×
×

بازخوانی اندیشه اقتصادی رهبر شهید در پرتو تحولات نوین سیاست‌گذاری جهان
فراتر از رشد؛ چرا آینده اقتصاد در «تابع هدف حکمرانی» تعریف می‌شود؟

  • کد نوشته: 71228
  • ۱۴۰۵-۰۴-۱۵
  • ۰
  • اقتصاد زمانی می‌تواند موتور توسعه پایدار باشد که در چارچوب اهداف کلان حکمرانی تعریف شود؛ جایی که رشد اقتصادی در کنار عدالت، امنیت، استقلال و منافع بلندمدت ملی معنا پیدا می‌کند. این اینفوگرافی، بر پایه یادداشت تحلیلی ولی‌الله سیف، تلاش دارد مفهوم «تفاوت در تابع هدف» را به‌عنوان کلید فهم اندیشه اقتصادی رهبر شهید، در قالبی ساده و تصویری روایت کند.
    فراتر از رشد؛ چرا آینده اقتصاد در «تابع هدف حکمرانی» تعریف می‌شود؟
  • تبلیغ هدفمند

    سرویس اقتصادی بازار کسب و کار | در دهه‌های گذشته، رشد اقتصادی مهم‌ترین معیار سنجش موفقیت دولت‌ها محسوب می‌شد، اما جهان امروز دیگر با همان معادلات گذشته اداره نمی‌شود. بحران‌های مالی، همه‌گیری کرونا، جنگ‌های ژئوپلیتیکی، رقابت فناوری و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی، نشان داده‌اند که توسعه صرفاً حاصل افزایش تولید یا رشد سرمایه‌گذاری نیست. اکنون اقتصادهای بزرگ نیز میان کارایی اقتصادی، امنیت ملی، تاب‌آوری، عدالت اجتماعی و منافع بلندمدت خود به دنبال ایجاد تعادل هستند. در چنین فضایی، یادداشت ولی‌الله سیف درباره اندیشه اقتصادی رهبر شهید، صرفاً تبیین یک دیدگاه داخلی نیست؛ بلکه بازخوانی چارچوبی است که می‌تواند نسبت اقتصاد و حکمرانی را در عصر جدید سیاست‌گذاری توضیح دهد.

    اقتصاد؛ علم پاسخ به «چگونه»، نه «برای چه» 

    یکی از مهم‌ترین سوءبرداشت‌ها در تحلیل اندیشه‌های اقتصادی، خلط میان «علم اقتصاد» و «اهداف حکمرانی» است. اقتصاد، دانشی برای افزایش بهره‌وری، بهبود تخصیص منابع، تقویت رقابت، توسعه سرمایه‌گذاری و خلق ثروت است؛ اما این علم به‌طور ذاتی درباره اینکه یک جامعه باید چه ارزش‌هایی را دنبال کند یا کدام هدف را بر دیگری ترجیح دهد، داوری نمی‌کند.

    به بیان دیگر، اقتصاد ابزار تصمیم‌سازی است، نه تعیین‌کننده مقصد. این حکمرانی است که باید مشخص کند رشد اقتصادی چگونه با عدالت، امنیت، استقلال، سرمایه اجتماعی، هویت فرهنگی، پایداری محیط‌زیست و منافع نسل‌های آینده جمع می‌شود.

    این تمایز، همان نقطه‌ای است که بسیاری از مناقشات نظری درباره سیاست‌های اقتصادی از آن آغاز می‌شود.

    تفاوت اصلی، نه در اقتصاد؛ بلکه در تابع هدف است

    اگر اندیشه اقتصادی رهبر شهید از این زاویه تحلیل شود، تصویر متفاوتی شکل می‌گیرد. در این نگاه، مسئله نه رد اقتصاد بازار است و نه نفی دستاوردهای علم اقتصاد؛ بلکه تأکید بر این واقعیت است که بازار، رقابت، سرمایه‌گذاری، مالکیت خصوصی، نوآوری و کارآفرینی زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کنند که در خدمت اهداف جامع حکمرانی قرار گیرند.

    این رویکرد، اقتصاد را از جایگاه «هدف نهایی» به جایگاه «ابزار تحقق توسعه» منتقل می‌کند؛ ابزاری که باید هم‌زمان به افزایش رفاه، تقویت عدالت، کاهش آسیب‌پذیری، حفظ استقلال اقتصادی و ارتقای امنیت ملی کمک کند.

