×
×

تصمیم‌گیران اقتصادی؛ یک ماه مانند مردم زندگی کنید

  • کد نوشته: 69687
  • 2026-06-01
  • ۰
  • حمیدرضا محمدیاری | بازار کسب و کار | سال‌هاست که در جلسات رسمی، گزارش‌ها و تریبون‌های مختلف از بهبود معیشت مردم سخن گفته می‌شود، اما واقعیت زندگی روزمره خانوارهای ایرانی روایت دیگری دارد؛ روایتی که در آن قدرت خرید کاهش یافته، هزینه‌های زندگی افزایش پیدا کرده و بسیاری از خانواده‌ها ناچار به حذف تدریجی کالاها و خدمات ضروری از سبد مصرفی خود شده‌اند.
    تصمیم‌گیران اقتصادی؛ یک ماه مانند مردم زندگی کنید
  • تبلیغ هدفمند

    سرویس اقتصادی بازار کسب و کار | شاید بد نباشد تصمیم‌گیران اقتصادی کشور برای مدتی کوتاه، زندگی را از دریچه نگاه مردم عادی تجربه کنند. حقوق‌های نجومی و مزایای ویژه را کنار بگذارند و تنها با درآمدی مشابه یک کارمند، کارگر یا بازنشسته روزگار بگذرانند. آن‌گاه مشخص خواهد شد که مدیریت هزینه‌های یک خانوار در شرایط فعلی تا چه اندازه دشوار است.

    کافی است یک بار در صف نانوایی بایستند و افزایش هزینه‌های روزمره را از نزدیک لمس کنند. کافی است هنگام خرید، مقابل قفسه‌های فروشگاه‌ها قرار بگیرند و میان نیازهای ضروری خانواده، اولویت‌بندی اجباری انجام دهند. کافی است هزینه‌های درمان، آموزش، اجاره مسکن و حمل‌ونقل را از درآمد ماهانه خود پرداخت کنند تا معنای واقعی فشار معیشتی را درک کنند.

    در روزهای اخیر، مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، اعلام کرده است که «رویارویی با چالش‌های بزرگ بدون تحمل سختی‌ها شدنی نیست». این سخن از منظر مدیریت بحران و عبور از شرایط دشوار قابل تأمل است، اما پرسش مهمی که در افکار عمومی مطرح می‌شود این است که آیا تحمل این سختی‌ها تنها بر دوش مردم عادی قرار دارد یا مسئولان، مدیران و اقشار برخوردار جامعه نیز سهمی برابر در آن دارند؟

    امروز این پرسش را می‌توان در میان مردم، در جمع‌های خانوادگی، محافل دوستانه و حتی در تجمعات شبانه حمایت از مقاومت ملی در برابر تهدیدات خارجی شنید؛ اینکه اگر قرار است جامعه برای عبور از چالش‌های بزرگ هزینه بدهد، آیا این هزینه به صورت عادلانه میان همه اقشار توزیع شده است؟

    مردمی که با افزایش هزینه‌های مسکن، درمان، آموزش، حمل‌ونقل و کالاهای اساسی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، انتظار دارند پیش از آنکه از آنان برای تحمل فشارهای بیشتر درخواست شود، نشانه‌های روشنی از صرفه‌جویی در ساختار اداری، کاهش هزینه‌های غیرضروری، مقابله با حقوق‌های نجومی و محدود شدن امتیازات ویژه مدیران مشاهده کنند.

    بدون تردید عبور از بحران‌های اقتصادی و ملی نیازمند همدلی و مشارکت عمومی است؛ اما این همدلی زمانی تقویت می‌شود که مردم احساس کنند همه در یک مسیر حرکت می‌کنند، همه سهم خود را از سختی‌ها می‌پردازند و هیچ گروهی از تبعات تصمیمات اقتصادی مصون نیست. اعتماد عمومی زمانی تقویت می‌شود که عدالت در تحمل سختی‌ها نیز به اندازه عدالت در بهره‌مندی از فرصت‌ها مورد توجه قرار گیرد.

