به گزارش خبرنگار اقتصادی بازار کسبوکار، رمضانعلی سنگدوینی در این مصاحبه بر استفاده از راهکارهای غیرقیمتی برای مدیریت ناترازی سوخت تأکید کرد و توسعه CNG، LPG و خودروهای برقی، اصلاح ناوگان و افزایش ظرفیت تولید را از مسیرهای قابل پیگیری دانست. با این حال، پرسشهای مهمی درباره سقف قیمت بنزین، آینده سهمیهها، علت کاهش میزان سهمیه، اثر افزایش نرخ بر هزینه حملونقل و بازار کالا، مقایسه مصرف خودروهای روسی و ایرانی و حدود اختیار دولت برای افزایش دوباره قیمت همچنان بیپاسخ ماند.
نرخ سوم افزایش یافت؛ مخالفت نمایندگان مانع تصمیم دولت نشد
سنگدوینی با اشاره به موضع خود درباره افزایش قیمت بنزین گفت از ابتدا با این تصمیم مخالف بوده و تعداد زیادی از نمایندگان مجلس نیز با افزایش نرخ موافق نبودهاند. به گفته وی، ناترازی سوخت مسئلهای نیست که بتوان آن را صرفاً با افزایش قیمت حل کرد و همزمان باید مدیریت مصرف و افزایش ظرفیت تأمین سوخت مورد توجه قرار گیرد.
او با اشاره به تصمیم نهایی دولت برای افزایش نرخ سوم بنزین، تأکید کرد که این افزایش در نهایت اجرایی شده است.
در همین نقطه، پرسش مهم خبرنگار «بازار کسبوکار» درباره حدود اختیار دولت مطرح شد: آیا دولت میتواند بدون گرفتن موافقت مجلس نرخ بنزین را افزایش دهد و اگر تصمیم به افزایش دوباره قیمت بگیرد، آیا باز هم چنین امکانی خواهد داشت؟ سنگدوینی بر مخالفت خود و بخشی از نمایندگان با افزایش نرخ تأکید کرد، اما درباره مبنای حقوقی اختیار دولت و نقش مجلس در افزایشهای بعدی توضیح مشخصی ارائه نکرد.
افزایش نرخ سوم به ۱۰ هزار تومان، پرسش دیگری را نیز به میان آورده است: آیا این رقم پایان مسیر افزایش قیمت است یا نرخهای بالاتری در راه خواهد بود؟
خبرنگار «بازار کسبوکار» در همین زمینه پرسید افزایش نرخ بنزین تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا برای این افزایشها سقف مشخصی تعیین شده است؟
سنگدوینی در پاسخ، بر مخالفت خود با افزایش قیمت و ضرورت استفاده از راهکارهای غیرقیمتی تأکید کرد، اما درباره سقف قیمت یا زمانبندی مشخص برای پایان افزایش نرخ، عدد یا برنامه مشخصی ارائه نکرد.
قیمت سهمیه ثابت است؛ اما سهمیه چقدر شده است؟
یکی از نقاط مهم مصاحبه، تفاوت میان «قیمت سهمیه» و «میزان سهمیه» بود. سنگدوینی تأکید کرد: قیمت سهمیههای اصلی افزایش نیافته است؛ اما خبرنگار «بازار کسبوکار» موضوع کاهش میزان سهمیه نسبت به گذشته را مطرح کرد.
افزایش نرخ سوم بنزین، شکاف میان سیاست قیمتگذاری و راهکارهای مدیریت مصرف را دوباره به کانون بحثهای انرژی کشانده است.
سنگدوینی ضمن اعلام مخالفت خود با افزایش قیمت، بر اصلاح ناوگان، توسعه سوختهای جایگزین و تقویت تولید تأکید دارد.
اما درباره مسیر آینده قیمت و سهمیه، آثار اقتصادی افزایش نرخ و حدود اختیار دولت در تصمیمهای بعدی، هنوز ابهامهای جدی وجود دارد.
پرسش این بود که اگر نرخ سهمیههای اصلی ثابت مانده، علت کاهش مقدار سهمیه چیست و چرا همزمان نرخ سوم افزایش یافته است؟
پاسخ سنگدوینی عمدتاً بر ثابت ماندن قیمت سهمیههای اصلی متمرکز بود و درباره علت کاهش مقدار سهمیه و نسبت آن با افزایش نرخ سوم، توضیح مشخصی ارائه نشد.
این دو موضوع از نظر اقتصادی یکسان نیستند؛ زیرا حتی در صورت ثابت ماندن قیمت هر لیتر، کاهش مقدار سهمیه یارانهای میتواند هزینه واقعی سوخت خانوار را افزایش دهد.
آینده سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی
افزایش نرخ سوم، آینده سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی را نیز در کانون توجه قرار داده است. خبرنگار «بازار کسبوکار» پرسید آیا این سهمیهها از نظر نرخ و میزان در ادامه بدون تغییر باقی خواهند ماند یا احتمال بازنگری در آنها وجود دارد.
سنگدوینی در این بخش نیز بر مخالفت خود با افزایش قیمت تأکید کرد، اما درباره وضعیت قطعی سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی در ماههای آینده پاسخ روشنی ارائه نکرد.
به این ترتیب، برای مصرفکننده هنوز مشخص نیست سیاست سهمیههای اصلی در کنار نرخ سوم چگونه ادامه خواهد یافت و آیا ساختار فعلی سهمیهبندی پایدار خواهد ماند یا خیر.
سنگدوینی در بخش دیگری از مصاحبه با اشاره به شرایط روسیه در دوران جنگ، از محدودیتهای اعمالشده برای مدیریت منابع سوخت در شرایط خاص سخن گفت و شرایط آن کشور را با وضعیت ایران مقایسه کرد. محور اظهارات او در این بخش، مدیریت منابع و حفظ تأمین سوخت در شرایط جنگی بود.
اما خبرنگار «بازار کسبوکار» برای روشن شدن مبنای این مقایسه، پرسشی مشخص مطرح کرد: «اما خودروهای روسی که شما به آن اشاره داشتید در ۱۰۰ کیلومتر پیمایش چه میزان مصرف دارند که روسیه را مثال خود مطرح کردید و میفرمایید روسیه هم در جنگ است و ما هم در جنگ هستیم و همه کشورهای دنیا اقدام به بستن خروج بنزین از کشور خود کردند؟»
این سؤال مشخصاً ناظر بر تفاوت الگوی مصرف خودروها بود؛ با این حال، سنگدوینی عدد مشخصی درباره میزان مصرف خودروهای روسی در هر ۱۰۰ کیلومتر ارائه نکرد و مقایسه عددی میان مصرف خودروهای روسی و ایرانی در این بخش شکل نگرفت.
خودروهای پرمصرف؛ ضلع دیگر ناترازی
سنگدوینی در ادامه، مصرف بالای خودروهای تولید داخل و ضرورت اصلاح ناوگان را مورد توجه قرار داد. محور اظهارات او این بود که مدیریت ناترازی بنزین فقط به قیمت محدود نمیشود و کاهش مصرف خودروهای پرمصرف، اصلاح ناوگان و حرکت به سمت خودروهای کممصرف نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
این موضوع از منظر اقتصادی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا هرچه مصرف متوسط خودروها بالاتر باشد، برای جابهجایی همان میزان مسافر و کالا، سوخت بیشتری مورد نیاز خواهد بود و فشار بیشتری بر شبکه تأمین بنزین وارد میشود.
افزایش نرخ بنزین؛ هزینه آن به کجا منتقل میشود؟
خبرنگار «بازار کسبوکار» بخش دیگری از پرسشهای خود را به اثر افزایش قیمت بنزین بر اقتصاد اختصاص داد؛ از هزینه حملونقل و جابهجایی کالا تا تولید، توزیع، خدمات و سبد هزینه خانوار.
پرسش اصلی این بود که افزایش هزینه سوخت چگونه در زنجیره اقتصاد منتقل خواهد شد و چه میزان از آن میتواند در کرایه حملونقل، هزینه تولید و قیمت کالاها و خدمات منعکس شود.
سنگدوینی اصل اثرگذاری افزایش نرخ سوخت بر هزینه حملونقل، کالا و خدمات را رد نکرد، اما درباره میزان این اثر و سازوکار مشخص جلوگیری از انتقال هزینه به مصرفکننده، عدد یا برنامه اجرایی مشخصی ارائه نکرد.
در شرایطی که حملونقل جادهای بخش مهمی از جابهجایی کالا در کشور را بر عهده دارد، تعیین ابعاد این اثر برای فعالان اقتصادی و خانوارها اهمیت مستقیمی دارد.
راهکارهای غیرقیمتی؛ از CNG تا خودروی برقی
سنگدوینی در برابر رویکرد صرفاً قیمتی، توسعه سوختهای جایگزین را یکی از مسیرهای مدیریت مصرف بنزین دانست و بر استفاده بیشتر از ظرفیت CNG تأکید کرد. به گفته وی، ظرفیت CNG کشور بیش از میزان مصرف فعلی است و بخشی از این ظرفیت بلااستفاده مانده است.
او همچنین LPG و خودروهای برقی را از دیگر گزینههای قابل پیگیری دانست و درباره LPG بر ضرورت ایجاد زیرساخت و ورود سرمایهگذاری بخش خصوصی تأکید کرد.
اصلاح ناوگان حملونقل نیز در همین چارچوب مورد توجه سنگدوینی قرار گرفت؛ رویکردی که هدف آن کاهش وابستگی به بنزین و پایین آوردن مصرف سوخت در بخش حملونقل است.
تولید و ذخایر؛ تلاش برای حفظ تعادل عرضه
سنگدوینی در بخش دیگری از اظهارات خود به ذخیرهسازی سوخت اشاره کرد و گفت سال گذشته حدود ۳.۵ میلیارد لیتر گازوئیل برای نیروگاهها و شبکه توزیع ذخیره شده و در سال جاری نیز تلاش شده است سطح ذخایر حفظ شود.
وی همچنین از آسیب واردشده به بخشی از زیرساختهای انرژی و کاهش ظرفیت تولید گاز سخن گفت و افزود اقدامات برای بازگرداندن ظرفیتها ادامه دارد.
سنگدوینی افزایش ظرفیت تولید بنزین را نیز یکی از مسیرهای کاهش فشار بر شبکه سوخت دانست و بر تقویت ظرفیت پالایشی تأکید کرد.
قاچاق؛ مسئله جدیتر در گازوئیل
موضوع قاچاق سوخت نیز در اظهارات سنگدوینی مطرح شد. وی قاچاق گازوئیل را مسئلهای جدی دانست و اختلاف قیمت سوخت در داخل کشور و کشورهای پیرامونی را از عوامل مؤثر بر این پدیده عنوان کرد.
از نگاه او، کاهش شکاف قیمتی و کنترل قاچاق میتواند در مدیریت منابع سوخت و کاهش هدررفت فرآوردههای نفتی مؤثر باشد.
پرسشهایی که همچنان روی میز است
با وجود توضیحات سنگدوینی درباره مخالفت با افزایش قیمت و تأکید بر راهکارهای غیرقیمتی، چند پرسش کلیدی درباره آینده سیاست سوخت همچنان تعیین تکلیف نشده است؛ افزایش نرخ بنزین تا چه زمانی ادامه خواهد داشت و آیا نرخ ۱۰ هزار تومانی نرخ سوم سقف قیمتگذاری است یا احتمال افزایش دوباره آن وجود دارد؟
در حوزه سهمیه نیز پرسش اصلی این است که اگر قیمت سهمیههای اصلی افزایش نیافته، علت کاهش میزان سهمیه چیست و این کاهش چه نسبتی با افزایش نرخ سوم دارد؟ در همین چارچوب، آینده سهمیههای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نیز روشن نیست و مشخص نشده که این سهمیهها از نظر نرخ و مقدار تا چه زمانی بدون تغییر باقی خواهند ماند.
پرسش بعدی به آثار اقتصادی افزایش نرخ مربوط میشود؛ افزایش قیمت بنزین چه میزان بر هزینه حملونقل، تولید، توزیع، خدمات و قیمت کالاها اثر خواهد گذاشت و چه سازوکاری برای جلوگیری از انتقال این هزینه به مصرفکننده وجود دارد؟
در بخش مقایسه با روسیه نیز پرسش خبرنگار درباره میزان مصرف خودروهای روسی در هر ۱۰۰ کیلومتر بیپاسخ ماند؛ موضوعی که برای مقایسه واقعی الگوی مصرف سوخت میان دو کشور اهمیت دارد.
و در نهایت، پرسش حقوقی و تعیینکننده این است که آیا دولت میتواند بدون موافقت مجلس نرخ بنزین را افزایش دهد و در صورت تصمیم به افزایش دوباره، حدود اختیار دولت و نقش مجلس در این تصمیم چیست؟
بنابراین، مسئله بنزین امروز تنها به یک عدد در جایگاه سوخت خلاصه نمیشود. قیمت و سهمیه از یک سو و مصرف خودرو، ظرفیت تولید، سوختهای جایگزین و هزینه حملونقل از سوی دیگر، مجموعهای بههمپیوسته را شکل دادهاند که تصمیمگیری درباره هر بخش آن بر بخشهای دیگر اثر میگذارد. از این منظر، تعیین مسیر آینده بازار بنزین نیازمند روشن شدن همزمان سیاست قیمتگذاری، وضعیت سهمیهها و برنامه کاهش مصرف و افزایش عرضه است؛ موضوعی که پاسخ دقیق به آن برای خانوار، راننده، تولیدکننده و فعال اقتصادی اهمیت یکسانی دارد.
سؤال پایانی خبرنگار از نماینده مردم گرگان و آققلا
جناب آقای نماینده، شما صراحتاً اعلام میکنید که از ابتدا مخالف افزایش قیمت بنزین بودهاید، اما در طول یک سال گذشته چندین بار سیاست قیمتگذاری و سهمیهبندی بنزین تغییر کرده است؛ یکبار با کاهش سهمیه و بار دیگر با افزایش نرخ بنزین در سهمیه سوم. در چنین شرایطی، مجلس چه نقشی در جلوگیری از تکرار این تصمیمها دارد و چرا با وجود مخالفتهایی که مطرح میشود، سیاست افزایش هزینه سوخت همچنان ادامه پیدا میکند؟
تلنگر
جناب آقای نماینده، مردم در شرایطی قرار دارند که فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهای دقیق و مسئولانه است. در شرایطی که کشور ماهها تحت فشارهای ناشی از جنگ و تحریم قرار داشته و فشارهای اقتصادی نیز بخشی از این وضعیت را تشکیل میدهد، آیا افزایش هزینه سوخت و تغییر مکرر سهمیهها، آن هم بدون تبیین روشن آثار آن بر زندگی مردم، نمیتواند فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کند؟
شما و دیگر مسئولان بارها از خود با تعبیر «خادم و نوکر مردم» یاد کردهاید. اگر قرار است مسئولان واقعاً خادم و نوکر مردم باشند، این خدمت باید در تصمیمهایی که مستقیماً با سفره و معیشت مردم ارتباط دارد نیز دیده شود؛ مردمی که امروز با هزینههای بالای زندگی، حملونقل، تولید و خدمات مواجهاند، انتظار دارند تصمیمگیران پیش از افزایش هر هزینهای، توان اقتصادی آنان را در نظر بگیرند.
بنزین فقط یک عدد روی جایگاه سوخت نیست؛ افزایش هزینه آن میتواند از حملونقل به قیمت کالا، خدمات، تولید و در نهایت سبد هزینه خانوار منتقل شود. بنابراین مطالبه مردم روشن است: اگر مسئولان خود را خادم و نوکر مردم میدانند، در تصمیمهای اقتصادی نیز در کنار مردم بایستند و اجازه ندهند بار ناترازیها و ناکارآمدیهای انباشته، بیش از این بر دوش آنان گذاشته شود.
از ابتدا مخالف افزایش قیمت بنزین بودم؛ ابهام در سهمیه ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی


























دیدگاهتان را بنویسید