جنگ، وقتی طولانی میشود، فقط میدان نبرد را تغییر نمیدهد؛ وارد خانهها میشود، برنامه زندگی خانوادهها را جابهجا میکند، خواب کودکان را به صدای آژیر و انفجار گره میزند و اقتصاد و معیشت مردم را زیر فشار قرار میدهد. با این حال، در ایران روایت این ۲۰۰ شب تنها روایت ترس و انتظار نبوده است؛ روایت مردمی است که تلاش کردهاند زندگی را، در کنار مقاومت، ادامه دهند.
۲۰۰ شب ایستادگی در برابر قدرتی که از سوی حاضران و بخشی از افکار عمومی ایران «قلدر بزرگ دنیا» نامیده میشود، اکنون به یکی از نمادهای این دوره تبدیل شده است؛ نه به این معنا که همه مردم یک برداشت یکسان از جنگ، سیاست یا آینده دارند، بلکه به این معنا که بخش قابل توجهی از جامعه، در میانه فشارهای امنیتی و اقتصادی، حضور و پایداری خود را به نمایش گذاشته است.
در خیابانها، کنار نیروهای مسلح و مدافعان وطن، خانوادههایی دیده میشوند که روایتشان از این ۲۰۰ شب با یکدیگر تفاوت دارد. یکی از امنیت خانهاش میگوید، دیگری از آینده فرزندش؛ یکی نگران معیشت است و دیگری از بازگشت آرامش به شهر و زندگی روزمره سخن میگوید. اما در میان این تفاوتها، یک خواسته مشترک بارها تکرار میشود: این جنگ باید سرانجامی داشته باشد که امنیت و آینده مردم ایران را تضمین کند.
برای مردمی که ۲۰۰ شب را پشت سر گذاشتهاند، مقاومت تنها یک واژه سیاسی نیست. مقاومت، گاهی یعنی باز کردن مغازه در صبح روز بعد؛ یعنی فرستادن کودک به مدرسه؛ یعنی ادامه کار کارخانه و اداره؛ یعنی ماندن در شهر و حفظ چراغ زندگی، حتی وقتی شرایط عادی نیست.
از همین زاویه، عدد «۲۰۰» اهمیت پیدا میکند.
۲۰۰ شب یعنی یک جامعه، فارغ از همه اختلافنظرها و نقدها، مدت قابل توجهی از یک بحران فرسایشی را پشت سر گذاشته است؛ بحرانی که هزینه آن فقط با آمار نظامی سنجیده نمیشود. پشت هر روز جنگ، یک خانواده، یک کسبوکار، یک کارگر، یک کشاورز، یک راننده و میلیونها شهروند قرار دارند که باید زندگی خود را در شرایطی غیرعادی ادامه دهند.
اما شاید مهمترین تصویر این ۲۰۰ شب، آرزوهای مردم باشد؛ آرزوهایی که برخلاف تصور، پیچیده نیستند: امنیت، آرامش، آیندهای قابل پیشبینی، اقتصاد باثبات و فرصتی برای زندگی بدون سایه دائمی جنگ.
این همان نقطهای است که روایت مقاومت از یک شعار فاصله میگیرد و به زندگی واقعی مردم میرسد.
مردمی که میگویند در برابر فشار و تهدید عقب نمینشینند، همزمان خواهان روزی هستند که دیگر نیازی به شمردن شبهای جنگ نداشته باشند.
۲۰۰ شب گذشته است؛ ۲۰۰ شب ایستادگی، مقاومت و پایداری. اما برای مردمی که این شبها را زندگی کردهاند، پایان واقعی ماجرا روزی خواهد بود که شمارش شبهای جنگ متوقف شود و شمارش روزهای آرامش آغاز شود.
و شاید این، مهمترین پیام دویستمین شب باشد: قدرت یک ملت فقط در توان ایستادن در برابر فشار نیست؛ در توانایی آن برای حفظ امید به فردا نیز هست.
۲۰۰ شب ایستادگی؛ ملتی که در برابر «قلدر بزرگ دنیا» عقب ننشست
























دیدگاهتان را بنویسید