پدرام پاک آیین در آستانه روز خبرنگار، بهترین هدیه به خبرنگاران را نهادینه شدن اخلاق حرفهای «پاسخگویی» دانست.
به گزارش بازار کسب و کار، در یادداشت نماینده مدیران مسئول در هیات نظارت بر مطبوعات که به مناسبت روز خبرنگار نوشته شده، آمده است: «در روز خبرنگار، بهترین هدیه به خبرنگاران نه پیامهای پرطمطراق تبریک است، نه مراسم نمادین و نه تقدیرهای تشریفاتی.
بهترین هدیه، نهادینه شدن اخلاق حرفهای پاسخگویی است؛ فرهنگی که حق اساسی جامعه برای «دانستن» را از مسیر فعالیت حرفه ای خبرنگاران تضمین میکند.
از این منظر، بهترین هدیه روز خبرنگار، میثاقی است که در آن مسئولان، مدیران و سخنگویان، با اصول و ویژگی های ذیل توصیف می شوند:
ـ شأن حقوقی و نظارتی خبرنگار را به رسمیت می شناسند.
در نتیجه، پرسشهای خبرنگار را جدی، حقوقی و مسئولیت زا میانگارند و در برابر خبرنگار، به عنوان نماینده افکار عمومی، متواضعتر از صاحب منصبان رفتار می کنند. به خصوص هوش و قدرت تحلیل خبرنگار را دستکم نمی گیرند.
ـ قدر رسانههای محلی را می دانند.
به اقتضای اصل «همجواری»، نقش رسانههای محلی را در شناخت دقیق مسائل و مطالبات مردم بیش از پیش ارج میگذارند و اهمیت دسترسی آنان به اطلاعات را کمتر از رسانههای سراسری نمیدانند.
ـ اصل برابری رسانهها را رعایت می کنند.
رسانهها را به موافق و مخالف یا همسو و غیرهمسو تقسیم نمی کنند و برای همه خبرنگاران، فارغ از گرایش فکری و سلیقه سیاسی، رسانه محل فعالیت، استان یا شهرستان آنها، ارزش و اعتبار حرفهای یکسان قائلند.
ـ منتقدان خود را بیش از دیگران تکریم میکنند.
رسانه منتقد را تهدید نمیبینند، بلکه فرصتی برای اصلاح و تکمیل تصمیمات میدانند. از گفتوگو با خبرنگاران منتقد استقبال میکنند و به جای آن که بگویند «شما اشتباه میکنید»، میگویند: «دیدگاههای ما متفاوت است؛ گفتوگو می کنیم.»
ـ امنیت حرفهای خبرنگار را تضمین میکنند.
بدون پیشداوری به سخنان خبرنگار گوش میسپارند. اجازه می دهند خبرنگار پرسش، نقد و استدلال خود را آزادانه مطرح کند و فضایی ایجاد میکنند که خبرنگار برای طرح سؤال، احساس امنیت و احترام داشته باشد.
ـ برای فهمیدن، بیش از پاسخ دادن وقت میگذارند.
با دقت به پرسش خبرنگار گوش میدهند، برای پاسخ شتاب نمیکنند و از تغییر موضوع یا بازی با واژهها برای گریز از سؤالهای اصلی می پرهیزند.
ـ شفاف، دقیق و در موضوع سخن می گویند.
از کلیگویی، ابهامآفرینی و پاسخهای غیرمرتبط اجتناب میورزند. آنچه را میدانند، روشن و مستند بیان کرده و آنچه را نمیدانند، صادقانه اعلام میکنند.
ـ امانتدار اطلاعات و نقل قولهایند.
از دایره واژگانی گسترده بهره جسته و در استخدام واژگان دقت و وسواس به خرج می دهند، از اعداد، ارقام و دادههای کمی بیشتربن بهره را میگیرند، نقلقولها را با نهایت امانتداری بیان میکنند و درباره موضوعاتی که اطلاع کافی ندارند، سخن نمی گویند.
ـ اهل گفت و گویند، نه جزماندیشی.
از تعابیر نسبی مانند «شاید»، «احتمال دارد»، «ممکن است» و «گمان میکنم» بهره میگیرند، نسبت به دیدگاه خود تعصب نمیورزند و هرگاه استدلال یا اطلاعات معتبر جدیدی ارائه شود، آمادگی اصلاح نظر خود را دارند.
ـ در قبال رسانههای گوناگون مواضع یکسان دارند.
برای جلب رضایت رسانههای مختلف، پیامهای متناقض ارسال نمیکنند و مواضع خود را متناسب با سلیقه مخاطب تغییر نمیدهند.
ـ ادب آنان از سیاستشان برجستهتر است.
حتی در مواجهه با شدیدترین نقدها، از ادبیات تند، تحقیرآمیز و افراطی پرهیز میکنند، نسبت به خود تسلط رفتاری دارند و به جای عصبانیت با استدلال پاسخ می گویند.
میکوشند چارچوب گفتمانی رسانههای مختلف را درک کنند تا گفتوگویی مؤثرتر و منصفانهتر با آنان داشته باشند، نه آن که صرفاً در پی تأیید همفکران خود باشند.
ـ رسانه را ابزار تبلیغ شخصی نمی دانند.
برای دیده شدن نمی کوشند. گرفتار شهرتطلبی و حضور روزانه در رسانهها نیستند و تنها هنگامی سخن میگویند که سخنی دقیق، لازم و مسؤولانه برای گفتن داشته باشند.
ـ واژگان بزرگ را خرج اقدامات بزرگ میکنند.
کمتر از مفاهیمی چون «عدالت»، «صداقت» و «انسانیت» سخن میگویند، بلکه این مفاهیم را در عمل و در شیوه پاسخگویی به خبرنگاران و رعایت حقوق مردم به نمایش میگذارند.
تحلیل محتوایی یادداشت پدرام پاکآیین
یادداشت پدرام پاکآیین را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک پیام مناسبتی برای روز خبرنگار دانست، یک مانیفست درباره رابطه قدرت، رسانه و جامعه تلقی کرد. محور اصلی این متن، تغییر نگاه مدیران و مسئولان به خبرنگار است؛ از «رسانه به عنوان ابزار اطلاعرسانی یکطرفه» به «رسانه به عنوان رکن نظارت عمومی و حلقه ارتباطی جامعه با حاکمیت».
چند نکته کلیدی در این یادداشت قابل توجه است:
۱- پاسخگویی به عنوان حق عمومی، نه لطف مدیران
مهمترین گزاره متن این است که پاسخگویی نباید یک رفتار تشریفاتی یا وابسته به علاقه مدیران باشد، بلکه یک تعهد حرفهای و حقوقی است. خبرنگار در این نگاه، صرفاً تولیدکننده خبر نیست؛ بلکه نماینده حق مردم برای دانستن است.
این نگاه، یک تغییر اساسی ایجاد میکند:
مدیر دستگاه اجرایی نباید تصور کند که پاسخ دادن به خبرنگار، همکاری با یک فرد یا یک رسانه خاص است؛ بلکه پاسخ به افکار عمومی است.
۲- رسانه محلی؛ حلقه فراموششده اطلاعرسانی
تاکید ویژه بر رسانههای محلی، یکی از مهمترین بخشهای این یادداشت است. رسانههای محلی برخلاف تصور رایج، رسانههای درجه دوم نیستند؛ زیرا بیشترین ارتباط را با مسائل واقعی جامعه دارند.
در بسیاری از موارد، یک خبرنگار محلی شناخت دقیقتری از مشکلات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی یک منطقه دارد تا رسانهای که صرفاً از مرکز کشور به موضوعات نگاه میکند.
اما تناقض موجود این است که بسیاری از مدیران، رسانههای محلی را تنها زمانی جدی میگیرند که نیاز به انتشار عملکرد یا تبلیغ اقدامات خود دارند.
۳- برابری رسانهها؛ آزمون واقعی اخلاق حرفهای مدیران
یکی از مهمترین بخشهای یادداشت، تاکید بر عدم تقسیم رسانهها به «خودی و غیرخودی» است.
در واقع، اخلاق حرفهای زمانی معنا پیدا میکند که یک مسئول، حتی رسانه منتقد را به اندازه رسانه همراه، محترم بداند.
رسانهای که فقط زمانی مورد توجه قرار میگیرد که تعریف و تمجید کند، دیگر رسانه نیست؛ بلکه به یک کانال تبلیغاتی تبدیل میشود.
۴- نقدپذیری؛ نشانه قدرت مدیریتی
در این یادداشت، منتقد به عنوان تهدید معرفی نمیشود، بلکه یک فرصت برای اصلاح تصمیمات است.
این موضوع یک نکته مدیریتی مهم دارد:
مدیری که فقط صدای موافقان را میشنود، معمولاً دیرتر از دیگران متوجه خطاهای خود میشود.
رسانه منتقد، اگر حرفهای عمل کند، میتواند نقش یک سیستم هشدار زودهنگام برای مدیران داشته باشد.
۵- فاصله میان شعارهای رسانهای و واقعیت میدان
با وجود ارزشهای مطرحشده در این یادداشت، یک پرسش جدی در فضای رسانهای کشور وجود دارد:
چقدر این اصول در عمل اجرا میشود؟
زیرا مشکل امروز بسیاری از رسانهها، نبود توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه نبود سازوکار اجرایی برای تحقق همین اصول است.
وقتی رسانه برای دریافت اطلاعات، دسترسی به مدیران، دریافت پاسخ، دریافت آگهی قانونی و حتی دریافت هزینه خدمات خود با مانع مواجه است، صحبت از اخلاق حرفهای بدون اصلاح ساختارهای حمایتی و اقتصادی رسانه، ناقص خواهد بود.
خبرنگار فقط زمانی میتواند پاسدار حق مردم برای دانستن باشد که خودش از حق داشتن یک رسانه مستقل و پایدار برخوردار باشد.
پاسخگویی مسئولان، احترام به رسانه محلی، امنیت حرفهای خبرنگار و برابری رسانهها، همه اصول ارزشمندی هستند؛ اما تحقق آنها نیازمند توجه به یک واقعیت اساسی است:
رسانهای که دغدغه بقا، هزینه چاپ، حقوق خبرنگار، بیمه، زیرساخت و درآمد پایدار دارد، چگونه میتواند با فراغ بال نقش دیدهبانی جامعه را ایفا کند؟
امروز یکی از بزرگترین چالشهای رسانهها، نه کمبود پیام تبریک و تقدیرنامه، بلکه نبود یک نظام اقتصادی پایدار برای فعالیت حرفهای است.
رسانه مستقل زمانی شکل میگیرد که:
- هزینه تولید محتوا به رسمیت شناخته شود؛
- انتشار گزارش عملکرد دستگاهها جای خود را به تعامل حرفهای و شفاف بدهد؛
- آگهیها و خدمات رسانهای بر اساس قانون و عدالت توزیع شود؛
- خبرنگار برای پرسیدن یک سؤال یا انتشار یک نقد، نگران آینده شغلی خود نباشد.
بنابراین، شاید بهترین هدیه روز خبرنگار همان چیزی باشد که در این یادداشت بر آن تاکید شده است: پاسخگویی مسئولان؛ اما در کنار آن، تضمین استقلال اقتصادی رسانهها.
زیرا رسانهای که امنیت اقتصادی ندارد، حتی اگر شجاع باشد، در بلندمدت توان ایستادگی و مطالبهگری خود را از دست خواهد داد.
بازار کسب و کار معتقد است: پاسخگویی مسئولان، بدون توانمندسازی اقتصادی رسانهها، تنها نیمی از مسیر شفافیت است؛ نیمه دیگر، ساختن رسانهای است که بتواند بدون وابستگی، حقیقت را دنبال کند.
از تبریک تا پاسخگویی؛ هدیه واقعی به خبرنگاران چیست؟


























دیدگاهتان را بنویسید