    در سال‌های اخیر، حذف ارز ترجیحی با این استدلال انجام شد که منابع حاصل از آن به شکل مستقیم به مردم بازگردانده خواهد شد و موجب بهبود عدالت اقتصادی می‌شود. در ادامه نیز طرح کالابرگ الکترونیکی به عنوان یکی از ابزارهای جبران افزایش قیمت کالاهای اساسی معرفی شد. اما امروز بسیاری از خانوارها این پرسش را مطرح می‌کنند که آیا میزان حمایت‌های انجام شده متناسب با رشد هزینه‌های زندگی بوده است؟

    از سوی دیگر، در موضوع اصلاح قیمت حامل‌های انرژی نیز بارها اعلام شد که منافع حاصل از این تصمیمات در نهایت به مردم بازخواهد گشت. اکنون افکار عمومی انتظار دارد گزارش‌های شفاف و قابل سنجشی از نحوه هزینه‌کرد این منابع و میزان تأثیر آن بر بهبود معیشت خانوارها ارائه شود.

    نان گران شد. کالاهای اساسی با حذف ارز ترجیحی افزایش قیمت پیدا کردند. در آن زمان اعلام شد که منافع این تصمیم به مردم بازخواهد گشت و برای جبران فشارهای اقتصادی، طرح کالابرگ الکترونیکی اجرا شد. اما پس از چند ماه، نه‌تنها افزایش مستمر هزینه‌های زندگی متناسب با این حمایت‌ها جبران نشد، بلکه امروز نیز ادامه و تقویت این طرح در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

    درباره بنزین نیز گفته شد که منافع حاصل از اصلاح قیمت‌ها به مردم بازمی‌گردد. اکنون این پرسش همچنان باقی است که سهم مردم از این منافع چه بوده است؟ اگر این سود به مردم نرسیده، چه میزان از آن در قالب خدمات عمومی، حمایت‌های اجتماعی یا توسعه زیرساخت‌های مورد نیاز جامعه هزینه شده است؟ افکار عمومی انتظار دارد پاسخ این پرسش‌ها با شفافیت بیشتری ارائه شود.

    واقعیت آن است که مردم بیش از هر زمان دیگری به شفافیت، پاسخگویی و سیاست‌های اقتصادی مبتنی بر واقعیت‌های زندگی روزمره نیاز دارند. اقتصاد زمانی موفق خواهد بود که آثار آن در سفره خانوارها، قدرت خرید مردم، امنیت شغلی جوانان و آرامش روانی جامعه قابل مشاهده باشد.
    تا زمانی که فاصله میان اتاق‌های تصمیم‌گیری و واقعیت‌های زندگی مردم زیاد باشد، بسیاری از سیاست‌های اقتصادی با بی‌اعتمادی و پرسش‌های جدی افکار عمومی مواجه خواهند شد. شاید نخستین گام برای کاهش این فاصله، درک واقعی شرایطی باشد که میلیون‌ها ایرانی هر روز با آن زندگی می‌کنند.

    امروز مطالبه اصلی مردم نه شعار، بلکه مشاهده عدالت در عمل است؛ عدالتی که در آن هم فرصت‌ها و هم سختی‌ها به صورت متوازن میان همه اقشار جامعه توزیع شود. اگر قرار است کشور برای عبور از چالش‌های بزرگ هزینه بدهد، این هزینه باید از بالاترین سطوح مدیریتی تا پایین‌ترین سطوح جامعه به شکلی عادلانه تقسیم شود. تنها در چنین شرایطی است که سرمایه اجتماعی تقویت شده و مردم با اطمینان بیشتری در مسیر تحقق اهداف ملی همراه خواهند شد.

     


    خرید فروشگاه – تصویر سازی ستایش محمدیاری – تصمیم‌گیران اقتصادی؛ یک ماه مانند مردم زندگی کنید

    نویسنده: حمیدرضا محمدیاری
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *