×
×
تبلیغ هدفمند

یک شب بیرون از نقش‌های همیشگی

  • کد نوشته: 75219
  • ۱۲ آبان ۱۴۰۵
  • ۰
بازار کسب و کار- نیاز به شادی، تجربه هویت‌های متفاوت و همراهی با جریان‌های جهانی، از دلایلی است که کارشناسان برای استقبال بخشی از جوانان ایرانی از هالوین مطرح می‌کنند.

سرویس اجتماعی – بازار کسب و کار: چند روزی است که تصاویر و خبرهای مربوط به برگزاری جشن «هالوین» در ایران به یکی از موضوعات بحث‌برانگیز فضای عمومی تبدیل شده است. لباس‌های عجیب، چهره‌های گریم‌شده، ماسک‌های ترسناک، کدوهای نارنجی و مهمانی‌هایی که با حال‌وهوای این مناسبت برگزار می‌شوند، در کنار واکنش‌های موافق و مخالف، بار دیگر پرسش‌هایی درباره ورود مناسبت‌های فرهنگی جهان به جامعه ایران مطرح کرده‌اند.
پرسش اصلی این نیست که چرا گروهی از جوانان ایرانی هالوین را جشن می‌گیرند؛ بلکه این است که چه نیازی در جامعه امروز، افراد را به تجربه مناسبت‌هایی از فرهنگ‌های دیگر علاقه‌مند می‌کند و وقتی یک آیین از بستر تاریخی خود خارج می‌شود، چه معنای تازه‌ای در جامعه میزبان پیدا می‌کند؟

از آیین‌های کهن تا جشن‌های مدرن

هالوین در شکل امروزی خود، حاصل تحولات تاریخی و فرهنگی متعددی است. در برخی روایت‌های تاریخی و عامیانه، جشن «سامهین» که هالوین با آن مرتبط دانسته شده است، با باورهایی درباره حضور موجودات فراطبیعی و ارتباط جهان انسان‌ها با جهان دیگر پیوند داده شده است. در گذر زمان، این مناسبت با سنت‌های مسیحی، مهاجرت و تحولات فرهنگی جوامع غربی درآمیخت و به‌تدریج شکل امروزی خود را پیدا کرد.

امروز هالوین در بسیاری از کشورها، بیش از آنکه یک آیین مذهبی یا مناسبت تاریخی باشد، به رویدادی عمومی، سرگرم‌کننده و تجاری تبدیل شده است؛ فرصتی برای پوشیدن لباس‌های متفاوت، گریم، برگزاری مهمانی و تجربه هیجان. این تحول از منظر مردم‌شناسی اهمیت دارد. آیین‌ها در طول تاریخ ثابت نمی‌مانند؛ ممکن است کارکرد و معنای اولیه خود را از دست بدهند، با عناصر فرهنگی تازه ترکیب شوند و متناسب با نیازهای جامعه تغییر کنند.

«ویکتور ترنر»، مردم‌شناس بریتانیایی، در مطالعات خود درباره آیین‌ها به مفاهیمی مانند آستانگی و تجربه جمعی توجه می‌کند. آستانگی به وضعیتی گفته می‌شود که افراد برای مدتی از موقعیت و نقش معمول خود فاصله می‌گیرند و وارد فضایی متفاوت می‌شوند. پوشیدن لباس مبدل، تعلیق موقت بعضی نقش‌های روزمره و ورود به فضایی متفاوت، شباهتی با وضعیت آستانگی دارد؛ هرچند هالوین مدرن لزوماً یک آیین گذار به معنای دقیق مردم‌شناختی نیست.

چرا انسان دوست دارد برای چند ساعت شخص دیگری باشد؟

یکی از ویژگی‌های شاخص هالوین، استفاده از لباس‌های مبدل و نقاب است. افراد ممکن است در این جشن به شکل شخصیت‌های خیالی، موجودات ترسناک، قهرمانان سینمایی یا حتی چهره‌های تاریخی ظاهر شوند. اما نقاب در فرهنگ‌های مختلف همواره چیزی فراتر از پوشاندن چهره بوده است. در بسیاری از آیین‌های سنتی، نقاب نماینده یک شخصیت اسطوره‌ای، روح، موجود فراطبیعی یا نیرویی نمادین بوده است. گاهی نیز پوشیدن لباس خاص به فرد امکان می‌داده برای مدتی از هویت روزمره خود فاصله بگیرد و نقش دیگری را تجربه کند.

در هالوین امروزی نیز می‌توان این ویژگی را مشاهده کرد. فردی که در زندگی روزمره با نقش‌های مشخص خانوادگی، شغلی و اجتماعی شناخته می‌شود، برای چند ساعت می‌تواند ظاهر و شخصیت متفاوتی را انتخاب کند.

«مریم حسین‌زاده»، روان‌شناس، نیز معتقد است: «در حال حاضر جامعه ما با بحران‌های متفاوتی روبه‌روست و جنگ نیز به آن اضافه شده است. به همین دلیل قشر جوان و نوجوان ما دچار بار هیجانی منفی بسیاری است و جشن‌هایی مانند هالوین که مخصوص کشور ما هم نیست، می‌تواند برای آنان جذابیت‌های بسیاری داشته باشد. این نسل می‌توانند به‌وسیله گریم‌ها و ماسک‌های متفاوت، این بار هیجانی منفی را تخلیه کنند. این امر یک مکانیزم دفاعی است تا از هالوین به‌عنوان ابزاری برای تخلیه تنش‌های درونی استفاده کنند. به‌عبارتی هالوین برای نسل جوانان و نوجوانان شرایطی ایجاد می‌کند تا آنان پشت ماسکی که به صورت می‌زنند، از قواعد و محدودیت‌های جامعه فاصله بگیرند و نقشی که برخلاف جامعه است را بازی کنند. همچنین فشار روانی که از لحاظ اجتماعی تحمل می‌کنند را کنار بزنند و احساس رهاشدگی داشته باشد.»

وی ادامه می‌دهد: «نسل جدید، به‌ویژه نوجوانان، به‌دنبال دیده شدن است و اغلب آنان از سن کم وارد فضای مجازی شده‌اند. به همین دلیل با شرکت در جشن‌هایی از جمله هالوین می‌توانند خودشان را جزئی از گروه خاص ببینند و با انتشار عکس و استوری در شبکه‌های اجتماعی، به‌عبارتی ابراز وجود کنند. به‌هرحال انسان، یک موجود اجتماعی است و نیاز دارد که دیده شود و مورد تأیید قرار بگیرد. بنابراین انتشار عکس‌ها و ویدئوهای این نسل از شکل‌های متفاوت خودشان در جشنی مانند هالوین و در فضاهای مجازی مانند اینستاگرام و تیک‌تاک، منجر به گرفتن لایک و کامنت بیشتر می‌شود و این امر پاسخ به نیاز دیده شدن است.»

حسین‌زاده اضافه می‌کند: «هورمون دوپامین، یک انتقال‌دهنده عصبی و از اجزای اصلی سیستم پاداش مغز است. این ماده شیمیایی که به‌عنوان هورمون شادی هم شناخته می‌شود، احساس لذت ایجاد می‌کند. در همین راستا، زمانی که فرد در قبال کاری که انجام می‌دهد پاداش دریافت کند، مهر تأییدی بر رفتار اوست تا به مسیر خودش ادامه دهد.»

این روان‌شناس به «پیام ما» می‌گوید: «اگر فرد خلاقیت داشته باشد و بتواند خود را به شکل متفاوت‌تری گریم کند و متفاوت‌تر لباس بپوشد، این تأیید گرفتن بیشتر هم می‌شود و فضای مجازی شرایطی ایجاد می‌کند تا فرد بهتر دیده شود. اما از سوی دیگر، این امر می‌تواند خطرناک هم باشد؛ چون فرد این تأیید را در فضای مجازی می‌گیرد که می‌تواند وابستگی به این تأییدگیری را ایجاد کند و موجب شود اعتمادبه‌نفس او در محیط واقعی کاهش پیدا کند. بنابراین فضای مجازی در کنار خوبی‌هایی که دارد، می‌تواند خطراتی هم داشته باشد.»

حسین‌زاده بیان می‌کند: «نوجوانی، دوره‌ای است که بچه‌ها به‌دنبال هویت‌یابی هستند و فرد تلاش می‌کند با گریم متفاوتی که انجام می‌دهد و با پنهان کردن خود پشت آن، جسارتش را افزایش دهد. برای مثال وقتی شکل بتمن را برای خودش انتخاب می‌کند، گویی آن ماسک و پوشش، قدرت همان شخصیت را هم به او می‌دهد تا بتواند فراتر از آن چیزی که هست، خودش را نشان دهد و زبان دیده شدن بصری را به مخاطب خودش دهد. در این قالب، نقش خود هم پررنگ‌تر می‌شود. اینکه من هستم، اما با یک نقش متفاوت‌تر. انتخاب کردم که چنین گریمی داشته باشم و حس کنترل روی خودم دارم، من استقلال دارم و می‌توانم استقلال خودم را با یک گریم متفاوت نشان دهم. گویی می‌تواند تمام کمبودهایی که در زندگی روزمره خود دارد بشکند، پشت آن شخصیت پنهان شود و خود دیگری نشان دهد.»

