به گزارش سرویس اجتماعی بازار کسب و کار، دفتر مطالعات فرهنگی و آموزش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش «ظرفیتها و چالشهای هوش مصنوعی در گردشگری: پیشنهادها و راهکارها» آورده که هوش مصنوعی طی یک دهه اخیر به یکی از پیشرانهای اصلی تحول در صنایع خدماتی تبدیل شده و صنعت گردشگری را از الگوهای سنتی مدیریت به سمت حکمرانی دادهمحور سوق داده است.
در ادامه تصریح شده که این گزارش باهدف تحلیل ظرفیتها، چالشها و الزامهای سیاستی کاربست هوش مصنوعی در گردشگری ایران تدوین شده است. در بخش نخست، با مرور تحولات فناورانه، نشان داده میشود که گردشگری ایران در مرحله گذار از «رقومی شدن» به «هوشمندی» متوقف مانده و هنوز زیرساخت لازم برای تصمیمسازی پیشنگر مبتنیبر داده شکل نگرفته است. نتایج مرور نظاممند ۱۳۱ مقاله علمی (۲۰۲۳–۲۰۱۹) نیز نشان میدهد که کاربردهای هوش مصنوعی در گردشگری جهانی عمدتاً در چهار حوزه پیشبینی تقاضا، بهینهسازی عملیات، شخصیسازی تجربه گردشگر و مدیریت متوازن مقصد متمرکز است.
در این گزارش ذکر شده که با اتکا به تحلیل وضعیت موجود، مهمترین ظرفیتهای راهبردی هوش مصنوعی در گردشگری کشور در حوزههایی نظیر خدمات خودکار، شخصیسازی تجربه سفر، مدیریت ازدحام، تحلیل داده و بازاریابی هوشمند مقصد مورد بررسی قرار میگیرد. در مقابل، چالشهای کلیدی توسعه این فناوری در کشور شامل ضعف زیرساختهای پردازشی و ارتباطی، محدودیت دسترسی به ظرفیتهای محاسباتی پیشرفته، فقدان حکمرانی یکپارچه داده، خلأهای حقوقی و اخلاقی، ناهماهنگی نهادی و نیز مخاطرات ناشی از سوگیریهای فرهنگی و روایی در مدلهای هوش مصنوعی جهانی است؛ مخاطراتی که میتوانند بر بازنمایی میراثفرهنگی، روایت تاریخ و تصویر مقصدهای گردشگری کشور تأثیرگذار باشند. کاربردهای هوش مصنوعی در گردشگری، حوزههایی نظیر پیشبینی تقاضا، مدیریت هوشمند مقصد، ارتقای تجربه گردشگر، بهینهسازی بهرهوری بنگاهها، کنترل ازدحام، هدایت تقاضا و حفاظت از داراییهای میراثی را دربرمیگیرد.
در بخش یافتههای کلیدی این گزارش هم بیان شده که اهمیت هوش مصنوعی در گردشگری صرفاً به افزایش کارایی عملیاتی یا ارتقای تجربه سفر محدود نمیشود. این فناوری بهطور مستقیم با حوزههایی نظیر بازنمایی میراثفرهنگی، روایتگری تاریخی، شکلدهی ادراک گردشگران و مدیریت تصویر مقصد پیوند یافته است؛ لذا اتکای صرف به مدلهای هوش مصنوعی جهانی میتواند به بازتولید سوگیریهای فرهنگی، جانبداریهای روایی و بازنماییهای غیرهمسو با واقعیتهای تاریخی و هویتی کشور منجر شود.
در ادامه عنوان شده که تحلیل روندهای جهانی نشان میدهد صنعت گردشگری طی دو دهه اخیر از مرحله رقومی شدن مبتنیبر فناوریهای اطلاعات و ارتباطات به مرحله هوشمندی دادهمحور مبتنیبر هوش مصنوعی گذار کرده است. در این مرحله، داده به زیربنای اصلی تصمیمسازی مدیریتی، پیشبینی تقاضا، مدیریت مقصد، طراحی تجربه سفر و سیاستگذاری گردشگری تبدیل شده است. در مقابل، گردشگری ایران همچنان در مرحلهای میانی از این تحول قرار دارد؛ مرحلهای که در آن بخشی از فرایندها رقومی شدهاند، اما زیرساختهای لازم برای تصمیمسازی هوشمند، تحلیل پیشنگر و حکمرانی دادهمحور هنوز استقرار نیافته است.
