بازار کسب و کار: هر سال در روزهای منتهی به ۱۷ مرداد، ادبیات رسمی کشور پر میشود از واژههایی مانند آگاهی، شفافیت، مطالبهگری، نقش رسانه در توسعه و اهمیت خبرنگار برای جامعه. این ادبیات البته بیراه نیست و خبرنگاری در هر جامعهای که برای اداره امور عمومی به اطلاعات و نظارت اجتماعی نیاز دارد، نقشی فراتر از انتقال ساده خبر دارد، اما مسئله از جایی آغاز میشود که این جایگاه در گفتار به رسمیت شناخته میشود و در رفتار روزمره، همان خبرنگار برای دریافت یک اطلاعات عمومی، گرفتن پاسخ یک مسئول یا پیگیری یک موضوع اجتماعی و اقتصادی با محدودیتهایی روبهرو میشود که نتیجه آن فقط دشوار شدن کار خبرنگار نیست، بلکه افزایش هزینه تولید خبر برای رسانه است.
پدرام پاکآیین در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به برگزاری مراسم و انتشار پیامهای تبریک در روز خبرنگار، تأکید کرده است که این اقدامات برای پاسداشت خبرنگار لازم است اما کافی نیست و تکریم واقعی زمانی اتفاق میافتد که الزامات حرفه خبرنگاری و حقوق حرفهای این گروه به رسمیت شناخته شود. او «حق کسب خبر» و فراهم کردن دسترسی خبرنگار به اطلاعات را از مهمترین حقوق حرفهای دانسته و بر ضرورت ایجاد شرایطی تأکید کرده که خبرنگار بتواند بدون مانع و با حفظ کرامت و امنیت، وظیفه خود را انجام دهد. گزارش اصلی ایسنا درباره اظهارات پدرام پاکآیین
این موضوع در ظاهر یک مطالبه صنفی است، اما اگر از زاویه اقتصاد رسانه نگاه کنیم، مسئله ابعاد بزرگتری پیدا میکند. اطلاعات برای رسانه همان چیزی است که مواد اولیه برای یک واحد تولیدی محسوب میشود؛ هرچه دسترسی به اطلاعات دقیق، رسمی و بهموقع دشوارتر باشد، زمان و هزینه تولید خبر افزایش پیدا میکند و در مقابل، رسانهای که به منابع اطلاعاتی نزدیکتر است یا دسترسی آسانتری به مدیران دارد، امکان بیشتری برای تولید خبر اختصاصی و جذب مخاطب خواهد داشت. بنابراین بحث دسترسی برابر به اطلاعات، تنها به حقوق خبرنگار مربوط نمیشود، بلکه به رقابت در بازار رسانه و حتی بقای اقتصادی رسانههای کوچک نیز ارتباط پیدا میکند.
نابرابری در دسترسی، هزینه پنهان رسانههاست
رسانههای محلی سالهاست در نقطهای فعالیت میکنند که از یک سو باید با رسانههای بزرگتر برای جذب مخاطب و آگهی رقابت کنند و از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از هزینههای تولید خبر برای آنها تفاوت چندانی با رسانههای بزرگ ندارد. خبرنگار باید به محل رویداد برود، اطلاعات جمعآوری کند، با منابع مختلف گفتوگو کند، گزارش را تنظیم و راستیآزمایی کند و در نهایت محتوا را در اختیار مخاطب قرار دهد؛ اما درآمد و امکانات بسیاری از این رسانهها با هزینه واقعی تولید محتوا تناسب ندارد. در چنین شرایطی، وقتی همین رسانه از دسترسی برابر به مدیران یا اطلاعات عمومی محروم میشود، عملاً یک هزینه مضاعف بر آن تحمیل شده است.
پاکآیین در گفتوگوی خود با ایسنا بر همین اصل تأکید کرده و گفته است مدیران نباید رسانهها را به موافق و مخالف یا همسو و غیرهمسو تقسیم کنند و باید به رسانههای استانی و محلی نیز به اندازه رسانههای سراسری برای پرسشگری و کسب خبر فرصت بدهند. این حرف، اگر از یک توصیه اخلاقی فراتر رود و به یک رویه اجرایی تبدیل شود، میتواند بخشی از نابرابری موجود در بازار خبر را کاهش دهد؛ زیرا تفاوت رسانهها باید در کیفیت کار، اعتبار، میزان مخاطب و مدل فعالیت آنها دیده شود، نه در اینکه کدام رسانه اجازه نزدیک شدن به مسئول و طرح پرسش دارد و کدام رسانه ندارد.
این موضوع بهویژه برای رسانههای محلی اهمیت دارد. رسانه محلی اگرچه ممکن است از نظر گستره انتشار با یک رسانه ملی قابل مقایسه نباشد، اما در بسیاری از مسائل اقتصادی و اجتماعی، نزدیکترین رسانه به میدان واقعی اتفاقات است. مسئله اشتغال یک شهرستان، وضعیت یک واحد تولیدی، مشکلات یک شهرک صنعتی، اجرای یک پروژه عمرانی، وضعیت کشاورزی یا تصمیم یک دستگاه اجرایی، نخست در همان جامعه محلی اثر خود را نشان میدهد و خبرنگار محلی معمولاً زودتر از هر رسانه دیگری با پیامدهای آن مواجه میشود. حذف این رسانه از چرخه دسترسی به اطلاعات، فقط محدود کردن یک خبرنگار نیست؛ حذف بخشی از صدای جامعه از فرآیند تصمیمگیری و نظارت است.
پاسخگویی مدیران بخشی از اقتصاد تولید خبر است
در نگاه عمومی، پاسخگویی مسئولان بیشتر یک موضوع اداری یا اخلاقی تلقی میشود، اما برای رسانه، زمان پاسخگویی مستقیماً به هزینه تولید خبر مربوط است. یک خبرنگار اقتصادی ممکن است برای یک موضوع مشخص چندین ساعت وقت بگذارد، با منابع مختلف تماس بگیرد و در نهایت منتظر پاسخ یک دستگاه اجرایی بماند. اگر پاسخ در زمان مناسب ارائه شود، گزارش میتواند در همان روز منتشر شود و ارزش خبری خود را حفظ کند؛ اما اگر پاسخ چند روز یا چند هفته بعد برسد، بخشی از ارزش خبری از بین رفته و رسانه هزینهای را متحمل شده که الزاماً بازگشت اقتصادی ندارد.
پاکآیین نیز در اظهارات خود بر ضرورت نهادینه شدن «فرهنگ پاسخگویی» در میان مدیران تأکید کرده و خبرنگار را نماینده افکار عمومی دانسته است. از این منظر، پاسخگویی را نباید لطف یک مدیر به رسانه تلقی کرد. اطلاعات عمومی متعلق به جامعه است و رسانه یکی از مسیرهای حرفهای انتقال و بررسی آن است. البته این به معنای نادیده گرفتن محدودیتهای قانونی یا الزام به انتشار اطلاعات محرمانه نیست؛ بحث بر سر اطلاعاتی است که قابلیت انتشار دارند و شهروندان برای شناخت عملکرد دستگاههای عمومی به آنها نیاز دارند.
مسئول پاسخگو، به تعبیر پاکآیین، باید با ادب و استدلال پاسخ دهد، از کلیگویی و ابهامآفرینی پرهیز کند و در صورت ارائه داده یا استدلال معتبر، آمادگی اصلاح دیدگاه خود را داشته باشد. چنین رفتاری اگرچه در ظاهر ارتباطی میان مدیر و خبرنگار است، در واقع به کیفیت تصمیمگیری عمومی نیز کمک میکند؛ زیرا رسانهای که بتواند پاسخ روشن دریافت کند، گزارش دقیقتری تولید خواهد کرد و گزارش دقیق نیز امکان بیشتری برای اصلاح خطاهای مدیریتی فراهم میکند.
رسانه منتقد را نباید از چرخه ارتباط بیرون گذاشت
یکی از آسیبهای جدی در رابطه میان برخی دستگاههای اجرایی و رسانهها، تبدیل رسانه به ابزاری برای انتشار اخبار مثبت است. روابط عمومی دستگاه طبیعتاً وظیفه دارد عملکرد مجموعه خود را اطلاعرسانی کند، اما خبرنگار وظیفه متفاوتی دارد؛ او باید سؤال کند، روایت رسمی را بررسی کند، روایت طرفهای دیگر را بشنود و در صورت مشاهده نقص یا تناقض، آن را مطرح کند. اگر رسانه فقط زمانی مورد استقبال قرار گیرد که از عملکرد دستگاه تعریف کند، عملاً مرز میان روابط عمومی و روزنامهنگاری از بین میرود و چیزی که باید ابزار نظارت اجتماعی باشد، به کانال تبلیغاتی تبدیل میشود.
پاکآیین در این زمینه معتقد است انتقاد ذاتاً سازنده است و نیازی به افزودن پسوند «سازنده» ندارد و مدیران باید نقد را فرصتی برای اصلاح و تکمیل تصمیمات خود ببینند. این نگاه میتواند نقطه شروع تغییر یک فرهنگ قدیمی باشد؛ فرهنگی که در آن گاهی رسانه منتقد به عنوان مزاحم دیده میشود، در حالی که همان رسانه میتواند ضعفهایی را به مدیر نشان دهد که در گزارشهای رسمی و جلسات داخلی دیده نمیشود.
مسئولانی که رسانه را صرفاً بر اساس میزان همراهی با خود دستهبندی میکنند، در کوتاهمدت ممکن است فضای آرامتری در اطراف خود ایجاد کنند، اما در بلندمدت از یک منبع مهم اطلاعاتی محروم میشوند. جامعه واقعی همیشه با روایت رسمی یکسان نیست و رسانه حرفهای دقیقاً در همین فاصله است که وظیفه خود را انجام میدهد.
اقتصاد رسانه بدون درآمد پایدار دوام نمیآورد
بحث دیگری که نمیتوان از آن عبور کرد، وضعیت اقتصادی رسانههاست. رسانهای که درآمد پایدار ندارد، نمیتواند برای مدت طولانی خبرنگار حرفهای نگه دارد و رسانهای که نیروی حرفهای خود را از دست بدهد، به تدریج کیفیت و اعتبار خود را نیز از دست خواهد داد. بنابراین وقتی درباره معیشت خبرنگار صحبت میشود، نباید مسئله را صرفاً به حقوق ماهانه او محدود کرد؛ پشت دستمزد خبرنگار، اقتصاد یک بنگاه رسانهای قرار دارد که باید بتواند هزینه نیروی انسانی، تولید، توزیع، فناوری، بیمه، مالیات، تجهیزات و سایر هزینههای جاری خود را تأمین کند.
پاکآیین نیز بر همین اساس گفته است که برای معیشت خبرنگاران باید زیرساختهای پایدار ایجاد شود و راهکارهای مقطعی نمیتواند پاسخگوی این مسئله باشد و حمایت مؤثر از اقتصاد رسانه را راهکار اصلی دانسته است. این بخش از اظهارات او اهمیت زیادی دارد، زیرا تجربه سالهای گذشته نشان داده است که کمکهای مقطعی، هرچند در یک مقطع میتواند بخشی از فشار مالی را کاهش دهد، اما جایگزین یک مدل اقتصادی پایدار برای رسانه نمیشود.
رسانه برای ادامه فعالیت به درآمد نیاز دارد، اما این درآمد باید تا حد امکان از مسیرهای شفاف و حرفهای شکل بگیرد. وابسته کردن رسانه به حمایت موردی یک دستگاه یا یک فرد، شاید در کوتاهمدت مسئله مالی آن مجموعه را حل کند، اما در بلندمدت میتواند استقلال حرفهای رسانه را تضعیف کند. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا میکند که شرایطی فراهم شود تا رسانه بتواند از فعالیت حرفهای خود درآمد داشته باشد و برای بقا مجبور نباشد به رابطههای غیرشفاف تکیه کند.
در این میان، رفتار اقتصادی دستگاههای اجرایی با رسانهها نیز اهمیت دارد. رسانهای که خدمات خبری، تبلیغاتی یا محتوایی ارائه میدهد، مانند هر ارائهدهنده خدمت دیگری هزینه دارد و دریافت بهموقع مطالبات آن، مستقیماً بر توان رسانه برای پرداخت حقوق خبرنگاران و تأمین هزینههای جاری اثر میگذارد. تأخیر در پرداخت برای یک مجموعه رسانهای کوچک ممکن است فقط یک تأخیر حسابداری نباشد؛ ممکن است به معنای عقب افتادن حقوق یک خبرنگار، بدهی به چاپخانه یا کاهش توان تولید محتوا باشد.
قانون حرفهای خبرنگاری؛ فرصتی برای تثبیت حقوق، نه افزایش کنترل
پاکآیین در بخش دیگری از گفتوگوی خود با ایسنا بر تصویب «قانون جامع فعالیت حرفهای خبرنگاری» تأکید کرده و آن را مقدمهای برای ایجاد یک نظام صنفی قانونمند و پایدار دانسته است. به گفته او، چنین قانونی باید شرایط ورود به حرفه، مهارتآموزی، نحوه اخذ پروانه فعالیت و سازوکار نظارت درونصنفی را مشخص کند و با مشارکت اصحاب رسانه تدوین شود تا به جای ایجاد کنترلهای نامتعادل، از حقوق خبرنگاران حمایت کند.
اصل حرفهای شدن خبرنگاری میتواند به شفافتر شدن جایگاه شغلی خبرنگار کمک کند، اما مسئله مهمتر از عنوان قانون، محتوای آن است. اگر قرار است نظام صنفی شکل بگیرد، خبرنگار باید بداند چه حقوقی دارد، چه مسئولیتهایی بر عهده اوست و در صورت تضییع حقوق حرفهای خود به کدام مرجع میتواند مراجعه کند. در مقابل، سازوکارهای نظارتی نیز باید روشن، قانونی و قابل پیشبینی باشند و تصمیمگیری درباره فعالیت حرفهای خبرنگار به سلیقه افراد یا روابط میان رسانه و دستگاههای اجرایی وابسته نباشد.
جامعه رسانهای از یک سو به نظم حرفهای، آموزش و مسئولیتپذیری نیاز دارد و از سوی دیگر، به تضمین حقوق حرفهای. این دو در برابر یکدیگر نیستند. خبرنگار حرفهای باید پاسخگوی کیفیت و صحت کار خود باشد و همزمان دستگاه عمومی نیز باید پاسخگوی نحوه دسترسی او به اطلاعات و برخورد خود با رسانه باشد.
سؤال اصلی روز خبرنگار، بعد از مراسم چه اتفاقی میافتد؟
روز خبرنگار اگر قرار باشد تنها به مراسم و پیام تبریک محدود شود، بخش اصلی مسئله همچنان بیرون از قاب دوربینها باقی میماند. سؤال واقعی این است که از روز بعد چه چیزی تغییر خواهد کرد؛ آیا خبرنگار محلی همان امکان خبرنگار سراسری را برای طرح سؤال خواهد داشت؟ آیا اطلاعات عمومی بدون تبعیض در اختیار رسانهها قرار میگیرد؟ آیا مدیران منتقد خود را از چرخه ارتباط حذف نمیکنند؟ آیا دستگاههای اجرایی تعهدات مالی خود در قبال رسانهها را به موقع انجام میدهند؟ و آیا سیاستهای حمایتی به جای وابسته کردن رسانه، به ایجاد یک اقتصاد رسانهای پایدار و رقابتی کمک خواهد کرد؟
اینها پرسشهایی است که پاسخ آنها را نمیتوان در متن یک پیام تبریک پیدا کرد. پاسخ واقعی در رفتار روزمره مدیران، تصمیمهای اقتصادی دستگاهها و سیاستهایی دیده میشود که تعیین میکنند رسانه مستقل و حرفهای تا چه اندازه امکان ادامه فعالیت دارد.
اظهارات پدرام پاکآیین در گفتوگو با ایسنا از همین جهت قابل توجه است؛ زیرا بحث را از مراسم روز خبرنگار به سمت حقوق حرفهای، پاسخگویی، برابری رسانهها و اقتصاد رسانه میبرد. اگر این نگاه جدی گرفته شود، روز خبرنگار میتواند به جای یک مناسبت مصرفشونده در تقویم، فرصتی برای بازنگری در رابطه میان رسانه و قدرت اجرایی باشد؛ رابطهای که در آن مسئولان از رسانه فقط انتشار خبر عملکرد خود را نخواهند و رسانه نیز برای انجام وظیفه حرفهای خود ناچار نباشد هزینه نبود پاسخگویی، دسترسی نابرابر و بینظمی اقتصادی را بپردازد.
تکریم واقعی خبرنگار از جایی آغاز میشود که حق او برای کسب خبر، حق رسانه برای دسترسی برابر، حق رسانه برای دریافت بهموقع هزینه خدمات و حق جامعه برای شنیدن روایتهای مختلف، در رفتار و تصمیمهای روزمره مسئولان به رسمیت شناخته شود. تبریک یک روزه میتواند نشانه احترام باشد، اما آینده رسانه را نه تبریکها، بلکه همین تصمیمهای روزمره تعیین میکنند.
خبرنگار را نمیتوان با یک روز تقدیر به رسمیت شناخت

























دیدگاهتان را بنویسید