چرا ترسناک بودن می‌تواند لذت‌بخش باشد؟

در نگاه نخست، شاید عجیب به نظر برسد که انسان‌ها برای سرگرمی به‌سراغ نمادهایی می‌روند که در زندگی واقعی از آن‌ها می‌ترسند: مرگ، تاریکی، ارواح، هیولاها و موجودات ناشناخته. اما ترس همیشه تجربه‌ای ناخوشایند نیست. تماشای فیلم ترسناک، حضور در اتاق‌های فرار و تجربه بازی‌های هیجان‌انگیز نشان می‌دهد انسان گاهی به‌دنبال تجربه ترس در شرایطی است که احساس امنیت می‌کند. در چنین موقعیتی، فرد می‌داند که با یک خطر واقعی مواجه نیست و می‌تواند هیجان ناشی از ترس را در فضایی کنترل‌شده تجربه کند. همین فاصله میان خطر واقعی و خطر نمایشی، یکی از عواملی است که تجربه ترس را برای برخی افراد لذت‌بخش می‌کند.

حسین‌زاده در این زمینه معتقد است: «نظریه انتقال هیجان در روان‌شناسی می‌گوید زمانی که متوجه شویم ترس واقعی است، آمیگدال مغز ما فعال می‌شود و اجازه پردازش را به ما نمی‌دهد و از موقعیتی که در آن هستیم، تفسیری نداریم. اما زمانی که در محیط امن با ترس مواجه می‌شویم، مغز متوجه می‌شود که این ترس واقعی نیست و احساس لذت به فرد می‌دهد که همراه با تخلیه هیجانی است.»

از منظر مردم‌شناسی نیز ترس و مواجهه با ناشناخته‌ها از موضوعات دیرینه فرهنگ انسانی است. جوامع مختلف در طول تاریخ برای توضیح مرگ، نیروهای ناشناخته و پدیده‌های خارج از درک خود، روایت‌ها، اسطوره‌ها و موجودات نمادینی خلق کرده‌اند. در فرهنگ ایرانی نیز روایت‌هایی درباره جن، آل، دیو، بختک و دیگر موجودات فراطبیعی وجود دارد. البته این موجودات از نظر ریشه و معنا با شخصیت‌های هالوین یکسان نیستند، اما مقایسه آن‌ها می‌تواند نشان دهد انسان‌ها در فرهنگ‌های مختلف چگونه برای مواجهه با ناشناخته‌ها روایت می‌سازند. شاید بتوان گفت هالوین در شکل امروزی خود، بخشی از ترس‌های کهن انسان را به تجربه‌ای نمایشی و سرگرم‌کننده تبدیل کرده است.

هالوین ایرانی؛ تقلید فرهنگی یا بازآفرینی یک مناسبت جهانی؟

یکی از بحث‌های اصلی درباره برگزاری هالوین در ایران، نسبت آن با هویت فرهنگی ایرانی است. آیا استقبال از یک مناسبت غیرایرانی به معنای فاصله گرفتن از فرهنگ بومی است؟ آیا می‌توان هم به آیین‌های ایرانی علاقه‌مند بود و هم در یک جشن جهانی شرکت کرد؟ مردم‌شناسی فرهنگی برای پاسخ به این پرسش‌ها، به چگونگی انتقال و تغییر عناصر فرهنگی توجه می‌کند. «نستور گارسیا کانکلینی»، نظریه‌پرداز آمیختگی فرهنگی، نشان می‌دهد که فرهنگ‌ها در جهان معاصر در ارتباط دائمی با یکدیگر قرار دارند و عناصر فرهنگی در این برخوردها می‌توانند شکل و معنای تازه‌ای پیدا کنند.

حسین‌زاده در این زمینه نیز اظهار می‌کند: «ما جشن‌های بزرگی در ایران داریم، از جمله مهرگان و شب چله که اگر این جشن‌ها به‌اندازه کافی پرشور برگزار شوند، دیگر نسل نوجوان و جوان به‌دنبال شرکت در جشن هالوین نمی‌رود. چون هالوین مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته، جهانی شده است. به همین جهت برای نسل جوان ما بسیار هیجان‌انگیز است.»

