×
×

باران هست، آب نیست!
منفی ۱۰۰ درصد؛ سدهای گلستان همچنان خشک

  • کد نوشته: 61808
  • ۱۴۰۴-۰۹-۳۰
  • ۰
  • گلستان - بازار کسب و کار | بارش‌های اخیر هم نتوانست تشنگی سدهای گلستان را برطرف کند و آمارها از یک بحران عمیق و مدیریتی خبر می‌دهد...
    منفی ۱۰۰ درصد؛ سدهای گلستان همچنان خشک
  • تبلیغ هدفمند

    گزارش‌های رسمی و میدانی نشان می‌دهد استان گلستان با وجود بارش‌های قابل توجه هفته‌های اخیر، نتوانسته از این نعمت طبیعی برای تقویت ذخایر آبی خود بهره‌مند شود. سدهای مهم استان از جمله وشمگیر، گلستان و بوستان در بازه زمانی ۱۶ تا ۲۹ آذرماه نه‌تنها افزایشی در ذخیره نداشته‌اند، بلکه با ثبت تراز منفی، زنگ خطر را برای مدیریت منابع آب استان به صدا درآورده‌اند.

    براساس اطلاعات تازه، روابط عمومی آب منطقه‌ای گلستان به خبرنگار بازار کسب‌وکار اعلام کرده است که تنها ۴ درصد ظرفیت سدهای استان آبگیری شده و این میزان شامل سدهای اصلی استان مانند وشمگیر، گلستان و بوستان نمی‌شود.

    علت این وضعیت از سوی مسئولان آب منطقه‌ای، «تشنگی بیش از حد زمین» اعلام شده و توضیح داده‌اند که بارش‌های اخیر بیشتر جذب زمین شده و نتوانسته به ذخایر سطحی و سدها برسد. این امر، نشانه‌ای آشکار از ضعف مدیریت و نبود برنامه‌ریزی جامع در استان است.

    آب منطقه‌ای گلستان همچنین تاکید کرده که مسئولیت ذخیره‌سازی روان‌آب‌های حاصل از بارش در سطح معابر شهری و جاده‌ای به تنهایی بر عهده این دستگاه نیست و مردم نیز باید نسبت به ذخیره‌سازی آب باران خروجی از منازل خود اقدام کنند. این اظهارات نشان می‌دهد که بخشی از بار مدیریت آب بر دوش شهروندان افتاده و ضعف هماهنگی میان نهادهای مسئول و جامعه به بحران دامن زده است.

    سد وشمگیر که زمانی یکی از منابع اصلی تأمین آب  شرب و کشاورزی و تنظیم جریان‌های سطحی در شرق استان محسوب می‌شد، امروز با حداقل ذخیره ممکن دست‌ و پنجه نرم می‌کند. کاهش شدید حجم آب این سد، کشاورزان پایین‌دست را در شرایطی قرار داده که هر سال با نگرانی بیشتری به فصل کشت نگاه می‌کنند.

    سد گلستان نیز وضعیتی مشابه را تجربه می‌کند. سدی که قرار بود نقش ضربه‌گیر بحران‌های خشکسالی را ایفا کند، اکنون خود به نمادی از ناکارآمدی در مدیریت منابع آبی بدل شده است. تداوم این وضعیت، امنیت آبی شهرها و روستاهای وابسته به این سد را به شکل جدی تهدید می‌کند.

    سد بوستان، دیگر سازه آبی استان گلستان، نیز از این چرخه معیوب مستثنی نیست. کاهش ورودی آب و نبود ذخیره‌سازی مؤثر باعث شده این سد عملاً کارکرد اصلی خود را از دست بدهد، در حالی که هزینه‌های سنگینی برای احداث و نگهداری آن صرف شده است.

    پروژه سد نرماب به عنوان بزرگ‌ترین سد استان گلستان، به یکی از نمادهای تعلل و بلاتکلیفی تبدیل شده است. سدی که سال‌هاست نام آن در فهرست طرح‌های کلان استان دیده می‌شود، اما به دلیل عدم تخلیه کامل سکنه از کاسه سد هنوز آماده آبگیری نشده است.

    کارشناسان حوزه آب معتقدند اگر سد نرماب در سال‌های گذشته به بهره‌برداری کامل رسیده بود، بخش قابل توجهی از روان‌آب‌ها و سیلاب‌های اخیر می‌توانست مهار و ذخیره شود. اکنون اما این آب‌ها بدون استفاده مؤثر از استان عبور کرده‌اند و گلستان بار دیگر با دستان خالی به استقبال تابستان پیش رو می‌رود.

    ادامه این روند، مسئولان را ناگزیر به استفاده بیشتر از منابع زیرزمینی کرده است. برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی طی سال‌های اخیر به یک راهکار دائمی و نه اضطراری تبدیل شده است.

    یکی از پیامدهای این برداشت بی‌رویه، پدیده فرونشست زمین است که نشانه‌های آن در دشت‌های مختلف گلستان به وضوح مشاهده می‌شود. فرونشست آرام و بی‌صدا رخ می‌دهد اما آثار آن ویرانگر است؛ از تخریب زمین‌های کشاورزی گرفته تا آسیب به زیرساخت‌های شهری و روستایی.

    استان گلستان که به «ایران کوچک» شهرت دارد و تنوع اقلیمی و قومی کم‌نظیری را در خود جای داده، امروز با بحرانی مواجه است که می‌تواند بنیان‌های توسعه پایدار آن را متزلزل کند. این بحران محدود به آب نیست و معیشت، امنیت غذایی و حتی مهاجرت اجباری را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.


     زنگ خطر بحران آبی و فرونشست زمین در گلستان به صدا درآمد

    در حالی که بسیاری از استان‌های کشور از بارندگی‌های آذرماه نفس تازه‌ای کشیده‌اند، گلستان با سدهایی که تراز ذخیره آن‌ها منفی ۱۰۰ درصد گزارش شده، همچنان در مسیر خطرناک برداشت از منابع زیرزمینی حرکت می‌کند؛ مسیری که پایان آن جز فرونشست زمین و نابودی کشاورزی و تشدید بحران‌های اجتماعی نخواهد بود.


    کشاورزان به عنوان نخستین قربانیان، هر سال هزینه این بی‌تدبیری‌ها را می‌پردازند. کاهش منابع آب، افت کیفیت خاک و افزایش هزینه‌های تولید، سودآوری بخش کشاورزی را به شدت کاهش داده و بسیاری از بهره‌برداران را در آستانه خروج از چرخه تولید قرار داده است.

    این در حالی است که کشاورزی یکی از ستون‌های اصلی اقتصاد گلستان به شمار می‌رود. ضربه به این بخش، تنها یک خسارت صنفی نیست بلکه تبعات آن در بازار کار، قیمت مواد غذایی و تعادل اقتصادی استان مشهود است.

    شهرها و روستاهای استان نیز با تنش آبی فزاینده روبه‌رو هستند. کاهش فشار آب، قطعی‌های مقطعی و افت کیفیت منابع آب شرب، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده و نارضایتی اجتماعی را افزایش داده است.

    داده‌های گذشته نشان می‌دهد هر بار هشدارها نادیده گرفته شده، بحران با شدت بیشتری بازگشته است. گلستان اکنون در نقطه‌ای قرار دارد که ادامه مسیر فعلی، به معنای تشدید بحران در سال‌های آینده خواهد بود.

    کارشناسان تأکید دارند که مدیریت منابع آب نیازمند نگاه جامع، فرابخشی و بلندمدت است. تمرکز صرف بر تأمین کوتاه‌مدت آب، بدون توجه به پایداری منابع، همان چرخه معیوبی است که استان را به وضعیت کنونی رسانده است.

    احیای نقش سدها، تسریع در بهره‌برداری از سد نرماب، مدیریت مصرف و اصلاح الگوی کشت از جمله راهکارهایی است که سال‌هاست مطرح می‌شود اما اجرای آن‌ها با کندی و تعلل همراه بوده است.

    همچنین نقش مدیریت شهری و روستایی در این بحران قابل چشم‌پوشی نیست. توسعه‌های بی‌ضابطه، افزایش مصرف آب بدون توجه به ظرفیت منابع و نبود برنامه‌های جدی برای بازچرخانی آب، فشار مضاعفی بر منابع محدود استان وارد کرده است.

    شهرداری‌ها و شوراهای اسلامی شهر و روستا می‌توانستند با سیاست‌گذاری‌های هوشمندانه‌تر بخشی از بار مصرف آب را کاهش دهند، اما در عمل این موضوع اغلب در اولویت‌های پایین‌تر قرار گرفته و نتیجه آن امروز آشکار شده است.

    دستگاه‌های نظارتی نیز در برابر این وضعیت مسئولیت دارند. چرا هشدارهای مکرر کارشناسان و رسانه‌ها به اقدام عملی منجر نشده است؟ نبود پاسخگویی شفاف، یکی از حلقه‌های مفقوده مدیریت بحران آب در گلستان است.

    استانداری به عنوان نهاد هماهنگ‌کننده اصلی، نقش کلیدی دارد. انتظار افکار عمومی این است که مدیریت ارشد استان با ورود جدی و مطالبه‌گرانه، دستگاه‌های متولی را به حرکت وادارد. سکوت یا اقدامات نمایشی، دیگر پاسخگوی عمق بحران نیست.

    شرکت آب منطقه‌ای باید توضیح دهد که چرا با وجود بارش‌ها، سدهای استان همچنان خالی مانده‌اند و چرا مسئولیت ذخیره‌سازی روان‌آب‌ها بر عهده مردم نیز افتاده است. شفاف‌سازی و ارائه گزارش‌های دقیق، نخستین گام برای بازسازی اعتماد عمومی است.

    در مجموع، آنچه امروز در گلستان جریان دارد، یک بحران تدریجی اما عمیق است. بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، فردا به یک فاجعه تمام‌عیار تبدیل خواهد شد. باران آمده، اما فرصت‌ها در حال از دست رفتن است.

    نکته قابل تأمل بازار کسب‌وکار

    ضعف مدیریت و نبود هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول، عامل اصلی بحران است و نمی‌توان همه تقصیر را به گردن طبیعت انداخت.

    استاندار، شرکت آب منطقه‌ای، شهرداری‌ها و شوراهای اسلامی شهر و روستا هر یک سهمی در این وضعیت دارند و افکار عمومی حق دارد بداند چه کسی پاسخگو است.

    تاکید بر مسئولیت شهروندان برای ذخیره‌سازی آب باران، نشان‌دهنده ضعف نهادهای متولی در مدیریت جامع منابع است.

    شهروندان، به‌ویژه کشاورزی، قربانی مستقیم بی‌تدبیری‌هاست و ادامه این روند به معنای کاهش تولید، افزایش بیکاری و فشار مضاعف بر معیشت مردم است.

    امروز زمان تصمیم‌های شجاعانه و پاسخگویی شفاف است. هر روز تعلل، یک گام نزدیک‌تر شدن به بحران‌های بزرگ‌تر است؛ بحران‌هایی که هزینه آن را مردم گلستان خواهند پرداخت.

    در پایان چه کسی پاسخگو بحران پیش رو خواهد بود آیا باز هم مردم باید پاسخگو بی تدبیری باشند؟

     

     

     

    نویسنده: مهندس حمیدرضا محمدیاری
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *