بازار کسب وکار– سرویس اقتصادی: کچکاری، یکی از قدیمیترین و حرفهایترین مهارتهای ساختمانی است که بعد از اتمام کار ساختمان نقش بسزائی در زیباسازی و رنگآمیزی و یا دیزاین ساختمانها دارد.
در برخی مواقع کمدقتی و کمکاری برخی استادکاران در این حرفه موجب نارضایتی و یا حتی نازیبا شدن نمای داخلی ساختمانها میشود که اگر چه در ظاهر، فقط چند موج روی دیوار است، اما نتیجه زنجیرهای از تصمیمها و بیتوجهیها به این حرفه تخصصی است که اگر اصلاح نشود، تنها به یک صنف محدود نخواهد ماند.
متاسفانه امروز تقریباً برخی افراد بدون حضور در صنف مربوطه و درخواست آموزشهای مهارتی وارد حرفه گچکاری میشوند شوند و این در حالی است که آزمونهای تخصصی و مهارتی کتبی و عملی برای این حرفه وجود دارد.
در این حرفه هم همانند برخی حرف تخصصی استاد کاران ضغیف شاگرد میگیرند و شاگردان بی خبر از تخصصی بودن این مهارت همان راه ادامه داده میدهند که به نوعی چرخه انتقال ضعیف شکل میگیرد و چند سال بعد همان شاگرد تبدیل به استادی ضعیفتر میشود. از این رو این چرخه معیوب با آموزشهای غیرتخصصی به تدریج کیفیت این حرفه تخصصی را پایین میآورد و حرفه ای بودن در بازار متاثر از این چرخه خواهد شد.
بر همین اساس وقتی مهارت کاهش پیدا میکند، رقابت از «کیفیت» به «قیمت» تغییر جهت میدهد. افرادی که اصول فنی را به طور کامل اجرا نمیکنند، کار را سریعتر و ارزانتر تحویل میدهند و بدین گونه است که استاد کار ماهر کنار زده میشود و بازار به سمت ارزانی سوق داده میشود نه مهارت.
با توجه به اینکه خلاقیت در زیباسازی و حرفه ای شدن معماریها در راس فعالیتهای ساختمانی برای جذب مشتری قرار گرفته است، از اینرو امروز برای بسیاری از سازندگان حرفهای ساختمان و مشتریان خاص توجه جدی به نماکاری داخلی که گچکاری اساسیترین بخش آن است دارند. لذا باید توجه بسیار ویزهای به این حرفه داشت و نباید برخی افراد یا سازندگان ساختمان با کم توجهی و ارزانکاری متخصصان این حرفه را در بازار ساختمان زیر سوال ببرند. اگر چه در گذشته بسیاری از ناهمواریهای گچکاری زیر نورهای سنتی پنهان میماند، اما امروز با نورپردازیهای مدرن و لاینهای نوری، کوچکترین موج روی دیوار قابل مشاهده است.
این گونه کمکاریها و کمتوجهیها دراین حرفه تخصصی باعث ایجاد اختلافها، تشکیل پروندههای شکایت و اعتماد کاهش مردم به بسیاری از گچکاران میشود.
در این بین سازندگان نیز برای کاهش ریسک و تامین نیاز مشتریان و بازار به سمت روشهای جایگزین میروند و همین مسله موجب می شود که تقاضا برای گچکاری کم شده و اشتغال در این حوزه کاهش پیدا میکند.
صنعت گچکاری تنها به استادکار محدود نمیشود. از معدن استخراج سنگ گچ تا کارخانه فرآوری و حملونقل، زنجیرهای از اشتغال شکل گرفته است. کوچک شدن بازار گچکاری به معنای کوچک شدن این زنجیره است و آسیب نه به یک حلقه که به کل سیستم سرایت میکند.
از اینرو کاهش تقاضا برای اجرای گچکاری، به معنای کاهش مصرف گچ ساختمانی است و چنانچه این روند ادامه پیدا کند، کارخانههای تولید گچ با افت سفارش ،کاهش تولید، تعدیل نیرو و حتی تعطیلی برخی واحدها دور از انتظار روبرو خواهند شد که دور از انتظار هم نیست.
اینجا است که وقتی حرفهای از یک «ورود بیضابطه» شروع شود میتواند به یک «چالش صنعتی» نیز تبدیل شود.
اگر چه هنور هم برای شناساندن حرفه تحصصی کچکاری و بازگردان آن به شان و منزلت اصلی خود در ساختمان سازی دیر نشده و این صنف میتواند با سوق دادن این حرفه به سمت استانداردسازی ورود، آموزش هدفمند و ارتقای مهارت، نهتنها کیفیت ساختوساز را بالا ببرد بلکه از یک زنجیره اشتغال گسترده نیز محافظت میکند، اگر چه هنوز فرصت برای اصلاح وجود دارد ، اما این فرصت همیشگی نخواهد بود.
مهدی صفری – کارگر و استادکار گچکار ساختمان
واکنش بازار جهانی کشاورزی به احتمال توافق ایران و آمریکا

























دیدگاهتان را بنویسید