این روان‌شناس با بیان اینکه نسل جدید بسیار متفاوت است و نیاز به شادی و دیده شدن دارد، می‌گوید: «برای مثال اگر ما بتوانیم جشن‌هایی با اشتراکات فرهنگی، هرچند جزئی، مثل جشن مهرگان را پرشورتر از ولنتاین برگزار کنیم و رسمیت بیشتری به آیین‌های باستانی دهیم، شرایطی فراهم کرده‌ایم تا حس خوب را در این نسل زنده کند. وقتی نسل جوان در هالوین خودشان را به شکل‌هایی خاص درمی‌آورند، نشان‌دهنده نوعی سازگاری و همسو شدن با جهان است و تلاش می‌کند تفاوت کشوری که در آن زندگی می‌کند را با جهان از بین ببرد و این پیام را بدهد که ما می‌توانیم یکدست باشیم و در موقعیت‌های مختلف و همراه با جهان جشن بگیریم.»

از سوی دیگر، وقتی یک مناسبت از جامعه‌ای به جامعه دیگر منتقل می‌شود، لزوماً همان معنای اولیه را حفظ نمی‌کند. مردم جامعه میزبان ممکن است بخشی از نمادها و رفتارهای آن را انتخاب کنند و آن‌ها را مطابق سلیقه، نیاز و شرایط فرهنگی خود تغییر دهند.

بنابراین، هالوین برگزارشده در ایران را نیز باید با مشاهده و بررسی شکل واقعی برگزاری آن مطالعه کرد. آیا شرکت‌کنندگان به پیشینه تاریخی آن توجه دارند؟ آیا صرفاً به لباس و گریم علاقه‌مندند؟ آیا عناصر فرهنگی ایرانی در شیوه برگزاری این مراسم دیده می‌شود؟ پاسخ این پرسش‌ها می‌تواند مشخص کند با یک تقلید ساده مواجه هستیم یا با نوعی پذیرش و بازآفرینی فرهنگی.

چرا یک جشن تفریحی به موضوع مناقشه تبدیل می‌شود؟

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا نه خود جشن، بلکه واکنش‌های متفاوتی باشد که در برابر آن شکل می‌گیرد. برای گروهی، هالوین فرصتی برای تفریح، خلاقیت و تجربه متفاوت است؛ برای گروهی دیگر، این مناسبت ممکن است نمادی از فاصله گرفتن از سنت‌های فرهنگی و ارزش‌های بومی تلقی شود. این تفاوت نگرش را می‌توان از منظر مرزبندی فرهنگی بررسی کرد؛ یعنی شیوه‌ای که گروه‌های مختلف با تعریف کردن آنچه متعلق به فرهنگ خود می‌دانند، میان خود و دیگران مرز می‌کشند.

در چنین شرایطی، یک انتخاب ظاهراً شخصی می‌تواند به موضوعی عمومی تبدیل شود؛ زیرا افراد دیگر آن را صرفاً یک انتخاب تفریحی نمی‌بینند، بلکه برای آن معنایی فرهنگی و اجتماعی قائل می‌شوند. «استنلی کوهن»، جامعه‌شناس بریتانیایی، در طرح مفهوم «هراس اخلاقی» به شرایطی اشاره می‌کند که در آن یک رفتار یا گروه اجتماعی به‌عنوان تهدیدی برای ارزش‌ها و نظم جامعه معرفی می‌شود. البته هر مخالفتی با یک مناسبت فرهنگی را نمی‌توان مصداق هراس اخلاقی دانست؛ برای چنین تحلیلی باید نوع واکنش‌ها، نحوه بازنمایی موضوع در رسانه‌ها و میزان بزرگ‌نمایی تهدید بررسی شود.

از سوی دیگر، باید پذیرفت که اختلاف‌نظر درباره مناسبت‌های فرهنگی بخشی از زندگی جوامع متکثر است. مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان این تفاوت دیدگاه‌ها را شناخت و درباره آن‌ها گفت‌وگو کرد.

«ندا زینل‌زاده»، جامعه‌شناس، نیز در این زمینه به پیام ما می‌گوید: «برگزاری و شرکت جوانان در مراسم هالوین نشان از همه‌چیزخوارگی فرهنگی در دوران معاصر است و می‌توان آن را با استعاره غذایی، تست ذائقه نامید. تست سوشی و پیتزا در سفر توریستی به کشوری دیگر یا در رستورانی مدرن، نفی یا رها کردن قورمه‌سبزی به‌عنوان نمادی از ذائقه غذایی مادران این سرزمین نیست.»

وی ادامه می‌دهد: «نسل جوان معاصر در فضایی رشد کرده که زیست آنلاین او مرز ندارد. مصرف فرهنگی برایش محدودیت ندارد. او هم‌زمان محتوای تولیدشده در سئول، بریتانیا و تهران را می‌بیند. در دوران جهانی شدن، شرکت در مراسم هالوین تمایلش را به تجربیات نمادین مادی و غیرمادی آشکار می‌کند؛ تستی از یک تجربه حسی، بصری و هیجانی که می‌خواهد برای چندین ساعت زیست کند. کارناوال برگزارشده نه نشانه‌ای از مرگ فرهنگ خودی ـ مادری است و نه تسلیم و ازخودبیگانگی، بلکه تمایلی به تجربیات جدید در دهکده جهانی و کنجکاوی برای درک اشکال متکثر از زیست بشری است.»

این جامعه‌شناس با اشاره به هراس اخلاقی (Moral Panic) بیان می‌کند: «هراس اخلاقی پیرامون پدیده هالوین و امثال آن ناشی از نگاه مکانیکی به هویت است که بیشتر در رویکرد جامعه‌شناسان متقدم به‌عنوان استعمار فرهنگی تفسیر می‌شد. چرخه عمر مناسک وارداتی چون هالوین، مانند ولنتاین، ملتهب و طولانی نخواهد ماند. ورود هر پدیده فرهنگی جدید مانند هالوین به بستر بومی، مراحلی چون فاز شگفتی و مدزدگی، فاز گزینشگری و درنهایت فاز اشباع و فرونشست تب‌وتاب را طی می‌نماید.»

زینل‌زاده می‌گوید: «در دهه ۸۰ و اوایل ۹۰ پدیده فرهنگی ولنتاین داغ و جنجالی بود، اما به‌مرور کم‌رنگ و کم‌رنگ‌تر و تبدیل به امری عادی شد که محدود به ترندهای فضای مجازی، متن‌های فورواردی و استوری شده است. درنتیجه، کنجکاوی پس از چشیده شدن این مراسم در سال‌های آتی به تعادل زیسته و طبیعی خود بازخواهد گشت.»

هالوین چه چیزی درباره جامعه امروز ایران به ما می‌گوید؟

شاید نتوان تنها با بررسی یک جشن، درباره تمام ویژگی‌های فرهنگی یک جامعه قضاوت کرد. اما مناسبت‌هایی مانند هالوین می‌توانند نشانه‌هایی از تغییر در سلیقه‌ها، شیوه‌های تفریح، شکل‌گیری هویت و ارتباط نسل‌ها با فرهنگ جهانی در اختیار ما قرار دهند.

آنچه اهمیت دارد، پرهیز از دو برداشت ساده‌انگارانه است: نه می‌توان هر استقبال از یک مناسبت خارجی را نشانه از دست رفتن هویت فرهنگی دانست و نه می‌توان هر نوع تأثیرپذیری فرهنگی را بدون بررسی، نشانه پویایی و پیشرفت تلقی کرد. فرهنگ در زندگی واقعی مردم شکل می‌گیرد؛ در انتخاب‌های روزمره، در جشن‌ها، در شیوه لباس پوشیدن، در مناسبات دوستانه و در معنایی که افراد به تجربه‌های خود می‌دهند.

هالوین در ایران، فارغ از موافقت‌ها و مخالفت‌ها، فرصتی برای مشاهده بخشی از این تحولات است؛ فرصتی برای پرسیدن اینکه انسان معاصر چگونه از عناصر فرهنگی جهان برای ساختن تجربه‌های تازه استفاده می‌کند و چگونه میان تعلقات فرهنگی گذشته و انتخاب‌های امروز خود ارتباط برقرار می‌سازد.

نویسنده: کبریا حسین زاده
منبع: پیام ما

اخبار مشابه


Deprecated: پروندهٔ پوسته بدون comments.php از نگارش 3.0.0 که جایگزینی در دسترس نداردمنسوخ شده است. لطفاً یک قالب comments.php در پوستهٔ خود قرار دهید. in /home/bazarkasbkar/domains/bazarkasbkaronline.ir/public_html/wp-includes/functions.php on line 6260

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *