×
×

هشدار لاوروف، زنگ خطر جدید برای بازار انرژی، تجارت جهانی و تورم
باب‌المندب؛ گلوگاه جدید بحران اقتصاد جهانی

  • کد نوشته: 71830
  • ۱۴۰۵-۰۴-۲۸
  • ۰
  • در شرایطی که اقتصاد جهانی هنوز از پیامدهای اختلال‌های ژئوپلیتیکی در مسیرهای راهبردی انرژی فاصله نگرفته، اکنون نگاه بازارهای بین‌المللی به یکی دیگر از حساس‌ترین آبراه‌های جهان دوخته شده است؛ تنگه باب‌المندب. هشداری که «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه روسیه درباره پیامدهای احتمالی بسته شدن این گذرگاه مطرح کرد، بار دیگر این واقعیت را به سرمایه‌گذاران، سیاست‌گذاران و فعالان بازار یادآوری کرد که ثبات اقتصاد جهانی همچنان به امنیت چند گلوگاه محدود دریایی وابسته است.
    باب‌المندب؛ گلوگاه جدید بحران اقتصاد جهانی
  • تبلیغ هدفمند

    سرویس اقتصادی – بازار کسب‌وکار | بازارهای جهانی در سال‌های اخیر بارها نشان داده‌اند که نسبت به ریسک‌های ژئوپلیتیکی واکنشی سریع و گاه فراتر از واقعیت‌های میدانی دارند. از همه‌گیری کرونا و بحران زنجیره تأمین گرفته تا جنگ اوکراین و تنش‌های دریای سرخ، هر رخداد امنیتی در مسیرهای اصلی تجارت توانسته هزینه حمل‌ونقل، قیمت انرژی و نرخ تورم را در اقتصادهای بزرگ جابه‌جا کند. اکنون نیز باب‌المندب در کانون همین نگرانی قرار گرفته است؛ گذرگاهی که اگرچه روی نقشه تنها آبراهی باریک میان دریای سرخ و خلیج عدن است، اما در عمل یکی از ستون‌های اصلی تجارت جهانی محسوب می‌شود.

    لاوروف هشدار داده است که هرگونه انسداد این مسیر می‌تواند بازار نفت و تجارت بین‌المللی را با چالش‌های جدی روبه‌رو کند. اهمیت این اظهارات از آنجا ناشی می‌شود که موضوع دیگر صرفاً امنیت دریانوردی نیست؛ بلکه ریسک اختلال در یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی است؛ مسیری که بخش مهمی از انتقال نفت، فرآورده‌های نفتی، گاز طبیعی مایع و حجم قابل توجهی از تجارت کانتینری جهان از آن عبور می‌کند.

    گلوگاهی که هزینه تجارت جهان را تعیین می‌کند

    باب‌المندب در کنار کانال سوئز، کوتاه‌ترین مسیر ارتباطی میان تولیدکنندگان آسیایی و بازارهای اروپا را فراهم کرده است. هرگونه کاهش امنیت در این مسیر، شرکت‌های کشتیرانی را ناچار می‌کند مسیر طولانی دماغه امید نیک در جنوب آفریقا را جایگزین کنند؛ تصمیمی که تنها به افزایش زمان سفر ختم نمی‌شود، بلکه مصرف سوخت، هزینه بیمه، کرایه حمل، دستمزد خدمه و در نهایت قیمت تمام‌شده کالاها را نیز افزایش می‌دهد.

    همین ویژگی باعث شده است که حتی پیش از وقوع هرگونه انسداد کامل، صرف افزایش ریسک امنیتی بتواند رفتار بازارها را تغییر دهد. شرکت‌های بیمه، خطوط کشتیرانی و معامله‌گران انرژی معمولاً هزینه ریسک را زودتر از وقوع بحران در قیمت‌ها لحاظ می‌کنند؛ موضوعی که تجربه دریای سرخ نیز آن را به‌خوبی نشان داد.

    شوک انرژی؛ نخستین واکنش بازارها

    نخستین بخشی که از هرگونه اختلال در باب‌المندب تأثیر می‌پذیرد، بازار انرژی است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که بازار نفت بیش از هر زمان دیگری نسبت به ریسک‌های عرضه حساس شده و حتی احتمال دشوار شدن انتقال نفت نیز می‌تواند قیمت‌ها را تحت فشار صعودی قرار دهد.

    اما افزایش قیمت نفت تنها به بازار سوخت محدود نمی‌شود. رشد هزینه انرژی به سرعت به بخش حمل‌ونقل، تولید صنعتی، کشاورزی و خدمات منتقل می‌شود و در نهایت مصرف‌کنندگان با افزایش قیمت طیف گسترده‌ای از کالاها مواجه خواهند شد. برای اقتصادهای بزرگ واردکننده انرژی مانند چین، هند، ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی، پایداری جریان انرژی یک ضرورت اقتصادی است و هرگونه افزایش هزینه انتقال، مستقیماً بر رقابت‌پذیری صنایع آنها اثر خواهد گذاشت.

    در چنین شرایطی، فشارهای تورمی نیز دوباره می‌تواند به دغدغه اصلی بانک‌های مرکزی تبدیل شود. افزایش قیمت انرژی در سال‌های اخیر یکی از مهم‌ترین عوامل جهش تورم جهانی بود و بسیاری از بانک‌های مرکزی را به سمت سیاست‌های پولی انقباضی و افزایش نرخ بهره سوق داد. تکرار چنین سناریویی می‌تواند روند کاهش تورم را بار دیگر با مانع روبه‌رو کند.

    اقتصادهای بزرگ؛ آسیب‌پذیر در برابر یک آبراه

    اگرچه آمریکا طی سال‌های اخیر وابستگی مستقیم خود به واردات نفت خاورمیانه را کاهش داده، اما این موضوع به معنای مصونیت اقتصاد این کشور نیست. اقتصاد آمریکا همچنان بخشی از شبکه تجارت جهانی است و افزایش قیمت انرژی یا هزینه حمل‌ونقل دریایی، از طریق تورم، هزینه تولید، بازار سرمایه و زنجیره تأمین بر فعالیت اقتصادی این کشور اثر خواهد گذاشت.

    در اروپا، حساسیت این بحران حتی بیشتر است. پس از کاهش دسترسی این قاره به منابع انرژی روسیه، وابستگی به واردات دریایی نفت و گاز طبیعی مایع افزایش یافته است. از این رو، هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی می‌تواند هزینه تولید صنایع اروپایی را افزایش داده، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند و رقابت‌پذیری اقتصاد این منطقه را بیش از گذشته تحت تأثیر قرار دهد.

    چین و هند نیز به دلیل وابستگی بالای خود به واردات انرژی و نقش محوری در تجارت جهانی، در میان اقتصادهایی قرار دارند که بیشترین حساسیت را نسبت به امنیت این مسیر نشان می‌دهند.

    زنجیره تأمین؛ قربانی خاموش بحران

    شاید مهم‌ترین پیامد اختلال در باب‌المندب، اثر آن بر زنجیره تأمین جهانی باشد؛ شبکه‌ای که طی دهه‌های اخیر با اتکا به حمل‌ونقل دریایی شکل گرفته است. بسیاری از کالاها امروز در چند کشور تولید می‌شوند و برای رسیدن به بازار مصرف، ناگزیر از عبور از مسیرهای دریایی هستند.

    هرگونه افزایش زمان حمل، علاوه بر رشد هزینه لجستیک، سرمایه در گردش شرکت‌ها را نیز تحت فشار قرار می‌دهد. صنایع خودرو، تجهیزات الکترونیکی، ماشین‌آلات، مواد اولیه و حتی صنایع غذایی از نخستین بخش‌هایی هستند که آثار چنین اختلالی را احساس خواهند کرد. تجربه بحران دریای سرخ نشان داد که حتی تغییر مسیر بخشی از کشتی‌ها نیز توانست نرخ حمل کانتینری را به‌طور محسوسی افزایش دهد؛ موضوعی که در صورت انسداد گسترده باب‌المندب می‌تواند ابعاد بسیار وسیع‌تری پیدا کند.

    برندگان و بازندگان احتمالی

    در کوتاه‌مدت، برخی صادرکنندگان انرژی ممکن است از رشد قیمت نفت منتفع شوند، اما در افق بلندمدت، کاهش رشد اقتصاد جهانی و افت تقاضا برای انرژی می‌تواند این مزیت را نیز محدود کند.

    در مقابل، اقتصادهای وابسته به تجارت دریایی و واردات انرژی بیشترین آسیب را متحمل خواهند شد. اروپا، چین، هند و همچنین مصر که بخش مهمی از درآمد ارزی خود را از کانال سوئز به دست می‌آورد، در زمره آسیب‌پذیرترین اقتصادها قرار می‌گیرند.

    درباره ایران نیز هرچند افزایش هزینه بیمه، حمل‌ونقل و تجارت خارجی می‌تواند فشارهای مضاعفی ایجاد کند، اما وابستگی اقتصادهای صنعتی به امنیت این مسیر به مراتب بیشتر است. بخش عمده انرژی و کالاهای مورد نیاز اقتصادهای بزرگ از شبکه‌ای عبور می‌کند که باب‌المندب یکی از حلقه‌های اصلی آن است؛ بنابراین در یک سناریوی تشدید بحران، هزینه‌های اقتصادی برای مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی و تجارت جهانی می‌تواند گسترده‌تر از بسیاری از اقتصادهای منطقه باشد.

    آزمونی دیگر برای اقتصاد جهانی

    اقتصاد جهان طی سال‌های اخیر بارها با این واقعیت روبه‌رو شده است که جهانی‌شدن تجارت، وابستگی متقابل اقتصادها را افزایش داده اما همزمان آسیب‌پذیری آنها را نیز در برابر اختلال‌های ژئوپلیتیکی بیشتر کرده است. باب‌المندب امروز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه یکی از گره‌های اصلی شبکه تجارت جهانی به شمار می‌رود؛ گرهی که امنیت آن مستقیماً بر بازار انرژی، هزینه حمل‌ونقل، تورم و رشد اقتصادی جهان اثر می‌گذارد.

    هشدار مسکو را باید بیش از آنکه صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی تلقی کرد، نشانه‌ای از افزایش ریسک در یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد بین‌الملل دانست؛ ریسکی که در صورت تشدید، می‌تواند بار دیگر معادلات بازارهای جهانی را تغییر دهد و تلاش بانک‌های مرکزی برای مهار تورم و بازگرداندن ثبات به اقتصاد جهانی را با چالش تازه‌ای روبه‌رو سازد.

    نکته قابل تامل بازار کسب‌وکار

    آنچه امروز بیش از احتمال «بسته شدن باب‌المندب» اهمیت دارد، واکنش بازارها به افزایش ریسک این آبراه است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که اقتصاد جهانی بیش از آنکه منتظر وقوع بحران بماند، به «احتمال بحران» قیمت‌گذاری می‌کند. به همین دلیل، حتی تداوم نااطمینانی در این مسیر می‌تواند هزینه بیمه، کرایه حمل و قیمت انرژی را افزایش دهد؛ موضوعی که در نهایت به رشد تورم جهانی و کند شدن روند تجارت بین‌المللی منجر خواهد شد. در چنین شرایطی، امنیت گلوگاه‌های دریایی دیگر تنها یک مسئله ژئوپلیتیکی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده ثبات اقتصاد جهان تبدیل شده است.

    نظر شما چیست؟ اگر تنش‌ها در باب‌المندب ادامه یابد، کدام بخش اقتصاد جهانی زودتر و شدیدتر آسیب خواهد دید؛ بازار انرژی، زنجیره تأمین کالا یا تجارت بین‌المللی؟


    باب‌المندب؛ گلوگاه جدید بحران اقتصاد جهانی

     

     

    نویسنده: اسدی
    منبع: بازار کسب کار آنلاین

    اخبار مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *