بازار کسب و کار– سرویس فرهنگی: جنگ، دلار بیش از ۲۰۰ هزار تومانی، تورم نقطهبهنقطه، موج بیکاری و اقتصادی که به قهقرا میرود، دیگر جایی برای سفر در سبد خانوار باقی نمیگذارد. شاید در شرایط بحرانی کشور این پرسش مطرح شود که اصلاً چرا باید به گردشگری پرداخت؟ پاسخ این است که گردشگری میتوانست حتی بیشتر از نفت برایمان درآمدزایی کند؛ اگر تصویر امنی از ایران ارائه میدادیم، اگر تبلیغات مناسبی داشتیم، اگر از فعالان گردشگری حمایت میکردیم و هزاران اگر دیگر. چه درست گفت مولوی: «در اگر نتوان نشست.»
گردشگری بیشترین آسیب را دیده است
گردشگری پس از جنگ عملاً متوقف شده و هیچ نهادی، حتی معاونت گردشگری، به فکر چاره نیست.
امیرپویان رفیعیشاد، عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «صنعت گردشگری کشورمان از سال ۱۳۹۸ به این سو بحرانهای مختلفی را تجربه کرده و همواره در بحرانها و وقایع ناگواری که در کشورمان رخ داده، بیشترین آسیب را دیده است. شرایط فعلی نیز از این موضوع مستثنا نیست و جنگ اخیر آسیب بسیار زیادی به گردشگری وارد کرده است.»
وی میافزاید: «اگرچه جنگ امسال برای تمامی اصناف آسیبزا بوده، این بحران برای گردشگری و صنعت گردشگری ما بسیار شدیدتر بوده است؛ چراکه فعالیت گردشگری در کشور عملاً به صفر رسید. بسیاری از صنوف دیگر، هرچند با کاهش فعالیت مواجه شدند، همچنان فعالیت روزمره خود را داشتند، درحالیکه فعالیت صنعت گردشگری عملاً متوقف شد.»
رفیعیشاد میگوید: «در حوزه گردشگری ورودی، فعالیت ما بیشتر به کشورهای همسایه، بهویژه عراق، محدود شده است که درآمد قابلتوجهی بههمراه ندارد. گردشگری خروجی نیز با توجه به نرخ دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان، بیشتر به افراد خاص و درصد بسیار کمی از جامعه محدود شده است.»
مردم به تور علاقهای ندارند
وی ادامه میدهد: «در زمینه گردشگری داخلی نیز وضعیت معیشتی مردم تأثیرگذار است. البته نمیگویم سفر داخلی نداریم، اما این سفرها از حالت تور خارج شده و مردم با وسیله شخصی و بدون ثبتنام در تورها به مسافرت میروند.»
عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران تأکید میکند: «وضعیت دفاتر مسافرتی بحرانی است و در وضعیتی اورژانسی بهسر میبریم. اگر این وضعیت ادامهدار باشد، آسیبهای بیشتری به صنف وارد میشود. از جنگ ۱۲روزه تاکنون شاهد کوچ شغلی بسیاری از همکارانمان بودهایم.»
وی میافزاید: «یک مسئله بسیار آسیبزا، وضعیت نیروی انسانی است. با توجه به اینکه همکاران قادر به پرداخت حقوق نیستند، بعضاً مجبور به تعدیل نیرو، کاهش تعداد کارکنان یا تغییر مدل قراردادهایشان میشوند. این وضعیت باعث شده بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در حوزه گردشگری نیز آسیب ببیند و بهسمت صنوف دیگر برود.»
رفیعیشاد ادامه میدهد: «این نیروها طی سالها در حوزه گردشگری کار کردهاند و برای آنها هزینه و سرمایهگذاری شده است، اما بهناچار مجبور شدهایم بخش عظیمی از این نیروی انسانی را از دست بدهیم. بااینحال، تنها چیزی که داریم امید است؛ امید به آینده، امید به ایران و اینکه بتوانیم در آینده شرایط بهتری داشته باشیم.»
وی تأکید میکند: «البته مشکلات فقط به جنگ اخیر محدود نمیشود. ما موانع و معضلات اقتصادی مختلفی داشتهایم که باعث تشدید این بحرانها شدهاند. این مشکلات عرصه را برای گردشگری بسیار تنگ کرده است.»
رفیعیشاد میافزاید: «باید برای وضعیت معیشتی مردم نیز فکری شود تا سفر دوباره بتواند برای آنها یک اولویت باشد. امروز هزینه اجاره منزل، خوراک و سایر هزینههای زندگی بهگونهای است که نمیتوان انتظار داشت سفر در اولویت خانوار قرار بگیرد.»
او درباره تأثیر نرخ ارز بر گردشگری خروجی میگوید: «این موضوع بسیار تأثیرگذار است. هزینههای گردشگری خروجی عمدتاً براساس نرخ ارز محاسبه میشود. برای مثال، یک هتل ۱۰۰ دلاری برای هر شب را در نظر بگیرید؛ باید ببینیم این مبلغ با نرخ فعلی ارز چقدر هزینه دارد و در گذشته چقدر هزینه داشته است.»
وی ادامه میدهد: «همین موضوع را در تورهای چهار، شش یا هفتشبه نیز میبینیم. افزایش نرخ ارز باعث میشود افزایش قیمت قابلتوجهی به کسانی که قصد سفر دارند، تحمیل شود.»
رفیعیشاد یکی دیگر از مشکلات دفاتر را نحوه تسویهحساب با شرکتهای کارگزار خارجی عنوان میکند و میگوید: «تسویهحساب همکاران ما با شرکتهای کارگزار در خارج از ایران، غالباً بهصورت هفتگی و براساس صورتحسابهای دورهای انجام میشود. ممکن است همکاران ما امروز فروشی را با دلار ۱۹۰ هزار تومان انجام دهند، اما هفته بعد مجبور باشند همان مبلغ را با دلار، مثلاً، ۲۰۵ هزار تومان تسویه کنند.»
وی میافزاید: «هزینه حواله نیز به این مبلغ اضافه میشود. این مسئله باعث شده است علاوه بر اینکه سودی عاید دفاتر نمیشود، در برخی موارد متحمل زیان نیز شوند.»
رفیعیشاد درباره وضعیت گردشگری خروجی و تأثیر بحران نقدینگی بر سفرهای خارجی میگوید: «گردشگری خروجی عملاً بهطور کامل تعطیل شده است. اقتصاد یک زنجیره است و حتی افرادی که متمول هستند و شرایط مالی خوبی دارند، اکنون با کمبود نقدینگی مواجهاند. کمبود نقدینگی نیز طبیعتاً باعث میشود همین اتفاق برای این گروه بیفتد. برای مثال، کسی که املاک و زمین دارد، اما امکان نقدکردن دارایی خود را ندارد، نمیتواند بخشی از زمینش را بفروشد و هزینه سفرش را تأمین کند. ما با کمبود نقدینگی و اختلال در جریان اقتصادی کشور مواجه هستیم.»
وی میافزاید: «با بحرانی مواجه شدهایم که گردش مالی در کشور به حداقل رسیده است. این کاهش گردش مالی باعث میشود نقدینگی در دسترس مردم نباشد. حتی افرادی که از نظر مادی جایگاه و شرایط اقتصادی بهتری دارند نیز بهدلیل دسترسینداشتن به نقدینگی، ناچار میشوند اولویتهایشان را تغییر دهند و سفر را از سبد هزینههای خود کنار بگذارند.»
وی درباره وضعیت دفاتر خدمات مسافرتی بیان میکند: «حجم زیادی از دفاتر درحالحاضر در شرایط نیمهتعطیل بهسر میبرند و توان لازم برای ادامه فعالیت عادی را ندارند. برخی از این دفاتر شاید با یک کارمند یا بهصورت خانوادگی اداره شوند و صرفاً به این شکل تلاش کنند فعالیت خود را سرپا نگه دارند.»
رفیعیشاد تأکید میکند: «البته نمیتوان این دفاتر را فعال و پویا دانست. عملاً فعالیت آنها نیز در حداقل ممکن قرار گرفته و نوعی تعدیل در فعالیتشان اتفاق افتاده است. تعداد این دفاتر نیز کم نیست و با حجم زیادی از دفاتر مواجه هستیم که در شرایط فعلی امکان فعالیت عادی و گسترده ندارند.»
بحران سوءمدیریت، آسیبزاتر از جنگ است
مشکل اصلی گردشگری، سوءمدیریت است. مشکل مهمتر اما این است که گردشگری از نظر مسئولان اهمیتی ندارد.
