گروه اقتصادی – بازار کسبوکار | اما یک سؤال مهم همچنان باقی است؛ آیا تزریق ارز میتواند واقعاً بازار را آرام کند یا فقط برای مدتی از شدت نوسانها کم میکند؟
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که بازار ارز معمولاً فقط به میزان دلار موجود در بازار واکنش نشان نمیدهد. هر بار که یک شوک ارزی اتفاق افتاده، نگرانی درباره آینده و شکلگیری انتظارات جدید هم به آن اضافه شده است. به همین دلیل، حتی زمانی که منابع ارزی به بازار تزریق شده، همیشه نمیتوان انتظار داشت قیمتها به سطح قبلی برگردند.
امروز هم چند عامل همزمان بر بازار فشار میآورند؛ از محدودیت منابع ارزی و رشد نقدینگی گرفته تا افزایش انتظارات تورمی، نااطمینانی اقتصادی و نگرانی درباره آینده تجارت خارجی. به همین دلیل، موضوع فقط عرضه چند صد میلیون دلار نیست؛ مسئله اصلی این است که این مداخله با چه هدفی انجام میشود و آیا میتواند نوسان بازار را برای مدت طولانیتری کنترل کند یا نه.
در همین ارتباط، اقتصاددانان در نشست تحلیلی «مداخله بانکهای مرکزی در بازار ارز» درباره همین موضوع بحث کردند. جمعبندی دیدگاههای مطرحشده این بود که در یک نظام «شناور مدیریتشده»، قرار نیست بانک مرکزی یک نرخ مشخص برای دلار تعیین کند و برای همیشه از آن دفاع کند. هدف اصلی باید این باشد که جلوی نوسانهای شدید گرفته شود و نرخ ارز به سمت یک سطح منطقی و تعادلی حرکت کند.
از این زاویه، عرضه ۵۰۰ میلیون دلار را میتوان اقدامی برای تقویت سمت عرضه و پاسخ دادن به بخشی از تقاضای واقعی بازار دانست؛ نه اینکه این اقدام به معنی تعیین یک قیمت مشخص برای دلار باشد. البته اینکه این مداخله چقدر دوام داشته باشد، به ادامه عرضه ارز، مدیریت تقاضا و مهمتر از همه، شرایط کلی اقتصاد بستگی دارد.
دولت ارز نفت و گاز را مستقیم عرضه کند
سعید بیات، مشاور بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، در این نشست با اشاره به تجربه کشورهای مختلف گفت بانکهای مرکزی در سالهای اخیر تلاش کردهاند کمتر به شکل مستقیم وارد خرید و فروش ارز در بازار شوند و بیشتر از ابزارهای مالی و مشتقه استفاده کنند.
او توضیح داد که مداخله ارزی فقط به فروش دلار محدود نمیشود. وقتی نرخ ارز ناگهان بالا میرود، بانک مرکزی میتواند با فروش ارز جلوی بخشی از این افزایش را بگیرد. در مقابل، اگر نرخ ارز به شکل شدید پایین بیاید، بانک مرکزی میتواند با خرید ارز از بازار حمایت کند. بنابراین هم خرید و هم فروش ارز، بخشی از مداخله ارزی است.
بیات تأکید کرد که شکل مداخله باید با نظام ارزی کشور هماهنگ باشد. اگر یک کشور نرخ ارز را ثابت نگه دارد، بانک مرکزی باید هر میزان ارزی را که برای حفظ آن نرخ لازم است تأمین کند. اما در نظام شناور مدیریتشده، هدف این نیست که بانک مرکزی یک نرخ خاص را برای همیشه حفظ کند؛ بلکه باید تلاش کند نوسانهای شدید را کاهش دهد و بازار را به سمت نرخ تعادلی هدایت کند.
به گفته او، برای سنجش موفقیت مداخله هم نباید فقط به حجم دلار فروختهشده نگاه کرد. باید دید بانک مرکزی با چه مقدار منابع توانسته چه اثری بر بازار بگذارد. برای مثال، اگر فروش یک میلیارد دلار بتواند نوسان بازار را به شکل محسوسی کاهش دهد، این مداخله از شرایطی که برای رسیدن به همان نتیجه به چند برابر این رقم نیاز باشد، کارآمدتر است.
