بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: . نخست اینکه ظرفیت اسمی با ظرفیت واقعی متفاوت است؛ یعنی ممکن است هزاران مگاوات نیروگاه افتتاح شود، اما تا زمانی که برق آن نتواند وارد شبکه شود، فایده چندانی برای تأمین برق کشور ندارد. همچنین در شرایط فعلی کشور، با محدودیت مسیرهای حملونقل و افزایش قیمت ارز، چرخه تأمین تجهیزات هم با چالشهای فراوانی روبهرو شده است. مشکلات دیگری مانند تأمین زمین و تأمین مالی نیز سرمایهگذاران را دلسرد میکند.
زمین به کسانی واگذار شده که کاری انجام نمیدهند
«یاور عنانی»، مدیرعامل شرکت «انرژیهای تجدیدپذیر مپنا»، درباره شرایط تخصیص زمین میگوید: «در حال حاضر در بخش زمین شرایط برعکس شده است. زمانی گرفتن مجوز طولانی بود و منابع طبیعی و سازمان محیطزیست هم درگیر آن بودند، اما حالا تعداد زیادی زمین خوب و مناسب به سرمایهگذارانی واگذار شده که کاری را پیش نمیبرند. در نتیجه زمینها قفل شده و کسی که سرمایهگذار واقعی است و میخواهد بهشکلی جدی کار کند، دستش به زمین نمیرسد و گرفتن زمین مناسب برای او دشوار میشود. به ازای صدهزار مگاوات به افراد زمین داده شده است، اما آنهایی که زمین را دریافت کردهاند، کاری انجام نمیدهند. آنها بیشتر دنبال این هستند که از وامهای کمبهره و دیگر امکانات استفاده کنند. در واقع الان از سمت دیگر بام به پایین افتادهایم.»
او در پاسخ به این پرسش که آیا امکان بازپسگیری این زمینها وجود دارد یا نه، توضیح میدهد: «در حوزه زمین، قوانین عجیبوغریبی در کشور ما وجود دارد. هم واگذاری و هم بازپسگیری زمین فرایندهای متعدد و طولانیای دارد. فرضاً فردی قرارداد اجارهای به مدت سه سال دارد و هزینه آن را هم کامل پرداخته است، دیگر نمیتوان این زمین را بهسادگی از فرد پس گرفت. البته امکان پسگرفتن آن هست، اما این کار هم زمانبر است و هم برای ارگانی که میخواهد زمین را پس بگیرد، هزینه ایجاد میکند.»
هزینه احداث نیروگاهها بهشدت افزایش یافته است
به گفته عنانی، در بحث تأمین مالی دو بخش وجود دارد: «یک، پروژههای صندوق که ساتبا آنها را انجام میدهد. در این بخش تجهیزات در اختیار آنها هست، به همین دلیل پروژههای مرتبط با آن، با توجه به شرایط کشور، با تجهیزات باکیفیت و مناسب بهخوبی جلو میرود. اما در قسمتی که خود سرمایهگذاران بخواهند از صندوق پولی بگیرند یا از منابع داخلی کشور استفاده کنند، تأمین مالی دشوار میشود.» او از بالا رفتن قیمتها در شرایط فعلی کشور میگوید: «زمانی با یک همت میتوانستیم نیروگاهی با ظرفیت قابلتوجه تأسیس کنیم، اما حالا بهسختی میتوان با این هزینه ۲۰ مگاوات نیروگاه احداث کرد. حتی با ۵ همت هم در نهایت بتوان ۵۰ مگاوات نیروگاه احداث کرد، درحالیکه در گذشته با این پول میشد تا ۳۰۰ الی ۴۰۰ مگاوات نیروگاه احداث کرد. در واقع هزینهها افزایش یافته، اما وضعیت تأمین مالی به همان شکلی که بود، باقی مانده است.»
او همچنین تأمین مالی از طریق بورس را توضیح میدهد: «عددهای بورس، عددهایی نیست که بتوان برای پروژههای کلان از آن استفاده کرد. البته برای پروژههای خرد میتوان به آن فکر کرد.»