مصطفی سروی، عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران و نایبرئیس جامعه تورگردانان کشور، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «گردشگری همیشه از بحرانها تأثیر بیشتری میپذیرد و آسیب به فعالان این صنف نیز بسیار سریعتر اتفاق میافتد. همین مسئله باعث میشود کسبوکار آنها خیلی زود در معرض خطر قرار بگیرد. پیشازاین و در جریان جنگ ۱۲روزه نیز توصیه میکردیم که جنگها اجتنابناپذیر و بهنوعی تحمیلی هستند، اما باید شرایط را بهگونهای مدیریت کنیم که بتوانیم فضای کسبوکارها را در برابر این بحرانها بیمه کنیم تا فعالان اقتصادی بتوانند این دوره را پشت سر بگذارند.»
او ادامه میدهد: «در همان زمان پیشنهاد ایجاد صندوقهای بحران و بیمه کسبوکارها مطرح شد تا در دوره رونق بازار، فعالان اقتصادی با پرداخت حق بیمه بتوانند خودشان را برای چنین شرایطی آماده کنند و در زمان بحران، از خدمات این صندوقها و بیمههای مسئولیت استفاده کنند.»
وی با اشاره به دو بحران موجود در حوزه گردشگری میگوید: «ما درحالحاضر عملاً با دو بحران مواجه هستیم. به نظر من، جنگ بحرانی اجتنابناپذیر است، اما بحران دیگری داریم که قابلپیشبینی است و میتوانیم برای آن کاری انجام دهیم و آن، بحران مدیریت است.»
سروی تأکید میکند: «البته در این زمینه فقط بخش دولتی را مقصر نمیدانم. بخش خصوصی نیز در اعلام خواستههای خود انسجام لازم را ندارد. فکر میکنم ابتدا باید اعضای بخش خصوصی کنار یکدیگر بنشینند و درباره خواستهها و راهکارهای اساسی به جمعبندی برسند.»
وی ادامه میدهد: «در جلساتی که با بخش دولتی برگزار میکنیم، معمولاً درخواستهایی مانند بخشودگی بیمه و مالیات مطرح میشود. این اقدامات، هرچند بهصورت گذرا میتواند کمککننده باشد، به نظر من مشکل مدیریت بحران گردشگری را حل نمیکند.»
سروی با اشاره به موضوع تسهیلات بانکی میگوید: «دریافت تسهیلات برای ما، اگر همراه با برنامهریزی درست و پیشبینی آینده نباشد، مشکلی را حل نمیکند. در این صورت، خیلی زود به افرادی تبدیل میشویم که نه کار داریم و هم بدهکاریم؛ یعنی بدهی نیز به مشکلات موجودمان اضافه میشود.»
وی تأکید میکند: «به نظر من، مدیریت کلان گردشگری باید پیشبینیهای لازم را انجام میداد. گردشگری پیش از جنگ ۱۲روزه نیز با بحرانهای مختلفی مواجه بود و اتفاقهایی که در سالهای گذشته رخ داده، همگی زنگ خطرهایی بودند که باید جدی گرفته میشدند، اما ما مدام بهدنبال مسکنهای فوری هستیم.»
سروی تأکید میکند: «به یک سازوکار مشخص، قانون و پیشبینی نیاز داریم تا بدانیم در زمان بحران باید چه کاری انجام دهیم و چه برنامههایی داریم که بتوانیم بهسرعت آنها را فعال کنیم. اینکه هر بار با وقوع یک بحران، تازه به فکر چاره بیفتیم، نمیتواند پاسخ مناسبی برای مدیریت صنعت گردشگری باشد.»
سروی درباره مشکلات ارتباطی دفاتر گردشگری در زمان بحران میگوید: «نمیدانیم هنگام وقوع جنگ و حوادثی از این قبیل، اینترنت به فعالان گردشگری تخصیص مییابد یا خیر. زمان ازسرگیری پروازها پس از چنین بحرانهایی را نمیتوانیم پیشبینی کنیم و راهکاری نیز برای فعالیت در جریان بحران در نظر گرفته نشده است.»
۶ هزار دفتر مسافرتی تعطیل شدهاند
وی درباره تعداد دفاتر فعال و تعطیلشده در کشور میافزاید: «تعطیلی دفاتر غالباً بهصورت غیررسمی اتفاق افتاده و آمار رسمی و دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما بالاترین عددی که از سوی تشکلهای بخش خصوصی اعلام شده، حدود ۶ هزار دفتر مسافرتی در سراسر کشور است که یا تعطیل شدهاند یا فعالیت خود را متوقف کردهاند.»
سروی ادامه میدهد: «این تعطیلیها مربوط به سال جاری است. جنگ ۱۲روزه بسیار کوتاه بود و شرایط بهسرعت به وضعیت عادی برگشت، اما جنگ اخیر هم از نظر زمانی طولانیتر بود و هم شدت بیشتری داشت. از نظر اقتصادی نیز وضعیت کشور را بسیار دشوارتر و پیچیدهتر کرد. از سوی دیگر، این جنگ با تعطیلات نوروزی همزمان شد. تعطیلات عید نوروز یکی از بهترین زمانهای فعالیت دفاتر گردشگری است و بسیاری از دفاتر از قبل برای سفرهای این دوره برنامهریزی کرده بودند، اما همزمانی جنگ با تعطیلات سال نو باعث شد ضربه واردشده به دفاتر سنگینتر باشد.»
باید از کشورهای دیگر الگوبرداری کنیم
وی درباره راهکار افزایش تابآوری دفاتر مسافرتی تأکید میکند: «ما باید از نمونههایی که در دنیا اتفاق افتاده الهام بگیریم و راهکارهای آنها را متناسب با شرایط کشورمان فعال کنیم. همانطور که برای فوتبال، والیبال و بسیاری از حوزههای دیگر به کشورهای پیشرفته نگاه میکنیم، در حوزه گردشگری نیز باید ببینیم سایر کشورها در زمان بحران چه اقداماتی انجام دادهاند.»
سروی میگوید: «برای مثال، کشوری مانند امارات ممکن است در مقطعی بهدلیل وابستگیهای اقتصادی خود از بحران آسیب دیده باشد، اما خیلی سریع فضایی برای حمایت از صنعت گردشگری ایجاد کرده است. تایلند نیز تجربههایی در این زمینه دارد. حتی روسیه در دوره جنگ اوکراین توانست شرایطی ایجاد کند که پس از مدتی درآمد بخش گردشگری آن افزایش پیدا کرد.»
وی با تأکید بر ضرورت تخصصیترشدن مدیریت گردشگری میافزاید: «گردشگری را باید مدیرانی متخصص مدیریت کنند. مدیران فعلی نیز باید از مشاوران داخلی و خارجی و افرادی که در این حوزه تخصص دارند، اما به هر دلیل از آنها استفاده نمیشود، کمک بگیرند. از جوانانی که ایدههای خوبی دارند و میتوانند ایدهپردازی کنند نیز باید بهره برد. همچنین باید از ظرفیت بخش دانشگاهی استفاده کنیم و از دانشگاهیان ایده بگیریم تا بتوانیم از این بحران بهشکل درست عبور کنیم.»
صندوق حمایت از فعالان گردشگری
وی درباره الگویی که میتواند برای حمایت از گردشگری ایران مورد استفاده قرار گیرد، میگوید: «اولین اقدام میتواند ایجاد صندوقهای حمایت از فعالان گردشگری باشد. بسیاری از بنگاههای گردشگری متعلق به سازمانهای دولتی هستند و بسیاری از مؤسسات، سازمانها و وزارتخانههای دولتی، تأسیسات گردشگری در اختیار دارند. دولت میتواند دستور دهد صندوقی تشکیل شود و درآمد حاصل از بخشهای گردشگری که در اختیار بخش دولتی است، به این صندوق واریز و از محل آن از بخش خصوصی حمایت شود.»
سروی میافزاید: «شرکتهای بیمه نیز باید وارد این حوزه شوند و مدلهایی را پیشنهاد کنند که بنگاههای گردشگری بتوانند بخشی از درآمد و کارکرد خود را به بیمه اختصاص دهند و در زمان وقوع بحران، از حمایت بیمهها برخوردار شوند.»
مصر در بهار عربی را الگو قرار دهیم
وی یکی دیگر از ضرورتهای دوره پس از بحران را بازاریابی و تبلیغات عنوان میکند و میگوید: «باید از همین حالا بازاریابی درستی برای گردشگری انجام شود. نمونه مصر در دوره بهار عربی میتواند قابلتوجه باشد. مصر در آن دوره بهشدت تحتتأثیر بحران قرار گرفت و آسیب دید، اما با تبلیغات درست و بهموقع توانست بخشی از این آسیبها را کاهش دهد. ما نیز باید از این تجربهها استفاده کنیم.»گردشگری بیشترین آسیب را دیده است
گردشگری پس از جنگ عملاً متوقف شده و هیچ نهادی، حتی معاونت گردشگری، به فکر چاره نیست.
امیرپویان رفیعیشاد، عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «صنعت گردشگری کشورمان از سال ۱۳۹۸ به این سو بحرانهای مختلفی را تجربه کرده و همواره در بحرانها و وقایع ناگواری که در کشورمان رخ داده، بیشترین آسیب را دیده است. شرایط فعلی نیز از این موضوع مستثنا نیست و جنگ اخیر آسیب بسیار زیادی به گردشگری وارد کرده است.»
وی میافزاید: «اگرچه جنگ امسال برای تمامی اصناف آسیبزا بوده، این بحران برای گردشگری و صنعت گردشگری ما بسیار شدیدتر بوده است؛ چراکه فعالیت گردشگری در کشور عملاً به صفر رسید. بسیاری از صنوف دیگر، هرچند با کاهش فعالیت مواجه شدند، همچنان فعالیت روزمره خود را داشتند، درحالیکه فعالیت صنعت گردشگری عملاً متوقف شد.»
رفیعیشاد میگوید: «در حوزه گردشگری ورودی، فعالیت ما بیشتر به کشورهای همسایه، بهویژه عراق، محدود شده است که درآمد قابلتوجهی بههمراه ندارد. گردشگری خروجی نیز با توجه به نرخ دلار بالای ۲۰۰ هزار تومان، بیشتر به افراد خاص و درصد بسیار کمی از جامعه محدود شده است.»
مردم به تور علاقهای ندارند
وی ادامه میدهد: «در زمینه گردشگری داخلی نیز وضعیت معیشتی مردم تأثیرگذار است. البته نمیگویم سفر داخلی نداریم، اما این سفرها از حالت تور خارج شده و مردم با وسیله شخصی و بدون ثبتنام در تورها به مسافرت میروند.»
عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران تأکید میکند: «وضعیت دفاتر مسافرتی بحرانی است و در وضعیتی اورژانسی بهسر میبریم. اگر این وضعیت ادامهدار باشد، آسیبهای بیشتری به صنف وارد میشود. از جنگ ۱۲روزه تاکنون شاهد کوچ شغلی بسیاری از همکارانمان بودهایم.»
وی میافزاید: «یک مسئله بسیار آسیبزا، وضعیت نیروی انسانی است. با توجه به اینکه همکاران قادر به پرداخت حقوق نیستند، بعضاً مجبور به تعدیل نیرو، کاهش تعداد کارکنان یا تغییر مدل قراردادهایشان میشوند. این وضعیت باعث شده بخش عظیمی از نیروی انسانی شاغل در حوزه گردشگری نیز آسیب ببیند و بهسمت صنوف دیگر برود.»
رفیعیشاد ادامه میدهد: «این نیروها طی سالها در حوزه گردشگری کار کردهاند و برای آنها هزینه و سرمایهگذاری شده است، اما بهناچار مجبور شدهایم بخش عظیمی از این نیروی انسانی را از دست بدهیم. بااینحال، تنها چیزی که داریم امید است؛ امید به آینده، امید به ایران و اینکه بتوانیم در آینده شرایط بهتری داشته باشیم.»
وی تأکید میکند: «البته مشکلات فقط به جنگ اخیر محدود نمیشود. ما موانع و معضلات اقتصادی مختلفی داشتهایم که باعث تشدید این بحرانها شدهاند. این مشکلات عرصه را برای گردشگری بسیار تنگ کرده است.»
رفیعیشاد میافزاید: «باید برای وضعیت معیشتی مردم نیز فکری شود تا سفر دوباره بتواند برای آنها یک اولویت باشد. امروز هزینه اجاره منزل، خوراک و سایر هزینههای زندگی بهگونهای است که نمیتوان انتظار داشت سفر در اولویت خانوار قرار بگیرد.»
وی درباره تأثیر نرخ ارز بر گردشگری خروجی میگوید: «این موضوع بسیار تأثیرگذار است. هزینههای گردشگری خروجی عمدتاً براساس نرخ ارز محاسبه میشود. برای مثال، یک هتل ۱۰۰ دلاری برای هر شب را در نظر بگیرید؛ باید ببینیم این مبلغ با نرخ فعلی ارز چقدر هزینه دارد و در گذشته چقدر هزینه داشته است.»
وی ادامه میدهد: «همین موضوع را در تورهای چهار، شش یا هفتشبه نیز میبینیم. افزایش نرخ ارز باعث میشود افزایش قیمت قابلتوجهی به کسانی که قصد سفر دارند، تحمیل شود.»
رفیعیشاد یکی دیگر از مشکلات دفاتر را نحوه تسویهحساب با شرکتهای کارگزار خارجی عنوان میکند و میگوید: «تسویهحساب همکاران ما با شرکتهای کارگزار در خارج از ایران، غالباً بهصورت هفتگی و براساس صورتحسابهای دورهای انجام میشود. ممکن است همکاران ما امروز فروشی را با دلار ۱۹۰ هزار تومان انجام دهند، اما هفته بعد مجبور باشند همان مبلغ را با دلار، مثلاً، ۲۰۵ هزار تومان تسویه کنند.»
وی میافزاید: «هزینه حواله نیز به این مبلغ اضافه میشود. این مسئله باعث شده است علاوه بر اینکه سودی عاید دفاتر نمیشود، در برخی موارد متحمل زیان نیز شوند.»
رفیعیشاد درباره وضعیت گردشگری خروجی و تأثیر بحران نقدینگی بر سفرهای خارجی میگوید: «گردشگری خروجی عملاً بهطور کامل تعطیل شده است. اقتصاد یک زنجیره است و حتی افرادی که متمول هستند و شرایط مالی خوبی دارند، اکنون با کمبود نقدینگی مواجهاند. کمبود نقدینگی نیز طبیعتاً باعث میشود همین اتفاق برای این گروه بیفتد. برای مثال، کسی که املاک و زمین دارد، اما امکان نقدکردن دارایی خود را ندارد، نمیتواند بخشی از زمینش را بفروشد و هزینه سفرش را تأمین کند. ما با کمبود نقدینگی و اختلال در جریان اقتصادی کشور مواجه هستیم.»
وی میافزاید: «با بحرانی مواجه شدهایم که گردش مالی در کشور به حداقل رسیده است. این کاهش گردش مالی باعث میشود نقدینگی در دسترس مردم نباشد. حتی افرادی که از نظر مادی جایگاه و شرایط اقتصادی بهتری دارند نیز بهدلیل دسترسینداشتن به نقدینگی، ناچار میشوند اولویتهایشان را تغییر دهند و سفر را از سبد هزینههای خود کنار بگذارند.»
وی درباره وضعیت دفاتر خدمات مسافرتی بیان میکند: «حجم زیادی از دفاتر درحالحاضر در شرایط نیمهتعطیل بهسر میبرند و توان لازم برای ادامه فعالیت عادی را ندارند. برخی از این دفاتر شاید با یک کارمند یا بهصورت خانوادگی اداره شوند و صرفاً به این شکل تلاش کنند فعالیت خود را سرپا نگه دارند.»
رفیعیشاد تأکید میکند: «البته نمیتوان این دفاتر را فعال و پویا دانست. عملاً فعالیت آنها نیز در حداقل ممکن قرار گرفته و نوعی تعدیل در فعالیتشان اتفاق افتاده است. تعداد این دفاتر نیز کم نیست و با حجم زیادی از دفاتر مواجه هستیم که در شرایط فعلی امکان فعالیت عادی و گسترده ندارند.»
بحران سوءمدیریت، آسیبزاتر از جنگ است
مشکل اصلی گردشگری، سوءمدیریت است. مشکل مهمتر اما این است که گردشگری از نظر مسئولان اهمیتی ندارد.
مصطفی سروی، عضو هیئتمدیره دفاتر مسافرتی و زیارتی استان تهران و نایبرئیس جامعه تورگردانان کشور، به خبرنگار «پیام ما» میگوید: «گردشگری همیشه از بحرانها تأثیر بیشتری میپذیرد و آسیب به فعالان این صنف نیز بسیار سریعتر اتفاق میافتد. همین مسئله باعث میشود کسبوکار آنها خیلی زود در معرض خطر قرار بگیرد. پیشازاین و در جریان جنگ ۱۲روزه نیز توصیه میکردیم که جنگها اجتنابناپذیر و بهنوعی تحمیلی هستند، اما باید شرایط را بهگونهای مدیریت کنیم که بتوانیم فضای کسبوکارها را در برابر این بحرانها بیمه کنیم تا فعالان اقتصادی بتوانند این دوره را پشت سر بگذارند.»
او ادامه میدهد: «در همان زمان پیشنهاد ایجاد صندوقهای بحران و بیمه کسبوکارها مطرح شد تا در دوره رونق بازار، فعالان اقتصادی با پرداخت حق بیمه بتوانند خودشان را برای چنین شرایطی آماده کنند و در زمان بحران، از خدمات این صندوقها و بیمههای مسئولیت استفاده کنند.»
وی با اشاره به دو بحران موجود در حوزه گردشگری میگوید: «ما درحالحاضر عملاً با دو بحران مواجه هستیم. به نظر من، جنگ بحرانی اجتنابناپذیر است، اما بحران دیگری داریم که قابلپیشبینی است و میتوانیم برای آن کاری انجام دهیم و آن، بحران مدیریت است.»
سروی تأکید میکند: «البته در این زمینه فقط بخش دولتی را مقصر نمیدانم. بخش خصوصی نیز در اعلام خواستههای خود انسجام لازم را ندارد. فکر میکنم ابتدا باید اعضای بخش خصوصی کنار یکدیگر بنشینند و درباره خواستهها و راهکارهای اساسی به جمعبندی برسند.»
وی ادامه میدهد: «در جلساتی که با بخش دولتی برگزار میکنیم، معمولاً درخواستهایی مانند بخشودگی بیمه و مالیات مطرح میشود. این اقدامات، هرچند بهصورت گذرا میتواند کمککننده باشد، به نظر من مشکل مدیریت بحران گردشگری را حل نمیکند.»
سروی با اشاره به موضوع تسهیلات بانکی میگوید: «دریافت تسهیلات برای ما، اگر همراه با برنامهریزی درست و پیشبینی آینده نباشد، مشکلی را حل نمیکند. در این صورت، خیلی زود به افرادی تبدیل میشویم که نه کار داریم و هم بدهکاریم؛ یعنی بدهی نیز به مشکلات موجودمان اضافه میشود.»
وی تأکید میکند: «به نظر من، مدیریت کلان گردشگری باید پیشبینیهای لازم را انجام میداد. گردشگری پیش از جنگ ۱۲روزه نیز با بحرانهای مختلفی مواجه بود و اتفاقهایی که در سالهای گذشته رخ داده، همگی زنگ خطرهایی بودند که باید جدی گرفته میشدند، اما ما مدام بهدنبال مسکنهای فوری هستیم.»
سروی تأکید میکند: «به یک سازوکار مشخص، قانون و پیشبینی نیاز داریم تا بدانیم در زمان بحران باید چه کاری انجام دهیم و چه برنامههایی داریم که بتوانیم بهسرعت آنها را فعال کنیم. اینکه هر بار با وقوع یک بحران، تازه به فکر چاره بیفتیم، نمیتواند پاسخ مناسبی برای مدیریت صنعت گردشگری باشد.»
سروی درباره مشکلات ارتباطی دفاتر گردشگری در زمان بحران میگوید: «نمیدانیم هنگام وقوع جنگ و حوادثی از این قبیل، اینترنت به فعالان گردشگری تخصیص مییابد یا خیر. زمان ازسرگیری پروازها پس از چنین بحرانهایی را نمیتوانیم پیشبینی کنیم و راهکاری نیز برای فعالیت در جریان بحران در نظر گرفته نشده است.»
۶ هزار دفتر مسافرتی تعطیل شدهاند
وی درباره تعداد دفاتر فعال و تعطیلشده در کشور میافزاید: «تعطیلی دفاتر غالباً بهصورت غیررسمی اتفاق افتاده و آمار رسمی و دقیقی در این زمینه وجود ندارد، اما بالاترین عددی که از سوی تشکلهای بخش خصوصی اعلام شده، حدود ۶ هزار دفتر مسافرتی در سراسر کشور است که یا تعطیل شدهاند یا فعالیت خود را متوقف کردهاند.»
سروی ادامه میدهد: «این تعطیلیها مربوط به سال جاری است. جنگ ۱۲روزه بسیار کوتاه بود و شرایط بهسرعت به وضعیت عادی برگشت، اما جنگ اخیر هم از نظر زمانی طولانیتر بود و هم شدت بیشتری داشت. از نظر اقتصادی نیز وضعیت کشور را بسیار دشوارتر و پیچیدهتر کرد. از سوی دیگر، این جنگ با تعطیلات نوروزی همزمان شد. تعطیلات عید نوروز یکی از بهترین زمانهای فعالیت دفاتر گردشگری است و بسیاری از دفاتر از قبل برای سفرهای این دوره برنامهریزی کرده بودند، اما همزمانی جنگ با تعطیلات سال نو باعث شد ضربه واردشده به دفاتر سنگینتر باشد.»
باید از کشورهای دیگر الگوبرداری کنیم
وی درباره راهکار افزایش تابآوری دفاتر مسافرتی تأکید میکند: «ما باید از نمونههایی که در دنیا اتفاق افتاده الهام بگیریم و راهکارهای آنها را متناسب با شرایط کشورمان فعال کنیم. همانطور که برای فوتبال، والیبال و بسیاری از حوزههای دیگر به کشورهای پیشرفته نگاه میکنیم، در حوزه گردشگری نیز باید ببینیم سایر کشورها در زمان بحران چه اقداماتی انجام دادهاند.»
سروی میگوید: «برای مثال، کشوری مانند امارات ممکن است در مقطعی بهدلیل وابستگیهای اقتصادی خود از بحران آسیب دیده باشد، اما خیلی سریع فضایی برای حمایت از صنعت گردشگری ایجاد کرده است. تایلند نیز تجربههایی در این زمینه دارد. حتی روسیه در دوره جنگ اوکراین توانست شرایطی ایجاد کند که پس از مدتی درآمد بخش گردشگری آن افزایش پیدا کرد.»
وی با تأکید بر ضرورت تخصصیترشدن مدیریت گردشگری میافزاید: «گردشگری را باید مدیرانی متخصص مدیریت کنند. مدیران فعلی نیز باید از مشاوران داخلی و خارجی و افرادی که در این حوزه تخصص دارند، اما به هر دلیل از آنها استفاده نمیشود، کمک بگیرند. از جوانانی که ایدههای خوبی دارند و میتوانند ایدهپردازی کنند نیز باید بهره برد. همچنین باید از ظرفیت بخش دانشگاهی استفاده کنیم و از دانشگاهیان ایده بگیریم تا بتوانیم از این بحران بهشکل درست عبور کنیم.»
صندوق حمایت از فعالان گردشگری
وی درباره الگویی که میتواند برای حمایت از گردشگری ایران مورد استفاده قرار گیرد، میگوید: «اولین اقدام میتواند ایجاد صندوقهای حمایت از فعالان گردشگری باشد. بسیاری از بنگاههای گردشگری متعلق به سازمانهای دولتی هستند و بسیاری از مؤسسات، سازمانها و وزارتخانههای دولتی، تأسیسات گردشگری در اختیار دارند. دولت میتواند دستور دهد صندوقی تشکیل شود و درآمد حاصل از بخشهای گردشگری که در اختیار بخش دولتی است، به این صندوق واریز و از محل آن از بخش خصوصی حمایت شود.»
سروی میافزاید: «شرکتهای بیمه نیز باید وارد این حوزه شوند و مدلهایی را پیشنهاد کنند که بنگاههای گردشگری بتوانند بخشی از درآمد و کارکرد خود را به بیمه اختصاص دهند و در زمان وقوع بحران، از حمایت بیمهها برخوردار شوند.»
مصر در بهار عربی را الگو قرار دهیم
وی یکی دیگر از ضرورتهای دوره پس از بحران را بازاریابی و تبلیغات عنوان میکند و میگوید: «باید از همین حالا بازاریابی درستی برای گردشگری انجام شود. نمونه مصر در دوره بهار عربی میتواند قابلتوجه باشد. مصر در آن دوره بهشدت تحتتأثیر بحران قرار گرفت و آسیب دید، اما با تبلیغات درست و بهموقع توانست بخشی از این آسیبها را کاهش دهد. ما نیز باید از این تجربهها استفاده کنیم.»
گردشگـــری در اغمــــا

























دیدگاهتان را بنویسید