بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی : وضعیت نامساعد اقتصادی مسکن سازان بی مسکن، که امروز به معضل بزرگی برای آنان با توجه به افزایش افسار گسیخته اجاره بها در کنار دیگر هزینههای زندگی تبدیل شده، توان اداره امور را از آنان گرفته است.
کارگران ساختمانی طیفی از جامعه بزرگ کارگری کشورند که به کارگران فصلی معروفاند. خیلی از آنها برخلاف بسیاری از کارگران سایر حرف و مشاغل که از مزایای بیمههای اجتماعی برخوردارند تحت پوشش هیچ نوع بیمهای نیستند و برای برخورداری از تسهیلات بیمه مدتهاست که در صف انتظار هستند.
بیشتر آنها در حالی به امید یافتن کار ساعتها در سرچهارراهها و میادین میایستند تا بتوانند نانی برای خانوادههایشان تهیه کنند که کار دائمی ندارند و مشمول هیچ گونه حمایت اجتماعی هم نیستند.
کارگران ساختمانی باتوجهبه سختی و نوع کار، ممکن است در معرض خطرات زیادی مانند ازکارافتادگی، نقص عضو و حتی فوت باشند. در چنین شرایطی و برای بهرهمندی از مزایای پرداخت غرامت خسارتهای جانی و همینطور دریافت مستمری بازنشستگی، کارفرما باید برای بیمه کارگران ساختمانی اقدام کند. اما گاهی اختلافات بین کارگر و کارفرما و مواردی چون عدم پرداخت بیمه یا اخراج بنابهدلایل مختلف، امنیت شغلی و آینده کارگران را بهخطر میاندازد. باتوجهبه اینکه اکثر این قشر زحمتکش اطلاعات کاملی در مورد حقوق قانونی خود ندارند،
از سوی دیگر تأخیر در پرداخت حقوق برای کارگر، تنها تأخیر یک عدد در حساب بانکی نیست. این تأخیر به عقب افتادن اجاره، درمان، هزینه تحصیل فرزندان و فشار مستقیم بر معیشت خانواده تبدیل میشود؛ فشارهایی که آثار آن فراتر از یک ماه و یک پروژه است.
برخی از کارگران ساختمانی، کارفرمای مشخصی ندارند و در نتیجه تحت پوشش بیمهی بیکاری قرار نمیگیرند. از طرفی، بیشتر کارگران ساختمانی معمولا بین ۳ تا ۶ ماه مشغول بهکار هستند چون کار ساختوساز در ایران، فصلی است. البته بعضی از پروژهها ممکن است چند سال بهطول انجامد و همین امر باعث ثبات کاری این افراد میشود.
بسیاری از کارگران، از ترس از دست دادن شغل، کمتر از حقوق خود سخن میگویند. نگرانی از فسخ قرارداد، قطع بیمه یا حذف از پروژه، موجب شده بخشی از مطالبات آنان در سکوت بماند؛ سکوتی که هزینه آن را خانواده کارگر میپردازد.
مشکل اصلی فقط سختی کار نیست؛ گاهی مسئله نادیده گرفتن شأن انسانی کارگر است. کارگر زمانی آسیب میبیند که تنها بهعنوان نیروی اجرایی دیده شود، نه انسانی که نقش کلیدی در اقتصاد و زندگی شهری دارد.
تناقض تلخ اینجاست که کسی که خانه میسازد، گاه خود دغدغه مسکن دارد. کسی که سازههای بزرگ را بالا میبرد، ممکن است از ابتداییترین امنیت شغلی محروم باشد. این تصویر، بخشی از واقعیتی است که باید صریح دیده شود.
خانه سازان بی مسکن

























دیدگاهتان را بنویسید