در این جنگ؛ با شایعه، تحریف، بزرگنمایی ضعفها و کوچکنمایی دستاوردها و امیدها کاری میکنند که آدمها نتوانند درست تشخیص بدهند چه چیزی واقعیت است و چه چیزی عملیات شناختی – روانی. نتیجه این عملیات؛ اختلال محاسباتی است؛ یعنی به زبان ساده فرد یا جامعه با اطلاعات ناقص و احساسی، برداشت غلط پیدا میکند و رفتارهایی نشان میدهد که به ضررش تمام میشود.
در این جنگ یکی از هدفهای اصلی، ایجاد انشقاق شناختی و فکری در سطح مسئولان، مدیران و مردم است؛ یعنی جامعه را از درون دو قطبی و پراکنده کنند و بین مردم سوءظن بسازند.
در این جنگ با ابزارها و سکوهای فضای مجازی و برخی رسانهها، با تیترهای تحریکآمیز و روایتهای یکطرفه، اختلاف سلیقهها را تبدیل به دشمنی میکنند: شکاف نسلی، شکاف میان گروههای اجتماعی، میان شهر و روستا و حتی داخل خانوادهها. گاهی هم با پخش خبرهای نیمهدرست یا کاملاً جعلی، احساس ترس و خشم را بالا میبرند تا افراد بدون فکر، پیامها را منتشر کنند و ناخواسته به همان برنامه خصمانه دشمن کمک کنند.
اما نکته مهم اینجاست جامعه ایران فقط یک جامعه خبری نیست؛ ریشههای فکری، دینی و اجتماعی عمیق فرهنگی-هویتی دارد که سرمایه بزرگش در همین روزهای سخت دیده میشود. باورهای دینی-ملی-فرهنگی بسیاری از مردم بر صبر، امید، اخلاق، پرهیز از تهمت و دروغ و مسئولیتپذیری در برابر حقالناس تأکید میکند؛
یعنی همان موضوعاتی که جنگ شناختی میخواهد تضعیف کند.
از طرف دیگر، تجربه تاریخی مردم ایران نشان داده هر وقت اعتماد و همدلی بالا بوده، فشارها کمتر اثر کرده و دشمن در ایجاد شکافهای مدنظرش ناکام مانده است. پس حفظ حرمتها، شنیدن حرف همدیگر و تبدیل نکردن اختلاف نظر به تخریب، یک کار اجتماعی و حتی معنوی در این شرایط است.
در عمل، مقابله با جنگ شناختی یعنی قبل از باور و بازنشر هر خبر، کمی مکث کنیم و منبعش را بسنجیم، خبر را از چند منبع معتبر چک کنیم، به کلیپها و عکسهای بینامونشان اعتماد نکنیم و در موضوعات حساس دنبال اطلاعیههای رسمی و رسانههای شناخته شده باشیم.
بهتر است در خانواده و جمعهای دوستانه، بحثها به توهین و برچسبزنی نرسد و اگر کسی مضطرب یا خشمگین شد، اول آرامش را برگردانیم و بعد حرف بزنیم.
تدوین برنامه اقدام ملی حفاظت از فوک خزری

























دیدگاهتان را بنویسید