ما آدمهای صنف گچ کار، از همان روزهای اول شاگردی، مفهوم واقعی کار، رفاقت، خاک خوردن و یادگیری را درک کردهایم. مسیر ما از پشت میز اداره شروع نشده است؛ بلکه از پشت کارگاهها، از میان کیسههای گچ و سیمان و از روزهایی که با دستان پینهبسته، هم نان درآوردیم و هم درس زندگی آموختیم، آغاز شد. در این صنف، کسی یکشبه استادکار نمیشود، چه برسد به اینکه بتواند درس بخواند، دانشش را گسترش دهد، تجربه جمع کند، مسئولیت بگیرد و پلهپله بالا برود. این صعود نه پارتی میخواهد و نه وعده؛ تنها چیزی که نیاز دارد، زحمت است، وجدان کاری و توانایی باز کردن راه با تلاش شخصی.
همه ما خوب میدانیم کسی که امروز به جایگاه بالایی رسیده، روزی کنار ما شاگردی کرده، خاک کارگاه را خورده، دستش تاول زده، کار سخت دیده، احترام آموخته و بهجای غر زدن، برای بهتر شدن خود جنگیده است. این رشد مایه حسادت نیست، بلکه مایه افتخار است؛ چرا که پیشرفت یکی از ما، به معنای امید برای همه ماست. برخی شاید دیدن موفقیت کسی که مسیرش را با زحمت ساخته برایشان دشوار باشد، اما ما که سالها شاهد تلاش او بودهایم، بهتر از هر کسی میدانیم که این رسیدن، نتیجه حقخوری یا شانس نبوده، بلکه حاصل پشتکاری است که از دل سنگ و گچ و سیمان بیرون آمده است. همین ویژگیهاست که او را برای بسیاری از کارهای بزرگ، شایسته و قابل اعتماد میکند.
وقتی یکی از بچههای همین صنف بتواند از شاگردی شروع کند، استادکار شود، دانشش را ارتقا دهد، مهارتش را بالا ببرد، مسئولیت بگیرد و جایگاهی پیدا کند، یعنی هنوز در این دنیا امید برای آدمهایی که از پایین شروع میکنند وجود دارد. این مسیر برای ما پیامی روشن دارد: زحمتی که با دل و وجدان باشد، دیر یا زود خودش را نشان میدهد و پیشرفت از دل کارگری، نه تنها موفقیت یک نفر، بلکه افتخار یک صنف است.
واکنش بازار جهانی کشاورزی به احتمال توافق ایران و آمریکا

























دیدگاهتان را بنویسید