سرویس اقتصادی بازار کسب و کار | روز خبرنگار معمولاً با تبریکها، تقدیرها و سخن گفتن از جایگاه خبرنگار در جامعه همراه است، اما شاید یکی از واقعیترین راههای توجه به این حرفه، مرور مطالبی باشد که خبرنگاران در سالهای گذشته درباره وضعیت خود و رسانهای که در آن کار میکنند نوشتهاند. در آستانه روز خبرنگار، بازگشت به یکی از گزارشهای قدیمی «بازار کسب و کار» که حدود ۱۰ سال پیش، در روزهایی که این رسانه هنوز هفتهنامه بود، منتشر و سپس در خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) بازنشر شد، فرصتی است برای اینکه ببینیم هشدارهای آن روز درباره اقتصاد رسانههای محلی امروز در چه نقطهای ایستادهاند.
گزارش با عنوان «مچاله شدن رسانههای استانی زیر پای نامهربانیها» به قلم حمیدرضا محمدیاری، به مشکلات مطبوعات محلی گلستان پرداخته بود. ایرنا در مقدمه گزارش نوشته بود که هفتهنامه بازار کسب و کار گلستان در آخرین شماره خود به مشکلات مطبوعات محلی استان پرداخته و در ادامه، از دشواریهایی گفته بود که رسانههای استانی در مسیر فعالیت خود با آن مواجه بودند. بازخوانی گزارش «مچاله شدن رسانههای استانی زیر پای نامهربانیها» در ایرنا.
آنچه در آن گزارش جلب توجه میکند، فقط عنوان یا ادبیات متفاوت رسانهای در آن سال نیست؛ مسئلهای است که در متن دنبال شده است. گزارش، وضعیت اقتصادی مطبوعات محلی را به توان آنها برای ادامه فعالیت پیوند زده و بر نقش آگهیهای دولتی در اقتصاد رسانههای استانی تأکید کرده بود. در آن مقطع، نگرانی اصلی این بود که رسانههای محلی در رقابت با نشریات سراسری و در شرایطی که منابع درآمدی محدودی در اختیار دارند، به تدریج توان اقتصادی خود را از دست بدهند. حالا یک دهه گذشته و اگرچه شکل بازار رسانه، رفتار مخاطب و شیوه تبلیغات تغییر کرده، اصل پرسش درباره امکان تأمین هزینههای یک رسانه محلی همچنان موضوعیت دارد.
از «حمایت از رسانه» تا اقتصاد رسانه
در فاصله این ۱۰ سال، هزینه فعالیت رسانهای نیز مانند بسیاری از بخشهای دیگر اقتصاد افزایش پیدا کرده است. رسانه چاپی با هزینه کاغذ، چاپ و توزیع مواجه است و رسانه برخط، اگرچه از هزینه چاپ عبور کرده، همچنان برای تولید محتوا، دستمزد نیروی انسانی، زیرساخت فنی، سرور و نگهداری سایت هزینه میکند. در چنین بازاری، درآمد تبلیغات برای بسیاری از رسانههای کوچک و محلی همچنان یکی از منابع اصلی تأمین هزینههاست؛ بهخصوص در شرایطی که بازار تبلیغات خصوصی در همه نقاط استان ظرفیت یکسانی ندارد.
در این میان، آگهیهای دولتی جایگاه خاصی پیدا میکنند؛ نه به این معنا که رسانه باید برای ادامه فعالیت به حمایت وابسته باشد، بلکه از آن جهت که دستگاههای دولتی خود بخشی از بازار تبلیغات و اطلاعرسانی هستند و برای انتشار آگهیهای قانونی خود هزینه پرداخت میکنند. بنابراین بحث درباره نحوه توزیع این آگهیها، از جنس درخواست کمک بلاعوض نیست؛ بحث درباره چگونگی دسترسی رسانههای واجد شرایط به بازاری است که برای آن ضابطه تعیین شده است.
امروز برخلاف یک دهه پیش، چارچوب قانونی توزیع آگهیهای دولتی نیز روشنتر شده است. در ماده ۹ دستورالعمل نحوه توزیع و انتشار آگهیهای دولتی، رسانههای چاپی محلی، استانی و منطقهای و پایگاههای خبری دارای دفتر مرکزی در همان استان در اولویت نخست دریافت آگهی قرار گرفتهاند و در تبصره ۲ این ماده، حداقل ۶۰ و حداکثر ۷۰ درصد حجم آگهیهای دولتی برای رسانههای مشمول اولویت اول پیشبینی شده است. دستورالعمل همچنین سازوکار توزیع و گزارشدهی را مشخص کرده و گزارشهای مربوط به توزیع آگهیها به صورت دورهای منتشر میشود.
این تغییر، یک تفاوت مهم با سالهای گذشته ایجاد کرده است: امروز برای بررسی نحوه توزیع آگهیها فقط به اظهارات صاحبان رسانه یا مسئولان نیاز نیست؛ قانون و داده در کنار هم قرار گرفتهاند و امکان مقایسه فراهم شده است. بنابراین اگر درباره سهم رسانههای بومی گلستان پرسشی مطرح میشود، پاسخ نهایی را باید در بررسی آمار رسمی و مقایسه آن با معیارهای قانونی جستوجو کرد.
برخی مدیران رسانههای گلستان معتقدند در عمل سهم رسانههای بومی از آگهیهای دولتی با آنچه از اولویت قانونی انتظار میرود فاصله دارد و بخشی از این آگهیها به رسانههای غیربومی میرسد. در کنار آن، درباره تفاوت میزان آگهی میان رسانههای بومی نیز پرسشهایی مطرح شده است. اینها ادعاهایی است که نمیتوان صرفاً بر مبنای گفته یک یا چند صاحب رسانه درباره آنها داوری کرد؛ همانطور که نمیتوان بدون بررسی آمار، آن را نادیده گرفت. راه حرفهای، قرار دادن این ادعاها در کنار دادههای رسمی و بررسی روند توزیع در چند دوره متوالی است.
اگر در یک دوره مشخص، سهم رسانهای بیشتر از رسانه دیگری بوده، باید بتوان علت آن را در چارچوب معیارهای اعلامشده توضیح داد. ممکن است تفاوت به دوره انتشار، رتبه رسانه، شرایط قانونی، میزان درخواست یا معیارهای دیگری مربوط باشد. از سوی دیگر، اگر اعداد نشان دهند که رسانههای واجد شرایط از سهم قانونی خود برخوردار نشدهاند، آن نیز موضوعی است که میتواند نیازمند توضیح و بررسی باشد. در هر دو حالت، قضاوت نهایی باید از دل داده بیرون بیاید، نه از پیش در ذهن خبرنگار یا مدیر رسانه شکل گرفته باشد.
همین نگاه درباره سهم رسانههای غیربومی نیز صدق میکند. حضور رسانههای سراسری یا غیربومی در بازار آگهی به خودی خود به معنای تخلف نیست؛ پرسش این است که این حضور در چه چارچوبی اتفاق افتاده و آیا سهم اختصاصیافته به آنها با سهمی که مقررات برای رسانههای اولویت اول در نظر گرفته، تناسب دارد یا خیر. این تفاوت میان «پرسش» و «اتهام» شاید یکی از مهمترین مرزهای این گزارش است.
پشت آگهیها، یک اقتصاد کوچک قرار دارد
موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که وضعیت مالی رسانههای کوچک استان را در نظر بگیریم. گلستان دارای دهها رسانه محلی و حدود ۴۰ هفتهنامه دارای مجوز است، اما داشتن مجوز به تنهایی یک مدل کسبوکار پایدار ایجاد نمیکند. رسانه باید بتواند هزینههای جاری خود را بپردازد و نیروی انسانیاش را حفظ کند؛ در غیر این صورت، فشار اقتصادی به تدریج خود را در کاهش کیفیت، کاهش انتشار، حذف نیرو یا در نهایت توقف فعالیت نشان میدهد.
برخی هفتهنامههای استان در سالهای اخیر با مشکلات مالی مواجه بودهاند و تعدادی از آنها نیز در شرایطی قرار گرفتهاند که خطر ورود به فرآیند ماده ۱۶ و لغو مجوز برایشان مطرح است. نمیتوان گفت همه این مشکلات مستقیماً ناشی از نحوه توزیع آگهیهای دولتی است؛ اقتصاد رسانه عوامل متعدد دیگری دارد، از کاهش مخاطب و تغییر رفتار تبلیغاتی گرفته تا رشد هزینههای تولید و رقابت شدید فضای مجازی. اما در چنین اقتصادی، سهم هر رسانه از منابع درآمدی موجود نیز میتواند در توان ادامه فعالیت آن اثرگذار باشد.
به همین دلیل، بحث آگهیهای دولتی را نمیتوان فقط در سطح اختلاف میان چند رسانه و یک دستگاه اداری دید. پشت هر رسانه، چندین شغل و هزینه قرار دارد و بقای آن به مجموعهای از درآمدها وابسته است. اگر یک رسانه تعطیل شود، تنها نام یک نشریه از فهرست رسانههای استان حذف نمیشود؛ بخشی از ظرفیت تولید خبر، گزارش، عکس و تحلیل محلی نیز از چرخه خارج خواهد شد.
ده سال بعد؛ چه چیزی تغییر کرده است؟
بازخوانی گزارش سال ۱۳۹۵ در روز خبرنگار امسال از این جهت اهمیت دارد که میتوان یک مسئله را در فاصله یک دهه دنبال کرد. آن زمان هنوز بسیاری از بحثها درباره آینده مطبوعات محلی در قالب «حمایت از رسانه» مطرح میشد. امروز اما رسانه بیش از گذشته ناچار است خودش را به عنوان یک کسبوکار فرهنگی و حرفهای ببیند؛ کسبوکاری که اگر درآمد پایدار نداشته باشد، حتی با داشتن نیروی حرفهای و سابقه طولانی نیز نمیتواند برای همیشه ادامه دهد.
از این منظر، شاید مطالبه اصلی رسانههای محلی نیز نباید صرفاً «آگهی بیشتر» باشد. مطالبه مهمتر میتواند شفاف بودن قواعد و قابل پیشبینی بودن اقتصاد رسانه باشد. رسانهای که بداند بر اساس چه معیارهایی مورد حمایت قرار می گیرد، میتواند برای آینده خود برنامهریزی کند؛ اما وقتی معیارها برای فعالان این حوزه روشن نباشد، حتی توزیع عادلانه نیز ممکن است از نگاه بخشی از دریافتکنندگان محل تردید قرار گیرد.
حالا که گزارشهای فصلی توزیع آگهی وجود دارد، امکان بررسی این موضوع بیش از هر زمان دیگری فراهم است. کافی است آمار چند دوره متوالی گلستان کنار ضوابط قانونی قرار گیرد و سهم رسانههای اولویت اول، رسانههای غیربومی و تفاوت میان رسانههای واجد شرایط بررسی شود. نتیجه ممکن است انتقادهای موجود را تأیید کند، ممکن است بخشی از آنها را رد کند یا حتی نشان دهد مسئله در جای دیگری قرار دارد.
روز خبرنگار؛ یک مناسبت برای نگاه کردن به آینده
روز خبرنگار فقط یادآور دشواریهای حرفه خبرنگاری نیست؛ فرصتی است برای نگاه کردن به شرایط اقتصادی و حرفهای کسانی که قرار است این کار را ادامه دهند. خبرنگاری که باید درباره مشکلات اقتصادی مردم، بنگاهها و دستگاههای اجرایی گزارش تهیه کند، خود نیز درون یک ساختار اقتصادی فعالیت میکند و رسانهای که امکان تأمین هزینههایش را ندارد، در بلندمدت نمیتواند از نیروی حرفهای انتظار ماندگاری داشته باشد.
شاید به همین دلیل، مرور آن گزارش ۱۰ ساله در روز خبرنگار معنایی فراتر از یادآوری یک مطلب قدیمی داشته باشد. «مچاله شدن رسانههای استانی زیر پای نامهربانیها» امروز دیگر فقط یک تیتر از آرشیو «بازار کسب و کار» نیست؛ سندی است از اینکه یک رسانه محلی در مقطعی از زمان، مسئله بقای اقتصادی خود و همکارانش را چگونه دیده و درباره آن نوشته است. حالا وظیفه خبرنگار امروز این نیست که همان هشدار را با واژههای تازه تکرار کند؛ وظیفه او این است که بپرسد در فاصله آن روز تا امروز چه اتفاقی افتاده است.
پاسخ این پرسش را نیز بهتر است نه در تبریکهای روز خبرنگار و نه در گلایههای صاحبان رسانه، بلکه در واقعیت اقتصاد رسانه، تعداد رسانههای فعال، میزان درآمد و هزینه آنها، آمار توزیع آگهیها و مهمتر از همه در کیفیت فعالیت رسانهای استان جستوجو کرد.
ده سال پیش یک خبرنگار درباره آینده رسانههای محلی هشدار داد؛ امروز، در روز خبرنگار، شاید مهمترین ادای احترام به آن هشدار این باشد که دوباره آن را بخوانیم و اجازه دهیم واقعیتهای امروز درباره درستی یا نادرستی آن قضاوت کنند.
نکته قابل تأمل «بازار کسب و کار»
روز خبرنگار فرصتی برای تکرار تبریکهاست؛ اما آرشیو رسانهها چیز دیگری میگوید. گاهی بهترین راه برای سنجش اینکه یک هشدار جدی گرفته شده یا نه، این است که همان گزارش را ۱۰ سال بعد دوباره بخوانیم.
آگهیهای دولتی هنوز مسئله رسانههای گلستان
آگهیهای دولتی هنوز مسئله رسانههای گلستان – تصویر سازی – ستایش محمدیاری
گسترش دامنه شبکه فیبر نوری بجنورد؛ آغاز عملیات اجرایی در نقاط جدید شهر


























دیدگاهتان را بنویسید