سرویس اجتماعی بازار کسب وکار، این روزها و در شرایط بحران موج جدیدی از اخبار دلهرهآور، تصاویر تلخ، شایعات و تحلیلهای ضد و نقیض از شرایط جنگ و بحران، به سمت روان ما هجوم میآورند، باید بدانیم اضطراب ناشی از هجوم این اخبار را چگونه مدیریت کنیم.
وقتی سایه جنگ و بحران بر کشوری سنگینی میکند، اولین قربانی خاموش، روانِ جمعیِ جامعه است. اما چگونه میتوانیم در این بمباران اطلاعاتی، بدون اینکه از واقعیت قطع ارتباط کنیم، سنگر روانمان را حفظ کنیم؟
در شرایط فعلی کشور، پدیده «دوماسکرولینگ» (Doomscrolling) یا چرخیدنِ وسواسگونه در شبکههای اجتماعی برای یافتن اخبار بد، به یک مکانیسم دفاعیِ مخرب تبدیل شده است. مغز ما تصور میکند با دانستنِ تمام جزئیاتِ فاجعه، میتواند آن را کنترل کند؛ در حالی که تنها نتیجه آن، فلج شدنِ سیستم عصبی است
این گزارش، با تکیه بر یافتههای انجمن روانشناسی (APA) و علوم اعصاب شناختی، راهنمای کاربردی شما برای زنده ماندن در میدان جنگِ اخبار است.
بخش اول: چرا نمیتوانیم اخبار بد را رها کنیم؟ (آناتومی یک اضطراب)
برای مدیریت یک مشکل، ابتدا باید مکانیسم آن را بشناسیم. در شرایط بحرانی نظیر جنگ، شما ضعیف یا بیمار نیستید که مدام اخبار را چک میکنید؛ بلکه مغز شما در حال انجام وظیفه باستانی خود است: تلاش برای بقا.
آلارم آمیگدال: در مرکز مغز انسان غدهای بادامیشکل به نام آمیگدال (Amygdala) وجود دارد که رادارِ تشخیص تهدید است. وقتی اخبار مربوط به جنگ، انفجار یا خطر را میخوانید، آمیگدال فعال شده و هورمونهای استرس (کورتیزول و آدرنالین) را در خون ترشح میکند.
سوگیری منفینگری (Negativity Bias): از نظر تکاملی، مغز انسان به گونهای برنامهریزی شده که به اخبار بد وزن بیشتری بدهد.
نیاکان ما برای زنده ماندن باید به صدای شکستن یک شاخه (احتمال حضور درنده) بیشتر از بوی یک گل توجه میکردند. امروز، این مکانیزم باعث میشود مغز ما اخبار جنگ را به عنوان «اطلاعات حیاتی برای زنده ماندن» طبقهبندی کند و ما را در یک چرخه اعتیادآورِ چک کردن اخبار گرفتار سازد.
بخش دوم: نشانههای «خستگی روانی ناشی از اخبار» (News Fatigue)
استیون استوسنی (Steven Stosny)، روانشناس معروف، اصطلاح «اختلال استرس ناشی از تیترها» را ابداع کرد. اگر در این روزها علائم زیر را دارید، زنگ خطر برای شما به صدا درآمده است:
۱. کرختی عاطفی: دیگر با شنیدن اخبار بد گریه نمیکنید یا تعجب نمیکنید، بلکه احساس بیحسی و خلأ دارید.
۲. مه مغزی و اختلال تمرکز: نمیتوانید حتی ۱۵ دقیقه روی کار یا مطالعه تمرکز کنید.
۳. تنشهای فیزیکی بیدلیل: قفل شدن فک، درد شانهها، مشکلات گوارشی و اختلال در خواب (بیدار شدن با تپش قلب در نیمهشب).
بخش سوم: راهکارهای کاربردی و علمی برای مدیریت خستگی خبری
قطع کامل اخبار در شرایط بحرانی نه ممکن است و نه منطقی؛ هدف، «مصرف رژیمی و هوشمندانه» اطلاعات است. در ادامه راهکارهای اثباتشده برای مدیریت این شرایط ارائه شده است:
قانون «جعبهزمان» (Timeboxing) برای اخبار
به جای اینکه در طول روز ۵۰ بار و هر بار ۲ دقیقه اخبار را چک کنید، زمان مشخصی برای آن تعریف کنید.
اقدام عملی: در طول روز تنها ۲ یا حداکثر ۳ نوبت (مثلاً ساعت ۹ صبح، ۴ عصر و ۸ شب) و هر بار فقط به مدت ۱۵ الی ۲۰ دقیقه اخبار را بررسی کنید.
نکته طلایی: قانون ۱ ساعتِ ممنوعه: حداقل یک ساعت قبل از خواب و یک ساعت پس از بیداری، دست زدن به گوشی و چک کردن اخبار مطلقاً ممنوع است. اجازه ندهید آمیگدالِ مغزتان روز را با وحشت شروع کرده و با اضطراب به پایان برساند.
هرس کردن منابع اطلاعاتی (رژیم محتوایی)
در شرایط جنگی، شایعات سریعتر از موشکها حرکت میکنند. کانالهای بینام و نشان، اضطراب را میفروشند تا کلیک بخرند.
اقدام عملی: از بین دهها کانال و گروه، تنها ۲ الی ۳ منبع خبری رسمی و معتبر را انتخاب کنید. بقیه را “Mute” (بیصدا) یا لغو دنبال کنید.
خاموش کردن اعلانها (Push Notifications): هشدارهای پیدرپی گوشی، سیستم عصبی شما را در حالت “جنگ یا گریز” (Fight or Flight) نگه میدارد. تمام نوتیفیکیشنهای خبری را خاموش کنید. شما باید تصمیم بگیرید چه زمانی خبر بخوانید، نه اینکه گوشی شما را مجبور کند.
تمرین تمرکز بر «دایره کنترل»
در روانشناسی شناختی-رفتاری (CBT) و همچنین فلسفه رواقیگری، مفهومی به نام «دایره کنترل» وجود دارد. استرس زمانی به اوج میرسد که ما روی چیزهایی که کنترلی بر آنها نداریم تمرکز میکنیم.
خارج از کنترل شما: تصمیمات نظامی، سیاستهای کلان جهانی، زمان پایان بحران. (تمرکز روی این موارد = تولید اضطراب خالص)
در کنترل شما: میزان مصرف اخبار، حمایت عاطفی از خانواده، انجام درست شغل، کمک به همسایگان، حفظ سلامتی بدن. (تمرکز روی این موارد = تولید احساس تسلط و آرامش)
استفاده از تکنیکهای «لنگر انداختن» (Grounding)
وقتی یک خبر بد شما را دچار پنیک (حمله اضطرابی) میکند، مغز شما در آینده و سناریوهای فاجعهبار سیر میکند. برای برگرداندن مغز به زمان «حال»، از تکنیک ریاضیوار و حسی ۱،۲،۳،۴،۵ استفاده کنید. در همان لحظه پیدا کنید:
۵ چیزی که میتوانید در اتاق ببینید.
۴ چیزی که میتوانید با دست لمس کنید (مثل بافت لباستان).
۳ صدایی که در محیط میشنوید.
۲ بویی که میتوانید حس کنید.
۱ چیزی که میتوانید بچشید (یا یک جرعه آب بنوشید).
این تمرین ساده، مدار عصبی اضطراب را در مغز قطع میکند.
تبدیل اضطراب به «اقدام مؤثر» (Agency)
یکی از مخربترین احساسات در زمان جنگ، احساس «درماندگی» است. روانشناسان توصیه میکنند برای غلبه بر این حس خردکننده، یک اقدام عملی و مثبت انجام دهید.
اقدام عملی: به جای خواندن صدمین تحلیل تکراری در تلگرام یا ایکس (توییتر سابق)، خون اهدا کنید، به یک خیریه کمک کنید، به دیدن یک دوست سالمند بروید، یا حتی یک وعده غذای گرم برای خانواده بپزید. کنشگری مثبت، پادزهر درماندگی است.
عذاب وجدان نداشته باشید
در روزهای سخت و پرالتهاب، بسیاری از افراد دچار «عذاب وجدان بازمانده» میشوند؛ با خود میگویند: «وقتی عدهای در رنج هستند، چگونه من بخندم یا به فکر آرامش روانم باشم؟»
اما علم روانشناسی پاسخ روشنی به این دغدغه دارد: یک ذهنِ فروپاشیده و غرق در اضطراب، نه میتواند به خود کمک کند، نه به خانوادهاش و نه به جامعهاش. حفظ آرامش روانی، مدیریت مصرف اخبار و مراقبت از سلامت روان در زمانه بحران، نشانه بیتفاوتی نیست؛ بلکه شرط لازم برای داشتن جامعهای مقاوم، تابآور و بیدار است.
چرا در زمان جنگ شایعه میسازیم و میپذیریم؟
احتمالاً شما هم این روزها بارها چنین پیامهایی را با برچسب فوروارد Forwarded در گروههای خانوادگی یا دوستانه دیدهاید. در زمان بحرانها و بهویژه جنگ، گوشیهای هوشمند ما تبدیل به بمبافکنهایی میشوند که بیوقفه شایعه شلیک میکنند.
