گزارش خبرنگار بازار کسب و کار نشان میدهد مذاکرات ژنو دیگر صرفاً یک گفتوگوی فنی درباره سطح غنیسازی یا چارچوب نظارتها نیست بلکه به بخشی از معادله بزرگتر نظم امنیتی خاورمیانه تبدیل شده که بازیگران متعدد داخلی و خارجی در آن نقش دارند.
ایران در سالهای گذشته سطح غنیسازی خود را افزایش داده اما همواره تأکید کرده هدف از این برنامه تولید انرژی، کاربردهای پزشکی و صنعتی است و ساخت سلاح هستهای در دکترین رسمی کشور جایگاهی ندارد.
در مقابل، آمریکا و متحدان اروپایی بر محدودسازی ظرفیتهای حساس هستهای تأکید دارند و تلاش میکنند با ابزار تحریم و مذاکره، رفتار هستهای تهران را در چارچوب توافقی قابل راستیآزمایی نگه دارند.
تجربه خروج واشنگتن از توافق پیشین و بازگشت تحریمها باعث شده سطح بیاعتمادی میان طرفها بالا باشد و همین مسئله پیچیدگی مذاکرات جدید را افزایش داده است.
از منظر سیاسی، دولت آمریکا علاوه بر ملاحظات سیاست خارجی با فشار کنگره و فضای قطبی داخلی روبهروست و هرگونه توافق با ایران میتواند به سوژهای برای رقابتهای حزبی تبدیل شود.
در سوی دیگر، کابینه حاکم در اسرائیل برنامه هستهای ایران را تهدیدی راهبردی میداند و برخی جریانهای تندرو در این رژیم از گزینه اقدام پیشدستانه سخن گفتهاند.
همین اختلاف نگاه میان واشنگتن و تلآویو درباره زمان و شیوه مواجهه با ایران یکی از متغیرهای پنهان اما اثرگذار بر روند مذاکرات به شمار میرود.
در سطح منطقهای، کشورهایی مانند عمان سابقه میانجیگری میان تهران و واشنگتن را دارند و تلاش میکنند کانالهای ارتباطی حتی در اوج تنش نیز باز بماند.
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز که در سالهای اخیر مسیر تنشزدایی با ایران را در پیش گرفتهاند، از هرگونه درگیری گسترده نگراناند زیرا امنیت انرژی و پروژههای کلان اقتصادی آنان به ثبات منطقه وابسته است.
از منظر اقتصادی، منطقه خلیج فارس یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال نفت جهان است و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند بلافاصله قیمت جهانی انرژی را افزایش دهد.
در صورت بروز درگیری، هزینه بیمه نفتکشها و کشتیهای تجاری افزایش مییابد و این موضوع به رشد قیمت کالاهای اساسی در بازارهای جهانی منجر خواهد شد.
معادله پیچیده سیاست داخلی آمریکا، ملاحظات امنیتی اسرائیل و راهبرد بازدارندگی ایران
بازارهای مالی نیز معمولاً به ریسک ژئوپلیتیک واکنش سریع نشان میدهند و سرمایهها به سمت داراییهای امن مانند طلا و دلار حرکت میکنند که خود میتواند موجب بیثباتی در بازار ارز کشورهای منطقه شود.
در داخل ایران، چشمانداز کاهش تحریمها میتواند به افزایش صادرات نفت، بهبود دسترسی به منابع ارزی و تقویت رشد اقتصادی منجر شود و فعالان بخش خصوصی با دقت تحولات ژنو را دنبال میکنند.
همزمان، ایران اعلام کرده توان موشکی و ظرفیتهای دفاعی خود را قابل مذاکره نمیداند و این موضوع یکی از گرههای اصلی در گفتوگوهای غیرمستقیم به شمار میرود.
راهبرد اعلامی تهران مبتنی بر ترکیب دیپلماسی فعال و بازدارندگی دفاعی است؛ رویکردی که هدف آن جلوگیری از جنگ در عین حفظ قدرت پاسخگویی عنوان میشود.
در آمریکا نیز بخشی از نخبگان سیاسی و نظامی نسبت به هزینههای یک جنگ جدید در خاورمیانه هشدار دادهاند و بر این باورند که تمرکز راهبردی واشنگتن باید بر رقابت با قدرتهای بزرگ جهانی باقی بماند.
اتحادیه اروپا که در سالهای گذشته با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین مواجه بوده، از هرگونه تنش تازه در خاورمیانه بیم دارد زیرا وابستگی انرژی و فشار تورمی همچنان چالشآفرین است.
از منظر ژئوپلیتیک، هرگونه درگیری مستقیم میتواند پای بازیگران فرامنطقهای را نیز به میدان باز کند و موازنههای امنیتی را دستخوش تغییرات پیشبینیناپذیر سازد.