در این گزارش گفته شده که گزارش نشان میدهد که هوش مصنوعی ظرفیتهای راهبردی گستردهای برای صنعت گردشگری کشور فراهم میکند. این ظرفیتها شامل بهینهسازی فرایندهای عملیاتی، کاهش هزینههای بنگاهی، شخصیسازی تجربه گردشگر، پیشبینی تقاضای فصلی و مکانی، مدیریت هوشمند ازدحام، هدایت فضایی تقاضا، بازاریابی دادهمحور مقصد، بهینهسازی مصرف منابع و حفاظت پیشگیرانه از میراثفرهنگی است. کارکرد مشترک این ظرفیتها، کاهش عدم قطعیت در تصمیمگیری، افزایش بهرهوری اقتصادی، ارتقای کیفیت تجربه گردشگر و تقویت پایداری مقصدهای گردشگری است.
در بخش دیگری از این گزارش بیان شده که مانع اصلی توسعه هوش مصنوعی در گردشگری کشور، بیش از آنکه فناورانه باشد، ماهیتی ساختاری و حکمرانیمحور دارد. ضعف زیرساختهای ارتباطی و پردازشی، محدودیت دسترسی به زیرساختهای پردازشی پیشرفته، پراکندگی و ناپیوستگی دادههای گردشگری، نبود استانداردهای تبادل اطلاعات، ابهام در چارچوبهای حقوقی مرتبط با داده و الگوریتمها، ضعف هماهنگی بیندستگاهی و کمبود سرمایه انسانی میانرشتهای، موجب شده ظرفیتهای تحلیلی و مدیریتی هوش مصنوعی در سطح ملی فعال نشود و تصمیمگیریها همچنان واکنشی، مقطعی و مبتنیبر دادههای محدود باقی بماند.
در این گزارش تصریح شده که حکمرانی داده، پیششرط بنیادین شکلگیری گردشگری هوشمند است. داده در این الگو صرفاً ابزار آماری نیست، بلکه زیربنای مدیریت مقصد، کنترل ازدحام، پیشبینی تقاضا، بازاریابی هدفمند و تخصیص بهینه منابع محسوب میشود. در شرایط فعلی، پراکندگی دادهها، محدودیت دسترسی ضابطهمند، نبود پایگاهداده ملی گردشگری و فقدان سازوکارهای یکپارچه تبادل داده میان دستگاهها، موجب شده هوش مصنوعی از یک ابزار راهبردی حکمرانی به ابزاری کماثر تقلیل یابد.
در این گزارش گفته شده که بررسی تجارب بینالمللی نشان میدهد که کارکردهای کلیدی هوش مصنوعی در گردشگری شامل مدیریت بحران میراثفرهنگی، تحلیل دادههای گردشگری، توسعه گردشگری فراگیر، بازاریابی هوشمند مقصد، بهینهسازی مصرف منابع، مدیریت هوشمند ازدحام و هدایت فضایی تقاضاست؛ کارکردهایی که تحقق آنها مستلزم وجود زیرساخت دادهای یکپارچه، چارچوبهای حقوقی شفاف، تقسیم کار نهادی مشخص و سازوکارهای هماهنگی بیندستگاهی است؛ لذا گذار به گردشگری دادهمحور در کشور نیازمند ایجاد مبنای اجرایی و تنظیمگرانه مشخص در قالب آییننامه توسعه و حکمرانی داده و کاربرد هوش مصنوعی در صنعت گردشگری است.
در این گزارش تصریح شده که باتوجهبه ماهیت فرابخشی گردشگری، وابستگی آن به دادههای حاکمیتی (ورود و خروج، تردد، اقامت، میراثفرهنگی) و نقش مستقیم آن در امنیت ملی و تصویر بینالمللی کشور و برای رفع خلأهای تقنینی و فقدان الزامهای قانونی برای همکاری بیندستگاهی؛ پیشنهاد میشود «آییننامه توسعه و حکمرانی داده و کاربرد هوش مصنوعی در صنعت گردشگری» با محوریت وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی به تصویب هیئتوزیران برسد.
مرزنشینان؛ فرصتهای پنهان تجارت مرزی در گلستان


























دیدگاهتان را بنویسید