بازار کسب و کار گزارش می دهد
پاسخ ایران در دور بعد؛ جغرافیای جنگ تا کجا گسترش مییابد؟
- کد نوشته: 75358
- ۱۶ آبان ۱۴۰۵
- ۰
به گزارش بازار کسب و کار | تأکید رهبر انقلاب بر پاسخ «فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» به تهدیدها و دستور بهروزرسانی بانک اهداف، در کنار مواضع اخیر مقامهای سیاسی و نظامی، از تغییر در چارچوب اعلامی بازدارندگی ایران حکایت دارد؛ تغییری که ریشههای آن را میتوان در روند تقابلهای هفت سال گذشته دنبال کرد.
از حمله موشکی ایران به پایگاه عینالاسد در دی ۱۳۹۸ تا عملیات مستقیم علیه اسرائیل و حمله به پایگاه العدید آمریکا در قطر، شیوه پاسخ تهران در مقاطع مختلف تغییر کرده است. در برخی مراحل، ایران خویشتنداری یا پاسخ محدود را در پیش گرفت، اما این وقفهها مانع از افزایش تدریجی سطح تقابل در مراحل بعدی نشد.
از عینالاسد تا تغییر الگوی پاسخ
حمله موشکی ایران به پایگاه عینالاسد در ژانویه ۲۰۲۰، در واکنش به ترور شهید سردار سپهبد قاسم سلیمانی توسط آمریکا، یکی از نخستین نمونههای رویارویی مستقیم دو کشور بود.
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه وقت، پس از این عملیات اعلام کرد: «ما به دنبال تشدید تنش یا جنگ نیستیم، اما در برابر هرگونه تجاوز از خود دفاع خواهیم کرد.»
مایکل آیزنشتات، مدیر برنامه مطالعات نظامی و امنیتی اندیشکده مؤسسه واشنگتن برای سیاستگذاری خاور نزدیک، این عملیات را نمونهای از ترکیب پاسخ نظامی با مدیریت تشدید تنش میداند. به ارزیابی او، اطلاعرسانی قبلی به بغداد و پیامهای پس از عملیات، امکان نمایش قدرت نظامی ایران را بدون الزام به ادامه جنگ فراهم کرد.
اما حمله مستقیم ایران به اسرائیل در آوریل ۲۰۲۴، پس از حمله به کنسولگری ایران در دمشق، مرحله متفاوتی از تقابل را رقم زد. اندیشکده بروکینگز این عملیات را نخستین حمله مستقیم ایران به اسرائیل توصیف کرد.
در آن مقطع، شهید سپهبد محمد باقری، رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح، هشدار داد: «اگر اسرائیل علیه ایران دست به اقدام تلافیجویانه بزند، پاسخ ما بسیار بزرگتر از اقدام نظامی امشب خواهد بود.» وی همچنین اعلام کرد مشارکت آمریکا در اقدام اسرائیل میتواند پایگاههای این کشور را در معرض پاسخ قرار دهد.
عملیات اول اکتبر همان سال، ابعاد دیگری از تغییر توان عملیاتی را آشکار کرد. بر اساس گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا، ایران در این حمله حدود ۱۸۰ موشک بالستیک شلیک کرد و خسارت بیشتری در اطراف پایگاههای اسرائیلی گزارش شد.
گزارش پارلمان بریتانیا نیز حمله آوریل را شامل حدود ۳۳۰ پرتابه، از جمله ۱۲۰ موشک بالستیک، و عملیات اکتبر را شامل حدود ۱۸۰ تا ۲۰۰ موشک توصیف کرده است. بنابراین، تفاوت دو عملیات تنها در تعداد شلیکها نبود، بلکه ترکیب تسلیحات، سهم موشکهای بالستیک و فرصت محدودتر واکنش نیز اهمیت داشت.
از پاسخ متناسب تا تحمیل هزینه
پس از حمله مهرماه ۱۴۰۳، تهران بلافاصله پاسخ نظامی دیگری نداد. در تیرماه ۱۴۰۴ نیز حمله ایران به پایگاه العدید آمریکا در قطر، در واکنش به حمله به تأسیسات هستهای ایران، با تأکید بر تناسب همراه شد.
شورای عالی امنیت ملی اعلام کرد تعداد موشکهای استفادهشده در این عملیات برابر با تعداد بمبهای بهکاررفته آمریکا علیه تأسیسات هستهای ایران بوده است.
آیزنشتات معتقد است عقبنشینی موقت لزوماً به معنای پایان تقابل نیست و تهران ممکن است چالش را «در زمان و مکانی دیگر یا با ابزارهایی متفاوت» از سر بگیرد.
در همین زمینه، مونا یعقوبیان، مدیر برنامه خاورمیانه مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، در مقاله «راهبرد جنگی ایران: پاسخ را تنظیم نکن؛ تشدید کن» نوشته است: «ایران با اقدام گسترده از همان ابتدا، ظاهراً درسهای درگیریهای پیشین را به خوبی آموخته است.»
یعقوبیان تحول راهبرد ایران را در دو محور «تشدید افقی»، به معنای گسترش جغرافیای جنگ، و «تشدید عمودی»، به معنای افزایش شدت عملیات از طریق تغییر اهداف، تاکتیکها و تسلیحات، توضیح میدهد.
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر اندیشکده گروه بینالملل بحران، نیز در مصاحبه مارس ۲۰۲۶ با کارنگی اظهار کرد: «آنچه ایران اکنون انجام میدهد صرفاً پاسخ نظامی نیست؛ بلکه تلاش برای ایجاد بازدارندگی تازه زیر آتش است.»
به گفته او، تهران به دنبال افزایش هزینه حمله مجدد است تا واشنگتن درباره تکرار چنین اقدامی تجدیدنظر کند. عزیزی همچنین معتقد است ایران بهتدریج از تأکید سنتی بر پاسخ متناسب و تلافی، به سمت رویکردی تهاجمیتر با هدف تحمیل هزینه بر طرف مقابل حرکت کرده است.
بانک اهداف جدید؛ فراتر از مرزهای گذشته
رهبر انقلاب در دیدار با فرماندهان نظامی تأکید کردند هر سطح و نوع تهدید باید با پاسخی «فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی» روبهرو شود. دستور بهروزرسانی بانک اهداف نیز داراییهای «مادی و غیرمادی» آمریکا و اسرائیل را شامل میشد.
ستاد کل نیروهای مسلح نیز در بیانیهای از «بانک جدیدی از اهداف و داراییهای دشمن در جغرافیای وسیعتر از گذشته» خبر داد و بر پاسخ پرقدرت و پرشدت تأکید کرد.
در کنار این مواضع، برخی مقامهای سیاسی ایران هشدارهایی درباره گسترش پیامدهای جنگ به اروپا مطرح کردهاند.
منوچهر متکی، وزیر امور خارجه پیشین و نماینده مجلس، در گفتوگویی تلویزیونی اعلام کرد درگیری بعدی «جنگ منطقهای نخواهد بود» و در صورت حمله به ایران، جنگ «به اروپا خواهد رسید».
محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نیز در پیامی خطاب به کشورهای اروپایی، حمایت آنها از اسرائیل را با هزینههای جنگ مرتبط دانست و نوشت: «جنگ و ترور تاوان دارد؛ حالا نوبت شماست که تاوان پس بدهید.»
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، نیز در واکنش به مواضع فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، هشدار داد در صورت حمله مجدد، تهران محدودیتهای پیشین را رعایت نخواهد کرد و تأکید کرد: «دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت.»
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز با یادآوری حمایت قبلی مرتس از حمله اسرائیل به ایران، با نقل عبارتی از فریدریش شیلر از همراهشدن با «اسب سرکش جنون» و کشیدهشدن به «ورطه سقوط» سخن گفت.
این مواضع در کنار یکدیگر، بیانگر هشدار سیاسی تهران درباره پیامدهای حمایت کشورهای اروپایی از حمله نظامی به ایران است؛ هرچند این اظهارات بهتنهایی به معنای تصمیم قطعی برای حمله نظامی به کشورهای اروپایی نیست.
در این میان، جرمی بینی، تحلیلگر دفاعی مؤسسه جینز، معتقد است حذف محدودیت جغرافیایی لزوماً به معنای افزایش برد موشکها نیست و ممکن است به تغییر در انتخاب اهداف و کنار گذاشتن محدودیتهای قبلی برای هدفگیری برخی کشورهای منطقه اشاره داشته باشد.
زیرساختهای منطقه در معرض خطر
یکی از نگرانیهای اصلی تحلیلگران درباره دور بعدی جنگ، احتمال گسترش اهداف به زیرساختهای حیاتی کشورهای خلیج فارس است.
دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، به فایننشالتایمز گفته است حمله آمریکا و اسرائیل به زیرساختهای حیاتی ایران، «ماهیت جنگ را اساساً تغییر میدهد» و احتمال پاسخ تهران علیه زیرساختهای مشابه در خلیج فارس را افزایش خواهد داد.
او معتقد است ایران ممکن است زیرساختهای ارتباطی و داراییهای راهبردی دیگری را که در عملیات پیشین هدف قرار نگرفتهاند، به بانک اهداف اضافه کند؛ روندی که میتواند به رویاروییای «بسیار گستردهتر، طولانیتر و فرسایندهتر» منجر شود.
مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، نیز هشدار داده است در صورت آغاز عملیات جدید، باید انتظار پاسخهای نامتقارن ایران، از جمله حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای نظامی و غیرنظامی منطقه را داشت.
لینت ناسباکر، مشاور ارشد پیشین امنیتی دولت بریتانیا، هم تأکید کرده است هدف قرار گرفتن زیرساختهای انرژی ایران میتواند واکنش مشابه علیه تأسیسات انرژی کشورهای خلیج فارس و تشدید بحران جهانی انرژی را به دنبال داشته باشد.
نگرانی کشورهای منطقه از تکرار جنگ
گزارش تحلیلی روز دوشنبه رویترز، نگرانی دولتهای خلیج فارس را از احتمال تبدیل شدن پایگاههای نظامی آمریکا به اهداف حملات بعدی بررسی کرده است.
امیل حکیم، مدیر امنیت منطقهای مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی، در گفتوگو با رویترز اظهار کرد: «کارزار ایران برای فرسودهکردن آمریکاییهاست، نه پیروزی.» به گفته او، این راهبرد میتواند طرف مقابل را به صرف انرژی، تسلیحات و هزینههای مالی بیشتر وادار کند.
در همین حال، شیخ محمد بن عبدالرحمان آل ثانی، نخستوزیر و وزیر امور خارجه قطر، روز جمعه ۱۵ آبان هشدار داد: «مساله ایران را نمیتوان حلنشده رها کرد و ما نمیتوانیم دور دیگری از تشدید تنش را تحمل کنیم.»
وی همچنین گفت: «تشدید درگیریهای نظامی برای کسب امتیاز بیشتر در مذاکرات، نتیجهای نخواهد داشت» و تأکید کرد نباید به صدای افراطگرایانی که میخواهند روند مذاکرات را به گروگان بگیرند، گوش داد.
بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر، نیز در نشست منامه هشدار داد دور دیگر جنگ «خطرناکتر و ویرانگرتر» خواهد بود و «به هیچجا نخواهد رسید».
یک مقام کشورهای خلیج فارس نیز به رویترز گفته است منطقه عملاً با بدترین سناریو، یعنی حمله آمریکا و سپس پاسخ ایران علیه زیرساختهای غیرنظامی در سراسر خلیج فارس، روبهروست.
مجموع این هشدارها نشان میدهد نگرانی از دور بعدی جنگ تنها به احتمال تبادل حملات موشکی محدود نیست. گسترش اهداف، ورود زیرساختهای انرژی و ارتباطات به میدان تقابل و طولانی شدن درگیری، از جمله سناریوهایی است که میتواند کشورهای بیشتری را درگیر پیامدهای جنگ کند.
در چنین شرایطی، حتی اگر آغاز عملیات جدید از نگاه برخی سیاستگذاران اقدامی محدود و زمانبندیشده باشد، واکنشهای متقابل و گسترش دامنه اهداف میتواند کنترل روند درگیری و دستیابی به نقطه توقف را برای همه طرفها دشوارتر کند.
.
پاسخ ایران در دور بعد؛ جغرافیای جنگ تا کجا گسترش مییابد؟






دیدگاهتان را بنویسید