کارگران درقالب یک طرح به خواب رفته‌اند
کارگران درقالب یک طرح به خواب رفته‌اند
حسین بنا پیرمرد 65ساله ای که هر روز سر ساعتی خاص در جست و جوی روزی حلال ازساعت 6صبح تا پیدایش کار, کاری که شاید به حرفه اش نخورد سر چهار راه ایست می کند صورتش را از سرما با شال سبزی پوشانده است وقتی متوجه من به عنوان خبرنگار می شود با دلگرمی از سر شوق به سمتم می آید و درد ودل خود را اینگونه آغاز می کند: با یک فرزند معلول و خانمم که ناراحتی کلیه دارد در کورترین حاشیه شهر با یک خانه‌ی نمور و رطوبتی که هر ان امکان ریزش دیواره های آن است با کارگری روز مزدی زندگی می کنم جز بنایی شغل دیگری ندارم و با وضعیت موجود نمی‌دانم با هزینه‌ها و مخارج زندگی چه کنم.حقوق و دستمزدهایی که از شرایط معمولی بسیار کمتر است و با توجه به شرایط سنی و بیماریهایی که هر شخص می‌تواند داشته باشد کارها سخت و زیانبار اما پول و دستمزد بسیار ناچیز و از بیمه هم خبری نیست ….

در سوز گرما و سرما زیر باران , زخم‌های دل و تاول های دستش را از نگاه زمین و زمان پنهان می کند با پای خسته , بی ادعا و پرمشقت برسر گذری از راه و چهارراه ساعت ها در ارتفاع زیاد بدنبال نگاه یک کارمند ساده , فروشنده , رئیس یک ارگان , پیمانکار و… برای تکه نان بی‌رفیق و لقمه ای که حاصل زحمت است و میوه ی باغ غیرت , پاک و زلال و معطر و بی هیاهو ,حلال وار می ایستد تا با چرخش دست و بازوی خود سبب چرخش چرخ‌های زندگی جامعه و امتداد رگه‌های حیات در مجاری هستی شود .

کارگران درقالب یک طرح به خواب رفته‌اند

حسین بنا پیرمرد ۶۵ساله ای که هر روز سر ساعتی خاص در جست و جوی روزی حلال ازساعت ۶صبح تا پیدایش کار, کاری که شاید به حرفه اش نخورد سر چهار راه ایست می کند صورتش را از سرما با شال سبزی پوشانده است وقتی متوجه من به عنوان خبرنگار می شود با دلگرمی از سر شوق به سمتم می آید و درد ودل خود را اینگونه آغاز می کند: با یک فرزند معلول و خانمم که ناراحتی کلیه دارد در کورترین حاشیه شهر با یک خانه‌ی نمور و رطوبتی که هر ان امکان ریزش دیواره های آن است با کارگری روز مزدی زندگی می کنم جز بنایی شغل دیگری ندارم و با وضعیت موجود نمی‌دانم با هزینه‌ها و مخارج زندگی چه کنم.حقوق و دستمزدهایی که از شرایط معمولی بسیار کمتر است و با توجه به شرایط سنی و بیماریهایی که هر شخص می‌تواند داشته باشد کارها سخت و زیانبار اما پول و دستمزد بسیار ناچیز و از بیمه هم خبری نیست ….

با شروع صحبت استا حسین استا عابدین هم رضایت خود را برای درد و دل کردن اعلام می کند و ناگفته هایش را اینگونه بر زبان جاری می سازد: من خیلی دلم از مسئولین پر است آنها قشر کارگر مخصوصا امثال ماها که بر سر گذر و چهار راهها برای یک لقمه نان حلال چه بسا ساعت‌ها و روزهای متمادی بدون اینکه کسی برای کارگری سراغ مارا بگیرد را فراموش کرد ه اند و فقط در سخنرانی های و روز کارگر ما را از شریفترین اقشار جامعه می دانند و چهره ی خسته و دستان پینه بسته ی ما را به صورت تابلو و عکس نمادین بر روی صفحه ی تلویزیون و سطح شهر پخش می کنند. وی در ادامه گفت: من دنبال حقوق و دستمزد رایگان و بدون کار نیستم یا توقع داشته باشم دخترم که با مدرک کارشناسی با ۲۷سال سن در خانه بیکار است با پارتی بازی به سر کار ببرند نه حرف من این است که بداد دردهاو سوزهای درونی ما برسند حداقل یک جایگاه را برای ساماندهی هر کارگر متناسب با حرفه و شغلی که در آن مهارت دارد و یا کارگرهایی که فصلی هستند و بعضی از آنها هیچ حرفه ای هم بلد نیستند در نظر بگیرند و با شرکت های خدماتی و پیمانکاران قرارداد ببندد و از دغدغه های این قشر سر سوزنی هم که شده کم کنند .
جلال جوان ۲۵ ساله که از روستاهای اطراف برای تامین هزینه های زندگی خانواده به شهر و سر گذر پناه آورده است قبل از پا گذاشتن به سطح شهر در روستا بعد از فوت پدر و تقسیم اموال پدری ۲رآس گاو و زمینی به متراژ ۲۵۰متر به ارث برده است که زمین را به خاطر ازدواج و تامین کالاهای اساسی که از سمت خانواده دختر بر دوشش گذاشته شده فروخته است و ۲رأس گاو را هم به یمن سخاوت مسئولین منابع ملی و طبیعی از بابت حصار کشی مرتع و طرح خروج دام از جنگل و هزینه های گزاف علوفه ۶ماه پیش فروخته است جلال که در حال حاضر بیکار است و منتظر بدنیا آمدن فرزند خود ؛ برای گذران زندگی به گفته ی خودش دست نگاه کن کارفرما و پیمانکار شده است,آرماتور بند ی را از پسر دایش یاد گرفته و تقریبا ماهر این کار است اما به خاطر فقر و بیکاری و تورم اقتصادی و بحث کرونا که بر روی تمام شغل ها تآثیر منفی بسزایی گذاشته است و دست روی دست زیاد شده و هرکسی در هر شغل و حرفه ای بدنبال تامین هزینه ها که نه بیمه ای دارد و نه حق فرزندی، و نه حقوق و دستمزد مناسبی شاید روزها و شاید هفته‌ها نتواند کاری پیدا کند تا دستمزدی بگیرد و نا امید و دست خالی به خانه بازگردد.
کارگران گردانندگان چرخ اقتصاد کشور هستند و اگر نیروی انسانی کارگر نباشد جامعه و چرخ اقتصاد در جامعه لنگ می‌شود اما انگار تلاطم و اضطراب، جزیی از زندگی این مردان با غیرت شده است.

ابراهیم جوانی و سی‌ و چند ساله به‌نظر می‌رسد.که از سمت پای راست مشکل دارد و هنگام راه رفتن لنگ می زند او در ایستگاه اتوبوس پشت بازار… به همراه چند نفر دیگر منتظر است تا برای کارگری کسی به سراغ آنها بیاید امید دارد شاید بتواند آن حوالی کاری برای خودش دست و پا کند و روزش را با بیکاری به شب نرساند. وی می‌گوید : تصادف کرده و تاندوم پایش آسیب دیده است مسئولیت زندگی خواهر و پسر ۶ساله اش به عهده ی اوست ابراهیم با لبخن تلخی ادامه می دهد: ما نه کار داریم نه حقوقی اما از هر طرف آب , برق , گاز , اجاره خانه , دارو و درمان , تغذیه کلا همه چی در مضیقه ایم قیمت ها و تعرفه ها ثانیه ای چرتکه می اندازند و رو به افزایش است . درد خود را به کی بگوییم که واقعا ما را درک و باور کنند و ما قشر کارگر را هم جزئی از افراد جامعه به حساب بیاورند در مانگر و فریاد رس و دادخواهی نمی بینیم هر لحظه جیب ما تنگ تر سفره ی ما حتی از نان خشک خالی تر اما قشر خاصی از جامعه گردن کلفت تر.وقتی حرفش به اینجا می‌رسد با افسوس سرش را تکان می‌دهد.مصیبت بزرگ امثال من کارگر بیماری است خدا نکند گریبان گیرمان شود یا باید بمیریم یا با خود درمانی دردی به دردهای خودمان بیفزاییم .

خیلی‌ها بیکار هستند و خیلی از کسب‌وکارها از رونق افتاد و مشاغل بسیاری از بین رفت. آنهایی که کسب‌وکارشان راکد شده برای تأمین زندگی خود چاره را در کار روزمرد می بینند کنار گوشه خیابان‌ها و میدان‌ها به انتظار کار می مانند و حق کارگرانی که دغدغه‌شان نه افزایش حقوق ماهانه بلکه پیدا کردن کار با درآمدی ناچیز برای گذراندن چند روز از زندگی هستند را ضایع می کنند .
افزایش حقوق ۲۰ درصد که شامل حال کارگران سرگذر نمی شود اما گرانی و تورم ۴۰ درصد همانند خمپاره ای است که زندگی آنها را از بعد افزایش مشکلات دگرگون و نابود می سازد.

متاسفانه حق کار گر همیشه مورد تجاوز کارفرما قرار گرفته است چرا که سازماندهی شده نیست و کارفرما هم در اکثر مواقع با هر لحنی که دلش می خواهد با کارگر برخورد می کند و دست آخر هم مزد کارگری را با هزار منت یا گاهی کمتر پرداخت می کند.

کارگرانی هستند که از شرایط نابسامانی گلایه دارند یا از عدم پرداخت به موقع دستمزد و یا افرادی که این کار تنها راه امرا رمعاش، تامین جهیزیه و یا مخارج تحصیل فرزندانشان است،کارگران روزمزد با شرایط سخت روزگار سخت دست و پنجه نرم می کنند، برخی از کارگران حتی در حین انجام کار نقص عضو می شوند و هر چه تلاش کنند برای دریافت خسارت به نتیجه ای نمی رسند چرا که اداره کار آینها را به رسمیت نمی شناسد.
به نقل از خبرگزاری مهر حجت مقسم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: در چند گذر شهر گرگان، شاهد حضور کارگران ساختمانی و فصلی بوده که علاوه بر اینکه مشکل ترافیکی و بصری ایجاد می شود، جایگاه و منزلت این افراد هم مورد خدشه قرار خواهد گرفت.
رئیس کمیسیون خدمات، سیما، منظر و زیست شهری شورای اسلامی شهر گرگان افزود: لذا یک سوله در جنب کانون طاها واقع در خیابان شهید رجایی، برای ساماندهی این افراد در نظر گرفته شده تا در آن ثبت نام و تشکیل پرونده دهند
وی بیان کرد: با اجرای این طرح کارگران شناسنامه دار شده در نتیجه شهروندان با توجه به نیاز خود می توانند آنها را در مشاغل گوناگون به کارگیری کنند.
مقسم از اختصاص یک میلیارد تومان اعتبار برای اجرای این طرح خبرداد و گفت: کارگران می توانند به این بخش مراجعه کرده و از مزایایی همچون بیمه بهره مند شوند.
رئیس کمیسیون خدمات، سیما، منظر و زیست شهری شورای شهر گرگان بیان کرد: در فضای سوله هم فیلم آموزشی ایمنی و بهداشت کار پخش شده تا این افراد با مسائل ایمنی آشنا شوند.
طبق گفته وی اداره و مدیریت سوله به انجمن صنفی کارگران ساختمانی سپرده می شود.
مقسم اضافه کرد: اپلیکیشنی هم طراحی می‌کنیم تا نیاز به حضور فیزیکی کارگران به صورت روزانه نباشد.
اما در خصوص پیگیری ساماندهی و طی پنجمین جلسه کمیسیون خدمات، سیما، منظر و زیست شهری شورای اسلامی شهر گرگان از ساماندهی کارگران ساختمانی سرگذر در قالب طرح «ایست کار» به صورت ستادی با متولی‌گری اداره کار و همکاری نهادهایی همچون فنی و حرفه‌ای، تامین اجتماعی، شهرداری و با همکاری موسسه خودباوران کوثر خبر دادند. و قرار شد شهرداری گرگان مسوولیت ایجاد فضایی ایمن تحت عنوان «ایست کار» برای کارگران فصلی سرگذر را برعهده بگیردتا ضمن حفظ شأن و منزلت کارگران، زیبایی چهره شهر نیز حفظ شود. اما چی شد و اجرایی شدن این طرح در چه مرحله ای است و کارگران در کدام ایست کار با شناسنامه منتظر رفتن به سرکار هستند به سراغ طالبا دبیر خانه کارگر استان گلستان رفته و نظر ایشان را در این خصو جویا شدیم
دبیر خانه کارگر استان گلستان با تاکید براینکه شهرداری و اداره کار رفاه و امور اجتماعی متولی اصلی ساماندهی سرگذر و فصلی است گفت: متاسفانه باتوجه به جلساتی که با مسئولین امر گذاشته شد و تصمیم برآن شد که کمیته ای به جهت بررسی مشکلات و موارد موردنیاز این طرح برای اجرایی شدن تشکیل شود کمیته تشکیل شد اما تا به اکنون اقداماتی در خصوص ساماندهی کارگران و زدن ایست کار در جایگاهی مشخص صورت نگرفت .
طالبا افزود: شهرداری باید خیلی پیش از این ها پا به عرصه می گذاشت و شرایط را طوری رقم می زد که ضمن حفظ عزت و احترام و شرافت کارگر آنها را شناسایی و براساس حرفه ی آنها حتی اگر حرفه ای بلد نیستند ساماندهی کرده و شناسنامه برای حق و حقوق آنها صادر کند اما متاسفاته متولیان اصلی ساماندهی کارگران سر گذر ,بنا به دلایل توجیهی خود , پای کار نمی‌آیند و همین بی توجهی بعضأ شاهد اعتراض بعضی از همسایگان نسبت به ایستادن و بار ترافیکی کارگران سر چهارراهها و سرگذر هستیم.
و نکته ی قابل توجه : کارگران هم دقیقا مثل بیشتر طرحها در قالب همان طرح به خواب رفته اند…..

  • نویسنده : سهیلا علاالدین
  • منبع خبر : بازار کسب و کار آنلاین