بحران آب و تورم۱۴۰درصدی موز!
بحران آب و تورم۱۴۰درصدی موز!
فرهنگستان زبان و ادب پارسی هم تا همین الان 38 ضرب المثل فارسی در خصوص آب به ثبت رسانده است که نشان از کثرت آب و آبادانی در این بلاد بود. ولی الان باید بپذیریم که اوضاع آب وخیم است و از حالت کشمشی خارج شده و به قول ماسکی در کارتون معاون کلانتر (Deputy Dawg) کم آبی همه ساکنان کره زمین را تهدید کرده است.

این روزها درست است که موز با تورم ۱۴۰ درصدی روبرو شده و به قول آقای کلانتری یک عده از مردم برای تامین گوشت به شکار روی آورده اند ولی در عوض آب و برق مجانی شده است! اصلاً تا چند سال قبل اگر کسی راجع به بحران آب و کمبود آن صحبت می کرد خلق الله یک دست کنار به مشاعرش شک می کردند و تا جایی که می توانستند طرف را دست می انداختند و مسخره می کردند.

بحران آب و تورم۱۴۰درصدی موز!

فرهنگستان زبان و ادب پارسی هم تا همین الان ۳۸ ضرب المثل فارسی در خصوص آب به ثبت رسانده است که نشان از کثرت آب و آبادانی در این بلاد بود. ولی الان باید بپذیریم که اوضاع آب وخیم است و از حالت کشمشی خارج شده و به قول ماسکی در کارتون معاون کلانتر (Deputy Dawg) کم آبی همه ساکنان کره زمین را تهدید کرده است.

یعنی اگر در مورد انرژی و کمبود آن، عالم و آدم جمع شوند و بگویند بحران انرژی داریم ما یکی در کَتمان نمی رود و قبول نمی کنیم چرا که از قدیم و ندیم گفته اند «انرژی از بین نمی رود؛ بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود.» گاهی اوقات ممکن است به صورت انرژی حرکتی، جنبشی، شیمیایی و الکتریکی ظاهر شود و گاهی اوقات هم ممکن است به صورت خودنویس و ساعت لاکچری از جیب بابک زنجانی و محمود خاوری سر در بیاورد! خلاصه از بین نمی رود.

اما داستان در مورد بحران کاملاً آب جدی است و مو لای درز فرضیه علمی آن نمی رود و همه متفق القول بر این باوریم که« آب رفته به جوی باز نمی گردد!»

البته با وجود جدی بودن این بحران مسئولین بیشتر تمایل دارند این مناقشه را بدون صرف هزینه حل و فصل کنند و نیازی به مایه گذاشتن از بودجه مملکت در جهت فرهنگ سازی، تولید انبوه شیر های هوشمند، ساخت برنامه های آموزشی، برگزاری همایش و نمایش و حتی ساخت شخصیت آبکی و کارتونی «بابا آبی»… در جهت باز گرداندن آب رفته به جوی نمی بینند.

یعنی دوست دارند مردم خودجوش عمل کنند و بحران آب را هم خود مردم مثل سایر بحران های طبیعی و غیر طبیعی که به آن عادت کرده اند مدیریت کنند. مثلاً دوست دارند خلق الله «یک آن» یا «یهویی» به خودشان بیایند و یکصدا همه با هم زمزمه کنند« شیلنگت را زمین بگذار» و از فردای آن روز، ماشین شان را با یک آفتابه آب بشویند؛ آب را مایه حیات بدانند نه جاروی حیاط، از پسماند آب مسواکی و غنی شده با خمیردندان روشویی برای آبیاری درختان و گل های باغچه استفاده کنند، کمتر حمام بروند و با دستمال مرطوب خودشان را تمیز کنند و یا با قرار دادن سه چهار تا آجر گری در سیفون مستراح، حجم آب مخزن سیفون را تا اندازه یک بطری آب معدنی کاهش دهند و اگر سیفون نتوانست وظیفه اش را به درستی انجام دهد، با دستکاری در سیستم تایمینگ درونی شان، تعداد بیرون روی شان را کاهش دهند! کشاورزان نیز به جای کشت برنج و هندوانه و خربزه و سیب زمینی، فقط زعفران،کلزا،کنجد و گیاهان دارویی بکارند و کمبود مایحتاج و مواد خوراکی را با چهار تا امضای طلایی و واردات از کشورهای خارج جبران کنیم.

با تدابیر اتخاذ شده فوق دیگر نگرانی بابت هدر روی ۳۹۰ لیتر آب در ثانیه ناشی از فرسودگی شبکه های آبرسانی و هدر رفت سی درصد آب کشور معنا نخواهد داشت. تازه از محل صرفه جویی های صورت گرفته و مازاد آب، می توانیم دریاچه ارومیه و سایر باتلاق ها، تالاب ها، چشمه ها، برکه های خشک شده نیز احیا کنیم و حتی کارخانجات جدید فولاد را که نیاز به مصرف بالای آب دارند، در یزد و استان های کویری راه اندازی کنیم بدون اینکه کسی به وزیر نیرو گیر بدهد! در واقع « با این همه معانی و این سبک و انسجام . . . چشم حسود کور که جز عیب ننگرد!» در ضمن توصیه می شود بعد از گسترش این رویکرد، دوستان ژئوپلیتیسین ( تلفظ این کلمه چقدر سخته) نگرانی بابت کمبود یا بحران آب را فراموش کنند و دور رویکرد « هیدروپولیتیک» یا همان «مطالعه ی اثر تصمیم گیری های مربوط به استفاده از آب در شکل گیری های سیاسی در روابط میان دولت ها یا روابط میان دولت ها و مردم یک کشور» را قلم بکشند و حتی می توانند در عوض نگرانی بابت کمبود آب، به مقوله صادرات آب به سایر کشورها هم فکر کنند! سقف آرزوهایتان آسمان…