بیات در ادامه به یک موضوع مهمتر اشاره کرد؛ اینکه چرا اساساً بانک مرکزی باید ارز حاصل از فروش نفت و گاز را از دولت بخرد و بعد دوباره آن را در بازار عرضه کند؟
به اعتقاد او، این روش باعث میشود بانک مرکزی وارد بخشی از فعالیتهای تجاری دولت شود؛ در حالی که وظیفه اصلی بانک مرکزی باید سیاستگذاری پولی و ارزی و حفظ ثبات اقتصادی باشد.
او با اشاره به سال ۱۳۹۷ گفت در آن سال حدود ۱۹ میلیارد دلار ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومان تخصیص داده شد و بانک مرکزی درگیر خرید، فروش و تخصیص ارز برای بخشهای مختلف شد.
پیشنهاد بیات این است که دولت ارز حاصل از فروش نفت و گاز را مستقیماً در مرکز مبادله عرضه کند. در این صورت، وزارتخانههایی مانند صمت، جهاد کشاورزی و بهداشت و همچنین واردکنندگان میتوانند ارز مورد نیاز خود را از همین بازار خریداری کنند.
در این مدل، دولت ارز خود را میفروشد و ریال مورد نیازش را به دست میآورد و بانک مرکزی هم کمتر درگیر عملیات تجاری میشود و میتواند بیشتر روی سیاستگذاری، مدیریت بازار و کنترل نوسانها تمرکز کند.
کوروش پرویزیان، رئیس پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، معتقد است برای بررسی وضعیت منابع ارزی کشور نباید فقط به اعداد ترازنامه نگاه کرد. به گفته او، بخشی از تعهدات و عملیات مالی خارج از ترازنامه نیز باید در نظر گرفته شود.
پرویزیان با اشاره به تجربه مؤسسات مالی غیرمجاز گفت این مؤسسات در مقاطعی منابع قابل توجهی در اختیار داشتند، اما فعالیت آنها خارج از چارچوب رسمی بانک مرکزی انجام میشد و همین مسئله کنترل منابع را دشوار میکرد. با ساماندهی این مؤسسات، بخشی از این بینظمیها نیز برطرف شد.
او تأکید کرد که مسئله اصلی فقط کمبود منابع ارزی نیست، بلکه باید دید منابع موجود در سالهای گذشته چگونه و در چه بخشهایی مصرف شدهاند.
پرویزیان همچنین نکته دیگری را مطرح کرد: تأمین ارز کالاهای اساسی، دارو، انرژی و برخی نیازهای امنیتی هم نوعی مداخله در بازار ارز است.
به گفته او، وقتی برای واردات نهادههایی مانند ذرت ارز اختصاص داده میشود، این تصمیم مستقیماً روی بازار ارز و در عین حال روی تولید داخل و امنیت غذایی اثر میگذارد.
در حوزه دارو نیز شرایط مشابهی وجود دارد. اگرچه بخش عمده داروهای مورد نیاز کشور در داخل تولید میشود، تولیدکنندگان برای تأمین برخی مواد اولیه همچنان به واردات نیاز دارند. بنابراین، تخصیص ارز برای این بخش نیز بخشی از سیاست ارزی کشور است.
افزایش مصرف بنزین و فاصله میان تولید و مصرف داخلی نیز باعث شده تأمین بخشی از نیاز کشور از خارج ضرورت پیدا کند؛ موضوعی که آن هم به منابع ارزی نیاز دارد.
به این ترتیب، وقتی درباره مداخله ارزی صحبت میکنیم، نباید فقط فروش دلار توسط بانک مرکزی را در نظر بگیریم. بخشی از سیاست ارزی کشور در همان تصمیمهایی شکل میگیرد که تعیین میکنند ارز به چه کالا، بخش یا نیازی اختصاص پیدا کند.