    در چنین چارچوبی، موفقیت تنها با نرخ رشد یا افزایش تولید ناخالص داخلی سنجیده نمی‌شود؛ بلکه کیفیت رشد، آثار اجتماعی آن، میزان افزایش اعتماد عمومی و توان اقتصاد در مقاومت در برابر بحران‌ها نیز به همان اندازه اهمیت پیدا می‌کند.

    جهان نیز از اقتصاد صرف عبور کرده است

    تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این نگاه، محدود به یک کشور یا یک مکتب فکری نیست. امروز بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته، مفهوم «بازار بدون مداخله» را با ملاحظات امنیتی و راهبردی بازتعریف کرده‌اند.

    رقابت بر سر فناوری‌های پیشرفته، سیاست‌های صنعتی جدید، سرمایه‌گذاری در صنایع حساس، امنیت غذایی، امنیت انرژی و بازآرایی زنجیره‌های تأمین، همگی بیانگر آن است که دولت‌ها دیگر صرفاً بر اساس معیار حداقل هزینه یا حداکثر سود تصمیم‌گیری نمی‌کنند. در بسیاری از موارد، هزینه اقتصادی کوتاه‌مدت برای دستیابی به امنیت بلندمدت پذیرفته می‌شود.

    از این منظر، مفاهیمی مانند تاب‌آوری اقتصادی، ظرفیت تولید داخلی، حکمرانی نهادی و اعتماد عمومی، به اندازه رشد اقتصادی در تعیین قدرت ملی اهمیت یافته‌اند.

    اقتصاد زمانی موفق است که جامعه نیز موفق باشد

    مهم‌ترین پیام این چارچوب آن است که اقتصاد نباید از جامعه جدا شود. رشدی که به افزایش نابرابری، کاهش سرمایه اجتماعی، تضعیف امنیت یا وابستگی راهبردی بینجامد، هرچند در آمارهای اقتصادی موفق به نظر برسد، در منطق حکمرانی پایدار، موفقیت کامل تلقی نمی‌شود.

    در مقابل، سیاستی که بتواند میان کارایی اقتصادی و منافع بلندمدت ملی توازن برقرار کند، ظرفیت بیشتری برای ایجاد توسعه پایدار خواهد داشت.

    این همان نقطه‌ای است که اقتصاد و حکمرانی به جای رقابت، به مکمل یکدیگر تبدیل می‌شوند؛ اقتصاد ابزار خلق ثروت است و حکمرانی مسئول هدایت این ثروت در مسیر منافع ملی.

    اقتصاد ایران و ضرورت یک پارادایم جدید

    اقتصاد ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به سیاست‌گذاری چندبعدی نیاز دارد. افزایش سرمایه‌گذاری، بهبود محیط کسب‌وکار، توسعه رقابت، جذب فناوری، تقویت بخش خصوصی و ارتقای بهره‌وری، پیش‌شرط‌های غیرقابل انکار رشد اقتصادی هستند؛ اما این اهداف زمانی به توسعه پایدار منجر خواهند شد که در کنار آنها، عدالت اجتماعی، امنیت اقتصادی، کاهش فساد، افزایش اعتماد عمومی و استقلال راهبردی نیز تقویت شوند.

    این همان پارادایمی است که یادداشت ولی‌الله سیف تلاش می‌کند آن را در قالب مفهوم «تفاوت در تابع هدف» توضیح دهد؛ پارادایمی که اقتصاد را نه رقیب حکمرانی، بلکه مؤثرترین ابزار تحقق اهداف آن می‌داند.

    در نهایت، شاید بتوان مهم‌ترین پیام این نگاه را در یک گزاره خلاصه کرد: کشورها با رشد اقتصادی ثروتمند می‌شوند، اما با حکمرانی متوازن، پایدار و هدفمند، قدرتمند باقی می‌مانند. در جهانی که هر روز پیچیده‌تر می‌شود، موفقیت دیگر تنها در سرعت رشد خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی ایجاد تعادل میان ثروت، عدالت، امنیت، استقلال و اعتماد عمومی معنا پیدا می‌کند. این همان تفاوتی است که می‌تواند مرز میان «رشد اقتصادی» و «توسعه ملی» را مشخص کند.


    فراتر از رشد؛ چرا آینده اقتصاد در «تابع هدف حکمرانی» تعریف می‌شود؟/ تصویر

    تفاوت در تابع هدف؛ چارچوبی برای فهم اندیشه اقتصادی رهبر شهید

     

    نویسنده: حمیدرضا محمدیاری
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *