عضوی از خانواده بزرگ استادیار ایران معرفی کرد و گفت نخستین آشناییاش با این مجموعه در مرکز فنیوحرفهای گرگان رقم خورد. و اظهار داشت که ورودش به دوره، نقطه عطفی در مسیر شغلیاش بوده است.
وی توضیح داد که پیش از ورود به حوزه اسلب، دو سال در کار روشویی فعالیت میکرد اما خود وارد فرآیند اجرا نمیشد و کارها را به استادکاران تبعه میسپرد. به گفته او، اخراج تبعهها باعث شد عملاً بیکار شود و با یک بحران جدی روبهرو شود.
نیکسرشت افزود که ترس بزرگ او همیشه «برداشتن فرز» به دلیل ضعف و آسیبدیدگی دستش بود و قطعشدگی یکی از انگشتان، اعتمادبهنفس او را بهشدت کاهش داده بود. اما حضور در جلسه استادیار ایران، این نگرانی را از میان برد.
او گفت: «وقتی استاد ریاحی گفت بساز حتی صد بار، بشکن تا درست شود، ترسم کاملاً ریخت. حس کردم کسی بالا سرم هست که پشتم ایستاده.» این جمله، مسیر او را برای همیشه تغییر داد.
نیکسرشت با اشاره به روز اول دوره گفت که وقتی استاد ریاحی از اعضای دوره خواست لباس سفید بپوشند و آنان را «دکتر و تکنسین» خطاب کرد، احساس ارزشمندی و توانمندی در او شکل گرفت. همین نگاه انسانی، به گفته او، نیرویی مضاعف برای شروع دوباره بود.
وی افزود که هنگام ابراز نگرانی درباره دست آسیبدیدهاش، استاد ریاحی پاسخ داده است: «من هم تاندونهای دستم پاره است، اما از کار نترس.» این سخن، به باور او، آخرین سد ترس را شکست.
نیکسرشت روایت کرد که استاد ریاحی با شهامت گفت چندین سرامیک خراب کن، بشکن، اما یاد بگیر؛ هزینهاش را هم من میدهم. همین حمایت باعث شد او از همان روز تصمیم بگیرد تا رسیدن به مهارت واقعی، دست از تمرین برندارد.
او گفت بعد از بازگشت از جلسه استادیار، حتی به خانه هم نرفته و دو شبانهروز در کارگاه مانده است. در این مدت فقط میبریده، اشتباه میکرده و دوباره میساخته تا خطاهایش کم شود.
به گفته او، در روز سوم وقتی توانسته خط طولی را بدون خطا و بهطور کاملاً صحیح برش بزند، تازه با آرامش به خانه بازگشته است. نیکسرشت تأکید کرد: تصمیم گرفته بودم تا درست نبرم، اصلاً خانه نروم.
او با افتخار گفت که استادیار ایران برای افراد کمتجربه همچون او یک «پله بزرگ» بوده و کمک کرده تا نهتنها شغل، بلکه هویت حرفهای خود را پیدا کند. و افزود که زحمات دکتر ریاحی برای او فراموشنشدنی است.
این کارآفرین جوان بیان کرد که از سهشنبه در گرگان حضور یافته تا در کارهای اجرایی همایش مشارکت داشته باشد، زیرا این مجموعه را خانه دوم خود میداند. بهگفته او، این ارتباط شوق و انگیزهای دائمی برای پیشرفت ایجاد کرده است.
نیکسرشت با اشاره به امتحان فنیوحرفهای پیشرو در گرگان گفت امیدوار است با تلاش مداوم بتواند مدرک رسمی این حوزه را نیز کسب کند و وارد مرحله حرفهایتری از فعالیت شود.
او در بخش پایانی سخنانش خطاب به مردم کشور گفت: «در هر شرایطی هستید، ناامید نشوید؛ به مو میرسد ولی پاره نمیشود.» وی تأکید کرد که خود این جمله را با گوشت و پوست لمس کرده است.
نیکسرشت گفت در مقطعی کار و زندگیاش به بنبست رسیده بود اما امید و توکل سبب شد مسیرش باز شود. او افزود: خدا همیشه دست ندارد که مستقیم تو را بلند کند؛ کسی را میفرستد. برای من آن دست، دکتر ریاحی بود.
وی زادگاه خود را استان مازندران، شهر ساری عنوان کرد و گفت افتخارش این است که امروز عضوی از گروه اسلبکاران و اسنپکاران ایران است.
او در پایان از برگزارکنندگان، گروه استادیار و مدیریت این همایش تشکر کرد و گفت مسیر او نمونهای است از اینکه مهارتآموزی میتواند زندگی افراد را دگرگون کند.
تجربه محمود نیکسرشت نشان میدهد آموزش مهارتی، نهتنها مسیر اشتغال جوانان را هموار میکند، بلکه میتواند یک فرد ناامید را به کارآفرینی توانمند تبدیل کند. در اقتصادی که اشتغال وابسته به مهارت است، حمایتهای آموزشی نقش کلیدی در بازسازی نیروی انسانی دارد.
این روایت، اهمیت وجود مربیان دلسوز و سیستمهای آموزشی همراه را برجسته میکند؛ زیرساختی که اگر تقویت شود میتواند بخشی از چالش بیکاری را کاهش دهد. کارگاههای مهارتمحور مانند استادیار ایران، نمونههای موفقی از این تحول هستند.
بازار ساختوساز نیز با ورود نیروهای آموزشدیده، کیفیت بالاتر و هدررفت کمتر را تجربه میکند؛ موضوعی که در نهایت به کاهش هزینه و افزایش بهرهوری در پروژههای عمرانی منجر میشود. چنین تغییراتی در بلندمدت میتواند بر نرخ تولید، کیفیت خدمات و ثبات شغلی اثرگذار باشد.
شرایط خوبی در بخشهای از «هایتک» داریم

























دیدگاهتان را بنویسید