بانک مرکزی به تنهایی نمیتواند همه مشکلات را حل کند
سید احمدرضا جلالی نائینی، عضو هیات علمی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامهریزی، معتقد است بانک مرکزی در شرایط فعلی منابع نامحدودی برای مداخله ندارد و نمیتوان انتظار داشت این نهاد به تنهایی تمام مشکلات اقتصادی را از طریق بازار ارز حل کند.
او میگوید وقتی بخشهای دیگر اقتصاد با مشکل روبهرو میشوند، فشار برای حل آنها به بازار ارز و بانک مرکزی منتقل میشود؛ در حالی که بانک مرکزی ابزار کافی برای حل همه این مشکلات را ندارد.
جلالی نائینی برای مقایسه به تجربه تکنرخی شدن ارز در سال ۱۳۸۱ اشاره کرد. به گفته او، در آن زمان نظام بانکی شرایط منسجمتری داشت، اقتصاد ثبات بیشتری داشت و درآمدهای نفتی هم به دولت امکان میداد بخشی از مشکلات بازار ارز را مدیریت کند.
اما شرایط امروز متفاوت است. تحریمها و کاهش درآمدهای نفتی، توان مداخله بانک مرکزی را محدودتر کرده است.
او معتقد است در چنین شرایطی، اگر بانک مرکزی بتواند طی یک تا دو سال نوسان نرخ ارز را در محدوده حدود ۱۰ درصد نگه دارد، میتوان آن را عملکرد قابل توجهی دانست.
از نگاه او، بنابراین نباید موفقیت بانک مرکزی را فقط با این معیار سنجید که نرخ دلار پایین آمده یا نه. مهمتر از آن، این است که بازار تا چه اندازه از نوسانهای شدید دور شده و فعالان اقتصادی چقدر میتوانند آینده را پیشبینی کنند.
جلالی نائینی همچنین درباره ابزارهای مالی جدید هشدار داد. به گفته او، برخی ابزارهایی که برای کنترل بازار ارز طراحی میشوند، اگر تعهدات ارزی برای بانک مرکزی ایجاد کنند، در صورت افزایش نرخ دلار میتوانند فشار بیشتری به ترازنامه این بانک وارد کنند.
از سوی دیگر، مردم زمانی به چنین ابزارهایی اعتماد میکنند که مطمئن باشند ارزش دارایی آنها حفظ میشود. اگر نگرانی درباره کاهش ارزش پول ملی بالا باشد، طبیعی است که بخشی از مردم همچنان دلار را به عنوان راهی برای حفظ ارزش دارایی خود انتخاب کنند.
به اعتقاد او، راهحل اصلی، اضافه کردن ابزارهای بیشتر برای مداخله نیست؛ بلکه باید چارچوب اقتصادی کشور، بهویژه در حوزه بودجه و وظایف بانک مرکزی، اصلاح شود.
چرا نمیتوان بازار ارز را کاملاً آزاد گذاشت؟
میثم خسروی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، معتقد است اگر سیاست پولی یک کشور مستقل باشد و جریان سرمایه نیز آزاد باشد، در شرایط ایدهآل نرخ ارز باید بتواند تا حد زیادی به شکل شناور عمل کند و بخشی از شوکهای اقتصادی را جذب کند.
اما در دنیای واقعی شرایط همیشه اینطور نیست.
به گفته خسروی، یکی از دلایل مداخله بانکهای مرکزی، وجود ناکارایی در بازارهای مالی است. نرخ ارز همیشه فقط بر اساس عوامل اقتصادی تغییر نمیکند و گاهی ممکن است تحت تأثیر نگرانی، هیجان یا رفتارهای کوتاهمدت بازار، نوسانهایی ایجاد شود که برای اقتصاد مناسب نباشد.
او میگوید همانطور که بانک مرکزی ممکن است برای کنترل برخی نوسانات اقتصادی از نرخ بهره استفاده کند، در بازار ارز هم میتواند برای جلوگیری از نوسانهای شدید مداخله کند.
خسروی البته تأکید دارد که باید میان انواع سیاستها تفاوت قائل شد. خرید و فروش مستقیم ارز توسط بانک مرکزی، روشنترین شکل مداخله است. اما الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز حاصل از صادرات هم بر میزان ارز موجود در بازار اثر میگذارد و میتوان آن را نوعی مداخله غیرمستقیم دانست.
به همین دلیل، به گفته او، در هر بررسی درباره مداخله ارزی باید ابتدا مشخص شود چه اقداماتی را در این چارچوب قرار میدهیم.
برای مثال، اگر دولت واردات یک کالا را محدود کند یا تخصیص ارز آن را کاهش دهد، این تصمیم مستقیماً بر بازار ارز اثر میگذارد، اما از نظر ماهیت ممکن است یک سیاست تجاری باشد، نه مداخله مستقیم ارزی.
خسروی همچنین به تفاوت میان خرید ارز از تجار و خرید ارز از بانکهای تجاری اشاره کرد و گفت این دو روش از نظر تأثیر بر ترازنامه بانک مرکزی یکسان نیستند و باید هنگام بررسی عملکرد بانک مرکزی این تفاوت را در نظر گرفت.
مرز باریک میان سیاستگذاری و تجارت
خسروی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع ورود بانک مرکزی به فعالیتهای تجاری پرداخت و گفت تبدیل شدن این نهاد به یک بازیگر تجاری را نمیتوان فقط نتیجه فشارهای بیرونی دانست؛ ساختار و تصمیمات خود بانک مرکزی نیز در این موضوع نقش دارد.
او با اشاره به تجربه فعالیتش در مرکز پژوهشهای مجلس گفت در آن دوره تلاش شده بود سازوکاری برای دریافت ارز حاصل از صادرات دستگاههای دولتی توسط بانک مرکزی ایجاد شود، اما در نهایت اختیار این کار به بانک مرکزی داده شد، نه الزام آن.
به گفته خسروی، حتی در گفتوگو با مسئولان ارزی بانک مرکزی نیز مشخص شده بود که این بانک لزوماً متقاضی ورود به چنین فعالیتهایی نیست.
بنابراین، برای بررسی نقش بانک مرکزی در بازار ارز باید هم فشارها و الزامات بیرونی را دید و هم ساختار، اختیارات و تصمیمات درونی این نهاد را مورد توجه قرار داد.
جمعبندی
آنچه از صحبتهای کارشناسان این نشست به دست میآید این است که مداخله ارزی نه یک راهحل کاملاً بیاثر است و نه ابزاری که بتواند به تنهایی مشکلات بازار ارز را حل کند.
عرضه ۵۰۰ میلیون دلار میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار بازار را کاهش دهد و دسترسی به ارز رسمی را بیشتر کند، اما اینکه این اثر تا چه زمانی ادامه داشته باشد، به شرایط کلی اقتصاد بستگی دارد.
اگر انتظارات تورمی بالا بماند، نقدینگی رشد کند، منابع ارزی محدود باشد و نگرانی درباره آینده اقتصاد ادامه پیدا کند، تزریق ارز به تنهایی نمیتواند بازار را برای مدت طولانی آرام نگه دارد.
در مقابل، نادیده گرفتن نوسانهای شدید بازار ارز هم میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصاد داشته باشد. به همین دلیل، مسئله اصلی این است که بانک مرکزی چه زمانی و با چه حجمی مداخله کند و چگونه از منابع ارزی برای کاهش نوسان استفاده کند، بدون آنکه خود را موظف به دفاع دائمی از یک نرخ مشخص کند.
در نهایت، آرامش بازار ارز فقط با دلار بیشتر به دست نمیآید. اعتماد، پیشبینیپذیری اقتصاد، کنترل تورم، انضباط مالی و روشن بودن سیاستهای ارزی عواملی هستند که میتوانند اثر مداخله بانک مرکزی را ماندگارتر کنند. اگر این بخشها اصلاح نشوند، هر میزان عرضه ارز ممکن است تنها بخشی از مشکل را برای مدتی کوتاه مدیریت کند.
مداخله ارزی؛ آیا تزریق دلار میتواند بازار را آرام کند؟– تصویر سازی ستایش محمدیاری
مداخله ارزی؛ آیا تزریق دلار میتواند بازار را آرام کند؟

























دیدگاهتان را بنویسید