در سناریوی توافق، احتمال آزادسازی بخشی از منابع مالی بلوکهشده ایران و افزایش تعاملات بانکی وجود دارد که میتواند فضای تجارت منطقهای را پویا کند.
چنین توافقی همچنین میتواند به کاهش ریسک سرمایهگذاری در پروژههای انرژی، پتروشیمی و حملونقل در ایران و کشورهای همسایه منجر شود.
اما در سناریوی شکست مذاکرات، تشدید تحریمها یا اقدامهای نظامی محدود میتواند چرخهای از واکنش و ضدواکنش ایجاد کند که کنترل آن دشوار خواهد بود.
برخی تحلیلگران معتقدند اشتباه محاسباتی در این مقطع حساس میتواند بحران را از سطح یک تقابل محدود به سطحی گستردهتر ارتقا دهد.
در چنین شرایطی، کشورهای منطقه تلاش میکنند از طریق دیپلماسی فعال و رایزنیهای فشرده، مانع از رسیدن تنشها به نقطه غیرقابل بازگشت شوند.
بازار جهانی انرژی اکنون در وضعیت انتظار تحلیلی قرار دارد و معاملهگران سناریوهای مختلف از توافق تا درگیری محدود را در قیمتگذاریهای خود لحاظ میکنند.
سرمایهگذاران داخلی و خارجی نیز تصمیمهای کلان خود را به نتیجه دور چهارم مذاکرات گره زدهاند و بسیاری ترجیح میدهند تا روشنتر شدن چشمانداز سیاسی دست نگه دارند.
در نهایت، پرونده ژنو به آزمونی برای اراده سیاسی همه طرفها تبدیل شده است؛ آزمونی که نتیجه آن میتواند مسیر امنیتی و اقتصادی خاورمیانه را برای سالهای آینده تعیین کند.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا منطق منافع اقتصادی مشترک و پرهیز از جنگ بر تصمیمگیران غلبه خواهد کرد یا مجموعهای از فشارهای سیاسی و محاسبات امنیتی مسیر منطقه را به سوی تنش تازهای سوق خواهد داد.
در ادامه این تحولات، ایران با لحنی صریحتر اعلام کرده است که از منظر نظامی و دفاعی در آمادهترین سطح خود قرار دارد و هرگونه اقدام ماجراجویانه را با پاسخی قاطع مواجه خواهد کرد؛ موضعی که بهطور مستقیم بر محاسبات امنیتی منطقه اثر میگذارد.
مقامات نظامی ایران تأکید کردهاند توانمندیهایی در اختیار دارند که به گفته آنان در برآوردهای متعارف نظامی دشمنان نیز قابل پیشبینی کامل نیست و همین اظهارات به افزایش سطح بازدارندگی ادعایی تهران دامن زده است.
در سالهای اخیر، توسعه سامانههای موشکی، پهپادی و دریایی ایران بهعنوان بخشی از راهبرد دفاع نامتقارن معرفی شده و فرماندهان نظامی بارها بر عنصر «غافلگیری راهبردی» در صورت وقوع درگیری تأکید کردهاند.
فرماندهان شهید ایران نیز پیشتر در سخنرانیهای مختلف بر این نکته تصریح کرده بودند که قدرت بازدارندگی کشور تنها در تجهیزات متعارف خلاصه نمیشود بلکه در ترکیبی از فناوری، تاکتیک و اراده عملیاتی تعریف میشود.
رهبر جمهوری اسلامی، سید علی خامنهای نیز در سخنان اخیر خود با اشاره به تهدیدات دریایی و نظامی تصریح کردهاند که مهمتر از ناو، سلاحی است که میتواند آن را به قعر دریا ببرد؛ جملهای که بازتاب گستردهای در تحلیلهای امنیتی داشته است.
این اظهارات از منظر سیاسی، پیامی دوگانه دارد؛ از یک سو تقویت روحیه داخلی و نمایش انسجام دفاعی و از سوی دیگر ارسال سیگنال بازدارنده به بازیگران خارجی درباره هزینههای هرگونه اقدام نظامی.
تحلیلگران معتقدند چنین مواضعی بخشی از جنگ روانی و بازدارندگی کلامی در فضای پیش از تصمیمهای حساس سیاسی است و میتواند در کنار تحرکات میدانی، سطح ریسک ادراکشده را افزایش دهد.
در سطح منطقهای، هرگونه تأکید بر توان پاسخ سخت، نگرانی کشورهایی را که میزبان پایگاههای نظامی خارجی هستند افزایش میدهد زیرا در صورت بروز درگیری، این پایگاهها ممکن است در معادلات پاسخ متقابل قرار گیرند.
از منظر اقتصادی، تشدید ادبیات تهدیدآمیز معمولاً به رشد فوری ریسک ژئوپلیتیک در بازار انرژی منجر میشود و معاملهگران نفت و گاز با حساسیت بیشتری تحولات سیاسی را دنبال میکنند.
در عین حال، برخی ناظران بر این باورند که افزایش سطح بازدارندگی لفظی میتواند با هدف جلوگیری از جنگ و بالا بردن هزینه تصمیم نظامی طرف مقابل صورت گیرد، نه لزوماً مقدمهای برای آغاز درگیری.
در چنین شرایطی، معادله امنیتی منطقه بیش از هر زمان دیگر به تصمیمهای سیاسی گره خورده و کوچکترین خطای محاسباتی میتواند پیامدهایی فراتر از یک تقابل محدود داشته باشد.
اکنون فضای عمومی مذاکرات و تحولات میدانی نشان میدهد منطقه در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که در آن دیپلماسی، بازدارندگی و اقتصاد همزمان در حال شکل دادن به آینده نظم امنیتی خاورمیانه هستند.
نکته مهم دیگری که در تحلیل تحولات اخیر نباید از آن غافل شد، احتمال بازگشت مذاکرات به مسیر است؛ شهری که در سالهای گذشته به کانون اصلی گفتوگوهای هستهای میان ایران و قدرتهای جهانی تبدیل شده بود و تجربه مذاکرات فشرده و چندلایه را در کارنامه خود دارد.
وین پیشتر محل شکلگیری توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بود و پس از آن نیز دورهای متعدد گفتوگو برای احیای همان چارچوب در این شهر برگزار شد، بنابراین بازگشت به وین از منظر نمادین میتواند پیام احیای مسیر توافق و چندجانبهگرایی را مخابره کند.
از نظر سیاسی، انتقال گفتوگوها از ژنو به وین میتواند نشاندهنده ورود مذاکرات به مرحلهای فنیتر و جزئیتر باشد؛ مرحلهای که در آن تیمهای کارشناسی درباره سطح غنیسازی، نحوه راستیآزمایی و چگونگی رفع تحریمها وارد چانهزنی دقیق میشوند.
برای اروپا نیز وین بهعنوان پایتخت اتریش و میزبان نهادهای بینالمللی، بستر مناسبی برای مدیریت گفتوگوهای چندجانبه فراهم میکند و بازگشت به این شهر میتواند نقش میانجیگرانه اروپاییها را پررنگتر سازد.
در بعد اقتصادی، اگر مذاکرات آینده در وین به توافقی عملیاتی منجر شود، احتمال کاهش بخشی از تحریمهای نفتی و بانکی ایران افزایش مییابد و این موضوع میتواند عرضه نفت به بازار جهانی را تقویت کند و بر قیمتها اثر بگذارد.
بازارهای مالی نیز معمولاً به اخبار مرتبط با «وین» واکنش نمادین نشان میدهند، زیرا تجربه گذشته نشان داده هر بار که گفتوگوها در این شهر به مراحل نهایی نزدیک شده، شاخصهای انرژی و ارز در منطقه دستخوش نوسان شدهاند.
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند حتی اگر دور چهارم مذاکرات با میانجیگری برگزار شود، تضمینی برای انتقال سریع پرونده به وین وجود ندارد و تحولات میدانی میتواند مسیر را تغییر دهد.
در صورتی که تنشهای امنیتی تشدید شود، احتمال دارد روند مذاکرات از فاز فنی فاصله گرفته و به مرحلهای سیاسی و حتی تقابلی وارد شود؛ سناریویی که عملاً شانس بازگشت پایدار به میز وین را کاهش میدهد.
از سوی دیگر، اگر سیگنالهای بازدارنده ایران و هشدارهای بینالمللی درباره هزینههای جنگ، طرفها را به خویشتنداری سوق دهد، وین میتواند بار دیگر به صحنه توافقی تبدیل شود که همزمان ابعاد امنیتی و اقتصادی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، آینده وین به تصمیمهای سیاسی روزهای پیش رو گره خورده است؛ تصمیمهایی که مشخص خواهد کرد آیا مذاکرات از مرحله مدیریت بحران عبور میکند و به سمت توافقی ساختاری حرکت میکند یا اینکه سایه بیاعتمادی و رقابت ژئوپلیتیک، این شهر را بار دیگر در انتظار توافقی ناتمام باقی خواهد گذاشت.
حجاج گلستان و مازندران از فرودگاه گرگان وارد کشور میشوند


























دیدگاهتان را بنویسید