سرویس اقتصادی ـ خبرنگار بازار کسبوکار | کندی و ناپایداری اینترنت در ایران دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به کیفیت یک خدمت ارتباطی نیست. بخش مهمی از فعالیت اقتصادی کشور، از فروش و پرداختهای آنلاین تا خدمات بانکی، حملونقل، آموزش، ارتباط با تأمینکنندگان و فعالیت کسبوکارهای دیجیتال، به شبکهای وابسته است که باید هم ظرفیت کافی داشته باشد و هم در شرایط عادی و بحرانی پایدار بماند. از همین رو، هر اختلال در اینترنت میتواند بخشی از هزینه خود را به اقتصاد، بهرهوری و حتی زنجیره تأمین منتقل کند.
واقعیت این است که کیفیت اینترنت حاصل عملکرد یک بخش منفرد نیست. ظرفیت شبکه، وضعیت زیرساخت دسترسی، شبکه انتقال و ارتباطات بینالملل، تجهیزات اپراتورها، میزان سرمایهگذاری، کیفیت مسیرهای ارتباطی و سیاستهای دسترسی همگی در تجربه نهایی کاربر اثر دارند. بنابراین نمیتوان مسئله را تنها با یک شاخص مانند سرعت توضیح داد.
رشد تقاضا، جلوتر از سرمایهگذاری
بهزاد اکبری، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت در گفتگوی که با ایرنا داشته، از افزایش بیش از ۵۰ درصدی ترافیک بینالملل کشور در یک بازه ۱۵ ماهه خبر داده و ۱۹ خرداد نیز اعلام کرده بود ترافیک اینترنت پس از بازگشایی تدریجی شبکه به ۷۸ درصد سطح ثبتشده در اول دیماه ۱۴۰۴ رسیده است. این ارقام، تصویری از رشد قابل توجه تقاضا برای ارتباطات دیجیتال ارائه میکند؛ تقاضایی که اگر با افزایش ظرفیت همراه نشود، طبیعی است که فشار بیشتری بر شبکه وارد کند.
مسئله مهمتر اما فاصله میان رشد مصرف و سرمایهگذاری است. وقتی حجم ترافیک با سرعت بیشتری از توسعه زیرساخت افزایش پیدا میکند، شبکه در ساعات اوج مصرف و در زمان بروز اختلالهای پیشبینینشده آسیبپذیرتر میشود. به همین دلیل، افزایش کیفیت اینترنت نیازمند سرمایهگذاری مستمر در تمام لایههای شبکه است، نه صرفاً توسعه یک فناوری یا افزایش ظرفیت یک اپراتور.
زیرساخت فرسوده؛ گلوگاه اقتصاد دیجیتال
احسان چیتساز، معاون سیاستگذاری و برنامهریزی توسعه فاوا و اقتصاد دیجیتال وزارت ارتباطات، نیز در اظهاراتی که به نقل از ایرنا منتشر شده، بر این نکته تأکید کرده است که رشد تقاضای اینترنت با میزان سرمایهگذاری در زیرساختهای ارتباطی همخوان نبوده است. این عقبماندگی در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که سهم فعالیتهای دیجیتال در اقتصاد و زندگی روزمره مردم هر روز بیشتر میشود.
شبکه ارتباطی مانند هر زیرساخت اقتصادی دیگری به نوسازی مداوم نیاز دارد. تجهیزات قدیمی، ظرفیت محدود و سرمایهگذاری ناکافی در شبکه انتقال یا دسترسی، در نهایت خود را در قالب افت کیفیت سرویس نشان میدهد. هزینه این عقبماندگی نیز فقط متوجه مصرفکننده نیست؛ کسبوکاری که برای انجام یک تراکنش، دریافت سفارش، ارتباط با مشتری یا استفاده از یک سرویس تخصصی با اختلال مواجه میشود، بخشی از بهرهوری خود را از دست میدهد.
فیبر نوری؛ از پوشش تا اتصال واقعی
توسعه فیبر نوری یکی از اصلیترین مسیرهای عبور از شبکههای قدیمی و افزایش ظرفیت اینترنت ثابت است. مسئولان از ایجاد پوشش برای حدود ۱۰ میلیون خانوار و فعال بودن حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار اتصال خبر دادهاند؛ فاصله میان این دو عدد، یک نکته مهم را نشان میدهد: پوشش شبکه زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که به اتصال واقعی و استفاده مستمر مشترک منجر شود.
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا هزینه ایجاد زیرساخت زمانی به ظرفیت اقتصادی تبدیل میشود که خانوار یا بنگاه بتواند واقعاً از آن استفاده کند. بنابراین ارزیابی پروژه فیبر نوری نباید تنها بر تعداد خانوارهای تحت پوشش متمرکز باشد؛ میزان اتصال، کیفیت سرویس و سرعت تبدیل پوشش به مشترک فعال نیز باید در نظر گرفته شود.
از سوی دیگر، مهاجرت از سیم مسی به فیبر صرفاً با کابلکشی پایان نمییابد. تجهیزات سمت مشترک، شبکه انتقال، مراکز داده و سایر اجزای زیرساخت باید متناسب با این تغییر توسعه پیدا کنند. در غیر این صورت، ارتقای یک بخش از شبکه ممکن است مشکل را فقط از یک نقطه به نقطهای دیگر منتقل کند.
5G؛ بخشی از راهحل، نه تمام آن
در شبکه سیار نیز رشد مصرف داده، توسعه مستمر ظرفیت را ضروری کرده است. نسل پنجم ارتباطات میتواند ظرفیت و کیفیت دسترسی را افزایش دهد، اما اثرگذاری آن زمانی کامل خواهد بود که شبکه انتقال و سایر لایههای زیرساخت نیز متناسب با آن توسعه پیدا کنند.
بنابراین نمیتوان افزایش پوشش 5G را بهتنهایی معادل حل مشکل اینترنت دانست. کیفیت نهایی ارتباط، حاصل عملکرد زنجیرهای از زیرساختهاست و ضعف در هر حلقه میتواند مزیت حلقههای دیگر را کاهش دهد.
فیلترینگ؛ هزینهای فراتر از محدودیت دسترسی
در کنار مشکلات زیرساختی، محدودیت دسترسی به برخی پلتفرمها و خدمات بینالمللی نیز بر تجربه کاربران اثر گذاشته است. براساس آماری که به نقل از ایرنا در گزارش مربوط به وضعیت اینترنت مطرح شده، ۷۴.۴ درصد کاربران اینترنت از فیلترشکن استفاده میکنند. گستردگی استفاده از ابزارهای تغییر مسیر دسترسی نشان میدهد محدودیت دسترسی دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا رفتاری نیست و به بخشی از واقعیت روزمره اقتصاد دیجیتال تبدیل شده است.
استفاده از مسیرهای غیرمستقیم میتواند پیچیدگی اتصال را افزایش دهد و برای کسبوکارهایی که به سرویسهای ابری، نرمافزارها یا پلتفرمهای خارجی وابستهاند، هزینه و ریسک بیشتری ایجاد کند. از این منظر، کیفیت اینترنت تنها به ظرفیت خام شبکه مربوط نمیشود و سیاست دسترسی نیز در تجربه نهایی کاربر و فعالیت اقتصادی نقش دارد.
محدودیتهای امنیتی؛ عاملی جدا از ضعف ساختاری
در ماههای گذشته، بخشی از محدودیتهای اینترنتی نیز به شرایط امنیتی مربوط بوده است. این موضوع را باید از مشکلات ساختاری شبکه تفکیک کرد؛ زیرا فرسودگی تجهیزات و کمبود سرمایهگذاری مسائلی بلندمدت هستند، در حالی که محدودیتهای امنیتی میتوانند در مدت کوتاهی سطح دسترسی کاربران و بنگاهها را تغییر دهند.