اما چرا وقتی صدای آژیر خطر، چه در واقعیت و چه در فضای رسانهای شنیده میشود، بازار شایعات تا این حد داغ میشود؟ چرا انسان خردمند قرن بیستویکم، ناگهان هر فایل صوتی یا ویدیویی بینامونشانی را باور میکند؟
برای پاسخ به این سوال، باید به سراغ روانشناسی، جامعهشناسی ارتباطات و شرایط خاص شبکههای اجتماعی در ایران برویم.
بر اساس مطالعات نهادهایی چون انجمن روانشناسی (APA) و پژوهشکدههای ارتباطات، گسترش شایعه در زمان جنگ ریشه در چند عامل بنیادین دارد:
پدیده «خلأ اطلاعاتی» (Information Vacuum)
در زمان جنگ، دولتها به دلایل امنیتی نمیتوانند تمام اطلاعات را منتشر کنند. از سوی دیگر، سرعت وقوع حوادث بسیار بالاست. این فاصله بین «آنچه مردم میخواهند بدانند» و «آنچه رسانههای رسمی میگویند»، یک خلأ بزرگ ایجاد میکند. مغز انسان از فضای خالی متنفر است؛ بنابراین این خلأ را با شنیدهها، حدسها و شایعات پر میکند.
تلاش روانشناختی برای بقا و کنترل
اضطراب (Anxiety) موتور محرک شایعه است. وقتی انسان احساس خطر میکند، مغز به دنبال راهی برای پیشبینی آینده میگردد تا جان خود را نجات دهد. به اشتراک گذاشتن شایعات، نوعی مکانیزم دفاعی است. فرد با خود میگوید: «شاید این خبر دروغ باشد، اما اگر راست باشد چه؟ بهتر است آن را برای عزیزانم بفرستم تا آماده باشند.» این همان حس کاذب «در کنترل داشتن شرایط» است.
سوگیری تایید (Confirmation Bias)
در زمان بحران، افراد تمایل دارند اخباری را باور کنند که با ترسها یا پیشفرضهای ذهنی آنها همخوانی دارد. اگر جامعهای از نظر روانی منتظر یک اتفاق ناگوار باشد، هر شایعهای که آن اتفاق ناگوار را تایید کند، بدون نیاز به سند و مدرک پذیرفته میشود.
پدیده شایعه در زمان بحران مختص به یک جغرافیای خاص نیست، اما شرایط رسانهای و اجتماعی هر کشور به آن فرمول اختصاصی میدهد. در ایران، چند عامل این روند را تشدید میکند:
اتکای بالا به شبکههای اجتماعی غیررسمی ضریب نفوذ بالای اینترنت و استفاده گسترده ایرانیان از پیامرسانهایی مانند تلگرام، واتساپ و شبکههایی مثل اینستاگرام، سرعت انتشار (Viral شدن) یک پیام را به کسری از ثانیه رسانده است. و شبکههای اجتماعی نقش منبع خبری اول را ایفا میکنند.
چگونه زنجیره شایعه را قطع کنیم؟
شایعات در زمان جنگ، گاهی از گلوله خطرناکترند، زیرا روان جامعه را از درون متلاشی میکنند. برای مقابله با این پدیده، تنها دو راهکار علمی وجود دارد:
نخست شفافیت سریع و صادقانه منابع رسم، چرا که حقیقت، تنها قاتلِ متغیر ابهام ($A$) است.
و دوم سواد رسانهای شهروندان؛ اینکه قبل از زدن دکمه Forward، فقط پنج ثانیه مکث کنیم و از خود بپرسیم: «آیا منبع این خبر مشخص است؟» همین پنج ثانیه مکث، میتواند جان یک جامعه را از فروپاشی روانی نجات دهد.
شایعات تاثیر مخربی روی روان جمعی دارد چرا که ما تنها با یک تهدید بیرونی مواجه نیستیم؛ ما در حال تجربه یک «خونریزی شناختی» در اثر بمباران اخبار هستیم.
روانشناسان توصیه می کنند حداقل یک ساعت پیش از خواب، گوشی را در اتاق دیگری بگذارید یا اینترنت آن را خاموش کنید. به جای آن کتاب بخوانید یا پادکستهای غیرسیاسی گوش دهید.
شرایط پیچیده و بحرانی، مراقبت از سلامت روان، «خودخواهی» نیست؛ بلکه یک «مسئولیت و ضرورت» است. خانواده، دوستان و جامعه به انسانهایی نیاز دارند که از نظر روانی منسجم و کارآمد باشند، نه افراد مضطربی که زیر بار اخبار فلج شدهاند. با مدیریت ورودیهای ذهن، کنترل زندگیتان را در دلِ طوفان پس بگیرید.
واکنش بازار جهانی کشاورزی به احتمال توافق ایران و آمریکا

























دیدگاهتان را بنویسید