بازار کسب و کار– سرویس اجتماعی: مادربزرگ من در یازدهسالگی ازدواج کرده است؛ درحالیکه هنوز نشانههای بلوغ در او پدیدار نشده بود. این واقعیت خانوادگی، برای من صرفاً خاطرهای از گذشته نیست؛ نقطهای برای طرح یک پرسش اجتماعی است: چگونه ممکن بود دختری در سنی که هنوز وارد مرحلهٔ بلوغ نشده بود، برای ورود به زندگی زناشویی آماده تلقی شود؟
پاسخ به این پرسش را نمیتوان تنها در تصمیم یک خانواده جستوجو کرد. ازدواج زودهنگام، در بستر تاریخی و اجتماعی خود، با عواملی چون عرف، ساختار خانواده، وضعیت اقتصادی، دسترسی به آموزش و تصورات رایج دربارهٔ نقش زنان ارتباط داشته است. البته سهم این عوامل در همهٔ خانوادهها و مناطق یکسان نبوده و تجربهٔ زنان نسلهای گذشته را نیز نمیتوان یکسان فرض کرد. بااینحال، بررسی این زمینهها به ما کمک میکند از داوری فردی فراتر برویم و سازوکارهایی را بشناسیم که در دورههایی از تاریخ، کودکی برخی دختران را به مرحلهای کوتاه و گذرا در مسیر ایفای نقشهای بزرگسالانه تبدیل کردهاند.
مسئله فقط این نیست که دختران در چه سنی ازدواج میکردند؛ مسئله این است که جامعه در هر دوره، کودکی را چگونه تعریف میکرد و چه زمانی برای دختران حق تصمیمگیری دربارهٔ زندگی خود قائل میشد.
در بسیاری از خانوادهها، تاریخ زنان نه در اسناد رسمی، بلکه در حافظهٔ شفاهی، عکسهای قدیمی و روایتهای پراکنده باقی مانده است. در آلبومهای خانوادگی ممکن است تصویر عروسهایی را ببینیم که سن آنها با تصور امروزی ما از آمادگی برای ازدواج فاصله دارد؛ اما تصویر بهتنهایی نمیتواند از کیفیت تجربهٔ آنان خبر دهد. برای فهم آنچه بر این زنان گذشته است، باید روایتهایشان را شنید و میان واقعیتهای ثبتشده، خاطرات شخصی و برداشتهای امروزی تمایز گذاشت.
این بازخوانی نه به معنای محکومکردن تمام انتخابهای نسلهای گذشته است و نه تلاشی برای آرمانیسازی گذشته. احترام به زنان پیشین مستلزم آن نیست که تمام مناسبات اجتماعی زمانهٔ آنان را بیپرسش بپذیریم. همانطور که نقد یک ساختار اجتماعی نیز نباید به نادیدهگرفتن عاملیت، تجربه و پیچیدگی زندگی زنان تبدیل شود.
بااینحال، شناخت زمینههای تاریخی نباید به توجیه پیامدهای احتمالی این پدیده منجر شود. ازدواج در سنین پایین میتواند دسترسی دختران به آموزش را محدود کند و آنان را در معرض مسئولیتهایی قرار دهد که با مرحلهٔ رشدشان تناسب ندارد. میزان و شکل این پیامدها به شرایط هر فرد وابسته است، اما همین احتمالها ضرورت توجه به حمایت حقوقی و اجتماعی از کودکان را برجسته میکند.
این موضوع در ایران تنها به گذشته تعلق ندارد. بر اساس گزارشی از سازمان دادههای باز ایران که در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و آمار رسمی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ را بررسی میکرد، در این دوره بیش از یک میلیون ازدواج دختران زیر هجده سال ثبت شده بود. بنابراین، اگرچه تجربهٔ مادربزرگ من به نسلی پیشین تعلق دارد، مسئلهای که این تجربه به یاد میآورد همچنان برای بررسی وضعیت اجتماعی دختران اهمیت دارد. این آمار تاریخی است و برای توصیف وضعیت امروز، باید از دادههای جدیدتر استفاده کرد.
از منظر حقوقی نیز مادهٔ ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران، ازدواج دختر پیش از رسیدن به سیزده سال تمام شمسی را با اجازهٔ ولی، رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح و تأیید دادگاه مجاز میداند. وجود چنین سازوکاری، بحث دربارهٔ نسبت میان مقررات قانونی، حمایت از کودک و معیارهای آمادگی برای ازدواج را همچنان ضروری میکند. بررسی این موضوع باید با توجه به متن قانون و آثار اجتماعی اجرای آن صورت گیرد، نه صرفاً با اتکا به برداشتهای عمومی.
روز جهانی دختر میتواند فرصتی باشد برای پیوندزدن این بحث حقوقی با تجربهٔ زیستهٔ زنان. پرسیدن از سن ازدواج مادربزرگها و مادران، بهخودیخود تلاشی برای داوری دربارهٔ زندگی آنان نیست؛ بلکه راهی برای شناخت تغییرات اجتماعی و فهم این نکته است که فرصتهای دختران در طول زمان چگونه دگرگون شدهاند. شنیدن این روایتها میتواند به ثبت بخشی از تاریخ اجتماعی زنان کمک کند؛ تاریخی که بدون توجه به زندگی روزمره و تجربهٔ نسلهای عادی، ناقص میماند.
در این میان، باید میان رضایت فردی و ارزیابی اجتماعی یک پدیده نیز تمایز گذاشت. ممکن است زنی از زندگی مشترک خود رضایت داشته باشد، اما این امر بهتنهایی پاسخ نمیدهد که آیا ازدواج در آن سن، با توجه به شرایط رشد و امکان انتخاب او، بهترین سازوکار اجتماعی بوده است. به همین ترتیب، نمیتوان بدون شنیدن روایت یک زن، دربارهٔ تمام زندگی یا احساسات او حکم صادر کرد. هدف، نه تحمیل یک روایت واحد به زنان گذشته، بلکه فراهمکردن امکان شنیدن و بررسی تجربههای متنوع آنان است.
۱۱ اکتبر، در این معنا، تنها مناسبتی برای سخنگفتن از آینده نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی در گذشتهای که بخشی از آن هنوز در حافظهٔ خانوادههای ما حضور دارد. دخترانی که امروز مادر و مادربزرگ شدهاند، زمانی در موقعیتی قرار داشتهاند که فرصتها و محدودیتهای اجتماعی زمانهشان آن را شکل داده است. شناخت این تجربهها میتواند به ما کمک کند تغییرات حقوقی و اجتماعی را نه صرفاً در قالب مفاهیم انتزاعی، بلکه در پیوند با زندگی واقعی انسانها درک کنیم.
هر مادربزرگی روزی دختری بوده است؛ اما همهٔ دختران فرصت یکسانی برای تجربهٔ کودکی نداشتهاند. توجه به این تفاوت، پرسشی دربارهٔ مسئولیت امروز ما در برابر حقوق و آیندهٔ دختران است.
شاید اهمیت روز جهانی دختر در همین پیوند میان نسلها باشد: اینکه بتوانیم گذشته را بدون تحقیر انسانهای آن دوره بشناسیم، عرف را از معیارهای حمایت از کودک متمایز کنیم و برای آیندهای تلاش کنیم که در آن، سن کودکی با آغاز مسئولیتهای بزرگسالانه اشتباه گرفته نشود.
پیامک مالیاتی برای کاسبان و غیر کاسبان/ چه کسانی تا ۲۸ مهر فرصت دارند؟





















دیدگاهتان را بنویسید