دستور یا التماس!تکرار نافرمانی!
دستور یا التماس!تکرار نافرمانی!
در چند دهه اخیر ،نمونه هایی از کارایی این نوع مواجهه در بازار قابل یاد آوری است !دستور دولت در افزایش یا کاهش نرخ بهره بانکی وسود ،قیمت گذاری کالاهای اساسی،چند نرخی کردن ارز وارز ترحیهی وقیمت گذاری خودرو و…..

به نظر می رسد،تاکید ودستور معاون صمت مبنی بر کاهش قیمتها از همین امشب !تکرار نافرمانی بازار از دولتهاست!
با اذعان به پذیرش مداخله دولت در اقتصاد به عنوان اصل وتجربه زیسته بشری،اختلاف اززمین رد وتایید دخالت دولت، به حدود وثغور آن کشیده شده است.

دستور یا التماس!تکرار نافرمانی!

در چند دهه اخیر ،نمونه هایی از کارایی این نوع مواجهه در بازار قابل یاد آوری است !دستور دولت در افزایش یا کاهش نرخ بهره بانکی وسود ،قیمت گذاری کالاهای اساسی،چند نرخی کردن ارز وارز ترحیهی وقیمت گذاری خودرو و…..

اگرچه پرداختن به پیامدهای این دستورات موضوع این نوشتار نیست وآن را به فرضتی دیگر وکارشناسان ونهادهای ذیربط می سپاریم اما ذکر چندسوال وابهام ،خصوصادر این شرایط دشوار اقتصادی قابل واگویی است:
-در کدام نوع یا نظام اقتصادی یا الگو ومدل، دستور کارایی دارد؟
-آیا اساسا مدل پذیرفته شده یا تحمیل شده ،علی رغم نقاط قوت وضعف آن طور که باید،اجرا شده است و از تمام ابزارها وساز وکارهایش کمک گرفته شده است؟
-آیا دولتهای مختلف در همان الگوی حداقل ذهنی از اهرمهای سیاستگذاری وقدرت تقنینی خود آگاه بوده اند واز آن بهره گرفته اند ؟مسئله کجاست؟
-آیا زمان آن فرانرسیده است که بپذیریم هر مدل اقتصادی فرمولها وقواعد بازی و….خاص خود را می طلبد وبه آن واکنش نشان می دهد ؟درشرایطی که سخت افزار ونرم افزار وسیستم عامل این رایانه، همخوانی ندارد چگونه به انتظار کارکرد آن نشسته ایم!؟
-انتقال وپاسکاری مالیات به دهکهای پایین درآمدی وبرخورداری دهکهای بالای درآمدی از یارانه ها وکمکهای دولت و….شواهد بسیار دیگر ،فقدان یک الگوی اقتصادی به روز وکارآمد را به ما هشدار نمی دهد؟
-فقدان الگو نه نوع آن !بسته ها وبرنامه های کوتاه ومیان وبلند مدت دولتها را با چالش مواجه کرده وحتی واژه ها اقتصادی راهم از محتوا خالی ومنحرف می کند !تداخل والتقاط کلماتی از قبیل ملی شدن ودولتی کردن ونظام بانکداری بدون ربا وتجارت ودلالی وخصوصی سازی وخصولتی کردن و…….شواهدی دال بر بلاتکلیفی وسردرگمی وگمراهی اقتصاد ما نیست؟
-اینکه برخی فکر می کنیم بانصیحت وعتاب وبشارت وانذار، بازار ازاصول حاکم برخود کوتاه آمده واز سود خود صرف نطر کند بر کدام الگو استوار است؟

  • آیاما بازار وقابلیتها وسازوکار آن را برخلاف ماهیت ،آنگونه که خود می خواهیم بازتعریف وترسیم نکرده ایم ؟فلسفه وجود اتاقها وخانه های حمایت از تولید کننده ومصرف کننده وتعزیرات و…..تا کنون مثمرومفید بوده است؟چرا ورود دولتها تحت عنوان تنظیم بازار،با رانت وفساد همراه شده است وبلافاصله بازار آن را خنثی می کندوگاهی منجر به وخامت عرضه وتقاضا می شود؟
    به نطر می رسد عدم تمکین نیروهای بازار به حکمرانی دولتها نوعی واکنش ونافرمانی ماهوی است ووفت آن فرا رسیده است که بپذیریم اقتصاد به الگویی زمینی بیشتر نیازمند است تا انتزاعی وذهنی!
  • نویسنده : دکتر رسول نیشابوری