بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: حضور اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس در گلستان میتوانست فرصتی جدی برای طرح مطالبات زنان استان، ارائه آمار و مستندات دقیق و پیگیری برای اخذ تصمیمات و مصوبات مشخص در جهت حل مشکلات آنان باشد.
با این حال، انتظار میرفت حوزه امور بانوان استانداری با آمادگی کارشناسی و برنامه مشخص وارد این نشست شود و مطالبات جامعه زنان استان را بهصورت شفاف، مستند و نتیجهمحور مطرح کند؛ اما آنچه مشاهده شد، فاصله قابل توجهی با یک مطالبهگری مؤثر و هدفمند داشت.
سؤال اینجاست که سهم مسائل زنان استان از این حضور مهم چه بود؟ چه آمار و مستنداتی ارائه شد؟ چه مطالبات مشخصی روی میز کمیسیون اجتماعی قرار گرفت و برای کدامیک از مشکلات زنان استان، پیگیری مشخص و مصوبهای اخذ شد؟
جلسه با مسئولان ملی، محل قرائت صرف بیانیه نیست؛ فرصتی است برای مطالبهگری، ارائه سند و آمار، تعیین تکلیف مشکلات و گرفتن تعهد برای پیگیری و اجرا.
یکی از مسائل قابل تأمل در ساختار مدیریتی استان گلستان، وضعیت مدیریت حوزه زنان و امور خانواده استانداری است. در دورههای مختلف و همزمان با انتصاب استانداران، کمتر شاهد آن بودهایم که برای این حوزه، مدیری با تخصص، تجربه، شناخت عمیق از مسائل زنان و خانواده و توانایی واقعی در مدیریت، سیاستگذاری و مطالبهگری منصوب شود.
ادارهکل امور زنان و خانواده استانداری صرفاً یک جایگاه تشریفاتی یا محلی برای برگزاری جلسات و قرائت بیانیه نیست؛ این حوزه باید یکی از بازوهای تخصصی استانداری در شناخت مسائل زنان، جمعآوری و تحلیل دادهها، سیاستگذاری، هماهنگی دستگاههای اجرایی و پیگیری مطالبات زنان استان در سطح ملی باشد.
ضعف مطالبهگری حوزه زنان در جریان حضور اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس در گلستان را نیز نمیتوان صرفاً به یک جلسه محدود کرد. چنین اتفاقی میتواند نشانهای از یک مسئله عمیقتر باشد: آیا اساساً این حوزه از ساختار مدیریتی و کارشناسی لازم برای تولید مطالبه، ارائه آمار و مستندات، مذاکره با دستگاههای ملی و تبدیل مسائل زنان به مصوبات اجرایی برخوردار است؟
مشکلات حوزه زنان در استان گلستان کم نیست و بخش قابل توجهی از این مسائل با آسیبهای اجتماعی، مسائل اقتصادی، اشتغال، فقر، طلاق، زنان سرپرست خانوار و سایر چالشهای اجتماعی ارتباط مستقیم دارد.
با توجه به آمار و مطالبی که در جریان جلسه کمیسیون اجتماعی مجلس درباره وضعیت آسیبهای اجتماعی استان مطرح شد، این فرصت وجود داشت که حوزه امور زنان و خانواده استانداری نیز با ارائه آمارهای تفکیکی، دقیق و اختصاصی از وضعیت زنان استان، تصویری روشنتر از ابعاد مشکلات این قشر ارائه کند.

بیتردید اگر آمار مربوط به زنان در حوزههایی مانند زنان سرپرست خانوار، اشتغال و بیکاری، آسیبهای اجتماعی، طلاق، مسائل معیشتی، دسترسی به خدمات حمایتی و سایر شاخصهای مرتبط بهصورت مستند و مقایسهای در اختیار اعضای کمیسیون اجتماعی قرار میگرفت، امکان طرح مطالبهای جدیتر و مشخصتر برای حمایت مجلس از زنان استان فراهم میشد.
کمیسیون اجتماعی مجلس ظرفیت مهمی برای پیگیری مسائل اجتماعی و حمایت از برنامههای مرتبط با زنان و خانواده دارد. بنابراین انتظار میرفت حوزه امور زنان استان از این فرصت برای ارائه یک بسته مشخص از مشکلات، آمار، راهکارها و درخواستهای اجرایی استفاده کند و از اعضای کمیسیون بخواهد برای حل آنها، در چارچوب وظایف قانونی خود، همراهی و پیگیری بیشتری داشته باشند.
مسئله فقط این نیست که چه مطالبی در جلسه بیان شد؛ مسئله مهمتر این است که آیا از ظرفیت حضور کمیسیون اجتماعی برای تبدیل مشکلات زنان گلستان به مطالبهای مشخص، مستند و قابل پیگیری استفاده شد یا خیر؟
اگر قرار باشد چنین فرصتهایی صرفاً به بیان کلی مشکلات یا قرائت بیانیه محدود شود، طبیعی است که جامعه زنان استان در نهایت با همان مشکلات قبلی مواجه باشد.
مطالبهگری مؤثر زمانی شکل میگیرد که آماری در دست داشته باشیم، مسئله را دقیق تعریف کنیم، درخواست مشخص ارائه دهیم و برای رسیدن به نتیجه، پیگیری مستمر انجام گیرد.
انتظار جامعه زنان استان این است که در انتخاب مدیر این حوزه، شایستگیهای تخصصی و مدیریتی، سابقه اجرایی، شناخت مسائل زنان و خانواده، قدرت برنامهریزی و توانایی مطالبهگری واقعی در اولویت قرار گیرد.
مدیریت حوزه زنان نیازمند مدیری است که بتواند مسئله را شناسایی کند، آمار و مستندات ارائه دهد، مطالبه مشخص ایجاد کند، برای آن تصمیم و اعتبار بگیرد و تا حصول نتیجه پیگیری کند.
جامعه زنان گلستان به یک مدیریت فعال، تخصصی و نتیجهمحور نیاز دارد؛ مدیریتی که نقش خود را فراتر از برگزاری جلسات و صدور بیانیه تعریف کند و بتواند مسائل زنان استان را از سطح حرف و شعار به سطح برنامه، مصوبه و اقدام اجرایی برساند.
زنان گلستان شایسته آن هستند که مسائل و مطالباتشان با قدرت، برنامه و مستندات در سطح ملی پیگیری شود؛ نه اینکه چنین فرصتهایی بدون دستاورد مشخص از دست برود.
اما متأسفانه بهجای ارائه آمار و اطلاعات دقیق از وضعیت جامعه زنان استان، بیان مهمترین آسیبها و مطالبات آنان و پیگیری برای اخذ مصوبات مشخص و قابل اجرا، عمده مطالب مطرحشده در حد قرائت یک بیانیه باقی ماند.
سرمایههای سرگردان در مسیر تولید؛ مسکن در نقش پیشران اقتصاد

























دیدگاهتان را بنویسید