بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی: خرید کالای ایرانی برای بسیاری از خانوارها به هدفی دور از دسترس تبدیل شده است. افزایش قیمت لوازم خانگی و رشد ناکافی درآمدها، شکاف میان هزینهها و قدرت خرید را بیش از گذشته افزایش داده و این روند در یک سال گذشته و ماههای ابتدایی سال جاری تشدید شده است. در چنین شرایطی، وام ازدواج نیز در بهترین حالت تنها میتواند هزینه خرید چند قلم از لوازم خانگی ضروری را پوشش دهد. در نتیجه تامین حداقل تجهیزات مورد نیاز یک خانه برای بسیاری از خانوارها و زوجهای جوان به چالش جدی تبدیل شده است. درحالیکه در سالهای نهچندان دور، خانوارها با چند ماه پسانداز امکان خرید این کالاها را داشتند. اواخر سال گذشته میانگین قیمت چهار قلم کالای اساسی شامل یخچال، تلویزیون، جاروبرقی و ماشین لباسشویی ایرانی به حدود ۳۷۵میلیون تومان رسید که معادل ۳۶ برابر حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۴به حساب میآید. این روند نشان میدهد لوازم خانگی داخلی نیز همگام با تورم از سبد خرید بخش بزرگی از خانوارها فاصله گرفته است و تامین حداقل نیازهای خانگی را دشوارتر کرده است.
در سالهای نهچندان دور، خرید لوازم خانگی برای بسیاری از خانوارهای ایرانی مستلزم دورهای از انتظار و پسانداز بود. بخش قابلتوجهی از متقاضیان، بهویژه خانوارهای طبقه متوسط با درآمد محدود، ترجیح میدادند خرید خود را چند ماه به تعویق بیندازند تا در نهایت کالایی را تهیه کنند که هم با بودجه آنها سازگار باشد و هم برند مورد نظرشان محسوب شود. در آن مقطع، مساله اصلی زمان لازم برای تامین منابع مالی بود، نه اصل امکان خرید؛ چراکه فاصله میان قیمت کالا و قدرت خرید خانوار به اندازهای نبود که چند ماه انتظار، امکان خرید را از بین ببرد.
با گذشت زمان، این معادله تغییر کرد. افزایش مستمر قیمت لوازم خانگی و تداوم تورم بالا، فاصله میان درآمد خانوارها و هزینه تامین کالاهای ضروری خانه را به شکل محسوسی افزایش داد. در چنین شرایطی، پسانداز کردن دیگر به معنای نزدیکتر شدن به کالای مورد نظر نیست؛ زیرا در بسیاری از موارد سرعت رشد قیمتها از توان پسانداز خانوارها پیشی میگیرد. به بیان دیگر، خانواری که برای خرید یک وسیله خانگی ماهها از هزینههای خود میکاهد و منابع مالی جمعآوری میکند، در پایاندوره با قیمتی مواجه میشود که بار دیگر از توان خرید او فراتر رفته است. در نتیجه، انتخاب میان برندهای داخلی و خارجی به تدریج اهمیت خود را از دست داد؛ زیرا بخش قابلتوجهی از متقاضیان دیگر توان مالی لازم را برای خرید کالاهای وارداتی نداشتند و همزمان لوازم خانگی تولید داخل نیز با رشد قابلتوجه قیمت مواجه شد. شرایط به گونهای پیش رفت که برای بسیاری از خانوارها، مساله دیگر انتخاب برند نبود، بلکه تامین حداقل اقلام ضروری خانه به چالش جدی تبدیل شد.
افزایش گرایش به خرید اقساطی پدیدهای قابل انتظار به نظر میرسد. با این حال، پرسش مهمتر به خانوارهایی مربوط میشود که امکان استفاده از تسهیلات و طرحهای فروش اقساطی را ندارند
ابعاد این شکاف را میتوان در هزینه تجهیز یک خانه مشاهده کرد. مطابق بررسیهای صورت گرفته در سال ۱۴۰۴ هزینه خرید تنها چهار قلم کالای اساسی شامل تلویزیون، یخچال، جاروبرقی و ماشین لباسشویی ایرانی به حدود ۳۷۵میلیون تومان رسیده است. این رقم معادل حدود ۳۶ برابر حداقل دستمزد ماهانه در سال گذشته است. به بیان دیگر، خانواری با پایه حقوق ۱۰میلیون و ۳۹۹ هزار تومان باید نزدیک به سه سال تمام درآمد خود را، بدون در نظر گرفتن هزینههای اجتنابناپذیر زندگی از جمله مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حملونقل، کنار بگذارد تا امکان خرید همین چهار قلم کالای ضروری را به دست آورد. البته این برآورد بر پایه ثبات قیمتها انجام شده است؛ فرضی که با واقعیت اقتصاد تورمی همخوانی ندارد. در عمل، قیمت لوازم خانگی در همین بازه زمانی تغییر میکند و افزایش مداوم آن باعث میشود خانوار پیش از رسیدن به هدف خود، بار دیگر با شکاف جدیدی میان درآمد و هزینه خرید مواجه شود.
در چنین شرایطی، افزایش گرایش به خرید اقساطی پدیدهای قابل انتظار به نظر میرسد. با این حال، پرسش مهمتر به خانوارهایی مربوط میشود که امکان استفاده از تسهیلات و طرحهای فروش اقساطی را ندارند. بخشی از متقاضیان به دلیل نداشتن ضامن، محدودیتهای اعتباری یا ناتوانی در پرداخت اقساط، از این مسیر نیز محروم هستند. برای این گروه، بازار لوازم خانگی بیش از گذشته به بازاری دور از دسترس تبدیل شده است.
از سوی دیگر، این پرسش نیز مطرح میشود که در شرایطی که هزینه خرید تنها چهار قلم کالای ضروری به حدود ۳۷۵میلیون تومان رسیده، تسهیلات ۳۰۰ یا ۳۵۰میلیون تومانی ازدواج تا چه اندازه میتواند پاسخگوی نیاز زوجهای جوان برای تجهیز خانه باشد. وامهایی که در سالهای گذشته قادر بودند سهم قابلتوجهی از هزینههای آغاز زندگی مشترک را پوشش دهند، اکنون حتی برای تامین هزینه خرید لوازم خانگی نیز با محدودیت مواجه هستند. از این رو، تامین حداقل تجهیزات مورد نیاز یک خانه برای بخش قابلتوجهی از خانوارها و زوجهای جوان به هدفی دشوارتر از گذشته تبدیل شده است.
ظرفیتهای راهبردی گلستان برای نقشآفرینی اقتصادی


























دیدگاهتان را بنویسید