با این حال، آثار اقتصادی هر دو میتواند به یک نقطه مشترک برسد: کاهش قابلیت پیشبینی ارتباطات. برای یک کسبوکار، تنها سرعت بالا اهمیت ندارد؛ اینکه بتواند روی دسترسی پایدار خود برای انجام عملیات روزانه حساب کند، بخش مهمی از تصمیمگیری اقتصادی است.
اینترنت و زنجیره تأمین
وابستگی اقتصاد به ارتباطات دیجیتال باعث شده است اختلال اینترنت مستقیماً به زنجیره تأمین نیز سرایت کند. ثبت سفارش، تبادل اسناد، ارتباط با تأمینکنندگان، رهگیری حملونقل، پرداختها و ارائه خدمات، در بسیاری از کسبوکارها بدون ارتباط پایدار دشوار یا پرهزینه میشود.
در چنین شرایطی، قطع اینترنت را نمیتوان صرفاً با تعداد کاربران ناراضی یا میزان افت سرعت سنجید. بخشی از هزینه واقعی اختلال در حسابهای بنگاهها دیده نمیشود؛ این هزینه ممکن است به شکل تأخیر در ارائه خدمت، از دست رفتن مشتری، کاهش فروش، افزایش هزینه عملیاتی یا اختلال در فرآیند تولید ظاهر شود.
تابآوری؛ حلقه فراموششده توسعه شبکه
در کنار افزایش ظرفیت، شبکه ارتباطی کشور به تابآوری بیشتری نیز نیاز دارد. مسیرهای جایگزین، ظرفیت پشتیبان، پراکندگی زیرساختها، مراکز داده مناسب و امکان بازگردانی سریع سرویس، در شرایط بحران اهمیت خود را نشان میدهند.
هرچه اقتصاد بیشتر به خدمات دیجیتال وابسته شود، هزینه از دسترس خارج شدن شبکه نیز بیشتر خواهد شد. بنابراین تابآوری ارتباطی باید بخشی از برنامه سرمایهگذاری در زیرساخت باشد، نه اقدامی که تنها پس از وقوع بحران مورد توجه قرار گیرد.
مسئله اینترنت، مسئله اقتصاد است
واقعیت این است که حل مشکل اینترنت با یک تصمیم یا پروژه منفرد امکانپذیر نیست. توسعه فیبر نوری باید از «پوشش» به «اتصال واقعی» برسد، شبکه انتقال و بینالملل باید متناسب با رشد مصرف توسعه پیدا کند، تجهیزات فرسوده باید نوسازی شوند و توسعه نسلهای جدید ارتباطی نیز باید همزمان با تقویت سایر لایههای شبکه پیش برود.
در کنار این اقدامات، سیاستهای دسترسی نیز باید برای کاربران و فعالان اقتصادی تا حد امکان روشن و قابل پیشبینی باشد. اقتصاد دیجیتال به اینترنتی نیاز دارد که نه فقط سریع، بلکه پایدار، قابل اتکا و قابل پیشبینی باشد.
از نگاه بازار کسبوکار، مسئله اصلی همینجاست: اینترنت دیگر یک خدمت جانبی نیست که کیفیت آن صرفاً بر رضایت کاربران اثر بگذارد. این شبکه اکنون بخشی از زیرساخت فعالیت اقتصادی کشور است و هر میزان عقبماندگی در توسعه آن میتواند به کاهش بهرهوری، افزایش هزینه بنگاهها و کند شدن رشد اقتصاد دیجیتال منجر شود.
نکته قابل تأمل بازار کسبوکار
اگر رشد مصرف اینترنت از رشد سرمایهگذاری در شبکه جلو بزند، اقتصاد دیجیتال پیش از آنکه با کمبود تقاضا مواجه شود، با کمبود زیرساخت مواجه خواهد شد. مسئله امروز اینترنت ایران بنابراین فقط «سرعت» نیست؛ مسئله، ساختن شبکهای است که اقتصاد بتواند در روزهای عادی و بحرانی روی آن حساب کند.
اینترنت ایران؛ وقتی ضعف زیرساخت به هزینه اقتصاد تبدیل میشود

























دیدگاهتان را بنویسید