بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: نوع کار روابطعمومی و مسئولیتهایی که برعهده این بخش قرار داده شده سبب شد تا حرفه روابط عمومی، ششمین شغل پراسترس در جهان شناخته شود.
از زمان شکل گیری روابط عمومیها در دستگاههای اجرایی وسازمانها این بخش در فراز و نشیبهای متعدد سازمانی و اداری نه فقط نتوانسته نقس اساسی و اصلی خود را بنا به دلایلی چون مشخص نبودن نوع کارکرد و قدرت اندک مسئولان روابط عمومیها در تصمیمگیریها نشان دهد که امکان توسعه سازمانی خود را نیز در بخش های متعدد از دست داده و بجای کارشناس تخصصی یک سازمان به خبر نویسها و عکاسان عادی بدون داشتن اختیارات لازم تبدیل شدهاند.
با وجود همه تلاشها اما حرفه روابط عمومی، روز مستقلی به نام خود ندارد و تنها در روز جهانی ارتباطات این مجال پیدا میشود تا علاوه بر تقدیرها، مسائل و مشکلات دیرپای آن مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد .
این روز در حالی هر ساله با شروع به بهانه ۲۷ اردیبهشت ماه؛ اردیبهشتماه گرامی داشته میشود که بسیاری از مسئولان روابط عمومیها از آنچه بر آنها میگذرد گلایه مندند.
از سوی دیگر بسیاری از افرادی که در این سمت گذاشته می شوند، تنها یک نام را یدک میکشند و اطلاعات زیادی نه فقط در رابطه با کارکرد آن ندارند که امکان توسعه سازمانی از دستگاه مورد نظر به دلیل عدم تطابق رشته تحصیلی، تخصص و یا علاقمندی نظر سلب می شود.
شاید به جرات بتوان گفت همان بلایی که برسرخبرنگاران حرفهای آمده و فرقی بین آنها و خبرنگاران غیر حرفهای وجوندارد، بر سر روابط عمومیها نیز آوار شده و مسئولان توجه جدی به حرفه و اهمیت کارکرد روابط عمومیها به صورت تخصصی نداشته و گویا فقط به دنبال گماردن یک فرد به این سمت دارند.
متاسفانه در سالهای اخیر نقش بسیاری از روابط عمومیها فقط به خبر نویسهای ساده، فیلمبردار و عکاس تبدیل شده و این در حالی است که این بخش مهم می تواند باید با ایجاد سازو کارهای مهم نقشه راه توسعه آن سازمان و برون رفت از چالشها را فراهم کند.
از سوی دیگر عدم تخصیص منابع خاص به روابط عمومیها از دیگر مشکلات آنها است که امکان ارتباطگیری و استفاده از نیروهای تخصصی را برای پیشبرد اهداف سازمان از دست داده است.
مهارت ارتباطی و استفاده از ابزارهای نوین و جایگزینی شیوههای مدرن به جای روشهای سنتی در روابط عمومی، نقش مهمی در کارآمدی و بهرهوری روابط عمومی دارد
بدون شک ضرورت آشنایی با اصول و مبانی روابط عمومی برای هر سازمان، بهویژه در دنیای رقابتی امروز، امری حیاتی است اما روابط عمومیها بدون استراتژیهای دقیق و آگاهی از روشهای ارتباطی، سازمانها نمیتوانند بهخوبی با چالشهای ارتباطی مقابله کنند. در نتیجه، داشتن روابط عمومی قوی به معنای تضمین موفقیت در مدیریت ارتباطات و ایجاد اعتماد در طولانیمدت است.
روابط عمومی یک فرآیند مدیریتی و ارتباطی است که به سازمانها کمک میکند تا با مخاطبان خود، چه داخلی و چه خارجی، ارتباطی مؤثر و هدفمند برقرار کنند.
بعد از دو دهه آموزش و پژوهش جدی در حوزه روابط عمومی، متاسفانه هنوز هم میبینیم که ساختار و عملکرد روابط عمومی در کشور تابع الگوهای ناهمسنگ است و هنوز روابط عمومی ایدهآل که از الگوی دوسویه همسنگ تبعیت میکند به ندرت مشاهده میشود.
هنوز هم برخی روابط عمومیها در برابر انتشار اطلاعات مقاومت میکنند و پاسخگوی افکار عمومی نیستند و شاید مشکل از اینجا ناشی میشود که نیاز به حرفهایگری در جامعه هنوز احساس نشده است. یعنی سازمانها احساس نکردهاند که به روابط عمومی حرفهای نیاز دارند .
در یک نگاه می توان روابط عمومیها را به ۲ نوع روابط عمومی حداقلی و روابط عمومی حداکثری تقسیم کرد، در روابط عمومی حداقلی بیشتر فعالیتها در حد امورات روزمره و خدماتی معمولی و در حد تدارکاتچی یک سازمان انجام میشود و در روابط عمومی حداکثری، علاوه بر خدمات روزانه یک سازمان، روابط عمومیها در سیاست گذاریها و تصمیمگیریهای مهم سازمان حضور دارند و نقش بسیار مهمی در برنامهریزیها دارند.
مهارت ارتباطی و استفاده از ابزارهای نوین و جایگزینی شیوههای مدرن به جای روشهای سنتی در روابط عمومی، نقش مهمی در کارآمدی و بهرهوری روابط عمومی دارد و سرمایهگذاری بر روی کارآمدیهای روابط عمومی، یک سکوی موفقیت شناخته میشود، هر چند یکی از آسیبهای جدی در این حوزه آن است که روابط عمومیها هنوز جایگاه خود را در سازمانها و ساختارها پیدا نکردهاند.
وقتی مدیران، شناخت کاملی از کارکردهای اساسی روابط عمومیها ندارند، از ظرفیتهای مهمی غفلت میورزند که میتواند چرخه ارتباطی را دچار آسیب کند، در حالی که توجه به مهارتهای ارتباطی، سواد رسانهای، برخورداری از فناوریهای ارتباطی در تقویت روابط عمومی، علاوه بر موفقیت مدیران و دستگاهها میتواند پاسخگوی بسیاری از نیازها در جامعه باشد.
وقتی جایگاه نامشخصی را برای روابط عمومی در بدنه ساختاری در نظر میگیرند در واقع تعریف مشخصی از وظایف و رسالت آن وجود ندارد و نامشخص بودن جایگاه نیز باعث می شود، برخی از مدیران احساس کنند روابط عمومی در سازمان ها به جای صیانت از اهداف و جایگاه سازمان ها، باید مراقب میز و جایگاه آنها باشند، براین اساس مدیران، روابط عمومی را وسیلهای برای ثبات جایگاه و موفق جلوه دادن عملکرد میدانند در حالی که روابط عمومی باید از پویایی و توانایی لازم برخوردار باشد و تخصص و توانایی لازم را به کار بگیرد.
روابط عمومی؛ضعف یا قدرت/ دستان بسته نبض تپنده در سیاستگذاریها

























دیدگاهتان را بنویسید