بازار کسب و کار– سرویس اقتصادی- نگین شریفی: این گزارش که ۲۲ مارس منتشر شده است، آمار و تصویری دقیق از زندگی روزمره میلیونها زن در سراسر جهان ارائه میدهد. گزارش نشان میدهد همزمان با آنکه جامعه بینالمللی به دنبال راهحلهای فناورانه برای حل بحران آب است، هنوز نیمی از جهان با چالشهایی ابتدایی دستوپنجه نرم میکند؛ چالشهایی که هم کیفیت زندگی زنان را کاهش میدهد و هم فرصتهای رشد و توسعه را از آنها میگیرد. بر اساس آمار این گزارش، زنان و دختران در سراسر جهان روزانه در مجموع حدود ۲۵۰ میلیون ساعت را صرف جمعآوری آب میکنند؛ زمانی که میتوانست صرف آموزش، تولید یا مشارکت اجتماعی شود.
مردانگی ساختار قدرت در بخش آب
سازمان ملل در این گزارش اعلام میکند که ساختار قدرت و تصمیمگیری در بخش آب در سطح جهانی عمدتاً مردانه است. این در حالی است که زنان مدیران اصلی آب در خانه و جامعه هستند و تجربههای ارزشمندی در مدیریت منابع آبی دارند، اما در بالاترین سطوح تصمیمگیری و سیاستگذاری غایباند. این شکاف جنسیتی در حکمرانی باعث شده است نیازهای خاص زنان و دختران بهصورت نظاممند نادیده گرفته شود.
در مقابل، پژوهشهای متعدد نشان میدهد اگر زنان بهطور کامل در مدیریت آب مشارکت داده شوند، سامانههای آبی کارآمدتر، فراگیرتر و پایدارتر عمل میکنند و بهرهوری نیز افزایش مییابد. یکی از نمونههای این مسئله، نابرابری در دسترسی به آب برای آبیاری در بخش کشاورزی است. این نابرابری باعث شده شکاف بهرهوری میان مزارع مدیریتشده توسط زنان و مردان به حدود ۲۴ درصد برسد. این موضوع به آن معناست که میلیونها زن کشاورز، با وجود تلاش بیشتر، بازدهی کمتری دارند و بیش از پیش در معرض ناامنی غذایی و فقر قرار میگیرند.
مشارکت زنان در پروژهها بازدهی اقتصادی بالایی دارد
گزارش «آب برای همه مردم» به راهکارهای عملی و قابل اجرا نیز پرداخته است. کارشناسان سازمان ملل سه حوزه کلیدی را برای تغییر وضعیت موجود پیشنهاد کردهاند: تولید و تحلیل دادههای تفکیکشده جنسیتی، اصلاح حکمرانی و توانمندسازی زنان و همچنین تأمین مالی پاسخگو به جنسیت.
در بخش نخست گزارش آمده است تا زمانی که ندانیم زنان دقیقاً چند ساعت از وقت خود را صرف جمعآوری آب میکنند، چند درصد از زمینهای کشاورزی را در اختیار دارند و چه میزان در تصمیمگیریهای محلی و ملی مشارکت میکنند، نمیتوان برای آنها برنامهریزی مؤثر انجام داد یا سرمایهگذاریها را به سمت نیازهای واقعی هدایت کرد.
بخش دوم به حکمرانی و توانمندسازی زنان میپردازد و تأکید میکند مشارکت زنان باید فراتر از اقدامات صرفاً نمادین باشد. همچنین باید زمینه حضور زنان در هیئتمدیرهها، وزارتخانههای مرتبط و نهادهای محلی تصمیمگیر فراهم شود.
سومین حوزه نیز به شکاف عظیم سرمایهگذاری در بخش آب مربوط میشود. گزارش تأکید میکند برای پر کردن این شکاف، صرفاً جمعآوری منابع مالی کافی نیست و نحوه هزینهکرد و تخصیص منابع اهمیت حیاتی دارد.
سازمان ملل در این گزارش توصیه میکند سرمایهگذاران، دولتها و نهادهای بینالمللی، پروژههایی را در اولویت قرار دهند که بهطور مشخص بار کاری طاقتفرسای زنان را کاهش میدهد؛ از جمله سرمایهگذاری در فناوریهای آبیاری که نیاز به نیروی کار سنگین را کم میکنند. تجربه نشان داده است این پروژهها علاوه بر تحقق عدالت، بازدهی اقتصادی بالایی نیز دارند و هر دلار سرمایهگذاری در این حوزه میتواند تا چهار دلار بازگشت اقتصادی از طریق کاهش هزینههای درمانی، افزایش بهرهوری و کاهش فقر ایجاد کند.
از نمونههای موفق در این زمینه میتوان به پروژههای تأمین مالی خرد اشاره کرد که در هند و برخی کشورهای آفریقایی به راهاندازی کسبوکارهای کوچک آب و بهداشت کمک کردهاند. این طرحها هم به استقلال مالی زنان انجامیدهاند و هم به جوامع محلی خدمت کردهاند.
با این حال، گزارش هشدار میدهد که این وامهای کوچک نباید به وابستگی مالی شدید یا افزایش بدهی کشورهای در حال توسعه منجر شوند. همچنین برای جلوگیری از فساد و انحراف منابع، این برنامهها باید با نظارت دقیق و شفاف همراه باشند.
زنان و آب در ایران
در ایران نیز روند نادیده گرفته شدن زنان در مسائل آبی قابل مشاهده است. این موضوع در مقالهای با عنوان «نقش زنان در مدیریت منابع آبی و ترویج فرهنگ مصرف بهینه آب در مناطق روستایی» بررسی شده و به چالشهای موجود در کشور پرداخته است.
در این مقاله که سال ۱۴۰۴ در فصلنامه «پژوهشهای کشاورزی و محیط زیست پایدار» منتشر شده، آمده است که زنان در مناطق روستایی بهطور گسترده از بحران آب آگاه هستند، زیرا در زندگی روزمره خود با آن مواجهاند. این آگاهی و نگرانی تأثیر قابل توجهی بر رفتارهای مصرف آب دارد و به اقداماتی مانند کاهش مصرف آب در فعالیتهای روزمره، استفاده از آب بازیافتی و ترویج الگوهای مصرف بهینه در میان اعضای خانواده منجر میشود. این اقدامات نشاندهنده تلاشهای قابل توجه زنان برای مقابله با بحران آب است.
یافتههای این مقاله نشان میدهد ۵۵ درصد زنان در فعالیتهای کشاورزی مرتبط با مدیریت آب مشغولاند. از میان آنها، ۴۰ درصد با فناوریهای نوین آشنایی دارند و ۱۵ درصد نیز از سامانههای آبیاری قطرهای استفاده میکنند.
با وجود این مشارکت عملی، تنها ۳۰ درصد زنان در تصمیمگیریهای محلی و پروژههای مرتبط با مدیریت منابع آب مشارکت داشتهاند که آن هم عمدتاً بهصورت غیررسمی بوده است.
این پژوهش درباره موانع موجود در مسیر مشارکت زنان مینویسد: «یکی از موانع اصلی، نبود ساختارهای حمایتی مناسب و بیتوجهی به نظرات زنان در تصمیمگیریهای محلی است. همچنین کمبود آموزشهای مناسب و دسترسی محدود به فناوریهای نوین از دیگر موانع به شمار میرود. این مسائل میتواند اثرگذاری مشارکت زنان در مدیریت منابع آب را کاهش دهد و ضرورت اصلاح سیاستهای محلی و ملی را نشان میدهد.»
این در حالی است که در آییننامه ماده ۱۷ برنامه چهارم توسعه به نقش زنان در مدیریت منابع آب اشاره شده است، اما تاکنون برنامه مشخصی برای مشارکت زنان در حوزه آب تدوین نشده است. به عبارت دیگر، اهمیت حضور زنان نه در سطح جهانی و نه در ایران، هنوز بهطور کامل درک نشده است.
هر بخش از جهان به راهکارهای متفاوت در حوزه آب نیاز دارد
گزارش «آب برای همه مردم» پنج منطقه اصلی جهان و چالشهای مختص هر یک را بررسی میکند، زیرا نابرابریهای جنسیتی در حوزه آب در هر منطقه ریشه در عوامل فرهنگی، اقتصادی و سیاسی خاص خود دارد و راهکارهای یکسان نمیتواند پاسخگوی همه مناطق باشد.
یکی از این مناطق، آفریقای جنوب صحراست که در آن زنان ۹۰ درصد مسئولیت جمعآوری آب را بر عهده دارند و کمبود شدید سرمایهگذاری در زیرساختهای آبی، این وضعیت را به بحرانی تمامعیار تبدیل کرده است.
در آسیا و اقیانوسیه، تغییر اقلیم و وقوع سیلها و خشکسالیهای مکرر، بار مراقبتی و مسئولیتهای آبی زنان را بهشدت افزایش داده است. یکی از نگرانکنندهترین یافتههای این منطقه، ارتباط مستقیم افزایش دما و خشکسالی با افزایش ازدواج کودکان و ترک تحصیل دختران است.
در آمریکای لاتین و کارائیب، با وجود ظرفیت بالا برای تحول در سیاستهای آبی، حرکت به سمت سیاستهای جنسیتی همچنان کند و محدود است و دانش زنان بومی بهصورت نظاممند نادیده گرفته میشود.
در خاورمیانه و کشورهای عربی که با شدیدترین بحران کمآبی جهان روبهرو هستند، جنگها و بیثباتیهای سیاسی فشار بر زنان را که نقش سنتی و محوری در تأمین آب خانواده دارند، دوچندان کرده است.
در اروپا نیز با وجود پوشش تقریباً کامل خدمات آب و بهداشت، همچنان شکاف جنسیتی وجود دارد. زنان در سطوح فنی و مهندسی حضور محدودی دارند و نقش گسترده و حیاتی آنها در مدیریت خانگی آب بهعنوان کاری مراقبتی و بدون دستمزد، در برنامهریزیها، سیاستگذاریها و بودجهبندیهای ملی و محلی لحاظ نمیشود. این بدان معناست که نیمی از واقعیت در محاسبات اقتصادی و اجتماعی نادیده گرفته میشود.
این گزارش در نهایت نتیجه میگیرد که اهداف توسعه پایدار، بهویژه هدف دسترسی به آب پاک و بهداشت برای همه و هدف برابری جنسیتی، بدون یکدیگر محقق نخواهند شد. پیام اصلی گزارش این است که بدون مشارکت مؤثر و واقعی نیمی از جمعیت جهان و بدون به رسمیت شناختن حقوق آنها، نهتنها بحران آب حل نمیشود، بلکه فقر، ناامنی غذایی، خشونت و نابرابریهای اجتماعی عمیقتر میشود.
گزارش تأکید میکند تکرار رویههای گذشته و اتکا به راهکارهای تکبعدی و صرفاً فنی، جهان را به اهداف تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ نخواهد رساند و سرمایههای عظیم انسانی و مالی را هدر خواهد داد.
گزارش سازمان ملل در پایان با این جمله جمعبندی میشود: «وقتی پای آب به میان میآید، برابری جنسیتی فرصتها را برای همه افزایش میدهد.»
اولویت دولت باید مهار قیمتها و حفظ قدرت خرید مردم باشد


























دیدگاهتان را بنویسید