به گزارش بازار کسب و کار | گزارشهای تازه پایگاه رصد فرهنگی کشور نشان میدهد سرانه مطالعه روزانه به ۱۰.۹ دقیقه رسیده است و این عدد در برابر میانگین ۷۰ دقیقه استفاده از شبکههای اجتماعی قرار میگیرد و مقایسه این دو شاخص تصویر روشنی از تغییر الگوی مصرف فرهنگی ارائه میدهد و تغییری که پیامدهای آن فراتر از حوزه نشر و کتابفروشیهاست.
رقابت کتاب با موبایل دیگر یک استعاره نیست بلکه یک واقعیت عینی است و فضای دیجیتال با سرعت تنوع و جذابیت بصری مخاطب را درگیر میکند و در مقابل کتاب نیازمند تمرکز زمان و سکون ذهنی است و همین تفاوت ماهیتی رقابتی نابرابر را شکل داده است.
بر اساس دادهها تنها ۴۱ درصد مردم خود را کتابخوان میدانند و این یعنی اکثریت جامعه چنین هویتی برای خود قائل نیستند و کتاب هنوز به بخشی از تعریف روزمره سبک زندگی بدل نشده است و هویتی که باید اجتماعی باشد همچنان فردی و محدود مانده است.
بیش از نیمی از پاسخدهندگان گفتهاند کتاب در خانوادهشان جایگاه کمی دارد و این گزاره نشان میدهد مطالعه به رفتار جمعی تبدیل نشده است و وقتی کتاب در خانه دیده نمیشود در ذهن کودک هم نهادینه نمیشود و فرهنگ مطالعه پیش از مدرسه در خانواده شکل میگیرد.
در عین حال ۸۱ درصد مردم معتقدند کم مطالعه میکنند و این خودآگاهی اجتماعی نکتهای مهم و قابل تأمل است و جامعه از ضعف مطالعه آگاه است اما در تغییر آن ناتوان مانده است و فاصله میان دانستن و عمل کردن همچنان پابرجاست.
در میان همه گروهها اعضای کتابخانهها رفتار منظمتری دارند و ۴۱.۷ درصد آنان کمتر از یک هفته پیش کتابی را به پایان رساندهاند و این آمار نشان میدهد برای بخشی از جامعه مطالعه عادت فعال است و عادتی که از تصمیمهای مقطعی فراتر رفته است.
در حوزه ترجیح قالب مطالعه ۵۲.۴ درصد نسخه چاپی را انتخاب میکنند و با وجود رشد اپلیکیشنها کاغذ هنوز جایگاه خود را حفظ کرده است و لمس کتاب و تجربه فیزیکی خواندن برای بسیاری اهمیت دارد و این موضوع نشان میدهد فناوری هنوز کاملاً جایگزین نشده است.
انگیزه اصلی ۶۴.۴ درصد کتابخوانان رشد فردی اعلام شده است و برای این گروه کتاب ابزار یادگیری و بهبود شخصی است و مطالعه همچنان با مفهوم توسعه فردی پیوند خورده است و این پیوند میتواند نقطه اتکای سیاستهای فرهنگی باشد.
در سوی دیگر ۲۲.۳ درصد مردم اصلاً کتاب نمیخوانند و صفر مطلق مطالعه در این بخش از جامعه نگرانکننده است و این شکاف فرهنگی میتواند به شکاف دانشی منجر شود و شکافی که پیامدهای اقتصادی نیز خواهد داشت.
بازار نشر عملاً بر دوش اقلیتی فعال میچرخد و خریداران جدی سالانه حدود دو میلیون تومان صرف خرید کتاب میکنند و این تمرکز مصرف نشاندهنده ساختار نامتوازن بازار است و اقتصاد کتاب به جامعهای فراگیرتر نیاز دارد.
در سبد سلیقه مخاطبان رمان با ۲۱.۲ درصد پیشتاز است و داستان و روایت همچنان بیشترین کشش را دارند و پس از آن کتابهای تاریخی روانشناسی و تخصصی قرار میگیرند و این الگو بیانگر نیاز به معنا و تحلیل در زندگی روزمره است.
اما چرا بسیاری کتاب نمیخوانند و ۴۹.۷ درصد کمبود وقت را دلیل اصلی اعلام کردهاند و زندگی پرشتاب شهری فرصت تمرکز طولانی را کاهش داده است و کتاب در اولویت برنامه روزانه قرار نمیگیرد.
خستگی ذهنی نیز عاملی تعیینکننده است و پس از یک روز کاری پرفشار انرژی شناختی تحلیل میرود و کاربران ترجیح میدهند محتوای کوتاه و سریع مصرف کنند و اسکرول کردن جایگزین خواندن عمیق شده است.
هزینه کتاب هم در میان دلایل مطرح شده دیده میشود و افزایش قیمت کاغذ بر بهای نهایی اثر گذاشته است و برای برخی خانوادهها کتاب کالایی غیرضروری تلقی میشود و این نگاه مصرفی جایگاه فرهنگی کتاب را تضعیف میکند.
در همین زمینه دکتر مهدی رضایی استاد جامعهشناسی دانشگاه معتقد است کاهش سرانه مطالعه نتیجه تغییر سبک زندگی است و او تأکید میکند جامعه امروز به سمت مصرف محتوای سریع حرکت کرده است و این روند تمرکز عمیق را تضعیف میکند و بازگشت به فرهنگ کتاب نیازمند بازتعریف اوقات فراغت است.
کاهش ۲۵ درصدی اضافه بار راه های گلستان

























دیدگاهتان را بنویسید