به گزارش خبرنگار اقتصادی بازار کسب و کار، عدد ۲ میلیارد دلار در نگاه اول بزرگ است؛ اما برای بازار ارز، فقط حجم عرضه تعیینکننده نیست. قیمت فروش، سرعت تزریق ارز، میزان تقاضای واقعی و مهمتر از همه واکنش بازار به این عرضه، مشخص میکند این سیاست تا چه اندازه میتواند بر نرخها اثر بگذارد.
بانک مرکزی هنوز برای افکار عمومی یک سؤال مهم را روشن نکرده است: ارزی که قرار است در این حجم عرضه شود، با چه نرخی به متقاضی میرسد و فاصله آن با نرخ بازار آزاد چقدر خواهد بود؟
این تفاوت اهمیت زیادی دارد. اگر قیمت ارز عرضهشده به نرخ بازار نزدیک باشد، ممکن است بخشی از تقاضایی که در بازار آزاد شکل میگیرد به شبکه رسمی منتقل شود. اگر فاصله قابل توجهی وجود داشته باشد، مسئله دیگری مطرح میشود؛ اینکه چه تعداد از متقاضیان واقعی به این ارز دسترسی پیدا میکنند و این عرضه تا چه حد میتواند روی قیمت بازار آزاد اثر بگذارد.
بر اساس اعلام منتشرشده، مرحله نخست عرضه با یک میلیارد دلار آغاز میشود. دامنه دریافت ارز نیز فقط به فعالان اقتصادی محدود نشده و افراد بالای ۱۸ سال میتوانند با کارت ملی تا سقف ۱۰ هزار دلار ارز دریافت کنند.
این تصمیم در بازاری اجرا میشود که طی روزهای اخیر بار دیگر شاهد ثبت نرخهای بالای دلار بوده است. گزارشهای امروز بازار، نرخ دلار آزاد را حدود ۲۵۵ تا ۲۵۶ هزار تومان نشان میدهد.
بنابراین مسئله فقط این نیست که بانک مرکزی چقدر دلار وارد بازار میکند. مسئله این است که این دلار با چه قیمتی عرضه میشود، چه مقدار از تقاضا را پوشش میدهد و بعد از پایان مرحله نخست، بازار چه رفتاری خواهد داشت.
دلار فقط یک عدد روی تابلو نیست
برای خانوار، تغییر نرخ دلار معمولاً خیلی زودتر از آنکه در آمارهای اقتصادی دیده شود، در هزینههای زندگی خود را نشان میدهد.
مواد اولیه برخی تولیدات، قطعات، تجهیزات، کالاهای وارداتی و بخشی از هزینههای تجارت خارجی از نرخ ارز اثر میگیرند. به همین دلیل، تغییرات بازار ارز میتواند از بازار کالا و خدمات عبور کند و به هزینههای روزمره برسد.
اینجاست که فاصله میان «کاهش نرخ دلار» و «افزایش قدرت خرید مردم» اهمیت پیدا میکند. حتی اگر نرخ ارز برای مدتی پایین بیاید، زمانی میتوان از اثر اقتصادی آن بر زندگی مردم صحبت کرد که این تغییر در قیمت کالاها، هزینه تولید و در نهایت سبد مصرف خانوار نیز دیده شود.
برای بسیاری از مردم، سؤال سادهتر از تمام بحثهای ارزی است: درآمدی که امروز دارند، چند ماه بعد چه مقدار از هزینههای زندگی را پوشش میدهد؟
در سالهای گذشته، افزایش نرخ ارز بارها از سوی برخی اقتصاددانان و فعالان بازار با مفاهیمی مانند «حباب»، رفتارهای سفتهبازانه و انتظارات تورمی توضیح داده شده است. در مقاطع مختلف نیز به مردم درباره خرید ارز در قیمتهای بالا هشدار داده شد.
اما تجربه بازار یک واقعیت دیگر را هم پیش روی سیاستگذار گذاشته است؛ حتی در دورههایی که افزایش قیمت ارز حبابی توصیف شد، نرخها در بلندمدت مسیر صعودی خود را ادامه دادند.
به همین دلیل، برای افکار عمومی دیگر صرفاً گفتن اینکه بخشی از افزایش نرخ ارز ناشی از حباب یا رفتارهای سفتهبازانه است، پاسخ کاملی نیست. پرسش بعدی این است که اگر حباب وجود دارد، چه سازوکاری باید آن را تخلیه کند و چرا در سالهای گذشته بارها شاهد شکلگیری موجهای جدید قیمتی بودهایم؟
قانون بانک مرکزی، «کمک به حفظ و ارتقای ارزش پول ملی» را در شمار اهداف این بانک قرار داده و نظام ارزی کشور را «شناور مدیریتشده» تعریف کرده است. همین قانون به بانک مرکزی اجازه مداخله در بازار ارز از طریق خرید و فروش ارز یا اوراق مالی مبتنی بر ارز را داده و آن را مکلف کرده بازار را به گونهای مدیریت کند که ضمن حفظ ارزش پول ملی، نوسانات نرخ ارز کاهش یابد.
عرضه ۲ میلیارد دلار را باید در همین چارچوب دید.
بانک مرکزی اکنون یک ابزار مشخص را روی میز گذاشته است: افزایش عرضه اسکناس و دسترسی گستردهتر متقاضیان به ارز از مسیر رسمی.
اما نتیجه را حجم اعلامشده تعیین نمیکند. بازار باید نشان دهد این عرضه تا چه اندازه از فشار تقاضا کم میکند و آیا میتواند فاصله میان نرخهای مختلف ارز را کاهش دهد یا نه.
از طرف دیگر، نرخ ارز تنها به میزان اسکناس موجود در بازار وابسته نیست. تورم، نقدینگی، درآمدهای ارزی، تجارت خارجی، انتظارات فعالان اقتصادی و شرایط سیاسی و خارجی نیز بر رفتار بازار اثر میگذارند. بنابراین حتی عرضه سنگین ارز هم اگر با سایر سیاستهای اقتصادی همراه نشود، الزاماً به معنای تغییر پایدار مسیر نرخ ارز نیست.
در روزهایی که دلار در محدوده ۲۵۵ هزار تومان قرار گرفته، بانک مرکزی از عرضه میلیاردها دلار سخن میگوید؛ در طرف دیگر، مردم و فعالان اقتصادی به دنبال پاسخ یک سؤال مشخص هستند: این سیاست قرار است دلار را پایین بیاورد، جلوی افزایش بیشتر آن را بگیرد یا فقط بخشی از تقاضای بازار را پاسخ دهد؟
پاسخ این سؤال را نه در رقم ۲ میلیارد دلار، بلکه در قیمت عرضه، میزان تقاضای واقعی، استمرار مداخله و رفتار نرخ ارز در روزها و هفتههای آینده میتوان دید.
در نهایت، معیار موفقیت این سیاست برای بازار شاید ثبات نرخ ارز باشد؛ برای بنگاه، امکان پیشبینی هزینهها؛ و برای خانوار، اینکه کاهش یا ثبات نرخ ارز واقعاً چه تغییری در هزینههای زندگی ایجاد میکند.
۲ میلیارد دلار اکنون وارد معادله بازار شده است؛ آنچه اهمیت دارد، مسیری است که ریال پس از این مداخله طی خواهد کرد.
عرضه ۲ میلیارد دلار؛ نرخ ارز قرار است کجا بایستد؟

























دیدگاهتان را بنویسید