مدیرعامل شرکت انرژیهای تجدیدپذیر مپنا درباره واردات توضیح میدهد: «در بحث تأمین تجهیزات هم دچار مشکلات اساسی هستیم. به دلیل شرایط، در حال حاضر ارزی در کشور نیست. مهمتر از آن بخش عملیات است، زیرا وارد کردن تجهیزات از مسیر دریایی دشوار است و مسیر زمینی هم مشخص نیست تا کی بتواند فعال باشد، چون دایره محاصره تنگتر و تنگتر هم میشود.»
عنانی درباره اینکه آیا میتوان تجهیزات داخلی را جایگزین وارداتیها کرد، میگوید: «ما اساساً صنعت خورشیدی بومیسازیشده نداریم. در ساخت پنلها هم ماده اولیه که سلول خورشیدی است، باید از چین وارد شود، پس ماهیت آن تفاوت زیادی با واردات ندارد.»
چرخه تأمین تجهیزات، مهمترین چالش تجدیدپذیرها
«رضا غانمی»، بنیانگذار شرکت «مکسان»، درباره مشکلات بهوجودآمده در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر میگوید: «اولین موضوع، با توجه به محاصره اقتصادی، دشوارشدن حملونقل بینالمللی، ثبت سفارشات و افزایش قیمت ارز است که همه دستبهدست هم داده و چرخه تأمین تجهیزات را دچار مشکل کرده، بهطوریکه تأمین تجهیزات سخت و حتی غیرممکن شده است. احداث نیروگاه خورشیدی مستلزم وجود دو قطعه اینورتر و پنل خورشیدی است، زیرا بهجز شرکت مانا که آن هم تجهیزاتش آنچنان در دسترس نیست، تولیدکننده داخلی دیگری نداریم.»
به گفته او، به دلیل نوسان قیمت ارز و فلزات گرانبها نظیر مس و آلومینیوم، هیچ قیمت ثابتی وجود ندارد: «مس و آلومینیوم از اجزای اصلی ساخت کابل هستند و تغییر قیمت آنها بر هزینه نهایی اثرگذار است. همچنین زمان تحویل تجهیزاتی مانند ترانس، بسیار طولانی است؛ حداقل سه تا چهار ماه، که آن هم تحتتأثیر شرایط کشور قرار گرفته است.» بنیانگذار شرکت مکسان فرض میگیرد که همهچیز آماده و نیروگاه به راه افتاده باشد: «حالا در اینجا به مشکل بورس انرژی میرسیم. زیرا قیمت برق سبز بهشدت کاهش یافته و برقی که در مردادماه به قیمت ۱۵ هزار تومان فروخته میشد، حالا به چهارهزاروپانصد تومان رسیده است. این امر بازگشت سرمایه پروژه را کاملاً تحتتأثیر قرار داده است. در زمانی که همهچیز گران شده و هزینه احداث هر مگاوات نیروگاه از ۴۰ میلیارد تومان به ۹۰ میلیون تومان رسیده است، با نصفشدن قیمت برق، مدت بازگشت سرمایه از سهچهار سال به هشتنه سال رسیده است.»
او تأمین مالی پروژهها را تقریباً غیرممکن میداند: «انگار اصلاً چیزی به اسم تأمین مالی در کشور وجود ندارد، چون بسیار محدود است و دست هرکسی به آن نمیرسد.»
مجوزها بدون توجه به ظرفیت شبکه و بهشکلی کاذب صادر میشود
«آرش حقپرست»، مدیرعامل شرکت «پایدار انرژی هورام»، معتقد است میتوان روی کاغذ و بهشکلی آرمانگرایانه هر عددی را به تولید برق تجدیدپذیر نسبت داد و ادعا کرد که قرار است به عددهای بزرگی در تولید برسیم، اما واقعیت چیز دیگری است. او به «پیام ما» میگوید: «یکی از اصلیترین مشکلات ما در محدودیتهای خط پست و انتقال برق است. زیرا بسیاری از این خطوط حبس تولید (توقف ظرفیت) دارند، برای همین حتی اگر زمین به اندازه کافی وجود داشته باشد، در اتصال نیروگاه به شبکه است که با مشکل روبهرو میشویم.
شرکت توانیر هم پروتکلهای خاصی دارد و طبق آنها، موانعی در صدور مجوزهای جدید برای اتصال به شبکه ایجاد میشود.»
به گفته او، این مشکلات به دلیل محدودیتهای شبکه است، زیرا در نقاطی از کشور تمام ظرفیتهای پست انتقال اشغال است: «البته در این موضوع دلیل دیگری هم وجود دارد. در بعضی موارد مجوزهایی بدون توجه به ظرفیت شبکه انتقال و بهشکل کاذب صادر میشود و این کار مانع سرمایهگذاریهای جدید میشود. برای مثال ساتبا حدود ۱۰۰ هزار مگاوات مجوز صادر کرده است، حالا اگر یک سرمایهگذار واقعی بخواهد ۱۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی احداث کند، شرکت توانیر به آن نیروگاه مجوز اتصال به شبکه نمیدهد، چراکه ظرفیت شبکه قبلاً تکمیل شده است. این در حالی است که ممکن است ۷۰، ۸۰ درصد کسانی که مجوز گرفتهاند، اصلاً به مرحله بهرهبرداری نرسند و هیچ کاری پیش نبرند.»
حقپرست درباره آثار تحریم و افزایش قیمت ارز بر انرژیهای تجدیدپذیر میگوید: «با اینکه برخی شرکتهای داخلی در کار تولید تجهیزات هستند، اما میزان تولید آنها برای تقاضای بازار کافی نیست و تقریباً هنوز ۹۰ درصد تجهیزات ما وارداتی هستند. به همین دلیل تحریمها و محدودیتهای منطقه، هم واردات ما و هم سایر حوزهها را به چالش کشانده است. حتی اگر قرار باشد حملونقل ریلی جایگزین راه دریایی شود، هزینههای حمل حداقل چهارپنج برابر میشود. همین امر هم در قیمت نهایی محصولات اثر گذاشته و آن را افزایش میدهد.»
کاهش تقاضای برق سبز، سرمایهگذاران را دلسرد کرده است
مدیرعامل شرکت پایدار انرژی هورام هم مانند غانمی از کاهش قیمت برق در بورس انرژی میگوید؛ موضوعی که زمان بازگشت سرمایه را برای سرمایهگذاران طولانیتر کرده است: «این کاهش قیمت برق سبز در پی کاهش تقاضا بوده است، زیرا واحدهای صنعتیای که خریدار برق بودند، مانند فولادیها و پتروشیمیها، در زمان جنگ آسیب دیدند. در نتیجه میزان تقاضای برق از طریق تابلوی سبز کاهش یافته. برای همین قیمت برقی که باید به ازای هر کیلوواتساعت ۱۵ تا ۲۰ هزار تومان باشد، الان با قیمت هر کیلوواتساعت ۵ هزار تومان به فروش میرود. چنین چیزی، زمان بازگشت سرمایه یک نیروگاه خورشیدی را به بالای ده سال میرساند.»
این مشکلات از موانعی است که تمام حوزه تجدیدپذیرها را درگیر کرده است. اگر قرار است ظرفیتهای هدفگذاریشده و اعلامشده در رسانهها محقق شود، حل چالشهایی مانند زمین، اتصال به شبکه، تأمین مالی، واردات تجهیزات و اقتصاد فروش برق، به یکی از مسائل اصلی توسعه تجدیدپذیرها تبدیل میشود.
آلوچهباغ کجاست؟ ردپای گرگان در داستان نادر ابراهیمی























دیدگاهتان را بنویسید