ابعاد این شکاف را می‌توان در هزینه تجهیز یک خانه مشاهده کرد. مطابق بررسی‌های صورت گرفته در سال ۱۴۰۴ هزینه خرید تنها چهار قلم کالای اساسی شامل تلویزیون، یخچال، جاروبرقی و ماشین لباسشویی ایرانی به حدود ۳۷۵میلیون تومان رسیده است. این رقم معادل حدود ۳۶ برابر حداقل دستمزد ماهانه در سال گذشته  است. به بیان دیگر، خانواری با پایه حقوق ۱۰‌میلیون و ۳۹۹ هزار تومان باید نزدیک به سه سال تمام درآمد خود را، بدون در نظر گرفتن هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر زندگی از جمله مسکن، خوراک، درمان، آموزش و حمل‌ونقل، کنار بگذارد تا امکان خرید همین چهار قلم کالای ضروری را به دست آورد. البته این برآورد بر پایه ثبات قیمت‌ها انجام شده است؛ فرضی که با واقعیت اقتصاد تورمی همخوانی ندارد. در عمل، قیمت لوازم خانگی در همین بازه زمانی تغییر می‌کند و افزایش مداوم آن باعث می‌شود خانوار پیش از رسیدن به هدف خود، بار دیگر با شکاف جدیدی میان درآمد و هزینه خرید مواجه شود.

در چنین شرایطی، افزایش گرایش به خرید اقساطی پدیده‌ای قابل انتظار به نظر می‌رسد. با این حال، پرسش مهم‌تر به خانوارهایی مربوط می‌شود که امکان استفاده از تسهیلات و طرح‌های فروش اقساطی را ندارند. بخشی از متقاضیان به دلیل نداشتن ضامن، محدودیت‌های اعتباری یا ناتوانی در پرداخت اقساط، از این مسیر نیز محروم هستند. برای این گروه، بازار لوازم خانگی بیش از گذشته به بازاری دور از دسترس تبدیل شده است.

از سوی دیگر، این پرسش نیز مطرح می‌شود که در شرایطی که هزینه خرید تنها چهار قلم کالای ضروری به حدود ۳۷۵میلیون تومان رسیده، تسهیلات ۳۰۰ یا ۳۵۰‌میلیون تومانی ازدواج تا چه اندازه می‌تواند پاسخگوی نیاز زوج‌های جوان برای تجهیز خانه باشد. وام‌هایی که در سال‌های گذشته قادر بودند سهم قابل‌توجهی از هزینه‌های آغاز زندگی مشترک را پوشش دهند، اکنون حتی برای تامین هزینه خرید لوازم خانگی نیز با محدودیت مواجه هستند. از این رو، تامین حداقل تجهیزات مورد نیاز یک خانه برای بخش قابل‌توجهی از خانوارها و زوج‌های جوان به هدفی دشوارتر از گذشته تبدیل شده است.